20 نکته جالب در مورد سایت آمازون، بزرگترین سایت خردهفروشی دنیا

آمازون امروزه فراتر از یک فروشگاه اینترنتی ساده است و به عنوان شریان اصلی تجارت الکترونیک در جهان شناخته میشود. بررسی مسیر رشد این غول فناوری نشان میدهد که چگونه ایدههای جسورانه و گاه عجیب میتوانند ساختارهای سنتی بازار را دگرگون کنند. در این مقاله میخواهیم ببینیم چه رازهایی پشت پرده این شرکت چندملیتی نهفته است و چرا سبک مدیریتی آن تا این حد منحصربهفرد قلمداد میشود. آیا میدانستید که رفتارهای سازمانی آمازون و تصمیمات استراتژیک جف بزوس در ابتدای کار با انتقادهای شدیدی مواجه بود؟ با ما همراه باشید تا زوایای پنهان این امپراتوری عظیم را با هم مرور کنیم و نکات شگفتانگیزی را که کمتر کسی درباره آنها شنیده است بررسی نماییم.
فهرست مطالب
- ۱. نام اولیه آمازون: کادابرا
- ۲. دامنهای که هنوز به آمازون هدایت میشود
- ۳. میزهای کار ساخته شده از درهای کهنه
- ۴. قانون صندلی خالی در جلسات هیئت مدیره
- ۵. قانون معروف دو پیتزا برای تیمهای کاری
- ۶. نخستین کتاب فروخته شده در تاریخ آمازون
- ۷. اختراع و ثبت انحصاری خرید با یک کلیک
- ۸. فلسفه پنهان در طراحی لوگوی آمازون
- ۹. داستان شکلگیری سرویس ابری آمازون
- ۱۰. سیستم ذخیرهسازی نامنظم در انبارها
- ۱۱. خرید شرکت رباتیک کیوا سیستمز
- ۱۲. جایزه عجیب فقط انجامش بده در فرهنگ سازمانی
- ۱۳. ممنوعیت پاورپوینت و سنت مطالعه بیصدا
- ۱۴. خندههای معروف جف بزوس و جو سنگین کار
- ۱۵. برنامه پرداخت برای استعفا در آمازون
- ۱۶. نام رمز پروژه ساخت کیندل چیست؟
- ۱۷. ناوگان اختصاصی حمل و نقل هوایی و دریایی
- ۱۸. شکست بزرگ فایرفون و تولد دستیار صوتی الکسا
- ۱۹. مکانیکال تورک و استفاده از هوش انسانی
- ۲۰. فروشگاههای بدون صف خرید آمازون گو
۱. نام اولیه آمازون: کادابرا
جف بزوس در ابتدای تاسیس این شرکت در سال ۱۹۹۴ قصد داشت نام آن را کادابرا (Cadabra) بگذارد که برگرفته از ورد جادویی معروف بود. او میخواست نشان دهد که خرید کتاب و کالا از طریق اینترنت به سرعت و مثل جادو انجام میشود. با این حال وکیل بزوس به او هشدار داد که این نام از نظر تلفظی شباهت زیادی به واژه جسد (Cadaver) در زبان انگلیسی دارد و ممکن است در ذهن مشتریان تصویر ناخوشایندی ایجاد کند. پس از این مشاوره بود که بزوس تصمیم گرفت نام دیگری برای کسبوکار نوپای خود انتخاب کند که با حرف نخست الفبا آغاز شود تا در فهرستهای الفبایی موتورهای جستجوی اولیه در صدر قرار گیرد.
او سرانجام نام بزرگترین رودخانه جهان یعنی آمازون (Amazon) را برگزید زیرا قصد داشت بزرگترین کتابفروشی دنیا را تاسیس کند که مانند این رودخانه پهناور و بیرقیب باشد. انتخاب این نام نشاندهنده چشمانداز بلندپروازانه بزوس از همان روزهای نخستین کار در گاراژ خانهاش بود. امروزه این نام به نمادی از تنوع بیشمار کالاها و خدمات تبدیل شده و کمتر کسی به یاد میآورد که این غول فناوری ممکن بود با نامی شبیه به جسد وارد دنیای تجارت الکترونیک شود. این تغییر نام ساده یکی از مهمترین تصمیمات برندینگ در تاریخ فناوری به شمار میرود که مسیر پیشرفت شرکت را هموارتر کرد.
۲. دامنهای که هنوز به آمازون هدایت میشود
یکی از نکات جالب و کمتر شنیده شده درباره تاریخچه دیجیتال آمازون این است که جف بزوس پیش از نهایی کردن نام نهایی شرکت دامنههای متعددی را خریداری و ثبت کرده بود. یکی از این نامها ریلنتلس (Relentless.com) به معنای بیرحم یا خستگیناپذیر بود که بازتابدهنده ویژگیهای شخصیتی و کاری خود بزوس در دنیای تجارت است. دوستان و مشاوران او معتقد بودند که این نام بیش از حد خشن به نظر میرسد و حس خوبی به خریداران منتقل نمیکند اما بزوس به قدری به این واژه علاقه داشت که دامنه آن را برای همیشه حفظ کرد.
اگر همین امروز آدرس این دامنه قدیمی را در مرورگر اینترنت خود وارد کنید متوجه خواهید شد که مستقیماً به صفحه اصلی سایت آمازون هدایت میشوید. این دامنه قدیمی همچنان فعال نگه داشته شده تا یادآور فلسفه اولیه بزوس برای حضور بیرحمانه و تسلیمناپذیر در بازار رقابت جهانی باشد. این نوع اصرار بر حفظ نشانههای قدیمی نشان میدهد که چگونه بنیانگذار شرکت ارزش زیادی برای تاریخچه ذهنی خود قائل است و حتی در اوج موفقیت نیز ریشههای تصمیمگیری اولیه خود را فراموش نمیکند. این هدایت خودکار یکی از جذابترین اسرار فنی کوچک در ساختار وبسایت آمازون به شمار میرود.
۳. میزهای کار ساخته شده از درهای کهنه
در سالهای نخستین فعالیت آمازون زمانی که شرکت با محدودیتهای شدید مالی روبرو بود و هنوز سوددهی نداشت جف بزوس به دنبال راههایی برای کاهش هزینهها بود. او متوجه شد که خرید میزهای اداری آماده برای کارمندان هزینه سنگینی روی دست شرکت میگذارد و در نتیجه تصمیم گرفت روشی خلاقانه و بسیار ارزان پیدا کند. او به یک فروشگاه لوازم خانگی رفت و تعدادی در چوبی ساده و ارزانقیمت خرید و با اتصال پایههای فلزی به آنها میزهای کارمندان را ساخت. این میزهای دستساز به سرعت به بخشی از فرهنگ سازمانی آمازون تبدیل شدند و نمادی از صرفهجویی شدید در هزینهها شدند.
حتی امروزه که آمازون یکی از ثروتمندترین شرکتهای جهان است این سنت به طور کامل فراموش نشده و به عنوان نمادی از تفکر بهینه در طراحی دفاتر جدید استفاده میشود. شرکت به کارمندانی که بتوانند ایدههای خلاقانهای برای کاهش هزینهها و افزایش کارایی ارائه دهند نسخهای مینیاتوری از این میزهای چوبی هدیه میدهد. این داستان نشان میدهد که چگونه یک محدودیت مالی ساده در آغاز کار میتواند به یک نماد فرهنگی پایدار تبدیل شود و ارزش تمرکز بر مشتری به جای هزینههای لوکس اداری را به کارمندان جدید آموزش دهد.
۴. قانون صندلی خالی در جلسات هیئت مدیره
جف بزوس همواره بر این باور بوده است که مهمترین شخص در تمام تصمیمگیریهای شرکت مشتری است و نه مدیران ارشد یا سهامداران بزرگ. به همین دلیل او سنتی عجیب اما بسیار تاثیرگذار را در جلسات مهم تصمیمگیری آمازون پایهگذاری کرد که به قانون صندلی خالی معروف شد. او در اتاقهای کنفرانس یک صندلی را کاملاً خالی میگذاشت و به تمام حاضرین اعلام میکرد که این صندلی متعلق به مهمترین فرد یعنی مشتری است. این کار نمادین باعث میشد که مدیران در هنگام بحث درباره ویژگیهای جدید یا تغییرات ساختاری همواره رضایت مشتری را در اولویت قرار دهند.
این اقدام فیزیکی ساده به تدریج ذهنیت کارمندان را تغییر داد و آنها را مجبور کرد تا از زاویه دید خریدار به مسائل نگاه کنند. بزوس معتقد بود که بدون حضور ذهنی مشتری در اتاق تصمیمات به سمت راحتی کارمندان یا سود کوتاهمدت شرکت سوق پیدا میکند که این امر بقای بلندمدت آمازون را تهدید خواهد کرد. امروز نیز این رویکرد مشتریمداری افراطی به عنوان یکی از اصول اصلی هفدهگانه رهبری در آمازون تدریس میشود و به مدیران یادآوری میکند که تصمیمات بدون در نظر گرفتن منافع خریدار نهایی هیچ ارزشی در این سازمان ندارند.
۵. قانون معروف دو پیتزا برای تیمهای کاری
یکی از بزرگترین چالشهای شرکتهای بزرگ فناوری در سراسر دنیا بوروکراسی اداری و کاهش سرعت تصمیمگیری با افزایش تعداد کارکنان است. جف بزوس برای حل این مشکل فرمول ساده و کارآمدی به نام قانون دو پیتزا (Two-Pizza Team Rule) را در ساختار سازمانی آمازون معرفی کرد. بر اساس این قانون هیچ تیمی در آمازون نباید به قدری بزرگ باشد که نتوان اعضای آن را با دو عدد پیتزای بزرگ سیر کرد. این یعنی تعداد اعضای کارآمد یک گروه کاری معمولاً نباید از هشت الی ده نفر فراتر برود تا ارتباطات سادهتر باقی بماند.
بزوس معتقد بود که تیمهای کوچکتر چابکی بیشتری دارند و بهتر میتوانند پروژهها را به پیش ببرند بدون اینکه درگیر جلسات طولانی و هماهنگیهای پیچیده شوند. این ایده نوآورانه باعث شد که بخشهای مختلف آمازون مانند استارتآپهای کوچک و مستقل درون یک بدنه بزرگ عمل کنند و سرعت نوآوری در شرکت به شدت افزایش یابد. این ساختار منحصربهفرد مدیریت پروژه الگویی برای بسیاری از شرکتهای نوپای دره سیلیکون (Silicon Valley) شد و نشان داد که برای پیشبرد کارهای بزرگ نیازی به لشکری از کارمندان در یک جلسه واحد نیست.
۶. نخستین کتاب فروخته شده در تاریخ آمازون
در جولای سال ۱۹۹۵ زمانی که سایت آمازون به صورت آزمایشی راهاندازی شده بود نخستین سفارش خرید توسط یک مشتری واقعی ثبت شد. این کتاب علمی و تخصصی با عنوان مفاهیم سیال و قیاسهای خلاقانه (Fluid Concepts and Creative Analogies) نوشته داگلاس هافستادتر بود که درباره هوش مصنوعی و مدلسازی کامپیوتری بحث میکرد. خریدار این کتاب مردی به نام جان وینرایت بود که به عنوان دانشمند کامپیوتر فعالیت میکرد و هیچ رابطه فامیلی یا کاری با جف بزوس نداشت. این فروش ساده نقطه آغاز یک تحول بزرگ در صنعت خردهفروشی جهان بود که با یک کتاب کاملاً تخصصی کلید خورد.
ثبت این سفارش اول نشان داد که ایده فروشگاه آنلاین کتاب کارآمد است و خریداران آمادهاند بدون مراجعه حضوری به مغازهها کتابهای خود را سفارش دهند. امروزه یک ساختمان بزرگ در پردیس اداری آمازون در شهر سیاتل به افتخار اولین خریدار این شرکت ساختمان وینرایت نامگذاری شده است تا اهمیت این لحظه تاریخی حفظ شود. این داستان یادآور آن است که بزرگترین پروژههای جهانی نیز از یک تراکنش ساده و کوچک آغاز شدهاند و اعتماد اولین مشتریان پایه و اساس موفقیتهای بعدی را تشکیل داده است.
۷. اختراع و ثبت انحصاری خرید با یک کلیک
یکی از هوشمندانهترین ابداعات فنی آمازون در اواخر دهه نود میلادی ثبت پتنت یا حق اختراع دکمه خرید با یک کلیک (1-Click Buying) بود. در آن دوران فرآیند خرید آنلاین بسیار طولانی و خستهکننده بود و مشتری باید در هر بار خرید اطلاعات کارت اعتباری و آدرس خود را مجدداً وارد میکرد. آمازون با ذخیره امن این اطلاعات در اولین خرید به کاربران اجازه داد تا در خریدهای بعدی تنها با فشردن یک دکمه سفارش خود را نهایی کنند. این نوآوری ساده تجربه کاربری را به قدری جذاب کرد که نرخ انصراف از خرید به شکل چشمگیری کاهش یافت.
این فناوری به قدری ارزشمند بود که حتی شرکت بزرگی مانند اپل (Apple) برای استفاده از آن در فروشگاه آیتیونز خود مجبور شد مجوز رسمی از آمازون دریافت کند و مبالغ کلانی بابت آن بپردازد. انحصار این ثبت اختراع در سال ۲۰۱۷ به پایان رسید اما در طول دو دهه گذشته میلیاردها دلار سود مستقیم و غیرمستقیم برای آمازون به همراه داشت. این مورد نمونهای بارز از اهمیت ثبت داراییهای معنوی و طراحی رابط کاربری ساده در موفقیت تجاری شرکتهای اینترنتی است که استانداردهای جدیدی را برای کل صنعت تعریف کرد.
۸. فلسفه پنهان در طراحی لوگوی آمازون
لوگوی کنونی آمازون که در سال ۲۰۰۰ طراحی شد در ظاهر بسیار ساده به نظر میرسد اما شامل جزئیات هوشمندانهای است که پیام برند را منتقل میکنند. یک فلش زرد رنگ در زیر کلمه آمازون دیده میشود که از حرف A آغاز شده و نوک آن به حرف Z اشاره میکند. این طراحی نشاندهنده آن است که آمازون تمامی محصولات ممکن را از شیر مرغ تا جان آدمیزاد یا به عبارتی از الف تا ی در فروشگاه خود موجود دارد. این ویژگی بازتابدهنده تنوع نامحدود کالاها در این پلتفرم است که مشتری را از هر سایت دیگری بینیاز میسازد.
علاوه بر این انحنای این فلش زرد رنگ به گونهای طراحی شده است که شکل یک لبخند رضایتبخش را در ذهن بیننده تداعی کند. این لبخند نماد تجربه خرید خوشایند و رضایت مشتری است که هدف اصلی جف بزوس و تیم او بوده است. این لوگوی ساده توانسته است به خوبی دو ارزش اصلی شرکت یعنی تنوع بینظیر محصولات و تمرکز شدید بر رضایت مشتری را در یک تصویر مینیمال خلاصه کند. امروزه این نماد روی میلیونها جعبه مقوایی قهوهایرنگ آمازون در سراسر جهان چاپ میشود و فوراً توسط مردم شناسایی میگردد.
۹. داستان شکلگیری سرویس ابری آمازون
در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی آمازون برای مدیریت ترافیک سنگین وبسایت خود در فصلهای خرید ناچار شد زیرساختهای کامپیوتری عظیمی را ایجاد کند که در بیشتر ایام سال بدون استفاده باقی میماندند. مدیران فنی شرکت متوجه شدند که میتوانند این قدرت پردازشی و فضای ذخیرهسازی بلااستفاده را به سایر شرکتها و استارتآپها اجاره دهند. این ایده پایه و اساس شکلگیری خدمات وب آمازون یا همان ایدابلیواس (AWS) شد که امروزه بزرگترین ارائهدهنده خدمات ابری در جهان است. بسیاری از سایتهای بزرگ دنیا از جمله نتفلیکس روی این زیرساختها اجرا میشوند.
این بخش از شرکت به قدری رشد کرد که سود خالص حاصل از آن در بسیاری از دورهها بیشتر از بخش خردهفروشی کالا بوده است. ایدابلیواس نمونهای عالی از تبدیل یک هزینه جانبی و زیرساختی به یک موتور محرک اقتصادی بینظیر است که بازار فناوری اطلاعات را دگرگون کرد. این سرویس نشان میدهد که تفکر استراتژیک در آمازون محدود به فروش کالا نبوده و بهینهسازی منابع فنی میتواند بازارهای جدیدی را خلق کند. موفقیت این بخش نقش مهمی در تامین سرمایه لازم برای پروژههای پرخطر دیگر آمازون ایفا کرده است.
۱۰. سیستم ذخیرهسازی نامنظم در انبارها
اگر وارد یکی از انبارهای بزرگ آمازون شوید احتمالاً از دیدن نحوه چیدمان کالاها تعجب خواهید کرد زیرا هیچ نظم سنتی در آنجا دیده نمیشود. در این انبارها کتابها در کنار عروسکها و لوازم آشپزخانه در کنار وسایل الکترونیکی قرار دارند و خبری از دستهبندی موضوعی نیست. آمازون از روشی به نام سیستم ذخیرهسازی نامنظم (Chaotic Stowing) استفاده میکند که کاملاً متکی بر الگوریتمهای کامپیوتری و بارکدها است. در این روش هر کالای جدید در اولین فضای خالی موجود در قفسهها قرار میگیرد و موقعیت آن در سیستم ثبت میشود.
این روش به ظاهر آشفته در واقع راندمان کار را به شدت افزایش میدهد زیرا کارگران انبار برای پیدا کردن یا قرار دادن کالاها نیاز به طی کردن مسافتهای طولانی ندارند. سیستم هوشمند کامپیوتری کوتاهترین مسیر را برای جمعآوری سفارشهای مختلف به کارمندان نشان میدهد و احتمال بروز خطا در چیدمان را به حداقل میرساند. این شیوه انبارداری نوین نشاندهنده غلبه تفکر الگوریتمی بر روشهای سنتی دستهبندی فیزیکی است که سرعت پردازش سفارشها را در مقیاس جهانی به طرز چشمگیری بهبود بخشیده است.
۱۱. خرید شرکت رباتیک کیوا سیستمز
آمازون در سال ۲۰۱۲ با پرداخت ۷۷۵ میلیون دلار شرکت رباتیک کیوا سیستمز (Kiva Systems) را خریداری کرد که یکی از بزرگترین خریدهای تاریخ این شرکت تا آن زمان بود. هدف از این خرید اتوماسیون کامل انبارها و استفاده از رباتهای کوچک نارنجیرنگ برای جابجایی قفسههای سنگین کالا بود. قبل از این کارگران مجبور بودند کیلومترها در روز راه بروند تا کالاهای سفارش داده شده را پیدا کنند اما اکنون رباتها قفسهها را نزد کارگر میآورند. این تغییر تکنولوژیک زمان پردازش هر سفارش را از ساعتها به چند دقیقه کاهش داد.
استفاده از این رباتها ظرفیت ذخیرهسازی انبارها را تا ۵۰ درصد افزایش داد زیرا دیگر نیازی به ایجاد راهروهای عریض برای عبور انسان نبود و قفسهها میتوانستند فشردهتر چیده شوند. امروزه صدها هزار ربات در انبارهای آمازون در حال فعالیت هستند و با هماهنگی کامل کارها را پیش میبرند. این سرمایهگذاری زودهنگام در حوزه هوش مصنوعی و سختافزار نشان داد که آمازون چگونه با ترکیب فناوریهای نوین با تدارکات سنتی استانداردهای جدیدی را در صنعت زنجیره تامین تعریف کرده است.
۱۲. جایزه عجیب فقط انجامش بده در فرهنگ سازمانی
جف بزوس همواره کارمندانی را که شجاعت انجام کارهای جدید و ریسکپذیری را داشتند تحسین میکرد حتی اگر این تصمیمات در نهایت با شکست مواجه میشدند. برای ترویج این فرهنگ سازمانی آمازون جایزهای به نام فقط انجامش بده (Just Do It Award) تعریف کرد که به کارمندان خلاق اهدا میشد. این جایزه به کسانی تعلق میگرفت که بدون هماهنگیهای طولانی با مدیران ارشد ایده خوبی را به سرعت اجرا کرده و بهرهوری را افزایش داده بودند. جالب اینجاست که جایزه فیزیکی این عنوان یک لنگه کفش ورزشی کهنه و کارکرده بود که روی یک پایه چوبی نصب شده بود.
این جایزه عجیب نمادی از سرعت عمل و دوری از بوروکراسی اداری بود که به کارمندان یادآوری میکرد حرکت سریع بهتر از انتظار طولانی برای تایید است. بزوس معتقد بود که در دنیای اینترنت سرعت عمل اهمیت بسیار بیشتری نسبت به برنامهریزیهای بینقص و زمانبر دارد. این نوع پاداشهای غیررسمی و نمادین به شکلگیری یک هویت قوی در میان کارکنان کمک کرد و به آنها جسارت داد تا ایدههای نوآورانه خود را بدون ترس از قضاوت شدن یا مواخذه شدن در بدنه شرکت آزمایش کنند.
۱۳. ممنوعیت پاورپوینت و سنت مطالعه بیصدا
یکی از قوانین عجیب در جلسات مدیریتی آمازون ممنوعیت کامل استفاده از نرمافزار ارائه پاورپوینت (PowerPoint) است. جف بزوس اعتقاد داشت که اسلایدهای رنگارنگ و بولتپوینتها ابزارهای ضعیفی برای انتقال ایدههای عمیق هستند و معمولاً حقایق را پنهان میکنند. به جای آن ارائهدهندگان باید یک یادداشت ساختاریافته شش صفحهای (Narrative Memo) تهیه کنند که به صورت متنی و داستانگونه ایده یا پروژه پیشنهادی را تشریح کند. این کار نویسنده را مجبور میکند تا با دقت و تمرکز بالا روی تمام جزئیات طرح خود فکر کند.
در آغاز جلسات به مدت بیست الی سی دقیقه سکوت کامل برقرار میشود تا همه حاضرین این یادداشت شش صفحهای را به دقت بخوانند و یادداشتبرداری کنند. بزوس این زمان را مطالعه بیصدا مینامید و معتقد بود که این روش تضمین میکند همه افراد حاضر در جلسه پیش از شروع بحث اطلاعات کافی دارند. این سنت خاص باعث شده است که تصمیمگیریها در آمازون بسیار دقیقتر و بر پایه استدلالهای محکم نوشتاری انجام شود تا نمایشهای بصری جذاب اما بدون محتوا که در بسیاری از شرکتهای دیگر رایج است.
۱۴. خندههای معروف جف بزوس و جو سنگین کار
شخصیت جف بزوس یکی از عوامل اصلی شکلگیری فرهنگ کاری خاص و خشن در آمازون بوده است. او به داشتن خندههای بسیار بلند، ناگهانی و پر سر و صدا معروف است که گاهی در محیطهای اداری طنینانداز میشد و کارمندان را شگفتزده میکرد. با این حال پشت این خندهها مدیری بسیار سختگیر و بیرحم قرار داشت که تحمل کمترین بیدقتی یا تنبلی را از سوی نیروهای خود نداشت. داستانهای زیادی درباره برخوردهای تند او با مدیرانی که آمادگی کافی در جلسات نداشتند در کتابهای تاریخچه آمازون نقل شده است.
بزوس گاهی با جملات گزنده کارمندان را به چالش میکشید تا آنها را مجبور به ارائه بهترین عملکرد ممکن کند. این سبک مدیریتی تهاجمی باعث شد که آمازون به عنوان یکی از پرفشارترین محیطهای کاری در صنعت فناوری شناخته شود که در آن خستگی مفرط کارمندان امری رایج است. با وجود انتقادات فراوان به این سبک مدیریتی طرفداران بزوس معتقدند که همین سختگیریها باعث شده است شرکت بتواند استانداردهای بالایی را در ارائه خدمات به مشتریان در سراسر جهان حفظ کند و رقبا را پشت سر بگذارد.
۱۵. برنامه پرداخت برای استعفا در آمازون
یکی از برنامههای عجیب منابع انسانی در آمازون طرحی به نام پرداخت برای استعفا (Pay to Quit) است که سالی یکبار به کارمندان انبارها ارائه میشود. بر اساس این طرح به کارکنانی که تمایل به ترک شرکت دارند مبلغی تا سقف پنج هزار دلار پرداخت میشود تا داوطلبانه استعفا دهند. این پیشنهاد در ابتدا دو هزار دلار است و سالانه هزار دلار به آن اضافه میشود تا حداکثر به پنج هزار دلار برسد. هدف از این کار شناسایی و حذف افرادی است که انگیزه کافی برای کار در آمازون ندارند.
مدیریت آمازون معتقد است کارمندی که با دریافت این مبلغ ترجیح میدهد شرکت را ترک کند از ابتدا تعهد کافی به اهداف سازمان نداشته است. حضور نیروهای بیانگیزه در درازمدت هزینههای بیشتری نسبت به این پرداختهای نقدی به همراه خواهد داشت و بازدهی کل مجموعه را کاهش میدهد. این رویکرد سرد و کاملاً محاسبهگرانه نشان میدهد که آمازون چگونه از ابزارهای مالی برای تصفیه مستمر نیروی کار خود و حفظ بهرهوری بالا استفاده میکند و احساسات شخصی را از تصمیمات سازمانی جدا میسازد.
نام رمز پروژه ساخت کیندل چیست؟
در اواسط دهه ۲۰۰۰ میلادی جف بزوس متوجه شد که کتابهای الکترونیکی آینده صنعت نشر را تغییر خواهند داد و آمازون باید پیش از دیگران وارد این بازار شود. او پروژهای کاملاً محرمانه را برای طراحی یک دستگاه کتابخوان الکترونیکی آغاز کرد که نام رمز آن را فیونا (Fiona) گذاشتند. این نام از شخصیت کتابی نوشته نیل استفنسون الهام گرفته شده بود که در آن از یک دستگاه هوشمند برای آموزش کودکان استفاده میشد. تیم مهندسی آمازون سالها در خفا روی این پروژه کار کرد تا محصولی با صفحه نمایش جوهر الکترونیکی بسازد.
سرانجام در سال ۲۰۰۷ این دستگاه با نام تجاری کیندل (Kindle) به بازار معرفی شد و تمام نسخههای اولیه آن در عرض چند ساعت به فروش رفت. کیندل روش خرید و خواندن کتاب را در سراسر دنیا برای همیشه تغییر داد و جایگاه آمازون را به عنوان یک نوآور سختافزاری تثبیت کرد. این پروژه نشان داد که چگونه بزوس آماده است حتی کسبوکار اصلی خود یعنی فروش کتابهای کاغذی را به خطر بیندازد تا تکنولوژی جدیدتری را جایگزین کند که این استراتژی ریسکپذیر بقای بلندمدت شرکت را تضمین کرد.
۱۷. ناوگان اختصاصی حمل و نقل هوایی و دریایی
آمازون برای کاهش وابستگی خود به شرکتهای پستی بزرگ مانند فدکس (FedEx) و یوپیاس تصمیم گرفت شبکه لجستیک اختصاصی خود را تاسیس کند. این تصمیم منجر به راهاندازی سرویس حمل و نقل هوایی آمازون با نام پرایم ایر (Amazon Prime Air) شد که شامل دهها هواپیمای باربری اختصاصی است. علاوه بر این شرکت شروع به خرید و اجاره کشتیهای باری اقیانوسپیما کرد تا کالاهای تولید شده در آسیا را مستقیماً به انبارهای خود در آمریکا و اروپا منتقل کند.
این کنترل کامل بر زنجیره تامین به آمازون اجازه داد تا سرعت ارسال کالاها را به ویژه برای اعضای سرویس پرایم به شدت افزایش دهد. امروزه آمازون یک غول ترابری تمامعیار است که میتواند کالاها را در کمتر از یک روز به دست مشتریان برساند بدون اینکه نگران تاخیرهای شرکتهای ثالث باشد. این استراتژی پرهزینه اما حیاتی نشاندهنده چشمانداز بلندمدت شرکت برای تسلط کامل بر تمام مراحل خرید از لحظه کلیک تا تحویل کالا درب منزل مشتری است.
۱۸. شکست بزرگ فایرفون و تولد دستیار صوتی الکسا
همه پروژههای آمازون با موفقیت همراه نبودهاند و یکی از بزرگترین شکستهای تجاری این شرکت عرضه گوشی هوشمند فایرفون (Fire Phone) در سال ۲۰۱۴ بود. این گوشی با وجود ویژگیهای نوآورانه مانند صفحه نمایش سهبعدی به دلیل قیمت بالا و عدم دسترسی به اپلیکیشنهای گوگل با استقبال بسیار سردی مواجه شد. آمازون مجبور شد صدها میلیون دلار خسارت بابت گوشیهای فروشنرفته ثبت کند و تولید آن را متوقف سازد. با این حال این شکست سنگین یک دستاورد بسیار ارزشمند به همراه داشت که آینده شرکت را تغییر داد.
تیم مهندسی که روی بخش تشخیص صدا و حسگرهای فایرفون کار میکرد از تجربیات خود برای توسعه یک بلندگوی هوشمند خانگی استفاده کرد. این پروژه منجر به تولد اسپیکر هوشمند اکو (Echo) و دستیار صوتی هوشمند الکسا (Alexa) شد که به سرعت بازاری جدید را در سراسر جهان ایجاد کرد. این چرخش موفقیتآمیز نشان میدهد که چگونه آمازون شکستها را به عنوان فرصتهای یادگیری میپذیرد و کدهای توسعهیافته در یک پروژه ناموفق را برای خلق محصولی انقلابی دیگر به کار میگیرد.
۱۹. مکانیکال تورک و استفاده از هوش انسانی
در سال ۲۰۰۵ آمازون پلتفرمی به نام مکانیکال تورک (Amazon Mechanical Turk) را راهاندازی کرد که نام آن از یک دستگاه شطرنجباز خودکار قدیمی الهام گرفته شده بود. در آن دستگاه قدیمی یک شطرنجباز انسان در داخل جعبه پنهان شده بود و مهرهها را حرکت میداد در حالی که تماشاگران فکر میکردند ماشین در حال بازی است. پلتفرم آنلاین آمازون نیز دقیقاً همین ایده را پیاده کرد؛ کارهایی که کامپیوترها هنوز در انجام آنها ضعیف بودند به انسانها واگذار میشد تا انجام دهند.
کاربران در این سایت میتوانند کارهای کوچکی مانند شناسایی تصاویر، رونویسی فایلهای صوتی یا دستهبندی دادهها را در ازای دریافت مبالغی ناچیز انجام دهند. این سیستم به شرکتها اجازه میدهد تا از نیروی کار توزیعشده جهانی برای انجام کارهایی استفاده کنند که نیاز به درک انسانی دارند. مکانیکال تورک نمونهای جالب از ترکیب هوش انسانی و سیستمهای توزیع کار دیجیتال است که نشان میدهد حتی در عصر الگوریتمهای پیشرفته نیز وجود ذهن انسان برای تکمیل وظایف فنی ضروری است.
۲۰. فروشگاههای بدون صف خرید آمازون گو
یکی از هیجانانگیزترین نوآوریهای فیزیکی آمازون در سالهای اخیر معرفی فروشگاههای زنجیرهای آمازون گو (Amazon Go) بوده است. در این فروشگاهها هیچ صندوقدار یا صف خریدی وجود ندارد و مشتریان تنها با اسکن اپلیکیشن مخصوص در بدو ورود وارد مغازه میشوند. آنها کالاهای مورد نیاز خود را از قفسهها برمیدارند و مستقیماً از فروشگاه خارج میشوند بدون اینکه نیازی به پرداخت حضوری پول داشته باشند.
سیستمی پیچیده از دوربینهای سقفی، حسگرهای وزن روی قفسهها و الگوریتمهای هوش مصنوعی تشخیص میدهند که مشتری چه کالایی را برداشته یا سر جایش گذاشته است. هزینه خرید پس از خروج مشتری به طور خودکار از حساب آمازون او کسر میشود و رسید دیجیتالی برای او ارسال میگردد. این تکنولوژی که با نام فقط برو بیرون (Just Walk Out) شناخته میشود آینده خردهفروشی فیزیکی را به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه آمازون مرزهای بین خرید آنلاین و آفلاین را به طور کامل از بین برده است.
جمعبندی نهایی
داستان شکلگیری و توسعه آمازون نشاندهنده قدرت تفکر بلندمدت، نوآوری مستمر و مشتریمداری بیرحمانه در دنیای مدرن است. این شرکت با هدایت جف بزوس توانست از یک کتابفروشی کوچک اینترنتی در یک گاراژ ساده به بزرگترین امپراتوری خردهفروشی و خدمات ابری جهان تبدیل شود. راز این موفقیت در شجاعت پذیرش شکستها، بهینهسازی مداوم فرآیندها و استفاده هوشمندانه از فناوریهای نوین نهفته است. آمازون با به چالش کشیدن روشهای سنتی کار و سرمایهگذاری روی ایدههای جسورانه، نهتنها شیوه خرید کردن ما را تغییر داد، بلکه استانداردهای جدیدی برای مدیریت سازمانهای بزرگ در عصر دیجیتال تعریف کرد.





عالی است من میتونم ایمیل مالک امازون رو داشته باشم خیلی وقته دنبالشم
سلام دوستان ، من میخوام تو سایت آمازون اصلی-نه ایرانی- کتاب منتشر کنم. میشه منو راهنمایی کنید چطور شروع کنم؟ ممنون میشم
سلام
عالی بود ممنون از وب سایت خوبتون
جالب بود.بیشتر از همه راجع به میز.
به نظرم علت شکست خیلی از شرکتها هزینه تراشی غیر ضروری در ابتدای کار است.
با تشکر از زحمات شما: متاسفانه بنظر من هیچ مطلب جالبی در این متن نبود.
خداکنه روزی بشه تا ما هم از این سایت خریداری کنیم. من که همش توو سایتشم و دارم افسوس میخوررم :)
نکات واقع جالب توجهی بود.متشکرم
خوشبختانه چندی است که به طور رسمی کتاب های فارسی ناشران داخلی نیز می توانند با همان نام و شابک به طور مستقیم توسط این شرکت در کشورهای مختلف دنیا بازاریابی منتشر و فروخته شوند.
سلام خوب بود
vaghan khob bod
عالی عالی عالی
خیلی ممنون از اطلاعاتتون
chili ali bod dame ton garm
از شما ممنونمااطلاعات خوبی بود
salam che jori mishe az sayt amazon vkharid konim lotfan hame tozihato kamel bedid ke az koja bayad berimo nbe koja mamnon
سلام
استاد1تحقیق درباره سایت آمازون دادwooooooooooooowواقعاجالب بود
khili khub khob bud matalebetun,mamnooooon
خیلی ممنون مقاله جالبی بود.
بسیار ممنونم
سلام، واقعا جالب بود
خیلی جالب بود! کف کردم!
فکر می کردم نکته جالب توجه این شرکت فقط آرم و نوع محصولات اون باشه که همه چی توش هست! اما نکته های مهم تری هم بود . مرسی .
ممنون آقتی علی رضا از ترجمه
موفق باشید