تحلیل فیلم آگورا؛ تراژدی علم و تعصب در اسکندریه به روایت آلخاندرو آمنه‌بار

جهل مقدس و تعصبات کور همواره در طول تاریخ، بزرگ‌ترین دشمنان اندیشه، خرد و علم بوده‌اند. فیلم تاریخی و دراماتیک آگورا (Agora) به کارگردانی آلخاندرو آمنه‌بار (Alejandro Amenábar)، دقیقاً دست روی همین نقطه حساس و تاریک از تاریخ تمدن بشری می‌گذارد؛ روایتی هولناک از سقوط اسکندریه و سرنوشت غم‌انگیز هایپیشیا، نخستین زن ریاضی‌دان و فیلسوف جهان باستان. در این مقاله می‌خواهیم ابعاد مختلف این اثر ارزشمند سینمایی، از بازی درخشان ریچل وایز و همایون ارشادی تا موسیقی متن شاهکار داریو ماریانلی و حقایق تاریخی پشت پرده آن را بررسی کنیم. آیا فیلم آمنه‌بار توانسته است تصویری منصفانه و دقیق از تلاقی علم و مذهب ارائه دهد؟ برای یافتن پاسخ، همراه ما باشید.

💡مختصر و مفید

فیلم آگورا ساخته آلخاندرو آمنه‌بار، یک درام تاریخی حماسی محصول سال ۲۰۰۹ است که به روایت زندگی هایپیشیا (Hypatia)، دانشمند، ستاره‌شناس و فیلسوف نوپلاطونی در اسکندریه تحت حاکمیت امپراتوری روم می‌پردازد. این اثر با تمرکز بر جنگ‌های فرقه‌ای میان بت‌پرستان، مسیحیان و یهودیان، نشان می‌دهد که چگونه خرد علمی در برابر تعصبات مذهبی قربانی می‌شود. بازی درخشان ریچل وایز در نقش اصلی و حضور همایون ارشادی در نقش برده وفادار، از نقاط قوت فیلم هستند. این اثر نامزد جوایز متعددی از جمله جوایز گویا شد و به خاطر تصویرسازی دقیق تاریخی و موسیقی متن حماسی‌اش مورد ستایش منتقدان قرار گرفت.

پیش‌زمینه تاریخی؛ اسکندریه در تب و تاب قرن چهارم میلادی

شهر اسکندریه در مصر باستان، برای سده‌ها به عنوان پایتخت علمی جهان شناخته می‌شد و کتابخانه بزرگ آن، گنجینه‌ای بی‌بدیل از دانش بشری را در خود جای داده بود. در اواخر قرن چهارم میلادی، این کلان‌شهر به کانون تنش‌های شدید مذهبی و سیاسی میان بت‌پرستان سنتی، جامعه یهودیان و آیین نوظهور مسیحیت تبدیل شد. امپراتوری روم که پیش‌تر مسیحیت را پذیرفته بود، به آرامی شروع به سرکوب معابد قدیمی و نمادهای فلسفی یونانی-رومی کرد که این امر، امنیت اندیشمندان غیرمسیحی را به شدت به مخاطره انداخت.

در این اتمسفر پرآشوب، مکاتب فلسفی همچنان تلاش می‌کردند استقلال علمی خود را حفظ کنند، اما پیوند مذهب با قدرت سیاسی، جایی برای بی‌طرفی باقی نگذاشت. کتابخانه اسکندریه که نماد عقلانیت و علوم طبیعی بود، در کانون این درگیری‌ها قرار گرفت و به عنوان هدفی برای پاک‌سازی‌های عقیدتی شناخته شد. شناخت این پیش‌زمینه تاریخی برای درک فاجعه‌ای که در فیلم آگورا به تصویر کشیده می‌شود، حیاتی است؛ چرا که مرگ هایپیشیا در واقع نقطه پایانی بر دوران طلایی علم باستان و آغاز قرون وسطی تلقی می‌شود.

شناسنامه فیلم آگورا (Agora)

فیلم سینمایی آگورا به کارگردانی آلخاندرو آمنه‌بار و نویسندگی مشترک او و متئو خیل، در سال ۲۰۰۹ میلادی اکران شد. این فیلم حماسی و تاریخی با بودجه‌ای حدود ۷۳ میلیون دلار تولید شد که آن را به یکی از گران‌ترین پروژه‌های سینمایی تاریخ اسپانیا مبدل ساخت. در این اثر بین‌المللی، بازیگران مطرحی چون ریچل وایز در نقش هایپیشیا، اسکار آیساک در نقش اورستس، مکس مینگلا در نقش داووس و هنرمند شایسته ایرانی، همایون ارشادی در نقش آسپاسیوس به ایفای نقش پرداخته‌اند.

داستان فیلم حول محور تلاش‌های علمی هایپیشیا برای کشف مدل واقعی حرکت سیارات و منظومه شمسی در میانه آشوب‌های خیابانی اسکندریه می‌گردد. این فیلم با مدت زمان ۱۴۱ دقیقه، موفق شد نامزد ۱۳ جایزه گویا (معتبرترین جایزه سینمایی اسپانیا) شود و در نهایت ۷ جایزه از جمله بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی و بهترین فیلم‌برداری را از آن خود کند. طراحی صحنه و بازسازی دقیق معماری باستانی شهر اسکندریه در جزیره مالت، از ویژگی‌های بارز تولیدی این اثر سینمایی به شمار می‌رود.

نقد و بررسی فیلم آگورا

با دیدن «آگورا»، آخرین کار اکران‌ شده‌ی آلخاندور آمنه‌بار، کارگردان اسپانیایی-شیلیایی، یاد داستان کوتاهی از «آنتوان چخوف» افتادم که سال‌ها پیش‌تر خوانده بودم. داستانی درباره‌ی قدرت جاهلانه کلیساها و کشیش‌های فاسد در عهد رنسانس. کشیش جوانی دختر زیبایی را شبانگاه در جامه سیاه می‌بیند و زیبایی دختر باعث می‌شود که حکم به ساحره بودنش دهد و او را زنده‌زنده در آتش بسوزانند و مردی که در یک انباری در لوله‌های شیشه‌ای عجیب محلول‌های شیطانی می‌ساخت هم به جرم «شیمی‌دان» بودن به همان سرنوشت گرفتار شد.

هایپیشیا (Hypatia) (ریچل وایز) دختر دانا و دانشمند و فیلسوفی است که خود فرزند یکی از اشراف فیلسوف اسکندریه، تئون، است. در سال ۳۹۱ میلادی، اشراف شهر همچنان بت‌پرستند و فقرا به دین مسیحیت ایمان آورده‌اند و بخشی از شهر هم جامعه‌ی یهودی است. در میان این تعارضات مذهبی هایپیشیا به دنبال یافتن مرکز جهان هستی و مدار گردش زمین به دور آن و چگونگی حفظ تعادل جهان است، در حالی‌که شاگرد اشراف‌زاده‌اش، اورستس (اسکار آیساک) و برده‌ی جوانش داووس (مکس مینگلا) عاشقانه دوستش می‌دارند. در این شرایط است که نادانی یکی از بزرگان شهر، تعادل مذهبی و زندگی شهر را برای همیشه خارج می‌کند و داستان واقعی زندگی هایپیشیا را رقم می‌زند. او در سال ۳۷۰ پس از میلاد زاده‌شد. نام او به معنای برترین و والامقام‌ترین است. او برای تحصیل به آتن و ایتالیا رفت. هایپیشیا کارهای ارزشمندی در علم محاسبات، هندسه، هیئت بطلمیوسی، عناصر اقلیدسی انجام داد و مقاله‌ای درباره‌ی «قوانین نجومی» نوشت. سرانجام در مناقشات مذهبی اسکندریه در سال ۴۱۵ پس از میلاد به تحریک کشیش سیریل به جرم ساحرگی به وضع فجیعی کشته‌شد.

سکانسی از بازی ریچل وایز در نقش هایپیشیا در فیلم آگورا

این فیلم هم چون اولین فیلم انگلیسی‌زبان آمنه‌بار، «دیگران» (The Others)، بر محوریت داستان و اقتداری زنانه قرار دارد. خرد یک زن شاگردانش را آماده‌ی داشتن آینده‌هایی درخشان همراه با بصیرت و دانایی می‌کند و هرگز از فلسفه و علم و تفکر جدا نمی‌شود. اما مشکل شهر، همان‌جا آغاز می‌شود که در شرح داستان هم گفتم؛ خروج از تعادل! جنگ‌هایی به نام خداوند و حضرت مسیح یا مقدسات آیین یهود و در حقیقت در خدمت کلیسا و کنیسه. مسیحی‌ها از دست اربابان زورگوی خود رها شده‌اند و برده‌ی اربابانی شده‌اند که کارهایشان را تقدسی خدایی می‌بخشند. تعصبات کوری که راه خرد برای رسیدن به خداوند را برنمی‌تابد و علم را بر اساس آن‌چه رؤسای مذهبی می‌گویند منبع فساد و گناه می‌انگارند. این‌همه از وقتی آغاز شد که بزرگان شهر تصمیم گرفتند با زبان شمشیر با ایمان‌آورندگان به خدا سخن گویند و از علم و مصلحت دانشمندان و فیلسوفان خود بهره نبردند. بقیه‌ی داستان هم چون داستان‌های دیگر در تاریخ است، هر گروهی که به قدرت می‌رسد شروع به ریختن خون گروه تضعیف‌شده می‌کند.

در جاهایی از فیلم و در سکانس‌های آغازین فیلم، به تناسب جستجوی راز تعادل جهان توسط هایپیشیا، دوربین کارگردان ما را به خارج از جو می‌برد، به نمای کلی سیاره‌مان، و با تکرار دوباره‌ی این‌کار، داستان را تکان‌دهنده‌تر بیان می‌کند. تمام این خونریزی‌ها، زخم‌ها و تحقیرها به‌خاطر مذهب و خدا نیست، هرچند که کشیش مخوف شهر خود را برای فریب به شغل نجاری مشغول نشان دهد، همه‌اش تنها به‌خاطر قدرت یافتن بر نقطه‌ی کوچکی از زمین است، سیاره‌ای که خود نقطه‌ی ناچیزی از جهان است. این قسمت‌ها من را بسیار به‌یاد «نقطه‌ی آبی مات» (Pale Blue Dot) پروفسور «کارل ساگان» انداخت. در چنین خروج از تعادلی است که کتاب‌ها سوزانده می‌شود، علم را گناه می‌خوانند، زن را یک برده و ابزار می‌انگارند و کتابخانه را تبدیل به اصطبل می‌کنند.

تحلیل زوایای فنی و موسیقی متن تاثیرگذار فیلم

فیلم طراحی صحنه‌ی عالی، موضوعاتی چالش‌برانگیز و به‌دقت شرح داده شده، کارگردانی خوب و بازی‌های قابل قبولی دارد و بازی وایز ۴۰ ساله که پیش‌تر اسکار هم گرفته، بیش‌تر به چشم می‌آید. هرچند، برای من سؤال است که چرا هایپیشیا از ۲۱ سالگی تا زمان مرگش در ۴۵ سالگی هیچ تغییر خاصی در گریمش ندارد؟ فیلم چون فیلم‌های دیگر آمنه‌بار فیلمبرداری فوق‌العاده‌ای دارد. سکانس کتابسوزان مسیحی‌ها در کتابخانه و دور ۱۸۰ درجه‌ی دوربین کار بسیار درخشانی بود. اما موسیقی فیلم که توسط «داریو ماریانلی» (Dario Marianelli) ساخته شده، مسلماً نقطه‌ی اوج فیلم است.

ماریانلی به‌خاطر ساخت موسیقی «غرور و تعصب» (Pride & Prejudice) نامزد جایزه‌ی اسکار بوده و آن را برای «تاوان» (Atonement) یک‌بار ربوده‌است. در یکی از قطعات موسیقی زیبای فیلم از آوایی زنانه و بسیار تاثیرگذار استفاده‌ شده که مسلماً ایرانی است چون احساس می‌کنم کلمات «نازنین» و «سردار» را در آن به‌وضوح می‌شنوم. اما مطمئن نیستم که این نوا کردی است یا لری و امیدوارم خوانندگان عزیز من را در پاسخ یاری کنند. بی‌تردید فیلم «آگورا» از بسیاری از فیلم‌های اسکار پیشین بهتر بود، خیلی هم بهتر. آمنه‌بار که غیر از کارگردانی، آهنگ‌سازی بسیاری از کارهایش را هم انجام می‌دهد یک داستان چندبعدی را خیلی خوب پیش برده است. این هم مدرکی است برای کاربلد بودن کارگردان‌های غیر هالیوودی!

راستی‌آزمایی تاریخی؛ چقدر از داستان آگورا واقعی است؟

اگرچه فیلم آگورا از نظر دراماتیک و بصری اثری فوق‌العاده تاثیرگذار است، اما برای ارزیابی علمی آن باید دیدگاه مورخان باستان را نیز مد نظر قرار داد. آمنه‌بار در به تصویر کشیدن فاجعه نابودی کتابخانه اسکندریه کمی دست به ساده‌سازی زده است؛ چرا که بخش بزرگی از معبد سراپیوم و کتابخانه الحاقی آن، پیش از سال ۳۹۱ میلادی در درگیری‌های متعدد نظامی آسیب دیده بود. همچنین نحوه کشته شدن هایپیشیا در منابع تاریخی حتی هولناک‌تر و فجیع‌تر از چیزی است که در پایان فیلم مشاهده می‌کنیم؛ جایی که مورخانی چون سقراط شولاستیکوس ثبت کرده‌اند که مهاجمان پوست تن او را با صدف‌های تیز تراشیدند.

علاوه بر این، فرضیه‌های علمی که هایپیشیا در فیلم روی آنها کار می‌کند، مانند حرکت بیضوی زمین به دور خورشید، در حقیقت متعلق به قرن‌ها بعد و کشفیات یوهانس کپلر است. اگرچه هایپیشیا ریاضیدانی برجسته بود، اما مدرکی تاریخی مبنی بر اینکه او مدل هلیوسنتری را به شکل عملی حل کرده باشد وجود ندارد. این تغییرات داستانی اگرچه دقت تاریخی فیلم را کاهش می‌دهند، اما از نظر دراماتیک به درک بهتر مخاطب از تلاش‌های علمی او و مظلومیت خردگرایان در برابر تندبادهای جزم‌اندیشی مذهبی کمک شایانی کرده‌اند.

کارنامه بین‌المللی همایون ارشادی و تحلیل حضور او در آگورا

اما ما ایرانی‌ها جور دیگری منتظر دیدن آگورا بودیم، چون این فیلم، دومین فیلم بین‌المللی «همایون ارشادی» بود. اما باید صادقانه بگویم که ارشادی من را به‌خاطر نقش‌هایی که اخیراً می‌پذیرد ناامید کرده‌است. بازیگری که آن‌قدر در «طعم گیلاس» خوب بود، در «بادبادک‌باز» (The Kite Runner) مارک فورستر در نقش بابا، آن‌قدر عالی بود که فیلم پس از پایان نقشش به‌وضوح سقوط کرد و «راجر ایبرت» سخت‌گیر آن‌همه زبان به ستایشش گشود، نقش برده‌ی مسن هایپیشیا و پدرش را دارد. چه چیز این نقش ارشادی را جلب کرده‌است؟ دسر بردن برای پدر و دختر، این‌که در دقیقه‌ی ۵۶ فیلم، تازه یک دیالوگ یک‌جمله‌ای دارد و در خوشبینانه‌ترین حالت در فیلم به‌زحمت ۱۰ جمله حرف می‌زند؟

این نقش به‌قدری عادی است که هر بازیگر سیاه‌چشم و سیاه‌موی مدیترانه‌ای هم می‌شد آن را بازی کند. در ایران هم قبول بازی در سریال معمولی «شمس‌العماره» در قسمت آخرش که در قالب کاراکتری بی‌بُعد و عمق در آمده‌بود و فیلم به‌اصطلاح ترسناک «آل» متعجبم کرد. حالا «زمان معکوس» را در مرحله‌ی فیلمبرداری و «پرنسیپ» را در مراحل فنی دارد. خدا رحم کند با این انتخاب‌های عجیبش! اگر من در این‌جا از کارهای تازه‌ی همایون ارشادی انتقاد می‌کنم، تنها به‌خاطر علاقه‌ام به کارها و شخصیت بازیگری اوست که پس از قبول «بادبادک‌باز»، باید بیش‌تر از پیش نقش‌هایش را بسنجد و از صمیم قلب برایش آرزوی به‌دست آوردن نقش‌های کلیدی در فیلم‌های سنگین و به‌سامان ایرانی و بین‌المللی دارم.

همایون ارشادی در نقش آسپاسیوس در نمایی از فیلم آگورا

جمع‌بندی نهایی

فیلم آگورا به عنوان یک بیانیه قدرتمند سینمایی در ستایش علم، آزاداندیشی و حقیقت‌جویی، جایگاه ویژه‌ای در سینمای مدرن دارد. آلخاندرو آمنه‌بار با پیوند زدن درام شخصی هایپیشیا با فاجعه تاریخی سقوط علمی اسکندریه، تصویری تاثیرگذار از پیامدهای وحشتناک تعصبات کورکورانه مذهبی ارائه می‌دهد. هرچند اثر از نظر وفاداری مطلق به تاریخ دچار لغزش‌هایی شده و نقش همایون ارشادی نیز کمتر از حد انتظارات ما ظاهر شده است، اما ارزش‌های فنی بالا، موسیقی متن مبهوت‌کننده ماریانلی و بازی قدرتمند ریچل وایز باعث می‌شود که این فیلم همچنان اثری ماندگار و چالش‌برانگیز برای مخاطب امروز باشد.

سوالات متداول

۱. آیا شخصیت داووس در فیلم آگورا یک فرد واقعی در تاریخ است؟
خیر، کاراکتر داووس به عنوان برده وفادار هایپیشیا که به مسیحیت می‌پیوندد، شخصیتی کاملاً خیالی است. نویسندگان فیلم او را خلق کردند تا نمادی از تضاد طبقاتی و کشمکش‌های درونی طبقه محروم آن دوران باشد. عشق افلاطونی او به هایپیشیا بُعد عاطفی درامی به داستان می‌بخشد که در منابع تاریخی ذکر نشده است. این ترفند فیلم‌نامه‌نویسی برای جذاب‌تر کردن روایت برای مخاطب مدرن سینما به کار گرفته شده است.
۲. چرا کشیش سیریل در فیلم به عنوان آنتاگونیست اصلی معرفی می‌شود؟
سیریل که بعدها توسط کلیسا به مقام قدیسی رسید، در آن دوران رهبر مذهبی تندروی اسکندریه بود. بر اساس اسناد تاریخی، او اختلافات شدیدی با اورستس، فرماندار رومی شهر داشت و هایپیشیا را مانع اصلی آشتی می‌دانست. او با تحریک توده‌های خشمگین و مذهبی، بسترساز قتل فجیع این زن دانشمند شد تا قدرت سیاسی خود را تثبیت کند. فیلم به درستی نقش هدایت‌کننده او را در این جنایت تاریخی به تصویر می‌کشد.
۳. لوکیشن‌های فیلم آگورا در کدام کشور فیلم‌برداری شده‌اند؟
بخش عمده‌ای از دکورهای عظیم شهر اسکندریه و معبد سراپیوم در جزیره مالت ساخته و فیلم‌برداری شد. طراحان صحنه با دقت بالا معماری هلنیستی و رومی را در قلعه ریکاسولی بازسازی کردند تا حس واقعی باستان منتقل شود. استفاده اندک از جلوه‌های کامپیوتری و تکیه بر دکورهای واقعی، به فیلم اتمسفری ملموس و فیزیکی بخشیده است. این دکورها بعدها در پروژه‌های سینمایی تاریخی دیگر نیز مورد استفاده مجدد قرار گرفتند.
۴. آیا واقعاً فرضیه حرکت زمین به دور خورشید توسط هایپیشیا کشف شده بود؟
هیچ سند مکتوبی وجود ندارد که ثابت کند هایپیشیا موفق به کشف حرکت بیضوی زمین شده باشد. این فرضیه‌ها قرن‌ها بعد توسط کپرنیک و کپلر به صورت ریاضی اثبات و در جهان علم پذیرفته شدند. فیلم‌نامه‌نویسان آگورا از این ایده به عنوان یک تمثیل سینمایی برای نشان دادن نبوغ علمی او استفاده کردند. این تصمیم داستانی نشان می‌دهد که خرد علمی چگونه جلوتر از زمانه خود حرکت می‌کند.
۵. نقش همایون ارشادی در فیلم آگورا چه اهمیتی در پیشبرد داستان دارد؟
او نقش آسپاسیوس، برده سالخورده و وفادار تئون و هایپیشیا را بازی می‌کند که دستیار علمی آنها نیز هست. آسپاسیوس نمادی از وفاداری به علم و خردگرایی خاموش در برابر آشوب‌های کور بیرونی شهر اسکندریه به شمار می‌رود. گرچه دیالوگ‌های او بسیار کوتاه است، اما حضور تصویری‌اش انتقال‌دهنده حس آرامش معبد علم در برابر جهل است. بازی او تضاد عمیقی با شخصیت‌های خشمگین و مذهبی فیلم ایجاد می‌کند.
۶. واکنش کلیسای کاتولیک به اکران فیلم آگورا چه بود؟
برخی گروه‌های مذهبی و رسانه‌های وابسته به کلیسا فیلم را متهم به ترویج تفکرات ضد مسیحی کردند. آنها معتقد بودند فیلم تصویر خشن و غیرواقعی از مسیحیان اولیه ارائه داده و حقایق تاریخی را تحریف کرده است. با این حال آمنه‌بار تاکید کرد که فیلمش بیانیه‌ای علیه خشونت مذهبی در کل جهان است، نه یک مذهب خاص. این چالش‌ها مانع از اکران موفقیت‌آمیز فیلم در کشورهای اروپایی نشد.
۷. چرا پایان فیلم آگورا با مرگ واقعی هایپیشیا در تاریخ کمی تفاوت دارد؟
در واقعیت او توسط جمعیتی خشمگین و با تکه‌های تیز ظروف سفالی یا صدف در خیابان تکه‌تکه شد. فیلم‌ساز برای کاهش خشونت بصری شدید و ایجاد فضایی دراماتیک‌تر، مرگ او را با خفه شدن ملایم به دست داووس تصویر کرد. این تغییر از زجر کشیدن بیشتر هایپیشیا در برابر دوربین جلوگیری کرده و پایانی تراژیک اما ملایم‌تر ساخت. این تدبیر هنری به حفظ تمرکز مخاطب روی پیام فیلم کمک شایانی کرد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

18 دیدگاه

  1. اول اینکه چرا پست من رو حذف کردید…. بعد اینکه آواز که در موسقی است قریب به یقین می دانم که صدای خانم پروین عالی نژاد هست و به لهجه لری ….. من کار دیگری از این خانم در شبکه مزو دیدم و دارمش هم …اگر بخاهید می تونم یه جوری نشونش بدم شما ها هم ببینید… فقط نمی دونم چطور می تونم این کار رو انجام بدم …..به هر حال از سایت پر تلاشتون تشکر می کنم…. موفق باشید.

  2. من هنوز این فیلم رو ندیدم اما آمنابار رو به خاطر فیلمهای دیگران و دریای درون دوست دارم منتها چند وقت پیش یه فیلم از آمنابار دیدم به نام tessis که به نظرم خیلی ضعیف بود و کمی از آمنابار ناامید شدم..

  3. اول باید از پست‌هایی که در مورد فیلم می‌ذارین، تشکر کنم. بعدشم من این فیلمو حدود یه ماه پیش دیدم و نمی‌تونم بگم چقدر از دیدنش چندین باره‌ی اون لذت بردم. البته حرف در مورد این فیلم زیاده و از زوایای گوناگون می‌شه اونو تحلیل کرد: من یه پیشنهاد عجیب و ظاهراً احمقانه دارم (ممکنه به نظر یه عده واقعاً احمقانه بیاد!) این فیلمو در ذهنتون در ارتباط و در ادامه‌ی فیلمایی مثل «با چشم‌های کاملاً بسته»، «شکلات» و «راز داوینچی» ببینید… به نمادها دقت کنید و اون وقت شاید شما هم به نتایج جالبی دست پیدا کنید: به روند آشکار شدن خاستگاه و خواست‌های فراماسونرها یا پیش‌زمینه‌ای برای یه جنگ متعصب، کور و جاهلانه‌ی جهانی که امیدوارم هوشیاری جمعی انسان‌ها مانع از بروز و گسترشش بشه

  4. جناب مجیدی از اینکه لینک مطلب من رو در لینکدونی وبلاگ خوبتون گذاشتید ممنونم ، وجود لینک وبلاگ من در وبلاگ شما،بازدیدم رو بالابرده حسابی ، ممنون از حسن توجهتون

  5. بدون تعارف می گم
    فکر نمی کنم سایتی به اندازه سایت شما پربار و متنوع باشه
    من هر روز به سایت شما سر می زنم و لذت می برم
    پاینده باشید

  6. واجب شد حتما به دنبال دیدن این فیلم بروم، یک جورایی ذهنم آب افتاد که حتما بروم و ببینمش …
    بابت این مطلب دستتان درد نکند.
    پی نوشت : یک موضوعی رو فهمیدم، خیلی وقت بود مطالب بلاگ 1پزشک رو دنبال می کنم شاید چندین ساله تو این سالها فرانک رو یک اسم مردانه یا همون ( پینگیلیش می نویسم ) ferank می خواندم. از قضا روزی به همسر گرام این نکته رو گفتم، ایشون من رو به اصل ماجرا واقف کرد، حالا هر بار که 1پزشک رو می خونم یاد همسرم هم همیشه می یفتم! و نا خود آگاه یک پزشک باعث این شد که من همیشه به همسرم هم فکر کنم

  7. مقدمه شما من رو یاد گروه اشراقیون انداخت. گروهی که در برابر ضد علم بودن کلیسا دور هم جمع شدند.
    کتاب شیاطین و فرشتگان کتاب مناسبی است اندر احوالات این موضوع مورد بررسی شما، اما دقیق تر در رابطه با علم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]