زن کالیفرنیایی که هیچ چیز را فراموش نمی‌کند: پشت پرده سندرم حافظه برتر

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا مغز ما اطلاعات بیهوده را فیلتر می‌کند؟ در نگاه اول، داشتن حافظه‌ای که تمام جزئیات زندگی را موبه‌مو ثبت کند، شبیه به یک ابرقدرت در کتاب‌های کمیک به نظر می‌رسد. اما واقعیت این است که مغز انسان برای بقا نیاز به فراموشی دارد تا بتواند اطلاعات حیاتی را دسته‌بندی و تحلیل کند. در این مقاله می‌خواهیم پرونده عجیب و تکان‌دهنده جیل پرایس را بررسی کنیم؛ زنی که با یک ویژگی زیستی نادر متولد شد و توانایی فراموش کردن ساده‌ترین رخ‌دادها را هم ندارد. با ما همراه باشید تا ببینیم این پدیده چگونه مرزهای علم عصب‌شناختی را جابه‌جا کرد و چرا فراموشی، خلاف تصور عموم، یک نعمت بزرگ زیستی به شمار می‌رود.

💡مختصر و مفید

سندرم حافظه برتر اتوبیوگرافیک یا HSAM یک وضعیت نادر عصبی است که به فرد اجازه می‌دهد تقریباً تمام جزئیات زندگی خود را از یک تاریخ مشخص به یاد آورد. پژوهش‌ها روی مغز جیل پرایس نشان داد که بخش‌هایی از سیستم لیمبیک و آمیگدال در این افراد بزرگ‌تر از حد معمول است. این افراد در یادگیری مطالب درسی یا فرمول‌ها برتری خاصی ندارند و مغز آن‌ها فقط اطلاعات شخصی را ثبت می‌کند. اگرچه این توانایی شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد، اما نبود امکان فراموشی خاطرات تلخ معمولاً منجر به افسردگی و خستگی مفرط ذهنی می‌شود.

تکامل مغز و معمای فراموشی فعال

برای درک بهتر پدیده‌های نادر مربوط به ذهن، ابتدا باید بدانیم که مغز انسان در طول میلیون‌ها سال تکامل چگونه یاد گرفته است که حجم عظیمی از داده‌های ورودی را مدیریت کند. سیستم عصبی ما در هر ثانیه با میلیون‌ها بیت اطلاعات محیطی از جمله نورها، صداها، بوها و برخوردها بمباران می‌شود؛ اما تنها بخش بسیار کوچکی از این داده‌ها به حافظه کوتاه‌مدت و سپس بلندمدت منتقل می‌شوند. فرآیند فراموشی در واقع یک مکانیسم دفاعی فعال و بسیار پیچیده است که به مغز اجازه می‌دهد تا الگوهای کلی را از میان جزئیات استخراج کرده و تصمیم‌گیری‌های حیاتی را سرعت ببخشد. بدون این قابلیت فیلترسازی، سیستم پردازش اطلاعات ما دچار اورلود یا بارگذاری بیش از حد اطلاعات می‌شد و توانایی تحلیل مسائل ساده را نیز از دست می‌داد.

پیش از کشف مواردی مانند حافظه برتر اتوبیوگرافیک (HSAM)، دانشمندان بیشتر روی اختلالات کاهش حافظه مانند آلزایمر یا بیمار معروف اچ ام (H.M.) مطالعه می‌کردند که پس از جراحی لوب تمپورال توانایی ثبت خاطرات جدید را از دست داده بود. اما بررسی مواردی که در آن‌ها سیستم فیلترسازی خاطرات کار نمی‌کند، پنجره جدیدی را به روی علوم شناختی گشود. این اختلال نشان می‌دهد که ثبت و بایگانی دائمی تمام جزئیات روزمره، نه یک توانایی تکاملی برتر، بلکه نوعی ناهنجاری ساختاری در سیستم لیمبیک مغز است. کشف این تفاوت‌های ساختاری به دانشمندان کمک کرد تا متوجه شوند فرآیند فراموشی یک عملکرد غیرفعال ناشی از ضعف مغز نیست، بلکه یک مکانیسم بیولوژیکی فعال برای حفظ سلامت روان و کارایی شناختی به شمار می‌رود.

ملاقات با جیل پرایس در رستوران قدیمی

به نظرتان خیلی خوب نمی‌شد اگر می‌توانستیم همه چیز را به خاطر بیاوریم؟ مثلاً می‌توانستیم همه لحظات مهم زندگی‌مان یا همه برخوردها و حوادث بی‌اهمیت یا لحظه‌های پیروزی‌مان را به یاد بیاوریم؟ چه می‌شد اگر هیچ خاطره‌ای محو نمی‌شد و ما می‌توانستیم هر لحظه‌ای که اراده کنیم، خاطراتمان را به یاد بیاوریم؟ جیل پرایس (Jill Price) زنی مقیم کالیفرنیا، کسی است که حافظه شگفت‌انگیزی دارد. برای مثال او حتی می‌تواند بگوید که روز تولدش چندشنبه بوده است و بلافاصله توضیح می‌دهد که دو روز بعد از تولدش، یخبندانی در لس آنجلس رخ داده است. مجله علمی اشپیگل (Der Spiegel) در همین مورد گزارش مفصلی منتشر کرده است که ابعاد این مغز عجیب را بررسی می‌کند.

مصاحبه خبرنگار این رسانه با خانم پرایس در یک رستوران محلی انجام شد. جالب بود که پرایس به عنوان یک مشتری قدیمی این رستوران، جزئیات شگفت‌آوری را از این مکان به یاد می‌آورد. او به یاد می‌آورد که نخستین بار در تاریخ ۲۰ سپتامبر سال ۱۹۸۵ همراه پدرش به این رستوران رفت. او به یاد می‌آورد که آن زمان کلاه بزرگی به سر داشت، غذایی را که سفارش دادند، حرف‌هایی که سر میز شام زدند، چهره گارسون و جزئیات محیطی زیادی را به خاطر سپرده است. خانم پرایس به وضوح بسیاری از خاطرات دوران کودکی‌اش را به یاد می‌آورد، ولی جالب است که حافظه او دقیقاً از روز سه‌شنبه ۵ فوریه سال ۱۹۸۰ قوت بیشتری گرفته و از این تاریخ به بعد، او تمام حوادث روزانه را با تمام جزئیات در ذهن دارد.

مکانیزم ثبت حافظه بلندمدت و عملکرد هیپوکامپ

علاوه بر حوادث روزمره شخصی، خانم پرایس تاریخ وقوع همه رخدادهای مهم خبری دنیا را به یاد می‌آورد؛ اینکه چه زمانی هواپیمای کنکورد سقوط کرد، چه روزی جنگ دوم خلیج فارس آغاز شد یا چه زمانی جی سیمپسون (O. J. Simpson) دستگیر شد. یک بو، یک کلمه یا یک ترانه قدیمی می‌تواند حافظه خانم پرایس را تحریک کند و باعث به خاطر آوردن زنجیره‌ای از خاطرات شود که این خاطرات نیز به نوبه خود خاطرات دقیق دیگری را برمی‌انگیزند؛ طوری که یک چرخه پایان‌ناپذیر از مرور گذشته در سر او شکل می‌گیرد. داشتن یک حافظه کامل ممکن است در نگاه اول فوق‌العاده به نظر برسد، اما فراموش کردن گاهی یک نعمت بزرگ است. خانم پرایس هم نقاط تیره‌ای در زندگی خود دارد: مناقشات خانوادگی، بیماری سرطان مادرش و مرگ زودهنگام همسرش. به خاطر آوردن همیشگی این نقاط تیره باعث شد او دچار افسردگی شدید شود. به همین خاطر او در روز پنجم ژوئن سال ۲۰۰۰، در موتور جستجوی گوگل کلیدواژه حافظه را جستجو کرد که این کار او را به جیمز مک‌گاو رساند.

تفاوت حافظه معنایی و حافظه تصادفی

جیمز مک‌گاو (James McGaugh) متخصص پیشرو و برجسته حوزه حافظه است. او در دانشگاه کالیفرنیا، ایروین (UCI) مرکز نوروبیولوژی یادگیری و حافظه را تأسیس کرده و مقالات آکادمیک متعددی را به رشته تحریر درآورده است. او بعد از آگاهی از مورد خاص خانم پرایس تصمیم گرفت حافظه شگفت‌انگیز او را به صورت اختصاصی مورد مطالعه قرار بدهد. در نخستین قدم، او به کمک همکارانش پرسش‌نامه‌هایی برای ارزیابی حافظه وی طراحی کرد. برای مثال در یک تست دشوار از پرایس خواسته شد که تاریخ دقیق عیدهای پاک را از سال ۱۹۸۰ به بعد بنویسد و برای این کار ده دقیقه به او وقت داده شد که او با دقت بالا به آن‌ها پاسخ داد.

مک‌گاو دریافت که حافظه خانم پرایس فقط در بعضی جنبه‌ها و بیشتر در مورد حوادث روزانه خود او (حافظه اتوبیوگرافیک) توانمند است. حافظه او در به‌خاطرسپاری اطلاعات انتزاعی، اعداد تصادفی و اشعار چندان قوی نیست و او نمی‌تواند چیزهایی را که ربطی به زندگی شخصی و روزمره او ندارد، با همان قدرت به حافظه بسپارد. این موضوع نشان داد که ساختار مغزی او اطلاعات مربوط به خود را به شکلی متفاوت از اطلاعات عمومی دنیا پردازش و بایگانی می‌کند.

سازوکار ثبت خاطرات در مغز

حافظه در واقع به معنی شکل‌گیری طرح‌ها و اتصالات خاص بین سلول‌های عصبی (نورون‌ها) است. این طرح‌های ارتباطی زمانی ایجاد می‌شوند که سیناپس‌ها یعنی نقاط اتصال بین سلول‌های عصبی، مدتی تحریک شوند. هر چقدر یک داده یا تجربه بیشتر تکرار شود، احتمال ایجاد پیوند پایدار بین سلول‌های عصبی و در نتیجه ایجاد یک حافظه بلندمدت در مغز افزایش می‌یابد. در نیمه دوم قرن بیستم تئوری جالبی در مورد حافظه ارائه شد: اگر خاطره‌ای تأثیر عاطفی و احساسی بیشتری روی فرد بگذارد، احتمال اینکه با جزئیات بیشتر وارد حافظه پایدار شود، بسیار بیشتر است.

مغز قسمتی به نام سیستم لیمبیک (Limbic system) دارد که در این سیستم، بخشی به نام آمیگدال (Amygdala) وظیفه تحلیل احساسات را بر عهده دارد. خاطراتی که از نظر آمیگدال برانگیزاننده احساسات باشند، به کمک بخش دیگری از مغز به نام هیپوکامپ (Hippocampus) با احتمال بیشتری وارد آرشیو حافظه بلندمدت می‌شوند. اما ظاهراً این قاعده فیلترکننده در مورد خانم پرایس صادق نیست و همه حوادث بی‌اهمیت نیز بدون فیلتر احساسی وارد حافظه بلندمدتش می‌شوند. مک‌گاو و همکارانش به کمک تصویربرداری ام‌آرآی (MRI) مغز خانم پرایس را مطالعه کردند و دریافتند که بخش‌های خاصی از مغز او به طور غیرمعمولی بزرگ‌تر از حد طبیعی است.

کالبدشکافی مغزهای برتر؛ یافته‌های نوین عصب‌شناسی

تحقیقات نوین در سال‌های اخیر روی مغز افراد مبتلا به سندرم حافظه برتر اتوبیوگرافیک نشان داده است که این پدیده ریشه در تفاوت‌های ساختاری بسیار ظریف اما کلیدی در سیم‌کشی مغز دارد. اسکن‌های پیشرفته مغزی مشخص کرده‌اند که علاوه بر بزرگ‌تر بودن بخش‌هایی از لوب گیجگاهی، ارتباطات بین لوب پیشانی و هیپوکامپ در این افراد به شکل غیرعادی تقویت شده است. این شبکه ارتباطی فوق‌العاده قوی به ذهن اجازه می‌دهد تا بدون نیاز به تلاش آگاهانه، اطلاعات روزمره را مستقیماً از بخش حافظه موقت به بخش ذخیره‌سازی دائمی هدایت کند. به عبارتی، مغز این افراد فاقد مکانیسم هرس سیناپسی معمولی است که خاطرات بی‌اهمیت روزانه را در طول خواب شبانه پاک‌سازی می‌کند.

نکته شگفت‌انگیز دیگر این است که اسکن‌های عملکردی نشان می‌دهند هسته دم‌دار (Caudate nucleus) که در یادگیری عادت‌ها و رفتارهای خودکار نقش دارد، در مغز این افراد فعالیت بسیار بالایی دارد. این موضوع توجیه‌کننده این است که چرا یادآوری خاطرات برای این افراد شبیه به یک وسواس فکری غیرقابل کنترل است. مغز آن‌ها به طور خودکار و بدون اراده فرد، مدام در حال بازخوانی و تحکیم اطلاعات گذشته است. با وجود این ساختار متمایز، مغز این افراد در آزمون‌های استاندارد شناختی عملکردی کاملاً عادی دارد؛ یعنی آن‌ها فرمول‌های ریاضی یا واژگان زبان‌های جدید را بهتر از دیگران حفظ نمی‌کنند و این مزیت زیستی صرفاً به حوزه تجربه‌های زیسته شخصی محدود می‌شود.

عذاب یادآوری ابدی؛ بار روانی خاطرات خاموش‌نشدنی

بسیاری از مردم گمان می‌کنند داشتن حافظه‌ای که هیچ چیز را فراموش نمی‌کند یک موهبت است، اما تجربه جیل پرایس و دیگر افراد مبتلا به این سندرم نشان می‌دهد که این وضعیت بیشتر شبیه به یک نفرین بی‌پایان است. ذهن این افراد مانند یک صفحه نمایش دو تکه عمل می‌کند؛ آن‌ها در حالی که در زمان حال زندگی می‌کنند، همزمان تصاویری از گذشته را با همان شدت حسی و وضوح اولیه تجربه می‌کنند. زمانی که جیل پرایس با یک موقعیت ناخوشایند مانند یک مشاجره ساده روبرو می‌شود، تمام مشاجرات و شکست‌های گذشته او در یک لحظه زنده می‌شوند و او را در سیلابی از احساسات منفی قدیمی غرق می‌کنند که این حالت زمینه‌ساز ابتلا به افسردگی‌های دوره‌ای شدید است.

این ناتوانی در فراموش کردن، فرآیند طبیعی سوگواری و عبور از بحران‌های عاطفی را مختل می‌کند. مغز انسان‌های عادی به مرور زمان لبه‌های تیز خاطرات دردناک را صیقل می‌دهد و از شدت احساسی آن‌ها می‌کاهد؛ اما برای یک فرد مبتلا به حافظه برتر، درد از دست دادن یک عزیز در ده سال پیش، درست به اندازه روز اول تازه و گزنده است. این افراد معمولاً از شلوغی‌های ذهنی شدید رنج می‌برند و نمی‌توانند بر روی کارهای خلاقانه تمرکز کنند، زیرا ذهنشان مدام با جزئیات بی‌اهمیتی مانند آب‌وهوای یک روز خاص در بیست سال پیش یا رنگ لباس یک غریبه در خیابان اشغال شده است.

بازتاب حافظه برتر در فرهنگ عامه و آینده مهندسی ذهن

داستان شگفت‌انگیز جیل پرایس پس از انتشار کتاب زندگی‌نامه‌اش با نام «زنی که نمی‌توانست فراموش کند» توجه رسانه‌ها و فیلم‌سازان زیادی را به خود جلب کرد. این ایده جذاب الهام‌بخش ساخت سریال‌های تلویزیونی محبوبی مانند سریال فراموش‌نشدنی (Unforgettable) شد که در آن شخصیت اصلی با تکیه بر حافظه بی‌پایان خود به حل پرونده‌های جنایی پیچیده می‌پردازد. این بازنمایی‌ها اگرچه جنبه‌های دراماتیک و پلیسی ماجرا را پررنگ می‌کنند، اما کمتر به رنج‌های روزمره و چالش‌های روانی طاقت‌فرسای ناشی از این اختلال ساختاری پرداخته‌اند.

امروزه با پیشرفت علم عصب‌شناسی و ابزارهای ویرایش ژنتیکی، دانشمندان در حال بررسی راه‌هایی برای مهار یا بازسازی این فرآیندها در بیماران مبتلا به آلزایمر و یا برعکس، کاهش شدت خاطرات تروما در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) هستند. دستکاری‌های نوری و شیمیایی روی اتصالات هیپوکامپ و آمیگدال در مدل‌های آزمایشگاهی نشان داده است که شاید روزی بتوان شدت عاطفی خاطرات دردناک را بدون پاک کردن اصل رخداد کاهش داد. بررسی پرونده افرادی همچون جیل پرایس کلید طلایی فهم این موضوع است که چگونه می‌توانیم مرز بهینه میان یادگیری کارآمد و فراموشی رهایی‌بخش را در مغز انسان پیدا کنیم.

جمع‌بندی نهایی

پرونده شگفت‌انگیز جیل پرایس نشان داد که فراموشی نه یک نقص فنی در سیستم عامل مغز، بلکه یک ویژگی حیاتی برای حفظ تعادل روانی و تمرکز شناختی است. مغز ما با فیلتر کردن میلیون‌ها جزئیات روزمره، به ما فرصت می‌دهد تا مفاهیم کلی زندگی را درک کنیم و زیر بار سنگین خاطرات گذشته کمر خم نکنیم. تفاوت‌های ساختاری در سیستم لیمبیک و آمیگدال این افراد، پنجره‌های جدیدی را به روی درمان بیماری‌های حافظه گشوده است. در نهایت، شاید بزرگ‌ترین درس علمی زندگی جیل پرایس این باشد که توانایی رها کردن گذشته و فراموش کردن جزئیات تلخ، نعمتی به مراتب بزرگ‌تر از به یاد آوردن همیشگی آن‌هاست.

پرسش‌های متداول

۱. تفاوت اصلی حافظه برتر اتوبیوگرافیک با حافظه نوابغ چیست؟
افراد نابغه معمولاً در به‌خاطرسپاری حجم زیادی از اطلاعات انتزاعی، فرمول‌های ریاضی و متون توانایی دارند. در مقابل، افراد مبتلا به سندرم حافظه برتر اتوبیوگرافیک تنها جزئیات مربوط به زندگی شخصی خود و وقایع تاریخی هم‌دوره خود را ثبت می‌کنند. آن‌ها در تست‌های درسی و حفظ مطالب غیرشخصی عملکردی کاملاً عادی و مشابه سایر افراد جامعه دارند. بنابراین، این سندرم باعث افزایش هوش عمومی یا مهارت‌های تحصیلی فرد نمی‌شود.
۲. آیا سندرم حافظه برتر اتوبیوگرافیک یک بیماری ژنتیکی و مادرزادی است؟
پژوهشگران بر این باورند که این سندرم ریشه در تفاوت‌های ساختاری در آناتومی مغز دارد که از دوران کودکی شکل می‌گیرد. اگرچه فرضیه‌هایی درباره زمینه‌های ژنتیکی آن وجود دارد، اما هنوز ژن خاصی برای آن شناسایی نشده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که تغییرات فیزیکی در بخش‌های خاصی از مغز مانند لوب تمپورال عامل اصلی بروز این حالت است. تحقیقات برای کشف منشأ دقیق ژنتیکی این اختلال همچنان در مراکز علمی دنیا ادامه دارد.
۳. چرا نبود امکان فراموشی در این افراد باعث بروز افسردگی می‌شود؟
وقتی فردی توانایی فراموش کردن را نداشته باشد، تمام احساسات منفی ناشی از شکست‌ها و سوگ‌ها در ذهن او تازه می‌مانند. مغز افراد عادی با گذشت زمان بار احساسی خاطرات تلخ را کاهش می‌دهد تا فرد بتواند به زندگی عادی بازگردد. اما در افراد مبتلا به این سندرم، یادآوری یک حادثه دردناک قدیمی دقیقاً با همان شدت روز اول حس می‌شود. این بار عاطفی مداوم و شدید به مرور زمان منجر به خستگی ذهنی و بروز افسردگی بالینی می‌گردد.
۴. آیا روشی برای درمان یا متوقف کردن این حالت وجود دارد؟
در حال حاضر هیچ درمان دارویی یا روش پزشکی استانداردی برای از بین بردن این سندرم وجود ندارد. پزشکان بیشتر تلاش می‌کنند به این افراد آموزش دهند تا با کمک درمان‌های شناختی، تمرکز خود را روی زمان حال حفظ کنند. تکنیک‌های مدیریت استرس و کنترل افکار وسواسی به مبتلایان کمک می‌کند تا کمتر در چرخه یادآوری غرق شوند. با این حال، سیم‌کشی مغزی این افراد تغییرناپذیر باقی می‌ماند.
۵. چه تعداد فرد مبتلا به سندرم حافظه برتر در سراسر جهان شناسایی شده‌اند؟
این سندرم یکی از نادرترین شرایط عصب‌شناختی در جهان است و طبق آمارهای رسمی بسیار کمیاب است. تا به امروز تنها چند ده نفر در سراسر جهان به طور قطعی با این ویژگی توسط دانشمندان شناسایی و تایید شده‌اند. بسیاری از افرادی که گمان می‌کنند به این حالت مبتلا هستند، در واقع تکنیک‌های تقویت حافظه را به کار می‌برند. غربالگری‌های علمی دقیق معمولاً اکثر این ادعاها را رد می‌کند.
۶. آیا این افراد خاطرات دوران نوزادی و پیش از دو سالگی خود را هم به یاد می‌آورند؟
خیر، بررسی‌ها روی پرونده جیل پرایس و دیگران نشان می‌دهد که حافظه فوق‌العاده آن‌ها معمولاً از اواخر دوران کودکی آغاز می‌شود. برای مثال، جیل پرایس اشاره می‌کند که تثبیت کامل خاطرات روزانه او از سن چهارده سالگی به بعد رخ داده است. مغز نوزادان به دلیل عدم تکامل کامل ساختار هیپوکامپ، توانایی ثبت خاطرات اتوبیوگرافیک را در سال‌های اولیه زندگی ندارد. بنابراین، پدیده فراموشی دوران کودکی در این افراد نیز تا حدودی صدق می‌کند.
۷. تحقیقات روی مغز جیل پرایس چه کمکی به بیماران مبتلا به آلزایمر کرده است؟
مطالعه روی ساختار مغزی خانم پرایس به دانشمندان کمک کرد تا مسیرهای انتقال اطلاعات به حافظه بلندمدت را بهتر بشناسند. با تحلیل این تفاوت‌های ساختاری، محققان متوجه نقش حیاتی آمیگدال و ارتباط آن با هیپوکامپ در تثبیت خاطرات شدند. این یافته‌ها مسیرهای جدیدی را برای طراحی داروهای تقویت‌کننده اتصالات سیناپسی در مراحل اولیه آلزایمر گشوده است. در واقع فهم چگونگی عدم تخریب خاطرات، به پیشگیری از زوال عقل کمک شایانی می‌کند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

6 دیدگاه

  1. آقای دکتر، فرانک خانم؛

    سال نو و شمیم بهاری بر شما مبارک. صد سال به این سالها.
    مطلب جالبی بود، مثل بیشتر مطالبی که تو سایتتون می گذارید. با خوندن این مطلب این نکته بیشتر قوت می گیرد که خداوند هر چیزی را به اندازه در وجود ما گذاشته است. حتی حافظه زیادی هم دردسرآفرین است.

  2. واقعا داشتن هر چیزی در حد نرمال آن خوبه.حتی حافظه زیادی از حد این خانم هم که مثل یک موتور 24 ساعته فوق العاده قوی کار میکنه هم دردسر ساز است.یعنی اگر قرار بود ما توی هریک از خاطراتمان بیش از حد متوقف بشیم به نظرم امکان زندگی را از ما می گیرد.فرضا خود من به خاطر یک سری خاطرات بد از لحظاتی که در سر دارم هرچند که از آن خاطره زمان نسبتا طولانی گذشته و من هیچ کینه یا نفرتی در دل نسبت به آن موقعیت سعی کردم که دیگر نداشته باشم اما در حال حاضر نیز با احتیاط بیش از حد در آن موقعیت قرار میگیرم و بدون هیچ کمک سعی در گذار از آن مرحله دارم و امیدوارم که شخصا سربلند از این موقعیت بیرون بیام.پس وای به حال این خانم.ممنون از شما جناب دکتر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]