کسی که لوگوی اصلی توییتر را طراحی کرد و تنها حدود 3 دلار برایش پول گرفت!

آشنایی با داستان‌های پشت پرده برندهای بزرگ نه تنها دانش‌افزا و سرگرم‌کننده است، بلکه می‌تواند دیدگاه ما را نسبت به ارزش هنر و شانس در دنیای تجارت تغییر دهد. در این مطلب برآنیم که ماجرای عجیب سیمون آکسلی (Simon Oxley) را بررسی کنیم، مردی که با چند کلیک ساده، نمادهایی ساخت که میلیاردها بار در روز دیده می‌شدند. آیا واقعا ممکن است لوگوی یکی از تاثیرگذارترین شبکه‌های اجتماعی تاریخ فقط با قیمت یک ساندویچ خریداری شده باشد؟ چرا توییتر (Twitter) در نهایت مجبور شد پرنده محبوبش را تغییر دهد و این طراح گمنام چه نقش دیگری در شکل‌گیری هویت بصری دنیای کدنویسی داشته است؟

سیمون آکسلی؛ هنرمندی در سایه

سیمون آکسلی یک بریتانیایی مقیم آکسفورد است، همسری ژاپنی و دو پسر دارد، اگر به خانه او بروید تنها چیزی که می‌تواند ربط او را با دنیای استارت‌آپ‌ها نشان بدهد، پرنده‌هایی است که به دیوار نصب شده‌اند.

07-10-2013 05-57-24 PM

آکسلی سال‌ها به عنوان یک طراح فریلنسر (Freelancer) در پلتفرم‌های مختلف فعالیت می‌کرد. او سبک خاص خود را در ساده‌سازی فرم‌های پیچیده طبیعت داشت که در آن زمان بسیار پیشرو محسوب می‌شد. زندگی او در سکوت و آرامش می‌گذشت در حالی که آثارش در حال تسخیر اینترنت بودند. او هیچ‌گاه به دنبال جنجال‌های تبلیغاتی نرفت و ترجیح داد هنر خود را از طریق سایت‌های استوک (Stock) به اشتراک بگذارد.

خرید ارزان‌قیمت بنیان‌گذاران توییتر

07-10-2013 05-57-09 PM

این پرنده‌ها، پرنده‌هایی خاص هستند: پرنده اصلی لوگوی توییتر، زمانی که در سال 2006 این سرویس شروع به کار کرد. در واقع همین آقای آکسلی بود که این لوگو را طراحی کرد. اما او این لوگو را اختصاصا برای توییتر طراحی نکرده بوده، او این طرح را در سایت iStockphoto قرار داده بود، مؤسسان توییتر زمانی که دنبال لوگو می‌گشتند در این سایت جستجو کرده بودند و این لوگو را پسندیده بودند و تنها برایش سه -چهار دلار پول پرداخته بودند! آکسلی حتی روحش هم خبر نداشت که یک استارت‌آپ کوچک در سانفرانسیسکو از کار او استفاده کرده است. اوه‌ها بعد متوجه شد که این پرنده لاجوردی به نماد آزادی بیان در قرن بیست و یکم تبدیل شده است. این معامله یکی از سودآورترین خرید‌های تاریخ برندینگ برای جک دورسی (Jack Dorsey) و تیمش بود.

چرا پرنده اصلی توییتر پر کشید؟

داستان حقوقی پشت این لوگو بسیار پیچیده و آموزنده است. طبق قوانین سایت‌های تصاویر استوک، شرکت‌ها حق ندارند از این تصاویر به عنوان نشان تجاری رسمی (Trademark) استفاده کنند. این یک محدودیت قانونی برای جلوگیری از انحصار طلبی بر روی آثاری است که به صورت عمومی فروخته می‌شوند. زمانی که توییتر به یک غول تکنولوژی تبدیل شد، وکلای شرکت متوجه این ریسک بزرگ شدند. آن‌ها نمی‌توانستند سندی مالکیت قطعی بر روی طرحی داشته باشند که هر کسی می‌توانست با ۳ دلار آن را بخرد.

به همین دلیل توییتر مجبور شد در چندین مرحله لوگوی خود را بازطراحی کند. نسخه اولیه آکسلی دارای چشم‌هایی کشیده و ظاهری فانتزی‌تر بود. این نسخه برای شروع عالی بود اما برای یک شرکت عمومی در تالار بورس کافی به نظر نمی‌رسید. مدیریت برند تصمیم گرفت هویتی منحصر به فرد ایجاد کند که متعلق به خودش باشد. آن‌ها با حفظ ایده پرنده، به سراغ طراحی‌های اختصاصی رفتند.

ظهور لاریمر و تغییرات ساختاری

07-10-2013 05-57-38 PM

پرنده جدید را شخص به نام دوگ بومن (Douglas Bowman) طراحی کرده است. این نسخه جدید که بر اساس دایره‌های طلایی طراحی شده بود، به «لری پرنده» (Larry the Bird) مشهور شد. نام‌گذاری آن به احترام لری برد، بسکتبالیست مشهور تیم بوستون سلتیکس انجام شده بود. بومن تمام جزئیات اضافی مانند کاکل و پاها را حذف کرد تا به مینیمالیسم (Minimalism) مطلق برسد. این پرنده جدید دیگر محصول یک سایت استوک نبود و تمام حقوق آن به توییتر تعلق داشت. با این حال، روح کار آکسلی همچنان در رگ‌های این برند جریان داشت.

اختاپوس گربه‌نما؛ شاهکار دیگر آکسلی

07-10-2013 05-57-47 PM

اما آکسلی طراحی‌های جالب دیگری برای شرکت‌های نوپای دیگر هم دارد، مثلا این گربه را ببینید که روی پاهای شبیه، پاهای یک هشت‌پا ایستاده است. این لوگوی GitHub است. جالب است که آکسلی این طرح را هم فقط در 30 دقیقه زد! این موجود عجیب که اکتوکات (Octocat) نامیده می‌شود، اکنون محبوب‌ترین نماد در دنیای برنامه‌نویسان است. آکسلی این طرح را هم در ابتدا به عنوان یک کاراکتر آزاد برای فروش گذاشته بود. گیت‌هاب با دیدن این موجود، پتانسیل بالای آن را برای ایجاد یک فرهنگ وفاداری (Community) درک کرد. امروزه هزاران نسخه مختلف از این اکتوکات توسط توسعه‌دهندگان سراسر جهان بازآفرینی شده است.

روانشناسی طراحی در ۳۰ دقیقه

چرا کارهای آکسلی با وجود زمان کم طراحی، اینقدر موفق هستند؟ پاسخ در توانایی او برای انتقال حس صمیمیت و سادگی نهفته است. در دنیای پیچیده تکنولوژی، کاربران به دنبال نمادهایی هستند که انسانی و دوستانه به نظر برسند. پرنده توییتر و اکتوکات گیت‌هاب هر دو دارای ویژگی‌های آنتروپومورفیک (Anthropomorphic) یا انسان‌انگاری هستند. آکسلی به خوبی می‌دانست که چگونه با چند خط ساده، شخصیتی خلق کند که در ذهن ماندگار شود.

او معتقد است که تفکر بیش از حد روی یک طرح می‌تواند روح آن را بکشد. سرعت عمل او باعث می‌شد که طرح‌ها خالص و بدون آلایش باقی بمانند. این رویکرد در روانشناسی طراحی به عنوان جریان (Flow) شناخته می‌شود که در آن هنرمند بدون قضاوت، ایده را روی کاغذ می‌آورد. جالب اینجاست که شرکت‌های بزرگ میلیون‌ها دلار هزینه می‌کنند تا به همان سادگی برسند که آکسلی در نیم ساعت به آن دست یافته بود. آثار او ثابت کردند که ارزش یک ایده به زمان صرف شده برای آن نیست، بلکه به اثرگذاری آن بر مخاطب بستگی دارد.

از صفحات خطا تا شهرت جهانی

07-10-2013 06-02-21 PM

توییتر هم بعد از آن از بعضی از طراحی‌های او برای صفحات ارور استفاده کرد. البته آن صفحه ارور مشهور نهنگ و پرنده‌ها، کار آکسلی نیست. او روباتی بدون دست و همچنین بستنی‌ای در حال صحبت با کرم طراحی کرده بود که توییتر از همین‌ها برای صفحات ارور در یک بازه زمانی استفاده می‌کرد. دیدن این طرح‌ها توسط میلیون‌ها نفر در زمان قطع شدن سایت، نام آکسلی را بر سر زبان‌ها انداخت. رسانه‌هایی مانند Wired به سراغ او رفتند تا راز این پرنده ارزان‌قیمت را کشف کنند. او ناگهان به قهرمان طراحان فریلنسر تبدیل شد که با کمترین امکانات، بزرگترین تاثیر را گذاشته بودند.

تضاد مالی؛ اجاره‌نشینی در اوج شهرت

آقای آکسلی الان اجاره‌نشین است، اما خودش می‌گوید که به زودی خانه‌ای خواهد خرید. این تضاد عجیبی است که کسی که نماد یک شرکت چند میلیارد دلاری را خلق کرده، سهمی از آن ثروت عظیم نداشته باشد. او هیچ سهامی از توییتر یا گیت‌هاب دریافت نکرد و تنها به همان چند دلار اولیه بسنده کرد. اما آکسلی فردی قانع است و از اینکه هنرش در جهان دیده می‌شود لذت می‌برد. او شهرت به دست آمده را سرمایه‌ای برای پروژه‌های آینده‌اش می‌بیند.

بسیاری این وضعیت را ناعادلانه می‌دانند، اما در دنیای کپی‌رایت (Copyright)، قوانین بسیار صریح هستند. آکسلی با قرار دادن کارش در یک سایت استوک، حق ادعای بعدی را از خود سلب کرده بود. با این حال، شهرت او باعث شد سفارش‌های مستقیم بسیار گران‌قیمتی از شرکت‌های بزرگ دریافت کند. او از این راه توانست وضعیت مالی خود را بهبود ببخشد و به خرید خانه نزدیک شود. این داستان نشان می‌دهد که گاهی شهرت و اعتبار، بسیار ارزشمندتر از دستمزد نقدی اولیه است.

تأثیرگذاری فرهنگی و بازتاب در رسانه‌ها

07-10-2013 05-57-57 PM

آکسلی بعد از تحویل طراحی، به ندرت اخبار مرتبط با شرکت‌های نوپا و سرنوشت‌ طراحی‌هایش را دنبال می‌کند، با این همه از اینکه بعضی از طراحان بعد از مشهور شدن لوگوهایش، نسخه متفاوت از شخصیت‌های لوگوهایش درست می‌کنند و به نوعی با آنها شوخی می‌کنند، خشنود می‌شود. مثلا در اینجا همان گربه را می‌بینید که توسط کامرون مک‌آفی، به شکل برادران ماریو درآمده است. این تعاملات فرهنگی نشان‌دهنده زنده بودن یک طرح است. وقتی جامعه شروع به بازسازی یک کاراکتر می‌کند، یعنی آن طرح به بخشی از فولکلور (Folklore) دیجیتال تبدیل شده است.

میراث آکسلی در عصر ایکس (X)

07-10-2013 06-00-43 PM

در سال‌های اخیر رقبای کاری او در iStock زیاد شده‌اند و آکسلی دیگر نمی‌تواند با درآمد به دست آمده از این سایت گذران زندگی کند. با خرید توییتر توسط ایلان ماسک (Elon Musk) و تغییر نام برند به «ایکس»، دوران پرنده آکسلی رسماً به پایان رسید. اما یاد و خاطره آن پرنده لاجوردی همیشه به عنوان نماد دوران طلایی وب ۲ باقی خواهد ماند. میراث آکسلی در سادگی و بی‌آلایشی است که در دنیای خشن برندینگ امروزی کمتر یافت می‌شود.

سوالات متداول هوشمند (Smart FAQ)

۱. آیا سیمون آکسلی هنوز هم برای توییتر طراحی می‌کند؟
خیر، همکاری او با توییتر سال‌ها پیش به پایان رسیده است. پس از اینکه توییتر لوگوی اختصاصی خود را ثبت کرد، دیگر نیازی به طرح‌های استوک آکسلی نداشت. او اکنون به عنوان یک طراح مستقل بر روی پروژه‌های شخصی و سفارش‌های جدید تمرکز دارد. دنیای طراحی مدرن مسیر متفاوتی را نسبت به سبک اولیه او در پیش گرفته است.
۲. نام پرنده اصلی توییتر در زمان طراحی توسط آکسلی چه بود؟
در زمان طراحی اولیه، این پرنده نام خاصی نداشت و فقط یک تصویر در سایت آی‌استوک‌فتو بود. بعدها که توییتر آن را خرید، نام لری را برایش انتخاب کردند که اشاره‌ای به لری برد داشت. آکسلی خودش هیچ اسمی برای این پرنده زیبا در نظر نگرفته بود. او صرفاً به دنبال خلق یک فرم بصری جذاب برای فروش در پلتفرم‌های عمومی بود.
۳. آیا آکسلی از اینکه پول کمی بابت لوگوی توییتر گرفت ناراحت است؟
او در مصاحبه‌های متعدد اعلام کرده که هیچ حسرتی بابت این موضوع ندارد. آکسلی معتقد است که دیده شدن کارش توسط میلیاردها انسان، پاداشی بزرگتر از پول بوده است. او از اینکه توانسته در شکل‌گیری تاریخ اینترنت نقش داشته باشد، احساس افتخار می‌کند. این روحیه قناعت‌بخش او باعث شده تا همچنان با انگیزه به خلاقیت ادامه دهد.
۴. آیا طرح اکتوکات گیت‌هاب هم به همان قیمت ارزان فروخته شد؟
بله، گیت‌هاب نیز در ابتدا این طرح را از یک سایت استوک با قیمت بسیار پایینی خریداری کرد. تفاوت در این بود که گیت‌هاب بعداً حق امتیاز کامل آن را از آکسلی خرید. این کار به آن‌ها اجازه داد تا اکتوکات را به عنوان نشان تجاری رسمی خود ثبت کنند. آکسلی از این معامله نسبت به توییتر، سود مستقیم بیشتری به دست آورد.
۵. چرا توییتر تحت مدیریت ایلان ماسک لوگوی پرنده را حذف کرد؟
ایلان ماسک قصد داشت توییتر را به یک سوپراپلیکیشن به نام ایکس تبدیل کند که شامل خدمات مالی هم باشد. او معتقد بود که برند پرنده دیگر با اهداف جدید و جاه‌طلبانه شرکت همخوانی ندارد. تغییر برند به ایکس، تلاشی برای بریدن از گذشته و شروع یک عصر جدید بود. با این حرکت، یکی از شناخته‌شده‌ترین لوگوهای جهان از صحنه روزگار محو شد.
۶. آیا سبک طراحی آکسلی همچنان در دنیای مدرن طرفدار دارد؟
بله، بسیاری از طراحان نوپا هنوز از سادگی و جسارت کارهای او الهام می‌گیرند. سبک او که ترکیبی از هنر ژاپنی و مینیمالیسم غربی است، هنوز هم جذابیت دارد. گرچه ترندهای طراحی به سمت سه بعدی شدن رفته‌اند، اما سادگی همیشه جایگاه خود را دارد. آکسلی ثابت کرد که یک طرح خوب، تاریخ انقضا ندارد و همیشه تازه می‌ماند.
۷. آکسلی اکنون روی چه پروژه‌هایی کار می‌کند؟
او به طراحی کاراکترهای مختلف برای کتاب‌های کودکان و استارت‌آپ‌های کوچک ادامه می‌دهد. او همچنین در پلتفرم‌های فروش طرح‌های دیجیتال (NFT) فعالیت‌های پراکنده‌ای داشته است. تمرکز اصلی او بر حفظ استقلال هنری و دوری از ساختارهای پیچیده شرکتی است. او همچنان در استودیوی خانگی خود در آکسفورد به خلق موجودات عجیب و دوست‌داشتنی مشغول است.

جمع‌بندی نهایی

داستان سیمون آکسلی، یادآور این حقیقت است که در عصر دیجیتال، مرز بین یک اثر آماتور و یک نماد جهانی به باریکی یک کلیک است. او با طراحی‌های سریع و ارزان‌قیمت خود، نشان داد که نبوغ لزوماً در گرو بودجه‌های میلیاردی نیست. اگرچه او از ثروت عظیم توییتر و گیت‌هاب سهمی نبرد، اما نامش به عنوان خالق «لری» و «اکتوکات» در تاریخ تکنولوژی حک شد. آکسلی به ما می‌آموزد که ارزش هنر در اثرگذاری آن است، نه لزوماً در برچسب قیمتی که بر آن می‌زنیم. در جهانی که برندها به سرعت تغییر می‌کنند، سادگی کارهای او همچنان یک الگوی الهام‌بخش باقی خواهد ماند.

8 دیدگاه

  1. من مطالب شما رو هر روز پیگیری می کنم و باید بگم بی نهایت پست های جالب و بکری می ذارید هر پستی چیزی برای یادگرفتن و تعریف کردن برای دیگران داره، وبسایت شما به دردبخور ترین و بامحتواترین وبسایتی هست که من می شناسم و ازش استفاده می کنم و لذت می برم، مشخصه برای هر مطلب کلی وقت می ذارید تا مطالبتون به روز و بکر باشه … خواستم ازتون تشکر کنم امیدوارم هیچ وقت نوشتن رو کنار نذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]