آیا خوردن جفت (Placentophagy) ریشه علمی دارد؟!
در سالهای اخیر، موضوع خوردن جفت (Placentophagy) توسط مادران پس از زایمان، به یکی از داغترین و البته عجیبترین مباحث در حوزه سلامت و سبک زندگی تبدیل شده است. این عمل که ریشه در برخی رفتارهای پستانداران در طبیعت دارد، اکنون به کلینیکهای خصوصی و خانههای سلبریتیها راه یافته است. دانستن واقعیتهای پشت پرده این اقدام میتواند برای هر کسی که به دنیای پزشکی، روانشناسی و تکامل علاقه دارد، بسیار جالب و حتی ضروری باشد. در این مقاله قصد داریم به این سوال پاسخ دهیم که آیا واقعاً جفت حاوی مواد جادویی برای درمان افسردگی پس از زایمان است یا ما با یک ترند خطرناک و بیاساس روبرو هستیم؟
آیا درست است که جفت میتواند سطح انرژی مادر را بازگرداند یا این فقط یک اثر پلاسبوی قدرتمند است؟ چرا برخی فرهنگها آن را مقدس میدانند و برخی دیگر آن را یک خطر زیستی تلقی میکنند؟ در ادامه، ما از منظر علمی، تاریخی و فیزیولوژیک به بررسی دقیق پدیده «پلاسنتوفاژی» خواهیم پرداخت. قصد داریم مرز میان شایعات اینستاگرامی و یافتههای آزمایشگاهی را روشن کنیم و ببینیم که آیا علم مدرن چراغ سبزی برای این کار نشان داده است یا خیر. با ما در این سفر کنجکاوانه به درون یکی از اسرارآمیزترین اعضای موقت بدن انسان همراه شوید.
فهرست مطالب
- ۱. جفت چیست و چه وظایفی در دوران بارداری دارد؟
- ۲. ریشههای بیولوژیک؛ چرا پستانداران جفت خود را میخورند؟
- ۳. ادعاهای طرفداران پلاسنتوفاژی؛ از تعادل هورمونی تا شیردهی
- ۴. بررسی علمی افسردگی پس از زایمان و نقش جفت
- ۵. خطرات احتمالی؛ باکتریها و فلزات سنگین در کمین
- ۶. روشهای آمادهسازی؛ از کپسولسازی تا پخت سنتی
- ۷. نگاهی به مطالعات بالینی؛ علم واقعاً چه میگوید؟
- ۸. پلاسنتوفاژی در آینه فرهنگها و تاریخ بشر
- ۹. نقش سلبریتیها و شبکههای اجتماعی در ترویج این پدیده
- ۱۰. آیا جفت یک منبع غنی از آهن است؟
- ۱۱. توصیههای نهادهای بهداشتی بینالمللی
- ۱۲. جایگزینهای ایمن و علمی برای مراقبتهای پس از زایمان
۱. جفت چیست و چه وظایفی در دوران بارداری دارد؟
جفت (Placenta) عضوی شگفتانگیز و منحصربهفرد است که تنها در دوران بارداری در بدن پستانداران جفتدار تشکیل میشود. این عضو به دیواره رحم متصل شده و از طریق بند ناف به جنین وصل میشود. وظیفه اصلی آن تامین اکسیژن و مواد مغذی برای جنین در حال رشد و در عین حال دفع مواد زائد مانند دیاکسید کربن از خون جنین است. جفت به عنوان یک سد محافظ عمل میکند و مانع از ورود بسیاری از باکتریها و مواد مضر به بدن جنین میشود، هرچند که در برابر ویروسها و برخی داروها همیشه نفوذناپذیر نیست.
علاوه بر تبادلات حیاتی، جفت یک غده درونریز بسیار فعال است. این عضو هورمونهای مهمی مانند پروژسترون، استروژن و هورمون محرک غدد جنسی جفتی انسانی (hCG) را تولید میکند که برای حفظ بارداری و آمادهسازی بدن مادر برای زایمان و شیردهی ضروری هستند. در لحظه تولد، جفت که دیگر وظیفهاش به پایان رسیده، از رحم جدا شده و دقایقی پس از نوزاد خارج میشود. همین خارج شدن ناگهانی منبع بزرگی از هورمونها، یکی از دلایل تغییرات خلقی شدید در مادران پس از زایمان شناخته میشود.
۲. ریشههای بیولوژیک؛ چرا پستانداران جفت خود را میخورند؟
در دنیای وحش، تقریباً تمام پستانداران جفتدار (به جز والها و فیلها) بلافاصله پس از زایمان جفت خود را میخورند. زیستشناسان تکاملی چندین فرضیه برای این رفتار مطرح کردهاند. فرضیه اول «پنهانکاری» است؛ خوردن جفت باعث میشود که بوی خون و بافت باقیمانده از زایمان از بین برود و شکارچیان به سمت مادر و نوزاد تازه متولد شده که در ضعیفترین حالت خود هستند، کشیده نشوند. این یک غریزه بقای بسیار قوی است که در طول میلیونها سال در حیوانات نهادینه شده است.
فرضیه دوم به بحث «تغذیه» برمیگردد. زایمان یک فرآیند بسیار انرژیبر است و جفت منبعی غنی از کالری، پروتئین و آهن به شمار میرود. برای حیوانی که در طبیعت زندگی میکند و ممکن است تا روزها نتواند برای شکار از لانه خارج شود، مصرف جفت یک میانوعده استراتژیک برای بازیابی توان از دست رفته است. با این حال، باید توجه داشت که فیزیولوژی انسان و شرایط زندگی مدرن ما با حیوانات وحشی تفاوت بنیادی دارد و نمیتوان هر رفتاری در طبیعت را لزوماً برای انسان مفید دانست.
۳. ادعاهای طرفداران پلاسنتوفاژی؛ از تعادل هورمونی تا شیردهی
طرفداران خوردن جفت، که اغلب شامل ماماها، متخصصان طب سنتی و برخی مادران تجربهگرا هستند، لیست بلندی از فواید را برای این کار برمیشمارند. آنها معتقدند که با مصرف جفت، هورمونهایی که به ناگهان در بدن مادر کاهش یافتهاند (مانند اکسیتوسین و کورتیزول)، دوباره به سطح متعادل برمیگردند. گفته میشود این کار به کاهش دردهای پس از زایمان، افزایش سطح انرژی و کاهش چشمگیر خونریزی رحم کمک میکند. بسیاری از مادران گزارش میدهند که پس از مصرف کپسولهای جفت، احساس نشاط و توانمندی بیشتری داشتهاند.
ادعای دیگر این است که خوردن جفت باعث افزایش تولید شیر (Lactation) میشود. طرفداران بر این باورند که وجود مواد مغذی و هورمونهای خاص در بافت جفت، غدد پستانی را برای فعالیت بیشتر تحریک میکند. همچنین، جبران کمخونی ناشی از خونریزی زایمان به دلیل آهن موجود در جفت، یکی دیگر از استدلالهای رایج است. اگرچه این ادعاها از نظر تجربی توسط بسیاری از زنان نقل میشود، اما جامعه علمی همچنان با دیده تردید به آنها مینگرد و خواستار شواهد دقیقتری است که فراتر از تجربیات شخصی فردی باشد.
۴. بررسی علمی افسردگی پس از زایمان و نقش جفت
افسردگی پس از زایمان (Postpartum Depression) یک وضعیت جدی پزشکی است که میلیونها زن را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار میدهد. نظریهای که پلاسنتوفاژی را به درمان این اختلال مرتبط میکند، بر این فرض استوار است که افت شدید هورمونهای جفتی در مغز مادر، باعث عدم تعادل انتقالدهندههای عصبی میشود. طرفداران میگویند با خوردن جفت، این انتقال به آرامی صورت میگیرد و مغز فرصت پیدا میکند تا خود را با شرایط جدید وفق دهد. این ایده در تئوری جذاب به نظر میرسد و بسیاری از زنان برای فرار از داروهای شیمیایی ضدافسردگی به آن پناه میبرند.
اما منتقدان علمی اشاره میکنند که هورمونهای موجود در جفت هنگام هضم در دستگاه گوارش انسان تجزیه میشوند و بعید است که به صورت فعال به جریان خون و سپس به مغز برسند. اکثر مطالعاتی که تاثیر مثبت جفت بر خلقوخو را نشان دادهاند، فاقد گروه کنترل بودند و نمیتوان اثر پلاسبو را در آنها نادیده گرفت. در واقع، حس انجام یک کار خاص و مراقبتگرانه برای خود، ممکن است به تنهایی حال روحی مادر را بهتر کند. تا به امروز، هیچ سازمان معتبر روانپزشکی خوردن جفت را به عنوان یک پروتکل درمانی برای افسردگی تایید نکرده است.
۵. خطرات احتمالی؛ باکتریها و فلزات سنگین در کمین
یکی از بزرگترین نگرانیهای تیمهای پزشکی، مسائل بهداشتی و ایمنی مربوط به مصرف جفت است. جفت در طول نه ماه بارداری مانند یک فیلتر عمل کرده و بسیاری از مواد سمی و فلزات سنگین مانند سرب، جیوه و آرسنیک را که ممکن است در خون مادر باشند، جذب میکند تا به جنین نرسند. مصرف مجدد این بافت به معنای وارد کردن غلیظ این سموم به بدن مادر است. همچنین، جفت یک بافت زنده است که به سرعت فاسد میشود و اگر بلافاصله پس از زایمان با روشهای کاملاً استریل نگهداری نشود، به بستری برای رشد باکتریهای خطرناکی مانند استرپتوکوک گروه B تبدیل میشود.
گزارشهای موردی نگرانکنندهای وجود دارد که در آنها نوزادانی که از شیر مادر تغذیه میکردند، دچار عفونتهای خونی شدید شدهاند، زیرا مادر از کپسولهای جفت آلوده استفاده کرده بود. فرآیند کپسولسازی که اغلب در محیطهای غیربیمارستانی انجام میشود، ممکن است دمای کافی برای کشتن میکروبها را فراهم نکند. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC) رسماً هشدار داده است که مصرف جفت میتواند خطرات جدی برای مادر و نوزاد داشته باشد و باید از آن اجتناب کرد، به ویژه اگر فرآیند آمادهسازی تحت نظارتهای بهداشتی استاندارد نباشد.
۶. روشهای آمادهسازی؛ از کپسولسازی تا پخت سنتی
در دنیای مدرن، کمتر کسی جفت را به صورت خام یا مستقیماً پس از زایمان مصرف میکند. رایجترین روش، کپسولسازی (Encapsulation) است. در این روش، جفت شسته شده، بخارپز میشود (معمولاً با زنجبیل و لیمو بر اساس طب چینی)، سپس خشک شده و به پودر تبدیل میگردد. این پودر در کپسولهای ژلاتینی ریخته میشود تا مادر بتواند آن را مانند یک مکمل روزانه مصرف کند. این روش به دلیل حذف طعم و شکل ظاهری جفت، مقبولیت بیشتری در جوامع غربی پیدا کرده است. شرکتهای متعددی اکنون این خدمات را با هزینههای گزاف ارائه میدهند.
در برخی فرهنگهای دیگر یا میان طرفداران رادیکالتر، روشهای آشپزی متنوعی وجود دارد؛ از اسموتیهای میوهای حاوی تکههای جفت گرفته تا پختن آن در خورش یا کباب کردن. برخی معتقدند پختن جفت مواد مغذی آن را حفظ میکند، در حالی که برخی دیگر بر مصرف خام (Raw) تاکید دارند تا هورمونها آسیب نبینند. تنوع در روشهای آمادهسازی خود یکی از چالشهای تحقیق علمی است، زیرا هر روش میتواند ساختار شیمیایی و بار میکروبی بافت را به کلی تغییر دهد و مقایسه نتایج را غیرممکن سازد.
۷. نگاهی به مطالعات بالینی؛ علم واقعاً چه میگوید؟
تا کنون چندین مطالعه مروری گسترده بر روی تحقیقات موجود در زمینه پلاسنتوفاژی انجام شده است. یکی از معروفترین آنها که در دانشگاه نورثوسترن انجام شد، نشان داد که هیچ مدرک علمی مستدلی مبنی بر فواید ادعا شده برای انسان وجود ندارد. محققان دریافتند که مطالعات حیوانی قابل تعمیم به انسان نیستند و اکثر گزارشهای مثبت از سوی مادران، بر پایه شواهد حکایتی و فردی است. در واقع، در مطالعاتی که به صورت دوکور (Double-blind) انجام شده، تفاوت معناداری بین زنانی که کپسول جفت خوردند و کسانی که کپسول گوشت گاو یا پلاسبو مصرف کردند، مشاهده نشد.
مطالعه دیگری در دانشگاه UNLV سطح آهن را در زنانی که جفت مصرف میکردند بررسی کرد و متوجه شد که افزایش سطح آهن بسیار ناچیز بوده و با مصرف یک مکمل آهن معمولی به راحتی و با امنیت بیشتر قابل دستیابی است. نتیجهگیری کلی جوامع علمی تا به امروز این است که فواید احتمالی پلاسنتوفاژی در برابر خطرات بالقوه آن (عفونت و مسمومیت) بسیار اندک است. با این حال، محققان معتقدند که باید تحقیقات بیشتری روی زیرمجموعههای خاصی از مواد موجود در جفت انجام شود تا شاید کاربردهای دارویی دقیقتری در آینده کشف شود.
۸. پلاسنتوفاژی در آینه فرهنگها و تاریخ بشر
برخلاف تصور عمومی، پلاسنتوفاژی یک سنت ریشهدار در اکثر فرهنگهای بشری نیست. در واقع، بررسیهای انسانشناسی در بیش از ۱۷۰ فرهنگ مختلف نشان داده است که اکثر جوامع جفت را با احترام دفن میکردند یا میسوزاندند و خوردن آن بسیار نادر بوده است. در طب سنتی چین (TCM)، از جفت خشک شده (با نام Zi He Che) به عنوان دارویی برای درمان ناتوانی جنسی و بیماریهای مزمن استفاده میشد، اما مصرف آن بلافاصله توسط خودِ مادر پس از زایمان، یک پدیده نسبتاً مدرن است که از دهه ۱۹۷۰ در غرب شکل گرفت.
در بسیاری از فرهنگها، جفت به عنوان «همزاد» یا «خواهر و برادر» نوزاد شناخته میشد و مراسمهای خاصی برای محافظت از آن وجود داشت تا سلامت نوزاد تضمین شود. این نگاه معنوی به جفت نشان میدهد که انسانها همیشه به این عضو اهمیت میدادند، اما نه به عنوان یک منبع غذایی. ترویج امروزی خوردن جفت بیشتر یک حرکت «بازگشت به طبیعت» است که توسط جریانهای طب جایگزین در کالیفرنیا شروع شد و سپس به سراسر دنیا سرایت کرد، تا اینکه یک سنت باستانی واقعی باشد.
۹. نقش سلبریتیها و شبکههای اجتماعی در ترویج این پدیده
نمیتوان انکار کرد که موج جدید پلاسنتوفاژی مدیون چهرههای مشهور هالیوودی و اینفلوئنسرهای اینستاگرامی است. افرادی مثل کیم کارداشیان، کرتنی کارداشیان و ماییم بیالیک با انتشار عکسهای کپسولهای جفت خود و صحبت درباره تاثیرات معجزهآسای آن بر خلقوخویشان، این عمل را از یک رفتار عجیب و غریب به یک ترند لاکچری و «آگاهانه» تبدیل کردند. این قدرت رسانه باعث شد که هزاران مادر دیگر بدون بررسی شواهد علمی، به دنبال کپیبرداری از این الگوها باشند. شبکههای اجتماعی فضایی را ایجاد کردهاند که در آن تجربههای شخصی وزن بیشتری نسبت به هشدارهای پزشکی پیدا میکنند.
این پدیده «سلبریتی-پزشکی» چالش بزرگی برای متخصصان زنان و زایمان ایجاد کرده است. پزشکان اکنون باید زمان زیادی را صرف توضیح خطرات احتمالی به مادرانی کنند که تحت تاثیر تصاویر خوشآبورنگ اینستاگرامی قرار گرفتهاند. بازاریابی شرکتهای کپسولسازی نیز که با استفاده از کلمات دهانپرکنی مانند «ارگانیک»، «طبیعی» و «پاکسازی» کار میکنند، به این باور دامن میزند که هر چیزی که از بدن خود انسان برآمده باشد، لزوماً ایمن و مفید است، در حالی که بیولوژی همیشه اینطور عمل نمیکند.
۱۰. آیا جفت یک منبع غنی از آهن است؟
یکی از قویترین استدلالهای علمینما برای خوردن جفت، جبران فقر آهن پس از زایمان است. جفت به دلیل ماهیت پرخونش حاوی آهن است، اما سوال اصلی اینجاست که چه مقدار از این آهن پس از فرآیند خشک کردن و کپسولسازی باقی میماند و چقدر از آن توسط بدن جذب میشود؟ تحقیقات نشان دادهاند که میزان آهن موجود در دوز روزانه کپسولهای جفت، تنها حدود ۲۴ درصد از مقدار توصیه شده روزانه برای یک زن شیرده را تامین میکند. این مقدار بسیار کمتر از آن چیزی است که در یک قرص آهن استاندارد یا حتی در یک وعده گوشت قرمز وجود دارد.
بنابراین، اگر هدف اصلی مادر جبران کمخونی باشد، خوردن جفت روش بسیار غیرکارآمد و پرهزینهای است. علاوه بر این، در فرآیند پخت یا بخارپز کردن جفت برای کپسولسازی، بسیاری از پروتئینها و مواد مغذی حساس به حرارت از بین میروند. مطالعاتی که سطح فریتین خون مادران را اندازه گرفتهاند، تفاوت چشمگیری بین مصرفکنندگان جفت و دیگران پیدا نکردند. این نشان میدهد که بدن انسان احتمالاً مکانیسمهای بسیار بهتری برای بازیابی آهن دارد که نیازی به مصرف بافت جفت ندارد.
۱۱. توصیههای نهادهای بهداشتی بینالمللی
تقریباً تمام انجمنهای معتبر پزشکی جهان موضع احتیاطآمیز یا منفی نسبت به پلاسنتوفاژی اتخاذ کردهاند. انجمن پزشکان زنان و زایمان آمریکا (ACOG) اعلام کرده است که هیچ مدرک علمی برای فواید این کار وجود ندارد و به دلیل احتمال انتقال عفونت، آن را توصیه نمیکند. در کانادا و استرالیا نیز نهادهای بهداشتی قوانین سختگیرانهای برای شرکتهایی که خدمات کپسولسازی ارائه میدهند وضع کردهاند و آنها را ملزم به رعایت پروتکلهای برخورد با پسماندهای بیولوژیک کردهاند. این نهادها تاکید دارند که جفت باید به عنوان یک «زباله عفونی» در نظر گرفته شود مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
مشکل قانونی دیگر این است که در بسیاری از بیمارستانها، خروج جفت توسط مادر ممنوع است یا نیاز به امضای فرمهای رضایت خاص دارد، زیرا بیمارستان مسئول سلامت عمومی است. اگر جفت آلوده به ویروسهایی مثل هپاتیت یا اچآیوی باشد، فرآیند آمادهسازی آن میتواند برای اطرافیان نیز خطرناک باشد. توصیهی نهایی اکثر پزشکان این است که مادران به جای تکیه بر روشهای تایید نشده، بر تغذیه صحیح، استراحت کافی و دریافت کمکهای حرفهای در صورت بروز علائم افسردگی تمرکز کنند.
۱۲. جایگزینهای ایمن و علمی برای مراقبتهای پس از زایمان
اگر دغدغه مادران پیشگیری از افسردگی و بازگشت انرژی است، علم مدرن راهکارهای بسیار موثرتر و ایمنتری پیشنهاد میدهد. استفاده از مکملهای ویتامین مخصوص دوران پس از زایمان، رژیم غذایی غنی از اسیدهای چرب امگا ۳ و حمایت روانی از سوی خانواده و مشاوران، تاثیرات اثبات شدهای دارند. پیوند عاطفی پوست با پوست با نوزاد (Kangaroo care) به طور طبیعی سطح اکسیتوسین را در بدن مادر بالا میبرد، بدون اینکه نیازی به مصرف بافت جفتی باشد. این روشها نه تنها خطری ندارند، بلکه ریشه در فیزیولوژی تکاملیافته انسان دارند.
در نهایت، انتخاب با مادر است، اما وظیفه دنیای پزشکی آگاهسازی درباره تفاوت میان «طبیعی بودن» و «مفید بودن» است. جفت عضوی فداکار است که ماموریت خود را در پایان نه ماه به نحو احسن انجام داده است؛ شاید بهترین راه برای احترام به این عضو، سپردن آن به خاک یا رها کردن آن باشد، نه بازگرداندن دوبارهاش به چرخهی هضم بدن. علم همیشه به دنبال حقیقت است و تا زمانی که شواهد قطعی ارائه نشود، پلاسنتوفاژی بیشتر به عنوان یک پدیده فرهنگی-اجتماعی باقی خواهد ماند تا یک ضرورت پزشکی.
جمعبندی نهایی
پلاسنتوفاژی یا خوردن جفت، نمونهای بارز از تلاقی سنتهای باستانی، غریزههای حیوانی و ترندهای مدرن است که در غیاب شواهد علمی مستحکم، محبوبیت یافته است. اگرچه ادعاهای مربوط به درمان افسردگی و افزایش انرژی فریبنده به نظر میرسند، اما خطرات ناشی از آلودگیهای باکتریایی و تجمع فلزات سنگین در بافت جفت، نگرانیهای جدی برای سلامت مادر و نوزاد ایجاد میکند. دانش امروز بر این باور است که فواید احتمالی این عمل با روشهای ایمنتر و علمیتر به راحتی قابل جایگزینی است. در نهایت، آگاهی از واقعیتهای بیولوژیک به ما کمک میکند تا در میان هیاهوی رسانهای، تصمیماتی بگیریم که واقعاً به نفع سلامت جسم و روان ما باشد.








حیف که هلند بد شانس در این جام هم حذف شد به یاد گلی که پاتریک کلایورت که به ارژنتین در جام 98 زدامیدوارم در جام بعدی هلند خوش شانس باشد
نه دیگه فکر کنم دل و دماغ فوتبال رو ندارم تا بازی فینال.
سلام دکتر جان!
بنده دنبال مطلبی برای درس ابزار دقیق بودمتصادفا با وبلاگ شما برخوردم، مطلب گوشی پزشکی خیلی جالب بود.
باز هم سر می زنم. وبلاگ باحالی دارید!
قربانت : مهندس
اقا علیرضا چه شکلی می شود این کلیپ ها را دانلود کرد
سلام. ببینیم چی میشه.. بازی دیروز انگلستان که عالی بود
می خواستم عضو خبرنامه ی بلاگت بشم, مکافاتیه که نگو!!!
در آن جام من دیوانه ی بازی های آریل ارتگا بودم هر وقت توپ رو میگرفت دو سه بازی کن رو دریپل میزد و بعد یه پاس عالی میداد، ولی حیف یادمه وقتی اخراج شد بازی یک گله شد و هلند تو نیمه ی آرژانتین خیمه زده بود و نهایتا آرژانتین حذف شد.