سفر به اعماق وبلاگستان قدیمی؛ چگونه دیسکت‌ها و مودم‌های دایال‌آپ اینترنت ما را ساختند

اینترنت در آغاز هزاره سوم میلادی، شبیه به قاره‌ای ناشناخته بود که نخستین مهاجرانش با اشتیاقی بی‌حد، مرزهای قلمرو شخصی خود را در آن ترسیم می‌کردند. در روزگاری که رسانه‌های رسمی چارچوب‌های سختی داشتند، وبلاگستان فارسی به عنوان یک پنجره موازی و بی‌واسطه متولد شد تا صدای نسل جدیدی باشد که می‌خواست بنویسد، دیده شود و گفتگو کند. در این مقاله می‌خواهیم به بررسی ریشه‌های شکل‌گیری وبلاگ‌نویسی فارسی بپردازیم و روند تحول آن را از کافی‌نت‌های شلوغ تا امروز مرور کنیم. آیا واقعاً وبلاگ‌نویسی سهمی در تغییر ساختار فرهنگی و اجتماعی ما داشت؟ با ما همراه باشید تا ورق‌های قدیمی وب فارسی را با هم بازخوانی کنیم.

💡مختصر و مفید

وبلاگستان فارسی در ابتدای دهه هشتاد خورشیدی به عنوان اولین پلتفرم تولید محتوای بومی و شخصی توسط کاربران ایرانی شکل گرفت. این پدیده نوظهور با هدایت چهره‌های پیشگامی مانند سلمان و سلمان جریده آغاز شد و به سرعت با انتشار راهنماهای فنی توسعه یافت. کاربران در آن دوران با استفاده از خطوط اینترنت کم‌سرعت و ذخیره صفحات روی دیسکت، به تبادل اندیشه می‌پرداختند. این دوران طلایی به دلیل ثبت بدون سانسور سبک زندگی و نظرات شخصی، پایه‌گذار روزنامه‌نگاری شهروندی در ایران شد. در نهایت، با ظهور شبکه‌های اجتماعی مدرن و تغییر ذائقه مخاطبان، این دوران به تاریخ پیوست اما میراث متنی آن همچنان باقی است.

پیش‌درآمدی بر عصر دایال‌آپ؛ روزگاری که وبلاگ‌نویسی متولد شد

برای درک بهتر اتمسفر حاکم بر آغازین روزهای تولید محتوای دیجیتال در ایران، باید به اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد خورشیدی سفر کنیم؛ زمانی که دسترسی به شبکه جهانی اینترنت از طریق مودم‌های صوتی دایال‌آپ (Dial-up) و کارت‌های اینترنت ساعتی میسر می‌شد. صدای بوق‌های ممتد و خش‌خش اتصال مودم، موسیقی متن مشترک نسلی بود که می‌خواست فراتر از مرزهای جغرافیایی با دنیا ارتباط برقرار کند. در این دوران، کامپیوترها هنوز قطعاتی گران‌قیمت بودند و بخش بزرگی از کاربران برای گشت‌وگذار در تارنمای جهانی به کافی‌نت‌ها مراجعه می‌کردند. این فضاها با بوی خاص کیس‌های داغ‌شده و صدای کوبیده شدن دکمه‌های کیبورد، به پاتوقی برای کشف ناشناخته‌ها تبدیل شده بودند.

توسعه ابزارهای ساده انتشار وبلاگ نظیر بلاگر (Blogger) انقلابی در این عرصه به پا کرد، زیرا تا پیش از آن، داشتن یک وب‌سایت نیازمند دانش کدنویسی، طراحی صفحات با کدهای پیچیده اچ‌تی‌ام‌ال (HTML) و هزینه‌های سنگین خرید هاست و دامنه بود. ناگهان ابزاری رایگان در دسترس همگان قرار گرفت که به هر کاربر اجازه می‌داد با چند کلیک ساده، صاحب یک تریبون شخصی و جهانی شود. این تحول فنی، سد انحصار رسانه‌ای را شکست و به جوانان طبقه متوسط شهری این امکان را داد تا فارغ از فیلترهای رایج در نشریات کاغذی، تجربیات زیسته، دل‌مشغولی‌های روزمره و تحلیل‌های خود را به اشتراک بگذارند. این آغاز راه جریانی بود که بعدها ساختار فرهنگی و زبانی وب فارسی را برای همیشه دگرگون ساخت.

نقب نوستالژیک به روزهای طلایی وبلاگستان فارسی

وقتی داشتم مطلبی در مورد دلایل رکود در بلاگستان فارسی می‌نوشتم، یاد گذشته‌های وبلاگستان افتادم. یادم می‌آید که در آن روزها، هر وبلاگ، دنیایی از رمز و راز بود، اسم هر وبلاگ، آدم را مشتاق می‌کرد که بازش کند و مطالبش را بخواند. بیش از هر چیز خواندن روتین‌های زندگی و عقاید شخصی وبلاگ‌نویس‌ها برایم جالب بود، روتین‌ها و باورهایی که تا پیش از آن هرگز مجال طرح پیدا نمی‌کردند، نه در نشریه‌های رسمی و نه حتی در گفتگوهای دوستانه. کلا وبلاگستان در آن دوره چیز عجیب و غریبی بود. یادم می‌آید که ساعت‌ها در کافی‌نت‌ها مطالب وبلاگ‌‌ها را روی دیسکت‌ها (Floppy disk) ذخیره می‌کردم تا بعداً در فرصت مناسب بخوانمشان. هنوز صدای آزاردهنده آن دیسکت‌ها هنگام ذخیره صفحات در گوشم است!

این صفحه برایم بسیار خاطره‌انگیز است، یادم می‌آید در روزنامه راهنمای هودر (Hoder) را در مورد ساخت وبلاگ خوانده بودم و به کافی‌نتی رفته بودم تا عملاً قضیه را آزمایش کنم:

آموزش ساخت وبلاگ در روزنامه قدیمی راهنمای هودر

هودر را تا مدت‌ها نخستین وبلاگ‌نویس به زبان فارسی می‌دانستیم تا اینکه متوجه شدیم، سلمان بوده که در واقع برای نخستین بار به فارسی مطلب نوشته است:

تصویر اولین وبلاگ فارسی به نویسندگی سلمان

اما بیایید با هم به تعدادی از اسکرین‌شات از وبلاگ‌های معروف فارسی که مربوط به یکی دو سال اول فعالیت وبلاگستان می‌شود، نگاه کنیم. فکر کنم خیلی از خاطره‌ها برایتان زنده شود:

اسکرین شات آرشیو وبلاگهای قدیمی فارسی

نمای کلاسیک وبلاگ نویسی در ایران

صفحه نخست یکی از وبلاگهای محبوب سال هشتاد و یک

قالب‌های قدیمی بلاگ اسپات فارسی

نمونه نوشته‌های پراکنده در وبلاگستان اولیه

(ژوئن ۲۰۰۲):

آرشیو یادداشت‌های خرداد سال هشتاد و یک

وبلاگ‌های شخصی با محوریت ادبیات و شعر

طراحی مینیمال وبلاگ‌های قدیمی ایرانی

خاطره‌نویسی و روتین‌های روزانه در وبلاگ

اسکرین شات وبلاگ‌های حوزه فناوری و آی‌تی

نخستین تجربه‌های وبلاگ نویسی گروهی

تأثیرات سیاسی و اجتماعی در وبلاگ‌های دهه هشتاد

فهرست لینک دوستان یا پیوندها در وبلاگهای قدیمی

یادداشت‌های انتقادی در وبلاگستان اولیه فارسی

صفحه شخصی خاطرات دیجیتالی

البته این پست در زمان کوتاهی نوشته شده و نتوانستم از وبلاگ‌های بیشتری یاد کنم. شما هم با استفاده از سایت وب آرشیو می‌توانید نگاهی به گذشته وبلاگ‌های فارسی بیندازید. اگر خاطره‌ای از روزها و ماه‌های اول فعالیت بلاگستان فارسی دارید، می‌توانید در قسمت کامنت با من و بقیه خوانندگان به اشتراک بگذارید.

کالبدشکافی روان‌شناختی وبلاگ‌نویسی؛ چرا روتین‌های شخصی جذاب بودند؟

کنجکاوی انسان برای سرک کشیدن به زندگی روزمره و افکار درونی دیگران، ریشه‌ای عمیق در روان‌شناسی تکاملی ما دارد. تا پیش از ظهور وبلاگ‌ها، ارتباطات مکتوب عمومی همواره از فیلترهای سختی عبور می‌کرد و لحنی رسمی و قالبی به خود می‌گرفت؛ اما وبلاگ‌نویسی این مرزها را شکست و به نویسنده اجازه داد تا افکار خام، احساسات لحظه‌ای و حتی جزییات بسیار پیش‌پاافتاده زندگی مانند خریدهای روزانه یا احساس خستگی از کار را ثبت کند. این سطح از صمیمیت و برهنگی عاطفی، نوعی حس همدلی عمیق در خواننده ایجاد می‌کرد و او متوجه می‌شد که در دغدغه‌ها و تنهایی‌های خود تنها نیست. مخاطبان جذب صداقتی می‌شدند که در سایر رسانه‌ها یافت نمی‌شد.

از منظر دیگر، نوشتن در وبلاگ نوعی خوددرمانی و برون‌ریزی روانی برای خود نویسنده بود. تبدیل افکار نامنظم ذهن به کلمات مکتوب به افراد کمک می‌کرد تا درک بهتری از هویت خود پیدا کنند و در عین حال، دریافت بازخورد در بخش نظرات، حس تعلق به یک جامعه فکری مشترک را تقویت می‌کرد. این تعاملات دوطرفه، هویت‌های جدید دیجیتالی را شکل داد که خارج از ساختارهای سنتی خانواده و دانشگاه تعریف می‌شدند. در واقع، وبلاگ‌ها اولین پلتفرم‌هایی بودند که به فردیت و عاملیت کاربر معمولی بها دادند و خواندن آنها، تجربه‌ای مشابه خواندن دفترچه خاطرات یک دوست صمیمی را برای مخاطب بازآفرینی می‌کرد.

تأثیر وبلاگستان بر رسانه‌های سنتی و روزنامه‌نگاری ایران

ورود وبلاگ‌نویسان به عرصه عمومی، شوک بزرگی به بدنه روزنامه‌نگاری سنتی در ایران وارد کرد. در سال‌های آغازین دهه هشتاد، بسیاری از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای نیز به جمع وبلاگ‌نویسان پیوستند تا بتوانند یادداشت‌های غیررسمی و سانسورنشده خود را منتشر کنند. این پدیده باعث شد که مرز بین روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و شهروندی کمرنگ شود و جریان‌های خبری جدیدی مستقیماً از دل وبلاگ‌ها شکل بگیرند. بسیاری از سوژه‌های اجتماعی که رسانه‌های رسمی از پرداختن به آنها سر باز می‌زدند، ابتدا در وبلاگستان مطرح و پس از داغ شدن در این فضا، به صفحات اول روزنامه‌ها کشیده می‌شدند.

علاوه بر تغییر در انتخاب سوژه‌ها، وبلاگ‌نویسی سبک نوشتار فارسی را نیز ساده‌تر، پویاتر و به زبان گفتار نزدیک‌تر کرد. ورود اصطلاحات کوچه و بازار، به‌کارگیری لحن‌های طنزآمیز و شکستن ساختار خشک جملات رسمی، از دستاوردهای ادبی این دوره بود. این تحول زبانی، خواندن مطالب را برای نسل جوان جذاب‌تر کرد و بستری برای تمرین نویسندگی خلاق فراهم آورد. روزنامه‌ها برای عقب نماندن از این جریان، بخش‌های ویژه‌ای را به معرفی وبلاگ‌ها و بازنشر مطالب آنها اختصاص دادند که این امر نشان‌دهنده نفوذ و مرجعیت بی‌بدیل وبلاگستان در تحلیل‌های اجتماعی آن دوران بود.

سقوط پلتفرم‌های سنتی و میراث وبلاگ‌ها در عصر شبکه‌های اجتماعی

با ورود به اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود، وبلاگستان فارسی به تدریج وارد فاز افول شد و جای خود را به پلتفرم‌های جدید داد. معرفی فیدخوان‌ها، ظهور شبکه‌های اجتماعی میکروبلاگینگ مانند فرندفید (FriendFeed) و در نهایت فیس‌بوک، رفتار مصرف محتوای کاربران را تغییر داد. مخاطب دیگر حوصله خواندن متن‌های طولانی چند هزار کلمه‌ای را نداشت و به دنبال محتوای سریع، تصویری و لایک‌محور بود. این تغییر ذائقه به همراه فیلترینگ‌های پیاپی ارائه‌دهندگان خدمات وبلاگ، ضربه نهایی را به پیکره پلتفرم‌های محبوبی مانند بلاگفا، میهن‌بلاگ و پرشین‌بلاگ وارد کرد و بسیاری از آرشیوهای ارزشمند تاریخی را به نابودی کشاند.

با وجود خاموش شدن چراغ بسیاری از وبلاگ‌های قدیمی، میراث فکری آنها در قالب‌های مدرن مانند پادکست‌ها، کانال‌های تلگرامی و رشته‌توییت‌ها ادامه یافته است. نویسندگان امروز اگرچه در پلتفرم‌های متفاوتی فعالیت می‌کنند، اما همچنان از همان تکنیک‌های شخصی‌نویسی و روایت‌گری بهره می‌برند که در روزهای طلایی وبلاگستان متولد شد. تجربه وبلاگ‌نویسی به ما نشان داد که عطش انسان برای روایت کردن و شنیده شدن خاموش‌شدنی نیست و تنها شکل ابزارهاست که تغییر می‌کند. جستجو در بایگانی وب‌آرشیو، ما را به ریشه‌های تفکر مدرن فارسی متصل می‌کند و یادآور دورانی است که نوشتن، نه برای کسب درآمد، بلکه برای نفس نوشتن ارزش داشت.

جمع‌بندی نهایی

وبلاگستان فارسی در دهه هشتاد صرفاً یک ابزار فنی برای نوشتن نبود، بلکه یک جنبش فرهنگی پویا به شمار می‌رفت که صدای متفاوتی از جامعه مدنی ایران را به نمایش گذاشت. این پدیده نوظهور به ما یاد داد که چگونه با به اشتراک گذاشتن روتین‌های روزمره، خرده‌فرهنگ‌ها را بازآفرینی کنیم و ساختارهای رسمی ارتباط را به چالش بکشیم. اگرچه امروز شبکه‌های اجتماعی تصویری و سریع جایگزین نوشته‌های عمیق وبلاگی شده‌اند، اما یادگیری درباره آن دوران طلایی و حفظ آرشیوهای قدیمی، به ما کمک می‌کند تا بفهمیم جامعه دیجیتال امروز ایران چگونه شکل گرفته و هویت متنی خود را از کجا وام گرفته است.

سوالات متداول

۱. اولین وبلاگ‌نویس فارسی چه کسی بود و چه زمانی فعالیت خود را آغاز کرد؟
برای سال‌ها حسین درخشان به عنوان اولین وبلاگ‌نویس فارسی شناخته می‌شد که راهنمای ساخت وبلاگ را منتشر کرد. با این حال بررسی‌های بعدی نشان داد که کاربری به نام سلمان نخستین یادداشت فارسی را در بستر وب منتشر کرده است. این رویداد در اواخر سال ۱۳۸۰ خورشیدی رخ داد و سرآغاز این جنبش بزرگ شد. انتشار این راهنماها به زبان فارسی موجب شد تا کاربران بدون دانش فنی بتوانند وارد این عرصه شوند.
۲. چرا کاربران قدیمی صفحات وبلاگ‌ها را روی دیسکت ذخیره می‌کردند؟
در آن دوران سرعت اینترنت دایال‌آپ بسیار پایین بود و هزینه استفاده از آن به صورت ساعتی محاسبه می‌شد. کاربران برای صرفه‌جویی در هزینه‌های کافی‌نت، صفحات طولانی وبلاگ‌ها را روی دیسکت‌های فلاپی ذخیره می‌کردند. آنها سپس در منزل و در حالت آفلاین این مطالب را با آرامش مطالعه می‌کردند. این روش یکی از راهکارهای خلاقانه برای مقابله با محدودیت‌های فنی آن زمان بود.
۳. چه عواملی باعث افول دوران طلایی وبلاگستان فارسی شد؟
ظهور شبکه‌های اجتماعی سریع‌تر مانند فیس‌بوک و توییتر یکی از مهم‌ترین دلایل این انتقال مخاطب بود. از سوی دیگر، مسدودسازی مداوم ارائه‌دهندگان سرویس وبلاگ داخلی به خستگی نویسندگان دامن زد. همچنین اختلالات فنی گسترده در سرورهای ایرانی باعث شد تا بخش زیادی از آرشیو وبلاگ‌ها از دست برود. در نهایت ذائقه مخاطبان نیز از خواندن متون طولانی به سمت مصرف محتوای تصویری تغییر کرد.
۴. چگونه می‌توان به آرشیو وبلاگ‌های قدیمی و از دسترس خارج شده دسترسی پیدا کرد؟
سایت وب‌آرشیو یا ماشین زمان اینترنت بهترین ابزار برای جستجوی صفحات قدیمی وب است. شما می‌توانید با وارد کردن آدرس دقیق وبلاگ‌های قدیمی، نسخه‌های ذخیره‌شده آنها را در سال‌های مختلف مشاهده کنید. بسیاری از پژوهشگران رسانه از این ابزار برای بررسی تاریخچه شفاهی وب استفاده می‌کنند. البته برخی صفحات به دلیل عدم خزش کامل ربات‌ها ممکن است به صورت ناقص لود شوند.
۵. سرویس‌های میزبان وبلاگ ایرانی مانند بلاگفا چه نقشی در این جریان داشتند؟
این سرویس‌دهنده‌ها با بومی‌سازی ابزارهای نوشتن، زبان فارسی را در وب گسترش دادند. آنها مشکل عدم پشتیبانی پلتفرم‌های خارجی مانند بلاگر از فونت و راست‌نویسی فارسی را حل کردند. ایجاد جوامع وبلاگی درون این پلتفرم‌ها باعث شد کاربران به راحتی همفکران خود را پیدا کنند. این سیستم‌ها به مدت یک دهه قطب اصلی تولید محتوای متنی در کشور بودند.
۶. تفاوت اصلی یادداشت‌های وبلاگی قدیمی با پست‌های اینستاگرامی امروزی چیست؟
وبلاگ‌ها بر پایه متن، تامل عمیق و بدون محدودیت در طول نوشته شکل می‌گرفتند. اما پست‌های اینستاگرامی بیشتر تصویرمحور بوده و تحت تاثیر الگوریتم‌های جذب مخاطب سریع طراحی می‌شوند. در وبلاگستان حس حریم خصوصی و صمیمیت بیشتری نسبت به فضاهای شلوغ امروزی حاکم بود. این تفاوت ساختاری بر عمق روابط بین نویسنده و مخاطب تاثیر مستقیم می‌گذاشت.
۷. آیا روزنامه‌نگاری شهروندی در ایران واقعاً با وبلاگستان متولد شد؟
بله، زیرا وبلاگ‌ها برای نخستین بار به شهروندان عادی اجازه دادند بدون داشتن کارت خبرنگاری، اخبار محلی خود را گزارش کنند. این گزارش‌های بی‌واسطه در رویدادهای اجتماعی و بحران‌ها به منبع اول خبرگزاری‌های بزرگ تبدیل می‌شدند. این تمرکززدایی از قدرت رسانه، تعریف جدیدی از نظارت عمومی بر جامعه ارائه داد. به همین دلیل وبلاگستان پایه اصلی روزنامه‌نگاری نوین شهروندی در کشور است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

34 دیدگاه

  1. هنوز می نویسم
    اما در اینستاگرام
    ولی دورانی بود که همه بسیار می خواندیم و از پست های بلند نمی هراسیدیم
    هرچند من مینیمال نویس بودم
    یکبار هم به متنی از من أرجاع داده بودید و چقدر حال کردم
    و شهرت و حذابیتهایش
    و نگرانی از لو رفتن هویت واقعی
    دو دختر در تاکسی می گفتند که خواننده وبلاک من هستند و یکی به دیگری پز می داد که دوست من است در دنیای واقعی و من به این دوست ناشناخته خالی بند لبخند می زدم

  2. راهی نیست این متن وبلاگ هایی که یو تی اف بوده قابل خوندن بشه؟
    امشب این مطلب قدیمی وبلاگت رو دیدم و رفتم به سالهای دور که هنوز شوری بود و سروری

  3. سلام
    عالی بود ولی بی انصافی است نامی از اولین بانو وبلاگ نویس گلنار بانو نبرید . بانویی که در سکوت می نوشت . در حارچی و وبلاگ عمومی و انتظار و……… بقیه را یادم نمی آید. هرکسی کمک می خواست با جان و دل کمک می کرد و همیشه در محاق بود . هرجا که هست امیدوارم شاد باشد و دست خدا به همراهش

  4. سلام
    خیلی آشنا بود ولی هیلی ها رو جا انداختی… امیر حسابدار… دندانپزشک…علی پیروز…امیررضا…صنم خورشید خانم …

  5. سلام
    به نکات خوبی اشاره داشتی ولی بد نیست اشاره ی کنیم به این موضوع که وبلاگ نویسی در زمان خودش باعث ایجاد یه حرکت بین بچه های اون دوران شد بوجود اومدن نشریات الکترونیکی مثل کاپوچینو و یا حتی نشریات کاغذی مثل چلچراغ رو می شه نتیجه و حاصل جمع شدن بچه هایی اون دوران دونست بچه هایی که تو اون دوران وبلاگ می نوشتن و همین وبلاگ نویسی باعث ایجاد حلقه هایی شده که نتایج قابل توجهی در دوران خودش داشت.( چیزی که بشدت تو عصر ما کمیابه حلقه های فکری!)
    البته هنوز هم میشه اثرات این نزدیک شدن فکرها و آدمها رو دید، آدمایی که شاید اگه وبلاگ نبود هیچوقت همو نمی شناختن.
    بد نیست به وبلاگهای مثل خورشید خانم، آق بهمن، پینکفلویدیش،الپر، وب لاگ علی قدیمی و… نیز اشاره‌ای داشت.

  6. یه وبلاگ بود به نام «دندانپزشک» که رفت ژاپن واسه ادامه تحصیل….و کلی مطالب بکر راجع به فرهنگ ژاپنی و اون یارو عراقی که همکلاسی اش در ژاپن بود و گیر داده بود به این دوست وبلاگ نویس ما..
    اما وبلاگش را خودش بست…کسی ازش خبر داره؟

  7. هیچ وقت فکر نمی کردم وبلاگ هم برام تداعی نوستالژی بشه .من رو بردی به اون دوران به اولین جشن وبلاگ نویس ها که توش یه پرینتر برنده شدم
    از ۲۰۰۲ که اولیم وبلاگم رو زدم ۸ سال میگذره اسمش
    pishkesh.blogspot.com بود .الان رفتم دیدم فونتاش همه utf بوده الان نمیشه خوندش

  8. ممنون دکتر. خودم را با خودم آشنا کردی. عجب گردشی کردم ببنیم در چه احوال بودم و آیا هیچ گمان داشتم که هشت سال بعد من کجایم و فرناز و سینا و مانی کجایند. هودر کجاست … عجب این همه فقط بر ما چند نفر رفته . امیدوارم روزگار به علیرضا و فرانک بیش از گذشته خوش بگذرد و به همه ما وبلاگ نویسان فارسی زبان . دور باد از طلعتت، شب. دور باد از قامتت تب.

  9. سلام
    دکترجان!
    یک چندتایی را هم فراموش کردی. افکار پراکنده یک زن منسجم را که ندا حریری می نوشت. خورشی خانوم را. اسب آتش را. جارچی را. وبلاگ عمومی یادته؟

  10. نوستالژیک شد. من اولین بار توسط یکی از دوستان با وبلاگ و وبلاگ نویسی آشنا شدم. اون موقع تنوع قالب زیاد نبود و اون دوست عزیز خودش یه قالب هم برای وبلاگ نوشت.
    بعد از یه مدت نوشتن وبلاگهای پراکنده، از سال 82 پزشک78 رو نوشتم که اولها قرار بود وبلاگ اطلاع رسانی کلاس باشه، اما هنوز وبلاگ جا نیفتاده بود و تا مدتها بچه بهش می گفت سایت کلاس.

  11. اوه
    هر کدومش یه دنیا خاطره بود. مزه هر کدوم اومد زیر زبونم :)
    همه این ها و سیزیف، کارپه دیم، در برابر باد، دلتنگی های نقاش ….،
    مرسی دکتر جان

  12. از کارهای جالب و ابتکاری شما خیلی لذت می برم. حال و هوای این پست نوستالژیک خیلی عجیب بود. مثل تماشای یه آلبوم خانوادگی از عکسهای کودکی آدمهایی بزرگی که تو اطرافمون می بینیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]