• صفحه اصلی
  • >
  • گوناگون
  • >
  • اینترنت و ابزارهای آن، فرصتی برای تداعی خاطرات و نوستالژی‌ها و رسیدن به سرچشمه بوهای تصادفی
  • صفحه اصلی
  • >
  • گوناگون
  • >
  • اینترنت و ابزارهای آن، فرصتی برای تداعی خاطرات و نوستالژی‌ها و رسیدن به سرچشمه بوهای تصادفی

اینترنت و ابزارهای آن، فرصتی برای تداعی خاطرات و نوستالژی‌ها و رسیدن به سرچشمه بوهای تصادفی

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۳۰ مهر ۱۳۹۴
  • ۲۵

تداعی خاطرات و لحظات قدیمی، چیزی است که گاه و بیگاه رخ می‌دهد.

در کوچه‌ای راه می‌رویم و به ناگاه بوی غذای متصاعد شده از آشپزخانه یکی از خانه‌ها، بوی غذای مادربزرگ را برایتان تداعی می‌کند و از ناگهان خاطره‌ای فراموش‌شده را به یاد می‌آورید.


آگهی متنی میان‌متنی:
قاتل رؤیاهای تو کیست؟ (کتاب الکترونیک رایگان)


مجله‌ای یا کتابی قدیمی را به دست می‌گیرید و بوی کاغذ کاهی در حال پوسیدن، شما را یاد روزهای دبستان می‌اندازد.

اما اینترنت هم مدتی است که این حالت تداعی خاطرات خوش روزهای گذشته را به صورت پیشرفته‌تر، برایمان انجام می‌دهد، البته اگر خوش‌شانس باشید و اندک مهارتی داشته باشید.

تنها دو مورد از این تداعی‌های کاملا تصادفی را که همین امروز صبح برای من رخ داد، برایتان تعریف می‌کنم:


داستان اول:

در فلیپ‌بورد اخبار فناوری را مرور می‌کردم و به خبری برخوردم مبنی بر اینکه گویا فیس‌بوک می‌خواهد اجازه بدهد در صفحات‌اش، عکس‌های گیف GIF هم درج شوند.

خبر به خودی خود، شاید چندان مهم نبود. اما یکی از گیف‌هایی که به عنوان عکس تزئینی در خبر درج شده بود، عکسی بود که ناگهان خاطره‌ای قدیمی را به یادم آورد.

10-23-2015 11-14-44 AM

این عکس را که دیدم، ناگهان یکی از برنامه‌های کودک دهه ۶۰ به یادم آمد.

یادم آمد که در یکی از برنامه‌ها گویا در مورد جشنواره فیلم کودک که در ایران (احتمالا اصفهان) برگزار شده بود، صحبت شده بود و صحنه‌هایی از این فیلم به نمایش درآمده بود.

آن موقع این صحنه‌ها را از یک تلویزیون سیاه و سفید مبلی می‌دیدم. جلوه‌های ویژه فیلم در آن سال‌ها به نظرمان خیلی پیشرفته به نظر می‌رسیدند و داستان فیلم هم جالب به نظر می‌رسید.

از آن زمان سال‌ها گذشته است و با اینکه گویا این فیلم از تلویزیون ایران هم به نمایش درآمد، اما من اصلا این فیلم را از یاد برده بودم همین چند روز پیش.

مشتاق شدم این بار دیگر فیلم را تهیه کنم، اما نام فیلم را نمی‌دانستم، پس عکس را به سرویس جستجوی عکس گوگل دادم و به نام فیلم رسیدم:

The NeverEnding Story که در سال ۱۹۸۴ ساخته شده بود. متوجه شدم که در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۴، دو قسمت دیگر از این فیلم هم ساخته شده‌ و فیلم در واقع به صورت سه‌گانه است. (+)

10-23-2015 11-18-43 AM

سه‌گانه را از طریق بیت‌تورنت پیدا کردم، اما جستجویی به زبان فارسی من را به سایت‌هایی رساند که نسخه دوبله دو قسمت اول این سه‌گانه را هم داشتند که بر لطف قضیه می‌افزود.


داستان دوم:

سیزن جدید سریال فارگو شروع شده است، سیزن اول این سریال را خیلی دوست داشتم، در انتهای قسمت دوم، ناگهان موسیقی‌ای پخش شد که باز هم من را به سال‌های دهه ۶۰ پرتاب کرد.

سال‌هایی که بعضی از موسیقی‌ها را تنها در قالب موسیقی پس‌زمینه برنامه تفسیر سیاسی‌ای که به صورت هفتگی پخش می‌شد، می‌شد شنید یا احیانا در برنامه‌های ورزشی یا برنامه دیدنی‌ها.

سؤالی که در ذهن ما کودکان دیروز شکل می‌گرفت، این بود که این موسیقی‌ها را واقعا چه کسانی ساخته‌اند، چطور به صدا و سیما رسیده‌اند و آیا در آینده‌ای بعید و تخیلی، می‌شود به نسخه کامل و اصلی آنها رسید؟!!

خب، باید اعتراف کنیم که شرایط ، راه‌های ارتباطی و فناوری در آن روزها، طوری بود که ما تصور می‌کردیم که تا ابد، در آرزوی دیدن بعضی از فیلم‌ها و یا شنیدن بعضی از موسیقی‌های می‌مانیم.

درست به همین خاطر بود که وقتی مثلا در برنامه مسابقه هفته منوچهر نوذری، قسمت‌های از فیلم کازابلانکا پخش می‌شد و اینگرید برگمن زیبارو را در صحنه‌‌ای می‌دیدم، اصلا تصور نمی‌کردیم که روزی بشود، فیلم را به صورت کامل دید. همان طور که در یک برنامه دیگر که به بهانه بررسی جلوه‌های ویژه‌ فیلم‌ها، صحنه‌هایی از مجموعه فیلم‌های جنگ ستارگان پخش می‌شد، باز هم ما د دریغ دیدن نسخه کامل فیلم می‌ماندیم!

برسیم به موسیقی انتهای قسمت دوم سیزن دوم سریال فارگو …

این موسیقی هم برایم آشنا بود و در رادیو هم به کرات تیتراژ و موسیقی زمینه برنامه‌ها شده بود، اما حالا یک بار دیگر می‌شنیدم‌اش …

در آی‌فون‌ام برنامه شازم را نصب کردم و خیلی زود به آلبوم موسیقی مورد نظر رسیدم …

آلبوم ساخته جف وین بود: نسخه موزیکالی که بر اساس جنگ دنیاهای اچ وی ولز در سال ۱۹۷۸ ساخته شده بود.

10-23-2015 11-20-05 AM

علاوه بر پیدا کردن آلبوم اصلی به اجرای زنده باشکوه این اثر که در سال ۲۰۱۲ در منچستر برگزار شده، رسیدم

شما می‌توانید در یوتیوب به قطعه Forever Autumn از همین آلبوم گوش کنید. این قطعه در انگلیس در زمان پخش‌اش، یکی از موسیقی‌های سینگل پرفروش شد.

قطعات این آلبوم، بارها ری‌میکس شده‌اند و حتی یک آلبوم ۷ دیسکی شامل قطعات اصلی و ری‌میکس قطعات آن وجود دارند که شوربختانه لینک دانلود این یکی را پیدا نکردم.


داستان خود را بگویید!

شما چه داستان‌های مشابهی داشته‌اید؟

اگر از طریق اینترنت توانسته‌اید به چیزهای کمیاب فراموش‌شده‌ای از خاطرات کودکی و نوجوانی خود برسید، لطفا در بخش کامنت برای ما در مورد آنها بنویسید.

بنویسید که این روند تصادفی، چطور شکل گرفته. از چه فناوری‌ها یا مهارت‌هایی استفاده کرده‌اید و عامل شانس چقدر در رسیدن به هدف برایتان مؤثر بوده است. از حال و هوایتان بعد از تداعی خاطرات برای ما بگویید.

قبلی «
بعدی »

۲۵ دیدگاه‌ها

  1. مقطع راهنمایی که پسرها به سن تکلیف میرسیدن رسم بر این بود که عکسای دسته جمعی با بچه های کلاس بگیرن.من با یه گروه عکس گرفتم و من خیلی بد افتاده بودم تو عکس.بنابراین اون و پاره کردم.تا چند سال پیش خیلی حسرت میخوردم که چرا پاره کردم تا ابنکه تو فیسبوک یکی از بچه ها دیدم و حسابی حس اون روزا برام تازه شد.

  2. وقتی خیلی کوچولو بودم یه فیلمی از تلوزیون پخش شد ک نشون میداد چندتا دانشجو پزشکی سعی میکنن خودشون رو بکشن و بعد یه مدت دوباره با دستگاه ها زنده کنن و بیان برای بقیه بگن مرگ چطوری بوده.خیلی خیلی برام جالب بود تو بچگی ارزو داشتم دوباره تلوزیون بذارتش.این بود تا بزرگ شدم همین چند وقت پیش تو هفت فاز داستان یه فیلمی رو خوندم ک گفتن اوووو این همین فیلم ست اسمش فلت لاینر بود.همون شب از تورنت دانلودش کردم 🙂 و خب ظاهرا وقتی بچه بودم نمیتونستم بفهمم فیلم شدیدا سعی میکنه چ چیزایی رو القا کنه یا مثلا اصن فک نکرده بودم چی شده که صداوسیما چنین فیلمی با چنین موضوع حساسی میسازه.ظاهرا کارگردانش کاتولیک بود و…. جدا ازاین داستان و شخصیت ها و در کل همه چی ضعیف بود:))))ولی خوشحال بودم ک تونستم به یکی از ارزوهای دوران کودکی م برسم هر چند اونقز کودک نبودم ک بتونم ازش لذت ببرم:))

  3. سلام. در مورد فیلم “داستان بی پایان”
    دقیقا من هم تو همون زمانی که کوچیک بودم تریلرش رو از تلویزیون دیدم … ترسناک بود! مخصوصا اون صحنه ای که پسره از تپه ای بالا میره و بعد میفهمیم اون تپه هه یه هیولایی شکل لاکپشت بوده! من چند سال پیش از تورنت دانلودش کردم. البته زبان اصلیش رو.
    چندین سال پیش وقتی آلبوم موسیقی ونجلیس رو که گرفته بودم و گوش می کردم، تازه متوجه شدم که آهنگی که قبل از خبرها پخش میشد ( همون که یه ساعت آنالوگ رو نشون میداد) کار ایرانیا نبود! همینطور آهنگ های ورزشی و …
    من تو اندروید با کمک برنامه ی Track ID آهنگ هامو پیدا می کنم.
    همچنین خیلی از نوستالژی هام رو هم از سایت nostalgiktv.biz پیدا کردم …
    دیگه سلامتی شما!

  4. دو تا ماجرای دیگه هم بگم …
    نمیدونم چند سالم بود، ولی یه شب از شبکه ی سوم فیلمی رو دیدم با این ماجرا: یه آقایی به عینکی دست پیدا می کنه که وقتی اون عینک دودی رو میزنه، محیط اطراف و بعضی آدماش رو جور دیگه می بینه!
    رو کتاب ها و روزنامه ها و تابلو ها به جای تصویر، یه شعار نوشته شده بود و بعضی آدم ها هم چهره ای فضایی داشتن…
    اسم فیلم رو نمی دونستم و به مدت چندین سال از هر کسی می پرسیدم، با این که فیلم رو دیده بود، اما اسمش رو نمیدونست.
    تا اینکه تو یه مسافرت ، از بین راه یه مجله گرفتم که در مورد فیلم های فضایی مطلب داشت ، پوسترش رو که دیدم شناختمش! They Live
    ماجرای دومم برمیگرده به نوستالژی گمشده م… هنوزم بعد از شاید ده سال نتونستم پیداش کنم و اگه کسی متوجه ش شد خبری ازش بهم بده:
    یه انیمیشن سینمایی بود که از شبکه ی ۱ پخش شد ( انیمه )
    داستانش در مورد پسری بود که با پدرش در یک شهر کنار دریا زندگی می کردن. پسر به طور اتفاقی موجود دریایی عجیبی پیدا می کنه در حوزچه ای که تو همون دریا ساخته ازش نگهداری می کنه ( در طول فیلم متوجه میشیم که دولت یا سازمان هایی میخوان اون حیوون رو بدزدن) خلاصه اینکه آخر فیلم متوجه میشیم این موجود در حقیقت یه بچه دایناسور دریایی بوده که هم نوع های زیادی هم داره…
    همین … بازم سلامتی شما!

  5. من متولد ۶۶ هستم، در دوران کودکی ما هر چند وقت یکبار قسمتی از یک سریال در مورد جنگ جهانی اول پخش می شد، داستان در مورد پسر نوجوانی بود که در میان جنگ از خانوادش دور افتاده بود، برای من بسیار غمگین بود سریال ولی خوب جزءی از خاطراتم بود صحنه هاَ، یادم می اومد پسر ایتالیایی بود و در خانه دوست پدرش در اطریش داستان قسمتیش اتفاق می افتاد، یه فرو ریختن بهمن هم توی ذهنم بود، یک سگ هم نقش پر رنگی در سریال داشت، سرچ کردم:
    world war 1 austrian italy dog avalanche tv series
    و اورکا!
    http://www.wikiwand.com/en/Mino_(miniseries)
    سریال یه محصول مشترک بود بین چند کشور و البته پر از ماجراهایی که در ایران ما ندیدیم، موسیقی بسیار غریبی هم داشت

    • هنوز صدای گوینده اول سریال که اسم بازیگرا رو می گفت یادمه «ماریو آدولف»
      البته سریال غمناکی بود٬ آخرین قسمتی که ما ازش دیدیم پسر مادرش رو پیدا کرد اما مادرش روانی شده بود و اصلا او رو بجا نمی آورد
      اما اسم سریال رو یادم نمیاد

  6. سلام

    مورد اول :
    روند کشف : آقای مجیدی تو ده ۶۰ یک برنامه بود بنام گزارش هفتگی که کابوس من بود. یادمه جمعه پخش میشد و فرداشم خوب باید میرفتیم مدرسه. سالها بعد فهمیدم که سازنده موزیک متن این برنامه جناب آقای جان میشل بود (JOHN MICHEL ) که سالها بعد تصادفا این رو فهمیدم.
    حال و هوا پس از شنیدن مجدد: وقتی هم شنیدم بازم حالم یکم بد شد 🙂
    لینک موزیک
    http://urls.pm/RM5C

    مورد دوم:
    سریال ژاپنی تاکدا شینگن و موزیک مردانه و خفن ابتدای تیتراژ اون سریال
    که امسال یادم افتاد و توسط یوتیوب عزیز پیداش کردم
    فهمیدم هنرمندی ( Yamamoto Naozumi) که اونو ساخته سالها برای شبکه NHK ژاپن موزیک میساخته
    حال و هوا پس از شنیدن مجدد: حس زیبایی بود انگار زمان یک لحظه چرخید به عقب و من گذشته رو دیدم

    لینک قسمت اول سریال و موزیک آن:
    https://www.youtube.com/watch?v=YiVfIhr-u6I
    لینک موزیک سریال شینگن:
    http://papalin.yas.mu/W236/M001/
    ( اهنگ پنجمی انتخاب کنید تا بشنوید)
    نکته اکتشافی من : تو این سریال سربازها پرچمهایی حمل میکنند که نشان روی آن دقیقا شبیه آرم ویندوز ۱۰ هستش و نمیدون اگر من بودم حتما به ماکروسافت میگفتم این آرم قبلا تو این سریال ثبت شده است.
    ( دقیقه ۴:۵۱ تا ۵:۳۰ لینک بالا رو ببینید تا تعجب کنید! )

    مورد سوم:
    موزیک سریال لحظات ۱۷ گانه بهاری Seventeen Moments of Spring
    که اون افسرکارکشته بنام اشترلیتز زندگیش همیشه روی لبه تیغه بخاطر نفوذ به اس اس آلمان
    روش پیدا کردن موزیک : اول اسم سریال رو تو یوتیوب زدم بعد سریال نسخه روسی که اومد با استفاده از اپ sound Hound تونستم اسم آهنگ و نوازنده اونو پیدا کنم (Mikael Tariverdiev)

    لینک موزیک پیانوی تیتراژ سریال :
    https://soundcloud.com/smajidi2/yqbodeuglcio

    مورد چهارم :
    بهترین مورد همین بود تو بچگی یک موزیک از Tomita Isao شنیده بودم که اون موقع اسمش رو نمیدونستم
    برای خودش در دنیای موسیقی مثل اپل در دنیای گوشیها هستش کاملا سبکش متفاوت و روحانی و زیباست.
    روش کشف : شوت زدن تم آهنگ در سوند هانت و پیداکردن اسم هنرمند وبعدم تو یوتیوب پیدا کردن گنجینه آهنگهاش

    اینک موزیک :
    https://www.youtube.com/watch?v=g9-vmauibOM

    حال و هوا پس از شنیدن مجدد:
    اشک شوق و لذت بردن عمیق
    🙂

    در پایان ممنون از این پستی که گذاشتید و روح ما شاد کردید.

  7. متولدین ۷۰ کهه نوز کارتون کوتلاس رو که از تلوزیون پخش می شد رو فراموش نکردن..با ساعت برنارد
    و کونت دراکولا..
    یک سریال هم بود اسمش رو نمی دونم دوتا دوست بودن سوار یه ماشین عجیب میشدن باش همه جا میرفتن ..هربار یک دکمه جدید میزدن یه کار جدید می کرد.یه دوست باستان شناس هم داشتن ازش یه سری سوال می کردن
    زمان ما برنامه کودک بهتر بود الان شده عمو فلان و خاله فلان

  8. درورد
    متولد ۶۱ هستم
    همیشه ارزوی دیدن کارتونها و مخوصا اهنگ های شروع و پایان کارتون ها و فیلم های اون موقع بودم و هستم و خیلی هاش رو هم گوش دادم و خیلی بیشترشون رو نه
    وقتی اون اهنگ ها رو میشنم یا کارتون و فیلمشون رو میبینم از خودم بیخود میشوم و بشدت ذوق زده میشم و واقعا از اعماق وجودم احساس بسیار خوبی پیدا میکنم و ارزو میکنم کاش دوباره به اون دوران برگردم

    واقعا دوران بی همتای بودیادش بخیر دوستیهاش رفقاتشهاش دوران مدرسه تابستون کلوپ های اتاری که میکرو و سگا داشتن کارت بازی تو کوچه / فوتبال/ ادم های اون دوره سرشار از احساسات پاک و صادق بودن
    نصفه شبی حالمون رو دگرگون کردی

  9. از بچگی آهنگ سریال بچه های کوه آلپ رو خیلی دوست داشتم. بعدا شنیدم از کارهای مجید انتظامی است حتی سال ۸۳ که تو یه مراسم از خود مجید انتظامی که از نزدیک دیدمش پرسیدم و تایید کرد که این آهنگ برای انیمیشنی به نام سیمرغ ساخته شد که روی این انیمیشن ازش استفاده شد. روزی که تونستم تو اینترنت پیداش کنم انگار به یکی از آرزوهای بچگیم رسیده بودم.

  10. برای من چند دفعه مختلف اتفاق افتاده از یه فیلم روسی گرفته تا بعضی موسیقی های دهه هشتاد آمریکایی که با دهن ادای آهنگ رو دراوردن خیلی حال می داد ولی هر بار بعد از پیدا کردن و دانلود کردنشون پشیمون می شم می گم کاش همونجوری که تو ذهنم بود می موند.
    یه فیلمی هم بود بچه بودیم نشون می داد که تو جنگ جهانی بود و یه بچه ای که خانوادش رو از دست داده بود از پایه های یه پل دونه دونه آجر ها رو با سختی در می آورد و انتقال می داد تا روزی که قطار جنگی آلمان ها به اونجا می رسه پل فرو بریزه و اونم هم انتقام گرفته باشه هم مبارزه کرده باشه

  11. آلبوم موسیقی Themes ونجیلز رو دانلود بفرمایید همه موزیک های برنامه سیاسی هفته و حتی اهنگ زمان که قبل از خبر پخش میشد La Petite Fille De La Mer و همچنین موسیقی برخی صحنه های دیدینیها رو شامل میشه

  12. چقدر جالب بود جناب آقای دکتر مجیدی!
    من همین دیشب داشتم قسمت دوم فصل دو سریال فارگو را میدیدم و دقیقا به موسیقی انتهایی که رسیدم جایی یادداشت کردم برای جستجوی نام موسیقی !!
    و حالا امروز در سایت شما این پست فوق العاده جالب را خواندم…عجیب چسبید 🙂
    ممنون به خاطر همه مطالب جالب و خواندنی شما.

  13. سلام
    خیلی باحال بود:)
    مخصوصا اون برنامه گزارش هفتگی
    داشتم فک می کردم چرا من سعی میکردم اون زمان ببینم پس اثر آهنگ ها بوده:)

    یک‌پزشک بعد از مدتها بازگشت با یک کار خووب!

  14. پس بذاذین همتونو ببرم به معدن خاطرات..!
    .
    .
    .
    .
    خانم‌ها،آقایان، آنچه شما خواسته‌اید :
    http://www.nostalgictv.ir
    اگه پیداش نکردین تو گوگل فارسی بنویسین نوستااژیک تی وی.
    فقط یه چیزی،کیی تو زندگیم ازم تشکر نکرده،حس میکنم به هیچ دردی نمیخورم، اگه با استفاده از دیدگاه من هم چراغارو خاموش میکنین و دلاتونو میبرین تو سایت بالا،یه تشکر هم ازم بکنین، حس کنم مفیدم. ؛)
    فدای صفای وفای تو علیرضای عزیز

    • من دهه ی هفتادی ام. اون موقع سریال قصه های جزیره از شبکه ی یک یا دو پخش میشد(دقیق یادم نیس). یه سریال که قصه ی افراد مختلف یک خانواده ی بزرگ بود. این سریال رو براساس کتاب های جاده ی اونلی نوشته ی لوسی مونتگمری (نویسنده ی کتاب های آن شرلی-رویای سبزهم هستند ) . تا چند سال پیش این سریال به صورت پراکنده از شبکه های مختلف پخش میشد. البته به سنین بزرگسالی بچه ها که میرسید مثل خیلی سریال های دیگه نصفه نیمه می موند. یا کلی سانسور میشد. من هم هیچوقت این سریال رو نتونستم از اول ببینم.گذشت و گذشت تا اینکه چند روز پیش تصادفا همین سایتی که آقای محمد گفتن رو پیدا کردم.(که خیلی سایت خوبیه و کلا خاطره زنده کنه!-و جاداره همین جا از ایشون تشکر کنم)و دیدم ۷۸ قسمت اول سریال رو اپلود کردن. کلی خوشحال شدم. و البته فهمیدم که بازیگر نقش هتی کینگ(جکی باروز) پنج سال پیش درگذشته…. خیلی خوب بود. اما بشنوید از کتابش از سری جاده ی اونلی یا قصه های جزیره چهار جلد کتاب از داستان های پراکنده ی خانواده ی کینگ با ترجمه ی چیستا یثربی وجود داشت. وقتی کوچیک بودم یه بار تو یه کتابفروشی تو اصفهان جلد سه و چهارشو دیدم . اون موقع پول تو جیبی و عیدی ها و جایزه های مدرسه رو جمع میکردم که باهاش کتاب و …. بخرم . تقریبا همه ی پولم رو واسه ی خرید کتاب های هری پاتر (که اون موقع تا کتاب چهار یا پنجش ترجمه شده بود)خرج کردم و فقط تونستم جلد سه رو بخرم. یکی دوسال بعدش دیگه تجدید چاپ نشد. دیروز تونستم بعد از این همه وقت جلد یک و دو ی کتاب رو دانلود کنم. و هنوز هم جلد چهار کتاب به دستم نرسیده ولی نا امید نمیشم و مطمءنم که پیداش میکنم.

  15. روز اولی که قرار بود شبکه سه افتتاح بشه، من دانش آموز راهنمایی بودم و بعد از ظهری بودیم. به سرعت خودم رو به خونه رسوندم تا افتتاحیه یک شبکه تلویزیونی رو ببینم (الان رو نگاه نکنین! اون زمان کلا ۲ تا شبکه بود و اضافه شدن یک شبکه خیلی اتفاق مهمی برام بود!)
    وقتی شبکه افتتاح شد، به عنوان اولین برنامه، فیلمی نشون داد به نام ماهواره. داستان یک پسری بود که از روی یک کانال ماهواره‌ای به صورت اتفاقی متوجه یک اتفاق جنایی می‌شه و از روی تصویر پس زمینه پلیس پیدا می‌کنه که مثلا اون طرف دنیا یه جایی داشته فلان اتفاق می‌افتاده.
    چون اسم اصلیش رو نمی‌دونم هیچ وقت نتونستم پیداش کنم. هیچ گاه هم بهش بر نخوردم! اگه کسی این رو یادشه و می‌تونه کمک کنه خوشحال می‌شم.

  16. جالبه بدونید دختری که در این سریال نقش ملکه رو بازی می کرد متولد ایران بوده.

    http://www.imdb.com/name/nm0000660/?ref_=tt_cl_t14

  17. سلام دوستان کسی اسم دقیق فیلم سوسکهای آپارتمان که در اوایل دهه نود ساخته شده میدونه. داستان یک جوان که در خونه ای ساکن میشه که سابقا پیرزنی اونجا زندگی میکرده و فوت شده و جولانگاه سوسکهاست و در ادامه باهاشون دوست میشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بنرهای تبلیغاتی