یک یوتوبر یا پادکستساز تازهکار در آغاز کار چه مشکلاتی بزرگی را باید از پیش پا بردارد؟

تولید محتوا در دنیای امروز از یک سرگرمی ساده به یک صنعت پولساز و استراتژیک تبدیل شده است. بسیاری از افراد با رویای رسیدن به درآمدهای دلاری و شهرت، قدم در مسیر یوتیوب (YouTube) یا ساخت پادکست (Podcast) میگذارند، اما واقعیت پشت پرده تفاوتهای زیادی با تصاویر پرزرقوبرق اینستاگرامی دارد. یک یوتیوبر یا پادکستساز تازهکار در ابتدای مسیر با کوهی از موانع فنی، روانی و ساختاری روبرو است که عبور از آنها نیازمند صبر و دانش است. از مدیریت اضطراب جلوی دوربین گرفته تا دستوپنجه نرم کردن با محدودیتهای خاص جغرافیایی و فنی در ایران، همگی بخشی از این سفر پرپیچوخم هستند. در این مقاله به بررسی عمیق تاریخچه، پتانسیلهای درآمدی و تمامی مشکلاتی که باید از پیش پا بردارید میپردازیم.
ریشهشناسی و تاریخچه محتوای صوتی و تصویری
پادکستها ریشه در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی دارند، زمانی که تکنولوژی آر-اس-اس (RSS) به کاربران اجازه داد فایلهای صوتی را مشترک شوند. واژه پادکست از ترکیب آیپاد (iPod) و برادکست (Broadcast) پدید آمد و به سرعت به رسانهای برای دموکراسی کلام تبدیل شد. در مقابل، یوتیوب در سال ۲۰۰۵ توسط سه کارمند سابق پیپال (PayPal) راهاندازی شد و اولین ویدیو با عنوان «من در باغوحش» تحولی در تاریخ رسانه ایجاد کرد. این دو پلتفرم به تدریج از فضایی برای اشتراکگذاری خاطرات شخصی به غولهای رسانهای تبدیل شدند که امروزه رقیب جدی تلویزیون و رادیو هستند.
تکامل این دو رسانه نشان میدهد که قدرت از انحصار سازمانهای بزرگ خارج شده و به دست فردیتها رسیده است. در ابتدا محتواها بسیار آماتور بودند، اما با بهبود سرعت اینترنت در جهان، استانداردهای تولید نیز به شدت ارتقا یافت. امروزه پادکست و یوتیوب نه تنها ابزاری برای سرگرمی، بلکه منابعی حیاتی برای آموزش و تحلیلهای عمیق اجتماعی محسوب میشوند.
نقطه عطف درآمدزایی و تجاری شدن
درآمدزایی در یوتیوب با معرفی برنامه شریک (Partner Program) در سال ۲۰۰۷ به یک واقعیت ملموس تبدیل شد و به سازندگان اجازه داد در سود تبلیغات شریک شوند. پادکستها کمی دیرتر و در حدود سال ۲۰۱۴ با پادکست «سریال» (Serial) توانستند توجه اسپانسرهای بزرگ را به خود جلب کنند و مدلهای تبلیغاتی بومی را توسعه دهند. این دوره زمانی بود که برندها متوجه شدند اعتماد مخاطب به یک تولیدکننده محتوا، بسیار ارزشمندتر از تبلیغات سنتی تلویزیونی است.
ظهور پلتفرمهایی مثل پاتریون (Patreon) نیز به مخاطبان اجازه داد مستقیماً از خالقان محتوا حمایت مالی کنند. این تغییر پارادایم باعث شد محتواسازان بتوانند به صورت تماموقت روی کیفیت کار خود تمرکز کنند. امروزه اقتصاد خلاق (Creator Economy) یکی از سریعترین نرخهای رشد را در میان صنایع دیجیتال دارد.
غولهای درآمدی؛ از رویا تا واقعیت
نامهایی مانند مستربیست (MrBeast) در یوتیوب با درآمدهای سالانه بیش از ۵۰ میلیون دلار، مرزهای ممکن را جابجا کردهاند. در دنیای پادکست نیز جو روگان (Joe Rogan) با قرارداد صد میلیون دلاری خود با اسپاتیفای، ثابت کرد که قدرت بیان تا چه حد میتواند ثروتآفرین باشد. این افراد تنها ویدیو یا صوت تولید نمیکنند، بلکه آنها مدیران امپراتوریهای رسانهای هستند که صدها کارمند دارند.
البته رسیدن به این سطح مستلزم سالها کار مداوم و درک دقیق الگوریتمهای پیچیده پلتفرمها است. بسیاری از این افراد در ابتدا تنها با یک گوشی ساده یا میکروفون ارزان شروع کردند و به تدریج سیستم خود را ارتقا دادند. موفقیت آنها ترکیبی از خلاقیت بیحد، استمرار خستهکننده و البته کمی شانس در زمانبندی مناسب بوده است.
نکته جالب اینجاست که اکثر این ثروتمندان، درآمدهای جانبی بیشتری نسبت به خود تبلیغات مستقیم دارند. فروش محصولات (Merch)، دورههای آموزشی و سرمایهگذاریهای خطرپذیر، بخش بزرگی از سبد دارایی آنها را تشکیل میدهد.
زنگ تفریح: اولین درآمد خندهدار
آیا میدانستید یکی از بزرگترین یوتیوبرهای تکنولوژی جهان، اولین چک درآمدیاش از یوتیوب تنها ۱ دلار و چند سنت بود؟ او آن چک را قاب کرده و هنوز روی دیوار اتاقش دارد تا یادش نرود از کجا شروع کرده است. جالبتر اینجاست که در آن زمان دوستانش او را مسخره میکردند که برای چند سنت، ساعتها وقت پای کامپیوتر میگذارد! پس اگر اولین درآمدتان حتی پول یک فنجان قهوه هم نشد، بدانید که در مسیر درستی برای تبدیل شدن به یک غول رسانهای هستید.
تخمین درآمد واقعبینانه در ایران
در ایران، با وجود چالشهای ارزی و تحریم، پتانسیل درآمدی برای محتوای فارسی همچنان جذاب است. یک یوتیوبر متوسط با بازدیدهای معقول میتواند ماهانه بین ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار درآمد داشته باشد، مشروط بر اینکه مخاطبانش از فیلترشکنهایی با آیپی کشورهای با ارزش استفاده کنند. پادکستسازان نیز با جذب اسپانسرهای داخلی برای هر اپیزود پرمخاطب، مبالغی بین ۱۰ تا ۵۰ میلیون تومان دریافت میکنند.
باید در نظر داشت که این ارقام برای کسانی است که به ثبات در انتشار رسیدهاند. در ابتدای کار، درآمد ممکن است برای ماهها صفر باشد و اینجاست که بسیاری ناامید میشوند. اما با رشد مخاطب، نرخ بازگشت سرمایه به شدت افزایش مییابد و درآمدها شکلی تصاعدی به خود میگیرند.
سد بزرگی به نام اضطراب دوربین و میکروفون
یکی از اولین مشکلاتی که محتواساز را فلج میکند، ترس از قضاوت و عدم تسلط بر فن بیان است. بسیاری از ما صدای خودمان را وقتی ضبط میشود دوست نداریم، پدیدهای که در روانشناسی به آن «مواجهه با صدای واقعی» (Voice Confrontation) میگویند. این اضطراب باعث میشود فرد بارها ضبط را متوقف کند و در نهایت خسته شده و پروژه را رها نماید.
راهکار این است که بپذیرید قسمتهای اول شما احتمالاً فاجعه خواهند بود و این کاملاً طبیعی است. حتی بهترین گویندگان رادیو هم در ابتدا صدای گرم و مسلط امروزیشان را نداشتند. تمرین مداوم و پذیرش نقصها، تنها راهی است که باعث میشود بعد از ۲۰ یا ۳۰ اپیزود، به استایل شخصی خود دست پیدا کنید.
چالش تدوین و وسواس در جزئیات فنی
تازهکارها اغلب در تله نرمافزارهای پیچیده میافتند و تصور میکنند حتماً باید از همان ابتدا بر پریمیر (Premiere) یا ادوب آدیشن (Adobe Audition) مسلط باشند. یادگیری این ابزارها زمانبر است و میتواند تمرکز شما را از محتوا به سمت مسائل فنی منحرف کند. وسواس در حذف هر «اوم» یا «اِ» در کلام، فرآیند تدوین را فرسایشی میکند.
پیشنهاد حرفهایها شروع با ابزارهای سادهتر و تمرکز بر داستانگویی (Storytelling) است. تدوین باید در خدمت محتوا باشد، نه اینکه مانعی برای انتشار آن شود. به مرور زمان و با پیشرفت کار، میتوانید تکنیکهای اصلاح رنگ و صداگذاری حرفهای را به مهارتهایتان اضافه کنید.
معضل گرانی تجهیزات در بازار ایران
خرید یک میکروفون کاندنسر (Condenser Microphone) یا دوربین بدون آینه (Mirrorless) در ایران به دلیل نوسانات ارز، به یک سرمایهگذاری سنگین تبدیل شده است. بسیاری از افراد به دلیل نداشتن نورپردازی حرفهای یا دکور شیک، اصلاً کار را شروع نمیکنند. این در حالی است که گوشیهای هوشمند امروزی کیفیت تصویری فراتر از دوربینهای حرفهای ده سال پیش دارند.
خلاقیت در استفاده از منابع موجود، کلید موفقیت در محیطهای کمامکانات است. استفاده از نور طبیعی پنجره به جای رینگلایت یا پتو دور میکروفون برای حذف اکو، راهکارهای ارزان و موثری هستند. نباید اجازه دهید فقدان گجتهای گرانقیمت، مانع از بروز خلاقیت شما در تولید محتوای باارزش شود.
زنگ تفریح: استودیویی در کمد لباس!
بسیاری از پادکسترهای معروف دنیا، اپیزودهای اول خود را داخل کمد دیواری و در میان لباسهای آویزان ضبط کردهاند! چرا؟ چون لباسها بهترین عایق صدا (Acoustic) هستند و پژواک آزاردهنده را جذب میکنند. پس اگر دیدید کسی در کمد نشسته و با هیجان حرف میزند، احتمالاً دیوانه نیست؛ او فقط یک محتواساز باهوش است که پولش را خرج عایقبندیهای گرانقیمت نکرده و از شلوارهای جینش به عنوان پنل آکوستیک استفاده میکند!
چالش پنهان؛ نرخ کلیک و آیپی ایران
یکی از تلخترین واقعیتها برای یوتیوبرهای ایرانی این است که بازدیدهایی که با آیپی ایران ثبت میشوند، معمولاً درآمدی ایجاد نمیکنند. سیستم تبلیغاتی یوتیوب (AdSense) به دلیل تحریمها، تبلیغی برای کاربران داخل ایران نمایش نمیدهد. این یعنی شما ممکن است هزاران بازدید داشته باشید اما ریالی بابت آنها دریافت نکنید مگر اینکه مخاطب از ویپیان استفاده کرده باشد.
این مسئله باعث میشود تمرکز محتواسازان بر جذب مخاطبان فارسیزبان خارج از کشور یا تشویق کاربران داخلی به استفاده از سرورهای خاص باشد. همچنین، وابستگی به سیستمهای واسط (MCN) برای نقد کردن درآمد، چالشهای حقوقی و کارمزدهای خاص خود را به همراه دارد که باید از پیش برای آن برنامهریزی کرد.
جو منفی و کامنتهای بیرحمانه ابتدایی
فضای مجازی میتواند در ابتدای کار بسیار بیرحم باشد و نقدها فراتر از محتوا، به سمت ویژگیهای ظاهری یا لحن شما برود. نداشتن دکور مجلل یا تپق زدن در کلام، سوژه اصلی ترولهای اینترنتی (Internet Trolls) خواهد بود. این جو منفی میتواند به سرعت انگیزه یک فرد تازهکار را نابود کند و او را به این نتیجه برساند که برای این کار ساخته نشده است.
واقعیت این است که حتی محبوبترین چهرهها هم منتقدان سرسخت خود را دارند و این بخشی از بازی است. باید یاد بگیرید بین نقدهای سازنده و توهینهای بیاساس تمایز قائل شوید. تمرکز بر آن دسته از مخاطبانی که به محتوای شما علاقه نشان میدهند، بهترین پادزهر برای انرژیهای منفی محیط است.
برندینگ شخصی؛ فراتر از یک لوگوی ساده
بسیاری تصور میکنند برندینگ یعنی طراحی یک لوگوی قشنگ، اما در یوتیوب و پادکست، برندینگ یعنی «ثبات» و «اعتماد». هویت بصری و شنیداری شما باید در ذهن مخاطب حک شود. انتخاب یک نام مناسب که به راحتی جستجو شود و طراحی تامنیلهای (Thumbnail) جذاب که نرخ کلیک (CTR) را بالا ببرد، از وظایف حیاتی یک تازهکار است.
مشکل اینجاست که در ابتدای کار، هویت محتوایی شما هنوز شکل نگرفته و مدام از این شاخه به آن شاخه میپرید. این عدم تمرکز باعث میشود الگوریتمها نتوانند شما را به مخاطب هدف درستی معرفی کنند. پیدا کردن یک «نیش» (Niche) یا حوزه تخصصی، اولین قدم برای ساخت یک برند ماندگار است.
کپیرایت؛ میدان مین تولیدکنندگان محتوا
استفاده از موسیقیهای معروف یا قطعات ویدیویی دیگران بدون اجازه، میتواند منجر به بسته شدن کانال شما شود. در ایران به دلیل عدم رعایت کپیرایت در فضاهای دیگر، تازهکارها اغلب این موضوع را جدی نمیگیرند. اما یوتیوب با سیستم هوشمند «Content ID» به سرعت تخلفات را شناسایی کرده و درآمد ویدیو را به صاحب اثر منتقل میکند.
پادکستها نیز در پلتفرمهایی مثل اسپاتیفای با محدودیتهای مشابهی روبرو هستند. یادگیری استفاده از منابع موسیقی رایگان (Royalty-free) و درک قوانین استفاده منصفانه (Fair Use)، مهارتی است که باید در همان هفتههای اول کسب کنید تا زحماتتان به هدر نرود.
ساختاربندی محتوا؛ تفاوت فرمتها
یکی از اشتباهات رایج، تولید محتوای یکسان برای هر دو پلتفرم بدون تغییر در ساختار است. مخاطب پادکست به دنبال آرامش و عمق است، در حالی که مخاطب یوتیوب به محرکهای بصری سریع و تدوین پرانرژی نیاز دارد. انتقال صرف صوت یک ویدیو به پادکست، بدون در نظر گرفتن ارجاعات بصری، باعث گیجی شنونده میشود.
هر فرمت زبان خاص خود را دارد. در پادکست، قدرت توصیف کلمات جایگزین تصویر میشود و در ویدیو، زبان بدن و میمیک صورت نقش کلیدی در انتقال حس دارند. درک این تفاوتها باعث میشود محتوای شما در هر پلتفرم، بومی و حرفهای به نظر برسد.
سئو و کشفپذیری؛ دیده شدن در اقیانوس محتوا
تولید یک محتوای عالی تنها نیمی از مسیر است؛ نیمه دیگر، رساندن آن به دست مخاطب است. استفاده از کلمات کلیدی در عناوین، توضیحات (Description) و تگها، هنر سئو (SEO) در این پلتفرمهاست. بسیاری از تازهکارها از عناوین شاعرانه و گنگ استفاده میکنند که هیچکس آنها را جستجو نمیکند.
الگوریتمهای پیشنهاددهنده (Recommendation Engines) بر اساس رفتارهای قبلی کاربران کار میکنند. اگر نتوانید در چند ثانیه اول مخاطب را نگه دارید (Retention Rate)، پلتفرم متوجه میشود که محتوای شما جذاب نیست و نمایش آن را متوقف میکند. یادگیری تحلیل دادهها در داشبوردهای یوتیوب، برای بقای شما حیاتی است.
تله کمالگرایی؛ دشمن شماره یک استمرار
کمالگرایی (Perfectionism) باعث میشود انتشار اولین کار شما ماهها به تعویق بیفتد. شما مدام فکر میکنید که نور کافی نیست، اسکریپت جای کار دارد یا فونت زیرنویس زشت است. این تله باعث میشود قبل از اینکه حتی بازخوردی بگیرید، دچار فرسودگی شوید.
در دنیای محتوا، «تمام شده» بهتر از «بینقص» است. شما باید اجازه دهید مخاطب با شما رشد کند. اشتراکگذاری مسیر یادگیری و نقصها، اتفاقاً باعث ایجاد پیوند عاطفی عمیقتری با مخاطبان میشود. استمرار در انتشار، حتی با کیفیت متوسط، بسیار موثرتر از انتشار یک کار عالی و سپس غیب شدن به مدت سه ماه است.
مدیریت زمان و فرسودگی شغلی
تولید محتوا یک کار تماموقت مخفی است. تحقیق، ضبط، تدوین و تعامل با مخاطب، ساعتها زمان میبرد و اگر برنامهریزی نداشته باشید، به سرعت به زندگی شخصی و شغلی شما آسیب میزند. بسیاری از تازهکارها در ابتدا با هیجان زیاد شروع میکنند و بعد از یک ماه به کلی تخلیه انرژی میشوند.
ایجاد یک تقویم محتوایی و اختصاص زمانهای مشخص برای هر بخش از کار، تنها راه پیشگیری از فرسودگی (Burnout) است. همچنین، باید یاد بگیرید که استراحت کردن بخشی از فرآیند خلاقیت است، نه مانعی برای آن. ذهن خسته نمیتواند ایدههای نابی برای ویدیو یا پادکست بعدی خلق کند.
ایجاد شبکه ارتباطی و همکاری
تولید محتوا نباید یک فعالیت ایزوله باشد. ارتباط با سایر محتواسازان در همان سطح خودتان، میتواند به رشدهای متقاطع (Cross-promotion) منجر شود. تازهکارها اغلب از درخواست همکاری میترسند یا تصور میکنند دیگران رقیب آنها هستند، در حالی که در دنیای دیجیتال، همکاری باعث بزرگتر شدن کل بازار میشود.
حضور در انجمنهای آنلاین، گروههای تلگرامی و شرکت در رویدادهای مرتبط، دید شما را نسبت به بازار باز میکند. گاهی یک ایده کوچک از یک همکار، میتواند گره بزرگی از مشکلات فنی یا محتوایی شما باز کند. به یاد داشته باشید که مخاطبان یک پادکست، معمولاً پادکستهای مشابه را هم گوش میدهند.
امنیت دیجیتال و حفظ حریم خصوصی
با رشد مخاطب، خطرات امنیتی مثل هک شدن اکانتها یا درز اطلاعات شخصی افزایش مییابد. محتواسازان ایرانی به دلیل استفاده از ابزارهای تغییر آیپی و سرویسهای واسط، بیشتر در معرض خطر هستند. فعالسازی تایید دو مرحلهای (2FA) و استفاده از ایمیلهای مجزا برای کار و مسائل شخصی، از اوجب واجبات است.
همچنین باید مراقب باشید که در ویدیوها یا پادکستها، ناخواسته اطلاعاتی از محل زندگی یا زندگی خصوصی خود منتشر نکنید که بعدها دردسرساز شود. مرز بین شفافیت با مخاطب و حفظ حریم خصوصی، مرز باریکی است که باید با دقت مدیریت شود.
تکنیکهای داستانگویی؛ قلب تپنده محتوا
بسیاری از افراد دانش فنی دارند اما نمیدانند چگونه یک داستان جذاب را روایت کنند. محتوا بدون قلاب (Hook)، بدنه و نتیجهگیری، تنها مجموعهای از اطلاعات پراکنده است. یادگیری ساختارهای داستانی مثل سفر قهرمان (Hero’s Journey) میتواند به محتوای شما عمق ببخشد و مخاطب را تا انتها همراه کند.
فرقی نمیکند پادکست جنایی میسازید یا ویدیوی آموزشی آشپزی؛ در هر صورت شما باید بتوانید کنجکاوی مخاطب را تحریک کنید. استفاده از تضادها، ایجاد تعلیق و بیان تجربیات شخصی، از جمله ابزارهایی هستند که یک محتوای معمولی را به یک اثر هنری تاثیرگذار تبدیل میکنند.
درک الگوریتم؛ دوست یا دشمن؟
الگوریتمهای یوتیوب و پلتفرمهای پادکست مثل کستباکس (Castbox)، بر اساس رضایت کاربر طراحی شدهاند. بسیاری از تازهکارها الگوریتم را یک غول بیشاخ و دم میبینند که با آنها سر جنگ دارد. اما واقعیت این است که اگر محتوای شما برای انسان جذاب باشد، برای الگوریتم هم جذاب خواهد بود.
به جای تلاش برای «دور زدن» سیستم، سعی کنید آن را درک کنید. زمان تماشای ویدیو (Watch Time) و نرخ بازگشت مخاطب، مهمترین فاکتورها هستند. وقتی متوجه شوید که الگوریتم صرفاً بازتابدهنده سلیقه مخاطب است، تمرکزتان از تکنیکهای اسپمگونه به سمت ارتقای کیفیت محتوا تغییر خواهد کرد.
تجهیزات پیشنهادی برای شروع ارزان
برای شروع پادکست، یک میکروفون یقهای ساده یا حتی هندزفری باکیفیت گوشی کافی است. برای یوتیوب، دوربین سلفی گوشیهای میانرده به همراه نور خورشید معجزه میکند. نکته مهم، استفاده از نرمافزارهای رایگان و متنباز مثل اوداسیتی (Audacity) برای ویرایش صدا و اپلیکیشنهایی مثل کپکات (CapCut) برای تدوین ویدیو با گوشی است.
تمرکز شما باید روی یادگیری اصول پایه باشد: زاویه دوربین، شفافیت صدا و ریتم تدوین. وقتی اولین درآمدهای کوچک حاصل شد، میتوانید به تدریج سراغ خرید کارت صدا (Audio Interface) یا نورهای استودیویی بروید. هوشمندانهترین خرید، همیشه آن چیزی است که بیشترین تاثیر را بر کیفیت نهایی بگذارد، نه لزوماً گرانترین گجت بازار.
سوالات متداول هوشمند (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
ورود به دنیای یوتیوب و پادکست، بیش از آنکه یک چالش فنی باشد، یک سفر خودشناسی و استقامت روانی است. مشکلات ابتدایی از قبیل اضطراب کلامی، کمبود تجهیزات و پیچیدگیهای الگوریتم، همگی بخشی طبیعی از منحنی یادگیری هستند که نباید مانع حرکت شما شوند. در اکوسیستم محتوای ایران، با وجود موانع ساختاری، فرصتهای بینظیری برای افرادی وجود دارد که تداوم را بر کمالگرایی مقدم میشمارند. موفقیت در این مسیر نه با داشتن بهترین دوربین، بلکه با داشتن داستانی صادقانه و تعهدی خستگیناپذیر به مخاطب حاصل میشود. به یاد داشته باشید که هر غول رسانهای، روزی با یک اپیزود معمولی و اضطرابی پنهان کارش را شروع کرده است؛ پس همین امروز دکمه ضبط را فشار دهید.
سفر شما از کجا شروع میشود؟
هر شروعی با ترسها و سوالات زیادی همراه است. بزرگترین مانعی که تا الان برای شروع کانال یا پادکست خودتان داشتهاید چه بوده؟ در بخش نظرات برایمان بنویسید تا هم ما و هم سایر دوستان، تجربیاتمان را با شما به اشتراک بگذاریم. شاید پاسخ به سوال شما، کلید شروع مسیر یک نفر دیگر باشد!






شاید بهتر بود تیتر مطلب را مشکلات وبگردی می گذاشتید. من فکر می کنم خسته و عصبی کردن کاربران اینترنت و در نهایت کم شدن کاربران فعال اینترنت، هدف نهایی این فیل ترینگ ها باشه. شاید اگر تجربیات خودمون رو درباره ی وبگردی کم دردسرتر با هم در میون بگذاریم، وبگردی با اعصاب آرومتری بتونیم داشته باشیم.
سلام
قطعا همین طوره که می گید ! ما رو نا امید نکنید لطفا :)
ایشالله بیشترش مربوط به همون بعد از ظهر پاییزی است ولی نوشتن اینهمه مطلب غیر تکراری فنی و نو با این نوع اینرنت دست و پا بسته ، تحمل زیادی میخواد.
سلام
از شما انتظار نداشتم آقای مجیدی,از ما که بدتر نیستین که قربان.
مطمئنم تا حالا با یک پهنای باند 128 سعی نکردین یه وب با حجم 1.5gb رو upload کنین.
ولی ما که نامید نیستیم شما هم به قول این دوستمون حتما تحت تاثیر یه روز بارونی بودین.
همه با هم می مونیم و اگه قرار شد بریم هم همه با هم میریم
یا علی
من از وبلاگ شما مطالب جالب زیادی خوندم.
امیدوارم با این برفی که گرفته … اوضاع وخیم تر نشه … :)
الان باز دوباره بلاگ رولینگ واسه من فیلتر بود…
یعنی شما واقعا با dial up وصل میشین و اینهمه… . خدا خیر و صبر رو با هم بده… .
اگر سایتی مثل NewsGator یا BlogLines اونجا بازه می تونین آدرس Feed خروجی Meds رو به اون بدین و یا از روی سرورشون بخونین یا از Reader های معروفی مثل FeedDemon یا Omea Reader استفاده کنین که می تونن به ترتیب با این سایتها Sync بشن.
salam, vaghean ke! akhe medlogs dige chera?! doostane aziz shoma mitonid az in site estefade konid: K0/\/ayka Anti-Filt3ring : (…)
Omidvaram ke hameye inha be khatere hamon roz baroni va abri basheh. chon jedan heyfeh ke shoma nanevisin.
جاناسخن اززبان مامی گویی !قطعا برای شماکه وبی هستیدکاربااینترنت مکافاتی شده است.دریکی ازپست های وبلاگم من نیزچون شمانالیده ام.کمبودپنبه دربازاربدلیل چپانده شدن این ماده درگوش تصمیم گیران اینترنت ستیزاست!
http://mandelzadeh.blogspot.com/2006/11/blog-post_1624.html#links
دیگه واقعا شورش رو در آوردن! یکى نیست بهشون بگه (…)، چرا youtube.com رو فیلتر کردین؟!
نمیدانم چه بگویم. شاید تنها بتوانم همدردی بکنم و بگویم میفهمم وضعیت چقدر بد میتواند باشد. متاسفم. این هم در واقع یکی از آن تاسفهایی است که باید علاوه بر بقیهی تاسفهایی که در چند دههی اخیر خوردهایم، میل بفرماییم (خیلی بد نیست که آدمها تاسف را میخورند؟).
اول به شما پیشنهاد می کنم از ADSL بهره ببرید و در مرحله بعد صبور باشید.خدا قوت دکتر
من فقط امیدوارم:
همه این نوشته ها به خاطر یک بعد از ظهر پاییزی تمام ابری و بارانی باشد!