ارنست مورو؛ نابغه طب اطفال و کاشف رفلکس «مورو»

ارنست مورو (Ernst Moro)، پزشک و متخصص اطفال برجسته‌ی اتریشی، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ پزشکی است که نامش با «رفلکس مورو» در ذهن‌ها حک شده است. او فراتر از کشف یک واکنش عصبی ساده در نوزادان، با ابداعاتی همچون سوپ هویج مخصوص و شناسایی باکتری‌های مفید دستگاه گوارش، انقلابی در کاهش نرخ مرگ‌ومیر کودکان ایجاد کرد. مورو در دوران طلایی طب اطفال در هایدلبرگ، نه تنها یک محقق دقیق، بلکه پزشکی دلسوز بود که نگاهی جامع به سلامت نوزادان داشت. در این مقاله، به بررسی ابعاد مختلف زندگی، اکتشافات علمی و میراث ماندگار این دانشمند بزرگ می‌پردازیم که چگونه با ساده‌ترین راهکارها، پیچیده‌ترین مشکلات پزشکی زمان خود را حل کرد.

۰۱

رفلکس مورو؛ زبان بدن نوزاد برای بقا

رفلکس مورو (Moro Reflex) که در ابتدا توسط خود او «رفلکس آغوش» نامیده شد، یکی از حیاتی‌ترین نشانه‌های سلامت سیستم عصبی در بدو تولد است. این واکنش زمانی رخ می‌دهد که نوزاد با یک محرک ناگهانی مثل صدای بلند یا احساس سقوط مواجه می‌شود؛ در این حالت کودک ابتدا دستانش را باز کرده و سپس آن‌ها را به حالت آغوش گرفتن جمع می‌کند. ارنست مورو در سال ۱۹۱۸ با دقت فراوان این پدیده را توصیف کرد و متوجه شد که فقدان این رفلکس می‌تواند نشانه‌ای از آسیب‌های مغزی یا نخاعی باشد. جالب است بدانید که این واکنش معمولاً تا پایان ماه سوم یا چهارم زندگی ناپدید می‌شود و جای خود را به واکنش‌های ارادی می‌دهد.

از منظر تکاملی، بسیاری از محققان بر این باورند که این رفلکس ریشه در پیوند اجدادی ما با پستانداران نخستین دارد. در واقع، این حرکت به نوزاد کمک می‌کرد تا در صورت احساس خطر، به بدن مادر بچسبد و از سقوط جلوگیری کند. مورو با کشف این موضوع، ابزاری ساده اما فوق‌العاده کارآمد برای معاینات بالینی در اختیار پزشکان قرار داد. امروزه نیز هر متخصصی در اولین معاینه نوزاد، این تست را انجام می‌دهد تا از یکپارچگی سیستم عصبی مرکزی (Central Nervous System) اطمینان حاصل کند. این کشف نشان داد که چگونه یک مشاهده دقیق می‌تواند به استاندارد طلایی در پزشکی تبدیل شود.

۰۲

معجزه سوپ هویج و نجات از اسهال کشنده

در اوایل قرن بیستم، بیماری‌های گوارشی و اسهال (Diarrhea) یکی از اصلی‌ترین دلایل مرگ‌ومیر نوزادان در اروپا بود و علم پزشکی آن زمان راهکار مؤثری برای مقابله با آن نداشت. ارنست مورو در سال ۱۹۰۸ با یک ایده ساده اما علمی، «سوپ هویج مورو» را ابداع کرد که شامل ۵۰۰ گرم هویج پخته و له شده در یک لیتر آب و مقدار کمی نمک بود. این نسخه ساده باعث شد نرخ مرگ‌ومیر نوزادان مبتلا به اسهال در کلینیک او به طور ناگهانی ۵۰ درصد کاهش یابد. او با تکیه بر تجربه بالینی خود فهمید که این ترکیب خاص می‌تواند دستگاه گوارش حساس کودکان را آرام کند و مانع از دست رفتن آب بدن شود.

نکته شگفت‌انگیز اینجاست که مورو در آن زمان دقیقاً نمی‌دانست چرا این سوپ چنین معجزه‌ای می‌کند، اما حدود یک قرن بعد، علم مدرن راز او را برملا کرد. تحقیقات نشان داد که اُلیگوساکاریدهای (Oligosaccharides) موجود در عصاره هویج پخته، مانع از چسبیدن باکتری‌های بیماری‌زا به دیواره روده می‌شوند. این یعنی هویج قبل از اختراع آنتی‌بیوتیک‌ها، نقش یک سد دفاعی هوشمند را ایفا می‌کرد. مورو ثابت کرد که گاهی بهترین درمان‌ها در آشپزخانه نهفته‌اند و نه لزوماً در آزمایشگاه‌های پیچیده شیمیایی. این رویکرد او به تغذیه درمانی، هنوز هم در بسیاری از متون تخصصی به عنوان یک الگوی کلاسیک تدریس می‌شود.

او همچنین «رژیم سیب» را برای درمان اسهال‌های مزمن معرفی کرد که بر پایه پکتین موجود در سیب رنده شده استوار بود. مورو معتقد بود که طبیعت بهترین داروساز است و وظیفه پزشک، کشف این پیوندهای ظریف میان تغذیه و سلامت است. او با این کار نشان داد که طب اطفال باید فراتر از تجویز دارو، به سبک زندگی و نیازهای پایه نوزادان توجه داشته باشد. شاید اگر مورو نبود، هزاران کودک در آن دوران بر اثر کم‌آبی ساده جان خود را از دست می‌دادند.

۰۳

لاکتوباسیلوس؛ کشفی که دهه‌ها از زمان خود جلوتر بود

ارنست مورو در سال ۱۹۰۰ موفق به جداسازی باکتری «لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس» (Lactobacillus acidophilus) از معده نوزادان شد که امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین پروبیوتیک‌ها شناخته می‌شود. در دورانی که باکتری‌ها فقط به عنوان عوامل بیماری‌زا شناخته می‌شدند، مورو به نقش مثبت برخی میکروب‌ها در سلامت انسان پی برد. او متوجه شد که فلور میکروبی روده نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند، با نوزادانی که شیر گاو می‌خورند متفاوت است. این کشف، سنگ بنای درک ما از اهمیت شیر مادر و سیستم ایمنی نوزاد شد.

باید اعتراف کنیم مورو کمی «خوره» باکتری‌شناسی بود و ساعت‌ها وقت خود را صرف بررسی ترشحات گوارشی کودکان می‌کرد تا بفهمد چرا بعضی‌ها سالم می‌مانند و بعضی دیگر نه! او با ابداع «شیر مورو» که ترکیبی از شیر کامل، آرد و کره بود، سعی کرد فرمولی بسازد که برای نوزادان محروم از شیر مادر، قابل هضم‌تر باشد. اگر در آن زمان اینستاگرام وجود داشت، احتمالاً مورو با پست‌های «چطور باکتری‌های خوب روده نوزادتان را تقویت کنید» میلیون‌ها فالوور جذب می‌کرد! شوخی به کنار، نگاه پیشروی او به میکروبیوم انسانی، دهه‌ها قبل از اینکه این اصطلاح مد شود، واقعاً تحسین‌برانگیز است.

زنگ تفریح: مورو و مد فصلی نوزادان!

آیا می‌دانستید اصطلاح «بهار بیولوژیک» را اولین بار ارنست مورو ابداع کرد؟ او متوجه شد که نوزادان در فصل بهار با سرعت بیشتری رشد می‌کنند و این را به تاثیر نور خورشید و تغییرات فصلی بر هورمون‌ها نسبت داد. اما جالب‌ترین بخش زندگی او شاید این باشد که با وجود تمام افتخارات علمی، مورو به شدت به «سوپ هویج» خودش افتخار می‌کرد و حتی در محافل غیررسمی هم از خواص جادویی هویج‌های نارنجی دفاع می‌کرد؛ طوری که همکارانش به شوخی می‌گفتند او احتمالاً رگ و ریشه‌ای از خرگوش‌ها دارد! او ثابت کرد که برای دانشمند بزرگ بودن، لازم نیست همیشه عصا به قورت داده باشید.

۰۴

سال‌های طلایی هایدلبرگ و چالش‌های سیاسی

دوران ریاست مورو بر کلینیک کودکان دانشگاه هایدلبرگ (Heidelberg University) به عنوان «سال‌های طلایی» طب اطفال شناخته می‌شود. او محیطی علمی ایجاد کرده بود که نخبگان از سراسر جهان برای آموختن متدهای نوین او به آلمان سفر می‌کردند. مورو نه تنها یک محقق، بلکه یک استاد الهام‌بخش بود که شاگردانی نظیر ماری الیزه کایزر را تربیت کرد. او در این دوران توانست تست توبرکولین (Tuberculin Test) را ارتقا دهد که گامی بزرگ در تشخیص زودهنگام بیماری سل در کودکان بود. دقت او در تشخیص‌های بالینی زبانزد بود و همواره به دانشجویانش تأکید می‌کرد که مشاهده دقیق نوزاد، از هر آزمایشی معتبرتر است.

اما این دوران درخشان با روی کار آمدن رژیم نازی به تیرگی گرایید. مورو در سال ۱۹۳۶ به طور ناگهانی و با بهانه بیماری بازنشسته شد، در حالی که شواهد تاریخی نشان می‌دهد فشارهای سیاسی و قوانین نژادپرستانه به دلیل پیشینه خانوادگی همسرش، عامل اصلی این انزوا بود. او که سال‌ها برای سلامت کودکان جنگیده بود، ناگهان خود را در حاشیه دید. با این حال، او تسلیم نشد و تا سال‌ها بعد در مطب خصوصی خود به درمان بیماران ادامه داد. این بخش از زندگی او نشان‌دهنده ایستادگی اخلاقی دانشمندی است که علم را فراتر از ایدئولوژی‌های گذرا می‌دانست.

۰۵

تست مورو؛ سلاحی علیه بیماری سل

یکی دیگر از دستاوردهای فنی ارنست مورو که کمتر به آن پرداخته شده، ابداع روشی ساده برای تست سل بود که به «تست مورو» شهرت یافت. در این روش، او از یک پماد حاوی توبرکولین استفاده می‌کرد که روی پوست مالیده می‌شد؛ واکنشی پوستی در محل تماس نشان‌دهنده حساسیت فرد به باکتری سل بود. این روش نسبت به تزریق‌های دردناک آن زمان برای کودکان بسیار مناسب‌تر و پذیرفتنی‌تر بود. مورو همیشه به دنبال راه‌هایی بود که معاینه پزشکی را برای نوزادان و اطفال کم‌خطرتر و آرام‌تر کند. او به خوبی درک کرده بود که کودکان، بزرگسالانی در ابعاد کوچک نیستند و نیاز به ابزارهای اختصاصی خود دارند.

این نوآوری مورو باعث شد تا غربالگری سل در مدارس و پرورشگاه‌ها با سرعت و دقت بسیار بیشتری انجام شود. با شناسایی زودهنگام کودکان مبتلا، امکان جداسازی و درمان آن‌ها فراهم شد و از اپیدمی‌های بزرگ جلوگیری به عمل آمد. مورو با ترکیب دانش میکروبیولوژی و مهارت‌های بالینی، پلی میان آزمایشگاه و تخت بیمار ایجاد کرد. او به ما آموخت که تشخیص صحیح، نیمی از درمان است و برای تشخیص درست، باید ابزاری ساخت که با فیزیولوژی ظریف کودک همخوانی داشته باشد.

۰۶

میراث مورو در دنیای مدرن؛ از دانشگاه وین تا آشپزخانه‌ها

امروزه وقتی از رفلکس مورو صحبت می‌کنیم، در واقع از یکی از پایه‌ای‌ترین تست‌های غربالگری بدو تولد حرف می‌زنیم که در تمامی زایشگاه‌های جهان انجام می‌شود. اما میراث او به همین‌جا ختم نمی‌شود. تحقیقات اخیر در دانشگاه وین (University of Vienna) ثابت کرده است که فرمول سوپ هویج مورو می‌تواند حتی در برابر باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک نیز مؤثر باشد. این یعنی یافته‌های یک قرن پیش او، هنوز هم در عصر پزشکی دیجیتال و ژنتیک، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. مورو به ما نشان داد که حقایق علمی ناب، تاریخ انقضا ندارند و همیشه می‌توان به آن‌ها تکیه کرد.

لحن او در نوشته‌های علمی‌اش همیشه با نوعی تواضع و دقت همراه بود. او هیچ‌گاه ادعای کشف معجزه نداشت، بلکه خود را مشاهده‌گری می‌دانست که به زبان نوزادان گوش می‌دهد. اگر امروز گذرتان به بیمارستان‌های کودکان افتاد و دیدید پرستاری با مهربانی دست‌های نوزاد را چک می‌کند، بدانید که روح ارنست مورو در آنجا حاضر است. او مردی بود که پیچیدگی‌های علم را به سادگی یک قاشق سوپ هویج درآورد تا زندگی را برای کوچک‌ترین انسان‌ها ممکن سازد. شاید بد نباشد هر بار که هویج می‌خوریم، یادی از این پزشک نابغه اتریشی بکنیم!

۰۷

سه‌ماهه اول؛ ابداع یک مفهوم کلیدی

جالب است بدانید که اصطلاح «سه‌ماهه اول» (First Trimester) برای توصیف دوران حیاتی پس از تولد، اولین بار توسط ارنست مورو استفاده شد. او معتقد بود که نوزاد انسان در سه ماهه اول زندگی خارج از رحم، همچنان در وضعیتی شبیه به دوران جنینی قرار دارد و به مراقبت‌های ویژه و محیطی آرام نیاز دارد. این دیدگاه مورو، انقلابی در روانشناسی رشد و مراقبت‌های نوزادی ایجاد کرد. او بر این باور بود که این دوره، زمانِ انتقال بیولوژیک است و نباید با نوزاد مانند یک موجود مستقل کامل برخورد کرد. مورو به خوبی می‌دانست که پیوند عاطفی مادر و فرزند در این نود روز، پایه و اساس سلامت روان آینده کودک را می‌سازد.

این نگاه انسانی و جامع مورو، باعث شد تا او فراتر از یک متخصص بیماری‌های عفونی، به عنوان یک فیلسوف طب اطفال شناخته شود. او همواره توصیه می‌کرد که نوزادان باید در محیطی گرم و با کمترین محرک‌های تنش‌زا نگهداری شوند تا رفلکس‌های بدوی آن‌ها (مانند رفلکس مورو) به آرامی و در زمان مناسب ناپدید شوند. مورو واقعاً عاشق بچه‌ها بود؛ او حتی وقتی از سیاست‌های نازی‌ها رنج می‌برد، وقتش را با نوشتن مقالاتی درباره رشد طبیعی کودکان می‌گذراند. او مردی بود که حتی در تاریک‌ترین دوران تاریخ، نگران نوری بود که در چشم‌های یک نوزاد می‌درخشد.

زنگ تفریح: وقتی هویج جایگزین مدال افتخار می‌شود!

شاید برایتان عجیب باشد اما در سال‌های آخر عمر مورو، وقتی از او درباره بزرگترین افتخار زندگی‌اش می‌پرسیدند، او به جای لیست کردن مدال‌ها و کرسی‌های دانشگاهی، به نامه‌هایی اشاره می‌کرد که مادران سپاسگزار برایش فرستاده بودند. مادری برایش نوشته بود که سوپ هویج او «آخرین امید» خانواده‌شان بوده است. مورو با خنده می‌گفت: «شاید آیندگان مرا با رفلکس‌های پیچیده عصبی به یاد بیاورند، اما من ترجیح می‌دهم به عنوان آشپزِ نوزادان شناخته شوم!» این روحیه لطیف و بی‌ادعای او، همان چیزی است که از یک پزشک واقعی انتظار می‌رود؛ کسی که علم را به سفره‌های مردم می‌برد.

۰۸

زندگی خصوصی و مرگ در سکوت

ارنست مورو در ۱۷ آوریل ۱۹۵۱ در هایدلبرگ درگذشت، شهری که شاهد درخشش و همچنین انزوای او بود. او در سال‌های پایانی زندگی‌اش بسیار کم‌حرف شده بود و بیشتر وقت خود را به مطالعه و باغبانی می‌گذراند. مورو هیچ‌گاه به دنبال جنجال‌های رسانه‌ای نبود و حتی زمانی که اکتشافاتش در سراسر جهان تدریس می‌شد، او ترجیح می‌داد به عنوان یک پزشک بالینی ساده شناخته شود. مرگ او در ۷۷ سالگی، پایان زندگی مردی بود که با وجود ناملایمات روزگار، هرگز ایمان خود را به قدرت شفابخش علم و مهربانی از دست نداد.

پس از مرگ او، بسیاری از همکارانش تازه متوجه شدند که او چه حجم عظیمی از داده‌های علمی را در مطب کوچک خود جمع‌آوری کرده بود. مورو نمونه بارز دانشمندی بود که برای شهرت کار نمی‌کرد؛ او برای «تسکین رنج» کار می‌کرد. امروز نام او بر سردر کلینیک‌ها و در صفحات کتب درسی حک شده است، اما شاید بزرگترین بنای یادبود او، هر نوزاد سالمی باشد که با یک واکنش کوچک دست‌هایش را باز می‌کند و به زندگی سلام می‌گوید. مورو به ما یاد داد که قهرمانان واقعی لزوماً شنل نمی‌پوشند، گاهی آن‌ها فقط یک روپوش سفید پزشکی به تن دارند و ظرفی از سوپ هویج در دست!

جمع‌بندی نهایی

ارنست مورو تنها یک کاشف رفلکس عصبی نبود؛ او معماری بود که ساختار مدرن طب اطفال را بنا نهاد. از مبارزه با میکروب‌های کشنده دستگاه گوارش تا درک ظرافت‌های رشد روانی در سه‌ماهه اول زندگی، مورو همواره به دنبال پیوند دادن علم سخت آزمایشگاهی با مراقبت‌های دلسوزانه انسانی بود. او با ابداعات ساده‌ای چون سوپ هویج ثابت کرد که دانش واقعی، در دسترس بودن و کارآمدی آن برای عموم مردم است. میراث او که در رفلکس‌های هر نوزاد زنده است، یادآور این حقیقت است که مشاهده دقیق و احترام به طبیعت، کلید حل بزرگترین معماهای پزشکی است. مورو قهرمانی است که با سکوت و تداوم، زندگی را برای میلیون‌ها انسان ممکن ساخت.

Smart FAQ: سوالات متداول درباره ارنست مورو

۱. آیا رفلکس مورو در نوزادان نارس هم وجود دارد؟
بله، این رفلکس معمولاً از هفته بیست و هشتم بارداری در جنین شکل می‌گیرد و در نوزادان نارس نیز قابل مشاهده است. البته شدت و تکامل این واکنش در نوزادان نارس ممکن است با نوزادان ترم متفاوت باشد و به تدریج قوی‌تر شود. پزشکان از این نشانه برای بررسی میزان بلوغ سیستم عصبی در نوزادان زودرس استفاده می‌کنند. وجود این رفلکس در نوزاد نارس نشانه‌ای امیدوارکننده از سلامت نسبی مغز و نخاع است.
۲. چرا رفلکس مورو بعد از چهار ماهگی خطرناک محسوب می‌شود؟
باقی ماندن رفلکس‌های بدوی بیش از زمان استاندارد می‌تواند نشانه‌ای از تأخیر در تکامل قشر مغز باشد. در حالت طبیعی، با رشد مغز، واکنش‌های ارادی جایگزین رفتارهای خودکار و بدوی می‌شوند. اگر این رفلکس تا سنین بالاتر ادامه یابد، ممکن است نشان‌دهنده اختلالات عصبی یا فلج مغزی باشد. بنابراین، ناپدید شدن به موقع این رفلکس به اندازه حضور اولیه آن در تشخیص سلامت اهمیت دارد.
۳. آیا سوپ هویج مورو هنوز هم توسط پزشکان توصیه می‌شود؟
اگرچه امروزه محلول‌های خوراکی بازسازی آب بدن (ORS) جایگزین اصلی درمان‌های خانگی شده‌اند، اما سوپ مورو همچنان به عنوان یک درمان کمکی معتبر شناخته می‌شود. بسیاری از متخصصان گوارش اطفال در اروپا هنوز این سوپ را برای کنترل اسهال‌های حاد پیشنهاد می‌دهند. مکانیسم علمی آن در جلوگیری از اتصال باکتری‌ها به روده کاملاً در طب مدرن اثبات شده است. این روش به ویژه در موارد اسهال‌های ویروسی که آنتی‌بیوتیک تأثیری ندارد، بسیار مفید واقع می‌شود.
۴. تفاوت رفلکس مورو با واکنش «استارتل» یا یکه خوردن معمولی چیست؟
رفلکس مورو یک واکنش کلیشه‌ای و کامل شامل باز شدن دست‌ها و سپس جمع شدن آن‌هاست، در حالی که واکنش استارتل (Startle Reflex) ساده‌تر و سریع‌تر است. واکنش استارتل در تمام طول عمر باقی می‌ماند اما رفلکس مورو فقط مختص دوران نوزادی است. همچنین محرک‌های مورو بیشتر بر پایه تغییر وضعیت سر و احساس سقوط است، اما استارتل عمدتاً به صدا مربوط می‌شود. در واقع مورو یک نسخه پیچیده‌تر و تکاملی‌تر از واکنش‌های حفاظتی اولیه نوزاد است.
۵. نقش ارنست مورو در ترویج تغذیه با شیر مادر چه بود؟
مورو یکی از اولین دانشمندانی بود که به صورت علمی ثابت کرد فلور میکروبی روده نوزادان وابسته به نوع شیر مصرفی است. او با کشف لاکتوباسیلوس نشان داد که شیر مادر حاوی ترکیباتی است که از رشد باکتری‌های مضر جلوگیری می‌کند. او همواره مادران را به شیردهی مستقیم تشویق می‌کرد و آن را «سپر دفاعی نوزاد» می‌نامید. تلاش‌های او باعث شد تا اهمیت بیولوژیک شیر مادر فراتر از یک توصیه سنتی، به یک اصل علمی تبدیل شود.
۶. آیا رژیم سیب مورو برای بزرگسالان هم کاربرد دارد؟
بله، اصول علمی رژیم سیب که بر پایه فیبر پکتین استوار است، برای بزرگسالان مبتلا به مشکلات گوارشی خفیف نیز موثر است. پکتین موجود در سیب رنده شده به جذب سموم باکتریایی و تنظیم حرکات روده کمک شایانی می‌کند. البته مورو این رژیم را اختصاصاً برای معده حساس اطفال بهینه کرده بود تا کمترین فشار را به دستگاه گوارش وارد کند. امروزه همچنان استفاده از سیب رنده شده به عنوان یک درمان خانگی ایمن برای همه سنین توصیه می‌شود.
۷. چرا مورو به جای کشف دارو، روی مواد غذایی تمرکز کرده بود؟
در دوران مورو، بسیاری از داروهای شیمیایی برای نوزادان سمی و خطرناک بودند و او به شدت به ایمنی بیمار اهمیت می‌داد. او معتقد بود که برای درمان موجودات ظریفی مثل نوزادان، باید از ملایم‌ترین و طبیعی‌ترین ابزارهای ممکن استفاده کرد. مورو بر این باور بود که تغذیه صحیح، قدرتمندترین ابزار پیشگیری و درمان در طب اطفال است. این نگرش او باعث شد تا بدون ایجاد عوارض جانبی، جان هزاران کودک را از مرگ حتمی نجات دهد.

تجربه شما از رفلکس‌های نوزادی چیست؟

آیا تا به حال شاهد واکنش «یکه خوردن» یا همان رفلکس مورو در نوزاد خود بوده‌اید؟ یا شاید از دستورالعمل‌های غذایی سنتی مثل سوپ هویج برای درمان‌های گوارشی استفاده کرده‌اید؟ نظرات و تجربیات شما می‌تواند برای سایر والدین و خوانندگان این مقاله بسیار مفید باشد. در بخش دیدگاه‌ها منتظر شنیدن داستان‌های شما و پاسخ به سوالاتتان هستیم!

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

5 دیدگاه

  1. بسیار جالب .

    به نظر من سایت های گردشگری و رزرواسیون ها توی ایران خیلی ضعیف هستند . ولی خوب مثل اینکه دارن یواش یواش جای خودشون باز میکنند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]