داستان سیستمعامل تایزن و تلاش نافرجام سامسونگ برای خروج از سایه اندروید گوگل
بازار سیستمعاملهای موبایل همواره میدان جنگ غولهای فناوری بوده است و تلاش برای شکستن انحصار دوگانه اندروید و آیاواس داستانی پر از فراز و نشیب دارد. در این میان شرکت کرهای سامسونگ (Samsung) با توسعه سیستمعامل تایزن (Tizen) تلاش کرد تا خود را از بند وابستگی به گوگل رها کند و پلتفرمی کاملا بومی و تحت کنترل خود داشته باشد. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید چرا بزرگترین تولیدکننده گوشیهای هوشمند جهان نتوانست سیستمعامل اختصاصی خود را به موفقیت برساند؟ در این مقاله میخواهیم ببینیم چه عواملی باعث شد تایزن با وجود پشتیبانی مالی بینظیر شکست بخورد و چرا این پروژه نتوانست سهمی از بازار تلفنهای هوشمند به دست آورد.
فهرست مطالب
- ۱. ریشههای تاریخی و تولد تایزن از خاکستر بادو
- ۲. جاهطلبی سامسونگ برای استقلال نرمافزاری از گوگل
- ۳. معماری فنی تایزن و تفاوتهای ساختاری آن با اندروید
- ۴. همکاریهای استراتژیک و ائتلاف لینوکس برای توسعه سیستمعامل
- ۵. اولین گوشیهای مجهز به تایزن و شکست در بازار مصرفی
- ۶. مهاجرت به دنیای گجتهای پوشیدنی و ساعتهای هوشمند
- ۷. نقش تلویزیونهای هوشمند در بقای موقت اکوسیستم تایزن
- ۸. چالش جذب توسعهدهندگان و بحران کمبود اپلیکیشنهای بومی
- ۹. مسائل امنیتی و نقدهای فنی وارد بر کدهای اولیه تایزن
- ۱۰. تغییر استراتژی سامسونگ و بازگشت به آغوش گوگل ویر اواس
- ۱۱. مقایسه سرنوشت تایزن با سایر سیستمعاملهای شکستخورده موبایل
- ۱۲. درسهای مدیریتی و آینده اکوسیستمهای نرمافزاری مستقل
۱. ریشههای تاریخی و تولد تایزن از خاکستر بادو
داستان تایزن بدون درک تلاشهای پیشین سامسونگ کامل نمیشود زیرا این شرکت پیش از این سیستمعامل بادو (Bada) را توسعه داده بود که روی گوشیهای ارزانقیمت کار میکرد. با این حال بادو نتوانست در برابر هجوم همهجانبه اندروید دوام بیاورد و سامسونگ متوجه شد که باید پلتفرم بسیار جامعتری بسازد که فراتر از تلفنهای همراه برود. به همین دلیل در سال ۲۰۱۱ سامسونگ با همکاری بنیاد لینوکس (Linux Foundation) و اینتل (Intel) پروژهای جدید را آغاز کرد که هدف آن ادغام کدهای بادو و سیستمعامل آزمایشی میگو (MeeGo) بود و نام این پروژه جدید را تایزن گذاشتند تا نمادی از انعطافپذیری و اتصال جهانی باشد.
پروژه تایزن در ابتدا به عنوان یک پلتفرم همهمنظوره مبتنی بر لینوکس معرفی شد که قرار بود نهتنها روی تلفنهای همراه بلکه روی تبلتها و تلویزیونها و حتی خودروها اجرا شود. مهندسان سامسونگ با بازنویسی بخشهای زیادی از هسته بادو تلاش کردند تا یک معماری ماژولار ایجاد کنند که سازگاری کاملی با استانداردهای وب داشته باشد. این رویکرد به معنای تمرکز زیاد روی توسعه اپلیکیشنها با اچتیامال۵ (HTML5) بود تا توسعهدهندگان بتوانند بدون نیاز به یادگیری زبانهای برنامهنویسی پیچیده برنامههای خود را به تایزن پورت کنند اما این تصمیم در نهایت به پاشنه آشیل سیستمعامل تبدیل شد چون برنامههای تحت وب هرگز روانی و سرعت برنامههای بومی را نداشتند.
۲. جاهطلبی سامسونگ برای استقلال نرمافزاری از گوگل
وابستگی شدید سامسونگ به خدمات موبایلی گوگل (Google Mobile Services) همواره مدیران ارشد این غول کرهای را نگران میکرد زیرا کنترل بخش بزرگی از درآمد نرمافزاری در دست شرکتی دیگر بود. آنها میدیدند که گوگل با تحمیل قوانین سختگیرانه لایسنس اندروید آزادی عمل را در سفارشیسازی خدمات از آنها میگیرد و عملا سامسونگ را به یک سختافزارساز صرف تبدیل میکند. توسعه تایزن یک بیانیه استقلال بود تا به گوگل نشان دهد که بزرگترین شریک سختافزاریاش میتواند در صورت نیاز کل اکوسیستم خود را به پلتفرمی دیگر انتقال دهد و انحصار خدمات گوگلپلی را بشکند.
این جاهطلبی با ترسیم یک مدینه فاضله نرمافزاری آغاز شد که در آن سامسونگ فروشگاه اپلیکیشن اختصاصی خود را مدیریت میکرد و سود تراکنشها مستقیما به حسابهای خودش واریز میشد. مدیران سامسونگ بر این باور بودند که با قدرت بازاریابی عظیمی که در اختیار دارند میتوانند کاربران را متقاعد کنند که گوشیهای تایزنی را بخرند بدون اینکه نگران فقدان سرویسهای گوگل باشند. اما آنها یک حقیقت ساده را فراموش کرده بودند که قدرت یک سیستمعامل به کیفیت سختافزار نیست بلکه به اکوسیستم نرمافزاری و وابستگی کاربران به خدماتی نظیر جیمیل و یوتیوب بستگی دارد که گوگل آنها را برای پلتفرمهای رقیب تحریم کرده بود.
۳. معماری فنی تایزن و تفاوتهای ساختاری آن با اندروید
تایزن از پایه بر اساس هسته لینوکس و با تمرکز روی مصرف بهینه منابع سختافزاری طراحی شده بود تا بتواند روی ضعیفترین تراشهها نیز به خوبی اجرا شود. بر خلاف اندروید که در آن زمان از ماشین مجازی دالویک (Dalvik VM) استفاده میکرد و رم زیادی میطلبید تایزن با معماری بومی لینوکس کار میکرد و سرعت بوت بسیار بالاتری داشت. همچنین این سیستمعامل از یک لایه وب بسیار قوی برای اجرای کدهای جاوا اسکریپت بهره میبرد که نویدبخش مصرف باتری کمتر در دستگاههای ارزانقیمت بود.
سیستم گرافیکی تایزن نیز تفاوتهای اساسی با رقیب خود داشت و از سرور نمایش انلایتنمنت (Enlightenment Window Manager) استفاده میکرد که رابط کاربری بسیار سبکی را ارائه میداد. این ویژگی به طراحان اجازه میداد تا انیمیشنهای روانی را بدون نیاز به پردازندههای گرافیکی قدرتمند پیادهسازی کنند که این امر برای ساعتهای هوشمند با باتریهای کوچک یک مزیت حیاتی بود. با این حال نبود یک ماشین مجازی قدرتمند برای اجرای کدهای جاوا که اکثر برنامهنویسان موبایل با آن آشنا بودند کار توسعه را سختتر کرد و در نهایت فاصله فنی تایزن با اندروید روز به روز بیشتر شد.
۴. همکاریهای استراتژیک و ائتلاف لینوکس برای توسعه سیستمعامل
برای اینکه تایزن یک پروژه کاملا انحصاری به نظر نرسد سامسونگ ائتلافی از شرکتهای بزرگ فناوری را تحت چتر بنیاد لینوکس گرد هم آورد تا به توسعه آن شتاب ببخشد. شرکتهایی مانند اینتل و اپراتورهای مخابراتی بزرگی نظیر انتیتی دوکومو (NTT Docomo) ژاپن و اورنج (Orange) فرانسه به این ائتلاف پیوستند تا جایگزینی برای سیستمعاملهای تحت سلطه آمریکا ایجاد کنند. این همپیمانی در ابتدا بسیار قدرتمند به نظر میرسید و کنفرانسهای توسعهدهندگان تایزن در سراسر جهان با استقبال نسبتا خوبی مواجه شد.
اما این ائتلاف بزرگ به سرعت دچار تضاد منافع شد زیرا هر یک از اعضا هدف متفاوتی را دنبال میکردند و هماهنگی میان آنها دشوار بود. اینتل به دنبال راهی برای ورود پردازندههای معماری ایکس۸۶ خود به بازار موبایل بود در حالی که سامسونگ بر تراشههای معماری آرم (ARM) تمرکز داشت. اپراتورهای مخابراتی نیز پس از دیدن قدرتنمایی اندروید و آیفون تمایل خود را برای سرمایهگذاری روی یک سیستمعامل نوپا از دست دادند و یکی پس از دیگری ائتلاف را ترک کردند تا سامسونگ در این مسیر طولانی تنها بماند.
۵. اولین گوشیهای مجهز به تایزن و شکست در بازار مصرفی
پس از تاخیرهای فراوان بالاخره سامسونگ در سال ۲۰۱۵ اولین گوشی هوشمند مجهز به تایزن را با نام سامسونگ زد۱ (Samsung Z1) در بازار هند عرضه کرد. این گوشی بازار هدف پایینرده را نشانه رفته بود و با قیمت بسیار ارزان تلاش میکرد تا کاربرانی را که برای اولین بار به سراغ گوشیهای هوشمند میآمدند به خود جذب کند. اگرچه زد۱ در ماههای اولیه فروش نسبتا خوبی به دلیل برند معتبر سامسونگ داشت اما بازخوردهای کاربران به شدت منفی بود و عدم اجرای برنامههای محبوبی مانند واتساپ ضربه مهلکی به آن زد.
سامسونگ تلاش کرد با عرضه مدلهای بعدی مانند زد۳ و زد۴ این مشکلات را برطرف کند و حتی شبیهسازهای اندرویدی را برای اجرای محدود برنامههای این سیستمعامل به کار گرفت. اما تجربه کاربری این برنامهها در شبیهساز بسیار کند و پر از باگ بود و کاربران ترجیح میدادند گوشیهای اندرویدی ارزانقیمت شیائومی را بخرند تا اینکه با محدودیتهای بیپایان تایزن دست و پنجه نرم کنند. در نهایت سامسونگ متوجه شد که عرضه گوشی هوشمند بدون اکوسیستم نرمافزاری غنی مانند خودکشی تجاری است و به آرامی پرونده گوشیهای سری زد را برای همیشه بست.
۶. مهاجرت به دنیای گجتهای پوشیدنی و ساعتهای هوشمند
پس از شکست در بازار تلفنهای هوشمند سامسونگ مسیر تایزن را تغییر داد و آن را به عنوان سیستمعامل اختصاصی ساعتهای هوشمند خود معرفی کرد. ساعتهای هوشمند سری گلکسی گیر (Galaxy Gear) که ابتدا با اندروید کار میکردند به تایزن مهاجرت کردند زیرا مصرف باتری تایزن در این ابزارهای کوچک بسیار بهینهتر بود. این مهاجرت یکی از موفقترین دورههای حیات تایزن را رقم زد و ساعتهای سامسونگ به رقیبی جدی برای اپل واچ تبدیل شدند.
رابط کاربری تایزن روی ساعتهای هوشمند با استفاده از حلقه چرخنده فیزیکی دور صفحه نمایش بسیار جذاب و کارآمد بود و کاربران از روانی سیستم رضایت داشتند. بهینهسازیهای عمیق سامسونگ باعث شد ساعتهای گلکسی تا سه روز شارژدهی داشته باشند در حالی که ساعتهای مبتنی بر اندروید ور (Android Wear) گوگل به سختی یک روز را دوام میآورند. با این وجود مشکل همیشگی تایزن یعنی نبود اپلیکیشنهای شخص ثالث و عدم پشتیبانی توسعهدهندگان بزرگ همچنان در این بخش نیز خودنمایی میکرد.
۷. نقش تلویزیونهای هوشمند در بقای موقت اکوسیستم تایزن
بزرگترین سنگر دفاعی تایزن که تا سالها آن را زنده نگه داشت بازار تلویزیونهای هوشمند بود که سامسونگ رهبری مطلق آن را در دست داشت. از سال ۲۰۱۵ به بعد تمامی تلویزیونهای هوشمند سامسونگ به سیستمعامل تایزن مجهز شدند تا بستری برای خدمات ویدیویی و سرگرمی ایجاد کنند. این حرکت به سامسونگ اجازه داد تا میلیونها دستگاه تایزنی را وارد خانههای مردم کند بدون اینکه آنها مستقیما متوجه تفاوت نرمافزاری شوند.
رابط کاربری هوشمند و ساده تلویزیونهای تایزن به شدت مورد استقبال قرار گرفت و همکاری با سرویسهای پخش فیلم بزرگ دنیا تضمین کرد که برنامههای ویدیویی اصلی همیشه در دسترس باشند. اما حتی در این بازار نیز گوگل با معرفی اندروید تیوی (Android TV) و شیائومی با تیویباکسهای ارزانقیمت تهدیدی جدی ایجاد کردند. تلویزیونهای تایزنی به دلیل سختافزار محدود پس از چند سال استفاده کند میشدند و بهروزرسانیهای نرمافزاری منظمی دریافت نمیکردند که این موضوع خشم خریداران را برمیانگیخت.
۸. چالش جذب توسعهدهندگان و بحران کمبود اپلیکیشنهای بومی
توسعهدهندگان نرمافزار تمایلی به صرف زمان و هزینه برای پلتفرمی که سهم بازار ناچیزی دارد ندارند و این چرخه معیوب همواره تایزن را آزار میداد. سامسونگ تلاش کرد با برگزاری مسابقات برنامهنویسی با جوایز میلیون دلاری توسعهدهندگان را ترغیب به ساخت برنامه برای تایزن کند اما این اقدامات مقطعی بودند. بدون حضور برنامههای محبوبی مانند اینستاگرام و یوتیوب و بازیهای روز دنیا کاربران انگیزهای برای خرید دستگاههای مجهز به تایزن نداشتند.
مستندات برنامهنویسی تایزن در ابتدا بسیار ناقص و پراکنده بود و انجمنهای پرسش و پاسخ تخصصی برای حل مشکلات فنی برنامهنویسان وجود نداشت. علاوه بر این تغییر مداوم ابزارهای توسعه از وب به سیشارپ با همکاری مایکروسافت نیز نتوانست این روند را تغییر دهد زیرا بازار اندروید و آیاواس آنقدر سودآور بود که کسی به تایزن فکر نمیکرد. این بحران نشان داد که قدرت مالی به تنهایی نمیتواند یک جامعه توسعهدهنده پویا و وفادار ایجاد کند.
۹. مسائل امنیتی و نقدهای فنی وارد بر کدهای اولیه تایزن
یکی از بزرگترین ضربهها به اعتبار تایزن در سال ۲۰۱۷ وارد شد زمانی که یک پژوهشگر امنیتی به نام آمیهای نایدرمن (Amihai Neiderman) کدهای این سیستمعامل را بررسی کرد. او اعلام کرد که کدهای تایزن احتمالاً بدترین کدهایی هستند که او در طول عمر حرفهای خود دیده است و پر از باگهای امنیتی ابتدایی هستند. این گزارش نشان داد که سیستمعامل تایزن فاقد مکانیزمهای دفاعی مدرنی است که در اندروید و آیاواس برای جلوگیری از نفوذ هکرها تعبیه شده است.
این افشاگری رسوایی بزرگی برای سامسونگ به بار آورد و امنیت تلویزیونهای هوشمند و ساعتهای این شرکت را زیر سوال برد. منتقدان اشاره کردند که سامسونگ در عجله خود برای روانه کردن سیستمعامل به بازار اصول اولیه کدنویسی ایمن را نادیده گرفته است. اگرچه سامسونگ به سرعت وصلههای امنیتی را برای رفع این باگها منتشر کرد اما ذهنیت منفی ایجاد شده در میان کارشناسان امنیت هرگز به طور کامل پاک نشد و تایزن به عنوان پلتفرمی ناامن شناخته شد.
۱۰. تغییر استراتژی سامسونگ و بازگشت به آغوش گوگل ویر اواس
در نهایت واقعیتهای بازار و فشارهای فنی سامسونگ را مجبور کرد تا در استراتژی نرمافزاری خود تجدیدنظر کند و تصمیم سختی بگیرد. در جریان کنفرانس توسعهدهندگان گوگل در سال ۲۰۲۱ رسما اعلام شد که سامسونگ تایزن را در ساعتهای هوشمند کنار گذاشته و با گوگل برای توسعه نسخه جدید ویر اواس (Wear OS) همکاری میکند. این تصمیم به معنای پایان رسمی جاهطلبیهای موبایلی تایزن و پذیرش شکست در برابر پلتفرم گوگل بود.
گوشی گلکسی واچ ۴ اولین ساعتی بود که با سیستمعامل جدید گوگل روانه بازار شد و بلافاصله با استقبال فوقالعاده کاربران مواجه گردید زیرا اکنون به کل اکوسیستم برنامههای گوگلپلی دسترسی داشت. این تغییر نشان داد که حتی وفادارترین مشتریان سامسونگ نیز از محدودیتهای نرمافزاری خسته شده بودند و بازگشت به آندروید جانی تازه به فروش گجتهای پوشیدنی این شرکت بخشید. تایزن اکنون تنها به عنوان یک سیستمعامل برای لوازم خانگی هوشمند و یخچالها به حیات مخفی خود ادامه میدهد.
۱. مقایسه سرنوشت تایزن با سایر سیستمعاملهای شکستخورده موبایل
تایزن تنها قربانی انحصار دوگانه اندروید و آیاواس نبود و پروژههای بسیار بزرگتری نیز در این مسیر نابود شدند. سیستمعامل ویندوز فون (Windows Phone) مایکروسافت با وجود سرمایهگذاریهای میلیارد دلاری و خرید شرکت نوکیا نتوانست دوام بیاورد و به همان سرنوشت دچار شد. همچنین سیستمعامل فایرفاکس (Firefox OS) و اوبونتو تاچ (Ubuntu Touch) نیز که با ایدههای وبمحور مشابه تایزن وارد میدان شده بودند خیلی زود شکست را پذیرفتند.
تفاوت تایزن با پروژههای دیگر در این بود که سامسونگ بازار تلویزیونها را در اختیار داشت و توانست بقای آن را طولانیتر کند در حالی که بقیه پلتفرمها کاملا محو شدند. این مقایسه نشان میدهد که در صنعت مدرن فناوری ایجاد یک پلتفرم جدید نیازمند چیزی فراتر از سیستمعامل خوب است و باید یک زنجیره ارزش کامل از سختافزار و نرمافزار و خدمات ابری ایجاد کرد تا بتوان با غولهایی چون گوگل رقابت نمود.
۱۲. درسهای مدیریتی و آینده اکوسیستمهای نرمافزاری مستقل
داستان شکست تایزن درسهای بزرگی برای مدیران صنعت فناوری دارد که مهمترین آنها درک قدرت اثرات شبکهای (Network Effects) است. یک پلتفرم زمانی ارزش پیدا میکند که تعداد کاربران و توسعهدهندگان آن به یک حد بحرانی برسد تا رشد خودکار آغاز شود و سامسونگ هرگز نتوانست به این نقطه برسد. تکیه بر مزایای سختافزاری بدون توجه به نیازهای نرمافزاری جامعه برنامهنویسان اشتباه استراتژیکی بود که تایزن را به حاشیه راند.
امروزه با مطرح شدن ایده اینترنت اشیا (IoT) پلتفرمهای سبکوزن دوباره در حال توجه هستند اما شرکتها آموختهاند که باید به جای جنگهای انحصاری به سمت استانداردهای باز حرکت کنند. سامسونگ اکنون به جای ساخت دیوار دور اکوسیستم خود تلاش میکند تا با یکپارچهسازی خدماتش در اندروید بهترین تجربه کاربری را ارائه دهد. شکست تایزن ثابت کرد که در دنیای امروز همکاریهای هوشمندانه بسیار کارآمدتر از جنگهای یکجانبه برای کسب انحصار مطلق است.
جمعبندی نهایی
سیستمعامل تایزن نشاندهنده جسارت سامسونگ برای شکستن هژمونی نرمافزاری گوگل بود که به دلیل بیتوجهی به نیازهای توسعهدهندگان و فقدان سرویسهای بومی به سرانجام نرسید. این پلتفرم لینوکسی اگرچه در بخش ساعتهای هوشمند و تلویزیونها کارایی خوبی نشان داد اما در نهایت نتوانست در برابر اکوسیستم غنی اندروید مقاومت کند و سامسونگ ناچار شد به استراتژی همکاری با گوگل بازگردد. درس بزرگ تایزن این بود که در دنیای مدرن فناوری سختافزار بدون شبکه نرمافزاری پایدار محکوم به فنا است.








با تشکر از آقای سهندرام بابت زحمتی که واسه صفر و یک می کشن.
دو تا نکته فقط:
اگه میشه حتما سعی کنین کیفیت اچ دی هم بگذارین،
دوم این تیشرت رو اگه میشه بگین از کجا خریدین منم میخوام!:)))
تشکر از شما
و اینکه در مورد کیفیت اچ دی متاسفانه روزی که میخواستم ویدیو رو آپلود کنم سرویس دهنده اینترنتی مشکلات داشت!
و در مورد تیشرت هم یک هدیه از راه دور هست والا خودم حتماً تهیه میکردم تقدیمتون میکردم : ]
باز توضیح کم دادین که !!!!!!!!!!!!!
دوست گرامی برنامه ویدیویی هست و طبیعتاً تمرکز هم بر محتوای ویدیویی هست، شما همین عنوانهایی رو که در تیتر میبینید با توضیحات بیشتر در ویدیو مشاهده خواهید کرد.
آقا هنوز ویدئو رو ندیده تشکر بابت تی شرت. کلی انرژی گرفتم.
ببخشید آپارات
منم از این تی شرت شلدونی ها میخوام !
بازینگا ا ا ا اا ا ا اااا
:)
(: