۱۰ درونگرای مشهور و موفق که جهان را تغییر دادند

آشنایی با دنیای درونگرایان می‌تواند یکی از جذاب‌ترین و دانش‌افزاترین تجربه‌ها برای هر کسی باشد که به دنبال درک عمیق‌تر پتانسیل‌های انسانی است. در این مطلب برآنیم که ببینیم چطور افرادی که در سکوت و تنهایی شارژ می‌شوند، توانسته‌اند قله‌های موفقیت را در دنیایی که به نظر می‌رسد فقط برای برونگراها (Extroverts) ساخته شده، فتح کنند. آیا واقعاً برای رهبر بودن یا درخشیدن روی صحنه، حتماً باید پرسر و صدا بود؟ چرا بسیاری از نوابغ بزرگ تاریخ ترجیح می‌دادند به جای حضور در مهمانی‌های شلوغ، در اتاق‌های دربسته به ایده‌های خود فکر کنند؟ آیا این درست است که درونگرایی (Introversion) یک مانع برای پیشرفت است یا برعکس، یک ابرقدرت نهفته محسوب می‌شود؟ با ما همراه باشید تا فهرست ده نفره‌ای از این نوابغ ساکت را با نگاهی تازه مرور کنیم.

جی. کی. رولینگ؛ جادوگر کلمات در ایستگاه تأخیر

جی. کی. رولینگ (J.K. Rowling) خالق جهان جادویی هری پاتر، یکی از بارزترین نمونه‌های درونگرایی خلاق در دوران معاصر است. او حتی زمانی که می‌خواست وارد ژانر جنایی شود، با نام مستعار رابرت گالبریت (Robert Galbraith) کتاب «آوای فاخته» (The Cuckoo’s Calling) را منتشر کرد تا از هیاهوی شهرت دور بماند. روانشناسی مدرن تأکید می‌کند که درونگراها در زمان تنهایی و غوطه‌وری در افکار خویش، بیشترین بازدهی هنری را دارند. رولینگ داستان شکل‌گیری ایده اولیه هری پاتر در سال ۱۹۹۰ را بارها بازگو کرده است که در یک قطار با تأخیر طولانی از منچستر به لندن رخ داد.

08-30-2013 02-37-05 AM

او در آن لحظات هیچ قلمی برای نوشتن نداشت و به دلیل خجالتی بودن زیاد، از کسی در کوپه قطار قلم درخواست نکرد. این چهار ساعت نشستن روی نیمکت و غرق شدن در جزئیات، باعث شد تمام دنیای هاگوارتز در ذهنش به دقت ساخته شود. او از شش سالگی می‌نوشت اما این خلوت اجباری بود که به ایده‌اش جان بخشید. اگر او یک برونگرای معاشرتی بود، شاید با همسفرانش گرم صحبت می‌شد و هرگز فرصت نمی‌کرد پسرکی با زخم صاعقه روی پیشانی را در خیالش مجسم کند.

بیل گیتس؛ تفکر عمیق و استراتژی سکوت

سوزان کین (Susan Cain) در کتاب مشهور خود با عنوان «قدرت درونگراها در دنیایی که نمی‌تواند دست از سر و صدا کردن بردارد»، بیل گیتس (Bill Gates) را یک الگوی کلاسیک معرفی می‌کند. گیتس نشان داد که برای رهبری یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های تکنولوژی جهان، نیازی به داشتن پرستیژ رفتاری سیاستمدارانی مثل بیل کلینتون نیست. او فردی ساکت است که با دقت و وسواس علمی صحبت می‌کند و ترجیح می‌دهد به جای حضور در محافل پرزرق و برق، مطالعه کند. این ویژگی به او اجازه داده تا ساعت‌های طولانی روی کدهای پیچیده و استراتژی‌های کلان متمرکز بماند. جالب است بدانید که او هنوز هم هفته‌هایی را در سال به عنوان هفته تفکر (Think Week) در انزوا سپری می‌کند.

08-30-2013 02-37-20 AM

آبراهام لینکلن؛ فرهنگ شخصیت و فروتنی

در قرن نوزدهم میلادی، آمریکا در دورانی زیست می‌کرد که تاریخ‌نگاران آن را فرهنگ شخصیت (Culture of Character) می‌نامند. در آن زمان ارزش یک انسان به درستکاری اخلاقی و تواضع او بود، نه به توانایی‌اش در بازاریابی شخصی یا سر و صدا کردن. آبراهام لینکلن (Abraham Lincoln) نماد این دوران است که با وجود درونگرایی، رهبری جنگ داخلی آمریکا را بر عهده داشت. او مردی بود که با برتری‌های فکری و اخلاقی‌اش هرگز دیگران را نمی‌رنجاند و همیشه با نوعی افتادگی رفتار می‌کرد.

08-30-2013 02-37-38 AM

او ساعت‌های طولانی را به مطالعه کتاب‌های حقوقی و متون کلاسیک در تنهایی می‌گذراند تا کلماتش را صیقل دهد. سخنرانی‌های او نه با فریاد، بلکه با منطقی عمیق و نفوذی کلامی همراه بود که از تفکرات خلوت‌نشینی‌اش سرچشمه می‌گرفت. رالف والدو امرسون (Ralph Waldo Emerson) او را ستایش می‌کرد چون لینکلن ثابت کرد قدرت درونی بسیار ماندگارتر از نمایش‌های بیرونی است. امروزه روانشناسان سیاسی معتقدند که رهبران درونگرا به دلیل گوش دادن موثرتر به زیردستان، اغلب نتایج پایدارتری کسب می‌کنند.

کریستینا اگیلرا؛ تضاد روی صحنه و خلوت شخصی

بسیاری تصور می‌کنند ستاره‌های موسیقی پاپ حتماً باید برونگرا باشند، اما کریستینا اگیلرا (Christina Aguilera) این کلیشه را در هم شکسته است. او در مصاحبه‌های متعددی اشاره کرده که اجرای روی صحنه برایش یک هنر است، اما در زندگی واقعی فردی بسیار درونگرا و حتی خجالتی محسوب می‌شود. او برای شارژ شدن پس از تورهای طولانی، نیاز دارد که به فضای امن و ساکت خود بازگردد. این تضاد بین شخصیت نمایشی و هویت واقعی، در بسیاری از هنرمندان بزرگ دیده می‌شود که از هنر به عنوان دریچه‌ای برای ابراز درونیات خود استفاده می‌کنند.

النور روزولت؛ بانوی اول در دنیای دیپلماسی

النور روزولت (Eleanor Roosevelt) زنی بود که تعریف نقش بانوی اول را در آمریکا برای همیشه تغییر داد و به یک فعال حقوق بشر تبدیل شد. اگرچه او می‌توانست کنفرانس‌های خبری متعددی را مدیریت کند و پس از مرگ همسرش نماینده آمریکا در سازمان ملل باشد، اما قلباً یک درونگرا باقی ماند. او با وجود اکراه درونی از حضور در جمع‌های بزرگ، به دلیل وظایف اخلاقی و اجتماعی‌اش بر این ویژگی غلبه می‌کرد. النور ثابت کرد که درونگرایی به معنای ناتوانی در برقراری ارتباط نیست، بلکه به معنای انتخاب آگاهانه زمان و انرژی برای تاثیرگذاری است.

08-30-2013 02-37-54 AM

کورتنی کاکس؛ مونیکای درونگرا در دنیای فرندز

کورتنی کاکس (Courteney Cox) که همه ما او را با نقش پرانرژی و وسواسی مونیکا در سریال محبوب «فرندز» (Friends) می‌شناسیم، در دنیای واقعی تفاوت‌های زیادی با این نقش دارد. او بارها اعلام کرده که ترجیح می‌دهد شب‌ها را در خانه بماند تا اینکه در مهمانی‌های پرزرق و برق هالیوودی شرکت کند. این تفاوت شخصیتی حتی در روابط خصوصی او نیز سایه انداخته بود و رسانه‌ها تفاوت خلقی او با همسر سابقش را از عوامل جدایی‌شان می‌دانستند. درونگرایی او باعث شده تا در انتخاب نقش‌هایش هوشمندانه‌تر عمل کند و از حواشی زرد فاصله بگیرد.

08-30-2013 02-38-06 AM

او در محیط‌های کاری بسیار متمرکز است و ترجیح می‌دهد پیوندهای عمیق با تعداد کمی از دوستان نزدیکش داشته باشد. دنیای سینما پر است از بازیگرانی که برای ایفای نقش‌های برونگرایانه، انرژی زیادی مصرف می‌کنند و سپس در سکوت مطلق به بازیابی خود می‌پردازند. کاکس با مدیریت این تعادل توانسته دهه‌ها در سطح اول صنعت سرگرمی باقی بماند بدون اینکه دچار سوختگی عاطفی شود. او نمونه‌ای از افرادی است که فضای شخصی خود را فدای استانداردهای تحمیلی شهرت نکرده‌اند.

آلبرت اینشتین؛ یکنواختی حیات و ذهن خلاق

آلبرت اینشتین (Albert Einstein) نه تنها یک فیزیکدان نابغه، بلکه فیلسوفی بود که ارزش انزوا را به خوبی درک می‌کرد. او معتقد بود که «یکنواختی و تنهایی یک زندگی آرام، ذهن خلاق را به فعالیت وا می‌دارد» و این دقیقاً کلید موفقیت او در کشف نظریه نسبیت بود. اینشتین در دوران جوانی به عنوان کارمند ساده دفتر ثبت اختراعات کار می‌کرد که به او اجازه می‌داد در سکوت به معماهای کیهانی فکر کند. او از نشست‌های رسمی و تشریفات بیزار بود و ترجیح می‌داد زمانش را با ویولن خود یا در قایق بادبانی‌اش بگذراند.

08-30-2013 02-38-20 AM

بسیاری از همکارانش او را فردی غایب از ذهن می‌پنداشتند، در حالی که او فقط در دنیای درونی خودش مشغول پردازش ایده‌ها بود. او ثابت کرد که بزرگ‌ترین پیشرفت‌های علمی نه در آزمایشگاه‌های شلوغ، بلکه در ذهن‌های متمرکز و دور از هیاهو شکل می‌گیرند. اینشتین حتی زمانی که به شهرت جهانی رسید، همچنان سادگی و خلوت خود را حفظ کرد و از تبدیل شدن به یک سلبریتی دوری می‌جست. او به ما آموخت که برای فهمیدن قوانین پیچیده جهان، باید ابتدا یاد بگیریم که با خودمان تنها باشیم.

وارن بافت؛ صبوری و خلق‌وخوی سرمایه‌گذاری

وارن بافت (Warren Buffett) ملقب به «پیشگوی اوماها»، ثروت افسانه‌ای خود را مدیون خلق‌وخوی درونگرایانه خویش می‌داند. او معتقد است که سرمایه‌گذاری موفق بیش از آنکه به هوش بالا (IQ) نیاز داشته باشد، به خلق‌وخوی مناسب نیاز دارد تا فرد تحت تاثیر نوسانات بازار قرار نگیرد. بافت بخش بزرگی از روز خود را به مطالعه گزارش‌های مالی و کتاب‌ها در سکوت کامل می‌گذراند و به ندرت با تلویزیون‌های اقتصادی مصاحبه می‌کند. این توانایی در مقاومت در برابر تکانه‌های (Impulses) بازار، مستقیماً از ریشه‌های درونگرایی او نشأت می‌گیرد.

08-30-2013 02-38-37 AM

آدری هپبورن؛ ستاره‌ای در جستجوی تنهایی

آدری هپبورن (Audrey Hepburn) تجسم ظرافت و زیبایی در تاریخ سینما، در مصاحبه‌هایش بارها بر لزوم تنهایی تاکید کرده است. او می‌گفت برای بازسازی انرژی‌اش نیاز دارد که زمان زیادی را تنها باشد، با سگ‌هایش پیاده‌روی کند و به طبیعت خیره شود. برخلاف نقش‌های پرشور و اجتماعی‌اش در فیلم‌هایی مثل «صبحانه در تیفانی»، او در زندگی خصوصی از شلوغی فراری بود. این نیاز به خلوت، او را به یکی از صادق‌ترین و محبوب‌ترین چهره‌های تاریخ تبدیل کرد که هرگز خود را درگیر حواشی پوچ نکرد.

08-30-2013 02-43-24 AM

رزا پارکس؛ قدرت آرام و شجاعت خاموش

رزا پارکس (Rosa Parks) به عنوان مادر جنبش حقوق مدنی آمریکا، ثابت کرد که شجاعت همیشه با فریاد زدن همراه نیست. او زنی آرام، متواضع و به شدت درونگرا بود که در سال ۱۹۵۵ با یک «نه» قاطع در اتوبوس، تاریخ را تغییر داد. بسیاری انتظار داشتند رهبر چنین حرکتی یک سخنران آتشین و برونگرا باشد، اما پارکس با همان وقار و سکوت خود، لرزه بر اندام نژادپرستی انداخت. نویسندگان بزرگ معتقدند که او شجاعت یک شیر را در کالبد زنی خجول و نرم‌گو پنهان کرده بود.

08-30-2013 02-38-57 AM

او پس از آن واقعه هرگز به دنبال شهرت یا پست‌های سیاسی نرفت و ترجیح داد همچنان در سایه به مبارزات مدنی ادامه دهد. قدرت او در ثبات قدم و پافشاری بر اصولش بود، نه در جلب توجه رسانه‌ها یا مدیریت توده‌ها با ابزارهای برونگرایانه. رزا پارکس به دنیا نشان داد که درونگراها می‌توانند با تکیه بر قطب‌نمای اخلاقی درونی خود، جهان را به جای بهتری تبدیل کنند. او نمونه‌ای عالی از «قدرت نرم» است که در دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا درونگرایی همان کمرویی یا خجالتی بودن است؟
خیر، این یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌ها در مورد این ویژگی شخصیتی است. کمرویی در واقع ترس از قضاوت شدن توسط دیگران است، در حالی که درونگرایی صرفاً یک ترجیح بیولوژیکی برای محیط‌های کم‌محرک است. بسیاری از درونگراها می‌توانند در جمع‌های بزرگ بسیار با اعتمادبه‌نفس ظاهر شوند اما بعد از آن نیاز به تنهایی دارند. بنابراین یک فرد می‌تواند درونگرا باشد اما اصلاً خجالتی نباشد، مثل بیل گیتس.
۲. چرا درونگراها در دنیای مدرن احساس خستگی بیشتری می‌کنند؟
سیستم عصبی درونگراها نسبت به محرک‌های بیرونی مانند صدا، نور و تعاملات اجتماعی حساس‌تر است. در دنیای امروز که پر از دفاتر کار باز و جلسات مداوم است، آستانه تحمل آن‌ها زودتر پر می‌شود. آن‌ها برخلاف برونگراها که از این محرک‌ها انرژی می‌گیرند، برای پردازش اطلاعات به سکوت نیاز دارند. به همین دلیل پس از یک روز کاری شلوغ، آن‌ها به جای مهمانی رفتن، فقط به خانه پناه می‌برند.
۳. آیا یک درونگرا می‌تواند رهبر موفقی در یک سازمان بزرگ باشد؟
بله، تحقیقات نشان داده که رهبران درونگرا در مدیریت کارمندان خلاق و مستقل بسیار بهتر عمل می‌کنند. آن‌ها به جای دیکته کردن نظرات خود، به پیشنهادات تیم گوش می‌دهند و فضا را برای رشد دیگران باز می‌گذارند. درونگراها معمولاً قبل از تصمیم‌گیری به خوبی فکر می‌کنند و از ریسک‌های بیهوده دوری می‌جویند. این سبک رهبری آرام و متفکرانه می‌تواند پایداری بیشتری برای شرکت‌ها در درازمدت ایجاد کند.
۴. تفاوت اصلی مغز درونگراها و برونگراها در چیست؟
مطالعات تصویربرداری مغزی نشان می‌دهد که مسیر جریان خون در مغز درونگراها طولانی‌تر و پیچیده‌تر است. این مسیر بیشتر از نواحی مرتبط با حافظه، برنامه‌ریزی و حل مسئله عبور می‌کند. همچنین حساسیت آن‌ها به دوپامین کمتر است و در عوض به استیل‌کولین که در زمان تمرکز آزاد می‌شود، پاسخ بهتری می‌دهند. این تفاوت‌های فیزیکی باعث می‌شود که آن‌ها به جای پاداش‌های آنی، به دنبال رضایت‌های درونی باشند.
۵. چطور یک درونگرا می‌تواند در یک مصاحبه شغلی موفق شود؟
بهترین استراتژی برای درونگراها تمرکز بر نقاط قوت‌شان یعنی آمادگی دقیق و گوش دادن فعال است. آن‌ها باید به جای تلاش برای برونگرا نشان دادن خود، روی دستاوردهای ملموس و توانایی‌های تحلیلی‌شان تاکید کنند. نوشتن پاسخ‌های احتمالی و تمرین آن‌ها می‌تواند اضطراب لحظه‌ای را به شدت کاهش دهد. کارفرمایان امروزی به دنبال عمق و تخصص هستند که درونگراها به وفور در اختیار دارند.
۶. آیا ممکن است شخصیت فرد با گذشت زمان تغییر کند؟
اگرچه هسته اصلی شخصیت (درونگرایی یا برونگرایی) معمولاً ثابت می‌ماند، اما انسان‌ها می‌توانند مهارت‌های جدیدی بیاموزند. ما می‌توانیم یاد بگیریم که در مواقع لزوم مانند یک برونگرا رفتار کنیم، اما این کار انرژی زیادی از ما می‌گیرد. با افزایش سن، بسیاری از افراد به سمت تعادل یا میان‌گرایی (Ambiversion) حرکت می‌کنند و یاد می‌گیرند از هر دو جنبه شخصیت‌شان استفاده کنند. این تکامل به معنای تغییر هویت نیست، بلکه به معنای غنی‌تر شدن ابزارهای رفتاری ماست.
۷. نقش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی برای درونگراها چیست؟
دنیای دیجیتال یک فرصت بی‌نظیر برای درونگراهاست تا بدون فشارهای فیزیکیِ حضور در جمع، عقاید خود را بیان کنند. ارتباطات متنی به آن‌ها اجازه می‌دهد تا قبل از پاسخ دادن، فکر کنند و جملات خود را با دقت انتخاب کنند. بسیاری از وبلاگ‌نویسان و اینفلوئنسرهای موفق در واقع درونگراهایی هستند که از پشت صفحه مانیتور با جهان ارتباط می‌گیرند. این فضا به آن‌ها اجازه می‌دهد تا با حفظ حریم خصوصی، تاثیرگذاری جهانی داشته باشند.

جمع‌بندی نهایی

درونگرایی نه یک نقص شخصیتی و نه یک سد در برابر موفقیت است، بلکه نوعی متفاوت از سیم‌کشی سیستم عصبی است که موهبت‌های خاص خود را به همراه دارد. همان‌طور که در این مقاله مرور کردیم، از خلق دنیای جادویی هری پاتر تا رهبری جنبش‌های عظیم مدنی و پیشرفت‌های بنیادین در علم و اقتصاد، همگی ریشه در قدرت تفکر عمیق و انزوای سازنده داشته‌اند. جهان به همان اندازه‌ای که به انرژی برونگراها برای شروع حرکت نیاز دارد، به عمق و تحلیل درونگراها برای تداوم و اصلاح مسیر محتاج است. پذیرش این ویژگی به عنوان یک ابرقدرت، اولین قدم برای شکوفایی استعدادهایی است که در سکوت رشد می‌کنند و در نهایت، با دستاوردهای خود جهان را به تحسین وا می‌دارند.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

16 دیدگاه

  1. سلام من مدت یک سال می شود روی خودم کار میکنم این مقاله که نویشتید خیلی به من کمک کرد
    فهمیدم یک درونگرا هستم و من دنبال موفقیت بودم اما از اجتماعی بودن و بین مردم زیاد لذت نمی بردم حالا فهمیدم میتونم یه سرمایه گذار خوب بشم

  2. واقعااا ممنون … من مدت ها بود ک نمیدونستم درونگراها چه ویژگی ای دارن و از اینکه میدیدم شبیه اکثریت نیستم تو رنج بودم و فکر میکردم افسرده ام ولی از حالا به بعد به خودم افتخار میکنم و قطعا در آرامش درونیم در اجتماع هم ثاثیر گذاره

  3. سلام
    من با تمام وجود میگم که مطالبتون عالیییی بود بهم انرژی مضاعفی داد وقتی دیدم یه چنین افرادی درون گرا بودن…

  4. عالی عالی بود به خودم افتخار میکنم مخصوصا که فهمیدم بازیگر مورد علاقه ام آدری هپبورن هم درونگرا بوده. به خودم افتخار میکنم

  5. سلام آقای دکتر

    من در جریان پیدا کردن مطالبی “The Third Wave Experiment” که دیروز لطف کردید و لینک را برایم گذاشتید، به این سری مطالب بر خوردم و شروع به مطالعه کردم، البته فکر می کنم اینها را متاسفانه چند ماه پیش از دست دادم، با این حال سوالی که برایم ایجاد شد این بود شما در اول متن با این جمله شروع کردید ” «آبراهام لینکلن» و «اما واتسون»، خصوصیت مشترکی دارند، «النور روزولت» و «کریستینا اگوییلرا» هم!” خوب 2 نفر از کسانی که نام بردید حذف شدند. یکی Emma Watson و دیگری Christina Aguilera.

  6. سلام . مطلب بسیار خوبی بود و همچنین مطالب مرتبط دیگه در مورد درونگرایی. من هم گاهی از این که در تنهایی باشم انرژی میگیرم . البته من مدت هاست که میدونم آدم درونگرایی هستم.
    ممنون از مطلبت . همواره شادکام باشی

  7. اولش یه مقدار امیدوار شدم. ولی بعد گفتم: چرا هیچ ایرانی‌ای توی این فهرست نیست؟! آیا اینها 10 تای اول هستند؟ یا اینکه تا بحال هیچ تحقیقی روی شخصیت‌های مهم و تاثیرگذار ایرانی از این دید انجام نگرفته؟

    به هر حال این پست‌ها عالی هستند…

  8. منظور از درون گرایی و برون گرایی، Introvert و Extrovert هست؟

    کسی که در تنهایی ارامش داشته باشه و علاقه ای به حضور در جمع نداشته باشه، برای مثال چارلز داروین، نمونه بسیار خوبی ازاون هست، خیلی بعید هست که خواننده پاپ باشه.

    کریستینا اوگوییلرا، نمیشه گفت خواننده های پاپ همه یه عده زامبی بی مغز هستند، چرا که خیلی ها از طرف کمپانی های تولید کننده مجبور به شیوه زندگی پرزرق و برق هستند و نمیتونن خودکوشی تجاری بکنند. اما اصل مطلب همینه، کسی که درونگرا باشه، اصلا به سمت خواننده پاپ بودن یا سوپر استار شدن نمیره.

    کسی به این سمت میره که از شهرت لذت میبره.

    چارلز داروین تمام عمرش رو تحقیق کرد، و مقاله مشهورش رو با اینکه از مهم بودنش اطلاع داشت، با 15 سال تاخیر منتشر کرد.
    مطمعن باشید کسی مثل داروین، علاقه ای به این شهرت نداشت، و مطعنا حضور در جمع زیادی آدم که برای هورا بکشند معضبانه میبود.

    بیل گیتس، انیشتین و … افراد درون گرایی هستند که به علت بزرگی و موفقیت ایده هاشون به شهرت رسیدند، و مصلما مثل یک دختر نوجوان با قصد بازیگر شدن، یا پسر نوجوانی با عشق راک استار شدن، به خاطر مشهور بودن نیست که ایده پردازی کردند.

  9. ممنون بابت این مقاله زیبا. من هم به شدت آدم درونگرایی هستم همیشه نگران این بودم که به خاطر درونگرایی نمی تونم خیلی آدم موفقی باشم. اما این پست نظرم را عوض کرد. ممنون

    *راستی توی متن یه اشتباه داشتید “رولینگ در وب‌سایت خود اشاره کرد که نخستین باری که ایده هری پاتر به ذهش رسید، در سال ۲۰۱۰ بود” سال 1990 درسته الان توی منبع چک کردم.

  10. سلام. اول از همه بگم که مطلب (۲ پست مربوط به درونگراها)از عالی هم عالی تر بود!من چند هفته پیش سخنرانی سوزان کین رو دیده بودم و حسابی لذت بردم چون حس می کنم من بیشتر درون گرا هستم تا برونگرا. وقتی با این پست دیدم چه کسانی برونگرا بودند خیلی خوشحال شدم. واقعا برام جالب بود.ممنون.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]