چگونه سریال‌های علمی-تخیلی مرزهای تخیل بشر را جابه‌جا کردند؟

دنیای امروز ما بیش از آنچه تصور می‌کنیم مدیون رویاپردازانی است که دهه‌ها پیش در قاب تلویزیون، غیرممکن‌ها را به تصویر کشیدند. کلمه کلیدی سریال‌های علمی-تخیلی تنها یک سبک سرگرمی نیست، بلکه پیشرانه‌ای برای نوآوری‌های تکنولوژیک و تغییرات بنیادین در ساختارهای اجتماعی محسوب می‌شود. از ارتباطات بی‌سیم گرفته تا مفاهیم پیچیده هوش مصنوعی و سفرهای میان‌ستاره‌ای، این آثار ابتدا بذر ایده را در ذهن ما کاشتند و سپس دانشمندان را برای تحقق آن‌ها به چالش کشیدند. در این مقاله جامع، به بررسی عمیق تاثیرات شگرف این ژانر بر نبوغ انسانی و واقعیت‌های زندگی مدرن می‌پردازیم.

۰۱

پیشگویی‌های تکنولوژیک در پیشتازان فضا

سریال پیشتازان فضا (Star Trek) بدون شک یکی از تاثیرگذارترین آثار در تاریخ علم است. در دورانی که تلفن‌ها هنوز با سیم به دیوار متصل بودند، شخصیت‌های این سریال از دستگاه‌های ارتباطی کوچکی به نام «کامیونیکیتور» (Communicator) استفاده می‌کردند که مستقیماً الهام‌بخش ساخت اولین تلفن‌های همراه تاشو توسط شرکت موتورولا شد. علاوه بر این، مفهوم تبلت‌های لمسی که امروزه ابزاری عادی هستند، تحت عنوان «پد» (PADD) در این سریال معرفی شد. مهندسان ناسا و شرکت‌های بزرگ فناوری همواره اعتراف کرده‌اند که تلاش برای شبیه‌سازی گجت‌های این سریال، بخشی جدایی‌ناپذیر از نقشه راه توسعه فناوری در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم بوده است.

۰۲

هوش مصنوعی و چالش‌های اخلاقی در دنیای غرب

سریال دنیای غرب (Westworld) با نگاهی عمیق به فلسفه خودآگاهی، تخیل ما را در مورد آینده هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) به چالش کشید. این اثر فراتر از نمایش ربات‌های انسان‌نما، به بررسی پیامدهای اخلاقی و حقوقی موجودات مصنوعی می‌پردازد. در حالی که امروز با مدل‌های زبانی بزرگ و ربات‌های چت درگیر هستیم، این سریال ما را وادار کرد به زمانی فکر کنیم که مرز میان کدهای برنامه‌نویسی و احساسات انسانی محو می‌شود. تاثیر این نوع نگاه در جامعه‌شناسی مدرن مشهود است؛ جایی که بحث‌های جدی درباره حقوق ربات‌ها و مسئولیت‌پذیری الگوریتم‌ها به میان آمده و تخیل ما را از یک ابزار ساده به یک موجودیت پیچیده ارتقا داده است.

۰۳

آینه سیاه و هشدارهای دیجیتال

سریال آینه سیاه (Black Mirror) با رویکردی دیستوپیایی (Dystopian)، جنبه‌های تاریک پیشرفت تکنولوژی را به تصویر می‌کشد. این سریال با استفاده از سناریوهای تخیلی اما بسیار نزدیک به واقعیت، مانند سیستم‌های رتبه‌بندی اجتماعی یا بازسازی شخصیت افراد فوت شده از روی داده‌های مجازی، به ما نشان داد که چگونه ابزارهای رفاهی می‌توانند به ابزار کنترل تبدیل شوند. تاثیر این سریال بر روان‌شناسی جمعی به قدری زیاد بوده که امروزه هر پدیده نگران‌کننده در دنیای دیجیتال را یک اپیزود از آینه سیاه می‌نامند. این اثر تخیل ما را نه تنها در جهت ساختن، بلکه در جهت پیشگیری و نقادی آینده گسترش داد و به ما آموخت که هر پیشرفتی لزوماً به معنای تکامل نیست.

زنگ تفریح: اشتباهات خنده‌دار تکنولوژیک

آیا می‌دانستید در نسخه‌های اولیه سریال‌های علمی-تخیلی قدیمی، برای نشان دادن پیشرفته بودن رایانه‌ها، فقط از چراغ‌های چشمک‌زن رنگی و صداهای بیپ‌بیپ استفاده می‌کردند؟ جالب‌تر اینکه در یکی از قسمت‌های سریال‌های دهه ۶۰، یک ابررایانه که قرار بود کل کهکشان را مدیریت کند، عملاً از نظر ابعاد بزرگتر از یک یخچال سایدبای‌ساید امروزی بود و با کارت‌های پانچ کار می‌کرد! تصور کنید امروزه گوشی هوشمند شما قدرتی میلیون‌ها برابر آن غول‌های آهنی تخیلی دارد اما خوشبختانه دیگر آن صداهای ناهنجار را تولید نمی‌کند.

۰۴

اکسپنس و واقع‌گرایی در سفرهای فضایی

سریال اکسپنس (The Expanse) برخلاف بسیاری از آثار که فیزیک را نادیده می‌گیرند، تخیل ما را با واقعیت‌های سخت فیزیک نیوتنی در فضا آشنا کرد. این سریال به جای استفاده از جادو، بر مفاهیمی مانند شتاب جاذبه (G-force)، کمبود منابع در کمربند سیارکی و تغییرات فیزیولوژیک بدن انسان در محیط‌های کم‌جاذبه تمرکز کرد. این نوع نگاه باعث شد تا رویای زندگی در مریخ یا ایستگاه‌های فضایی از یک فانتزی به یک برنامه لجستیکی و سیاسی تبدیل شود. تاثیر این سریال بر دیدگاه جامعه علمی به قدری بود که از آن به عنوان دقیق‌ترین نمایش آینده بشریت در منظومه شمسی یاد می‌شود، به طوری که حتی تضادهای طبقاتی میان ساکنان زمین و فضانوردان را به شکلی جامعه‌شناختی واکاوی می‌کند.

۰۵

بنیاد و مدل‌سازی ریاضی تاریخ

سریال بنیاد (Foundation) که بر اساس رمان‌های آیزاک آسیموف ساخته شده، مفهوم «روان‌تاریخ» (Psychohistory) را معرفی می‌کند. این ایده تخیلی بیان می‌کند که با استفاده از ریاضیات و آمار می‌توان رفتار توده‌های بزرگ جمعیتی را پیش‌بینی کرد. اگرچه این یک ایده داستانی است، اما امروزه در دنیای واقعی با ظهور کلان‌داده‌ها (Big Data) و تحلیل‌های پیش‌بینانه توسط الگوریتم‌های گوگل و متا، ما عملاً در حال تجربه نسخه‌ای ابتدایی از این تخیل هستیم. این سریال به ما آموخت که چگونه می‌توان به تاریخ به عنوان یک علم محاسباتی ناهگام نگاه کرد و آرزوی پیش‌بینی بحران‌های بزرگ را در ذهن نوابغ ریاضی کاشت تا به دنبال الگوهای پنهان در رفتار جوامع بگردند.

۰۶

دکتر هو و مفهوم زمان غیرخطی

سریال طولانی‌مدت دکتر هو (Doctor Who) با معرفی مفهوم «تاردیس» (TARDIS) و سفرهای زمانی، درک ما را از بعد چهارم دگرگون کرد. این اثر به جای تمرکز صرف بر پارادوکس‌ها، بر مسئولیت فردی در قبال تغییرات تاریخی تاکید دارد. تخیل ارائه شده در این سریال، مفاهیم فیزیک کوانتوم و کرم‌چاله‌ها را برای توده مردم قابل درک کرد. بسیاری از فیزیکدانان برجسته نسل جدید معتقدند که تماشای این سریال در کودکی، انگیزه‌ای شده تا آن‌ها به دنبال کشف ماهیت واقعی زمان و فضا بروند. دکتر هو ثابت کرد که تخیل می‌تواند فراتر از مرزهای فیزیکی، به ابزاری برای درک مفاهیم انتزاعی تبدیل شود و میل به کاوشگری را در رگ‌های یک نسل تزریق کند.

۰۷

فایرفلای و ترکیب ژانرها

سریال فایرفلای (Firefly) با ترکیب فضای وسترن و علمی-تخیلی، نشان داد که آینده لزوماً استریل و تمیز نیست. این سریال با نمایش سفینه‌های کهنه و جوامع دورافتاده‌ای که با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می‌کنند، تخیل ما را از حالت «آرمان‌شهری» به سمت «واقع‌گرایی اجتماعی» سوق داد. این اثر به ما آموخت که تکنولوژی پیشرفته لزوماً فقر یا نابرابری را از بین نمی‌برد و چالش‌های انسانی در هر نقطه‌ای از جهان یا فضا، ثابت باقی می‌مانند. این زاویه دید باعث شد تا طراحان آینده‌نگر و نویسندگان علمی-تخیلی، در ترسیم آینده به جزئیات انسانی و فرهنگی توجه بیشتری داشته باشند و از کلیشه‌های تکراری فاصله بگیرند.

زنگ تفریح: وقتی کارگردان از دانشمند باهوش‌تر می‌شود

یک مورد بسیار جالب در تاریخ سینما و تلویزیون وجود دارد که نویسندگان برای نمایش یک سیاهچاله، از گرافیست‌ها خواستند بر اساس معادلات ریاضی، تصویری را خلق کنند. بعدها وقتی اولین عکس واقعی از سیاهچاله توسط تلسکوپ‌ها ثبت شد، دانشمندان با تعجب دیدند که شباهت آن به تصویر ساخته شده در آثار علمی-تخیلی بسیار زیاد است. انگار که تخیل هنرمندانه توانسته بود زودتر از لنز دوربین‌های پیشرفته، حقیقت کیهانی را رصد کند! این یعنی گاهی اوقات چشم دل هنرمندان از تلسکوپ‌های چند میلیون دلاری هم دقیق‌تر کار می‌کند.

۰۸

تغییر کربن و جاودانگی دیجیتال

سریال تغییر کربن (Altered Carbon) به یکی از قدیمی‌ترین آرزوهای بشر یعنی جاودانگی پرداخت، اما با یک چرخش علمی-تخیلی مدرن: انتقال آگاهی به بدن‌های جدید. این سریال تخیل ما را به سمتی برد که در آن بدن تنها یک لباس (Sleeve) است و هویت ما بر روی یک تراشه کوچک ذخیره می‌شود. این کانسپت باعث شد تا بحث‌های جدی در محافل نوروساینس درباره امکان آپلود مغز انسان بر روی سرورها شکل بگیرد. اگرچه هنوز با این تکنولوژی فاصله زیادی داریم، اما این سریال بذری را در ذهن ما کاشت که آیا ما همان خاطراتمان هستیم یا فیزیک بدنمان نیز در تعریف «من» نقش دارد؟ این پرسش‌های عمیق، مرزهای فلسفه و زیست‌فناوری را جابه‌جا کردند.

۰۹

چرنوبیل و مستندنگاری علمی-تخیلی

اگرچه سریال چرنوبیل (Chernobyl) یک واقعه تاریخی را روایت می‌کند، اما از نظر ساختار روایی و تاثیر بر تخیل، به ژانر علمی-تخیلی فاجعه‌محور تنه می‌زند. این سریال به ما نشان داد که چگونه نادیده گرفتن قوانین علمی و پنهان‌کاری سیاسی می‌تواند به یک آخرالزمان واقعی منجر شود. تاثیر این اثر بر تخیل عمومی، افزایش آگاهی نسبت به انرژی هسته‌ای و خطرات پنهان تکنولوژی‌های پیچیده بود. چرنوبیل باعث شد تا مردم عادی به مفاهیمی مانند رادیواکتیویته، نیمه‌عمر عناصر و مهندسی راکتور علاقه‌مند شوند. این سریال نشان داد که تخیل ما نباید همیشه به سمت کهکشان‌های دور باشد، بلکه باید به سمت درک عمیق‌تر نیروهایی که در همین نزدیکی مهار کرده‌ایم نیز معطوف شود.

۱۰

تاثیر سریال‌ها بر طراحی رابط کاربری

بسیاری از رابط‌های کاربری (UI) که امروزه در سیستم‌های ناوبری هواپیماها، خودروهای برقی و حتی اپلیکیشن‌های گوشی‌های هوشمند می‌بینیم، ریشه در تخیل طراحان سریال‌های علمی-تخیلی دارند. برای مثال، نمایشگرهای فرانما (HUD) که اطلاعات را روی شیشه جلوی خلبان یا راننده می‌اندازند، دهه‌ها قبل در سریال‌هایی مانند «نبرد ستاره‌ای گالاکتیکا» به تصویر کشیده شده بودند. طراحان صنعتی با الهام از این بازنمایی‌های تصویری، سعی کردند ابزارهایی بسازند که کاربری آن‌ها مانند فیلم‌ها ساده و جذاب باشد. این هم‌افزایی میان هنر و مهندسی، تخیل ما را از یک محیط متنی سرد به یک تجربه بصری تعاملی و پویا هدایت کرده است.

۱۱

فراتر از مرزها با سریال‌های پساآخرالزمانی

آثاری مانند سریال ۱۰۰ نفر (The 100) یا بازماندگان (The Leftovers)، تخیل ما را در مورد بقای بشریت در شرایط غیرممکن گسترش دادند. این سریال‌ها به جای تمرکز بر روی گجت‌ها، بر روی تکامل ساختارهای حکومتی و اخلاقی در غیاب تمدن تمرکز می‌کنند. آن‌ها به ما نشان می‌دهند که چگونه در صورت وقوع یک فاجعه جهانی، انسان‌ها مجبور به بازتعریف مفاهیمی چون عدالت، رهبری و مذهب می‌شوند. این جنبه از علمی-تخیلی، تخیل ما را در حوزه علوم سیاسی و روان‌شناسی اجتماعی تقویت می‌کند و ما را وادار می‌سازد تا به پایداری تمدن کنونی خود با نگاهی نقادانه و عمیق‌تر بیندیشیم.

۱۲

ارتباط میان سریال‌های علمی-تخیلی و پزشکی

یکی از ملموس‌ترین مثال‌های تحقق تخیل، در حوزه پزشکی رخ داده است. در سریال پیشتازان فضا، دستگاهی به نام «ترایکوردر» (Tricorder) وجود داشت که بدون تماس با بدن، بیماری‌ها را تشخیص می‌داد. امروزه نمونه‌های اولیه این دستگاه در قالب اسکنرهای پیشرفته و سنسورهای پوشیدنی ساخته شده‌اند که علائم حیاتی را به صورت لحظه‌ای پایش می‌کنند. همچنین، ایده چاپ سه‌بعدی اندام‌های بدن که در بسیاری از سریال‌های مدرن دیده می‌شود، اکنون در آزمایشگاه‌های مهندسی بافت در حال تبدیل شدن به واقعیت است. این آثار به پزشکان و محققان اجازه دادند تا خارج از چارچوب‌های سنتی فکر کنند و آرزوی درمان‌های غیرتهاجمی را به پروژه‌های عملی تبدیل نمایند.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا تماشای سریال‌های علمی-تخیلی می‌تواند ضریب هوشی را افزایش دهد؟
اگرچه افزایش ضریب هوشی به عوامل متعددی بستگی دارد، اما این سریال‌ها به شدت توانایی حل مسئله و تفکر انتزاعی را در افراد تقویت می‌کنند. قرارگیری در معرض مفاهیم پیچیده علمی و پارادوکس‌های منطقی، ذهن را برای پذیرش ایده‌های نوآورانه آماده‌تر می‌کند. بسیاری از تماشاگران این ژانر، در مواجهه با چالش‌های واقعی زندگی از استراتژی‌های ذهنی خلاقانه‌تری استفاده می‌کنند. بنابراین می‌توان گفت که این آثار نوعی تمرین ذهنی برای گسترش افق‌های فکری محسوب می‌شوند.
۲. کدام سریال بیشترین تاثیر را بر روی تکنولوژی‌های شرکت اپل داشته است؟
بسیاری از طراحان اولیه اپل از طرفداران پروپاقرص سریال پیشتازان فضا بودند و این تاثیر در طراحی‌های مینیمالیستی و لمسی آن‌ها مشهود است. ایده تبلت آیپد شباهت انکارناپذیری به دستگاه‌های پد در این سریال دارد که دهه‌ها قبل نمایش داده شده بود. همچنین دستیار صوتی سیری (Siri) به نوعی تحقق آرزوی تعامل کلامی با کامپیوتر مرکزی سفینه اینترپرایز است. این سریال به نوعی استاندارد طلایی تعامل انسان و کامپیوتر را در ذهن طراحان سیلیکون ولی نهادینه کرد.
۳. چرا در سریال‌های قدیمی علمی-تخیلی همه بیگانگان شبیه انسان بودند؟
این موضوع عمدتاً به دلیل محدودیت‌های بودجه و تکنولوژی جلوه‌های ویژه در دهه‌های گذشته بوده است. استفاده از بازیگران انسانی با گریم‌های ساده بسیار ارزان‌تر از ساخت موجودات کاملاً غیرعادی و عجیب‌الخلقه تمام می‌شد. البته از نظر داستانی نیز این شباهت به بینندگان کمک می‌کرد تا ارتباط عاطفی بهتری با شخصیت‌های غیرزمینی برقرار کنند. امروزه با پیشرفت گرافیک کامپیوتری، شاهد طراحی موجوداتی هستیم که هیچ شباهتی به آناتومی انسانی ندارند و این خود گواهی بر گسترش تخیل بصری ماست.
۴. آیا ایده‌ی انتقال ذهن به کامپیوتر واقعاً امکان‌پذیر است؟
در حال حاضر این ایده در حد یک فرضیه علمی باقی مانده و چالش‌های فنی عظیمی بر سر راه آن وجود دارد. ما هنوز نقشه‌ی کامل ارتباطات مغزی انسان را در اختیار نداریم و نمی‌دانیم آگاهی دقیقاً چگونه پدید می‌آید. سریال‌هایی مانند «تغییر کربن» این فرآیند را بسیار ساده نشان می‌دهند، اما در واقعیت ما با میلیاردها نورون پیچیده روبرو هستیم. با این حال، تحقیقات در زمینه رابط‌های مغز و کامپیوتر مانند پروژه نئرولینک، گام‌های بسیار اولیه‌ای در این مسیر بلندپروازانه به حساب می‌آیند.
۵. نقش زنان در سریال‌های علمی-تخیلی چگونه تغییر کرده است؟
در ابتدا زنان اغلب در نقش‌های فرعی یا اپراتورهای مخابراتی به تصویر کشیده می‌شدند، اما به تدریج به جایگاه‌های رهبری و علمی دست یافتند. آثاری مانند «بیگانه» یا «اکسپنس» زنانی را نشان می‌دهند که مهندسان، خلبانان و فرماندهانی مقتدر هستند و باری از کلیشه‌های جنسیتی را به دوش نمی‌کشند. این تغییر رویکرد تاثیر بزرگی بر تشویق دختران جوان برای ورود به رشته‌های علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضی (STEM) داشته است. تخیل سینمایی با بازتعریف نقش‌های اجتماعی، راه را برای برابری در دنیای واقعی هموارتر کرد.
۶. آیا سریال‌های علمی-تخیلی می‌توانند به پیش‌بینی بحران‌های جهانی کمک کنند؟
بله، بسیاری از این سریال‌ها به عنوان «آزمایشگاه‌های فکری» عمل می‌کنند که سناریوهای “چه می‌شود اگر” را بررسی می‌نمایند. برای مثال، سریال‌هایی که درباره پاندمی‌های جهانی ساخته شدند، سال‌ها قبل از وقوع واقعی بحران، نقاط ضعف سیستم‌های بهداشتی را گوشزد کرده بودند. این آثار به سیاست‌گذاران و دانشمندان کمک می‌کنند تا پیامدهای احتمالی تصمیمات بزرگ یا حوادث ناگوار را قبل از وقوع درک کنند. در واقع تخیل در اینجا به ابزاری برای شبیه‌سازی آینده و پیشگیری از خطرات تبدیل می‌شود.
۷. چرا هنوز بسیاری از تکنولوژی‌های پیش‌بینی شده در سریال‌ها ساخته نشده‌اند؟
تخیل همواره چندین قدم جلوتر از توانایی‌های فنی و قوانین فیزیک حرکت می‌کند که این ذات رویاپردازی است. برخی ایده‌ها مانند سفر با سرعت نور یا تله‌پورت (Teleportation) با دانش کنونی ما از فیزیک در تضاد هستند یا به انرژی‌های بی‌پایانی نیاز دارند. همچنین محدودیت‌های اقتصادی و اخلاقی مانع از تحقق سریع برخی از این رویاهای تکنولوژیک می‌شوند. با این حال، همان ایده‌های محقق‌نشده نیز به عنوان چراغ راهی برای تحقیقات بنیادین در دهه‌های آینده عمل خواهند کرد.

جمع‌بندی نهایی

سریال‌های علمی-تخیلی فراتر از یک سرگرمی ساده، معماران نامرئی دنیای مدرن ما هستند که با جسارت تمام، مرزهای ممکن و ناممکن را جابه‌جا کردند. این آثار با کاشتن بذر آرزو در ذهن کودکان و نوجوانانی که بعدها دانشمند، مهندس و فیلسوف شدند، مسیر حرکت تمدن بشری را تغییر دادند. از ابزارهای کوچکی که در جیب داریم تا رویاهای بزرگی که برای استعمار سیارات دیگر در سر می‌پرورانیم، همگی ریشه در تخیلات پویایی دارند که روزی از قاب تلویزیون پخش می‌شدند. در نهایت، این ژانر به ما آموخت که قدرت تخیل، تنها محدودیت واقعی ماست و هر آنچه را که بشر بتواند با جزئیات تصور کند، روزی قادر به ساختن آن خواهد بود. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که دیروز فقط یک فیلم علمی-تخیلی بود.

شما منتظر کدام تکنولوژی تخیلی هستید؟

دنیای سریال‌های علمی-تخیلی پر از ایده‌هایی است که هنوز به واقعیت تبدیل نشده‌اند. آیا تماشای این آثار تا به حال دیدگاه شما را نسبت به آینده تغییر داده است؟ کدام گجت یا ایده در این سریال‌ها برای شما جذاب‌تر بوده و فکر می‌کنید زودتر محقق می‌شود؟ خوشحال می‌شویم تجربیات و نظرات ارزشمند خود را در بخش دیدگاه‌ها با ما و سایر خوانندگان به اشتراک بگذارید تا با هم درباره آینده‌ای که در پیش داریم گفتگو کنیم.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

7 دیدگاه

  1. به نظرم این سایت مشتریانش رو از دست نمی داد اگر اشاره می کرد که نرم افزار باز متن piwik رو ترجمه کرده اند، و باز از دست نمی داد اگر همونطور که از یک نرم افزار آزاد استفاده کردند سورس نرم افزارشون رو هم انتشار می دادند.
    این طور به نظرم شاید برنامه نویسای پی ایچ پی توی ایران (که عضو github هستند) دلگرم تر می شدند.

    شاد باشید

      1. آره،‌ امیرجان، الان دیدمش. برای دیدنش باید یا تلسکوپ داشت :) ممنون به خاطر کانتش

        اما توی صفحاتش اشاره ای به این موضوع نشده

  2. ممنون
    من هم مدتی پیش تبلیغشون رو در زومیت دیدم و از سایتشون استفاده میکنم، تا الان واقعا راضی بودم. مخصوصا گزارش هایی که میشه از سیستم گرفت خیلی برای کار من مفید هست.

    درضمن پایین سایتشون نوشته شده که از چه هسته ای استفاده شده، من خودم خیلی وقت پیش باهاش کار کردم و بخاطر مصرف خیلی زیاد پهنای باند مجبور شدم از روی هاستم برش دارم. مطمئنا stat7 هزینه ی زیادی برای سرور میده که امیدوارم کارشون روز بروز پیشرفت بکنه تا انگیزه ی لازم برای ادامه دادن داشته باشن.

  3. با درود

    من چند روز پیش با stat7 اشنا شدم و با اینکه می‌دونم زحمتی که براش کشیده شده کم نیست، تنها انتقاد کوچیکی که دارم اینه که اون پایین چرا لینک سورس اسکریپت مورد استفاده‌رو نذاشتن؟
    میدونم اسکریپت فقط پله اوله و موارد زیاد دیگه‌ای هست که باید وب‌مستری که این خدمات رو ارایه میکنه رعایت کنه و باهاشون سر و کله بزنه که گاها واقعا اعصاب‌خورد کن و طاقت‌فرسا میشن.

    من در حال حاضر از سرویسی stat7 استفاده می‌کنم و امیدوارم کیفیت روزافزونشون در کنار پایداری سرویس در اینده (چیزی که متأسفانه سابقه سرویس‌های ایرانی مارو ازش می‌ترسونه) بنده و دیگر استفاده‌کننده‌هارو همچنان روی این سرویس نگه‌داره.

    اما هدف از کامنت گذاشتن هیچ ارتباطی با این رپورتاژ نداشت!

    چندوقت پیش که تبلیغات متنی پایین رو گذاشته بودین با اون رنگ فیروزه‌ای که چشم رو اذیت می‌کرد، بعد از ایمیلی که بهتون زدم و رنگش رو تغییر دادین، گهگاهی نگاهی به این تبلیغات میندازم و با دقت متن لینک رو میخونم و اگه بنظرم جالب بیاد حتما بازش می‌کنم.

    اخیرا این ۲ لینک باعث شدن من بهشون توجه کنم:

    ایکس ری: عادل فردوسی پور چگونه عادل شد
    یک محصول دخترونه چه ویژگی‌هایی باید داشته باشه؟

    لینک اول انقدر فوق‌العاده و عالی بود که من تا نقطه آخرش رو بدون حتی رد کردن یک حرف و بدون مکث خوندم و در آخر گفتم کاش کمی طولانی‌تر بود.

    اما لینک دوم متأسفانه از روش بازاریابی منسوخ شده‌ای که با عدم ارایه کم‌ترین اطلاعاتی، سعی در تحریک حس کنجکاوی کاربر داره استفاده کرده که متأسفانه با وجود هزینه‌ای که کردن، روی یک استراتژی خیلی قدیمی که امروزه شکست‌خورده، زیادی حساب کردن.

    برام این تمایز و تضاد خیلی جالب بود و خوب چون زیر این پست برام پیش اومد، ترجیه دادم با شما و دیگر بازدیدکننده‌های این نوشته در میون بذارم.

    1. سلام منصور جان
      متاسفانه این نرم افزار ترجمه ی یک نرم افزار بازمتن به نام piwik است، متاسفانه از این بابت که تهیه کنندگان این نرم افزار هیچ اشاره ای به نرم افزار اصلی نکرده اند.
      لینک دموی اصلی
      http://demo.piwik.org/index.php?module=CoreHome&action=index&idSite=7&period=day&date=yesterday#module=Dashboard&action=embeddedIndex&idSite=7&period=day&date=yesterday&idDashboard=1
      لینک دموی این دوستان
      http://www.stat7.com/demo/index.php?module=CoreHome&action=index&idSite=2&period=day&date=today

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]