کسی که لوگوی اصلی توییتر را طراحی کرد و تنها حدود 3 دلار برایش پول گرفت!

آشنایی با داستانهای پشت پرده برندهای بزرگ نه تنها دانشافزا و سرگرمکننده است، بلکه میتواند دیدگاه ما را نسبت به ارزش هنر و شانس در دنیای تجارت تغییر دهد. در این مطلب برآنیم که ماجرای عجیب سیمون آکسلی (Simon Oxley) را بررسی کنیم، مردی که با چند کلیک ساده، نمادهایی ساخت که میلیاردها بار در روز دیده میشدند. آیا واقعا ممکن است لوگوی یکی از تاثیرگذارترین شبکههای اجتماعی تاریخ فقط با قیمت یک ساندویچ خریداری شده باشد؟ چرا توییتر (Twitter) در نهایت مجبور شد پرنده محبوبش را تغییر دهد و این طراح گمنام چه نقش دیگری در شکلگیری هویت بصری دنیای کدنویسی داشته است؟
فهرست مطالب
- سیمون آکسلی؛ هنرمندی در سایه
- خرید ارزانقیمت بنیانگذاران توییتر
- چرا پرنده اصلی توییتر پر کشید؟
- ظهور لاریمر و تغییرات ساختاری
- اختاپوس گربهنما؛ شاهکار دیگر آکسلی
- روانشناسی طراحی در ۳۰ دقیقه
- از صفحات خطا تا شهرت جهانی
- تضاد مالی؛ اجارهنشینی در اوج شهرت
- تأثیرگذاری فرهنگی و بازتاب در رسانهها
- میراث آکسلی در عصر ایکس (X)
سیمون آکسلی؛ هنرمندی در سایه
سیمون آکسلی یک بریتانیایی مقیم آکسفورد است، همسری ژاپنی و دو پسر دارد، اگر به خانه او بروید تنها چیزی که میتواند ربط او را با دنیای استارتآپها نشان بدهد، پرندههایی است که به دیوار نصب شدهاند.

آکسلی سالها به عنوان یک طراح فریلنسر (Freelancer) در پلتفرمهای مختلف فعالیت میکرد. او سبک خاص خود را در سادهسازی فرمهای پیچیده طبیعت داشت که در آن زمان بسیار پیشرو محسوب میشد. زندگی او در سکوت و آرامش میگذشت در حالی که آثارش در حال تسخیر اینترنت بودند. او هیچگاه به دنبال جنجالهای تبلیغاتی نرفت و ترجیح داد هنر خود را از طریق سایتهای استوک (Stock) به اشتراک بگذارد.
خرید ارزانقیمت بنیانگذاران توییتر

این پرندهها، پرندههایی خاص هستند: پرنده اصلی لوگوی توییتر، زمانی که در سال 2006 این سرویس شروع به کار کرد. در واقع همین آقای آکسلی بود که این لوگو را طراحی کرد. اما او این لوگو را اختصاصا برای توییتر طراحی نکرده بوده، او این طرح را در سایت iStockphoto قرار داده بود، مؤسسان توییتر زمانی که دنبال لوگو میگشتند در این سایت جستجو کرده بودند و این لوگو را پسندیده بودند و تنها برایش سه -چهار دلار پول پرداخته بودند! آکسلی حتی روحش هم خبر نداشت که یک استارتآپ کوچک در سانفرانسیسکو از کار او استفاده کرده است. اوهها بعد متوجه شد که این پرنده لاجوردی به نماد آزادی بیان در قرن بیست و یکم تبدیل شده است. این معامله یکی از سودآورترین خریدهای تاریخ برندینگ برای جک دورسی (Jack Dorsey) و تیمش بود.
چرا پرنده اصلی توییتر پر کشید؟
داستان حقوقی پشت این لوگو بسیار پیچیده و آموزنده است. طبق قوانین سایتهای تصاویر استوک، شرکتها حق ندارند از این تصاویر به عنوان نشان تجاری رسمی (Trademark) استفاده کنند. این یک محدودیت قانونی برای جلوگیری از انحصار طلبی بر روی آثاری است که به صورت عمومی فروخته میشوند. زمانی که توییتر به یک غول تکنولوژی تبدیل شد، وکلای شرکت متوجه این ریسک بزرگ شدند. آنها نمیتوانستند سندی مالکیت قطعی بر روی طرحی داشته باشند که هر کسی میتوانست با ۳ دلار آن را بخرد.
به همین دلیل توییتر مجبور شد در چندین مرحله لوگوی خود را بازطراحی کند. نسخه اولیه آکسلی دارای چشمهایی کشیده و ظاهری فانتزیتر بود. این نسخه برای شروع عالی بود اما برای یک شرکت عمومی در تالار بورس کافی به نظر نمیرسید. مدیریت برند تصمیم گرفت هویتی منحصر به فرد ایجاد کند که متعلق به خودش باشد. آنها با حفظ ایده پرنده، به سراغ طراحیهای اختصاصی رفتند.
ظهور لاریمر و تغییرات ساختاری

پرنده جدید را شخص به نام دوگ بومن (Douglas Bowman) طراحی کرده است. این نسخه جدید که بر اساس دایرههای طلایی طراحی شده بود، به «لری پرنده» (Larry the Bird) مشهور شد. نامگذاری آن به احترام لری برد، بسکتبالیست مشهور تیم بوستون سلتیکس انجام شده بود. بومن تمام جزئیات اضافی مانند کاکل و پاها را حذف کرد تا به مینیمالیسم (Minimalism) مطلق برسد. این پرنده جدید دیگر محصول یک سایت استوک نبود و تمام حقوق آن به توییتر تعلق داشت. با این حال، روح کار آکسلی همچنان در رگهای این برند جریان داشت.
اختاپوس گربهنما؛ شاهکار دیگر آکسلی

اما آکسلی طراحیهای جالب دیگری برای شرکتهای نوپای دیگر هم دارد، مثلا این گربه را ببینید که روی پاهای شبیه، پاهای یک هشتپا ایستاده است. این لوگوی GitHub است. جالب است که آکسلی این طرح را هم فقط در 30 دقیقه زد! این موجود عجیب که اکتوکات (Octocat) نامیده میشود، اکنون محبوبترین نماد در دنیای برنامهنویسان است. آکسلی این طرح را هم در ابتدا به عنوان یک کاراکتر آزاد برای فروش گذاشته بود. گیتهاب با دیدن این موجود، پتانسیل بالای آن را برای ایجاد یک فرهنگ وفاداری (Community) درک کرد. امروزه هزاران نسخه مختلف از این اکتوکات توسط توسعهدهندگان سراسر جهان بازآفرینی شده است.
روانشناسی طراحی در ۳۰ دقیقه
چرا کارهای آکسلی با وجود زمان کم طراحی، اینقدر موفق هستند؟ پاسخ در توانایی او برای انتقال حس صمیمیت و سادگی نهفته است. در دنیای پیچیده تکنولوژی، کاربران به دنبال نمادهایی هستند که انسانی و دوستانه به نظر برسند. پرنده توییتر و اکتوکات گیتهاب هر دو دارای ویژگیهای آنتروپومورفیک (Anthropomorphic) یا انسانانگاری هستند. آکسلی به خوبی میدانست که چگونه با چند خط ساده، شخصیتی خلق کند که در ذهن ماندگار شود.
او معتقد است که تفکر بیش از حد روی یک طرح میتواند روح آن را بکشد. سرعت عمل او باعث میشد که طرحها خالص و بدون آلایش باقی بمانند. این رویکرد در روانشناسی طراحی به عنوان جریان (Flow) شناخته میشود که در آن هنرمند بدون قضاوت، ایده را روی کاغذ میآورد. جالب اینجاست که شرکتهای بزرگ میلیونها دلار هزینه میکنند تا به همان سادگی برسند که آکسلی در نیم ساعت به آن دست یافته بود. آثار او ثابت کردند که ارزش یک ایده به زمان صرف شده برای آن نیست، بلکه به اثرگذاری آن بر مخاطب بستگی دارد.
از صفحات خطا تا شهرت جهانی

توییتر هم بعد از آن از بعضی از طراحیهای او برای صفحات ارور استفاده کرد. البته آن صفحه ارور مشهور نهنگ و پرندهها، کار آکسلی نیست. او روباتی بدون دست و همچنین بستنیای در حال صحبت با کرم طراحی کرده بود که توییتر از همینها برای صفحات ارور در یک بازه زمانی استفاده میکرد. دیدن این طرحها توسط میلیونها نفر در زمان قطع شدن سایت، نام آکسلی را بر سر زبانها انداخت. رسانههایی مانند Wired به سراغ او رفتند تا راز این پرنده ارزانقیمت را کشف کنند. او ناگهان به قهرمان طراحان فریلنسر تبدیل شد که با کمترین امکانات، بزرگترین تاثیر را گذاشته بودند.
تضاد مالی؛ اجارهنشینی در اوج شهرت
آقای آکسلی الان اجارهنشین است، اما خودش میگوید که به زودی خانهای خواهد خرید. این تضاد عجیبی است که کسی که نماد یک شرکت چند میلیارد دلاری را خلق کرده، سهمی از آن ثروت عظیم نداشته باشد. او هیچ سهامی از توییتر یا گیتهاب دریافت نکرد و تنها به همان چند دلار اولیه بسنده کرد. اما آکسلی فردی قانع است و از اینکه هنرش در جهان دیده میشود لذت میبرد. او شهرت به دست آمده را سرمایهای برای پروژههای آیندهاش میبیند.
بسیاری این وضعیت را ناعادلانه میدانند، اما در دنیای کپیرایت (Copyright)، قوانین بسیار صریح هستند. آکسلی با قرار دادن کارش در یک سایت استوک، حق ادعای بعدی را از خود سلب کرده بود. با این حال، شهرت او باعث شد سفارشهای مستقیم بسیار گرانقیمتی از شرکتهای بزرگ دریافت کند. او از این راه توانست وضعیت مالی خود را بهبود ببخشد و به خرید خانه نزدیک شود. این داستان نشان میدهد که گاهی شهرت و اعتبار، بسیار ارزشمندتر از دستمزد نقدی اولیه است.
تأثیرگذاری فرهنگی و بازتاب در رسانهها

آکسلی بعد از تحویل طراحی، به ندرت اخبار مرتبط با شرکتهای نوپا و سرنوشت طراحیهایش را دنبال میکند، با این همه از اینکه بعضی از طراحان بعد از مشهور شدن لوگوهایش، نسخه متفاوت از شخصیتهای لوگوهایش درست میکنند و به نوعی با آنها شوخی میکنند، خشنود میشود. مثلا در اینجا همان گربه را میبینید که توسط کامرون مکآفی، به شکل برادران ماریو درآمده است. این تعاملات فرهنگی نشاندهنده زنده بودن یک طرح است. وقتی جامعه شروع به بازسازی یک کاراکتر میکند، یعنی آن طرح به بخشی از فولکلور (Folklore) دیجیتال تبدیل شده است.
میراث آکسلی در عصر ایکس (X)

در سالهای اخیر رقبای کاری او در iStock زیاد شدهاند و آکسلی دیگر نمیتواند با درآمد به دست آمده از این سایت گذران زندگی کند. با خرید توییتر توسط ایلان ماسک (Elon Musk) و تغییر نام برند به «ایکس»، دوران پرنده آکسلی رسماً به پایان رسید. اما یاد و خاطره آن پرنده لاجوردی همیشه به عنوان نماد دوران طلایی وب ۲ باقی خواهد ماند. میراث آکسلی در سادگی و بیآلایشی است که در دنیای خشن برندینگ امروزی کمتر یافت میشود.
سوالات متداول هوشمند (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
داستان سیمون آکسلی، یادآور این حقیقت است که در عصر دیجیتال، مرز بین یک اثر آماتور و یک نماد جهانی به باریکی یک کلیک است. او با طراحیهای سریع و ارزانقیمت خود، نشان داد که نبوغ لزوماً در گرو بودجههای میلیاردی نیست. اگرچه او از ثروت عظیم توییتر و گیتهاب سهمی نبرد، اما نامش به عنوان خالق «لری» و «اکتوکات» در تاریخ تکنولوژی حک شد. آکسلی به ما میآموزد که ارزش هنر در اثرگذاری آن است، نه لزوماً در برچسب قیمتی که بر آن میزنیم. در جهانی که برندها به سرعت تغییر میکنند، سادگی کارهای او همچنان یک الگوی الهامبخش باقی خواهد ماند.






امید وارم ، ما هم یه چند تا طراحی بکنیم با سه ، چهار دلار . البته به تومان !
شاید یه خونه خریدیم .
قیافه خودش هم یه جورایی شبیه پرنده توییتر هست دقت کنین !!!
یا خدا به من یه ذهن خلاق نداده یا من گذاشتم آکبند بمونه نمیدونم
طراح لوگوی توعیتر کجا و این وضع و زندگی کجا :دی
درضمن قالبتون رو هم دوست دارم ساده با رنگ روشن و چشم نواز :)
من مطالب شما رو هر روز پیگیری می کنم و باید بگم بی نهایت پست های جالب و بکری می ذارید هر پستی چیزی برای یادگرفتن و تعریف کردن برای دیگران داره، وبسایت شما به دردبخور ترین و بامحتواترین وبسایتی هست که من می شناسم و ازش استفاده می کنم و لذت می برم، مشخصه برای هر مطلب کلی وقت می ذارید تا مطالبتون به روز و بکر باشه … خواستم ازتون تشکر کنم امیدوارم هیچ وقت نوشتن رو کنار نذارید.
تو نیکی می کن و در دجله انداز
تا فقط بهت 4 دلار بدن!!!!!
قیافه ی جالبی داره :)