اولین پیوند قلب مصنوعی در تاریخ ; به بهانه ی زادروز بارنی کلارک,شخصی که اولین پیوند قلب مصنوعی بر روی وی انجام شد

رویای جایگزینی قلب بیمار انسان با یک ماشین تپنده مکانیکی، سالها یکی از بزرگترین و هیجانانگیزترین مرزهای علم پزشکی مدرن به شمار میرفت. در این مقاله میخواهیم ماجرای اولین پیوند قلب مصنوعی در تاریخ را بررسی کنیم که روی بیمار شجاعی به نام بارنی کلارک انجام شد و جامعه علمی را به لرزه درآورد. آیا واقعاً امکانپذیر است که یک انسان با تپشهای مداوم یک پمپ آلومینیومی و پلاستیکی به زندگی خود ادامه دهد؟ چه چالشهای فنی، اخلاقی و بیولوژیکی در پس این جراحی بزرگ نهفته بود و دستاوردهای آن چگونه مسیر توسعه دستگاههای امروزی را هموار کرد؟ با ما همراه باشید تا زوایای دیده نشده این حماسه پزشکی را با جزئیاتی مو بر تن راست کن مرور کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. مروری بر زندگی و درگذشت بارنی کلارک
- ۲. منشا و چگونگی اختراع قلب مصنوعی
- ۳. کالبدشکافی مکانیکی و فنی جرویک-۷
- ۴. تحلیل دقیق نحوه عملکرد قلب مصنوعی در قفسه سینه
- ۵. تشریح گامبهگام مراحل جراحی پیوند
- ۶. معیارهای گزینش سختگیرانه بیماران دریافتکننده
- ۷. نقش فناوریهای نوین و تحول در سازگاری بافتها
- ۸. سیستمهای انتقال انرژی بیسیم و نجات از عفونت
- ۹. چالشهای اخلاقی و روانی در اولین پیوند تاریخ
- ۱۰. بررسی عوارض ترومبوآمبولی و سکتههای مغزی
- ۱۱. نقش بازنماییهای رسانهای در جلب افکار عمومی
- ۱۲. مقایسه جرویک-۷ با مدلهای پیشرفته ابیوکور
- ۱۳. چالش اندازه قفسه سینه و محدودیتهای فیزیکی
- ۱۴. آینده قلبهای مصنوعی و افقهای نوین بیومکانیک
۱. مروری بر زندگی و درگذشت بارنی کلارک
بارنی کلارک ۱۱۲ روز پس از پیوند قلبش درگذشت. این تیتر جنجالی را میتوان در بسیاری از روزنامههای معتبری که در تاریخ ۲۴ مارس ۱۹۸۳ به چاپ رسیدند مشاهده کرد. رسانههای گروهی جهان با ولع خاصی اخبار مربوط به وضعیت او را پوشش میدادند و هر روز گزارشهایی از زنده ماندن او منتشر میکردند. روزنامه نیویورک تایمز در این روز گزارش داد که دکتر بارنی کلارک، اولین انسانی که یک قلب مصنوعی دائمی دریافت کرده بود، سرانجام در مرکز پزشکی دانشگاه یوتا چشم از جهان فرو بست. او یک دندانپزشک پرتلاش ۶۱ ساله اهل سیاتل بود که با قلبی پلاستیکی و آلومینیومی در بدنش، ۱۱۲ روز تمام در برابر مرگ مقاومت کرد و نامش را در تاریخ علم جاودانه ساخت.
تیم پزشکی به سرپرستی جراحان زبده، این جراحی خطیر را یک موفقیت بینظیر ارزیابی میکردند؛ چرا که امید به زندگی اولیه بارنی پیش از انجام عمل کمتر از ۳۰ روز تخمین زده شده بود و زنده ماندن او برای ۱۱۲ روز یک دستاورد علمی خیرهکننده به شمار میرفت. اگرچه او در تمام این مدت در محیط بیمارستان تحت مراقبتهای ویژه قرار داشت و سخنگوی بیمارستان علت نهایی مرگ او را نارسایی چندگانه اعضای بدن ناشی از مشکلات گردش خون اعلام کرد، اما این تجربه به دانشمندان ثابت کرد که بدن انسان میتواند یک پمپ مکانیکی بزرگ را به عنوان موتور محرک حیات خود بپذیرد. کلارک با فداکاری بیمانند خود، داوطلب آزمایشی شد که راه را برای نجات هزاران بیمار قلبی در دهههای بعد هموار کرد.
۲. منشا و چگونگی اختراع قلب مصنوعی
در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی، ایده طراحی یک اندام حیاتی مصنوعی از رویا به واقعیت نزدیک شد. پل وینچل (Paul Winchell) که یک کمدین و مخترع خلاق بود، طرح اولیه شگفتانگیزی از یک قلب مکانیکی ثبت کرد اما ورود آن به فاز بالینی و انسانی نیازمند دانش عمیق پزشکی بود. در این میان، دانشمندی به نام رابرت جرویک (Robert Jarvik) با طراحی پیشرفته دستگاهی به نام جرویک-۷ (Jarvik-7) توانست اولین قلب مصنوعی قابل استفاده دائم در بدن انسان را معرفی کند. این دستگاه پلیمری و فلزی طوری مهندسی شده بود که بتواند تپشهای مداوم و بدون وقفه قلب بیولوژیک انسان را شبیهسازی کند و از فرسودگی زودهنگام قطعات متحرک داخلی مصون بماند.
سرانجام جراح برجسته آمریکایی، دکتر ویلیام دوریز (William DeVries)، تصمیم گرفت جرات به خرج دهد و این دستگاه پیچیده را برای اولین بار در سینه یک انسان جایگذاری کند. جرویک-۷ دارای ساختاری صلب اما کارآمد بود که با استفاده از نیروی هوای فشرده کار میکرد. اگرچه این طراحی در مقایسه با استانداردهای مدرن امروزی بسیار خشن و بزرگ به نظر میرسید، اما در دوره خود شاهکار مهندسی پزشکی به شمار میرفت. طراحی منحصربهفرد حفرات پمپاژ در این دستگاه مانع از تجمع خون و لخته شدن سریع آن در لحظات اولیه جراحی میشد و همین نوآوری کوچک، کلید بقای ۱۱۲ روزه بارنی کلارک در اتاق مراقبتهای ویژه دانشگاه یوتا بود.
۳. کالبدشکافی مکانیکی و فنی جرویک-۷
دستگاه جرویک-۷ از دو بطن پلیاورتان سخت تشکیل شده بود که با دیافراگمهای انعطافپذیر داخلی، خون را از هوای فشرده ورودی جدا میکردند. یکی از نوآوریهای کلیدی به کار رفته در مجاری داخلی این دستگاه، استفاده از فلزات ویژه در پوشش دریچهها بود که به صورت هوشمندانهای طراحی شده بودند. خون در تماس با این سطوح فلزی صیقلی، لایه بسیار نازکی از فیبرین تشکیل میداد که به حرکت روانتر جریان خون کمک میکرد و نرخ تخریب گلبولهای قرمز را به شدت کاهش میداد. با این حال، بزرگترین ایراد فنی جرویک-۷ نیاز مداوم آن به یک منبع تغذیه پنوماتیک خارجی بسیار سنگین بود که بیمار را به تخت متصل نگه میداشت.
این ژنراتور خارجی بزرگ که به اندازه یک ماشین لباسشویی کوچک بود، هوای فشرده را از طریق لولههای پلاستیکی ضخیم که از دیواره شکم بیمار عبور میکردند، به داخل قفسه سینه میفرستاد. این اتصالات فیزیکی باز، مسیرهای مستعدی برای ورود انواع باکتریها و بروز عفونتهای شدید پوستی و داخلی در بدن بارنی کلارک ایجاد میکردند. مشکلات فنی دستگاه مثل استهلاک دریچهها و تولید صدای مکانیکی بلند، در کنار وزن بالای تجهیزات جانبی، دانشمندان را متوجه این واقعیت ساخت که نسل بعدی قلبهای مصنوعی باید به سمت فشردهسازی سیستمهای انتقال قدرت و توسعه آلیاژهای پیشرفته بیولوژیکی حرکت کنند.
۴. تحلیل دقیق نحوه عملکرد قلب مصنوعی در قفسه سینه
قلب انسان به طور میانگین خون را با نرخ ۶۰ تا ۱۰۰ بار در دقیقه پمپاژ میکند و این چرخه حیاتی در دو مرحله اساسی انجام میشود. در مرحله اول، دهلیزهای راست و چپ منقبض شده و خون را به بطنها میفرستند و در مرحله دوم، بطنها با انقباض قدرتمند خود خون را به ریهها و سراسر شریانهای اصلی بدن هدایت میکنند. در سیستم جرویک-۷، دستگاه مکانیکی به طور کامل جایگزین بطنهای طبیعی آسیبدیده بیمار میشد در حالی که دهلیزها در جای خود باقی میماندند. این تفکیک ساختاری چالش بزرگی در هماهنگی پمپاژ خون میان بخش بیولوژیک و بخش مکانیکی ایجاد میکرد.

قلب مصنوعی جرویک برخلاف قلب طبیعی که هر دو بطن آن همزمان منقبض میشوند، خون را به نوبت پمپ میکرد؛ یعنی ابتدا خون تیره را به ریهها هدایت میکرد تا اکسیژنگیری انجام شود و سپس در ضربه بعدی، خون اکسیژندار را به آئورت و سراسر بدن میفرستاد. این دستگاه توانایی پمپاژ حیرتانگیز ده لیتر خون در دقیقه را داشت که برای پاسخگویی به نیازهای متابولیک پایه بیمار در حالت استراحت کاملاً کافی بود. با این حال، به دلیل جریان خون ضربانی شدید ناشی از فشار هوای فشرده، نوسانات فشار خون بیمار بسیار بالا بود و تیم پزشکی مجبور بود به طور مداوم میزان هوای خروجی از پمپ خارجی را پایش و تنظیم کند.
۵. تشریح گامبهگام مراحل جراحی پیوند
پیوند قلب مصنوعی یکی از پیچیدهترین و نفسگیرترین جراحیهای تاریخ پزشکی است که نیاز به هماهنگی میلیمتری یک تیم بزرگ از متخصصان دارد. در جریان این عمل جراحی، ابتدا جناغ سینه بیمار شکافته شده و او به سرعت به دستگاه پمپ قلب و ریه متصل میشود تا گردش خون در سراسر بدن متوقف نشود. سپس جراح با دقت بالایی بطنهای آسیبدیده قلب بیمار را قطع و خارج میکند، در حالی که دهلیزها، آئورت و شریان ریوی برای اتصال به دستگاه مکانیکی دستنخورده باقی میمانند. جراح برای تطبیق ابعاد فیزیکی دستگاه، ابتدا از یک قالب پلاستیکی آزمایشی در قفسه سینه استفاده میکند.
پس از اطمینان از فضای کافی، داکرونهای اتصالدهنده به دهلیزها و شریانهای اصلی بخیه زده میشوند و سپس پمپ مکانیکی در جای خود قفل میشود. پیش از راهاندازی نهایی، تخلیه کامل حبابهای هوا از داخل حفرات مصنوعی اهمیت حیاتی دارد، زیرا کوچکترین حباب هوا در جریان خون میتواند منجر به آمبولی مرگبار مغزی شود. پس از اطمینان از آببندی کامل اتصالات، جریان خون به تدریج از دستگاه پمپ خارجی به قلب مصنوعی منتقل شده و قفسه سینه بسته میشود. این جراحی طولانی نیازمند نظارت مداوم بر روی فشارهای دهلیزی راست و چپ است تا از نارسایی حاد ریوی جلوگیری شود.
۶. معیارهای گزینش سختگیرانه بیماران دریافتکننده
کاندیداهای دریافت قلب مصنوعی اولیه معمولاً بیمارانی بودند که در مراحل پایانی نارسایی قلبی قرار داشتند و هیچ گزینه درمانی دیگری برای آنها متصور نبود. بر اساس پروتکلهای درمانی سفتوجختی که توسط سازمانهای ناظر تدوین شده بود، بیمار باید سن مشخصی داشته و امید به زندگی او کمتر از یک ماه برآورد میشد. علاوه بر این، عدم امکان دریافت پیوند قلب طبیعی از اهداکننده انسانی به دلیل وجود آنتیبادیهای خاص یا مشکلات سیستمیک، از دیگر شروط اساسی برای تایید صلاحیت کاندیداها به شمار میرفت.
یکی دیگر از مراحل مهم ارزیابی، سنجش دقیق ابعاد قفسه سینه با استفاده از تصویربرداریهای پیشرفته رادیولوژی و برنامههای شبیهسازی کامپیوتری بود تا از جا شدن فیزیکی دستگاه بزرگ جرویک در سینه اطمینان حاصل شود. بارنی کلارک به دلیل ابتلا به بیماری شدید عضلانی قلب (Cardiomyopathy) در آستانه مرگ قرار داشت و به علت سن بالا شرایط دریافت قلب طبیعی را دارا نبود. او با آگاهی کامل از اینکه ممکن است این عمل جراحی تنها چند روز به عمرش اضافه کند، موافقت خود را اعلام کرد تا نامش به عنوان اولین خطشکن این مسیر سخت در تاریخ ثبت شود.
۷. نقش فناوریهای نوین و تحول در سازگاری بافتها
یکی از بزرگترین چالشها در پیوند اندامهای مصنوعی، واکنش دفاعی شدید سیستم ایمنی بدن به ورود اجسام خارجی و پدیده رد پیوند است. در قلبهای مصنوعی اولیه، تماس مستقیم خون با سطوح مصنوعی پلاستیکی منجر به فعال شدن فاکتورهای انعقادی و ایجاد لختههای خونی بزرگ میشد. برای حل این مشکل بزرگ بیولوژیکی، محققان به فکر استفاده از مواد زیستسازگار نوین افتادند. هیرواکی هاروساکی (Hiroaki Harusaki) با طراحی پوششهای ضد انعقاد نانو و پلیمرهای پیشرفته، توانست زیستسازگاری دستگاههای کاشتنی درون بدن را به طور چشمگیری افزایش دهد.
این پوششهای پلیمری ویژه که شباهت زیادی به بافت دیواره رگهای خونی دارند، مانع از تجمع پلاکتها و ایجاد ترومبوز میشوند. به کارگیری این آلیاژها و پلیمرهای زیستسازگار در ساختار دستگاههای مدرنی چون ابیوکور (AbioCor)، خطر سکتههای مغزی ناشی از رها شدن لختههای خونی را به حداقل رساند. این جهش علمی بزرگ، نیاز بیماران به مصرف دوزهای بسیار بالای داروهای ضد انعقاد خون را که خود عامل خونریزیهای داخلی شدید بود، برطرف کرد و کیفیت زندگی دریافتکنندگان قلب مصنوعی را در دهههای بعدی ارتقا داد.
۸. سیستمهای انتقال انرژی بیسیم و نجات از عفونت
تکنولوژی انتقال انرژی در قلبهای مصنوعی اولیه یکی از آزاردهندهترین بخشهای درمان بود؛ زیرا لولههای پنوماتیک ضخیم بیرونزده از پوست، به عنوان اتوبان مستقیمی برای ورود میکروبها به داخل حفره شکمی عمل میکردند. مرگ بارنی کلارک و بیماران بعدی، محققان را واداشت تا روشهای انتقال انرژی بدون سیم را ابداع کنند. سیستم انتقال انرژی از روی پوست (TETS) یکی از این نوآوریهای حیاتی بود که با استفاده از سیمپیچهای القایی مغناطیسی، انرژی الکتریکی را بدون نیاز به سوراخ کردن پوست به باتریهای داخلی منتقل میکرد.
این سیستم نوین شامل یک فرستنده خارجی چسبیده روی پوست و یک گیرنده داخلی کاشته شده زیر پوست بود که جریان الکتریکی لازم برای پمپ مکانیکی را تامین میکرد. با این روش، پوست بیمار کاملاً بسته باقی میماند و خطر عفونتهای سیستمیک مرگبار به طور کامل برطرف میشد. علاوه بر این، طراحی باتریهای داخلی مینیاتوری که بدون تولید حرارت مضر کار میکردند، به بیماران اجازه میداد تا بدون نیاز به اتصال دائم به دستگاههای بزرگ، برای ساعتها تحرک داشته باشند و فعالیتهای روزمره خود را انجام دهند.
۹. چالشهای اخلاقی و روانی در اولین پیوند تاریخ
انجام اولین پیوند قلب مصنوعی در تاریخ، بحثهای اخلاقی بسیار شدیدی را در محافل فلسفی، حقوقی و پزشکی برانگیخت. منتقدان معتقد بودند که زنده نگه داشتن یک انسان با استفاده از پمپی مکانیکی که به یک منبع تغذیه عظیم خارجی متصل است، مرزهای کرامت انسانی را مخدوش میکند. بارنی کلارک در طول ۱۱۲ روز زندگی خود با نوسانات روانی متعددی مواجه شد؛ تپشهای مداوم و صدای بلند مکانیکی دستگاه در قفسه سینهاش، خواب راحت را از او سلب کرده بود و او احساس میکرد که استقلال وجودی خود را از دست داده است.
پزشکان و روانپزشکان متوجه شدند که کیفیت زندگی بیمار به اندازه طول عمر او اهمیت دارد و نباید بیمار را صرفاً برای آزمایشهای علمی زنده نگه داشت. این جراحی بزرگ سبب شد تا انجمنهای اخلاق پزشکی قوانین بسیار سختگیرانهای را برای فرمهای رضایتنامه آگاهانه بیماران تدوین کنند. تجربه کلارک نشان داد که حمایتهای روانی از بیمار و خانواده او در چنین جراحیهای پیشگامانهای، به اندازه مهارتهای فنی جراح در اتاق عمل اهمیت دارد و در موفقیت نهایی پروتکلهای درمانی نقش تعیینکنندهای ایفا میکند.
۱۰. بررسی عوارض ترومبوآمبولی و سکتههای مغزی
در طول دوره ۱۱۲ روزه پس از پیوند، بارنی کلارک چندین بار دچار حملات تشنجی خفیف و سکتههای گذرا شد که ناشی از تشکیل لختههای ریز خونی در دستگاه جرویک-۷ بود. هنگامی که خون با اجزای غیر زیستی و اتصالات مکانیکی برخورد میکند، سیستم ایمنی آن را به عنوان یک زخم باز تلقی کرده و روند آبشار انعقادی را فعال میسازد. این لختههای میکروسکوپی در صورت رها شدن در شریانهای مغزی، انسداد ایجاد کرده و بخشهایی از بافت مغز را با محرومیت از اکسیژن روبرو میکنند.
این عارضه خطرناک که به ترومبوآمبولی (Thromboembolism) معروف است، بزرگترین کابوس جراحان در دوران اولیه پیوند قلب مصنوعی بود. تجویز داروهای رقیقکننده قوی مانند وارفارین نیز خطرات خاص خود را داشت و در مواردی باعث بروز خونریزیهای شدید گوارشی و مغزی میشد. توازن ظریف میان جلوگیری از لخته شدن خون و مهار خونریزیهای داخلی، یکی از پیچیدهترین بخشهای مراقبت بالینی از بارنی کلارک بود که تجربیات گرانبهایی برای بهبود پروتکلهای دارویی بیماران بعدی به یادگار گذاشت.
۱۱. نقش بازنماییهای رسانهای در جلب افکار عمومی
اتاق عمل دانشگاه یوتا در دسامبر ۱۹۸۲ کانون توجه تمام رسانههای خبری جهان بود و خبرنگاران برای دریافت کوچکترین جزئیات از وضعیت سلامتی بارنی کلارک با یکدیگر رقابت میکردند. این هجمه رسانهای بیسابقه، فشار کاری عظیمی بر روی تیم جراحی و خانواده کلارک وارد میکرد. انتشار تصاویر بارنی در حالی که به لولههای قطور متصل بود، تصویر مبهمی از مرز میان حیات و مرگ در ذهن عموم مردم ایجاد کرد و توجه فیلمسازان و نویسندگان را به سناریوهای علمی تخیلی سوق داد.
بسیاری از مستندها و کتابهایی که در سالهای بعد درباره این رویداد نگاشته شدند، فداکاری بارنی کلارک را به عنوان نمادی از تلاش بیپایان انسان برای غلبه بر محدودیتهای بیولوژیکی توصیف کردند. این بازتاب وسیع رسانهای به افزایش سرمایهگذاریهای عمومی و دولتی در بخش پژوهشهای تجهیزات پزشکی کمک شایانی کرد. افکار عمومی دریافت که علم پزشکی وارد عصر جدیدی شده است که در آن، مرزهای حیات دیگر تنها با تپشهای یک قلب طبیعی تعریف نمیشود و مهندسی بیومکانیک جایگاه ویژهای یافته است.
۱۲. مقایسه جرویک-۷ با مدلهای پیشرفته ابیوکور
مقایسه سیستم اولیه جرویک-۷ با قلبهای مصنوعی نسل جدید نظیر ابیوکور (AbioCor) نشاندهنده جهش خارقالعاده علم در طول دو دهه است. جرویک-۷ دستگاهی پنوماتیک با اتصالات سنگین خارجی بود که بیمار را کاملاً زمینگیر میکرد، در حالی که ابیوکور یک سیستم هیدرولیک کاملاً کاشتنی درون قفسه سینه است. ابیوکور مجهز به یک پمپ مینیاتوری داخلی، باتری قابل شارژ بیسیم و یک تراشه پردازشگر هوشمند است که ضربان قلب را بر اساس میزان فعالیت بدنی بیمار به طور خودکار تنظیم میکند.
آمارها نشان میدهند که با استفاده از فناوریهای جدید به کار رفته در ابیوکور، نرخ بقای بیماران بسیار افزایش یافته است؛ به طوری که درصد بالایی از دریافتکنندگان توانستهاند بیش از یک سال با این دستگاه زندگی کنند و شانس زندگی طولانیتری بیابند. این تفاوت فاحش ناشی از حذف کامل اتصالات پوستی، کاهش چشمگیر وزن دستگاه و استفاده از مواد پیشرفته ضدانعقاد در لایههای بیرونی و داخلی پمپ است که پایداری فیزیولوژیکی بیمار را تضمین میکند.
۱۳. چالش اندازه قفسه سینه و محدودیتهای فیزیکی
یکی از محدودیتهای فنی کمتر شنیده شده در پروژه پیوند قلب مصنوعی، مسئله فضای فیزیکی موجود در قفسه سینه بیماران است. قلبهای مصنوعی اولیه به دلیل داشتن موتورها و پمپهای هیدرولیکی یا پنوماتیکی، بسیار بزرگتر از قلب طبیعی انسان بودند. این ویژگی باعث میشد که جراحی پیوند عملاً برای زنان و افرادی که جثه کوچکی داشتند غیرممکن باشد؛ چرا که دستگاه بر روی ریهها و عروق بزرگ پشت جناغ فشار آورده و مانع از عملکرد صحیح آنها میشد.
برای حل این چالش فیزیکی، جراحان پیش از جراحی با استفاده از اسکنهای کامپیوتری سهبعدی و نرمافزار طراحی مهندسی (CAD)، شبیهسازیهای دقیقی انجام میدادند تا مطمئن شوند که دستگاه در فضای خالی ایجاد شده به خوبی جای میگیرد. امروزه تلاش اصلی مهندسان پزشکی بر کوچکسازی پمپهای خون متمرکز شده است تا با تولید قلبهای مصنوعی مینیاتوری و سبک، امکان استفاده از این فناوری نجاتبخش برای طیف وسیعتری از بیماران، به ویژه زنان و کودکان، فراهم شود.
۱۴. آینده قلبهای مصنوعی و افقهای نوین بیومکانیک
افقهای پیش روی تکنولوژی قلب مصنوعی بسیار روشن و هیجانانگیز به نظر میرسد و دانشمندان در حال توسعه نسل جدیدی از پمپهای جریان مداوم (Continuous-flow pumps) هستند. این دستگاههای نوین برخلاف پمپهای ضربانی قدیمی، جریان خون را به صورت پیوسته و بدون ضربان ملموس در بدن برقرار میکنند که این امر استهلاک قطعات مکانیکی را به شدت کاهش میدهد. همچنین استفاده از سنسورهای بیومتریک پیشرفته به دستگاه اجازه میدهد تا با سنجش مداوم اکسیژن خون، ضربان مجازی را با نیازهای لحظهای بدن هماهنگ کند.
در کنار رویکردهای صرفاً مکانیکی، تحقیقات بر روی بیوپرینت سهبعدی قلب با استفاده از سلولهای بنیادی خود بیمار نیز در حال پیگیری است تا در آینده نیازی به استفاده از فلز و پلاستیک در بدن نباشد. فداکاری تاریخی بارنی کلارک و شجاعت تیم جراحی یوتا در سال ۱۹۸۲، اولین گامهای محکم را در این مسیر طولانی و پرفرازونشیب برداشت. امروز علم بیومکانیک بیش از هر زمان دیگری به رویای ساخت یک قلب مصنوعی بینقص، بدون نیاز به سیمهای خارجی و با طول عمر بالا نزدیک شده است.
جمعبندی نهایی
داستان اولین پیوند قلب مصنوعی روی بارنی کلارک، نقطه عطفی بزرگ در تلاشهای بشر برای تسخیر مرزهای مرگ و زندگی است. این جراحی شجاعانه با آشکار کردن محدودیتهای مکانیکی جرویک-۷، بستر مناسبی برای اختراع آلیاژهای زیستسازگار نوین و سیستمهای انتقال انرژی بیسیم فراهم ساخت. امروزه نسلهای جدید قلبهای مصنوعی با کیفیتی بسیار بالاتر، امید را در دل هزاران بیمار مبتلا به نارسایی قلبی زنده نگه داشتهاند که این دستاورد بزرگ مدیون پیشگامان جسور این عرصه است.




از امروز باید بیشتر در نگهداری قلبم کوشا باشم
من موندم این همه قلب مصنوعی درست می کنند چرا یکی پیدا نمیشه یک پروستات درست نمی کنه ! نخندین سن تون که به شصت رسید می فهمید .ضمنا مث قلب خیلی پیچیده هم نیست.ممنون میشم اگه منو قانع کنید.
دست مریزاد و خسته نباشید به همه ی پزشک های زحمت کش.
ممنون. جالب بود
دکتر همیشه واسم سوال بوده که چرا با وجود قلب مصنوعی، طرف باز هم نمی تونه زیاد عمر کنه؟
یه موقعاش در موردش خواهم نوشت.
با این قلب جدید تکلیف اونایی رو که دوست داشتیم و توقلب قدیمی بودن چی میشه!؟
این سوالتون فوق العاده زیبا بود
موقع جایگذاری قلب جدید از قلب به مغز منتقل میشن و جای نگرانی نیست: )
قلب مصنوعی احساسی نداره و این عااالیه