روانشناسی عشق در قاب تصویر؛ چرا شیفته روابط پیچیده عاشقانه در سریال ها میشویم؟
روانشناسی کشش عاطفی؛ چرا «عشقهای ممنوعه» جذاب هستند؟
یکی از دلایل اصلی جذابیت روابط پیچیده عاشقانه در سریالها، بهرهبرداری از کهنالگوهای روانشناختی است. مغز انسان به طور تکاملی به دنبال حل معماست و وقتی یک رابطه با موانع بزرگ روبرو میشود، سیستم پاداش مغز (Reward System) فعال میگردد. در درامهای تلویزیونی، تکنیکی به نام «کشش تعلیقیافته» (Simmering Tension) به کار میرود که در آن دو شخصیت آشکارا برای یکدیگر ساخته شدهاند اما به دلایل مختلف به هم نمیرسند. این وضعیت باعث میشود بیننده دچار نوعی «همدلی نیابتی» شود. از نظر روانپزشکی، تماشای این تنشها باعث ترشح دوپامین در بدن مخاطب میشود، گویی خود او در حال تجربه آن هیجان است. سریالها با استفاده از این مکانیزم، نوعی اعتیاد عاطفی ایجاد میکنند که باعث میشود بیننده برای دیدن اپیزود بعدی لحظهشماری کند. این پیچیدگیها در واقع بازتابی از تمایل انسان به تجربه هیجانات شدیدی است که شاید در زندگی آرام و روزمره خود به دست نیاورد.
سیر تحول تاریخی؛ از کمدیهای خانوادگی تا درامهای تاریک مدرن
نگاه تلویزیون به مقوله عشق در طول دههها تغییرات شگرفی داشته است. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، روابط عاشقانه در سریالها بسیار ساده، اخلاقگرا و عاری از هرگونه پیچیدگی جنسی یا عاطفی عمیق بود. زوجها معمولاً در اتاقهای مجزا میخوابیدند و تعارضات آنها در انتهای هر اپیزود ۳۰ دقیقهای حل میشد. اما با ظهور نهضتهای اجتماعی در دهه ۷۰ و سپس انقلاب رسانهای دهه ۹۰، مفهوم «ضدقهرمان رمانتیک» وارد بازی شد. سریالهای مدرن دیگر ابایی از نمایش خیانت، بیثباتی عاطفی و پارادوکسهای رفتاری ندارند. این تغییر مسیر نشاندهنده بلوغ مخاطب و تمایل او به دیدن حقایق عریانتر جامعه است. امروزه، روابط پیچیده عاشقانه در سریالها بیشتر به جای آنکه «الگوی زندگی» باشند، «آینه جامعه» هستند. نویسندگان اکنون ترجیح میدهند به جای نمایش یک عشق بینقص، به سراغ روابطی بروند که در آنها شخصیتها با تروماهای (Traumas) گذشته خود دست و پنجه نرم میکنند و همین موضوع عمق دراماتیک اثر را دوچندان میکند.
تکنیکهای نویسندگی؛ فرمول «خواهند رسید یا نخواهند رسید؟»
در صنعت سریالسازی، اصطلاحی به نام (Will They Won’t They) وجود دارد که ستون فقرات بسیاری از محبوبترین مجموعههای تاریخ است. این فرمول بر پایه به تأخیر انداختن رضایت (Delayed Gratification) بنا شده است. نویسندگان با ایجاد موانع مصنوعی، مانند ورود یک رقیب عشقی جدید یا یک سوتفاهم ناشی از دیالوگهای ناتمام، لحظه وصال را فصل به فصل عقب میاندازند. از نظر فنی، این کار باعث افزایش «نرخ تعامل» مخاطب با سریال میشود. جالب است بدانید که در بسیاری از موارد، به محض اینکه دو شخصیت اصلی به هم میرسند و رابطه ثابتی پیدا میکنند، ریتینگ (Rating) سریال افت میکند. به همین دلیل، در روابط پیچیده عاشقانه در سریالها، همیشه یک عنصر ناپایداری تزریق میشود تا موتور درام خاموش نشود. این استراتژی اگرچه برای نگه داشتن بیننده عالی است، اما تصویری تحریفشده از رابطه ارائه میدهد که در آن آرامش و ثبات به معنای پایان جذابیت است، در حالی که در واقعیت، ارزش یک رابطه در ثبات آن نهفته است.
زنگ تفریح: وقتی بازیگران واقعاً عاشق هم میشوند!
یکی از جالبترین اتفاقات در پشتصحنه سریالها این است که گاهی روابط پیچیده عاشقانه از متن فیلمنامه به دنیای واقعی نفوذ میکند. در بسیاری از سریالهای طولانی، بازیگران به دلیل ساعات کاری زیاد (گاهی ۱۶ ساعت در روز) وقت بیشتری را با شریک عاطفی خود در سریال میگذرانند تا با خانوادههایشان! جالب اینجاست که در برخی موارد، نویسندگان وقتی متوجه میشوند دو بازیگر در دنیای واقعی با هم به مشکل خوردهاند، عمداً در فیلمنامه برای آنها صحنههای عاشقانه بیشتری مینویسند تا تنش را برای دوربین جذابتر کنند. یا برعکس، زوجهایی که در سریال از هم متنفرند اما در واقعیت ازدواج کردهاند، مجبورند ساعتها جلوی دوربین با هم دعوا کنند و بعد با هم به خانه بروند تا شام بخورند. این پارادوکسهای پشتصحنه همیشه برای طرفداران دوآتشه جذابتر از خودِ داستان اصلی بوده است!
تاثیرات جامعهشناختی؛ وقتی سریالها استانداردهای عشق را تغییر میدهند
روابط پیچیده عاشقانه در سریالها تنها جنبه سرگرمی ندارند، بلکه به شدت بر فرهنگ عامه (Pop Culture) تاثیر میگذارند. جامعهشناسان هشدار میدهند که نمایش مداوم روابط سمی (Toxic Relationships) به عنوان امری رمانتیک و جذاب، میتواند درک نسلهای جوان را از یک رابطه سالم مخدوش کند. وقتی شخصیتهای محبوب با رفتارهایی نظیر کنترلگری، حسادت بیمارگونه و تعقیب (Stalking) به عنوان نمادهای عشق پرشور نشان داده میشوند، مرز بین توجه و تعرض در ذهن مخاطب کمرنگ میشود. از سوی دیگر، سریالها در سالهای اخیر نقش مهمی در عادیسازی تنوع در روابط داشتهاند. نمایش روابط میاننژادی، روابط با اختلاف سنی زیاد و شکستن تابوهای سنتی از طریق این مدیوم، به افزایش رواداری در جوامع مدرن کمک کرده است. در واقع تلویزیون به یک آزمایشگاه بزرگ تبدیل شده که در آن الگوهای جدید رفتاری پیش از آنکه در جامعه نهادینه شوند، مورد آزمایش و مشاهده قرار میگیرند. این قدرت نرم رسانه، مسئولیتی سنگین بر دوش سازندگان قرار میدهد تا میان جذابیت بصری و سلامت روان مخاطب تعادل برقرار کنند.
خطاهای علمی و سوءبرداشتها؛ عشق در سریال در برابر علم اعصاب
بسیاری از آنچه در روابط پیچیده عاشقانه در سریالها میبینیم، از نظر علمی با واقعیتهای بیولوژیکی انسان در تضاد است. در سریالها، عشق معمولاً به صورت یک جرقه ناگهانی و دائمی (Love at first sight) نمایش داده میشود که با گذشت زمان و با وجود تمام مشکلات، هرگز فروکش نمیکند. اما علم اعصاب (Neuroscience) ثابت کرده است که فاز «عشق پرشور» که با طوفان هورمونی همراه است، معمولاً بین ۶ ماه تا ۲ سال طول میکشد و پس از آن باید به «عشق همراهانه» تبدیل شود تا رابطه پایدار بماند. سریالها برای حفظ هیجان، شخصیتها را در حالت اول ثابت نگه میدارند که این خود یک خطای علمی بزرگ است. همچنین، نمایش اینکه یک فرد میتواند با قدرت عشق، شخصیت یک فرد متزلزل یا جامعهستیز (Sociopath) را به کلی تغییر دهد، یکی از خطرناکترین افسانههایی است که تلویزیون ترویج میکند. روانشناسی مدرن تأکید دارد که تغییرات شخصیتی عمیق نیازمند درمانهای تخصصی و تمایل درونی فرد است، نه صرفاً یک رابطه عاشقانه پرفراز و نشیب.
بازتاب در رسانههای دیگر؛ از رمانهای عامهپسند تا سینمای هنری
روابط پیچیده عاشقانه در سریالها ریشه در ادبیات کلاسیک و رمانهای قرن نوزدهم دارند. آثاری نظیر «بلندیهای بادگیر» یا «غرور و تعصب» اولین الگوهای روابط پرتعارض را پایه گذاری کردند. سینما نیز با فیلمهای کلاسیک هالیوودی این مسیر را ادامه داد، اما سریالهای تلویزیونی به دلیل زمان طولانیتری که در اختیار دارند، توانستند این پیچیدگیها را به اوج برسانند. در یک فیلم سینمایی دو ساعته، فرصت کافی برای نمایش تدریجی فروپاشی یا بازسازی یک رابطه وجود ندارد، اما در یک سریال ۵ فصلی، مخاطب با تمام جزئیات روزمره و تغییرات روحی کاراکترها همراه میشود. این موضوع باعث شده است که حتی مستندهای اجتماعی نیز به سراغ تحلیل روابط شخصیتهای خیالی بروند. امروزه کتابهای روانشناسی متعددی چاپ میشوند که از روابط پیچیده عاشقانه در سریالها به عنوان «مطالعه موردی» (Case Study) برای تحلیل رفتارهای انسانی استفاده میکنند. این نشاندهنده نفوذ عمیق این داستانها در لایههای مختلف معرفتی ماست.
سناریوهای توضیحی؛ تفاوت عشق نمایشی و عشق واقعی
برای درک بهتر، بیایید یک سناریوی رایج در روابط پیچیده عاشقانه در سریالها را با واقعیت مقایسه کنیم. در سریال، وقتی دو نفر با هم دعوای شدیدی میکنند، معمولاً این صحنه با یک موسیقی حماسی و آشتی ناگهانی در زیر باران به پایان میرسد. در دنیای واقعی، چنین دعواهایی معمولاً منجر به جریحهدار شدن احساسات، نیاز به فضای شخصی و ساعتها گفتگوی منطقی برای حل مشکل میشود. سریالها «مراحل حل مسئله» را حذف میکنند چون از نظر بصری خستهکننده هستند. آنها مستقیم به سراغ «نتیجه عاطفی» میروند. این حذف کردنها باعث میشود بیننده در زندگی واقعی احساس کند که رابطهاش به اندازه کافی «داغ» یا «عمیق» نیست، چون خبری از آن موسیقی و آشتیهای جادویی نیست. مقایسه یافتههای روانشناسی نشان میدهد که زوجهایی که بیشترین تاثیر را از الگوهای رمانتیک تلویزیونی میگیرند، معمولاً رضایت کمتری از شریک زندگی خود دارند؛ چرا که همواره در حال مقایسه یک انسان واقعی و جایزالخطا با یک شخصیت فانتزی و نوشتهشده هستند.
زنگ تفریح: مثلثهای عشقی که هندسه را نابود کردند!
در دنیای سریالها، «مثلث عشقی» (Love Triangle) به قدری محبوب است که گاهی به مربع، پنجضلعی و حتی اشکال نامتقارن هندسی تبدیل میشود! جالب است بدانید که در برخی از سریالهای طولانی، به قدری بین شخصیتها جابجایی عاطفی صورت میگیرد که اگر بخواهید نقشه روابط آنها را رسم کنید، بیشتر شبیه نقشه متروی توکیو میشود تا یک رابطه انسانی. یک آمار فان نشان میدهد که در برخی مجموعههای درام جوانپسند، هر شخصیت به طور متوسط با ۸۰ درصد از دیگر شخصیتهای اصلی سریال حداقل یک بار وارد رابطه شده است. این موضوع باعث شده شوخی جدیدی بین طرفداران شکل بگیرد: «در این شهر فقط ده نفر زندگی میکنند و همه آنها هم با هم رابطه دارند!» واقعاً دنیای سریالها جای عجیبی است که در آن هیچکس تنها نمیماند، مگر اینکه بازیگرش با تهیهکننده به مشکل خورده باشد!
ارتباط با سیاست و تاریخ؛ عشق به مثابه ابزار قدرت
روابط پیچیده عاشقانه در سریالهای تاریخی و سیاسی اغلب به عنوان ابزاری برای نمایش توازن قدرت به کار میروند. در این ژانرها، عشق به ندرت یک موضوع صرفاً قلبی است؛ بلکه بیشتر شبیه یک شطرنج استراتژیک است. برای مثال، در سریالهایی که درباره دوران پادشاهی یا خاندانهای بانفوذ ساخته میشوند، ازدواجها و روابط پنهانی مستقیماً بر سرنوشت یک کشور یا یک حزب سیاسی تاثیر میگذارند. این بازنمایی، ریشه در واقعیتهای تاریخی دارد که در آن «پیوندهای زناشویی» بخشی از دیپلماسی بینالمللی بودند. نویسندگان با ترکیب احساسات پاک انسانی و جاهطلبیهای کثیف سیاسی، نوعی از درام را خلق میکنند که در آن بیننده میان تحسین عشق کاراکترها و وحشت از پیامدهای آن معلق میماند. این نوع روابط پیچیده عاشقانه در سریالها، به مخاطب یادآوری میکند که عواطف انسانی هیچگاه در خلاء اتفاق نمیافتند و همیشه تحت تاثیر ساختارهای کلان قدرت، طبقه اجتماعی و ضرورتهای تاریخی هستند.
اسرار پشتپرده؛ چگونه شیمی بین دو بازیگر ساخته میشود؟
بسیاری از بینندگان تصور میکنند «شیمی» (Chemistry) بین دو بازیگر یک امر کاملاً تصادفی و طبیعی است. اما در حقیقت، برای ایجاد روابط پیچیده عاشقانه در سریالها، فرآیندهای بسیار دقیقی طی میشود. استودیوها از مرحله تست بازیگری، «تست شیمی» (Chemistry Read) انجام میدهند تا مطمئن شوند دو بازیگر حتی قبل از خواندن فیلمنامه، در کنار هم جذاب به نظر میرسند. علاوه بر این، کارگردانان از تکنیکهای فیلمبرداری خاصی مانند لنزهای تلهفوتو برای نزدیکتر نشان دادن کاراکترها به هم یا نورپردازی گرم و ملایم استفاده میکنند تا حس صمیمیت را القا کنند. تدوینگران نیز با طولانیتر کردن مکثها و نگاههای بین دو شخصیت، کشش عاطفی را در میز تدوین خلق میکنند. گاهی اوقات دو بازیگر در واقعیت از یکدیگر متنفرند، اما به لطف مهارتهای فنی تیم تولید، روابط عاشقانه آنها در سریال به قدری باورپذیر از آب در میآید که میلیونها نفر برای آنها اشک میریزند. این جادوی سینماست که واقعیت را به نفع درام دستکاری میکند.
شگفتیها و رکوردهای رمانتیک در دنیای تلویزیون
روابط پیچیده عاشقانه در سریالها گاهی رکوردهای عجیبی به جا میگذارند. برای مثال، برخی از طولانیترین مثلثهای عشقی در سریالهای آبکی (Soap Operas) بیش از ۳۰ سال طول کشیدهاند! جالب است بدانید که در برخی موارد، اعتراض هواداران به جدایی یک زوج در سریال به قدری شدید بوده که تهیهکنندگان مجبور شدهاند فیلمنامه را تغییر دهند و حتی شخصیتی که مرده بود را دوباره زنده کنند تا به معشوقش برسد. همچنین، بررسیها نشان میدهد که سریالهایی با روابط عاشقانه بسیار پیچیده، در بازارهای بینالمللی بسیار موفقتر عمل میکنند؛ چرا که زبان «درد عشق» و «تنش عاطفی» یک زبان جهانی است که مرزهای فرهنگی را در مینوردد. از سوی دیگر، گرانقیمتترین صحنههای عروسی در تاریخ تلویزیون گاهی بودجهای برابر با یک فیلم سینمایی مستقل داشتهاند، تنها برای اینکه مخاطب شاهد وصال نهایی قهرمانان داستان باشد. این هزینههای گزاف نشان میدهد که صنعت سرگرمی تا چه حد بر روی نیاز مخاطب به دیدن پایانهای خوش (یا حداقل باشکوه) سرمایهگذاری کرده است.
روانپزشکی و شخصیتشناسی؛ الگوهای دلبستگی در سریالها
یکی از ابزارهای نویسندگان برای خلق روابط پیچیده عاشقانه در سریالها، استفاده از تئوریهای روانشناسی مانند «نظریه دلبستگی» (Attachment Theory) است. معمولاً یکی از طرفین رابطه دارای «دلبستگی اضطرابی» (Anxious Attachment) است که مدام به دنبال تایید و نزدیکی است، و طرف دیگر دارای «دلبستگی اجتنابی» (Avoidant Attachment) است که از صمیمیت میترسد و فاصله میگیرد. تقابل این دو تیپ شخصیتی، فرمول طلایی برای ایجاد درام بیپایان است. مخاطب با دیدن این کشمکشها، بخشهایی از ناخودآگاه خود را در کاراکترها پیدا میکند. روانپزشکان معتقدند که بسیاری از مردم از سریالها به عنوان نوعی «تخلیه هیجانی» (Catharsis) استفاده میکنند؛ آنها از طریق کاراکترها گریه میکنند، خشمگین میشوند و در نهایت با رسیدن آنها به آرامش، خود نیز به یک آرامش موقت میرسند. اما مشکل زمانی آغاز میشود که فرد به جای حل مشکلات ارتباطی خود در دنیای واقعی، به دنیای سریالها پناه میبرد تا نیازهای عاطفی سرکوبشدهاش را در آنجا جبران کند.
نتیجهگیری فنی؛ آینده روابط رمانتیک در عصر استریمینگ
با ظهور پلفترمهای استریمینگ مانند نتفلیکس و اچبیاو، ساختار روابط پیچیده عاشقانه در سریالها نیز تغییر کرده است. به دلیل سیستم «تماشای پشتسرهم» (Binge-watching)، نویسندگان دیگر نیازی ندارند در پایان هر اپیزود یک تعلیق بزرگ ایجاد کنند؛ در عوض، آنها روی «توسعه تدریجی شخصیت» تمرکز میکنند. این موضوع باعث شده است که روابط عاشقانه در سریالهای جدید، واقعیتر، تلختر و گاهی بسیار مبهمتر از گذشته باشند. مخاطب امروز دیگر به دنبال پایانهای خوش کلیشهای نیست، بلکه به دنبال «صداقت عاطفی» است. آینده این حوزه احتمالاً به سمت نمایش روابطی خواهد رفت که در آنها مفاهیمی نظیر استقلال فردی و سلامت روان، بر عشقهای سنتی و خودویرانگر پیشی میگیرند. سریالهای پیشرو اکنون در حال آموزش این نکته به مخاطب هستند که عشق، تنها بخشی از زندگی است و نه تمام آن؛ و یک رابطه پیچیده لزوماً به معنای یک رابطه باارزش نیست. این بلوغ در روایتگری، نویدبخش دوران جدیدی در صنعت تلویزیون است که در آن درام از دلِ «واقعیت» جوانه میزند.
سوالات متداول (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
روابط پیچیده عاشقانه در سریالها، فراتر از ابزاری برای پر کردن اوقات فراغت، به بخشی از نظام معناساز زندگی مدرن تبدیل شدهاند. این پیوندها با تمام اغراقها و درامهایشان، به ما اجازه میدهند تا در فضایی امن، عمیقترین تمنیات و دردهای بشری را تجربه کنیم. با این حال، خردمندی حکم میکند که میان جادوی تصویر و واقعیتهای ملموس زندگی تفاوت قائل شویم. سریالها میتوانند الهامبخش باشند، به شرطی که آنها را نه به عنوان الگو، بلکه به عنوان دریچهای برای شناخت بهترِ پیچیدگیهای روان انسان ببینیم. در نهایت، زیباترین رابطه آن نیست که در زیر باران و با موسیقی متن شروع شود، بلکه رابطهای است که در دنیای واقعی و با پذیرش نقصها دوام بیاورد.
کدام زوج سریالها شما را تحت تاثیر قرار دادهاند؟
آیا تا به حال پیش آمده که با دیدن یک رابطه عاشقانه در سریال، نگاهتان به زندگی واقعی تغییر کند؟ یا شاید فکر میکنید که نویسندگان در نمایش عشق خیلی زیادهروی میکنند؟ نظرات، تجربیات و حتی سریالهای پیشنهادی خود را که روابط انسانی را به بهترین شکل به تصویر کشیدهاند، در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید. گفتگو درباره این موضوعات میتواند به درک بهتر ما از خودمان و روابطمان کمک کند.
نوشتههای مرتبط با فهرست بهترین سریالها
- مینیسریالهایی که دیدنشان مثل خواندن یک رمان شاهکار است!
- ۶۳ سریال کرهای که نباید از دست بدهید | از عاشقانه تا تریلرهای نفسگیر
- بهترین سریال های علمی تخیلی سالهای اخیر که حتما باید ببینید
- سریال های اقتباس شده از گیمهای ویدئویی که از خود بازیها، بهتر شدند
- دانستنیهای شگفتانگیز درباره تأثیر سریالهای تلویزیونی بر اقتصاد و گردشگری







سایتش ترکیده! کلا باز نمیشه!
درود برشما
اره راست میگین.من به خاطرلینک عکس ها گفتم جوملاست.بعدا متوجه شدم که بله جوملا نیست.ایده ی خوبیه به امید موفقیت شما.کاش محصولات دیجیتالی هم بزارین
اینم که با جوملا ساخته شده.پرچم جوملا بالاست
سجاد عزیز سلام
برای آگاهی شما و دیگر کاربران لازم است به اطلاع برسانیم سیستم باچتر کاملا اختصاصی و با استفاده از فریمورک قدرتمند داتنت توسعه داده شده است و روی وب سرور آیآیاس اجرا میشود.
بدیهیست با توجه به توضیح فوق میبایست بگوییم پرچم داتنت بالاست.
موفق باشید
ممنون از مطالب خوب و مفیدتون ،به نظر من برای شهرهای بزرگ و پرجمعیت مناسبتر هست.
سلام دکتر خسته نباشید
ممنون از مطالب خوبی که مینویسید ،یک سوال دارم درباره ی این که شما از واترمارک روی تصاویر پرهیز می کنید ،علت این موضوع چیه ؟در ضمن ایا واتر مارک وبلاگ روی عکسهای تزیینی سایت های خارچی ممکن هست با برخورد سرویس دهنده های خدمات غیر ایرانی مواجه شود؟
معمولا سایتهای ایرانی به خاطر اینکه مطالبشان دزدیده میشود این کار را میکنند، اما باید در نظر داشته باشید، معمولا هیچ کدام از عکسها متعلق به ما نیستند، بنابراین گذاشتن واترمارک را صحیح نمیدانم و فکر میکنم بهتر است از طریق دیگری جلوی سرقت پستها گرفته شوند.
گرافیک هاشون رو که از fancy بر داشتن و احتمالاً مثه خیلی از کارای دیگه ی ما ایرانی ها یه کپی ناقص ذهنی و عملی از یه ایده ی موفقه. راستش خیلی خوش بین نیستم که از توش چیز به درد بخوری پیدا بشه مگه اینکه طرح و برنامه ی یه هویی نداشته باشن و بتونن خوب و مناسب و صحیح کار کنن. اگه کپی نمی کردن بهتر بود به نظرم!
عالی بود-موفق و پیروز
فروش مستقیم خیلی وقته که تو خیلی از کشورها داره اجرا میشه و کمک زیادی به اقتصاد میکنه! الآن هم ۲−۳سالی هست که فروش مستقیم تو ایران رونق بیشتری گرفته و امیدوارم این سایت هم بتونه در این ضمینه موفق باشه!!
سلام
خوب خیلی خوبه . اما به نظر من در مورد خرید در شهرهای بزرگ و اشخاص پر مشغله بیشتر مناسبه . چون من خودم به شخصه خرید رو جزو تفریحات می دونم وبه روش سنتی اعتقاد دارم گشتن در زمان خرید و امتحان لباسها و لمس جنسشون از نزدیک و مقایسشون با سایر آیتمها رو دوست دارم و خرید آنلاین رو برای مواردی که قبلا دیدم و پسندیدم و تجربه اشون کردم می پسندم .
به هر حال این نویدی هست برای استفاده کاربردی تکنولوژی در زندگی و بالطبع بالا بودن آگاهی مردم که اگه از این دید ببینیم همه سودمند هستند
خیلی ممنون از پستتون
البته اگر اجرائی شود ،طرح خوبی می باشد
بنده تصور میکنم پتانسیل این وجود داره که از دل همین سیستم، همون گرون فروشی ای که درخرید سنتی وجود داره تولید بشه. فروشنده ها بازاری ها زرنگ تر از این حرف ها هستن.
با سلام علی عزیز، البته حرف شما درباره بازار و شرایط اقتصادی حاکم بر آن کاملا صحیح است اما نکته ی که همیشه از قلم افتاده تولیدکننده است. بقای تولید کننده در تولید و بقای تولید در کیفیت محصول و کاهش قیمت تمام شده آن برای مصرف کننده حقیقی است،با چتر با هدف کمک به بقای این چرخه کار خود را آغاز کرده است و امیدواریم بتوانیم به سهم خود به اقتصاد کشور عزیزمان کمک کنیم.