روش های درمانی شگفتانگیز، ترسناک و گاه مرگبار در طول تاریخ

تاریخ پزشکی سرشار از تلاشهای شگفتانگیز، ترسناک و گاه مرگباری است که انسانها برای غلبه بر بیماریها انجام دادهاند. اگرچه امروز پزشکان سوگند یاد میکنند که ابتدا به بیمار آسیب نرسانند، اما در گذشتههای دور، مرز میان درمان و شکنجه بسیار باریک بود. در این مقاله میخواهیم بررسی کنیم که چگونه باورهای خرافی، کمبود ابزارهای علمی و تفسیرهای نادرست از فیزیولوژی بدن منجر به پیدایش روشهایی شد که حتی شنیدن آنها لرزه بر اندام انسان معاصر میاندازد. آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا نیاکان ما برای درمان سردرد ساده، جمجمه خود را سوراخ میکردند یا برای افزایش طول عمر، فلز مایع و سمی جیوه مینوشیدند؟ بررسی این کابوسهای درمانی نشان میدهد که مسیر علم تا چه حد پرپیچوخم و گاه تاریک بوده است.
فهرست مطالب
مته کاری جمجمه

در بین طبیبهای قدیمیتر عملهای جراحی به روش بسیار دردناکی صورت میگرفت. در هفت هزار سال گذشته انسانها به طور کلی رابطه خوبی با تراشکاری و مته کاری داشتند و در علم پزشکی نیز از آن برای سوراخ کردن جمجمه فرد بیمار و خارج کردن بیماری استفاده میکردند. پژوهشگران به طور دقیقی نمیتوانند دلیلی برای این عمل خطرناک بیان کنند ولی به احتمال زیاد این کار نشات گرفته از خرافات و برای آزادسازی ارواح خبیثه از بدن فرد انجام میشده است. بعضی دیگر از پژوهشگران نیز سوراخ کردن جمجمه را برای درمان بیماری صرع، سردردهای شدید نیمکرهای و لختگی خون میدانند که در جنگها رخ میداد.
از تحقیق بر روی اسکلتهایی که در کشور پرو کشف شده است میتوان به این نتیجه رسید که در همه موارد سوراخ کردن جمجمه (Trepanation) منجر به مرگ فوری بیمار نمیشده و با توجه به رشد مجدد استخوان در لبههای سوراخ، مشخص است که بیمار توانسته پس از جراحی وحشتناک بدون بیهوشی به زندگیاش ادامه دهد. این روش در قبایل مختلف آفریقایی و قاره آمریکا رواج گستردهای داشت و حتی تا قرون وسطی نیز به عنوان یک متد درمانی برای بیماران مبتلا به جنون و اختلالات شدید رفتاری تجویز میشد. پزشکان تصور میکردند با ایجاد مجرای خروجی در استخوان سر، فشار جادویی داخل مغز کاهش مییابد و بیمار دوباره آرامش خود را به دست میآورد.
جیوه درمانی

در یونان باستان جیوه به عنوان یک مرهم یا روغن کاربرد داشت و مصریان و رومیان باستان نیز از آن به عنوان ابزار آرایشی که گاهی باعث دگرگونی چهره میشود بهره میبردند. در لامانه، یکی از شهرهای اصلی تمدن مایا یک استخر جیوه پیدا شده بود که در زیر یک زمین بازی بزرگ در آمریکای میانه جای داشت. کیمیاگران گمان میکردند جیوه نخستین ماده جهان بوده و دیگر فلزها از آن پدید آمدهاند. آنها بر این باور بودند که میتوان با تغییر کیفیت و کمیت گوگرد افزوده شده به جیوه، فلزهای گوناگون را پدید آورد. همچنین این باور وجود داشت که خالصترین فلزها طلا است و برای همین در تلاشهای خود برای دگرگونی فلزهای ناخالص به طلا، به وفور از جیوه بهره میبردند.
مردم در چین و تبت گمان میکردند که جیوه باعث درازی عمر، درمان آسیبهای پوستی و در مجموع سلامتی بهتر افراد میشود. تا آنجا که در افسانهها گفته شده یکی از شاهان چین به نام چین شی هوان (Qin Shi Huang) در آرامگاهی از سرزمینش به خاک سپرده شده که رودهایی از جیوه را در بر داشته است. این پادشاه سرانجام در اثر نوشیدن معجونی از جیوه و گرد یشم سبز که کیمیاگران دربار دودمان چهاین آن را درست کرده بودند، کشته شد. او گمان میکرد با نوشیدن این معجون، جاودان خواهد شد اما دچار نارسایی شدید کبدی، مسمویت حاد و در پایان مرگ مغزی شد. جیوه تا اوایل قرن بیستم به عنوان داروی اصلی درمان سیفلیس استفاده میشد که عوارضش از خود بیماری بدتر بود.
حجامت و فصد خون

در طول هزاران سال پزشکان در برخورد با بیماریها دلیل اصلی مرض را وجود خون بد تشخیص میدادند و برای برقراری توازن در بدن، بخشی از بدن و رگ اصلی را بریده و مقدار زیادی از خون را درون ظرفی خالی میکردند. به احتمال فراوان اولین حجامت در دوره سومریان و یا مصریان رخ داده و کمکم تا قرن نوزدهم به طرز گستردهای رواج یافت. گسترش انجام حجامت و خونگیری در طب غربی بر پایه طب اخلاطی بود که بیماریها را ناشی از اختلال در اخلاط چهارگانه بدن یعنی خون، بلغم، صفرا و سودا میدانست. در موارد زیادی فرد بیمار بر اثر خونریزی شدید و کمخونی حاد ناشی از فصد جان خود را از دست میداد.
پزشکان قرون وسطا برای هر نوع دردی از گلودرد ساده گرفته تا طاعون مرگبار، تخلیه خون بیمار را تجویز میکردند. سرانجام پس از تحقیقات بسیار مشخص گردید که ضرر و زیان این کار بسیار بیشتر از منفعت آن است و این روش در اکثر نقاط جهان منسوخ گردید. از عوارض جانبی حجامتهای سنتی و غیربهداشتی میتوان به انتقال بیماریهای عفونی خطرناک اشاره کرد. همچنین ایجاد زخمهای عمیق بر روی پوست و افت شدید فشار خون از پیامدهای رایج آن بود. روشهای حجامت در قدیم با حجامتهای کنترلشده امروزی بسیار متفاوت بوده و در گذشته بدون رعایت اصول ضدعفونی و با ابزارهای آلوده انجام میگرفت که خود عامل انتشار بیماری بود.
مرهم حیوانات و فضولات

مصریان باستان سیستم سازمانیافتهای برای علم طب داشتند و پزشکانی که برای بیماریهای خاصی طبابت میکردند با این حال روشهای درمانی آنها همیشه علمی و درست نبوده است. استفاده از خون مارمولک، موش مرده، بزاق دهان اسب و نان کپکزده برای ساختن مرهم موضعی و معجون از جمله اشتباهات رایج این دسته از پزشکان محسوب میشد. همچنین از مدفوع انسان و حیوانات مختلف برای ترمیم زخمهای باز و عفونی استفاده میکردند تا به باور خودشان ارواح خبیثه را از محل آسیبدیده دور کنند.
در ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد، فضولات خر، سگ، آهو و حتی مگس به عنوان داروهای کلیدی آن زمان به حساب میآمدند. در خیلی از موارد این روشهای درمانی عجیب منجر به عفونتهای باکتریایی شدید مثل کزاز و تشنجهای مرگبار میگردید. اگرچه نان کپکزده به دلیل داشتن خواص اولیه پنیسیلین گاهی به طور تصادفی موثر واقع میشد، اما مخلوط کردن آن با مدفوع سگ و گاو اثر درمانی آن را کاملاً خنثی میکرد و باعث ورود مستقیم پاتوژنهای مرگبار به جریان خون بیماران نگونبخت میشد.
آدمخواری پزشکی

برای کسانی که به دردهای عضلانی شدید، صرع و معده درد مبتلا بودند، خوردن گوشت یا پودر استخوان انسان تجویز میشد و نام این روش را طب مردهخواری نهاده بودند. در سالهای پایانی قرن پانزدهم میلادی، کریستف کلمب در جزیرههای آنتیل به قومی به نام کارائیب برخورد که میانشان خوردن گوشت انسان رسم بود و کلمب آنها را کانیبال (Cannibal) نامید. مردم گل باستان نیز خوردن قسمتهایی از بدن انسان را برای درمان بیماریها سودمند میدانستند. حتی در اروپای رنسانس، مومیاییهای دزدیدهشده از مصر را آسیاب کرده و به عنوان داروی همهچیزدرمان به بیماران ثروتمند میفروختند.
بعضی از قومهای آدمخوار برای بزرگداشت خویشان و بزرگان خود و دست یافتن به روح و نیرو و صفتهای خوب آنها، گوشت آنها را پس از مرگ میخوردند. پزشکان اروپایی قرن هفدهم معتقد بودند که خون تازه سربازان کشتهشده در جنگ میتواند بیماری صرع را به طور قطعی درمان کند. به همین دلیل مردم در اطراف سکوهای اعدام جمع میشدند تا فنجانی از خون گرم فرد محکوم را خریداری کنند. این ایده مبتنی بر این فرضیه بود که با مصرف اعضای بدن یک فرد سالم و جوان، حیاتی تازه به بدن بیمار دمیده میشود.
جمجمه بابلی

بر اساس نظر پزشکان بابلی، اکثر بیماریها نشاتگرفته از یک نیروی شیطانی و مجازات خدایان برای بخشیدن گناهان انسان بوده است. پزشکان در این راه با جنگیران آن زمان نظر مشترکی داشتند و برای درمان بیماران به راههای جادویی متوسل میشدند. برای مثال اگر فرد بیمار دندانقروچه میکرد یا در خواب ناله میکرد، پزشکان بابل اعتقاد داشتند که روح یکی از درگذشتگان خانواده سعی دارد با او تماس برقرار کند و این نشانه تسخیر روح اوست.
پزشکان برای حل این مشکل، جمجمه یک فرد مرده را برای مدتی در کنار رختخواب بیمار قرار میدادند تا ارواح سرگردان به درون جمجمه منتقل شوند و از بیمار فاصله بگیرند. بیمار نگونبخت مجبور بود هر شب هفت بار آن جمجمه را ببوسد و با آب و روغن از آن پذیرایی کند تا روح خشمگین را آرام سازد. این روش جادویی اگرچه هیچ تاثیر فیزیکی روی بهبود بیماری نداشت، اما به دلیل ایجاد اثر تلقینی در بیماران خرافاتی، گاهی به عنوان یک مسکن روانی عمل میکرد.
لوبوتومی پیشپیشانی
یکی از تاریکترین صفحات تاریخ روانپزشکی مدرن، عمل لوبوتومی (Lobotomy) است که در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی به طور گسترده برای درمان بیماران روانی انجام میشد. در این روش، پزشکان با استفاده از ابزاری شبیه به یخشکن که از بالای کاسه چشم وارد مغز میشد، اتصالات کاسه سر و قشر پیشپیشانی مغز را قطع میکردند. مبتکر این روش، والتر فریمن (Walter Freeman)، اعتقاد داشت که با این کار، مدارهای عصبی معیوب که عامل روانپریشی و افسردگی هستند، نابود میشوند.
نتیجه این عمل جراحی وحشتناک معمولاً از بین رفتن کامل شخصیت بیمار، تبدیل او به یک موجود بیاراده و فلج مغزی دائمی بود. هزاران بیمار روانپریش بدون رضایت شخصی و در شرایط غیرانسانی تحت این عمل جراحی قرار گرفتند که یکی از مشهورترین قربانیان آن، رزماری کندی، خواهر جان اف کندی بود. سرانجام با کشف داروهای ضد روانپریشی در اواخر دهه ۱۹۵۰، این روش وحشیانه در سراسر جهان ممنوع اعلام شد و به عنوان یک جنایت پزشکی ثبت گردید.
پودر مومیایی
در قرون وسطی و دوران رنسانس، تقاضای عجیبی برای مصرف پودر مومیایی (Mumia) در اروپا شکل گرفت که ناشی از یک اشتباه ترجمه زبانی بود. پزشکان اروپایی معتقد بودند که مومیاییهای مومیاییشده مصری حاوی مواد قیرمانند خاصی هستند که میتواند هر نوع زخم، شکستگی و خونریزی داخلی را فوراً درمان کند. دلالان دارو مقادیر زیادی از مومیاییهای باستانی را از مقبرههای مصر غارت کرده و پس از آسیاب کردن، به عنوان یک داروی گرانبها به فروش میرساندند.
این تجارت به قدری سودآور بود که وقتی ذخیره مومیاییهای واقعی مصر رو به کاهش رفت، سوداگران شروع به مومیایی کردن اجساد تازه درگذشتگان، مجرمان اعدام شده و جذامیان با استفاده از قیر معمولی کردند تا نیاز بازار را برطرف کنند. بیماران قرن هفدهم این پودر سیاه رنگ را با نوشیدنیهای خود مخلوط کرده و سر میکشیدند. این شیوه وحشتناک داروسازی تا اوایل قرن بیستم همچنان در برخی از کتابهای داروشناسی معتبر غربی یافت میشد.
شربت تسکیندهنده هروئین و کوکائین
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، شرکتهای داروسازی معتبر جهان شربتهای سینه و تسکیندهندهای را روانه بازار کردند که حاوی مواد مخدری نظیر هروئین، کوکائین و تریاک بود. شرکت معروف بایر (Bayer) هروئین را به عنوان یک داروی غیر اعتیادآور برای درمان سرفه کودکان و سرماخوردگی تبلیغ میکرد. پزشکان بدون آگاهی از قدرت اعتیادآوری شدید این مواد، آنها را برای آرام کردن نوزادان بیقرار تجویز میکردند.
این شربتها اگرچه به سرعت درد و سرفه را متوقف میکردند، اما هزاران نفر از مصرفکنندگان را به اعتیاد شدید کشاندند و در موارد متعددی باعث ایست تنفسی و مرگ کودکان شدند. تبلیغات فریبنده این داروها تا سالها در مجلات پزشکی چاپ میشد تا اینکه عوارض وحشتناک سوءمصرف مواد مخدر آشکار شد و قوانین سختی برای ممنوعیت توزیع بدون نسخه این مواد افیونی وضع گردید.
تنقیه دود تنباکو
در قرن هجدهم میلادی، پزشکان اروپایی بر این باور بودند که دود تنباکو میتواند دمای بدن را بالا ببرد و تنفس را در افراد غرقشده یا بیهوش دوباره تحریک کند. برای این کار دستگاههای تنقیه مخصوصی ساخته شده بود که دود تنباکو را مستقیماً به روده بیمار پمپ میکرد. این روش عجیب حتی توسط امدادگران رودخانه تیمز در لندن برای احیای افرادی که در حال غرق شدن بودند، به عنوان یک پروتکل استاندارد اورژانسی استفاده میشد.
پزشکان تصور میکردند نیکوتین موجود در دود تنباکو میتواند سیستم عصبی روده را تحریک کرده و قلب را دوباره به کار بیندازد. با این حال، تزریق دود سمی به روده بیمارانی که دچار خفگی شده بودند، نه تنها کمکی به بازگشت آنها نمیکرد، بلکه نیکوتین به سرعت جذب خون شده و باعث مسمومیت حاد قلبی میگردید. این روش سرانجام در اواسط قرن نوزدهم با اثبات سمی بودن نیکوتین برای همیشه کنار گذاشته شد.
آب رادیواکتیو
پس از کشف رادیوم توسط ماری کوری، تب شدیدی برای استفاده از مواد رادیواکتیو در پزشکی و صنایع آرایشی سراسر جهان را فراگرفت. در اوایل قرن بیستم، بطریهای آبی به نام رادیتور (Radithor) فروخته میشد که حاوی مقادیر زیادی رادیوم حلشده بود. پزشکان این آب رادیواکتیو را به عنوان یک اکسیر جوانی، درمانکننده ناتوانی جنسی، برطرفکننده خستگی مزمن و پیشگیریکننده از پیری زودرس تبلیغ میکردند.
یکی از قربانیان معروف این روش درمانی، ابن بایرز (Eben Byers)، ورزشکار ثروتمند آمریکایی بود که روزانه چندین بطری رادیتور مصرف میکرد. او پس از چند سال دچار پوسیدگی شدید استخوانهای فک و جمجمه شد و در اثر سرطان مغز استخوان با درد شدید درگذشت. مرگ فجیع او توجه افکار عمومی را به خطرات مرگبار تشعشعات رادیواکتیو جلب کرد و دولتها را مجبور ساخت فروش هرگونه داروی حاوی مواد رادیواکتیو را ممنوع کنند.
درمان با شوک انسولین

در دهه ۱۹۳۰ میلادی، یک روانپزشک اتریشی به نام مانفرد ساکل روشی را ابداع کرد که در آن با تزریق دوزهای بالای انسولین به بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، آنها را به کما میبردند. پزشکان بر این باور بودند که افت شدید قند خون و کمای ناشی از آن، مغز بیمار را بازنشانی کرده و علائم روانپریشی را از بین میبرد. بیماران روزانه چندین بار به کما میرفتند و سپس با لوله معده به آنها گلوکز تزریق میشد تا به هوش بیایند.
این درمان بسیار خطرناک بود و نرخ مرگومیر بالایی نزدیک به ده درصد داشت. علاوه بر خطر مرگ، بسیاری از بیماران پس از به هوش آمدن دچار آسیبهای مغزی دائمی، تشنجهای شدید و کاهش شدید تواناییهای شناختی میشدند. اگرچه این روش برای سالها در بیمارستانهای روانی ایالات متحده و اروپا اجرا میشد، اما با ظهور داروهای اعصاب بیخطرتر، منسوخ شد و به عنوان روشی غیرانسانی کنار رفت.
ادرار درمانی
پزشکان روم باستان و قرون وسطی اعتقاد داشتند که ادرار انسان به دلیل داشتن آمونیاک و مواد دفعی خاص، دارای خواص ضدعفونیکننده و سفیدکننده قوی است. آنها به بیماران توصیه میکردند که برای درمان زخمهای دهانی و سفید کردن دندانهای خود، دهانشان را با ادرار تازه شستوشو دهند. حتی ادرار سگ برای درمان لکههای پوستی و جوشهای صورت در نسخههای دارویی آن دوران تجویز میشد.
این ایده که مواد زائد دفعی بدن میتوانند اثر درمانی داشته باشند، به دلیل نبود دانش میکروبشناسی شکل گرفته بود. شستوشوی زخمها با ادرار نه تنها کمکی به بهبود عفونت نمیکرد، بلکه پاتوژنهای موجود در مجاری ادراری را به زخمهای باز منتقل میکرد و منجر به بروز عفونتهای ثانویه و شدید پوستی میگردید که روند بهبود بیمار را بسیار طولانیتر میساخت.
مالاریا درمانی برای سیفلیس
در اوایل قرن بیستم، پیش از کشف پنیسیلین، سیفلیس یک بیماری کشنده و بدون درمان بود که در مراحل پایانی خود به سیستم عصبی حمله میکرد و باعث جنون و مرگ میشد. پزشک اتریشی، یولیوس واگنر-یاورگ (Julius Wagner-Jauregg)، متوجه شد که تب شدید میتواند باکتری عامل سیفلیس را در بدن نابود کند. او به عنوان درمان، بیماران مبتلا به سیفلیس را به عمد به بیماری مالاریا مبتلا میکرد تا تب شدید ناشی از مالاریا، باکتری سیفلیس را بسوزاند.
پس از فروکش کردن علائم سیفلیس، پزشکان بیمار را با داروی کینین درمان میکردند تا مالاریا نیز از بدنش خارج شود. اگرچه این روش بسیار خطرناک بود و حدود پانزده درصد از بیماران بر اثر تب شدید مالاریا جان خود را از دست میدادند، اما اولین درمان موفق برای سیفلیس عصبی به شمار میرفت و واگنر-یاورگ به خاطر ابداع این روش جایزه نوبل پزشکی را دریافت کرد. این روش با کشف پنیسیلین کاملاً منسوخ شد.
جمعبندی نهایی
مرور روشهای درمانی عجیب و مرگبار در طول تاریخ نشان میدهد که علم پزشکی مسیری طولانی، تاریک و پر از آزمون و خطا را پشت سر گذاشته است. باورهای خرافی، تفاسیر نادرست از کارکرد اعضای بدن و نبود متدهای علمی تجربی باعث شد که سالیان دراز، روشهایی چون سوراخ کردن جمجمه، نوشیدن جیوه و شوکهای مرگبار انسولین به عنوان درمانهای استاندارد شناخته شوند. خوشبختانه با ظهور پزشکی مبتنی بر شواهد و کشف آنتیبیوتیکها، این کابوسهای درمانی به تاریخ پیوستند تا یادآور این حقیقت باشند که علم همواره نیازمند بازنگری، نقد مداوم و اصلاح خود در جهت نجات جان انسانهاست.



ممنون از مقاله جالبتون
اگر بیمار بخت برگشته میتونسته از این روشهای ترسناک درمانی جون سالم به در ببره، قطعا میتونسته بیماری رو هم شکست بده :))
با سلام و آرزوی سلامتی و شادی برای همه دوستان گرامی شرکت کننده در بحث
چندی پیش در وب سایت گمانه مطلبی رو راجع به حجامت منتشر کرده بود که لینکش رو برای دوستان علاقمند به مطالعه درج کردم
A-%D9%88-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA%DB%8C-
http://www.gomaneh.com/3232/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%A%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86/
حجامت ی روش علمیخ روش های مشابهش مث فصد خون و فلبوتومی درمان برخی بیماری ها مثلا افزایش آنتی بادی ها تو اتوایمیون دیزیز هس.تو برنامه درسی ارشد داخلی جراحی پرستاری ایران و طب سنتیم بعنوان طب مکمل گنجونده شده،کلا اینا کامپلمنتاری مدیسین یا طب مکملن که باید در کنار طب امروزی استفاده شن.حجامت تو مزاجای دموی خوب جواب میده.دوستان میتونن تد پایگاههای خارجی مقاله های این روش درمانی رو بخونن…..
واقعا تعصب بعضی از افراد روی یک روش پزشکی سنتی خیلی عجیبه. انسان چطور می تونه افکارش را زندانی سنت و جزم اندیشی کنه به این راحتی.
من هیچ تخصصی ندارم که در مورد خوب یا بد بودن حجامت نظری بدم. اما خیلی خوب می تونم در مورد بد بودن این همه تعصب و کوراندیشی نظر بدم.
آقای نویسنده ببخشید ولی تمام کامنتهای شما رو خونده بودم که نظر دادم! متن شما درباره روش درمانی حجامت هست و نه نوعش که شما میگید قدیم و جدید! قدیم و جدید نداره که! فرقشون اینه که اونها به هر دلیلی حجامت میکردن که این اصلا ربطی به خود روش درمانی حجامت نداره! مثلا خوردن آسپرین هم یه روش درمانی میتونه باشه ولی اگه کسی صدتا آسپرین بخوره مسلمه که کار درستی نیست ولی دلیل نمیشه که آسپرین یه درمان اشتباه باشه!
برای رفع لکنت هم گویا تعداد زیادی تیله شیشه رو می گفتن که فرد باید داخل دهانش نگه داره طوری که تمام دهنش پر تیله باشه
اگه ممکنه در مورد حجامت هم موضوعی رو مطرح کنین
هرچند تعصب برخی دوستان مشکل ایجاد میکنه و به شما حق میدم
به نظر می رسد نگارنده این متن یکسری از روشهای درمانی که امروزه هم کاربرد دارد رو نفی کرده و به طور ناخداگاه به ذهن خواننده القا میکند که این روشها خرافی و منسوخ شده اند ، ممکنه روشهای درمانی قدیم کورکورانه بوده باشد اما تحقیقات بر روی جسدهایی صورت گرفته که نشانی از علم پزشکی در آن کشورها دیده نشده و حماقت آنها نباید معیاری باشد برای رد کردن یکسری از روشها و به طور عجیبی اسم ایران در اینگونه مقاله های مربوط به پزشکی دیده نمیشه در حالیکه ایران مهد پزشکی بوده و ….
بر روی حجامت مطالعات کمی صورت گرفته که اغلب کیفیت بالای علمی ندارند. از جمله مطالعاتی که اثر حجامت را بر چربی خون، قند خون و سندرم متابولیک بررسی کرده اند و هرچند برایند مطالعات تا حدی مثبت بوده است اما بخاطر تعداد کم شرکت کنندگان و پایین بودن کیفیت چندان قابل استناد نیستند. علاوه بر این اثر حجامت بر روی انواع سردردها، قلب، درد مفاصل و کمر بررسی شده است که نشان دهنده اثرات مثبت اندک و در شرایط خاص است، اما این دست مطالعات نیز کیفیت لازم برای اینکه مورد استناد واقع شوند، ندارند. از سویی دیگر باید به این نکته توجه کرد که حجامت می تواند مشکلات کوچک از جمله خونریزی و بیحالی تا مشکلات عظیم مانند عفونت های خونی نظیر ایدز و هپاتیت را شامل شود و…
ممنون از اطلاعاتتون
علم نوین پزشکی با پیشرفت روز افزون خود،شاید در مواردی اندک و خاص منجر به مرگ کسی شود اما جان انسان های بسیاری را نجات می دهد.
ممنون از پست جالبتون
این اتفاق برای ما هم میفته..صدها سال بعد روش درمانی فعلی ما هم ممکنه خیلی ابتدایی و مضحک جلوه کنه
من مطالعه کمی در مورد حجامت داشتم ولی باید بگم دیگه واقعا متأسفم برای شما که حجامت رو در کنار آدمخواری آوردید.
حالا درسته شما ترجمه کردید ولی ترجمهی کورکورانه هنر نیست!
کاش قبل از اینکه کار من رو یک ترجمه ی کورکورانه بخونین نگاهی به کامنت های قبلی می انداختین و به توضیحات من دقت می کردین.حجامتی که در متن گفته شده به کاری گفته شده که در اون برهه از زمان و بدون علم و آگاهی انجام می شده
ولی خرافات و نظریه های خرافه گونه هم در هر زمانی حتی عصر حاضر ممکن است ، گریبان گیر جوامع مختلف شود
دور شدن از انسانیت و سود جویی از جهل مردم ، موارد سوءاستفاده و مورد مثال میتوانند باشند
به علت مشکلات ناشی از حجامت و عدم قبول قطعی آن توسط علم نوین پزشکی، با مصوبهٔ معاونت درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام حجامت توسط پزشکان در مطبها بخاطر خطرات ناشی از آن ممنوع شد، اما این بخشنامه چند سال بعد، به دلیل مغایرت با شرع بر اساس نظر فقهی شورای نگهبان با حکم دیوان عدالت اداری لغو شد و امروزه نه تنها در برخی مطبهای پزشکی که در دیگر دفاتر با شرایط بهداشتی نامناسب و خطرناک نیز انجام میشود.
در این لینک در سایت وزارت بهداشت شکایت بر علیه ممنوعیت حجامت و رای شورای نگهبان را بخوانید
http://rc.majlis.ir/fa/law/show/102292
معاونت درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزشپزشکی طی بخشنامهای که در تاریخ 1377.2.9 به شماره
116.2301 (.34355ک مورخ 1377.1.30) و .11415ک مورخ 1377.6.23 صادرنموده است انجام حجامت توسط پزشک در مطبها را ممنوع نموده است و استناد صدور این بخشنامهها عدم
توجیه علمی این سنت و یا عدم فهمسیستم پزشکی از منطق درمانی آن ذکر کردهاند.
این نوع از اظهار نظرات در مورد حجامت و حتی طب سنتی و اسلامی ناشی از ناآگاهی شماست. به این فکر کنید که منطق و روش شما نیز مورد مناقشه است. حجامت به عنوان یکی از روش های مرسوم در طب سنتی دارای شرایط و ویژگی هایی برای انجام است که اگر شما مطالعه داشتید اینگونه اظهار نظر نمی کردید
مجتبی عزیز اول ممنون از اینکه نظرت رو گفتی.نیاز هست که جند مورد رو توضیح بدم. 1- این مقاله از یک منبع خارجی ترجمه شده و هیچ ربطی به آگاهی و یا ناآگاهی شخص مترجم نداره 2- در این مقاله منظور, حجامت به روش آن دوران بوده و اگر به متن هم دقت کنید با حجامت های امروزی بسیار متفاوت بوده 3- در اینجا گفته شده که خطرات ناشی از حجامت نسبت به سود آن بیشتر بوده و خواص حجامت به طورکلی نفی نشده
البته به نظر میرسه که حجامت به روش رایج امروزی هم فاقد شواهد علمی باشه.
جناب مجتبای مطلع، نویسنده این سایت خودشون پزشک هستن. من از چندین پزشک و متخصص پرسیدم که اکثرشون حجامت رو رد کردن و زیانهاش رو بیشتر از فواید احتمالیش میدونستن
محمد عزیز از شما هم بابت نظرتون ممنونم و 2 نکته رو درمورد نظرتون باید بگم. اول اینکه این پست از یک منبع معتبر خارجی گرفته شده و آقای دکتر در مورد حجامت هیچ نظر خاصی ندادند. دوم هم اینکه ما در اینجا از حجامتی حرف میزنیم که در اون دوران انجام میشد و اصلا این مقاله ربطی به حجامت های امروزی نداره…بازم ممنون