از قحطی بیافرا تا جایزه نوبل؛ کالبدشکافی تاریخ پزشکان بدون مرز

پزشکان بدون مرز (Médecins Sans Frontières) که با اختصار ام‌اس‌اف (MSF) شناخته می‌شود، بزرگ‌ترین سازمان امدادرسانی پزشکی غیردولتی در جهان است که با هدف ارائه کمک‌های حیاتی به قربانیان جنگ، بیماری‌های همه‌گیر و بلایای طبیعی فعالیت می‌کند. این سازمان که در سال ۱۹۷۱ در پاریس تاسیس شد، حاصل پیوند گروهی از پزشکان آرمان‌گرا و روزنامه‌نگارانی بود که معتقد بودند مرزهای جغرافیایی و ملاحظات سیاسی نباید مانع نجات جان انسان‌ها شود. در دنیایی که حاکمیت ملی اغلب بهانه‌ای برای نادیده گرفتن فجایع انسانی بود، این سازمان مفهوم نوینی از بشردوستی را معرفی کرد که در آن «شهادت دادن» و گزارش جنایات، به اندازه جراحی و درمان اهمیت یافت. در این مقاله به بررسی عمیق ریشه‌های تاریخی، چالش‌های ساختاری و تاثیرات جهانی این نهاد بر سلامت عمومی و صلح بین‌المللی می‌پردازیم.

۰۱

ریشه‌های خونین در بیافرا

داستان پزشکان بدون مرز از جنگ داخلی نیجریه و جدایی‌طلبی در منطقه بیافرا (Biafra) آغاز شد، جایی که قحطی و محاصره نظامی، جان هزاران کودک را تهدید می‌کرد. در آن زمان، صلیب سرخ بین‌المللی بر اساس اصل بی‌طرفی مطلق، از گزارش علنی جنایات خودداری می‌کرد تا اجازه دسترسی به مناطق جنگی را از دست ندهد. اما گروهی از پزشکان فرانسوی که داوطلبانه به آنجا اعزام شده بودند، نتوانستند در برابر نسل‌کشی و گرسنگی سیستماتیک سکوت کنند. آن‌ها معتقد بودند که بی‌طرفی در برابر ظلم، عملاً همدستی با ظالم است.

این پزشکان پس از بازگشت به فرانسه، با همکاری سردبیران مجله پزشکی تونوس (Tonus)، سنگ‌بنای سازمانی را گذاشتند که بر خلاف صلیب سرخ، ابایی از افشاگری علیه دولت‌ها نداشت. آن‌ها بر این باور بودند که بیمار، پیش از آنکه تبعه یک کشور یا پیرو یک مذهب باشد، یک انسان است که حق دسترسی به درمان را دارد. این رویکرد رادیکال، در ابتدا با مقاومت‌های بسیاری روبرو شد اما به سرعت به الگویی برای امدادرسانی مدرن تبدیل گشت.

۰۲

دو روح در یک بدن؛ ادغام سرنوشت‌ساز

شاید جالب باشد بدانید که ام‌اس‌اف نتیجه ادغام دو گروه مجزا با اهدافی تقریباً مشابه اما خاستگاه‌های متفاوت بود. گروه اول «گروه مداخله فوری پزشکی و جراحی» بود که از دل بحران بیافرا برخاسته بود و نگاهی سیاسی‌تر به مقوله امداد داشت. گروه دوم «امداد پزشکی فرانسه» نام داشت که توسط ریموند بورل (Raymond Borel) برای کمک به قربانیان توفان عظیم بهولا در پاکستان شرقی سابق تاسیس شده بود.

در ۲۲ دسامبر ۱۹۷۱، این دو جریان در پاریس به هم پیوستند تا سازمانی را تشکیل دهند که ۳۰۰ داوطلب اولیه (شامل پزشکان، پرستاران و کارکنان اداری) داشت. شعار آن‌ها ساده اما انقلابی بود: درمان بدون مرز. آن‌ها می‌خواستند دیوارهای بوروکراتیک و دیپلماتیک را که مانع رسیدن دارو به مناطق محروم می‌شد، فرو بریزند. این اتحاد، قدرت عملیاتی و صدای رسانه‌ای لازم را برای تغییر معادلات بشردوستانه فراهم کرد.

۰۳

برنارد کوشنر و جنجال «تمونیاژ»

برنارد کوشنر (Bernard Kouchner) بدون شک مشهورترین و در عین حال جنجالی‌ترین چهره در تاریخ این سازمان است که مفهوم تمونیاژ (Témoignage) یا همان «شهادت دادن» را وارد ادبیات امدادرسانی کرد. او معتقد بود پزشک نباید فقط به پانسمان زخم بپردازد، بلکه باید فریاد قربانی را به گوش جهانیان برساند. این نگاه گاهی باعث می‌شد که نیروهای ام‌اس‌اف از کشورهای مختلف اخراج شوند، چون دولت‌های تمامیت‌خواه از افشای واقعیت‌ها هراس داشتند.

کوشنر که بعدها وزیر امور خارجه فرانسه شد، شخصیتی بسیار پرانرژی و البته کمی خودرای داشت که همین موضوع باعث شکاف در سازمان شد. او آنقدر به ایده «دخالت بشردوستانه» (Humanitarian Intervention) اعتقاد داشت که حتی حاضر بود برای نجات جان انسان‌ها از نیروی نظامی هم حمایت کند. این دقیقاً نقطه‌ای بود که سایر اعضا با او به مشکل خوردند، چون معتقد بودند این کار استقلال سازمان را لکه دار می‌کند.

راستی، جالب است بدانید که کوشنر بعد از جدا شدن از ام‌اس‌اف، سازمان «پزشکان جهان» (Médecins du Monde) را راه انداخت تا ایده‌های تندتر خود را آنجا عملی کند. انگار دنیای بشردوستی برای روحیات بیقرار او کمی کوچک بود! او به نوعی «سلبریتیِ بشردوست» زمانه خود بود که دوربین‌های تلویزیونی را به خدمت اتاق‌های جراحی در مناطق جنگی درآورده بود.

زنگ تفریح: وقتی پزشکان ملوان می‌شوند!

ماجرای کشتی «جزیره روشنایی» (L’Île de Lumière) یکی از عجیب‌ترین بخش‌های تاریخ ام‌اس‌اف است. کوشنر که از طرف سازمان منع شده بود، با جلب حمایت فیلسوفانی مثل سارتر و فوکو، یک کشتی خرید تا پناهجویان ویتنامی را در دل دریا نجات دهد. تصور کنید تیمی از جراحان پاریسی که حتی گره زدن طناب کشتی را بلد نبودند، در دریای طوفانی چین جنوبی به دنبال قایق‌های شکسته می‌گشتند. این حرکت اگرچه از نظر لجستیکی یک کابوس بود، اما چنان موج رسانه‌ای ایجاد کرد که دولت‌ها مجبور به پذیرش پناهندگان شدند.

۰۴

استقلال مالی؛ راز ماندگاری

یکی از دلایل اصلی که پزشکان بدون مرز می‌تواند به راحتی علیه دولت‌ها صحبت کند، ساختار مالی منحصر به فرد آن است. حدود ۹۸ درصد بودجه این سازمان از کمک‌های کوچک و بزرگ مردمی (Private Funding) تأمین می‌شود و نه از بودجه‌های دولتی. این یعنی هیچ کشوری نمی‌تواند با تهدید به قطع بودجه، دهان این سازمان را ببندد یا آن‌ها را مجبور به فعالیت در یک منطقه خاص کند.

در سال ۲۰۲۴، تعداد کارکنان این نهاد به بیش از ۶۹ هزار نفر رسید که بخش بزرگی از آن‌ها نیروهای بومی همان کشورهای درگیر بحران هستند. مدیریت چنین شبکه عظیمی نیازمند یک سیستم لجستیک فوق‌حرفه‌ای است که بتواند در عرض ۲۴ ساعت، یک بیمارستان صحرایی کامل را در قلب یک منطقه زلزله‌زده برپا کند. این قدرت مالی و عملیاتی، ام‌اس‌اف را به دولتی کوچک اما بدون سرزمین تبدیل کرده است.

۰۵

جایزه نوبل و سخنرانی تاریخی

در سال ۱۹۹۹، زمانی که کمیته نوبل جایزه صلح را به پزشکان بدون مرز اهدا کرد، جهان شاهد یکی از متفاوت‌ترین سخنرانی‌های تاریخ بود. جیمز اوربینسکی (James Orbinski)، رئیس وقت سازمان، به جای تعارفات معمول دیپلماتیک، از پشت تریبون به کشتار غیرنظامیان در چچن اعتراض کرد. او صراحتاً گفت که ما این جایزه را برای صلح نمی‌خواهیم، بلکه برای انسانیت و حقِ داشتنِ صدا می‌پذیریم.

او در آن مراسم تاکید کرد که اقدام بشردوستانه ابزاری برای سیاست‌مداران نیست تا با آن ناتوانی خود در حل منازعات را بپوشانند. این سازمان حتی مبلغ جایزه نوبل را برای راه‌اندازی کمپین دسترسی به داروهای اساسی (Access Campaign) صرف کرد. آن‌ها معتقد بودند قیمت بالای داروها برای بیماری‌هایی مثل ایدز و مالاریا در کشورهای فقیر، نوعی جنایت خاموش است که باید علیه آن مبارزه کرد.

۰۶

چالش‌های حضور در ایران

حضور پزشکان بدون مرز در ایران به سال ۱۹۹۰ و زلزله رودبار و منجیل بازمی‌گردد که پس از آن نیز در بحران‌های مختلف از جمله پناهندگان افغان فعال بودند. با این حال، رابطه این سازمان با دولت‌های مختلف ایران همیشه فراز و نشیب‌های فراوانی داشته است. به عنوان مثال، در جریان دنیاگیری کووید-۱۹ (COVID-19 Pandemic)، اعزام تیمی از متخصصان ام‌اس‌اف به اصفهان برای برپایی بیمارستان صحرایی با حواشی عجیبی همراه شد.

در حالی که مقدمات کار فراهم شده بود، ناگهان اجازه فعالیت آن‌ها لغو گردید و تیم مجبور به ترک کشور شد. برخی نهادهای داخلی حضور آن‌ها را غیرضروری یا حتی مشکوک قلمداد کردند، در حالی که وضعیت بیمارستان‌های داخلی بسیار بحرانی بود. این حادثه نشان داد که حتی یک سازمان برنده نوبل صلح نیز در چنبره سوءظن‌های سیاسی و فشارهای امنیتی ممکن است از ارائه خدمت باز بماند.

۰۷

اخلاق در میدان؛ پارادوکس سکوت یا فریاد

یکی از پیچیده‌ترین مسائل اخلاقی که پزشکان این سازمان با آن روبرو هستند، دوراهیِ ماندن و درمان کردن یا رفتن و شهادت دادن است. در برخی موارد، دولت‌های سرکوبگر از سازمان‌های امدادی به عنوان «گروگان» استفاده می‌کنند؛ یعنی اجازه می‌دهند آن‌ها کار کنند به شرطی که درباره جنایات جنگی ساکت بمانند. ام‌اس‌اف چندین بار در طول تاریخ خود، از جمله در جریان اتیوپی سال ۱۹۸۵، ترجیح داده است از کشور اخراج شود اما حقیقت را قربانی نکند.

این سازمان در منشور خود بر رعایت اصول پزشکی و عدم تبعیض تأکید دارد، اما واقعیت میدانی بسیار خشن‌تر است. پزشکانی که در مناطق تحت کنترل گروه‌های تروریستی یا رژیم‌های دیکتاتوری کار می‌کنند، هر لحظه با خطر ربوده شدن یا مرگ روبرو هستند. با این حال، روحیه ماجراجویی همراه با حس نوع‌دوستی، باعث شده که هر ساله هزاران متخصص درخواست عضویت در این سازمان را ارسال کنند.

زنگ تفریح: لوگوی معلق در زمان!

آیا تا به حال به لوگوی قرمز و سفید پزشکان بدون مرز دقت کرده‌اید؟ این مرد در حال دویدن که با خطوط انتزاعی طراحی شده، در واقع قرار بود نماد «سرعت و فوریت» باشد. اما در بین خود کارکنان سازمان شوخی‌های زیادی درباره آن وجود دارد؛ برخی می‌گویند این تصویر پزشکی است که از دست بیماران فرار می‌کند یا جراحی که دیر به اتاق عمل رسیده است! با این حال، این فیگور اکنون یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای بشردوستی در دورافتاده‌ترین روستاهای آفریقا و آسیاست.

۰۸

تاثیرات فرهنگی و رسانه‌ای

پزشکان بدون مرز فراتر از یک سازمان درمانی، به یک پدیده فرهنگی تبدیل شده‌اند که الهام‌بخش آثار هنری و ادبی بسیاری بوده است. کتاب «امید در جهنم» (Hope in Hell) نوشته دن بورتولوتی، یکی از بهترین منابع برای درک اتمسفر حاکم بر ماموریت‌های این سازمان است. این کتاب به خوبی نشان می‌دهد که چطور اضطراب، خستگی مفرط و عشق به انسان‌ها در هم می‌آمیزند تا یک داوطلب بتواند ماه‌ها در شرایط غیرانسانی دوام بیاورد.

در دنیای مستندسازی نیز اثر «تریاژ» (Triage) به کارگردانی پاتریک رید، نگاهی عریان به تصمیمات سخت پزشکان در میدان جنگ دارد. جایی که پزشک باید در چند ثانیه تصمیم بگیرد کدام بیمار شانس زنده ماندن دارد و کدام را باید رها کند. این آثار به جامعه جهانی یادآوری می‌کنند که بشردوستی یک فعالیت شیک و اتوکشیده در نیویورک یا ژنو نیست، بلکه جدالی خونین با مرگ در گل و لای مناطق بحرانی است.

۰۹

آینده پزشکان بدون مرز در دنیای قطبی‌شده

با تغییر شکل جنگ‌ها و ظهور تهدیدات جدیدی مانند تغییرات اقلیمی (Climate Change)، ماموریت‌های ام‌اس‌اف نیز در حال تغییر است. امروزه این سازمان تنها با گلوله و بمب روبرو نیست، بلکه با بحران‌های ناشی از خشکسالی و مهاجرت‌های انبوه دست و پنجه نرم می‌کند. جالب است بدانید که آن‌ها اکنون بخش‌های تخصصی برای سلامت روان (Mental Health) و حمایت‌های روان‌شناختی از قربانیان تجاوز و خشونت‌های جنسی نیز دارند.

بزرگترین چالش پیش روی آن‌ها در دهه‌های آینده، حفظ بی‌طرفی در دنیایی است که به شدت دوقطبی شده است. با افزایش قدرت گروه‌های غیردولتی و تضعیف حاکمیت‌های ملی، مذاکره برای دسترسی به بیماران سخت‌تر از همیشه شده است. اما همان‌طور که بنیان‌گذاران سازمان در سال ۱۹۷۱ معتقد بودند، تا زمانی که رنج انسانی وجود دارد، مرزها باید نادیده گرفته شوند تا زندگی تداوم یابد.

ما هم در زندگی روزمره شاید بد نباشد کمی از روحیه «بدون مرز» بودن آن‌ها الهام بگیریم. البته منظورم این نیست که فردا صبح بلیت بگیرید و به کنگو بروید! بلکه شاید بشود مرزهای ذهنی خودمان را در قضاوت درباره دیگران کمی جابه‌جا کنیم. راستی، اگر شما جای برنارد کوشنر بودید، سکوت می‌کردید تا اجازه جراحی داشته باشید یا فریاد می‌زدید و خطر اخراج را به جان می‌خریدید؟ انتخاب سختی است، نه؟

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا پزشکان بدون مرز فقط از پزشکان فرانسوی تشکیل شده است؟
خیر، اگرچه این سازمان در ابتدا توسط فرانسوی‌ها تاسیس شد، اما امروزه داوطلبانی از بیش از ۱۶۰ ملیت مختلف در آن فعالیت می‌کنند. بخش بزرگی از کارکنان عملیاتی در هر منطقه، نیروهای محلی و بومی همان کشور هستند که با دانش فرهنگی خود به پیشبرد اهداف کمک می‌کنند. این تنوع نژادی و ملیتی به یکی از نقاط قوت اصلی سازمان در مذاکره با گروه‌های مختلف تبدیل شده است. در واقع امروزه هویت ملی در این سازمان کاملاً رنگ باخته و جای خود را به هویت انسانی داده است.
۲. تفاوت اصلی پزشکان بدون مرز با صلیب سرخ در چیست؟
تفاوت اصلی در رویکرد آن‌ها نسبت به «شهادت دادن» و گزارش علنی فجایع و جنایات جنگی نهفته است. صلیب سرخ بر اساس پروتکل‌های خود معمولاً سکوت اختیار می‌کند تا دسترسی مداوم به زندانیان و مناطق جنگی را حفظ کند. اما پزشکان بدون مرز معتقدند که در صورت مشاهده جنایات سازمان‌یافته، باید آن را به گوش جهانیان رساند حتی اگر به قیمت اخراج آن‌ها تمام شود. این دو رویکرد متفاوت، در واقع مکمل یکدیگر در فضای حقوق بشر بین‌المللی محسوب می‌شوند.
۳. آیا این سازمان در کشورهای توسعه‌یافته و ثروتمند نیز فعالیت دارد؟
بله، پزشکان بدون مرز در کشورهای پیشرفته نیز برای حمایت از گروه‌های حاشیه‌ای مانند پناهندگان و بی‌خانمان‌ها اقدام می‌کنند. به عنوان مثال، آن‌ها در کشورهای اروپایی کلینیک‌های سیاری برای ارائه خدمات به مهاجران غیرقانونی که به سیستم دولتی دسترسی ندارند، راه‌اندازی کرده‌اند. همچنین در زمان وقوع حوادث غیرمترقبه مانند سیل‌های عظیم یا دنیاگیری‌ها، تیم‌های آن‌ها در کشورهای غربی نیز فعال می‌شوند. هدف اصلی آن‌ها پر کردن شکاف‌های سلامتی در هر نقطه‌ای از جهان است که نیاز مبرم وجود داشته باشد.
۴. بودجه عظیم این سازمان چگونه مدیریت می‌شود تا فساد ایجاد نشود؟
پزشکان بدون مرز سیستم‌های حسابرسی داخلی و خارجی بسیار سخت‌گیرانه‌ای دارند که گزارش‌های مالی آن‌ها را به صورت شفاف منتشر می‌کند. بیش از ۸۰ درصد بودجه مستقیماً صرف عملیات امدادی و درمانی در میدان می‌شود و بخش کمی به هزینه‌های اداری اختصاص می‌یابد. استقلال از بودجه‌های دولتی باعث شده تا نفوذ سیاسی در تخصیص منابع مالی به حداقل ممکن برسد. شفافیت مالی یکی از دلایل اصلی اعتماد بالای خیرین و مردم عادی به این نهاد بین‌المللی است.
۵. آیا برای داوطلب شدن در این سازمان باید حتماً پزشک یا پرستار بود؟
خیر، این سازمان به تخصص‌های بسیار متنوعی از جمله مهندسین لجستیک، کارشناسان مالی، مدیران منابع انسانی و متخصصان تصفیه آب نیاز دارد. در واقع بدون تیم‌های پشتیبانی و لجستیک، پزشکان هرگز نمی‌توانند در مناطق جنگی یا زلزله‌زده به فعالیت درمانی خود بپردازند. نیروهای غیرپزشکی حدود نیمی از کارکنان اعزامی این سازمان را تشکیل می‌دهند که وظیفه برپایی کمپ‌ها و تامین امنیت را بر عهده دارند. هر فردی با تخصص فنی و روحیه امدادی می‌تواند برای شرکت در ماموریت‌ها درخواست دهد.
۶. برخورد این سازمان با گروه‌های تروریستی در مناطق اشغالی چگونه است؟
پزشکان بدون مرز برای دسترسی به بیماران، ناچار به مذاکره با تمام طرف‌های درگیر در یک منازعه، از جمله گروه‌های مسلح غیرقانونی هستند. آن‌ها به هیچ وجه از اهداف سیاسی این گروه‌ها حمایت نمی‌کنند و تنها بر اساس نیازهای پزشکی با آن‌ها وارد گفتگو می‌شوند. این مذاکرات بسیار خطرناک و پیچیده است و بر اساس اصل «تسهیل کمک‌های بشردوستانه» انجام می‌گیرد. سازمان همواره تلاش می‌کند تا استقلال و بی‌طرفی خود را در این تماس‌ها به طور شفاف حفظ کند.
۷. کمپین دسترسی به دارو (Access Campaign) دقیقاً چه هدفی را دنبال می‌کند؟
این کمپین با هدف کاهش قیمت داروهای حیاتی و شکستن انحصار شرکت‌های بزرگ داروسازی در کشورهای در حال توسعه راه‌اندازی شده است. آن‌ها با فشار بر سازمان‌های بین‌المللی، به دنبال تولید داروهای ژنریک و ارزان‌قیمت برای بیماری‌هایی مانند سل، ایدز و هپاتیت هستند. این حرکت نشان می‌دهد که پزشکان بدون مرز علاوه بر درمان در لحظه، به دنبال اصلاح ساختارهای ناعادلانه جهانی در حوزه سلامت نیز می‌باشند. آن‌ها معتقدند حق درمان نباید به میزان ثروت افراد وابسته باشد.

جمع‌بندی نهایی

پزشکان بدون مرز طی نیم قرن فعالیت خود ثابت کرده‌اند که بشردوستی فراتر از یک حس همدلی ساده، یک کنش سیاسی و اخلاقی جسورانه است. این سازمان با عبور از مرزهای جغرافیایی و به چالش کشیدن سکوت مصلحت‌آمیز، استانداردهای جدیدی را برای دفاع از کرامت انسانی تعریف کرد. موفقیت آن‌ها در ترکیب لجستیک حرفه‌ای با آرمان‌گرایی انسانی، الگویی برای تمامی نهادهای مدنی در قرن بیست و یکم است. اگرچه مسیر آن‌ها با خطرات جانی و فشارهای سیاسی همواره ناهموار بوده، اما تداوم فعالیت‌شان نشان‌دهنده نیازی مبرم در جهان امروز است؛ نیاز به صدایی که رنج انسان را فراتر از بازی‌های قدرت فریاد بزند و مرهمی بر زخم‌های فراموش‌شدگان باشد.

شما چه فکر می‌کنید؟

به نظر شما آیا یک سازمان امدادی باید در مقابل جنایات دولتی سکوت کند تا اجازه کمک‌رسانی داشته باشد، یا افشاگری را در اولویت قرار دهد؟ اگر تجربه همکاری با سازمان‌های خیریه یا خاطره‌ای از فعالیت‌های بشردوستانه دارید، حتماً در بخش دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بگذارید. نظرات شما می‌تواند زاویه دید جدیدی به این بحث پیچیده اضافه کند!

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

10 دیدگاه

  1. ایکاش از زبون های برنامه نویسی بیشتری پشتیبانی می کردن! و اینکه برای هر زبون همه موضوعات رو در نظر گرفتن! اون کسی که با جاوا وب سرویس میسازه الزامی نداره برای اندروید هم برنامه بسازه!! یا برنامه نویسی سوکت و شبکه با کسی که برنامه گرافیکی می سازه!

  2. منظور از “نفرات برتر” چه کسانی هستند؟ ملاک چیه؟ چند نفر به عنوان نفرات برتر انتخاب میشن؟ چرا اینقدر کلی اطلاعات دادید؟

  3. دوستان ثبت نام نکنید، ده هزار تومان پرداخت کردم و دوباره به صفحه ثبت نام بازگشت.
    افتضاحه، مثلا اینها افرادی هستند که می خواهند از امثال ما امتحان برنامه نویسی برگزار کنند.
    خجالت داره ایراد به این بزرگی..

    1. سلام محمد جان

      شما ثبت نام شده اید و اگر برای شما SMS تایید آمده باشد در روز مشخص شده در سایت از شما آزمون گرفته میشود. لازم به توضیح است لزومی ندارد پروفایلی برای شما برای مشخص شدن ثبت نام ایجاد شود و همان SMS تایید نشان دهنده تکمیل ثبت نام شماست .
      ممنون از توجهتون

  4. در مورد سوال ها توضیحی داده نشده. بهتر بود چند نمونه سوال در سایت گذاشته میشد یا توضیحات بیشتری در مورد نحوه برگزاری داده میشد. به نظر میرسه هنوز در مورد نحوه برگزاری مسابقه به نتیجه ای نرسیدن.

  5. بعد از ثبت نام که هیچ اتفاقی نمی افته. فقط میگه پرداخت شما موفقیت آمیز بود!
    ورود به پنلی؟ دریافت ایمیل تاییدی چیزی؟؟؟

    1. سلام
      منم ثبت نام کردم.
      پیامک تایید ثبت نام میده.

      ایمیل هم زدم گفتند همین پیامک برسه درسته و مراحل بعد اطلاع رسانی از طریق ایمیل و پیامک خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]