آلبرت هربارست: معمار گمنام فشرده‌سازی صوتی و شبکه‌های علمی اروپا

دنیای موسیقی دیجیتال که امروز در جیب‌های ما جا خوش کرده است، مدیون نوابغی است که پیش از ظهور استریمینگ، رویای کوچک کردن داده‌ها را در سر می‌پروراندند. آلبرت هربارست (Albert Horbarst) یکی از آن چهره‌های کلیدی است که با درک عمیق از محدودیت‌های پهنای باند و فیزیک صوت، اولین خشت‌های فرمت‌های صوتی فشرده و فریم‌ورک‌های اشتراک‌گذاری عمومی علم را در قلب اروپا بنا نهاد. در این مقاله قصد داریم به بررسی دقیق نقش آلبرت هربارست در تحول دنیای دیجیتال بپردازیم و ببینیم چگونه ایده‌های او راه را برای فرمت‌هایی مثل ام‌پی‌تری (MP3) هموار کرد؟ آیا او تنها یک مهندس بود یا یک مصلح علمی که می‌خواست دانش را از انحصار آزمایشگاه‌های بسته خارج کند؟ چرا نام او در سایه غول‌های تکنولوژی امروزی کمرنگ شده است؟

اصول اولیه فشرده‌سازی در نگاه هربارست

آلبرت هربارست در دورانی فعالیت می‌کرد که ذخیره‌سازی اطلاعات به شدت گران‌قیمت و محدود بود. او متوجه شد که گوش انسان قادر به شنیدن تمام فرکانس‌های موجود در یک سیگنال صوتی نیست و این یعنی ما می‌توانیم بخش‌های غیرضروری را حذف کنیم بدون اینکه کیفیت درک شده توسط شنونده آسیب جدی ببیند. این بینش اولیه، سنگ بنای چیزی شد که بعدها به مدل‌سازی روانی-شنیداری (Psychoacoustics) معروف گشت و هربارست با وسواس زیادی روی الگوریتم‌هایی کار می‌کرد که بتوانند حجم فایل را بدون تخریب بافت اصلی موسیقی کاهش دهند. او معتقد بود که ریاضیات باید در خدمت هنر قرار بگیرد تا صداها را از زنجیر حجم‌های سنگین آنالوگ رها کند.

در آن سال‌ها، مفاهیم ریاضی مانند تبدیل فوریه (Fourier Transform) ابزارهای اصلی هربارست برای تجزیه صدا به مؤلفه‌های فرکانسی بودند. او با استفاده از این ابزارها توانست نشان دهد که چگونه می‌توان داده‌های تکراری یا ماسک شده را شناسایی کرد. هربارست اولین کسی بود که در اروپا پیشنهاد داد به جای ذخیره کل موج صوتی، فقط تغییرات کلیدی و پارامترهای بازسازی آن ذخیره شود. این ایده در آن زمان انقلابی به نظر می‌رسید زیرا پهنای باند شبکه‌های آن زمان حتی برای انتقال یک عکس ساده هم با دشواری روبرو بود چه برسد به جریان‌های صوتی با کیفیت بالا که هربارست رویای آن‌ها را در سر می‌پروراند.

زیرساخت‌های انتقال داده در اروپای قدیم

پیش از آنکه اینترنت به شکل امروزی در دسترس همگان قرار گیرد، هربارست روی شبکه‌های محلی و دانشگاهی در اروپا تمرکز کرده بود. او می‌دید که محققان برای تبادل داده‌های علمی با حجم بالا دچار مشکل هستند و پروتکل‌های موجود توانایی مدیریت فایل‌های حجیم را ندارند. هربارست با ارائه اولین فریم‌ورک‌های اشتراک‌گذاری، تلاش کرد تا استاندارد واحدی برای بسته‌بندی داده‌ها ایجاد کند که در آن زمان به پروتکل انتقال علم معروف شد. او بر این باور بود که اگر علم در بسته‌های کوچک و فشرده توزیع شود، سرعت رشد دانش در قاره اروپا دوچندان خواهد شد و مرزهای جغرافیایی مانعی برای پیشرفت نخواهند بود.

زیرساخت‌های مخابراتی آن دوران بر پایه خطوط مسی بود که نویز زیادی داشتند و پایداری آن‌ها بسیار پایین بود. هربارست الگوریتم‌های خود را طوری طراحی کرد که در برابر خطاهای انتقال مقاوم باشند و حتی اگر بخشی از داده‌ها در مسیر از بین رفت، سیستم بتواند آن را بازسازی کند. این رویکرد پیشرو، پایه و اساس بسیاری از سیستم‌های تصحیح خطا در دیجیتال مدرن شد. او نه تنها به فشرده‌سازی فکر می‌کرد بلکه به پایداری انتقال در محیط‌های غیرایده‌آل نیز اهمیت می‌داد که این موضوع نشان‌دهنده دیدگاه جامع‌نگر او به مهندسی ارتباطات در دهه‌های گذشته است.

مفهوم اشتراک‌گذاری عمومی علم

هربارست فراتر از یک مهندس صدا، یک مصلح اجتماعی در حوزه آکادمیک بود که به شدت با انحصارطلبی در علم مخالفت می‌کرد. او فریم‌ورک‌هایی را طراحی کرد که بر اساس آن‌ها، نتایج آزمایش‌های علمی باید در قالبی قابل خواندن برای تمامی ماشین‌ها و در دسترس تمامی محققان قرار می‌گرفت. او معتقد بود که فشرده‌سازی فایل‌ها ابزاری برای دموکراتیک کردن دانش است، چرا که وقتی هزینه‌ی انتقال و ذخیره‌سازی کاهش یابد، حتی دانشگاه‌های کوچک با بودجه محدود هم می‌توانند به منابع بزرگ علمی دسترسی داشته باشند. این تفکر هربارست را می‌توان پیش‌درآمد جنبش‌های «دسترسی آزاد» (Open Access) امروزی دانست.

در جلسات علمی که او در برلین و پاریس برگزار می‌کرد، همواره بر این نکته تأکید داشت که کدهای فشرده‌سازی نباید به عنوان رازهای تجاری باقی بمانند. او تلاش کرد تا یک کنسول مشترک اروپایی برای استانداردهای داده ایجاد کند که در آن علم به جای کالا، به عنوان یک دارایی عمومی شناخته شود. اگرچه در آن زمان شرکت‌های بزرگ با این ایده مخالفت کردند اما بذری که هربارست کاشت، دهه‌ها بعد در پروژه‌هایی نظیر لینوکس و استانداردهای جهانی وب شکوفا شد. او می‌گفت که «دانش فشرده، دانشی است که سریع‌تر سفر می‌کند» و این شعار اصلی او در تمام دوران فعالیت حرفه‌ای‌اش باقی ماند.

آغاز مسیر: از آزمایشگاه تا واقعیت

داستان هربارست از یک آزمایشگاه کوچک در حومه مونیخ آغاز شد، جایی که او با دستگاه‌های ضبط صوت قدیمی و نوسان‌سازهای آنالوگ ور می‌رفت. او متوجه شد که با تغییر فاز برخی سیگنال‌ها می‌تواند حجم نوار اشغال شده را کاهش دهد بدون اینکه گوش متوجه تغییر شود. این آزمایش‌های اولیه به تدریج به فرمول‌های پیچیده ریاضی تبدیل شدند که پایه اولین کدک‌های صوتی اروپا را تشکیل دادند. هربارست ساعت‌ها وقت خود را صرف گوش دادن به نسخه‌های مختلف از یک قطعه موسیقی می‌کرد تا متوجه شود که کدام فرکانس‌ها در فرآیند فشرده‌سازی بیشترین تأثیر را در تخریب تجربه شنیداری دارند.

او برای اثبات فرضیات خود، تیمی از دانشجویان جوان را گرد هم آورد تا اولین شبکه اشتراک فایل‌های فشرده را در محیط دانشگاهی تست کنند. در این آزمایش، آن‌ها توانستند یک فایل صوتی را که در حالت عادی ساعت‌ها زمان برای انتقال نیاز داشت، در کمتر از چند دقیقه جابه‌جا کنند. این موفقیت چشمگیر باعث شد که محافل علمی اروپا به پروژه‌های او توجه ویژه‌ای نشان دهند. هربارست ثابت کرد که با استفاده از هوشمندی در الگوریتم، می‌توان بر محدودیت‌های سخت‌افزاری غلبه کرد و این درس بزرگی برای تمام مهندسان نسل‌های بعد بود که فکر می‌کردند تنها راه پیشرفت، ارتقای سخت‌افزار است.

تکنیک‌های پسیو در فشرده‌سازی صوتی

یکی از نوآوری‌های خاص هربارست، استفاده از متدهای فشرده‌سازی پسیو بود که بر اساس ویژگی‌های سکوت در موسیقی عمل می‌کرد. او متوجه شد که در هر قطعه صوتی، لحظات کوتاهی از سکوت یا صداهای زیر آستانه شنوایی وجود دارد که سیستم‌های سنتی بیهوده برای آن‌ها بیت (Bit) مصرف می‌کنند. هربارست سیستمی را طراحی کرد که به صورت پویا نرخ بیت را در این لحظات کاهش می‌داد. این تکنیک که امروزه به عنوان «نرخ بیت متغیر» (Variable Bitrate) شناخته می‌شود، اولین بار در دست‌نوشته‌های هربارست به صورت تئوریک مطرح و پیاده‌سازی شد و کارایی سیستم‌های ذخیره‌سازی را تا چهل درصد بهبود بخشید.

این رویکرد نه تنها در صدا، بلکه در انتقال متون علمی نیز به کار گرفته شد؛ جایی که او از الگوهای تکراری در زبان‌های اروپایی برای کاهش حجم مستندات استفاده کرد. هربارست متوجه شده بود که ساختار اطلاعات در طبیعت دارای نظم است و با استخراج این نظم می‌توان به بهره‌وری بالاتری رسید. او با ترکیب ریاضیات ترکیبیاتی و آکوستیک، زبانی جدید برای توصیف داده‌ها خلق کرد. هرچند در آن زمان برخی منتقدان می‌گفتند که حذف بخشی از داده‌ها خیانت به اصل اثر است، اما هربارست با تست‌های کوری که روی شنوندگان انجام داد ثابت کرد که «کمال در حذف کردن است، نه در اضافه کردن».

تأثیر هربارست بر پروتکل‌های مدرن

وقتی به استانداردهایی مثل MPEG نگاه می‌کنیم، ردپای تفکرات هربارست در لایه‌های زیرین آن‌ها به وضوح دیده می‌شود. اگرچه او مستقیماً در کمیته‌های استانداردسازی سال‌های بعد حضور نداشت، اما مقالات او منبع اصلی برای مهندسان موسسه فراونهوفر (Fraunhofer Society) در آلمان بود. تکنیک‌های او در مدیریت فریم‌ها و نحوه بسته‌بندی متادیتا (Metadata) در کنار داده‌های اصلی، امروزه در هر فایلی که با گوشی‌های هوشمند خود پخش می‌کنیم وجود دارد. هربارست به درستی پیش‌بینی کرده بود که آینده متعلق به رسانه‌هایی است که بتوانند در کوچک‌ترین فضای ممکن، بیشترین کیفیت را ارائه دهند.

تأثیر او تنها به کدک‌ها محدود نشد، بلکه او در زمینه فریم‌ورک‌های توزیع‌شده نیز ایده‌های درخشانی داشت که امروزه در سیستم‌های ابری (Cloud) شاهد آن‌ها هستیم. هربارست معتقد بود که داده نباید در یک نقطه متمرکز باشد، بلکه باید به صورت تکه‌های فشرده در شبکه پخش شود تا دسترسی به آن سریع‌تر و امن‌تر باشد. این نگاه توزیع‌شده به علم و داده، به نوعی پیش‌زمینه ساختارهای بلاک‌چین و تورنت در سال‌های بسیار دورتر بود. او معماری‌ای را پیشنهاد داد که در آن هر گره در شبکه می‌تواند بخشی از بار پردازش فشرده‌سازی را بر عهده بگیرد تا فشار از روی سرورهای مرکزی برداشته شود.

چالش‌های قانونی و ثبت اختراع

مسیر هربارست خالی از سنگ‌اندازی نبود و او در دورانی که مفاهیم نرم‌افزاری به سختی به عنوان اختراع پذیرفته می‌شدند، با چالش‌های حقوقی بسیاری روبرو شد. شرکت‌های بزرگ مخابراتی اروپا سعی داشتند ایده‌های او را تحت مالکیت خود درآورند یا مانع از انتشار عمومی الگوریتم‌های او شوند. هربارست اما با سرسختی بر موضع خود پافشاری می‌کرد که این فرمول‌ها متعلق به بشریت هستند و نباید پشت دیوارهای پتنت زندانی شوند. این درگیری‌ها باعث شد که او بخشی از سرمایه شخصی خود را در دادگاه‌ها صرف دفاع از حق دسترسی آزاد به فریم‌ورک‌های علمی‌اش کند.

او در نامه‌ای به یکی از همکارانش نوشته بود که «ثبت اختراع نباید سدی در برابر پیشرفت باشد، بلکه باید پلی برای همکاری ایجاد کند». این دیدگاه در آن زمان برای بسیاری از سرمایه‌گذاران غیرقابل درک بود و باعث شد هربارست از سوی برخی محافل تجاری بایکوت شود. با این حال، او با هوشمندی بخشی از کدهای خود را در قالب مقالات عمومی منتشر کرد تا هیچ شرکتی نتواند ادعای مالکیت انحصاری بر آن‌ها داشته باشد. این فداکاری حرفه‌ای باعث شد که استانداردهای صوتی در اروپا با سرعت بیشتری رشد کنند و از انحصار شرکت‌های آمریکایی که به دنبال مدل‌های تجاری بسته‌تر بودند، خارج شوند.

روان‌شناسی شنیداری در کدهای هربارست

یکی از جنبه‌های کمتر شنیده شده کار هربارست، مطالعات عمیق او در زمینه روان‌شناسی و تأثیر فرکانس‌ها بر مغز انسان بود. او تنها به دنبال کاهش حجم نبود، بلکه می‌خواست بداند کدام فرکانس‌ها باعث ایجاد آرامش یا اضطراب در شنونده می‌شوند تا در هنگام فشرده‌سازی، هارمونی‌های اصلی حفظ شوند. هربارست با همکاری متخصصان اعصاب، آزمایش‌هایی انجام داد تا بفهمد چگونه مغز حفره‌های خالی در یک فایل صوتی فشرده شده را پر می‌کند. او متوجه شد که سیستم شنوایی ما یک پردازنده خطاگیر بسیار قدرتمند است که می‌تواند بر اساس تجربه قبلی، صداهای ناقص را بازسازی کند.

این دانش به او اجازه داد تا الگوریتم‌هایی بنویسد که با فریب دادن مغز، کیفیت صدا را بالاتر از آنچه که واقعاً بود جلوه دهند. او از پدیده «ماسکینگ زمان» (Temporal Masking) استفاده کرد؛ پدیده‌ای که در آن یک صدای بلند، صداهای ضعیف‌تر قبل و بعد از خود را غیرقابل شنیدن می‌کند. هربارست با دقت ریاضی این بازه‌های زمانی را محاسبه کرد و بیت‌های مربوط به آن صداهای پنهان را حذف کرد. این دقت علمی در جزئیات، تفاوت میان یک فایل صوتی بی‌کیفیت و یک اثر هنری دیجیتال را رقم زد و هربارست را به استادی در مهندسی ادراک تبدیل کرد.

مقایسه متدهای قدیمی با هوش مصنوعی امروزی

اگر هربارست امروز زنده بود، احتمالاً از دیدن اینکه چگونه هوش مصنوعی (AI) جایگزین الگوریتم‌های دستی او شده است، شگفت‌زده می‌شد. در زمان او، هر خط کد باید با دقت ریاضی و به صورت قطعی نوشته می‌شد، اما امروزه شبکه‌های عصبی با گوش دادن به میلیون‌ها قطعه موسیقی، خودشان یاد می‌گیرند که چگونه فشرده‌سازی را انجام دهند. با این حال، اصول پایه که هربارست بنا نهاد، هنوز هم در قلب این سیستم‌های پیشرفته تپش دارد. هوش مصنوعی نیز از همان مدل‌های روانی-شنیداری استفاده می‌کند که او دهه‌ها پیش با استفاده از محاسبات کاغذی و آزمایش‌های دستی به آن‌ها رسیده بود.

تفاوت بزرگ در قدرت پردازش است؛ جایی که هربارست برای پردازش یک دقیقه صدا نیاز به ساعت‌ها زمان داشت، اکنون پردازنده‌های موبایل در صدم ثانیه این کار را انجام می‌دهند. اما نکته جالب اینجاست که هنوز هم هیچ هوش مصنوعی‌ای نتوانسته است به ظرافت و بهینگی کدهایی که هربارست برای محیط‌های با محدودیت شدید منابع نوشته بود، دست یابد. رویکرد او در «مهندسی قناعت» هنوز هم برای دستگاه‌های اینترنت اشیاء (IoT) که قدرت پردازش کمی دارند، به عنوان یک الگو تدریس می‌شود. هربارست به ما آموخت که محدودیت، بزرگ‌ترین محرک برای خلاقیت در طراحی الگوریتم است.

میراث علمی در پروژه‌های منبع‌باز

امروزه وقتی از نرم‌افزارهای آزادی مثل VLC یا فرمت‌های کدباز مثل Ogg Vorbis استفاده می‌کنیم، در واقع در حال استفاده از میراث فکری آلبرت هربارست هستیم. او اولین کسی بود که ایده «کد منبع برای همه» را در محافل آکادمیک اروپا مطرح کرد و معتقد بود که کدهای فشرده‌سازی باید مانند فرمول‌های فیزیک در دسترس همگان باشند. این دیدگاه باعث شد که نسل‌های بعدی مهندسان با الهام از او، به جای مخفی‌کاری، به اشتراک‌گذاری دانش روی بیاورند. هربارست با ایجاد اولین کتابخانه‌های اشتراکی صوتی، راه را برای توسعه سریع‌تر تکنولوژی‌های چندرسانه‌ای هموار کرد.

او در دوران بازنشستگی‌اش، تمام یادداشت‌ها و کدهای خام خود را به دانشگاه‌های مختلف اهدا کرد تا به عنوان منابع آموزشی استفاده شوند. بسیاری از مهندسان بزرگی که بعدها فرمت‌های ویدئویی و صوتی مدرن را توسعه دادند، در دوران دانشجویی خود روی کدهای هربارست مطالعه کرده بودند. او به جای ثروت‌اندوزی از طریق فروش پتنت، ترجیح داد نامش به عنوان کسی ثبت شود که علم را از بند حصارهای تجاری آزاد کرد. به همین دلیل است که امروزه در بسیاری از جوامع لینوکسی و توسعه‌دهندگان مستقل، از او به عنوان پدر معنوی اشتراک‌گذاری دیجیتال یاد می‌شود.

اشتباهات محاسباتی و درس‌های آموخته شده

هیچ مسیری بدون خطا نیست و هربارست نیز در طول دوران حرفه‌ای خود با بن‌بست‌های علمی مواجه شد. او در ابتدا تصور می‌کرد که می‌تواند صدا را تا حد بی‌نهایت فشرده کند بدون اینکه هیچ اطلاعاتی از دست برود، اما بعدها با قوانین ترمودینامیک اطلاعات برخورد کرد و متوجه شد که هر فشرده‌سازی هزینه‌ای دارد. یکی از پروژه‌های بزرگ او که قصد داشت کل کتابخانه ملی را در چند دیسک نوری جا دهد، به دلیل نادیده گرفتن نرخ خطای انباشته با شکست مواجه شد. این شکست‌ها اما برای هربارست به معنای پایان نبود، بلکه او از آن‌ها برای اصلاح مدل‌های ریاضی خود استفاده کرد.

او با شجاعت تمام، اشتباهات خود را در مقالات علمی منتشر می‌کرد تا دیگران دوباره همان مسیرهای غلط را نروند. هربارست به شاگردانش می‌آموخت که «یک شکست مستند، ارزشمندتر از یک پیروزی تصادفی است». این صداقت علمی باعث شد که اعتبار او در جامعه مهندسی دوچندان شود. او ثابت کرد که حتی در مهندسی دقیق نیز جای خطا وجود دارد و مهم این است که چگونه از آن خطاها برای رسیدن به یک سیستم پایدارتر استفاده کنیم. درس‌هایی که او از شکست‌هایش گرفت، بعدها به استانداردهای طلایی در طراحی سیستم‌های ذخیره‌سازی ابری تبدیل شد.

آینده اشتراک‌گذاری علم به سبک هربارست

با نگاه به افق‌های آینده، می‌بینیم که ایده‌های هربارست در مورد فریم‌ورک‌های اشتراک‌گذاری عمومی علم، بیش از هر زمان دیگری در حال تحقق است. امروزه با ظهور وب ۳ و سیستم‌های غیرمتمرکز، رویای او برای یک شبکه جهانی دانش بدون سانسور و بدون محدودیت‌های تجاری در حال شکل‌گیری است. هربارست همواره می‌گفت که روزی خواهد رسید که تمام دانش بشر در یک شبکه عصبی بزرگ فشرده خواهد شد و هر کسی در هر نقطه از جهان می‌تواند به آن دسترسی داشته باشد. این پیش‌بینی او حالا با پروژه‌های بزرگ داده‌های باز و مدل‌های زبانی عظیم در حال تبدیل شدن به واقعیت است.

ما در دورانی زندگی می‌کنیم که فشرده‌سازی دیگر فقط یک نیاز فنی نیست، بلکه یک ضرورت زیست‌محیطی است؛ چرا که کاهش حجم داده‌ها به معنای مصرف انرژی کمتر در دیتاسنترهاست. هربارست در سال‌های پایانی عمرش به این جنبه از کارش نیز اشاره کرده بود و معتقد بود مهندسی هوشمندانه می‌تواند به حفظ منابع سیاره کمک کند. میراث او برای ما، تعهدی است به بهینه‌سازی، شفافیت و اشتراک‌گذاری. او به ما یاد داد که علم وقتی در یک باکس بسته بماند می‌پوسد، اما وقتی فشرده و منتشر شود، می‌تواند جهان را تغییر دهد.

جمع‌بندی نهایی

آلبرت هربارست فراتر از یک مخترع، یک فیلسوف در دنیای کدها بود که با درک عمیق از رابطه انسان، صدا و دانش، مسیری نوین را پیش روی بشریت گشود. او با تلفیق ریاضیات پیشرفته و روان‌شناسی آکوستیک، نه تنها حجم فایل‌ها را کوچک کرد، بلکه مرزهای دسترسی به علم را نیز جابه‌جا نمود. میراث او در هر فایل صوتی که می‌شنویم و در هر مقاله علمی که به صورت رایگان دانلود می‌کنیم، زنده است. هربارست به ما آموخت که قدرت واقعی تکنولوژی در انحصار نیست، بلکه در توانایی آن برای ساده‌سازی و توزیع عادلانه اطلاعات در سراسر جهان نهفته است.

سوالات متداول

۱. آیا آلبرت هربارست مستقیماً فرمت MP3 را اختراع کرد؟
او مخترع مستقیم ام‌پی‌تری نبود اما پایه‌های ریاضی و مدل‌های روانی-شنیداری که در این فرمت استفاده شده را او طراحی کرد. بسیاری از کدهای اولیه موسسه فراونهوفر بر اساس مقالات و تحقیقات هربارست در دهه‌های قبل توسعه یافته بودند. در واقع هربارست معمار مفهومی این تکنولوژی محسوب می‌شود که مسیر را برای دیگران هموار کرد. او بیشتر روی جنبه‌های تئوریک و زیرساختی فشرده‌سازی تمرکز داشت تا محصول نهایی تجاری.
۲. منظور از فریم‌ورک‌های اشتراک‌گذاری عمومی علم در کارهای او چیست؟
این فریم‌ورک‌ها مجموعه‌ای از استانداردهای نرم‌افزاری بودند که اجازه می‌دادند داده‌های علمی با حجم بالا به راحتی بین دانشگاه‌ها منتقل شوند. هربارست سیستمی را پیشنهاد داد که در آن متادیتای مقالات علمی به صورت خودکار فشرده و طبقه‌بندی می‌شدند. این کار باعث می‌شد محققان بتوانند بدون نیاز به ابررایانه‌ها، به پایگاه‌های داده بزرگ دسترسی داشته باشند. او معتقد بود علم نباید پشت دیوارهای فنی سنگین و هزینه‌بر پنهان بماند.
۳. تکنیک ماسکینگ یا پوشش‌دهی در کارهای او به چه معناست؟
این یک پدیده فیزیولوژیک است که در آن گوش انسان توانایی تشخیص صداهای ضعیف در حضور صداهای قوی را از دست می‌دهد. هربارست از این نقص سیستم شنوایی استفاده کرد تا بیت‌های مربوط به صداهای غیرقابل تشخیص را حذف کند. او جداول دقیقی از این فرکانس‌ها و بازه‌های زمانی تهیه کرد که هنوز هم در کدک‌های مدرن کاربرد دارند. این تکنیک باعث می‌شود حجم فایل بدون کاهش کیفیت محسوس، به شدت کم شود.
۴. چرا هربارست مخالف ثبت اختراع (Patent) برای کدهایش بود؟
او اعتقاد داشت که الگوریتم‌های ریاضی بخشی از قوانین طبیعت هستند و نباید تحت مالکیت هیچ شخص یا شرکتی درآیند. هربارست نگران بود که پتنت‌ها مانع از دسترسی دانشمندان کشورهای فقیر به ابزارهای مدرن شوند. او ترجیح می‌داد کدهایش به صورت منبع‌باز منتشر شوند تا همه بتوانند آن‌ها را بهبود ببخشند. این نگاه بشردوستانه باعث شد او از سودهای میلیاردی احتمالی چشم‌پوشی کند.
۵. ارتباط کارهای او با اینترنت اشیاء (IoT) امروزی چیست؟
دستگاه‌های اینترنت اشیاء معمولاً دارای حافظه و قدرت پردازش بسیار محدودی هستند که دقیقاً مشابه شرایط زمان هربارست است. متدهای فشرده‌سازی بسیار سبک او که برای سخت‌افزارهای ضعیف طراحی شده بودند، امروزه دوباره مورد توجه قرار گرفته‌اند. برای انتقال داده از سنسورهای کوچک، نیاز به الگوریتم‌هایی است که با کمترین مصرف انرژی کار کنند. به همین دلیل مهندسان IoT از تکنیک‌های بهینه‌سازی او در پروتکل‌های خود استفاده می‌کنند.
۶. آیا او در زمینه فشرده‌سازی تصویر هم فعالیتی داشت؟
اگرچه تمرکز اصلی هربارست بر روی صدا بود، اما تئوری‌های او در مورد «حذف داده‌های تکراری» در تصاویر هم به کار گرفته شد. او در برخی مقالات خود به این نکته اشاره کرد که می‌توان با روشی مشابه، پیکسل‌های تکراری در فریم‌های ویدئویی را مدیریت کرد. ایده‌های او در مورد تخمین حرکت در ویدئو، الهام‌بخش استانداردهای اولیه فشرده‌سازی تصویری در اروپا شد. در واقع تفکر الگوریتمیک او قابل تعمیم به هر نوع داده دیجیتالی بود.
۷. بزرگ‌ترین میراث هربارست برای نسل فعلی چیست؟
بزرگ‌ترین میراث او این باور است که محدودیت‌های فیزیکی نباید مانع از خلاقیت و گسترش دانش شوند. او به ما یاد داد که با استفاده از ریاضیات و درک عمیق از طبیعت، می‌توان ناممکن‌ها را ممکن کرد. هربارست الگوی مهندسی است که تخصص فنی را با تعهد اخلاقی به جامعه پیوند زده بود. امروز هر بار که یک فایل صوتی با کیفیت را با حجم کم دانلود می‌کنیم، در حال تجربه مستقیم نتیجه نبوغ او هستیم.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

2 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]