تفاوتهای علمی تنفس در دوچرخهسواری و یوگا؛ اکسیژنرسانی یا مدیریت انرژی؟
در این مقاله به بررسی دقیق و علمی این تفاوتهای ساختاری، ریشههای تاریخی و اشتباهات رایج در اجرای این متدها خواهیم پرداخت تا دیدگاهی جامع نسبت به عملکرد سیستم تنفسی خود پیدا کنید.
هدفگذاری فیزیولوژیک؛ نرخ تهویه در مقابل کنترل آگاهانه
در ورزشهای استقامتی همچون دوچرخهسواری، هدف اصلی سیستم تنفسی پاسخگویی به تقاضای متابولیک (Metabolic Demand) بسیار بالا است. وقتی شما با شدت زیاد رکاب میزنید، تولید دیاکسید کربن در خون افزایش یافته و مغز فرمان افزایش نرخ تنفس را صادر میکند تا اسیدیته خون کنترل شود. در این حالت، تنفس بیشتر جنبه واکنشی و مکانیکی پیدا میکند تا اکسیژن لازم برای میتوکندریهای سلولهای عضلانی فراهم گردد. ورزشکار استقامتی تلاش میکند با بازدمهای قوی، فضای مرده ریوی را کاهش داده و هوای تازه بیشتری را جایگزین کند که این روند کاملاً با رویکرد آرامبخش یوگا متفاوت است.
در سوی دیگر میدان، یوگا بر کنترل آگاهانه تنفس یا پرانایاما (Pranayama) تاکید دارد که در آن هدف لزوماً افزایش حجم اکسیژن نیست. در یوگا، ما اغلب با حبس نفس (Kumbhaka) یا طولانی کردن عمدی بازدم روبرو هستیم تا سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال کنیم. این کار باعث کاهش ضربان قلب و ایجاد ثبات ذهنی میشود، در حالی که در دوچرخهسواری، ضربان قلب باید در محدوده تمرینی خاصی بماند تا توان خروجی حفظ شود. بنابراین، در ورزش استقامتی تنفس یک موتور پیشران است، اما در یوگا، تنفس حکم یک ترمز هوشمند برای کنترل نوسانات ذهنی و بیولوژیک را دارد.
نکته جالب اینجاست که یک دوچرخهسوار اگر بخواهد با الگوی تنفسی یوگا در مسابقه شرکت کند، احتمالاً دچار کمبود اکسیژن حاد و تجمع اسید لاکتیک (Lactic Acid) میشود. این تفاوت در نیازهای بیوشیمیایی باعث شده تا الگوهای تنفسی در این دو حوزه به صورت کاملاً مجزا تکامل یابند. در ورزش استقامتی، ما به دنبال کارایی مکانیکی قفسه سینه هستیم تا از خستگی عضلات تنفسی جلوگیری کنیم. اما در یوگا، انعطافپذیری قفسه سینه و دیافراگم برای رسیدن به حالات عمیقتر آگاهی مد نظر قرار میگیرد که لزوماً با سرعت عمل فیزیکی همراه نیست.
مکانیسمهای درگیر؛ از تنفس ریتمیک تا قفلهای انرژی
دوچرخهسواران حرفهای معمولاً از تکنیک تنفس ریتمیک (Rhythmic Breathing) استفاده میکنند که با دور پا یا کادنس (Cadence) آنها هماهنگ است. برای مثال، الگوی ۲-۲ به این معناست که دو دور پا برای دم و دو دور پا برای بازدم اختصاص داده میشود تا پایداری میانتنه حفظ شود. این هماهنگی باعث میشود که فشار وارد بر دیافراگم در لحظات اوج انقباض عضلات شکم تقسیم شود و از بروز دردهای پهلو جلوگیری گردد. در اینجا تنفس کاملاً با حرکت فیزیکی درآمیخته است و به عنوان بخشی از زنجیره حرکتی عمل میکند تا بهرهوری مکانیکی بدن به حداکثر برسد.
در مقابل، یوگا از تکنیکهایی مانند اودرایانا باندا (Uddiyana Bandha) یا قفل شکمی استفاده میکند که در آن دیافراگم به سمت بالا کشیده میشود. این حرکات در یوگا برای جابجایی انرژی درونی یا پرانا طراحی شدهاند و هیچ ارتباطی با فعالیتهای شدید کاردیو ندارند. جالب است بدانید که در یوگا، ما گاهی فقط از یک سوراخ بینی تنفس میکنیم تا بخشهای خاصی از مغز را تحریک کنیم. حالا تصور کنید یک دوچرخهسوار وسط تور دو فرانس (Tour de France) بخواهد با انگشت یک سوراخ بینیاش را بگیرد و رکاب بزند؛ احتمالاً اولین نتیجهاش یک تصادف تماشایی یا واژگونی از روی دوچرخه خواهد بود!
شوخی به کنار، تفاوت در عضلات کمکی تنفس نیز بسیار چشمگیر است؛ در دوچرخهسواری عضلات بیندندهای و شانهها به شدت درگیر تنفس عمیق میشوند. در حالی که در یوگا، تلاش بر این است که شانهها کاملاً رها باشند و تنفس از عمق لگن و شکم آغاز شود. این رهاسازی در یوگا به معنای حذف تنش است، اما در دوچرخهسواری، بخشی از این تنش برای حفظ آیرودینامیک بدن روی دوچرخه ضروری است. در واقع، یوگیها به دنبال انبساط بینهایت هستند و دوچرخهسواران به دنبال انقباض کارآمد برای غلبه بر مقاومت هوا و شیب جاده.
تنش گازهای خونی؛ اثر بوهر و تحمل دیاکسید کربن
یک زاویه فنی و کمتر شناخته شده در تفاوت این دو حوزه، مربوط به تحمل دیاکسید کربن (CO2 Tolerance) است که در هر دو حیاتی اما با رویکردی متفاوت میباشد. در ورزشهای استقامتی، افزایش CO2 محرک اصلی برای نفسنفس زدن است و ورزشکار میآموزد که با بازدمهای قوی، سطح آن را پایین نگه دارد. این کار باعث میشود اسیدیته خون (pH) در سطح نرمال باقی بماند و عضلات بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. در واقع، دوچرخهسوار با تنفس شدید، سعی در تخلیه سریع این پسماند گازی دارد تا از خستگی زودرس جلوگیری کند.
اما در یوگا، به ویژه در سطوح پیشرفته، تمریناتی برای افزایش عمدی سطح CO2 در خون انجام میشود تا اثر بوهر (Bohr Effect) تقویت شود. بر اساس این پدیده علمی، حضور بیشتر دیاکسید کربن در خون باعث میشود اکسیژن راحتتر از هموگلوبین جدا شده و به بافتها برسد. یوگیها با حبس نفسهای طولانی، بدن را به محیطی پر از CO2 عادت میدهند تا کارایی جذب اکسیژن در سطح سلولی افزایش یابد. این دقیقاً برخلاف واکنش غریزی یک دوچرخهسوار است که در حال تلاش برای دفع هرچه سریعتر این گاز از ریههای خود است تا احساس خفگی نکند.
زنگ تفریح: وقتی ریهها هم اشتباه میکنند!
آیا میدانستید در اایل قرن بیستم، برخی از دوچرخهسواران تصور میکردند سیگار کشیدن قبل از مسابقه باعث باز شدن ریههایشان میشود؟ آنها فکر میکردند دود سیگار ظرفیت تنفسی را بالا میبرد و به آنها کمک میکند در سربالاییها بهتر نفس بکشند! خوشبختانه علم پزشکی به موقع وارد عمل شد وگرنه الان به جای ایستگاههای تغذیه، باید در مسیر مسابقات جاسیگاری نصب میکردند. این یکی از آن سوءبرداشتهای تاریخی است که نشان میدهد بشر چقدر راه طولانی را برای فهمیدن سازوکار واقعی تنفس طی کرده است. پس دفعه بعد که از نفسنفس زدن روی دوچرخه شاکی بودید، یادتان باشد که حداقل دارید اکسیژن واقعی میکشید، نه دود تنباکو به امید باز شدن ریه!
ریشههای تاریخی و تکامل فرهنگی تنفس
تاریخچه تنفس در یوگا به هزاران سال پیش و متون کهن هند باستان بازمیگردد که در آن تنفس را به عنوان پلی بین دنیای مادی و معنوی میدیدند. یوگیها معتقد بودند که تعداد نفسهای هر انسان در طول زندگی مقدر شده است، بنابراین با کند کردن سرعت تنفس، میتوان عمر طولانیتری داشت. این نگاه فلسفی باعث شد تا تکنیکهای تنفسی در یوگا به سمت آرامش، سکون و ظرافت حرکت کنند. در واقع، در فرهنگ یوگی، تنفس عمیق و کند نشانهای از قدرت درونی و تسلط بر نفس (Self-Control) محسوب میشد که با استرسهای روزمره مقابله میکرد.
در مقابل، علم تنفس در ورزشهای استقامتی محصول دوران صنعتی و نیاز به افزایش بهرهوری فیزیکی در میدانهای نبرد و مسابقات ورزشی مدرن است. در اواسط قرن بیستم، با ظهور فیزیولوژی ورزشی (Exercise Physiology)، دانشمندان متوجه شدند که محدودیت اصلی ورزشکاران استقامتی، قلب نیست بلکه ظرفیت ریه و قدرت عضلات تنفسی است. این کشف باعث شد تا تمریناتی برای تقویت دیافراگم و عضلات بیندندهای ابداع شود که هیچ شباهتی به مدیتیشن نداشتند. به جای نشستن در سکوت، ورزشکاران با دستگاههای مقاومت تنفسی تمرین میکردند تا ریههایشان را برای شکنجههای مسابقات سنگین آماده کنند.
ارتباط میان این دو دیدگاه در دهههای اخیر بیشتر شده است، به طوری که مربیان بزرگ دوچرخهسواری حالا از یوگا برای ریکاوری ورزشکاران خود استفاده میکنند. آنها متوجه شدهاند که آرامش ذهنی حاصل از تنفس یوگی، میتواند بازگشت ضربان قلب به حالت عادی را تسریع کند. اما این به معنای یکی بودن تکنیکها نیست؛ بلکه نشاندهنده ابزاری بودن تنفس در هر دو حوزه است. یکی برای فتح قلههای کوهستان جاده و دیگری برای فتح قلههای درونی ذهن. این پارادوکس تاریخی که یکی به دنبال سرعت است و دیگری به دنبال سکون، زیبایی دنیای ورزش و سلامت را دوچندان کرده است.
بازتاب در رسانهها؛ از مستندهای نشنال جئوگرافیک تا کتابهای پرفروش
موضوع تنفس به قدری جذاب است که بارها سوژه اصلی مستندهای علمی و کتابهای پرفروش جهانی شده است. برای مثال، کتاب «نفس» (Breath) اثر جیمز نستور به خوبی تفاوت میان تنفس دهانی و بینی را بررسی کرده و به تجربیات ورزشکاران استقامتی در مقابل اساتید یوگا پرداخته است. او در این اثر نشان میدهد که چگونه تمدن مدرن باعث شده ما بد نفس بکشیم و چطور بازگشت به روشهای باستانی یوگا میتواند عملکرد ورزشی دوچرخهسواران را متحول کند. این کتاب جرقهای بود تا بسیاری از ورزشکاران، تکنیکهای یوگا را وارد برنامه تمرینی خود کنند تا از مزایای هر دو دنیا بهرهمند شوند.
در سینما نیز، صحنههای مربوط به آمادهسازی ورزشکاران معمولاً با نمایش تنفسهای سنگین و بخار گرفته در هوای سرد همراه است که نشاندهنده تلاش فیزیکی استقامتی است. در مقابل، در فیلمهایی که به جنبههای معنوی زندگی میپردازند، تنفس همیشه نرم، بیصدا و آرام به تصویر کشیده میشود تا صلح درونی را القا کند. این دو تصویر رسانهای، دقیقاً تفاوت کارکردی تنفس در این دو رشته را در ذهن مخاطب تثبیت کردهاند. وقتی یک دوچرخهسوار در مستندی به تصویر کشیده میشود، صدای دم و بازدم عمیق او موسیقی متن فیلم است که قدرت ریههای او را به رخ میکشد.
اسرار پشتپرده؛ چرا مربیان حرفهای از یوگا میترسیدند؟
در گذشتهای نه چندان دور، بسیاری از مربیان دوچرخهسواری حرفهای معتقد بودند که تمرینات یوگا و تنفسهای شکمی طولانی ممکن است باعث شل شدن عضلات میانتنه (Core Muscles) شود. آنها فکر میکردند که برای رکاب زدن قدرتی، شکم باید همیشه منقبض و سخت باشد و تنفس عمیق یوگی این انقباض را از بین میبرد. این یک باور غلط بود که سالها مانع از ورود یوگا به دنیای دوچرخهسواری شد. امروز میدانیم که اتفاقاً دیافراگم قوی که محصول تمرینات یوگا است، پایداری ستون فقرات را روی زین دوچرخه افزایش داده و از دردهای کمر جلوگیری میکند.
نکته محرمانه دیگر این است که برخی رکابزنان در ارتفاعات بالا، از تکنیکهای تنفسی خاصی استفاده میکنند که شباهت زیادی به متد «ویم هاف» (Wim Hof) دارد؛ روشی که ترکیبی از یوگا و علم فیزیولوژی است. این تکنیکها با قلیایی کردن موقت خون، اجازه میدهند ورزشکار فشار کمبود اکسیژن را بهتر تحمل کند. اینجاست که مرزهای میان یوگا و ورزش استقامتی کمرنگ میشود. مربیان حالا به جای ترس، به دنبال کشف ترکیبی طلایی هستند که در آن قدرت انفجاری تنفس استقامتی با مدیریت استرس تنفس یوگی ادغام شود. این یک بازی برد-برد است که نتایج آن در سکوهای المپیک به وضوح دیده میشود.
زنگ تفریح: ریههای غولآسا!
جالب است بدانید که حجم ریه برخی از دوچرخهسواران افسانهای، تقریباً دو برابر یک فرد عادی است! در حالی که ریه یک آدم معمولی حدود ۶ لیتر گنجایش دارد، در برخی تستهای آزمایشگاهی، ریههایی با حجم ۱۲ لیتر هم ثبت شده است. این یعنی آنها میتوانند با هر نفس، به اندازه دو تا بادکنک بزرگ هوا جابجا کنند. تصور کنید در یک کلاس یوگا، کنار کسی بنشینید که چنین ریههایی دارد؛ احتمالاً با هر دم او، شما و تشک یوگایتان به سمت سوراخ بینی او کشیده میشوید! این تفاوت فیزیکی نشان میدهد که ورزش استقامتی چطور ابعاد بدنی ما را برای بقا در سرعتهای بالا تغییر میدهد.
ارتباط با روانپزشکی و مدیریت استرس
تفاوت تنفس در این دو رشته، از منظر روانپزشکی نیز بسیار حائز اهمیت است. در دوچرخهسواری، تنفس شدید باعث تحریک سیستم عصبی سمپاتیک (Sympathetic Nervous System) میشود که مسئول پاسخ «جنگ یا گریز» است. این وضعیت برای حفظ انگیزه و قدرت در مسابقه ضروری است، اما اگر طولانی شود، منجر به فرسودگی ذهنی میگردد. به همین دلیل، دوچرخهسواران باید پس از تمرین، به سرعت الگوهای تنفسی خود را به سمت متدهای یوگا تغییر دهند تا بدن از فاز استرس خارج شده و وارد فاز بازسازی و ریکاوری شود. این جابجایی بین دو الگوی تنفسی، کلید سلامت روان ورزشکاران حرفهای است.
در یوگا، تنفس مستقیم با کنترل آمیگدال (Amygdala) در مغز در ارتباط است که مرکز پردازش ترس و هیجان است. با کند کردن تنفس، ما عملاً به مغز سیگنال میدهیم که هیچ خطری وجود ندارد، حتی اگر بدن در وضعیت فیزیکی دشواری باشد. این مهارت در دوچرخهسواری هم به کار میآید؛ وقتی یک رکابزن در یک نزول خطرناک از کوهستان با سرعت ۹۰ کیلومتر بر ساعت در حال حرکت است، استفاده از تنفس آرام یوگی میتواند از وحشتزدگی (Panic) جلوگیری کرده و تمرکز او را برای کنترل دوچرخه حفظ کند. در اینجا، روانپزشکی و ورزش استقامتی در نقطه تنفس به هم میرسند تا ایمنی و کارایی را تضمین کنند.
سناریوی توضیحی؛ یک روز از زندگی ریههای ترکیبی
بیایید سناریویی را تصور کنیم که در آن یک ورزشکار هر دو تکنیک را ترکیب میکند. او صبح خود را با ۱۵ دقیقه پرانایامای یوگی شروع میکند تا ظرفیت پذیرش ریهها را بالا برده و ذهن را آرام کند. سپس سوار دوچرخه شده و در طول مسیر سربالایی، به تنفس ریتمیک استقامتی روی میآورد تا اکسیژن لازم برای عضلات چهارسر ران را فراهم کند. او میداند که دم عمیق از بینی و بازدم پرفشار از دهان در این لحظه، بهترین استراتژی برای دفع اسید لاکتیک است. این جابجایی هوشمندانه باعث میشود او دیرتر خسته شده و لذت بیشتری از مسیر ببرد.
پس از پایان تمرین شدید، او به جای نشستن و نفسنفس زدن بیهدف، به سراغ تکنیک تنفس مربعی (Box Breathing) یوگا میرود تا ضربان قلبش را در کمتر از ۳ دقیقه به حالت عادی برگرداند. این سناریو نشان میدهد که تفاوتها نباید باعث جدایی شوند، بلکه باید به عنوان ابزارهای مختلف در جعبهابزار یک ورزشکار دیده شوند. کسی که فقط به تنفس استقامتی متکی باشد، همیشه در اضطراب فیزیولوژیک باقی میماند و کسی که فقط تنفس یوگی انجام دهد، هرگز نمیتواند در یک رقابت سرعتی دوام بیاورد. ترکیب این دو، ابرانسان مدرن را در دنیای ورزش میسازد که هم قدرت انفجاری دارد و هم آرامش پولادین.
مقایسه با یافتههای مشابه در غواصی آزاد
جالب است که برای درک بهتر تفاوت تنفس در یوگا و ورزش استقامتی، نگاهی به غواصی آزاد (Free Diving) بیندازیم. غواصان آزاد ترکیبی عجیب از این دو را به کار میبرند؛ آنها برای آرام کردن ضربان قلب قبل از شیرجه از یوگا استفاده میکنند، اما مکانیسم ریوی آنها هنگام بازگشت به سطح، شباهت زیادی به بازدمهای انفجاری دوچرخهسواران دارد. این مقایسه نشان میدهد که ریه انسان چقدر انعطافپذیر است. در هر سه رشته (یوگا، دوچرخهسواری و غواصی)، تنفس تابعی از هدف نهایی است: یکی برای سکون، یکی برای حرکت و دیگری برای بقا در عمق. یافتههای جدید علمی نشان میدهند که تمرینات یوگا میتواند ظرفیت حیاتی (Vital Capacity) ریه دوچرخهسواران را تا ۱۵ درصد افزایش دهد، بدون اینکه نیاز به تمرین فیزیکی بیشتری باشد.
خطاهای علمی گذشته و تکامل ابزارها
در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی، تصور میشد که تنفس دهانی در ورزشهای استقامتی مضر است و ورزشکاران باید فقط از بینی نفس بکشند. اما بعدها مشخص شد که در شدتهای بالا (بالای ۸۰ درصد توان بیشینه)، مقاومت مجاری بینی اجازه ورود حجم کافی اکسیژن را نمیدهد و تنفس دهانی برای زنده ماندن عضلات ضروری است. در یوگا اما، همچنان بر تنفس بینی تاکید میشود چون هدف در آنجا نه حجم هوا، بلکه فیلتراسیون، گرم کردن هوا و تحریک اعصاب بویایی است که با آرامش ذهن در ارتباط است. این تکامل دانش باعث شده تا امروزه دیگر ورزشکاران را بابت باز کردن دهان در حین رکاب زدن سرزنش نکنند و در عین حال، ارزش تنفس بینی را در لحظات آرامش گوشزد کنند.
ابزارهای پایش تنفس نیز از کیسههای پلاستیکی ساده در آزمایشگاههای قدیمی به سنسورهای پوشیدنی هوشمند تغییر یافتهاند. امروزه دوچرخهسواران میتوانند نرخ تنفس خود را روی کامپیوتر دوچرخه (Bike Computer) به صورت لحظهای ببینند، دقیقاً همانطور که یوگیها با استفاده از اپلیکیشنهای بیوفیدبک، ریتم قلب و نفس خود را هماهنگ میکنند. علم دیگر تنفس را یک امر غریزی رها شده نمیداند، بلکه آن را متغیری قابل اندازهگیری و بهینهسازی میبیند که در هر رشته ورزشی، فرمول خاص خود را دارد. اشتباه علمی بزرگ دیگر این بود که فکر میکردند ریه قابل تمرین دادن نیست، اما حالا میدانیم عضلات تنفسی درست مثل جلو بازو، با تمرین قویتر میشوند و دیرتر خسته میشوند.
Smart FAQ: پاسخ به سوالات کنجکاو کانه
جمعبندی نهایی
تکنیکهای تنفسی در دوچرخهسواری و یوگا، اگرچه از نظر فیزیولوژیک در دو قطب مخالف قرار دارند، اما هر دو بخشی از یک حقیقت واحد یعنی توانمندسازی بدن انسان هستند. در ورزشهای استقامتی، تنفس ابزاری است برای غلبه بر محدودیتهای فیزیکی و رسیدن به سرعتهای بالاتر، در حالی که در یوگا، راهی است برای نفوذ به لایههای عمیق روان و کسب آرامش. درک این تفاوتها به ما اجازه میدهد تا به جای تعصب بر یک روش، از هوشمندی هر دو سیستم بهره ببریم؛ در جاده مانند یک قهرمان استقامتی نفس بکشیم و در زمان ریکاوری، مانند یک یوگی ریههایمان را به آرامش دعوت کنیم. آینده ورزش در گرو همین ترکیبهای خردمندانه است.
شما چطور نفس میکشید؟
آیا تا به حال سعی کردهاید تکنیکهای آرامشبخش یوگا را در تمرینات ورزشی خود به کار ببرید؟ یا برعکس، آیا در کلاس یوگا متوجه شدهاید که مثل یک دوچرخهسوار در حال نفسنفس زدن هستید؟ تجربیات و چالشهای خود را در زمینه کنترل تنفس با ما و سایر خوانندگان در بخش دیدگاهها به اشتراک بگذارید. نظرات شما میتواند راهگشای کسانی باشد که در جستجوی تعادل میان قدرت و آرامش هستند.







وقتی این خبر پخش شد همه نگران شدن ، همه می گفتن وای وای کارمون دیگه تمومه ! نه داداش از این خبرا نیست ، مگه سایتهای GoogleوYahoo تنها خدمات دهنده موتور جستجو و چک هستن ؟ بیبن دوستان ! اصلا می دونستین قوی ترین موتور جستجوی جهان چیه ؟ حتما همه میگین Google !!! نه ! طبق آمارهای جهانی قویترین موتور جستجوی اینترنتی سایت http://www.Mamma.com خودمم آزمایشش کردم از Google قوی تره ! و حالا چت ! یاهو فکر کرده نوبرشو آورده ، می خواد بره ؟ خوب به سلامت ، ما هم می تونیم از سایت های مشبه استفاده کنیم ، درسته به پای یاهو نمیرسن ، ولی خدماتشون مناسبه کاربران ایرانیه ! مثلا سایت http://www.Paltalk.com فقط کافیه شما یه آی دی توش بسازین ، اون وقت می بینین توش چه خبره ! با اطمینان می تونم بگم اتاق هاش از یاهو بهتره ، اصلا شما ببینید چند هزار تا کاربر ایرانی توش هستن !؟!؟!
اگر هم نگران ایمیل هستین خدمات ایمیل رو خیلی از سایت های مشابه دیکه هم میدن ، مثل http://www.walla.com خودم هم از این سایت استفاده می کنم Titeh@walla.com
اینا رو بهتون گفتن که بدونین یاهو و گوگل اون قدر هم ارزش ندارن که با رفتنشون کل ایران فلج بشه ، نه داداشه من از خبرا نیست ، این امریکیا فکر کردن ایرانی محتاج خدمات اوناییم . پس بایم بهشون بفهمونیم .
با تشکر
Very interesting. keep the good work!
منطق خود را از دست ندهید
مثل اینکه این خبر قطع شدن سرویس دهی دو کمپانی بزرگ گوگل و یاهو حسابی وحشت تولید کرده است٬ اما به نظر من قضیه بو دار است! اول صحبت از قطعی سروی…
والا راستش قضیه برای خود من هم کمی مشکوک است، و به نظرم کمی پیچیدگی دارد، اما اگر واقعیت داشته باشد نه تنها دست روی دست که میذاریم هیچ سه سوت میرویم سراغ راه حلهای فرعی مگر اورکات فیلتر شد یا بلاگ رولینگ چه کردیم! در این گونه موارد هم میتوانست بمب گوگلی کار ساز باشد ولی همه راه حل فرعی و بی پایه را انتخاب کردند.