چگونه با کاهش مشغله‌ها کیفیت زندگی و کار خود را بالا ببریم

مهارت نه گفتن و مدیریت کارهای بیش از حد

در دنیای پرشتاب امروز، عبارت «سرم خیلی شلوغ است» به یک نشان افتخار توخالی تبدیل شده است. ما دائما در تلاش هستیم تا کارهای بیشتری را در زمان کمتری انجام دهیم، غافل از اینکه این تلاش بی‌وقفه برای همه‌فن‌حریف بودن، نتیجه‌ای جز فرسودگی شغلی (Burnout) و کاهش شدید کیفیت خروجی کارها ندارد. اما ریشه این مشکل کجاست و چرا ظرفیت روانی و فیزیکی ما اجازه نمی‌دهد به تمام خواسته‌هایمان پاسخ مثبت بدهیم؟

در این مقاله می‌خواهیم بررسی کنیم که چطور پر کردن بیش از حد ظرفیت یا به اصطلاح پر کردن بشقاب کاری، سیستم شناختی ما را مختل می‌کند. آیا واقعا راهی وجود دارد که با انجام کارهای کمتر، دستاوردهای بزرگ‌تری داشته باشیم؟ با ما همراه باشید تا تکنیک‌های کاربردی اولویت‌بندی، ریشه‌های روان‌شناختی ناتوانی در نه گفتن و راهکارهای عملی برای بازپس‌گیری کنترل زمان را با هم مرور کنیم.

فهرست مطالب

💡مختصر و مفید

برای رهایی از استرس و فرسودگی، باید یاد بگیریم که با اولویت‌بندی دقیق به کارهای غیرضروری نه بگوییم. مغز انسان توانایی تمرکز همزمان بر چندین پروژه پیچیده را ندارد و تلاش برای انجام همه‌چیز، کیفیت کار را به شدت کاهش می‌دهد. با انتخاب حداکثر دو اولویت اصلی و حذف یا واگذاری سایر وظایف، می‌توان کارایی و آرامش ذهنی را به طور همزمان بازیابی کرد. نه گفتن به معنای تنبلی نیست، بلکه انتخابی آگاهانه برای تمرکز روی کارهای ارزشمند است.

تله بهره‌وری سمی و توهم همه‌فن‌حریف بودن

جامعه مدرن ما را به سمتی سوق داده است که ارزش خود را با میزان مشغله‌هایمان بسنجیم. این پدیده که روان‌شناسان آن را بهره‌وری سمی (Toxic Productivity) می‌نامند، ما را متقاعد می‌کند که هرگز نباید متوقف شویم. وقتی تقویم خود را با انواع پروژه‌ها، جلسات و وظایف پر می‌کنیم، احساس کاذبی از مفید بودن به ما دست می‌دهد، اما در واقعیت، توان اجرایی خود را بین چندین موضوع کوچک تقسیم می‌کنیم که ارزش افزوده کمی دارند.

تحقیقات نشان می‌دهند افرادی که مدام در حال دویدن از یک پروژه به پروژه دیگر هستند، در درازمدت دچار افت شدید خلاقیت می‌شوند. ما نیاز داریم این باور غلط را که می‌توانیم تمام کارهای دنیا را به تنهایی و به بهترین شکل انجام دهیم، کنار بگذاریم. پذیرش محدودیت‌های انسانی اولین قدم برای رسیدن به یک آرامش پایدار و کارآمدی واقعی در زندگی شخصی و حرفه‌ای است.

بار شناختی و آنچه در مغز شلوغ می‌گذرد

مغز انسان برای پردازش اطلاعات محدودیت‌های سخت‌افزاری مشخصی دارد که در روان‌شناسی به آن بار شناختی (Cognitive Load) می‌گویند. وقتی تعداد وظایف فعال ما از یک حد بهینه فراتر می‌رود، قشر پیش‌پیشانی مغز که مسئول تصمیم‌گیری و تمرکز است، دچار اضافه بار می‌شود. این وضعیت درست مانند زمانی است که رم (RAM) کامپیوتر با باز کردن تب‌های متعدد در مرورگر پر می‌شود و کل سیستم کند کار می‌کند.

در این حالت، نه‌تنها سرعت پردازش ذهنی ما کاهش می‌یابد، بلکه میزان خطاهای کوچک و بزرگ نیز به شکل چشمگیری بالا می‌رود. بررسی‌های نورولوژیک نشان می‌دهند استرس ناشی از کارهای انباشته شده، ترشح هورمون کورتیزول را افزایش می‌دهد که این امر خود مانع از شکل‌گیری تفکر عمیق و حل مسائل پیچیده می‌شود. بنابراین خلوت کردن ذهن یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک نیاز بیولوژیکی برای بقای کارکرد مغز است.

ترس از دست دادن یا فومو؛ چرا نه گفتن سخت است؟

ریشه بسیاری از پاسخ‌های مثبت ما به درخواست‌های دیگران، در ترسی عمیق به نام فومو (FOMO) یا ترس از دست دادن فرصت‌ها نهفته است. ما نگران هستیم که اگر به یک پیشنهاد کاری، یک مهمانی یا یک پروژه جانبی پاسخ منفی بدهیم، شانس بزرگی را برای همیشه از دست خواهیم داد. این هراس اجتماعی ما را مجبور می‌کند فراتر از توان واقعی خود تعهد بپذیریم و در نهایت به فردی غیرقابل اعتماد تبدیل شویم.

یک روان‌شناس معروف در تحقیقات خود نشان داد که تاییدطلبی اجتماعی نیز در این میان نقش پررنگی دارد؛ ما دوست داریم دیگران ما را فردی همه‌کاره، مهربان و همیشه در دسترس بدانند. اما حقیقت تلخ این است که وقتی به همه‌چیز بله می‌گویید، ارزش بله‌های شما به شدت کاهش می‌یابد. نه گفتن نشان‌دهنده احترام شما به زمان خودتان و استانداردهای کیفی کارهایی است که واقعا مسئولیت آن‌ها را پذیرفته‌اید.

مدیریت وظایف روزانه و پرهیز از مشغله زیاد برای بهبود تمرکز ذهنی

اثر زایگارنیک و آشفتگی ذهنی کارهای نیمه‌تمام

در روان‌شناسی پدیده‌ای به نام اثر زایگارنیک (Zeigarnik Effect) وجود دارد که توضیح می‌دهد ذهن ما تمایل عجیبی به یادآوری و تمرکز روی کارهای ناتمام دارد. وقتی پروژه‌های زیادی را همزمان شروع می‌کنیم، مغز ما مدام سیگنال‌هایی درباره کارهای رها شده ارسال می‌کند. این آشفتگی ذهنی پنهان، انرژی روانی بسیار زیادی را مصرف می‌کند و به ما اجازه نمی‌دهد روی کار فعلی متمرکز شویم.

برای خلاص شدن از این وضعیت، باید تعداد پروژه‌های در جریان خود را به شدت محدود کنیم. وقتی یک کار را به طور کامل به پایان می‌رسانیم، پرونده آن در پوشه شناختی مغز بسته می‌شود و انرژی روانی ما آزاد می‌گردد. تمرکز روی انجام کامل یک کار، بسیار کارآمدتر از جلو بردن همزمان ده کار در مراحل ابتدایی یا میانی است.

قانون کیفیت در برابر کمیت در خروجی‌های حرفه‌ای

در بازار کار امروز، خروجی‌های باکیفیت و عمیق ارزش بسیار بیشتری نسبت به کارهای سطحی و انبوه دارند. اگر شما ده کار متوسط ارائه دهید، به عنوان یک فرد معمولی شناخته می‌شوید؛ اما اگر یک یا دو کار بی‌نظیر انجام دهید، در حوزه خود به یک مرجع تبدیل خواهید شد. متاسفانه شلوغی بیش از حد به ما اجازه نمی‌دهد که به عمق مسائل نفوذ کنیم و کارهایی با استانداردهای جهانی خلق کنیم.

کاهش کمیت کارها به شما فرصت می‌دهد تا به جزئیات دقت کنید، خطاهای احتمالی را رفع کنید و نوآوری به خرج دهید. این تغییر نگرش به کار، شما را از چرخه باطل خستگی مفرط نجات می‌دهد و باعث می‌شود از کاری که انجام می‌دهید لذت ببرید. با کاهش وظایف فرعی، فضا برای درخشش پروژه‌های اصلی شما باز خواهد شد.

استراتژی‌های دیپلماتیک برای گفتن یک نه قاطع

بسیاری از مردم با اصل نه گفتن موافق هستند، اما مهارت انجام رفتاری آن را ندارند. برای اینکه بدون آسیب رساندن به روابط کاری یا شخصی خود نه بگویید، نیاز به لحنی محترمانه اما قاطع دارید. یکی از بهترین روش‌ها، استفاده از فرمول ساندویچی است: ابتدا از پیشنهاد تشکر کنید، سپس محدودیت زمانی فعلی خود را توضیح دهید و در نهایت یک جایگزین یا زمان دیگری را پیشنهاد دهید.

به عنوان مثال، می‌توانید بگویید: «از اینکه من را برای این پروژه در نظر گرفتید متشکرم، اما در حال حاضر تمام ظرفیت کاری من پر شده است و نمی‌توانم خروجی باکیفیتی تحویل دهم. شاید در فصل آینده بتوانم با شما همکاری کنم.» این روش نشان می‌دهد که شما برای کار آن‌ها و البته برای زمان و کیفیت کار خودتان ارزش قائل هستید.

اصل گرایی؛ هنر انتخاب کارهای حیاتی

اصل‌گرایی (Essentialism) فلسفه‌ای است که به ما می‌آموزد چگونه کارهای حیاتی را از کارهای کم‌اهمیت جدا کنیم. این رویکرد به ما یادآوری می‌کند که تقریباً همه‌چیز بی‌اهمیت است و فقط تعداد بسیار کمی از کارها واقعاً حیاتی هستند. با پذیرش این تفکر، ما دیگر به دنبال انجام کارهای بیشتر نیستیم، بلکه به دنبال انجام کارهای درست هستیم.

برای شروع این مسیر، باید هر روز از خود بپرسید: «کدام کار است که اگر امروز انجام شود، بقیه کارها را آسان‌تر یا بی‌نیاز می‌کند؟» تمرکز روی این نقطه اهرمی، بازدهی شما را به طور شگفت‌انگیزی افزایش می‌دهد. با حذف کارهای زائد، انرژی شما در یک جهت مشخص هدایت می‌شود و نتایج چشمگیری به بار می‌آورد.

تفکر متمرکز و انتخاب اولویت‌ها برای رسیدن به آرامش ذهنی

رابطه مستقیم خواب باکیفیت و تمرکز ذهنی

یکی از اولین چیزهایی که در زمان شلوغی کارها قربانی می‌شود، خواب شبانه است. بسیاری از افراد به اشتباه فکر می‌کنند که با بیدار ماندن تا دیروقت می‌توانند کارهای عقب‌افتاده را جبران کنند. اما علم خواب نشان می‌دهد که کمبود خواب، قشر پیش‌پیشانی مغز را به شدت تضعیف می‌کند و توانایی تمرکز، یادگیری و تصمیم‌گیری شما را به شدت کاهش می‌دهد.

روز بعد از یک شب بی‌خوابی، شما برای کارهای ساده نیز به زمان و انرژی بیشتری نیاز خواهید داشت که این امر خود منجر به انباشت کارهای بیشتر می‌شود. حفظ یک الگوی خواب منظم، بهترین سرمایه‌گذاری برای حفظ کارایی ذهنی در طول روز است. به جای کار بیشتر، هوشمندانه‌تر کار کنید و خواب خود را فدای پروژه‌های موقتی نکنید.

مرزبندی در محیط کار و تعامل با مدیران

بسیاری از کارمندان نگران هستند که نه گفتن به مدیران منجر به اخراج یا از دست رفتن فرصت‌های شغلی آن‌ها شود. کلید حل این چالش، گفتگوی شفاف درباره اولویت‌ها است. وقتی مدیر شما وظیفه جدیدی را پیشنهاد می‌دهد، به جای پاسخ منفی صریح، لیست کارهای فعلی خود را نشان دهید و بپرسید کدام کار باید برای انجام وظیفه جدید به تعویق بیفتد.

این روش به مدیر شما نشان می‌دهد که شما محدودیت‌های زمانی خود را درک می‌کنید و به دنبال حفظ کیفیت کارها هستید. نشان دادن تصویر بزرگ از ظرفیت کاری خود، تصمیم‌گیری را به یک فرآیند مشارکتی تبدیل می‌کند. مدیران حرفه‌ای همواره کارمندانی را که مرزهای مشخصی برای کیفیت کارهای خود دارند، بیشتر از افرادی که بله‌گوهای توخالی هستند، تحسین می‌کنند.

افسانه انجام همزمان چند کار و اتلاف وقت پنهان

انجام همزمان چند کار (Multitasking) یکی دیگر از رفتارهای اشتباهی است که برای نجات از شلوغی کارها به آن پناه می‌بریم. مغز ما قادر به پردازش همزمان دو کار شناختی عمیق نیست و کاری که ما انجام می‌دهیم، سوییچ کردن سریع بین کارها (Task Switching) است. این جابجایی مداوم، هزینه زمانی پنهانی به نام جریمه سوییچینگ به ما تحمیل می‌کند.

تحقیقات نشان می‌دهند که سوییچ کردن مداوم بین کارها می‌تواند کارایی مفید شما را تا چهل درصد کاهش دهد. برای غلبه بر این مشکل، باید روش تک‌وظیفه‌ای (Single-tasking) را تمرین کنید. در هر بازه زمانی مشخص، فقط و فقط روی یک کار تمرکز کنید و تمام عوامل مزاحم مانند نوتیفیکیشن‌های گوشی و تب‌های اضافی مرورگر را ببندید.

پاکسازی تقویم روزانه از تعهدات غیرضروری

برای شروع سبک‌سازی برنامه روزانه، نیاز به یک ارزیابی بی‌رحمانه از تقویم خود دارید. تمام جلسات، گروه‌های کاری و پروژه‌هایی را که در آن‌ها حضور دارید لیست کنید. سپس از خود بپرسید که غیبت شما در کدام‌یک از آن‌ها تغییر خاصی در نتیجه نهایی ایجاد نمی‌کند. حذف جلسات غیرضروری اولین و سریع‌ترین راه برای آزاد کردن زمان است.

همچنین می‌توانید بخش‌هایی از روز را به عنوان زمان تمرکز عمیق (Deep Work) بلاک کنید تا در این ساعت‌ها هیچ جلسه‌ای تنظیم نشود و کسی مزاحم شما نگردد. با این روش، شما کنترل زمان خود را در دست می‌گیرید و به جای واکنش نشان دادن به درخواست‌های دیگران، بر اساس برنامه شخصی خود حرکت می‌کنید.

ایجاد تعادل پایدار برای پیشرفت بلندمدت

موفقیت یک دو ماراتن است، نه یک دوی سرعت کوتاه. اگر بخواهید با تمام توان و بدون استراحت بدوید، خیلی زود از نفس خواهید افتاد و مجبور به توقف طولانی‌مدت می‌شوید. ایجاد تعادل بین کار و زندگی، و گذاشتن زمان کافی برای تفریح، ورزش و خانواده، سوخت موتور خلاقیت و انگیزه شما را تامین می‌کند.

وقتی یاد بگیرید که بشقاب خود را خلوت نگه دارید، فرصتی برای تفکر استراتژیک درباره آینده خود پیدا خواهید کرد. شما دیگر یک آتش‌نشان نخواهید بود که مدام در حال خاموش کردن بحران‌های روزانه است، بلکه به یک معمار تبدیل می‌شوید که مسیر زندگی خود را با برنامه‌ریزی و طمأنینه می‌سازد. زندگی ارزش این را دارد که با آرامش و کیفیت سپری شود.

جمع‌بندی نهایی

پر کردن بی‌رویه بشقاب کاری و ناتوانی در نه گفتن، راهی مطمئن برای فرسودگی ذهنی و کاهش کیفیت خروجی‌ها است. با پذیرش واقع‌بینانه محدودیت‌های شناختی و فیزیکی خود و انتخاب حداکثر دو اولویت اصلی، می‌توانیم انرژی خود را روی کارهای واقعاً ارزشمند متمرکز کنیم. نه گفتن به تعهدات جانبی، بی‌احترامی به دیگران نیست؛ بلکه بله گفتن به سلامت روان، خواب باکیفیت و ارائه‌ی کارهای ماندگار و درخشان است که در نهایت منجر به تعادل و موفقیتی پایدار می‌شود.

پرسش‌های متداول

۱. چگونه به دوست صمیمی یا یکی از اعضای خانواده بدون دلخوری نه بگویم؟
برای نه گفتن به نزدیکان، از ابراز همدلی صادقانه شروع کنید تا آن‌ها متوجه شوند که احساساتشان برای شما مهم است. به طور واضح توضیح دهید که محدودیت‌های زمانی یا انرژی شما مانع پذیرش درخواستشان است و این موضوع ارتباطی به میزان علاقه شما به آن‌ها ندارد. در صورت امکان، یک راه حل جایگزین یا زمان دیگری را پیشنهاد دهید تا حسن نیت خود را ثابت کنید. مرزبندی محترمانه در نهایت روابط شما را محکم‌تر و مبتنی بر درک متقابل خواهد کرد.
۲. آیا نه گفتن در اوایل مسیر شغلی باعث آسیب به پیشرفت کاری من نمی‌شود؟
در اوایل مسیر شغلی، بله گفتن به فرصت‌های جدید برای کسب تجربه مفید است اما نباید به بهای افت کیفیت کارهای اصلی شما تمام شود. اگر وظایف زیادی را قبول کنید و همه را با کیفیت پایین تحویل دهید، تصویر حرفه‌ای خود را تخریب خواهید کرد. بهتر است روی انجام بی‌نقص چند کار کلیدی تمرکز کنید تا به عنوان فردی متعهد و کاربلد شناخته شوید. تعادل بین یادگیری فرصت‌های جدید و حفظ کیفیت خروجی، کلید رشد هوشمندانه است.
۳. چطور می‌توانم اولویت‌های واقعی زندگی‌ام را از کارهای ظاهراً مهم تشخیص دهم؟
برای تشخیص اولویت‌های واقعی، از ماتریس‌های برنامه‌ریزی یا نوشتن اهداف بلندمدت پنج ساله کمک بگیرید. از خود بپرسید که انجام کدام کارها در درازمدت بیشترین تاثیر مثبت را بر روی رشد شخصی و حرفه‌ای شما می‌گذارند. کارهایی که صرفاً به دلیل عجله دیگران مهم به نظر می‌رسند را فیلتر کرده و کنار بگذارید. نوشتن لیست کارهایی که نباید انجام دهید نیز به اندازه لیست کارها می‌تواند به شما کمک کند.
۴. اگر با وجود کم کردن کارها همچنان احساس استرس شدید و تنگی وقت داشته باشم چه باید کرد؟
استرس مداوم ممکن است ناشی از کمال‌گرایی افراطی یا نداشتن استراحت‌های ذهنی منظم در طول روز باشد. در این شرایط باید به ابعاد دیگر مانند کیفیت خواب، تغذیه و زمان‌های قطع ارتباط کامل با تکنولوژی توجه کنید. گاهی ذهن ما حتی در زمان‌های بیکاری نیز در حال پردازش اطلاعات و نگرانی درباره آینده است که نیاز به تمرینات ذهن‌آگاهی دارد. در صورت تداوم این وضعیت، مشورت با یک روان‌درمانگر برای بررسی ریشه‌های اضطراب بسیار کمک‌کننده است.
۵. چگونه با احساس گناه ناشی از نه گفتن به دیگران مقابله کنم؟
پذیرش این واقعیت که شما مسئول حل تمام مشکلات دنیا و برآورده کردن خواسته‌های دیگران نیستید، اولین قدم است. به یاد داشته باشید که نه گفتن به یک نفر، بله گفتن به سلامت روان و کیفیت زندگی خودتان و خانواده‌تان است. احساس گناه معمولاً ناشی از الگوهای رفتاری گذشته و نیاز به تایید بیرونی است که با تمرین و تکرار برطرف می‌شود. هر بار که به درستی نه می‌گویید، در واقع عزت نفس خود را تقویت می‌کنید.
۶. تکنیک بلاک‌بندی زمان چطور به مدیریت کارهای بیش از حد کمک می‌کند؟
تکنیک بلاک‌بندی زمان به شما کمک می‌کند تا به جای کار کردن بر اساس لیست وظایف بی‌پایان، زمان مشخصی از روز را به یک فعالیت خاص اختصاص دهید. این کار مانع از حواس‌پرتی و سوییچ کردن مداوم بین کارهای مختلف در طول روز می‌شود. وقتی دیگران متوجه شوند که شما ساعات خاصی را برای کارهای تمرکزی خود رزرو کرده‌اید، کمتر مزاحم شما خواهند شد. این روش نظم ذهنی بسیار بالایی ایجاد می‌کند و راندمان کاری را به شدت بالا می‌برد.
۷. نقش ابزارهای دیجیتال در ایجاد مشغله‌های کاذب چیست و چگونه آن‌ها را کنترل کنیم؟
ابزارهای دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی با ارسال نوتیفیکیشن‌های مداوم، تمرکز ما را تکه‌تکه می‌کنند و حس فوریت کاذب ایجاد می‌نمایند. برای کنترل این وضعیت، باید زمان‌های مشخصی در روز را بدون گوشی سپری کنید و نوتیفیکیشن‌های برنامه‌های غیرضروری را به طور کامل ببندید. پاسخ دادن فوری به هر پیام یا ایمیل را متوقف کنید و زمان‌های مشخصی را در روز برای بررسی صندوق ورودی خود قرار دهید. این مرزبندی دیجیتال، آرامش ذهنی گمشده شما را بازیابی خواهد کرد.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

22 دیدگاه

  1. ببخشید ولی به نظر منم قالب جدید خوب نیست. من که قبلا خیلی راحت صفحه تون رو باز می کردم و می خوندم، الان اول یک بسم الله می گم از بس که احساس ناخوشایندی بهم میده. فونت و عکسها غالبند بر محتوا و متن. البته اینم بگم که چون سایت شما رو دوست دارم و همیشه مطالب خوندنی داره بلاخره هرطوری هست زحمت بسم الله رو می کشم و میام تو.

  2. سلام خسته شدیم انقدر توی پیام ها خواندیم که چرا فقط تیتر می آید و نظریه های عجیب و غریب
    یک پیشنهاد ساده دارم و اون هم اینکه: لطفن یک ایمیل با توضیح در مورد اینکه در حال تغییر هستید و
    قراره به زودی مطالب سایت به همون صورت قبلی برای همه ارسال بشود برای تمامی اعضا ارسال کنید
    تا هم خودتون از توضیح واضحات خلاص شوید و هم انرژی برای ارسال پیام و خوانش و پاسخگویی
    هدر نرود.

  3. ای ملت چیزخوان؟؟؟؟باباجان شما از مریخ اومدید/؟؟؟؟هزارباره این بنده خدا میگه دارم قالب سایت روتغییر میدم ومشکلاتی برامون پیش اومده. دلیلش هم یک فونت فارس وتفاوتش با انگلیسیه.چپ به راست وراست به چپ . دوباره زیر همون مطلب یکی میناله دکتر اینحوریه اونجوریه .بس کنیددق کشش کردید.اون بخاطر شما ها ومن تبلتی وفیدی ه داره اذیت میشه .کمی حیا هم خوبه چرا تهمت میزنید بخاطر اگهی؟؟؟اون پزشکه بخواد پول دربیاره احتیاجی به وب نداره تو مطب بشینه خیلی در میاره. . الله واکبر

    1. من قبلا هم در پلاس نوشتم، پروژه تم سایت من خیلی هم به تأخیر افتاده بود. بعضی از سایت‌های دیگه خودشون یک تیم فنی دو سه نفره دارن که خیلی در موارد کمک‌کارن، ولی من چنین تیمی ندارم. هر وقت می‌خوام تم تغییر بدم، مزاحم یکی دو نفر می‌شم و این دوستان هم پاره‌وقت کار می‌کنن.

  4. چرا تو فید دیگه مطلب کامل نیست؟ از یک پزشک بعید بود به خاطر کشوندن بازدید کننده به سایت این کارو بکنه.

  5. متاسفانه اگر دچار کمال گرایی باشی کنترل این چیزا واسه آدم سخته!
    من خودم به شدت سرم شلوغه و انگار مرض کار درست کردن برای خودم رو دارم! پایان نامه، کارمندی، کارایی که تو خونه گرفتم، کارایی که خودم برای فروش محصولاتم دارم، مدیریت و هماهنگی یه خیریه کوچیک و درس خواندن برای کنکور!
    علاوه بر این ها که تقریبا هر هفته هم برنامه کوه و جنگل دارم!
    تازه ناراحت هستم که چرا وقت ندارم باشگاه ورزشی هم ثبت کنم، و این که نمیتونم برم کلاس شنا و موسیقی!

  6. خیلی خوب گفتید. در سایت درسنامه، دوره‌ای هست که مربوط به مدیریّت زمان می‌شه و در اون به خوبی، مولتی تسکینگ یا چندوظیفگی را تشریح کرده و معایب آن را برشمرده. من بعد از اینکه این دوره را گذراندم،‌تا چندین ماه، بسیار زیبا عمل می‌کردم. زیبا از این جهت که خودم هم لذّت می‌بردم از پیشرفت کارهایم و آسایش خوبی را برای خودم رقم زده بودم. متأسفانه، مسائل زیادی رخ داد و دیگرانی در کارهایم وارد شدند و اتفاقاتی از لحاظ سلامتی برایم افتاد که مدّتی چند ماهه از همه چیز دور شدم. این وقفه و افکار بد و منفی، منو دوباره به دوران جاهلیّت برنامه‌ریزی و مدیریّت زمانم برد. با خواندن این مطلب، یاد آن دوران افتادم و با توجّه به مشغله‌ی فراوان این روزهایم، تصمیم دارم مجدّداً آن دوره‌ی درس‌نامه را مرور کنم و با استفاده از تکنیک‌های خوب آن، راحت‌تر قدم بردارم. به همه نیز این دوره را توصیه می‌کنم. البته از زندگی شخصی آقای دکتر باخبر نیستم اما حضور مجازی ایشان در طول سال‌ها و به صورت مدام و درج روزانه‌ چند مقاله، نشان از این دارد که شما یک الگوی عالی برنامه‌ریزی و مدیریّت زمان در کنارتان دارید.

  7. خب این راهنمایی برا درس ها و دوره دانشجویی به درد نمیخوره چون اگه به یکی از درس ها و پروژه ها نه بگیم نمره نمیگیریم. تو این دوره کارها و پروژه ها تحمیلی هست نه انتخابی

  8. نمونه عملی نه گفتن ، استیو جابز در شرکت اپل بود. در سالهای آخر عمرش این توصیه رو به موسسین شرکت گوگل (نمی دونم پیج یا برین بود )هم کرد.

  9. چرا محتویات پست‌هاتون در فید مثلا فیدلی نشون داده نمیشه ؟ فقط تیتر پست میاد درحالی که تا هفته پیش محتواشم نشون داده میشد و ما راحتتر میخوندیم

    1. من هم همیشه از فیدلی استفاده میکنم. دوست من اینکار مدیر سایت بنظرم برای بالا بردن بازدید مستقیم از سایت، بالا بردن رنک و در نتیجه جذب تبلیغات بیشتر. خوب شاید چاره دیگه ای ندارن، اگه بشه یه راهکار علمی هم برای اینکار پیدا کرد که چه بهتر و الا چاره ای نداریم، چون بشخصه نمی تونم از مطالب مفیدی که تو این سایت درج میشه، بگذرم.

  10. خانم مجیدی من فیلم Yes Man رو پیشنهاد می کنم . اگر این فیلم رو دیدید که فبها اگر هم که ندیدید حتما تماشا بفرمایید.

  11. با داشتن یه برنامه درست و حسابی برای روز آینده، هفته آینده و به همین ترتیب و البته قبول کردن اون برنامه پیش خودمون به راحتی میتونیم به اغلب کارهامون برسیم. کاری که باید هر کسی که میخواد یه روز پربازده داشته باشه انجام بده اینه که برنامه ریزی کنه و برنامشو اولویت بندی کنه. البته خود اینکار یه هنر محسوب میشه!
    خانم مجیدی خیلی ممنون بابت مطلب عالیتون.

  12. سلام دکتر
    راستش تبلیغات لازمه و شاید برای ادامه کار ضروری ولی پوسته جدید و نوع تبلیغات و نحوه نماش انها ظاهر سایت رو داره بصورت سایت زرد در میاره. لطفا بجای پر کردن بیش از نصف سایت از تبلیغات اونم با فونت بزرگتر از متن اصلی نزار اون حس خوبه و قدیمیه از بین بره. به نظرم تبلیغات ظریف و جمع جور قطعا هم طرفدار بیشتری خواهد داشت و هم کیفیت بالاتر و در نتیجه درامد بیشتر(سایت مثل چهره خانوما اگه ارایش بد و زیاد زشتشون میکنه و ارایش لایت و زیر پوستی زیبا) فقط کاری نکن که زمانی با یه ذره بین دنبال مطلب بگردیم. و در واقع این بر میگرده به این که خودتم یه کم به این همه چیزای خوبی که از زیبایی و هنر و بازاریابی و… نوشتی دقت کنی و بکار ببریشون . دوست داریم دکتر جان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]