بازی ناتالی پورتمن در نقش ماتیلدا در فیلم Léon: The Professional (1994) | نوبالغ، انتقام‌جو، بی‌باک، یتیم، ماندگار

تماشای درخشش یک ستاره در اولین گام‌های مسیر حرفه‌ای خود همواره برای علاقه‌مندان به سینما جذاب است. بازی ناتالی پورتمن (Natalie Portman) در نقش ماتیلدا (Mathilda) در فیلم لئون حرفه‌ای (Léon: The Professional) یکی از همین لحظات تاریخی است که سینمای جهان را تکان داد. این نقش‌آفرینی نه‌تنها یک بازیگر بااستعداد را به دنیا معرفی کرد، بلکه استانداردهای جدیدی برای بازیگران کودک و نوجوانی که نقش‌های پیچیده و تاریک را ایفا می‌کنند تعریف نمود. در این مقاله می‌خواهیم به بررسی دقیق و همه‌جانبه این نقش ماندگار بپردازیم و ابعاد مختلف آن را از منظر روان‌شناختی، تکنیک‌های بازیگری، نمادشناسی و تأثیرات فرهنگی تحلیل کنیم. آیا واقعاً موفقیت این فیلم بدون حضور پورتمن نوجوان ممکن بود؟ چرا کاراکتر ماتیلدا با وجود گذشت دهه‌ها همچنان در ذهن مخاطبان زنده است؟

۱. شناسنامه فیلم لئون حرفه‌ای و معرفی بازیگران

فیلم لئون حرفه‌ای محصول سال ۱۹۹۴ به نویسندگی و کارگردانی لوک بسون (Luc Besson) فیلم‌ساز برجسته فرانسوی است. این فیلم در ژانر درام اکشن و هیجان‌انگیز ساخته شد و توانست به سرعت جایگاه ویژه‌ای در میان منتقدان و مخاطبان کسب کند. در این اثر ژان رنو (Jean Reno) در نقش لئون، یک آدم‌کش حرفه‌ای و منزوی ظاهر می‌شود که زندگی آرام و مکانیکی او با ورود یک دختر بچه به طور کامل دگرگون می‌گردد. گری اولدمن (Gary Oldman) بازیگر افسانه‌ای هالیوود، نقش استانسفیلد را بازی می‌کند که یک مأمور فاسد و معتاد اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA) است و به عنوان آنتاگونیست اصلی داستان عمل می‌کند. ناتالی پورتمن که در آن زمان تنها دوازده سال داشت، نقش ماتیلدا لاندو را بازی می‌کند که اولین حضور او در سینما به شمار می‌آید. این فیلم با مدیریت فیلم‌برداری تیری آربوگاست و موسیقی به یادماندنی اریک سرا توانست اتمسفری تاریک، شاعرانه و در عین حال پرتعلیق خلق کند که همواره در تاریخ سینما تحسین می‌شود.

۲. خلاصه داستان فیلم و موقعیت ماتیلدا

داستان فیلم در محله‌ای فقیرنشین در نیویورک جریان دارد؛ جایی که ماتیلدا دختری دوازده ساله در خانواده‌ای ازهم‌گسیخته و فاسد زندگی می‌کند. پدر او با قاچاقچیان مواد مخدر همکاری دارد و همین امر باعث می‌شود که کل خانواده‌اش توسط گروه استانسفیلد به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن قتل‌عام شوند. ماتیلدا که در لحظه قتل‌عام برای خرید بیرون رفته بود، با هوشمندی و خونسردی به خانه همسایه‌اش یعنی لئون پناه می‌برد. او به سرعت متوجه می‌شود که لئون یک آدم‌کش حرفه‌ای است و تصمیم می‌گیرد برای انتقام گرفتن از قاتلان برادر کوچکش، از لئون کمک بگیرد. رابطه عجیب و عاطفی میان این دو شکل می‌گیرد؛ لئون به ماتیلدا روش‌های استفاده از اسلحه و بقا در دنیای زیرزمینی را آموزش می‌دهد و ماتیلدا در عوض به لئون خواندن و نوشتن یاد می‌دهد و روح تازه‌ای به زندگی سرد او می‌بخشد. در نهایت این رابطه به یک تقابل نهایی میان لئون و استانسفیلد منجر می‌شود که مسیر زندگی ماتیلدا را برای همیشه تغییر می‌دهد.

۳. تحلیل روان‌شناختی تروما و بلوغ زودرس در کاراکتر ماتیلدا

کاراکتر ماتیلدا نمونه بارز نوجوانی است که تحت تأثیر تروما (Trauma) دچار بلوغ زودرس شده است. او در محیطی خشن رشد کرده که در آن مفاهیم امنیت و خانواده معنایی ندارند؛ به همین دلیل رفتارهای او بسیار بزرگ‌تر از سن واقعی‌اش جلوه می‌کند. ماتیلدا با مرگ برادر کوچکش تنها پیوند عاطفی واقعی خود را از دست می‌دهد و این فقدان عمیق، او را به سمت خشم و میل به انتقام سوق می‌دهد. روان‌پزشکان معتقدند که پناه بردن ماتیلدا به لئون، تلاشی ناخودآگاه برای یافتن یک فیگور پدرانه (Father Figure) و حامی است که بتواند احساس امنیت از دست رفته را به او بازگرداند. او در عین حال که رفتارهای کودکانه‌ای مانند بازی با عروسک یا تماشای کارتون دارد، به راحتی درباره مرگ و کشتن صحبت می‌کند. این تناقض درونی نشان‌دهنده گسست روانی ناشی از فشارهای شدید محیطی است که پورتمن با ظرافت بی‌نظیری آن را در نگاه‌ها و لحن خود به نمایش می‌گذارد.

۴. تکنیک‌های بازیگری ناتالی پورتمن در دوازده سالگی

بازیگری ناتالی پورتمن در این فیلم فراتر از استانداردهای یک بازیگر خردسال است. او با استفاده از تکنیک‌های حسی توانست کاراکتری بسازد که در عین بی‌باک بودن، آسیب‌پذیر به نظر برسد. پورتمن در مصاحبه‌های بعدی خود اشاره کرده که برای درک ماتیلدا نیازی به تجربه مستقیم تروما نداشته، بلکه با تکیه بر تخیل و هدایت دقیق لوک بسون توانسته به این سطح از باورپذیری برسد. یکی از ویژگی‌های بارز بازی او، کنترل فوق‌العاده بر میمیک صورت و حرکات چشم است. در صحنه‌ای که او پشت در آپارتمان لئون ایستاده و ملتمسانه منتظر باز شدن در است، ترس از مرگ و امید به نجات را تنها با چشمانش بازگو می‌کند. استفاده از لحنی سرد و در عین حال شکننده در مواجهه با شخصیت‌های بزرگسال، نشان‌دهنده درک عمیق او از موقعیت کاراکتر در فیلم‌نامه است که تحسین بسیاری از مدرسان بازیگری را برانگیخت.

۵. نمادشناسی لباس و ظاهر ماتیلدا در فیلم

طراحی لباس ماتیلدا در فیلم لئون حرفه‌ای یکی از نمادین‌ترین طراحی‌های تاریخ سینماست که تأثیر عمیقی بر دنیای مد گذاشت. موهای چتری کوتاه (Bob cut) همراه با گردنبند چوکر (Choker) مشکی و کاپشن‌های گشاد ارتشی، تصویر جوانی سرکش و در عین حال شکننده را القا می‌کند. لباس‌های ماتیلدا ترکیبی از دنیای کودکان و دنیای بزرگسالان است؛ شلوارک‌های کوتاه رنگی و کفش‌های لژدار که نشان‌دهنده تلاش او برای بزرگ‌تر نشان دادن سنش است. گردنبند چوکر او نمادی از احساس خفگی و فشاری است که از سوی جامعه و خانواده بر او تحمیل می‌شود. گلدان همیشه سبز لئون که ماتیلدا در طول فیلم از آن مراقبت می‌کند، نمادی از خود لئون و ریشه‌های نداشته اوست که در نهایت توسط ماتیلدا در خاک کاشته می‌شود تا نمادی از آرامش و بقا باشد.

۶. ریشه‌های فرهنگی فیلم و سبک سینمای لوک بسون

لوک بسون این فیلم را در دوران اوج جنبش سینمایی نگاه نو (Cinéma du look) در فرانسه ساخت. این سبک سینمایی تمرکز ویژه‌ای بر جلوه‌های بصری خیره‌کننده، فضاهای تیره شهری و شخصیت‌های حاشیه‌ای و بیگانه با جامعه دارد. لئون حرفه‌ای تلفیقی از اکشن هالیوودی و درام حسی فرانسوی است که در بستر فرهنگی نیویورک روایت می‌شود. شخصیت ماتیلدا ریشه در کهن‌الگوهای دختران باهوش و سرکش دارد که در برابر دنیای فاسد بزرگسالان قد علم می‌کنند. بسون با ترکیب معصومیت از دست رفته و خشونت عریان، اثری خلق کرد که مرزهای اخلاقی سینمای سنتی را جابه‌جا کرد و تصویر جدیدی از قهرمانان زن در سینمای مدرن ارائه داد.

۷. اسرار پشت صحنه و چالش‌های ممیزی فیلم

ساخت فیلم لئون حرفه‌ای با چالش‌های بسیاری همراه بود؛ به ویژه در رابطه با سن کم ناتالی پورتمن و ماهیت نقش او. والدین پورتمن در ابتدا به شدت با پذیرش این نقش مخالف بودند و نگران تأثیرات روانی آن بر فرزندشان بودند. آن‌ها پس از مذاکرات طولانی با بسون، بندهای سخت‌گیرانه‌ای را در قرارداد گنجاندند؛ از جمله محدودیت شدید در صحنه‌های سیگار کشیدن ماتیلدا و عدم وجود هرگونه صحنه جنسی یا خشن فیزیکی مستقیم روی بازیگر خردسال. پورتمن در مصاحبه‌های خود اعلام کرده که بسون در پشت صحنه محیطی بسیار امن و حمایتی برای او فراهم کرده بود تا او بتواند بدون استرس روی بازی خود تمرکز کند. همچنین صحنه‌های بداهه‌پردازی متعددی بین او و ژان رنو شکل گرفت که به صمیمیت طبیعی بازی آن‌ها کمک شایانی کرد.

۸. بازتاب فیلم در رسانه‌ها و تأثیر آن بر سینمای جهان

پس از اکران فیلم در سال ۱۹۹۴ منتقدان به سرعت بازی ناتالی پورتمن را ستودند و او را یک نابغه نوظهور نامیدند. نشریات معتبری مانند نیویورک تایمز و امپایر به تحلیل بازی او پرداختند و او را نقطه قوت اصلی فیلم دانستند. لئون حرفه‌ای به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد و سبک پوشش ماتیلدا تا به امروز در میان نسل‌های مختلف بازتولید می‌شود. این فیلم الهام‌بخش آثار سینمایی متعددی در ژانر درام جنایی شد که در آن‌ها یک بزرگسال سرخورده مسئولیت حفاظت از یک کودک را بر عهده می‌گیرد. رابطه لئون و ماتیلدا به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و تاثیرگذارترین روابط دونفره در تاریخ سینما ثبت گردید.

۹. تحلیل جامعه‌شناختی دهه نود میلادی و پذیرش فیلم

دهه نود میلادی دوران گذار فرهنگی و اجتماعی در سینمای غرب بود؛ دورانی که در آن کلیشه‌های سنتی درباره خانواده و دوران کودکی به چالش کشیده می‌شد. فیلم لئون حرفه‌ای در این اتمسفر اکران شد و آینه‌ای تمام‌نما از فروپاشی نهاد خانواده در مناطق حاشیه‌ای شهرهای بزرگ بود. ماتیلدا نماینده نسلی از کودکان بود که به دلیل بی‌توجهی سیستم‌های حمایتی مجبور بودند خودشان راه بقا را بیابند. پذیرش این فیلم نشان‌دهنده تمایل جامعه به مواجهه با واقعیت‌های تلخ‌تر و تاریک‌تر زندگی شهری بود که تا پیش از آن کمتر در سینمای جریان اصلی به نمایش درمی‌آمد.

۱۰. سوءبرداشت‌ها و جنجال‌های اخلاقی پیرامون نقش ماتیلدا

یکی از مباحث جنجالی پیرامون فیلم، نگاه برخی منتقدان به ماهیت رابطه میان ماتیلدا و لئون بود. برخی معتقد بودند که فیلم مرزهای اخلاقی مربوط به کودکان را نادیده گرفته است. با این حال لوک بسون و بازیگران فیلم همواره تاکید کرده‌اند که رابطه این دو کاراکتر کاملاً افلاطونی و مبتنی بر نیاز متقابل به خانواده و محبت است. ماتیلدا در لئون پدری را می‌بیند که هرگز نداشته و لئون در ماتیلدا فرصتی برای بازیافتن انسانیت از دست رفته خود می‌یابد. سوءبرداشت‌های موجود بیشتر ناشی از عدم درک پیچیدگی‌های دراماتیک فیلم‌نامه و نگاه تک‌بعدی به شخصیت‌ها در سینمای آن دوران بود.

۱۱. مقایسه ماتیلدا با سایر کاراکترهای نوجوان انتقام‌جو

ماتیلدا را می‌توان با کاراکترهای نوجوانی مانند هیت‌گرل (Hit-Girl) در فیلم کیک-اس یا کاراکتر هانا (Hanna) مقایسه کرد. تفاوت اصلی در این است که ماتیلدا بر خلاف آن‌ها، یک ابرقهرمان فانتزی نیست؛ او دختری واقعی با ترس‌ها و ضعف‌های ملموس است. خشونت ماتیلدا ناشی از آموزش‌های طولانی‌مدت سازمانی نیست، بلکه واکنشی غریزی به یک فاجعه خانوادگی است. پورتمن توانسته این تفاوت را به خوبی نشان دهد؛ او در صحنه‌های شلیک اسلحه همچنان شکنندگی یک کودک را حفظ می‌کند، در حالی که در فیلم‌های مشابه، کاراکترها بیشتر شبیه به ماشین‌های آدم‌کشی بی‌احساس به تصویر کشیده می‌شوند.

۱۲. تأثیر ماتیلدا بر آینده حرفه‌ای ناتالی پورتمن

بازی در نقش ماتیلدا سکوی پرتابی بی‌نظیر برای ناتالی پورتمن بود. این نقش باعث شد که او در سنین نوجوانی به عنوان بازیگری جدی و بااستعداد شناخته شود و مسیر او را برای همکاری با کارگردانان بزرگی چون مایکل مان و جرج لوکاس هموار کرد. پورتمن با این نقش نشان داد که توانایی بازی در نقش‌های چندلایه و دشوار را دارد؛ امری که بعدها در فیلم‌هایی چون قوی سیاه (Black Swan) به اوج خود رسید. ماتیلدا هویت هنری پورتمن را شکل داد و او را به یکی از محترم‌ترین بازیگران نسل خود تبدیل کرد که همواره به انتخاب‌های هوشمندانه و چالش‌برانگیز شهرت دارد.

جمع‌بندی نهایی

نقش‌آفرینی ناتالی پورتمن در نقش ماتیلدا نمونه‌ای درخشان از تلاقی استعداد ناب، هدایت کارگردانی هوشمندانه و فیلم‌نامه‌ای جسورانه است. این کاراکتر نمادی از معصومیت آسیب‌دیده و قدرت برخاسته از تروما است که با گذشت سال‌ها همچنان جذابیت بصری و داستانی خود را حفظ کرده است. پورتمن با این بازی ماندگار ثابت کرد که سن و سال مانعی برای درک عمیق دراماتیک نیست و توانست اثری خلق کند که فراتر از زمان خود حرکت می‌کند و به عنوان یکی از شاهکارهای بازیگری در سینمای مدرن جهان تدریس می‌شود.

سوالات متداول

۱. آیا ناتالی پورتمن برای نقش ماتیلدا آموزش‌های رزمی خاصی دیده بود؟
پورتمن پیش از بازی در این فیلم تجربه رزمی یا تیراندازی نداشت. مربیان حرفه‌ای در پشت صحنه روش‌های صحیح دست گرفتن اسلحه اسباب‌بازی را به او آموزش دادند. تمرکز اصلی کارگردان بر جنبه‌های عاطفی و بیانی بازی او بود تا حرکات فیزیکی پیچیده. این سادگی فیزیکی به طبیعی‌تر شدن نقش‌آفرینی او کمک شایانی کرد.
۲. چرا خانواده ناتالی پورتمن در ابتدا با بازی او مخالفت می‌کردند؟
خانواده او نگران مضامین بزرگسالانه و خشن فیلم‌نامه و تأثیر آن بر روحیه فرزندشان بودند. آن‌ها خواستار حذف صحنه‌هایی شدند که پورتمن را در معرض مسائل غیراخلاقی قرار می‌داد. لوک بسون با پذیرش این شرایط و اعمال تغییرات در فیلم‌نامه رضایت آن‌ها را جلب کرد. این توافق باعث شد که پورتمن بتواند در محیطی کاملاً محافظت‌شده بازی کند.
۳. نماد گلدانی که لئون و ماتیلدا از آن مراقبت می‌کنند چیست؟
این گیاه نمادی از زندگی لئون است که ریشه در جایی ندارد و همیشه سبز اما بی‌خانمان است. ماتیلدا با کاشتن آن در خاک در انتهای فیلم، نمادی از ثبات و آرامش را برای روح لئون ایجاد می‌کند. این گلدان پیوند عاطفی عمیق میان دو شخصیت رانده‌شده از جامعه را نشان می‌دهد. نمادپردازی این گیاه یکی از زیباترین استعاره‌های سینمایی لوک بسون است.
۴. آیا در نسخه اصلی فیلم صحنه‌های حذفی وجود دارد که بعداً منتشر شده باشد؟
بله نسخه طولانی‌تر فیلم که به عنوان نسخه کارگردان (Director’s Cut) شناخته می‌شود شامل ۲۵ دقیقه محتوای اضافه است. این بخش‌ها بیشتر به آموزش‌های ماتیلدا توسط لئون و جزئیات رابطه عاطفی آن‌ها می‌پردازد. این نسخه در اکران اولیه آمریکا به دلیل نگرانی از واکنش تماشاگران کوتاه شده بود. امروزه بسیاری از طرفداران تماشای نسخه کامل را ترجیح می‌دهند.
۵. گری اولدمن در نقش استانسفیلد چه تأثیری بر بازی ناتالی پورتمن داشت؟
بازی جنون‌آمیز و بداهه گری اولدمن باعث ایجاد حس ترس طبیعی در پورتمن در حین فیلم‌برداری می‌شد. پورتمن در مصاحبه‌های خود اشاره کرده که ترس او در صحنه‌های مشترک کاملاً واقعی بوده است. این تضاد میان معصومیت پورتمن و توحش اولدمن تعلیق فیلم را به اوج خود رساند. کار گروهی آن‌ها یکی از پویاترین روابط قهرمان و ضدقهرمان را شکل داد.
۶. چرا مدل موی ماتیلدا به یک نماد مد تبدیل شد؟
مدل موی چتری ماتیلدا ترکیبی از سادگی کودکانه و جسارت مدرن بود که با استایل دهه نود همخوانی داشت. این ظاهر نمادی از دختران مستقل و سرکش شد که از کلیشه‌های سنتی زنانه فاصله می‌گرفتند. طراحان مد و آرایشگران از این استایل برای بازتعریف زیبایی‌شناسی مینیمال استفاده کردند. این مدل مو هنوز هم به عنوان یکی از نمادهای ماندگار سینمای آلترناتیو شناخته می‌شود.
۷. آیا فیلم لئون حرفه‌ای توانست جوایز معتبر سینمایی را کسب کند؟
این فیلم نامزد چندین جایزه سزار در فرانسه شد اما در جوایز اسکار مورد توجه قرار نگرفت. با این حال محبوبیت مردمی فیلم و نمرات بسیار بالای آن در وب‌سایت‌های معتبر نشان‌دهنده موفقیت عظیم آن است. بازی پورتمن توسط انجمن‌های مختلف منتقدان به عنوان یکی از بهترین بازی‌های اول یک بازیگر ستایش شد. ارزش این اثر با گذشت زمان و ماندگاری در تاریخ سینما اثبات شده است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

50 دیدگاه

  1. عالی بود. شخصیتهای واقعی بود . نه تصنعی . حرفهای زشتش همین حرفهایی بود که ما هممون خیلی وقتها تو ذهنمون می گیم ولی شاید کمتر بنویسیم. آدمها خودشون بودن. من اصلا داستان رو قضاوت نکردم. دنبال نکته اخلاقی نبودم. این کتاب که نمی خواد کتاب درسی باشه که نکته اخلاقی یادمون بده یا مثل فیلمهای ایرانی آدم خوب وبد داشته باشه یا نتیجه گرا باشه. واقعی بود. خودم بودم. آدمهای دور و برم. یه آدم حساس که جزئیات زندگی رو که بسیار زیبا هستن در نهایت ظرافت بیان می کنه. اگر دنبال نکته اخلاقی هم باشیم مثل بعضی دوستان ، من عاشق اون پدر و دخترم

  2. درود بر شما …کافه پیانو انقلابی در ادبیات نوشتاری ایرن است قلم ساده…نگاه عمیق ..استفاده ار کلامات روز مره در حدی که تعجب اور است ..پس سالها ادبیات ایران دوباره جوانه زد…بدرود

  3. من کافه پیانو رو خیلی دوست دارم.

    شخصیت پردازی جالبی داره. خصوصا که بیشترشون حقیقی هستن.

    تا حالا دوبار خوندمش. اگه وقت پیدا کنم باز هم میخونمش.

    باید به آقای جعفری بابت نوشتن این کتاب تبریک گفت.

  4. من امسال روز تولدم این کتابو هدیه گرفتم ، جالب بود . شاید چیزی که تو این کتاب واسه من داشت اینکه راغب شدم کتابای دل سگ و عقاید یک دلقکو بگیرم که واقعا جالب بودن. اسکنشو میخواین ؟

  5. واقعا رمان خوب و روانی بود . البته من با بعضی از قسمت هاش مشکل داشتم ولی الآن که بیشتر از یک سال از خوندنش می گذره احساس می کنم وقتم تلف نشده .

  6. من وقتی کتابو خوندم یک علامت سوال بزگ توی ذهنم اومد که این کتاب چی داشت که اینقدر تجدید چاپ شده و اینقدر ازش تعریف مکنند؟کافه پیانو یک کتاب درجه 2حساب میشه.نمیدونم چرا اینقدر بزرگش کردن البته در این بازار بی کتابی یه همچین کتابهایی باید چاپ بشن.

  7. سلام جناب دکتر
    من اولین باره که وبلاگتونو می بینم.اما ایده معرفی کتاب به نظرم جالبه.در مورد کافه پیانو باید
    بگم کتاب بدی نیست سبک جدیدیه که فکر می کنم کمی تقلیدی از ناطور دشت سلینجر باشه.اما خوب نویسنده دیگه یه جاهایی زیادی غرب زده شدند یعنی میون این همه مثالی که از فیلم ها و داستان های خارجی زدند نمی شد یک نمونه ی وطنی هم گفته بشه؟!اما خوب حقیقتا” خود من یه جاهایی با کافه چی همزاد پنداری کردم.از شخصیت علی هم خوشم اومد.در ضمن ناطور دشت سلینجرو پیشنهاد می کنم.

  8. اتفاقا کتاب کاملا بی محتوایی است. فقط نثر خوبی دارد که خوب از یک روزنامه نگار باید چنین انتظاری را هم داشت. من هم اولش به خاطر تعریف دیگران خریدم اما پشیمان شدم
    1- چون یک دید کاملا سنتی به زن ها داشت. اونو طلاق داد چون بدجنسی هایی داشت که مخصوص همه زن هاست. یا چون با یک وکیل درددل کرده بود.در واقع این طور بودکه زن او حق دردل با هیچ کس را نداشت در چند جای کتاب هم به آن اشاره شده تصور کنید همه مردها به این خاطر زن هایشان را طلاق بدهند…
    2-در مورد وکیل ها خیلی تند نوشته بود درسته که می خواسته طبیعی باشه یا اصلا از دید خود شخصیت کتاب خیلی حرصش گرفته بود(از روی خودخواهی) اما باید کمی ادب را هم رعایت می کرد
    3- در اوایل کتاب شما با یک نویسنده رک مواجه هستید. به خاطر کلماتی که به کار برده از خود می پرسید چه طور اجازه چاپ گرفته اما وقتی به اخر داستان می رسید متوجه قضیه می شوید(صفحه257
    قشنگه آدمو می بره تو فکر)یا از چندین برابر شدن های زیبایی زنش دز چادرنماز.
    به طور خلاصه حرف ها و نگاه های باب دل انها را زده. فکر می کنم حتی جایزه گرفتنش هم به این خاطر باشد. انتشار بالا و موفقیت امیز فکر فسیل شده خود در جامعه

  9. سلام . من این کتاب رو خوندم . اول از همه بر خلاف شما یک فصل کتاب برای من تکرار شده بود . کتاب پر بود از توضیح .کاش این توضیحات حداقل جالب بود ،انگار پشت چراغ قرمز بودی و منتظر که کی چراغ سبز می شه و داستان شروع می شه . بعضی از جملات معنی می ده اما انگار آقای جعفری خسته بوده حوصله جمله بندی نداشته (ص 156).بگذریم .انگار نویسنده محترم قصدشون این بوده که بگن چطور زنانی دلفریبند و می خواستند ارشاد رو امتحان کنند که آیا متوجه این جملات ممیزی می شن یا نه که خدا رو شکر ( البته به شوخی ) نشدند و این کلمات و جملات سراسر کتاب رو پر کرده . البته رمان نویس ها همه یک جور فکر می کنند . اما اگه قرار شد روی کتاب بزنیم چاپ 10000 و برگزیده واقعا و خدایی فکرکنیم چون یکی وقت می زاره کتاب بی خود ما رو می خونه .

  10. به نظر من این کتاب افتضاحه. توضیحات و تفاسیر بیش از حد که حوصله ی خواننده رو سر می بره توی تمام کتاب دیده می شه. من از نشر چشمه تعجب می کنم که این کتابُ چاپ کرده. سؤال من از او اشخاصی که می گن این کتاب جالبه اینه که چه چیز جالبی توش دیدن؟ و دوست دارم از این خواننده های محترم بپرسم که اگر کافه پیانو کتاب قشنگیه پس درباره ی کتاب هایی مثل بادبادک باز چه نظری دارن؟

  11. توی تعطیلات این کتابو خوندم.در کل جالب بود ولی قصد ندارم بخرمش.یک بار خوندنش کافیه.
    جالبتر از همه این بود که یک نفر هر چی به ذهنش برسه بتونه بیاره رو کاغذ ، هر کسی که بخواد بتونه بخوندش و اصلا نترسه که چی درباره اش فکر می کنن،شاید هم بترسه!!!
    من که جراتشو ندارم

  12. سلام
    کافه پیانو رو با ذوق و شوق تمام خریدم و در عرض چند روز خوندم، تا آخرین سطرها منتظر اتفاق خوبی بودم. منتظر یه اتفاق غیر منتظره.
    متاسفانه نویسنده کتاب هر واژه زشت و خلاف اخلاقی که به ذهنش میرسیده، تو کتاب نوشته (شاید هم بیشتر از اینا بوده ولی ارشاد حذف کرده!).
    راستش من هر چی فکر کردم نفهمیدم این کتاب به جز روایت وقایع روزمره زندگی یه آدم چه چیز دیگه‌ای داره که به چاپ هیجدهم رسیده!
    خیلی دوست دارم نظرات دیگر خواننده‌ها رو بدونم.

  13. من نیمه های کافه پیانو هستم.احساس میکنم خیلی از جاها قهوه چی رو(البته زیاد دلش نمیخواد قهوه چی باشه) درک نمیکنم.خیلی از چیزایی رو که به تفصیل توضیح میده واسه من قابل درک نیست.اما گل گیسو خیلی نازه.

  14. سلام
    منم این کتابو خریدم و خیلی هم ازش لذت بردم ، جالبه کتاب من هم چند صفحه سفید دارد دقیقا در صفحات پایانیش 4 صفحه کاملا سفید است ;(

  15. با سلام

    من اصلا از داستان کافه پیانو خوشم نیومد…..بر خلاف جمله شماکه “از ان دست کتاب‌هایی است که وقتی شروعش کردید، نمی‌توانید زمینش بگذارید.” به نظر من در بسیاری مواقع بسیاری حوصله آدم را سر می برد!!! خیلی زیاده گویی داشت و خیلی هم شخصیت اصلی خود شیفتگی داشت!!!

  16. من این کتاب رو توی نمایشگاه کتاب خریدم و فقط هم به خاطر اعتبار نشرش و علاقه به عنوانش!
    چه خوب میشد اگه بعد از خوندن کتاب هم نظرتون رو در موردش بگید چون به نظر من این کتاب هیچ چیزی برای ارائه نداشت!
    بهتره یه سری هم به اون قسمت های حذف شدش یا اصلاح شدش(توی خود سایت نویسنده باید باشه) بزنید تا بیشتر بفهمید که چقدر سطح این کتاب پایین بوده. من واقعا از این نشر تعجب میکنم!
    اتفاقا چقدر هم دلم میخواست هم توی وبلاگم این موضوع رو بنویسم و هم به خود نویسنده کتاب ایمیل بزنم ولی درگیر امتحان هام بودم.
    بهرحال اگه هدف قصد معرفی کتاب بوده باید بگم انتخابتون اشتباه بوده!

    1. کاملا باهات موافقم من هم این کتاب رو با کلی اشتیاق خریدم ولی امروز که خوندنش تموم شد واقعا ضد حال خوردم.فکر نمی کردم اینقدر بی مزه تموم بشه

  17. جناب دکتر دست دوستانی که براتون اسکن کردن دردنکنه ولی کتاب درست و حسابی چیز دیگری است !
    راستی ممنون بخاطر معرفی این کتاب .

  18. سلام

    من اسکن صفحات را برای ایمیلتان می فرستم

    و شدیداً توصیه می کنم کتاب را عوض نکنید

    از 2000 آدمی که کتاب را خریده اند شما برگزیده ی نداشتن این صفحات بودید.

    در ضمن ممکن است دیگر چاپ اول نصیبتان نشود دوست جان. به گمانم دارند برای چاپ سومش برنامه ریزی میکنند.

    1. چقدر آدم مزخرف میشنوه!
      چقدر آبسشن و اختلالات وسواسی!! و چسبیدن به افکاره چرند و مسخره!؟!!! ؟
      چقدر حرفای تیریپ “نصیب” و “قسمت” و “فال قهوه ای!” و “خطوط کف دستی!!!”
      “””شدیداً توصیه می کنم کتاب را عوض نکنید!!!!

      از ۲۰۰۰ آدمی که کتاب را خریده اند شما برگزیده ی نداشتن این صفحات بودید.!!!!

      در ضمن ممکن است دیگر چاپ اول نصیبتان نشود دوست جان. به گمانم دارند برای چاپ سومش برنامه ریزی میکنند.!!!!”””

      واااای
      خدایا!!
      برگزیده ی نداشتن این صفحات بودن” رو تو رو قران یکی توضیح بده یعنی چی؟؟؟؟؟
      “نصیب نشدن چاپ اول” هم همینطور!! حالا چاپ اول نباشه چاپ پنجاهم باشه!!!

      واقعا این طرز تفکر ها نماد چه مدل OCD رواج یافته ای!! هستن ؟؟

  19. سلام آقای دکتر…

    من از طریق “داریوش نامه” به اینجا آشنا شدم، راستش رو بخواین حق داره که این همه تند و تند سر میزنه اینجا…

    با تمام این تعریف‌هایی که کردین من همین فردا میرم و میخرمش… ولی منم یه کتاب بهتون پیشنهاد می‌کنم، اگه دوست داشتین بیاین به وبلاگ من تا بهترین کتابی رو که تا امروز توی زندگیم خوندم رو بهتون معرفی کنم…

    وبلاگتون الحق و الانصاف خیلی روش کار شده… خسته نباشید…

    1. سلام باور کنید اونقدر ها هم که اسم درکرده جالب نیست من امروز خوندنش رو تموم کردم وقتی به صفحه ی آخرش رسیدم شکه شدم که آخه این چه کتابی است که 23 بار تجدید چاپ شده؟!!!!!

  20. سلام آقای دکتر
    خواستم بگم اگه وقت بگذارید و دوباره به کتاب فروشی ای که کافه پیانو رو ازش خریدید برید فروشنده ی کتاب حتمن و باید کتاب رو براتون عوض کنه!!

  21. با سلام .
    برای من هم پیش آمده که چندین صفحه از کتابی که با هیجان خریدم سفید بوده و … مثلا همین کتاب آهستگی میلان کوندرا
    اما درباره توصیه به کتاب و موسیقی .
    این اواخر آلبومی را می شنیدم از انتشارات هرمس به نام ابرها . فوق العاده بود .
    و خب باغ گیلاس مجموعه شعر معاصر چین ….

  22. از متنی که گذاشتید به نظر میاد کتاب خیلی جالبی باشه … یادم می مونه که این دفعه که رفتم کتاب بخرم، دنبالش بگردم…

    راستی چرا کتاب رو به اونجایی که ازش تهیه کردید پس نمی فرستید تا یه نسخه کامل رو براتون بفرستند؟

  23. اگه هنوز کسی واسه تون نفرستاده من میتونم عکس بگیرم از صفحه هاش و بفرستم واسه تون :)ولی حیف کتابه ها..من میگم برید عوضش کنید

  24. آه. بالاخره دکتر کمی هم از کتاب نوشت. ممنون میشم از این بیشتر در مورد کتاب هایی که خوانده اید یا می خوانید بنویسید. قبل تر خیلی در این زمینه پرکارتر بودید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]