1pezeshk logo.jpg

« 10 کار جالب که «احتمالا» با جی‌میل انجام نمی‌دادید | خانه | گوگل معرفی می‌کند : Presently »

یکشنبه 29 مهرماه

سی‌پی‌آر به سبک ایرانی

در قسمت سوم سریال ایرانی «اغما» که در ماه رمضان هر روز از شبکه اول سیما پخش می‌شود ، شاهد یک صحنه احیای قلبی ریوی بودیم که بی‌شک دیدنش برای هر پزشکی می‌توانست جالب باشد.

در سریال اغما که به کارگردانی سیروس مقدم و نویسندگی داریوش مختاری تولید شده است ، امین تارخ نقش دکتر طه پژوهان ملقب به پنجه طلایی! را بازی می‌کند که همسرش ظاهرا دچار یک تومور مغزی شده است ، همسر دکتر پژوهان خواستار این است که عملش را همسرش انجام دهد ولی دکتر پژوهان مردد است و ترجیح می‌دهد عمل را همکارش انجام دهد.

نهایتا به خاطر وخامت ناگهانی حال همسر دکتر پژوهان ، وی مجبور می‌شود ، عمل را خودش انجام دهد. در حالی که به نظر می‌رسد همه چیز به خوبی پیش رفته به دلیلی نامعلوم در بخش ریکاوری ، همسر دکتر پژوهان دچار ایست قلبی می‌شود و از همینجاست که CPR کذایی شروع می‌شود!:

 EGHMA.jpg

- دکتر بیهوشی (لعیا زنگنه) که قائدتا بیشترین صلاحیت را برای شروع و اداره CPR دارد ، منتظر ورود پزشک جراح برای شروع CPR‌ می‌شود ، وقت تلف می‌کند و به وضوح دست و پای خودش را گم کرده است.
- به دستور دکتر پژوهان در حالی که مانیتورینگ تعداد ضربان قلب را 76 نشان می داد ، آمپول آتروپین تزریق شد.
- بعد از شوک‌ ، سر و سینه بیمار به بالا پرتاب می‌شد.
- ظاهرا شوک از روی لباس داده می‌شد.
- دکتر پژوهان ناامید از برگشت حیات به صورت دیوانه‌وار شروع به شوک دادن می‌کند ، دستگاه شوک برای هر نوبت شوک باید شارژ شود و چند ثانیه‌ای باید صرف شارژ شدن دستگاه شود. در سریال هیچ فاصله‌ای بین شوک‌ها نبود.
- خبری از ماساژ قلبی هم نبود و ...

شاید بعضی از خوانندگان اعتقاد داشته باشند که نباید زیاد مته به خشخاش گذاشت و اصلا چه لزومی دارد در سریال‌های مناسبتی از این دست که غالبا با عجله تهیه می‌شوند همه جزئیات به تصویر کشیده شود.

من لزوم  حساسیت در این مورد را در 3 مورد خلاصه می‌کنم:

1- در سینمای دنیا،  مرحله تحقیق قبل از نوشتن فیلمنامه و سینمایی کردن فیلمنامه اهمیت زیادی دارد. هر فیلم بسته به ژانرش مشاورها و کارشناسان زیادی دارد ، اگر فیلمی تاریخی ساخته می‌شود امکان ندارد با یک تاریخ‌دان مشاوره نشود و مثلا در مورد لباس ، شیوه گویش و عادات عامه مردم تحقیق دقیقی انجام نشود. به طریق مشابه اگر فیلمی یا موضوع اصلی و یا حاشیه‌ای پزشکی ساخته شود ، امکان ندارد فیلم کارشناس پزشک نداشته باشد. شما فکر می‌کنید فیلم «ذهن زیبا» بدون کارشناسی ساخته شده است و کارگردان در مورد جان نش و کارهایش در ریاضیات و یا در مورد اسکیزوفرنی کارشناس پزشک و ریاضی‌دان نداشته است و یا فیلم آیریس به صورت تصادفی آلزایمر و پیامدهایش را آن طور هنرمندانه نشان داده است.

البته ظاهرا این سریال کارشناس پزشک داشته است!

از سوی دیگر ، تعهد فیلمسازان برای به تصویر کشیدن واقعیت چیز مهمی است و باید آن را نوعی احترام به شعور مخاطب محسوب کرد. کم بودن سرمایه فیلم و یا مخاطب عام داشتن آن نباید هیچگاه ، توجیهی برای کم‌کاری باشد.

ستارگان سینمای جهان رنج و مرارت زیادی برای وفق دادن با کارکترهای سینمایی‌شان می‌کشند. نیکول کیدمن برای ایفای نقش ویرجینیا ولف ، همه کتاب‌های وی را می‌خواند و چپ‌دست می‌شود ، رابرت دنیرو برای گاو خشمگین 25 کیلو وزن اضافه می‌کند ، تام کروز برای آخرین سامورایی ، مدتها هنرهای رزمی ژاپنی را تمرین می‌کند و در آن مهارت زیادی پیدا می‌کند و برای متولد چهارم جولای مدتها با معلولان در یک آسایشگاه سر می‌کند . ..

پس چرا نباید زحمت یک تحقیق مقدماتی را به خود ندهیم؟

2- ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مردم با کتابخوانی بیگانه‌اند ، منابع اطلاعاتی سهل‌الوصولی برای دریافت اطلاعات پزشکی و سلامت ندارند و افسانه‌ها و خرافاتی در مورد پزشکی و بیماری‌ها و درمان آنها به طریقه سنتی در آن رواج دارد. درمان و ارتقای سطح بهداشت جامعه جز با آگاهی و مشارکت دو جانبه پزشکان و بیماران ممکن نیست.

احیای قلبی ریوی یا CPR در موارد ایست قلبی تنفسی بیماران یکی از موارد بسیار حساس در پزشکی است. تلویزیون یک منبع اطلاعاتی مهم درباره CPR است و قدرت و میزان تأثیرگذاری این رسانه بر کسی پوشیده نیست.

3- صحت و درستی برداشت‌های سینمایی از مقولات مرتبط با پزشکی و سلامت ، بارها از سوی مجلات معتبر پزشکی مورد بررسی قرار گرفته است. یک نمونه:

در جستجویی که انجام دادم ، یک مقاله جالب در مجله پزشکی NEJM دیدم که چگونگی به تصویر کشیده شدن CPR را در سریال‌های پزشکی محبوب در آمریکا بررسی می‌کرد.

 محققان این پژوهش جالب در مجموع 97 قسمت از سریال‌های پزشکی را مشاهده کردند : 25 قسمت از سریال ER و 22 قسمت از سریال Chicago Hope و 50 قسمت از Rescue 911. مجموعا 60 مورد CPR در این قسمت ها رخ داده بود : 31 مورد در سریال ER و 11 مورد در سریال Chicago Hope و 18 مورد در Rescue 911. بیشتر موارد CPR به علت تروما اتفاق افتاده بود و 28 درصد موارد به علت بیماری اولیه قلبی.

در قسمت نتیجه‌گیری مقاله تذکر داده شده بود که میزان موفقیت CPRها در این سریال‌ها بسیار بالا بوده است و ممکن است باعث ایجاد تصورات و انتظارات غلط در مردم شود.

نوشته مرتبط: (...) ، فاجعه سریال سازی

ارسال این مطلب به گوگل ردیر delicious.med.gif Balatarin دنباله مهندس

نظر محمد مطهري September 18, 2007 12:59 AM

سلام . من يكي از طرفدار هاي ثابت وبلاگ شما هستم و هميشه وبلاگتون رو چك ميكنم . از فيدتون هم رو گوگل ريدرم استفاده ميكنم. وبلاگتون خيلي قشنگه. خسته نباشين.

يه خواهشي داشتم ازتون : لطفا در مورد سايت دليشز توضيح بدين . من عضو اين سايت هستم ولي نمي تونم كاري كنم كه بوكماركم رو سايتم ديده بشه. لطفا راهنماييم كنيد. در ضمن اين سايت فيلتر شده.

نظر ستوده September 18, 2007 02:52 AM

دکتر تشکر می کنم برای این اطلاع رسانی و دقت نظر خوبتون

نظر محسن September 18, 2007 03:41 AM

من این سریال رو حتی یک دقیقه‌شو ندیدم.کلاً سریال‌های تلویزیون رو خیلی کم می‌بینم مگه اینکه خیلی پرطرفدار باشه.در اون صورت دنبال می‌کنم که از قافله عقب نباشم! از وقتی سریال نرگس رو دیدم دیگه می‌دونم که کارهای این آقا(سیروس مقدم) کلاً روی اعصابه.سوتی‌های سریال نرگس رو حتماً یادتونه(نوزاد و ...).همین‌طور کش دادن بی‌مورد و آب بستن به سریال.
غیر از این همونطور که خودتون هم اشاره کردید از سریالی که زمان خیلی کوتاهی براش صرف میشه بیشتر از این هم نمیشه انتظار داشت.

نظر حامد September 18, 2007 05:20 AM

خیلی جالب بود
من که اصلا این سریالها را نگاه هم نمی کنم

نظر Maryam September 18, 2007 05:31 AM

مثل همیشه به همه ابعاد موضوع پرداخته اید. دست مریزاد. چه خوب گفته اید که در جامعه بیگانه با مطالعه ما بهترین راه برای بالا بردن سطح دانش و اطلاعات مردم از طریق همین رسانه جادویی و بصورت غیرمستقیم است. بقول امام خمینی صدا و سیما دانشگاه مردم است. ولی متاسفانه نقش آموزشی صدا و سیما اصلا محسوس نیست. یادم است در تحقیقی در یکی از شهرستانهای محروم میزان بالای کم خونی در بین کودکان مشاهده شده بود. مادرها گفته بودند ما بچه مان را خوب تغذیه میکنیم. آنها هر روز پفک میخورند! و استدلالشان این بود که چون تلوزیون مرتب تبلیغ پفک پخش میکند پس حتما پفک مقوی و سالم است.

نظر kochebagh September 18, 2007 06:49 AM

با سلام
به موضوع خوبی اشاره کردید،منم از این وضعیت متعجب شدم،بیشتر وقتی که بدون ماساژ این کارو انجام می دادن!واقعاً تو سریال های ایرانی به تنها چیزی که فکر نمی شه،اطلاع رسانی صحیح به مردمه! متأسفانه بیشتر مردم هم این سریالهارو می بینن و ممکنه برداشت غلط بکنن،باید این جور مسائل رو به کارگردان ودست اندرکاران فیلم یا سریال تذکر داد،اما کو گوش شنوا!

نظر khosrow September 18, 2007 07:37 AM

نظر شما كاملا صحيح است. در صدا و سيما بايد مسايلي را مورد نظر داشت.
1- احترام به شعور مخاطب
2- فرهنگ سازي (خصوصا صدا و سيما كه رسالت عمده اي در اين زمينه دارد)
3- تسلط بر مسايل فني و صداقت در انجام هر پروژه ميزان تاثير گزاري بيشتري را در مخاطب خواهد داشت.

نظر پویا September 18, 2007 10:02 AM

کاملا" موافقم. اما راه حل من چیز دیگه ست : سالهاست که بی خیال تلوزیون ایران شدم! چون هر وقت فقط یک ربع به تماشای برنامه های کانال های مختلف می شینم ، احساس می کنم یک نفر در تمام طول برنامه به شعور و فهم من توهین می کرده.

نظر لحظه September 18, 2007 10:48 AM

اگر جز این بود جای تعجب داشت سریال ایرانی یعنی همین!
درضمن من نمی دانم این سریال با داشتن دو پزشک به عنوان کارشناس مسائل پزشکی چرا بازهم این همه ایراد دارد؟؟!!!

نظر MedadeAbi September 18, 2007 02:29 PM

سلام

من خودم دانشجوی کامپیوترم ولی داییم پزشکی می خونه

و تا یه حدودی در این باره بهم اطلاعات داده بود

و مثل شما بعد از دیدن اون تصاویر به همین فکر فرو رفتم که ...

با شما کاملا موافقم

و تشکر میکنم از شما به عنوان یه ایرانی ایران دوست که اینقدر به فهم و شعور یک بیننده اهمیت می دهید

موفق و موئید باشید

نظر خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز September 18, 2007 03:53 PM

پست فوق‌العاده‌ای بود... اما دکتر جان فراموش کرده‌اید که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که همه‌ی کارها، کارشناسی شده‌اند و همه هم «حرفه‌ای» کار می‌کنند؟!...این سوتی‌های عظیم خیلی هم مسخره و تاسف‌آور نیستند وقتی (...) ما در مهمترین و حساسترین کارها، «تحقیقات قبل از عمل» را فراموش می‌کنند و... اما خداییش چه می کنه این صدا و سیمای (...)! با سوتی هاش می شه یک وبلاگ روزنوشنت یا حتی دقیقه نوشت ساخت! یک مثال دیگه هم همین برنامه (...)"ماه عسل" که موضوع جدیدترین پست وبلاگ خودمه...

نظر رضا September 18, 2007 05:01 PM

ممنون علیرضا جان. طبق معمول مطلبت جامع و مانع بود. مال من بیشتر احساسی و در اوج تحریک نوشته شده بود:)

نظر ندا September 18, 2007 06:55 PM

من این قسمتی که گفتین ندیدم, اما یکی از قسمت های اول این سریال رو کامل دیدم, انگار یه کمی می خواستن ادای سریال پرستاران رو دربیارن ببینن میگیره یا نه! ولی روابط آدما و حرفاشون این قدر احمقانه و دور از واقعه که معلوم نیست توی کدوم زمان و مکانی سیر می کنن. اون دکتره (ایرج نوذری) مثل بچه مدرسه ایها یه جزوه میده دست لعیا زنگنه توش شعر عاشقانه نوشته براش! دکتر پژوهان می گه من تا حالا به زنم دروغ نگفتم (!!!!!) و زنم تا حالا از من چیزی نخواسته (!!!) ( احتمالا به همین دلیل تا حالا بهش مجبور نشده دروغ بگه!). حالا اینا به کنار, این طفلکی ها نرفتن همون پرستاران رو درست ببینن که تو خیلی قسمت هاش سی پی آر هم داره. فیلمه دیگه!

نظر مرتضی September 18, 2007 11:28 PM

سلام .
مطلب جالبی بود .
آقای دکتر این حرکت ها اصلا از آقای مقدم بعید نیست . اگه حتی یکی از کارای قبلی ایشون رو دیده باشید باید به این سکانسها عادت کرده باشید .
موفق باشید

نظر soorena September 18, 2007 11:57 PM

salam:) akha gofti dr jan man cheghdr hers khordam:)) hamash migoftam ina nemidoonan ehya yani chi kash mioomadan soraghe khodam:)))))))

نظر هموطن September 19, 2007 02:25 AM

سلام
آفرین
خیلی نکته سنجانه و جالب بود!
فقط یک پزشک به این نکته پی میبره!
ولی چه بگم از افتضاحات کارهای رایانه ای در سریال های تلویزیونی و ...! یا امور رانندگی! یا قیافه های بی ربط و ادعاهای مذهبی و ...!
ولی به هر ترتیب:
اگه ممکنه این رو به روزنامه ها و خبر گزاری های ایرونی ایمیل کنید.
شاید در روند ساخت سریال های ایرونی کمی! تأثیرش رو ببینید.
البته باید امیدوار بود تا نا امید!
اینطور نیست؟

نظر aidin0018 September 19, 2007 03:37 AM

مطلب بسیار جالبی بود هم از این بابت که بسیار دقیق نوشته شده و هم اینکه به یک مشکل اساسی در فیلم ها وسریالهای ایرانی پرداخته است . از این نوع سوتی ها می شود به نحوه کار کردن بازیگران با کامپیوتر نیز اشاره کرد که برای یک کار ساده نیز ادای کاربرای حرفه ای را در می آورند و مرتبا انگشتاشون را رو ی دگمه های کی بورد حرکت می دهند که اصلا لازم نیست .

نظر shahin September 19, 2007 04:42 AM

salam
man yek parastarm , vaghti orjans kar mikardam tasire amozesh galate filmharo dar yek morede CPR didam. ke hamrahane bimar esrar bar dadane shok dar bimari ke bedone alayeme hayati vared shode bod va az zamane marge modati gozashte bod dashtand va morede dige bi arzesh bodane shoc dar zamane asistole ke be on aslan tavajohi nemishe.

نظر ilia September 19, 2007 07:46 AM

shoma nemifahmin in filme?
baadam inja ro behesh migan iran nemishe ke lokhtesh kard,behesh shok dad.

نظر فرشاد September 19, 2007 09:23 AM

بسيار عالي وموشكافانه توضيح داديد

نظر حامد September 19, 2007 10:11 AM

نمی‌دانم کدام فیلم بود ولی هیچ وقت یادم نمی‌رود که فضای فیلم، دور و بر سال‌های جنگ بود و در یکی از دیالوگ‌ها حرف از پیتزا بود و پیتزافروشی!
خیلی‌ از سریال‌های تلویزیون یک خط تولید دارند که به صورت کنتوراتی سریال‌های چند ده قسمتی تولید می‌کنند.
جاری باشید...

نظر محمد September 19, 2007 11:12 AM

سلام
این مطلب هم مثل بقیه ی مطالبتون جالب و کامل بود
خیلی ممنون
به قول معروف فیلمه دیگه!!

نظر آن September 19, 2007 11:19 AM

توی این فیلمای ماه رمضانبهترین فیلم پخش شده فیلم صاحبدلان بوده که پارسال شبکه 1 پخش کرد یکی از کمترین فیلمهای شاخ ایران بود باقیشون چرت و پرت.

اما گیر به این زیادی خیلی بد ما توی فیلمای زیادی توی سینما هالیود اشتباه پزشکی ریاضی یا فیزیکی داشتیمدیگه نباید اینقدر به اینچیزا گیر داد

نظر حميد September 19, 2007 11:48 AM

سلام و خسته نباشيد. وبلاگ خوبي داريد و به شما تبريك مي گم. اگر اجازه بدهيد مي خواستم انتقادي بكنم. در اين مورد كه در اين سريال ، علمي با موضوع برخورد نشده حرفي نيست. و لي چرا ما ايراني ها هميشه فقط دنبال نقاط ضعف هم هستيم !؟ چرا از بازي قابل قبول امين تارخ هيچ صحبتي در ميان نيست. و يا مثلاً بودجه ساخت اين سريال رو با بودجه ساخت سريالهاي آمريكايي مقا يسه نمي كنيم و بعد به اين نتيجه برسيم كه كيفيت ما به نسبت هزينه اي (مالي و زماني) كه مي كنيم واقعاً قابل قبوله.

نظر احسان September 19, 2007 12:19 PM

دیروز برای این مطلبت دوبار نظر گذاشتم هر دوبار ارور داد بی‌خیال شدم امیدوارم این دفه همچین نشه! می‌خواستم بگم از سیروس مقدم این کارا بعید نیست تازه این که خوبه حتی اولش چون تو فیلم نرگس اون بهروزه دچار توهم خود ایدز گرفته بینی شده بود ‌گفتم زن دکتر پنجه طلایی احتمالآ این بار خود مرده پنداری حاد گرفته و تو سردخونه زنده می‌شه که نشد!

نظر sara September 19, 2007 01:28 PM

دكتر جان احتمالا قضيه وجود كارشناس پزشكي در تهييه اين مجموعه شعاريه فقط براي قابل قبول كردن داستانش براي افراد بي سواد!!يا مثل بقيه برنامه هاي صدا و سيما كلاه گذاشتن سر مخاطبين تلويزيون و توهين به شعور ايراني چه به عنوان بازيگر و چه به عنوان مخاطب .
محتواي اصلي داستان اين سريال جالبه اما همه مشكلات شايد ريشه در همين بي توجهي هاي بي مورد داره.
به مناسبت همين كوتاهي ها در آينده نه چندان دور بايد شاهد فيلم هاي جالب توجهي راجع به كشور عزيز و فرهنگ غني از ياد رفتمون باشيم.مثل 300 400 و500 شايد هم 600!!

نظر علیرضا نوری September 19, 2007 06:31 PM

دکتر جون اگه اگه منطورت اینه که خارجی ها بهتر ار کارشناسان استفاده می کنند و همه ی زوایای ساخت فیلم رو می بینند باید بگم که اشتباه می کنی ار نظر کمبود ، جفتمون توی دقت به ریزه کاری ها کم داریم منتها هرکدوم یه جور . ما توی دقت به مسائل فنی و اونها هم در دقت به مسائل روانشناسی و خانوادگی و ...
در ضمن تمام اون فیلم هایی که شما نام بردی برای فروش ساخته می شوند و ار قبالشون سودکلانی نصیبشون میشه پس باید هم روی مسائل ریزه کاری فنی توجه داشته باشند برعکس مسائل دیگه که گند بالا آوردن توش . حالا برگرد و ببین که آیا سریال برای فروش ساخته می شوند ؟ پس از لحاظ هزینه خیلی بیشتر باید مواظب باشند و خودت هم می دونی توجه به این چنین مسائل ریز پروسه ی فیلم سازی رو زمان بر و پر هزینه می کنه در عین حال چون هدف چیزه دیگه ایست و توجه به این مسائل تاثیری روی مخاطب در حیطه هدف نداره واقعا نمیرزه دقت به چنین چیزهایی !!!

نظر ليلا اسفندياري September 19, 2007 10:24 PM

سلام دكتر
وبلاگ جالبي داريد. من مدتها دنبال سايتي ميگشتم كه 2 خاصيت رو حتما داشته باشه :
1- حرف حساب بزنه و با دليل و برهان مسائل رو بخصوص در زمينه پزشكي موشكافي كنه،
2- حرف دل مارو درباره اين سريالهاي تلويزيوني بزنه كه : عزيزان من مگه مجبوريد اينقدر با عجله و در نهايت بي سوادي فيلم بسازيد مخصوصا اين آقاي مقدم كه خط توليد سريالهاي آبكي راه انداخته و معلوم نيست به كجاها وصله كه اينقدر زود به زود سريالهاشونو بيرون ميدن . همونطور كه گفتين اكثر فيلمهاي پزشكي دنيا براي اطلاع رساني مردم ساخته ميشه مثل سريال پرستاران كه آدم گاهي احساس ميكنه تو فضاي بيمارستانه در حالي كه در فيلمهاي ايراني اصلا نميشه به اطلاعاتي كه تو فيلم داده ميشه اعتماد كرد...متاسفانه...
در هر صورت موفق باشيد.

نظر وزير September 20, 2007 01:12 AM

من ميخوام شما يه سريال رو نام ببريد كه يكي از اينا توش بكار نرفته باشه. ازدواج، سكته، سرطان، ايدز، احتياج به عضو، فقر مالي،جمله: يه چايي بريز و ...
من كه قيد تلويزيون رو سالهاست كه زدم چه سريال و فيلم چه اخبارش

نظر مهندس قدرت محمدي September 20, 2007 09:23 AM

بنده خدا ! يه چيزي مي گي ها !!!
وقتي براي جراحي مغر مرحومه مغفوره خلد اشيان مولود خانم توي اتاق عمل و در هنگام بيهوشي و حتي در زماندر دست گرفتن مته جراحي مغز,آن مرحومه يه چيزي شبيه روسري ( كلاه مانند ) سرش بود و دكتر پژوهان پنجه طلا در همون زمان شروع به جراحي كرد!!, انتظار داري واسه عمليات CPR خانم دكتر يا آقاي دكتر (نعوذ بالله)از تنفس دهان به دهان استفاده كنه؟؟ يا براي شوك پيراهن مريضي كه تازه از اتاق عمل برگشته !!!! را از تنش در بياره يا مثل خارج پيراهن رو (...) بده تا (...) (بازهم نعوذ بالله) ؟؟

نظر پی سی سمپاد September 20, 2007 11:02 AM

سلام
وبلاگ خوبی دارین
اگه مایلین تبادل لینک کنیم.
ممنون

نظر علیرضا اکبرپور September 20, 2007 11:14 AM

منتظر این پست شما بودیم...
سپاس فراوان..

نظر mohammad September 20, 2007 11:38 AM

سلام خدمت شما.
مطالبتوون همیشه جالب و خوندنیه. از وقتی که برای جمع کردن این مطالب صرف میکنید خیلی ممنون.

1-آخه وقتی که فیلم و سریالی میسازن که زنها توو خونه با روسری هستن، با روسری میخابن!!!!! و الی آخر ، شما توقع داری در حین احیای قلبی لباس بازیگر زن رو بشکافن و بدون لباس به اون شک بدن؟!

2-بعدش هم، توو ماه رمضون بیشتر به معنویات باید بپردازن تا تحقیقات

3-میزنی کانال 3.تموم که شد بزن کانال 1.تموم شد؟ نیم ساعت دیگه کانال 5 سریالش شروع میشه. بعدش هم که کانال 2 سریالش رو میده تا خانواده ها به جای اینکه بیشتر با هم ارتباط داشته باشن و با هم درد دل کنن، بیشتر چشم به این جعبه جادویی بدوزند و از جاشون تکون نخورند(بجز هنگام پخش آگهی بازرگانی).

خیلی توقعمون بالا رفته.
البته من نه مخالف نظامم نه مخالف سریال های صدا و سیما.
فقط بعضی وقتا یه کارایی میکنن که آدم اگه یه چیزی نگه غم باد میگیره.
ببخشید که سرتوونو درد اوردم.

نظر Good Psycho September 20, 2007 12:08 PM

خسته نباشید . مطلب خیلی خوبی بود ( مثل همه ی مطالبتون !‌ )
من این نظر رو در یک وبلاگ مشابه پست کردم ! اما لازم می دونم اینجا هم بنویسم : اصولا اگر سیروس مقدم را یک ژانر فرض کنیم سوتی های بی سر و ته یکی از قوانین اون ژانر به حساب میاد !
مخلصیم

نظر sahand September 20, 2007 01:00 PM

با تشکر از شما برای دقت و حوصله ای که برای به نقد کشیدن به خرج میدین.

نظر محمد September 21, 2007 12:09 AM

اولا که ماساژ قلبی داشت که همون خانم دکتری که به قول شما دست و پاشو گم کرده بود انجام داد. دوماً نظرات این 10-25 نفری که سریال رو اصلا ندیدن خیلی جالبه(انگار ندیدن سریالها کلاس داره چون همه میگن ما که ندیدیم!) میگین که اطلاعات غلط میدن اونوقت خودمون اصلا سریال رو نمیبینیم اونوقت نظرهم میدیم.

نظر هومن September 21, 2007 12:47 AM

دکتر عزیز با تشکر از یادداشت جالبت
متاسفانه حرف های شما برای افراد غیر پزشک خیلی ملموس نیست
من یک متخصص طب اورژانس هستم و می فهمم چی می گی
برای روشن شدن عمق فاجعه بگم که یک روز بعد از احیا قلبی یک بیمار CPR همراه مریض یقه منو گرفته بود که چرا به مریض من شوک ندادی ، تو همه فیلم ها شوک می دهند و اگر نگهبان ها نرسیده بودند یک کتک مفصل از همراهان مریض خورده بودم ، تازه اینجا تهرانه وای به حال شهرهای کوچکتر .
حاصل آموزش غلط از تلویزیون مثل همین برنامه های غلط و آب دوغ خیاری پزشکی صبح ها و سریال های پز از غلط در مورد پزشکی فقط یک چنین نتیجه هایی به بار می آره
باز هم ممنونم

نظر مانا September 21, 2007 02:49 PM

و در موردCPR بیماری که تازه عمل کرده این جوری مغزشو میکوبن زمین؟

نظر مسعود September 21, 2007 03:05 PM

اين كه كاره روتين تو تلويزيون ماست تو سريال گروه نجات كه 3 قسمت پخش شد وجلوشو گرفتن يادتون نيست ؟ اما نكته جالب در تمام اينها وجود كارشناس ميباشد كه به نظر من ايراد هم همينجاست يعني يا كارشناس وارد نيست يا تنها فكر پول است وبس البته يه احتمال است كه خدا ناكرده صحيح هم است ما هميشه طرف ديگرمان را خر حساب ميكنيم نه ادم

نظر دوست September 22, 2007 12:00 AM

سلام
نکاتی را که فرمودید دارای اهمیت زیادی است
امیدوارم با همین ریز بینی ما را یاری کنید
www.farda1.com

نظر علی September 23, 2007 09:00 PM

من این سریال را هر شب پیگیری می کنم. و از حسن توجه شما واقعا تشکر می کنم . شاید بعضی ها بگن بی خیال ولی در اصل تا کی ما باید در فیلم هایمان شاهد سهل انگاری های کارگردان ها باشیم ، در فیلمهای خارجی نقطه نقطه تصویر را با دقت بازبینی میکنند اما در ایران فقط دنبال ساختن و وقت پر کردن شبکه ها هستند . به امید روزی که این نقاط ضعف برطرف بشه و از تمامی دست اندرکاران این فیلم هم تشکر می کنم.

نظر جمشيد تقي پور September 24, 2007 08:32 AM

سلام،
1- شايد براي به تصوير كشيدن برخي مسائل، استفاده از كارشناسان خبره اهميت بسياري داشته باشد، ولي هميشه اين امكان وجود ندارد. بنابراين فيلمساز اولين شخصي را كه دم دستش مي رسد به عنوان مشاور قالب مي كند. (پسر همسايه اي، دختر خاله اي، كسي كه هنوز اول راه است و به لطف دوست فيلمسازمان مي خواهد اسمي در كند و ...)
2- اينكه در نوشته شما نكته سنجي وجود دارد، بسيار عالي است ولي فيلمسازان غيرايراني زياد هم متبحر و محقق نيستند. اشتباهات فاهشي دارند كه آنها هم از ديد من كم سواد پنهان مي ماند و براي دركش بايد متخصصي مثل شما، موارد اشتباه را گوشزد كند. مي توانيد اشتباهات علمي رخ داده در معروفترين فيلمهاي هاليوود را جستجو كنيد.
(...)

3- هيچوقت ديگران را بهتر از خودمان ندانيد. ديگران هم اشتباهات زيادي دارند و سواد كمتري.

نظر نگار October 1, 2007 11:07 PM

سلام.اطلاعات جالبی بود اما دیگه فیلمه نه کلاس اموزش پزشکی. کار سیروس مقدم حرف نداره اونم اگه حامد کمیلی توش بازی کنه.

نظر امیرحسین نجاری October 4, 2007 10:40 PM

سلام دوست محترم
من از داخل سرچ گوگل به وبلاگ شما رسیدم جالبه که دنبال موسیقی متن یه فیلم خارجی میگشتم که اصلا ربطی به موضوع وبلاگ نداشت.
بگذریم. بله من هم متوجه شدم. در کل زیاد برای این سریال ها وقت صرف نمیشه و فقط جنبه سر گرمی داره. اصلا چی یک فیلم میتونه رئال باشه؟
در کل باید بگم امیدوارم همه ما به تمام چیزایی که میگیم عمل کنیم و به این جمله از یه فیلسوف عمل کنیم:
همه میخواهند جهان را اصلاح کنند. عجیب است که هیچ کس به فکر اصلاح خویش تن نیست.

با تشکر از دوستان به این جمله فکر کنید.
خدانگهدار بعید میدونم که دیگه گزارم به این بلاگ بی افته.
امیرحسین نجاری

نظر علي نيا October 8, 2007 02:59 PM

با سلام مبلاگ خوبي است در مورد سريال اغما اينكه در كارهاي سيروس مقدم متاسفانه انطور كه بايد واقه گرايي ديده شود وجود ندارد مثل پليس جوان نرگس و الان هم اغما -محيط بيمارستان يك محيط مقدس است وجاي عاشق شدن يا ديگر كارها نيست

نظر ر- د October 11, 2007 03:13 PM

يك نكته خيلی جالب در اين سريال، ناديده گرفتن سوگندنامه پزشكی و اشاعه نظرات ايدئولوژيك و گاه فاشيستی راجع به درمان بيماران است؛ مثلآ درمان و نجات بيماران نزول خور يا قاتل و كلآ گناهكار، خلاف اخلاق شمرده می شود!
و دومی: برای دكتر طباطبايی متأسفم كه كارشناس پزشكی سريال معرفی شده است اما نمی داند كه هيچيك از داروهای مورد استفاده‌ی رز جزو داروهای اعتياد آور نبودند!
برای چندمين بار در سريالهای ايرانی، شخصيتهای مثبت در حين رانندگی كمربند ايمنی نمیبندند و با سرنشين بغل دستی و موبايل صحبت می‌كنند، اما بر عكس شخصيت منفی مقيد به اينهاست! چشم معاونت راهنمايی و رانندگی نيروی انتظامی روشن!
بلندگوی بيمارستان پرنيان* ،دائمآ يكی از پزشكان را پيج می‌كند! ظاهرآ فقط پزشكان درمحلی كه بهشان نياز فوری هست، حضور ندارند!
*توجه كنيد: پرنيان به معنی حرير منقش و مجازآ به معنی شمشير! ... به ما چه مربوط!؟ علمای سريال ساز مجازند اسم بيمارستانشان را بگذارند بيمارستان پشم و خنجر!).

نظر امیرحسین نجاری October 16, 2007 10:32 PM

سلام
عزیزم باید بگم که توی سریاله دکتره نگفت که چرا مریض ها رو مداوا کرده
در ضمن اسم بیمارستان هم فامیلی یکی از صاحبانش هست و حتما لازم نیست معنی داشته باشه. معنی فیشر؟ مکدونالد؟ فراری؟و... چیه؟
امیرحسین نجاری

نظر منصوره October 21, 2007 01:19 AM

دوست عزيز سلام
من اولين باره كه اومدم به وب شما و اصلا نميدونم شما درچه موردي مينويسي
نقدت رو خوندم حرف شما درست منم قبول دارم كه سهل انگاري شده اما اول اينكه اين سريال مشاور پزشكي داره بعدشم اصلا موضوع سريال درباره دنياي پزشكي نبوده كه بخوايم روي اين مسائل خيلي حساس بشيم موضوع اين سريال مذهبي بود و اگه در اين قسمت مشكلي داشت جاي اعتراض داشت اونم خيلي زياد. اينجا ايرانه، شما داري اعتراض ميكني كه چرا فرهنگ غلطي رو از حرفه شما دارن بين مردم رواج مي دن بعد انتظار داري براي اينكه عمل احيا رو واقعا نشون بدن فرهنگ دينيمون رو ناديده بگيرن؟ انتظار داري لباس اون خانم رو از تنش دربيارن؟ يا يكي نوشته بود چرا وقتي مولود رو عمل مي كردن روسري سرش بود واقعا اين سوال كردن داره؟ يا توقع داري ماساژ قلبي رو انجام بدن كه حتي اگه الكي هم باشه ممكنه بازيگر اذيت بشه؟ تازه در مورد اون پسري كه آوردنش بيمارستان (يه بچه كشته بود) لباسش رو درآوردن بعد بهش شك دادن. يعني اونها هم اين نكته رو مي دونستن كه از رو لباس نبايد شك داد اما نمي تونستن عمل كنن. بايد بپذيريم كه تلويزيون يه سري محدوديتهايي داره. تازه يكي نوشته چرا توي فيلمها خانمها توي خونه با روسري هستن من واقعا براي ايشون متاسفم يا خيلي غرب زدن يا مي خوان خودشون رو اينطوري و مثلا باكلاس نشون بدن اگه قرار باشه اين طوري گير بديم و اسمش رو بذاريم نقد خيلي حرف براي گفتن هست ( چرا لباس فلاني آبي بود، چرا گريم اون يكي اون جوري بود چرا يارو نمي ره دماغ بزرگش رو عمل كنه و ....) شايد از نظر من خوشتون نياد اما نظرم كاملا سياه نيست خاكستريه. من حرف شما رو قبول دارم اما چرا يه ذره به خود مفهوم سريال اشاره اي نكردي؟ همه ما انسانها خطاكاريم و توي زندگيمون اشتباه زياد كرديم اين فيلم هم توسط يه عده انسان مثل خودمون ساخته شده پس نبايد انتظار داشته باشيم همه انتظارها رو برآورده كنه اونم توي زمان خيلي كمي كه براي ساخت فيلم داشتن. شايد كاراي سيروس مقدم زياد خوب نباشه (البته اين نظر اكثر كساييه كه كامنت گذاشتن) اما يه ذره هم بايد ازنقاط قوت سريال بگيم شايد اينطوري به خودمون بيايم يكي تو كامنتش گفته كه اين نكات براي افراد غير پزشك خيلي ملموس نيست اما يادتون باشه كه همه آدما همه چيز رونمي دونن.
شما اين نقد رو نوشتيد قبول، حالا براي اينكه ما باورمون نشه كه شما نيمه خالي ليوان رو مي بينيد پست بعدي رو به مفهوم سريال اختصاص بديد بگيد اين سريال خواست بگه كه اون روزي كه احياي قلبي كاملا علمي هم جواب نمي ده و خط قلبمون صاف مي شه ما مي مونيم و اعمالمون اين سريال خواست بگه يه كم به خودمون بيايم و از خدا غافل نشيم مخصوصا قسمت آخر سريال شيطون گفت من هميشه با توام تا وقتي كه غفلت بياد سراغت خواست بگه كه اگه خدا بخواد كه يكي زنده بمونه حتي اگه به روش دكتر پژوهان سريال هم احيا بشه زنده مي مونه و اگه نخواد حتي اگه بهترين دكتر هم احياش كنه مي ميره. ما عادت كرديم (مخصوصا در مورد سريالهاي مناسبتي) همش به حاشيه بپرداريم و اصلا شايد اين كار شيطونه كه ما رو از اصل قصه غافل مي كنه ( در مورد كارهاي مذهبي) تا نكنه يه وقت يكي به خودش بياد! شايد خيلي ها نفهميدن پيام سريال چي بود خب شما شفاف سازي كنيد تا آگاه بشن
يا چرا از بازي خوبه بازيگرها چيزي ننوشتيد بازي بي نظير امين تارخ يا بازي فوق العاده حامد كميلي و... شما يه لحظه خودتون رو بذاريد جاي عوامل اين سريال، اين همه زحمت مي كشيد آخرش هيچكس كارتون رو نمي بينه چون همه غرق حاشيه شدن من كه تو اين چند وقته هرچي خوندم و شنيدم چه توي مجلات چه راديو و چه اينترنت همش انتقاد بوده پس يعني اين سريال هيچ نقطه قوتي نداشته؟
توي روزنامه جام جم نوشته بود روزهاي آخر كار به دليل 53 ساعت كار بي وقفه و شبانه روزي امين تارخ به دليل خستگي زياد ناشي از بي خوابي حالش بد مي شه و كارمتوقف مي شه
حالا شما انتقاد كردي ولي چه خوب بود حداقل آخرش مي نوشتي با تشكر از زحمات گروه فيلمساز
مطمئن باشيد وقتي امين تارخ كه جزو اساتيد بازيگريه و اولين كسي هست كه مدرسه بازيگري رو راه انداخت با اين همه تجربه و افتخاراتش و اين همه كارهاي خوبي كه داشت ( نمونش سريال معصوميت از دست رفته كه بازيش فوق العاده بود) كه خيلي وقت هم بود كه توي تلويزيون نبود بازي توي اين سريال رو قبول كرده يعني فيلمنامه رو پسنديده يعني كار رو خوب ديده پس مطمئن باشيد كه اين فيلم مي خواسته حرف مهمي بزنه آره واقعا حرف مهمي براي گفتن داشت مهمترين نكته زندگيمون رو كه ازش غافليم رو بهمون يادآوري كرد
( غفلت از خدا مساوي همنشيني با شيطان)