۱۱ نویسنده مشهوری که بارها طعم تلخ رد شدن را چشیدند اما تسلیم نشدند

آیا در وجود خود استعداد و نیرویی می‌بینید که به آن ایمان قلبی داشته باشید؟ بسیاری از ما در مسیر زندگی با بی‌توجهی، بی‌اعتنایی و حتی تمسخر دیگران در قبال توانایی‌هایمان روبرو می‌شویم. واقعیت این است که در دنیای پر از رقابت امروز، داشتن قریحه و استعداد به تنهایی کافی نیست و نیروی محرکه اصلی، سماجت ذهنی و سرسختی در مواجهه با شکست‌ها است. در این نوشته قصد داریم با بررسی تجربیات یازده نویسنده بزرگ جهان نشان دهیم که چگونه تداوم کار، صیقل خوردن در تکاپو و اصلاح مسیر می‌تواند یک اثر طردشده را به شاهکاری ماندگار تبدیل کند.

فهرست مطالب

💡مختصر و مفید

موفقیت در عرصه‌های خلاقانه بیش از آنکه به استعداد ذاتی وابسته باشد، به شاخص روان‌شناختی سرسختی یا همان اراده پولادین ارتباط دارد. بررسی تاریخ ادبیات نشان می‌دهد که بسیاری از شاهکارهای جهان از سد ده‌ها رد صلاحیت علمی و تجاری عبور کرده‌اند تا به چاپ برسند. ناشران و ارزیاب‌ها به دلیل سوگیری‌های شناختی و ترس از ریسک مالی، معمولا از پذیرش آثار نوآورانه سر باز می‌زنند. بنابراین، تنها راه بقای یک ایده خلاقانه، تکرار تلاش، بازخوردگیری مستمر و اصرار بر ارائه مجدد آن به بازارهای جدید است. در نهایت، سماجت یک مهارت شناختی قابل تقویت است که مرز میان شکست‌خوردگان بااستعداد و برندگان ماندگار را تعیین می‌کند.

روان‌شناسی پایداری و عصب‌پژوهی سماجت در مسیر خلاقیت

روان‌شناسان در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده‌اند که هوش و استعداد تنها بخش کوچکی از فرمول موفقیت را تشکیل می‌دهند. پژوهش‌های حوزه عصب‌پژوهی نشان می‌دهند که مغز انسان در مواجهه با طرد اجتماعی یا رد شدن ایده‌ها، سیگنال‌هایی شبیه به درد فیزیکی تولید می‌کند که در ناحیه قشر کمربندی قدامی پردازش می‌شود. کسانی که می‌توانند بر این واکنش طبیعی غلبه کنند و به مسیر خود ادامه دهند، از انعطاف‌پذیری عصبی بالاتری برخوردار هستند. این افراد یاد می‌گیرند که شکست را نه به عنوان یک بن‌بست هویتی، بلکه به عنوان یک داده بازخوردی ارزشمند برای بهبود عملکرد خود تفسیر کنند.

علاوه بر این، مفهوم سرسختی روان‌شناختی که به تعهد بلندمدت برای رسیدن به اهداف چالش‌برانگیز اشاره دارد، کلید اصلی دوام آوردن در صنایع خلاق است. نویسندگان و هنرمندان بزرگ با تکیه بر این ویژگی، سیستم پاداش مغز خود را بازنویسی می‌کنند تا به جای وابستگی به تاییدهای فوری بیرونی، از خود فرآیند خلق اثر و بهبود مستمر آن لذت ببرند. این پایداری ذهنی به مرور زمان مسیرهای عصبی جدیدی را در قشر پیش‌پیشانی تقویت می‌کند که مسئول برنامه‌ریزی، کنترل تکانه و مدیریت استرس هستند و فرد را در برابر ناملایمات کاری بیمه می‌کنند.

مادلین لنگل و کتاب چینشی در زمان

مادلین لنگل (Madeleine L’Engle) نویسنده بسیار پرکاری بود؛ او در طول ۸۸ سال زندگی خود بیش از ۶۰ رمان، کتاب شعر و شرح‌ حال نوشت. کتاب معروف او با عنوان «چینشی در زمان» که ماجرای ناپدید شدن پدر دانشمند یک دختر جوان را روایت می‌کند، در سال ۱۹۶۲ موفق به دریافت جایزه معتبر نیوبری شد. اما جالب است بدانید که او پیش از انتشار این اثر ماندگار، دست‌نویس خود را برای ارزیابی به ۲۹ ناشر مختلف ارائه کرده بود و تمامی آن‌ها اثر او را فاقد ارزش چاپ و سرمایه‌گذاری دانسته بودند!

طرح جلد رمان علمی تخیلی چینشی در زمان اثر مادلین لنگلتصویر پرتره مادلین لنگل نویسنده کتاب کودکان و نوجوانان

کلایو استیپلز لوئیس خالق سرگذشت نارنیا

این نویسنده نامدار ایرلندی پیش از پذیرفته شدن نخستین اثرش، بارها طعم تلخ سرخوردگی و رد شدن را چشید. منظور از این دفعات، چند ده بار ساده نیست؛ بلکه او دقیقا ۸۰۰ بار با پاسخ منفی از سوی ناشران مواجه شد! کتاب‌های تألیفی کلایو استیپلز لوئیس (C. S. Lewis) البته طیف بسیار گسترده‌ای را شامل می‌شوند و هرگز به ادبیات کودک و نوجوان محدود نبوده‌اند؛ او در زمینه‌های پیچیده‌ای چون الهیات مسیحی، ادبیات قرون وسطا و دوران رنسانس نیز آثار ارزشمندی به نگارش درآورده است.

پرتره کلایو استیپلز لوئیس نویسنده سرگذشت نارنیا روی جلد مجله تایم

مارگارت میچل و شاهکار بر باد رفته

بسیار شگفت‌انگیز است که رمان بی‌نظیر و مشهور «بر باد رفته» اثر مارگارت میچل (Margaret Mitchell) که کمتر کسی در دنیا وجود دارد که کتاب آن را نخوانده یا اقتباس سینمایی درخشانش را تماشا نکرده باشد، پیش از آنکه رنگ چاپ را به خود ببیند، ۲۵ بار توسط ناشران مختلف رد شده بود. این امر نشان می‌دهد که حتی عامه‌پسندترین و پرفروش‌ترین شاهکارهای دراماتیک تاریخ نیز در ابتدا با بی‌مهری شدید ارزیاب‌های ادبی روبرو بوده‌اند.

پوستر فیلم و جلد کتاب رمان بر باد رفته نوشته مارگارت میچل

ذن و هنر نگهداری از موتور سیکلت

این کتاب ماندگار را رابرت ام پیرسیگ (Robert M. Pirsig) به رشته تحریر درآورده است. در ظاهر، با رمانی ساده روبرو هستیم که سفر هفده‌روزه دو زوج (یک زن و شوهر به همراه یک پدر و پسر) را در جاده‌های چند ایالت آمریکا روایت می‌کند؛ اما کتاب در دل این بستر ساده، مفاهیم عمیق فلسفی را بررسی می‌کند. این اثر در سال ۱۹۷۴ منتشر شد و تاکنون بیش از پنج میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیده است، در حالی که پیش از چاپ، ۱۲۱ بار توسط ناشران رد شده بود!

تصویر رابرت ام پیرسیگ نویسنده کتاب فلسفی ذن و هنر نگهداری از موتور سیکلت

جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

خواندن ماجرای کتاب «جاناتان مرغ دریایی» اثر ریچارد باخ (Richard Bach) و قرار گرفتن آن در میان آثار طردشده، انسان را عمیقا نگران می‌کند؛ زیرا این فکر به ذهن خطور می‌کند که شاید شاهکارهای بی‌شمار دیگری نیز در طول تاریخ وجود داشته‌اند که به دلیل دلسردی نویسندگانشان، هرگز از تاریکی کشوها و انباری‌ها خارج نشده‌اند. جاناتان یک مرغ دریایی جوان است که تمایلی به گذران زندگی روزمره و دعوا بر سر غذا ندارد و تلاش می‌کند محدودیت‌های پروازی خود را بشکند تا به کمال واقعی برسد.

طرح روی جلد کتاب جاناتان مرغ دریایی نوشته ریچارد باخ

لوئیس لامور و داستان‌های وسترن

لوئیس لامور (Louis L’Amour) که به خاطر نوشتن رمان‌های پرکشش وسترن و فیلم‌های متعددی که بر اساس داستان‌های او در هالیوود ساخته شد به شهرت جهانی رسید، مسیر سختی را پیمود. او پیش از آنکه بتواند اولین موفقیت جدی خود را در بازار نشر تجربه کند و نگاه‌ها را به سوی خود جلب کند، طعم تلخ ۲۰۰ بار ناکامی و رد شدن پیاپی آثارش را چشیده بود.

پرتره سیاه و سفید لوئیس لامور نویسنده رمانهای وسترن آمریکایی

رودیارد کیپلینگ و طعنه تند منتقدان

«متأسفیم آقای کیپلینگ، اما شما واقعا نمی‌دانید چگونه از زبان انگلیسی استفاده کنید!» این جمله عجیب، پاسخی بود که رودیارد کیپلینگ (Rudyard Kipling) در سال ۱۸۸۹ از سوی مسئولان نشریه سان‌فرانسیسکو اگزمینر دریافت کرد. با این حال، ۱۹ سال بعد در شرایطی که او ۴۳ ساله بود، آکادمی نوبل جایزه ادبی خود را به خاطر قدرت مشاهده بالا و تخیل بی‌نظیر به او اهدا کرد و دانشگاه‌های معتبری چون آکسفورد و کمبریج به او دکترای افتخاری دادند.

عکس رودیارد کیپلینگ خالق کتاب پسر جنگل و برنده جایزه نوبل ادبیات

اسکات فیتزجرالد و کاراکتر گتسبی بزرگ

یکی از جالب‌ترین و مضحک‌ترین نظرات منتقدان ادبی در مورد کتاب مشهور «گتسبی بزرگ» رخ داد. در آن دوران، یک ارزیاب ادبی برجسته به اف. اسکات فیتزجرالد (F. Scott Fitzgerald) گفته بود که کتاب او اثر بسیار فاخر و ارزشمندی خواهد شد، به شرطی که کاراکتر محوری یعنی جی گتسبی را به کلی از داستان حذف کند! این نظر نشان می‌دهد که منتقدان گاهی تا چه اندازه از درک هسته اصلی خلاقیت یک اثر عاجز بوده‌اند.

طرح جلد هنری رمان گتسبی بزرگ اثر اسکات فیتزجرالد

دکتر زیوس و هراس ناشران از نوآوری

دکتر زیوس (Dr. Seuss) نویسنده و تصویرگر بی‌نظیر ادبیات کودک جهان، کتاب معروفی دارد با عنوان «فکرش را بکن این چیزها را در خیابان مالبری دیدم». این اثر خلاقانه در ابتدا به دلیل تفاوت‌های ساختاری عمیق با دیگر آثار موجود در بازار و ترس شدید ناشران از عدم استقبال و شکست مالی، به دفعات زیادی رد شد و مورد پذیرش قرار نگرفت.

تصویر کتاب کودک فکرش را بکن این چیزها را در خیابان مالبری دیدم اثر دکتر زیوس

مزرعه حیوانات جورج اورول و بهانه‌های عجیب

حتی شاهکار سیاسی و نمادین جورج اورول (George Orwell) یعنی رمان «مزرعه حیوانات» نیز از گزند قضاوت‌های نادرست ناشران در امان نماند. این کتاب ارزشمند در ابتدا توسط یک ناشر بزرگ آمریکایی با این استدلال غیرمنطقی و عجیب رد شد که: «فروش داستان‌هایی که شخصیت‌های اصلی آن‌ها حیوانات هستند در بازار ایالات متحده آمریکا کاملا غیرممکن است!»

طرح جلد رمان سیاسی و نمادین مزرعه حیوانات اثر جورج اورول

دفترچه خاطرات آنه فرانک و قضاوت‌های اولیه

آنه فرانک (Anne Frank) دختر نوجوان یهودی بود که پس از مرگش در اردوگاه‌های کار اجباری، به واسطه چاپ یادداشت‌های روزانه‌اش شهرتی جهانی یافت. این خاطرات سندی تاریخی از دوران پنهان شدن خانواده او در زمان اشغال هلند توسط نازی‌ها است. زمانی که این دست‌نویس گران‌بها برای اولین بار توسط یک ارزیاب خوانده شد، او با بی‌تفاوتی اعلام کرد که این دفترچه به جز ارضای حس کنجکاوی در مورد زندگی خصوصی یک خانواده، هیچ ارزش ادبی دیگری ندارد.

تصویر چهره آنه فرانک نویسنده دفترچه خاطرات روزانه

مکانیزم‌های دفاعی ذهن خلاق در برابر انتقادهای بیرونی

هنگامی که یک هنرمند یا نویسنده با پاسخ منفی روبرو می‌شود، اولین واکنش طبیعی ذهن او فعال کردن مکانیزم‌های دفاعی شناختی است. در روان‌شناسی پویایی، این موضوع مطرح می‌شود که افراد خلاق باید مرز مشخصی میان هویت فردی خود و اثر تولیدشده‌شان ایجاد کنند. اگر این تفکیک به درستی انجام نشود، هرگونه رد شدن اثر به عنوان طرد شخصیتی تعبیر شده و منجر به توقف فعالیت خلاقانه خواهد شد. افرادی که در این مسیر دوام می‌آورند، معمولا از استراتژی ارزیابی مجدد شناختی استفاده می‌کنند و انتقادها را به چشم فرصتی برای ارتقای ساختار کار خود می‌بینند.

پژوهش‌های رفتاری نشان می‌دهند که اصرار بر ادامه مسیر پس از شکست‌های پیاپی، نیازمند تقویت یک مکانیزم خودتنظیمی در مغز است که به فرد اجازه می‌دهد تمرکز خود را بر اهداف بلندمدت حفظ کند. این فرآیند مستلزم مهار موقت احساسات منفی ناشی از شکست و تمرکز بر جزئیات فنی کارآمد است. نویسندگانی که موفق به چاپ آثار خود شده‌اند، به جای پناه بردن به ناامیدی، به بازخوانی مکرر و ویرایش متن پرداخته و فرضیات اولیه خود را درباره سلیقه مخاطب به چالش کشیده‌اند که این امر در نهایت منجر به خلق اثری پخته‌تر شده است.

ریشه‌ها و دلایل خطای شناختی ناشران و ارزیاب‌های ادبی

سیستم ارزیابی سنتی در صنعت نشر همواره با سوگیری‌های شناختی متعددی مواجه بوده است که مانع از تشخیص استعدادهای واقعی می‌شود. ناشران به عنوان بنگاه‌های اقتصادی، تمایل دارند ریسک‌های مالی خود را به حداقل برسانند و به همین دلیل، آثاری را ترجیح می‌دهند که فرمول‌های موفقیت گذشته را تکرار کنند. این محافظه‌کاری شدید باعث می‌شود که طرح‌های داستانی نوآورانه یا سبک‌های نگارشی نامتعارف در اولین مراحل غربالگری حذف شوند، زیرا ارزیاب‌ها معیاری برای پیش‌بینی دقیق رفتار بازار در مواجهه با یک پدیده کاملا جدید ندارند.

علاوه بر جنبه‌های اقتصادی، پدیده هم‌نوایی اجتماعی نیز در تصمیم‌گیری‌های سردبیران نقش پررنگی دارد. بسیاری از ارزیاب‌های ادبی تحت تاثیر جریان‌های فکری حاکم بر محافل فرهنگی زمان خود قرار دارند و آثاری را که خارج از این چارچوب‌های تعریف‌شده باشند، فاقد ارزش هنری تلقی می‌کنند. تاریخ ادبیات نشان داده است که شاهکارهای بزرگ دقیقا به این دلیل رد شده‌اند که از زمانه خود جلوتر بوده‌اند و الگوهای رایج نگارش را به چالش کشیده‌اند، امری که در ابتدا توسط ذهن‌های سنتی به عنوان ضعف ساختاری تفسیر شده است.

پارادایم جدید نشر در عصر دیجیتال و عبور از دروازه‌بانان سنتی

امروزه با گسترش ابزارهای دیجیتال و پلتفرم‌های انتشار مستقیم، انحصار ناشران سنتی در تعیین سرنوشت آثار ادبی تا حد زیادی از بین رفته است. نویسندگان معاصر دیگر مجبور نیستند پشت درهای بسته دفاتر نشر منتظر تایید بمانند؛ بلکه می‌توانند با استفاده از روش‌های خودانتشاری و کتاب‌های الکترونیکی، آثار خود را مستقیما به مخاطبان عرضه کنند. این مدل جدید اجازه می‌دهد که ارزش واقعی یک نوشته توسط جامعه خوانندگان و بر اساس جذابیت واقعی متن تعیین شود، نه بر مبنای تصمیمات سلیقه‌ای چند ارزیاب خسته در اتاق‌های فکر سنتی.

علاوه بر این، شبکه‌های اجتماعی و جوامع آنلاین کتاب‌خوانی بستری بی‌نظیر برای برقراری ارتباط بدون واسطه میان نویسنده و مخاطب ایجاد کرده‌اند. این ارتباط مستقیم به پدیدآورندگان اجازه می‌دهد تا بازخوردهای واقعی را در سریع‌ترین زمان ممکن دریافت کنند و با اصلاح مستمر قلم خود، جامعه‌ای از حامیان وفادار بسازند. در این دنیای جدید، سماجت دیگر تنها به معنای ارسال بی‌پایان نامه‌ها به ناشران نیست، بلکه به معنای تلاش برای یادگیری ابزارهای نوین توزیع محتوا و مدیریت برند شخصی در فضای وب است.

جمع‌بندی نهایی

بررسی داستان زندگی و مسیر حرفه‌ای یازده نویسنده بزرگ جهان نشان می‌دهد که مرز باریک میان گمنامی و جاودانگی، اراده راسخ و تسلیم‌ناپذیری در برابر قضاوت‌های نادرست است. استعداد بدون پشتکار و پایداری ذهنی، جرقه‌ای است که در اولین توفان انتقادها خاموش می‌شود. تاریخ ادبیات به ما یادآوری می‌کند که تصمیم‌گیرندگان بازار هنر همواره عاری از خطا نیستند و بهترین داور برای هر اثر خلاقانه، گذر زمان و قضاوت مخاطبان نهایی است. بنابراین، اگر به توانایی خود باور دارید، هر پاسخ منفی را پله‌ای برای بازنگری و صیقل دادن ایده خود بدانید و هرگز از تلاش برای ارائه آن دست برندارید.

سوالات متداول

۱. چرا کتاب‌های خلاقانه بیشتر از سایر آثار توسط ناشران رد می‌شوند؟
کتاب‌های خلاقانه و پیشرو به این دلیل رد می‌شوند که از الگوهای تکراری و کلیشه‌های رایج بازار پیروی نمی‌کنند. ناشران ترجیح می‌دهند سرمایه خود را روی آثاری با فرمول‌های اثبات‌شده قرار دهند تا ریسک مالی خود را به حداقل برسانند. این رویکرد محافظه‌کارانه باعث می‌شود آثار نوآورانه در بررسی‌های اولیه فاقد جذابیت تجاری ارزیابی شوند. با این حال، تاریخ ثابت کرده است که همین آثار متفاوت در نهایت به پرفروش‌ترین‌ها تبدیل می‌شوند.
۲. مفهوم روان‌شناختی «Grit» یا سرسختی چگونه به کمک نویسندگان می‌آید؟
مفهوم سرسختی به معنای ترکیب اشتیاق سوزان و پایداری بلندمدت برای رسیدن به اهداف بسیار چالش‌برانگیز است. این ویژگی روان‌شناختی به نویسندگان کمک می‌کند تا در مواجهه با ده‌ها پاسخ منفی، انگیزه درونی خود را حفظ کنند. افرادی که از این شاخص بهره می‌برند، شکست‌ها را فرصتی برای اصلاح اثر خود می‌بینند و ناامید نمی‌شوند. در نهایت، این ویژگی مانع از رها کردن پروژه‌های خلاقانه در نیمه راه می‌شود.
۳. آیا خودانتشاری در دنیای امروز جایگزین مناسبی برای ناشران سنتی است؟
بله، خودانتشاری به نویسندگان اجازه می‌دهد تا بدون نیاز به تایید ارزیاب‌های سنتی، اثر خود را مستقیما به دست مخاطبان برسانند. این روش به ویژه برای آثار نامتعارف که ناشران ریسک چاپ آن‌ها را نمی‌پذیرند بسیار کارآمد است. با این حال، موفقیت در این مسیر نیازمند تلاش مضاعف برای بازاریابی شخصی و ارتباط با مخاطبان است. در نهایت، کیفیت محتوا و جذابیت آن برای خواننده، موفقیت نهایی کتاب را تضمین می‌کند.
۴. چگونه می‌توان تفاوت میان لجاجت بیهوده و سماجت سازنده را تشخیص داد؟
سماجت سازنده همواره با انعطاف‌پذیری و تمایل به یادگیری و اصلاح مداوم همراه است. نویسنده سمج بازخوردها را تحلیل کرده و تلاش می‌کند تا جنبه‌های فنی و هنری کار خود را ارتقا دهد. در مقابل، لجاجت بیهوده اصرار بر تکرار یک اشتباه بدون توجه به نقدها و عدم تمایل به تغییر است. تشخیص این تفاوت در گرو داشتن نگاهی بی‌طرفانه به کیفیت واقعی اثر تولیدشده است.
۵. چه عواملی باعث می‌شوند که یک منتقد ادبی دچار خطای قضاوت شود؟
منتقدان ادبی معمولا تحت تاثیر جریان‌های فکری حاکم بر عصر خود و سلیقه شخصی‌شان قرار دارند. آن‌ها ممکن است آثاری را که خارج از چارچوب‌های پذیرفته‌شده سبک‌شناختی هستند، ضعیف قلمداد کنند. همچنین، حجم بالای آثار ارسالی می‌تواند دقت ارزیابی آن‌ها را در زمان‌های شلوغ کاری به شدت کاهش دهد. به همین دلیل، تاریخ ادبیات مملو از قضاوت‌های نادرستی است که بعدها توسط مردم رد شده‌اند.
۶. چگونه رد شدن‌های پیاپی بر سیستم عصبی و تمرکز نویسنده اثر می‌گذارد؟
شنیدن پاسخ منفی مداوم باعث ترشح هورمون‌های استرس مانند کورتیزول شده و احساس طردشدگی ایجاد می‌کند. این وضعیت می‌تواند تمرکز ذهن بر فعالیت‌های خلاقانه را مختل کرده و فرد را به سمت ناامیدی سوق دهد. نویسندگان موفق یاد می‌گیرند که با تمرینات ذهنی، این فشارهای روانی را مدیریت کرده و انرژی حاصل از آن را به نوشتن خلاقانه‌تر هدایت کنند. پایداری در این شرایط به مرور زمان سیستم تاب‌آوری مغز را به شدت قوی‌تر می‌کند.
۷. آیا شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به کشف استعدادهای ادبی نوظهور کمک کنند؟
بله، پلتفرم‌های اجتماعی امروزه به عنوان یک فضای غربالگری اولیه و توزیع بدون واسطه عمل می‌کنند. نویسندگان جوان می‌توانند بخش‌هایی از کارهای خود را به اشتراک بگذارند و مستقیما با مخاطبان بالقوه خود ارتباط بگیرند. این فضا امکان ارزیابی سریع استقبال عمومی را فراهم کرده و به ایجاد پایگاه هواداران اولیه کمک می‌کند. در نهایت، همین استقبال مردمی می‌تواند توجه ناشران بزرگ را به اثر جلب کند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

18 دیدگاه

  1. با سلام
    این مقاله شما رو که داشتم می خوندم شماره ۵ منو یاد یه فیلم مستند گونه به همین نام انداخت اگه اشتباه نکنم. من این کتابو نخوندم ولی با اون توضیح مختصری که گفتید اون فیلمو برام تداعی کرد که تا اونجایی که یادمه دو مرغ دریایی راویان داستان فیلم بودند به هر حال فیلم خیلی زیبایی بود.
    در ضمن اگه یه ترجمه خوب از این کتاب سراغ دارید لطفا بگید

  2. در مورد شماره نه
    تلفظ درست نامش سوس هست.
    حداقل در کشورهای انگلیسی زبان اینطور خوانده می‌شود. که کتاب‌ها هم در آمریکا و به انگلیسی نوشته شده. البته ظاهراً به عنوان یک نام که ریشه‌ی اروپایی دارد تلفظ‌های دیگری هم دارد ولی در هر حال به این شکل مشهور است.
    سوس

  3. البته آن فرانک اعتراف کرد که خاطراتش دروغی و ساختگی بوده . می تونید در این مورد جستجو کنید در گوگل .

  4. بله نگرانیتون به جاست چون یکی از این شاهکارهایی که حتی بیش از ده ناشر ایرانی زحمت خوندنش رو هم نکشیدن و فقط اول سراغ پول چاپ رو میگیرن الان داره گوشه کمد من خاک میخوره! اما بنده عقب نمیشینم!
    پست جالبی بود کلی بهم امید داد مقسی!

  5. زمانی که جوان کتلین رولینگ کتابش رو به انتشارات بلومزبری میده ، از طرف انتشارات بهش میگن ممکنه کتابی که نویسندش زن باشه فروش نره بهتره اسمت رو به صورت مخفف بنویسی !! از اونجا میشه جی کی رولینگ (خالق هری پاتر)!!
    ( البته این کامنت هیچ ربطی به این پست نداشت :دی )

  6. اینا چطور ناشر هایی هستند که کتاب نارنیا و جاناتان رو این همه بار منتشر نکردند؟
    در ضمن عالی بود دکتر فیض بردیم

  7. فیلسوف هاهم اکثرا این اتفاق براشون افتاده.از جمله کانت . نیچه و ویتگنشتاین.این آخری کلا قید چاپ کتاب پنجاه شصت صفحه ایش رو میزنه ولی بعدا که چاپ میشه باعث میشه جهت فلسفه قرن بیستم بطور کلی تغییر کنه.و علم از پرگویی ها و ادعاهای بیجای خودش دست بکشه و بفهمه اصولا در حد درک مسائل مهم نیست.

  8. مطلب جالبی بود، ولی تایتل و پیش ضمینه پُست فکر دیگه ای رو تو ذهن من آورد،
    فک نمیکردم همش در مورد آثار ادبی و کتاب باشه…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]