خاندان‌ها و سرزمین‌های خیالی سریال «گیم آو ترونز» (بازی تاج و تخت) شبیه کدام کشورها و گروه‌های منطقه خاورمیانه هستند؟!

دنیای خلق‌شده توسط جرج آر. آر. مارتین (George R. R. Martin) در مجموعه رمان‌های ترانه یخ و آتش و اقتباس تلویزیونی مشهور آن یعنی سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones)، فراتر از یک اثر فانتزی ساده است. بسیاری از تحلیل‌گران و مخاطبان ژرف‌بین متوجه شده‌اند که بازی‌های قدرت، اتحادهای شکننده، خشونت‌های عریان و رقابت‌های قبیله‌ای در این جهان خیالی، شباهت‌های شگفت‌انگیزی با پویایی‌های سیاسی و تاریخی منطقه خاورمیانه دارد. استعاره‌های موجود در این اثر به قدری قدرتمند هستند که می‌توانند به عنوان آیینه تمام‌نمایی برای درک رفتارهای بازیگران بزرگ در پهنه تاریخ معاصر و باستان این منطقه به کار روند.

در این مقاله تلاش می‌کنیم بدون ورود به جنجال‌های سیاسی روزآمد، با نگاهی تحلیلی و از زاویه‌ای نو، شباهت خاندان‌ها و قلمروهای وستروس و ایسوس را با قدرت‌ها، سلسله‌ها و اقوام گوناگون در گستره تاریخی خاورمیانه بررسی کنیم. بررسی این شباهت‌ها نه تنها به درک بهتر انگیزه‌های کاراکترهای سریال کمک می‌کند، بلکه دریچه‌ای نوین برای تحلیل وقایع تاریخی و جامعه‌شناختی منطقه‌ای پرآشوب را در اختیار ما می‌گذارد که سال‌هاست درگیر معادلات پیچیده قدرت است.

فهرست مطالب

💡مختصر و مفید

تحلیل استعاره‌های سریال بازی تاج و تخت نشان می‌دهد که پیوند عمیقی میان رفتارهای سیاسی خاندان‌های وستروس و بازیگران تاریخی خاورمیانه وجود دارد. خاندان لنیستر با تکیه بر طلا و نفوذ مالی، شباهت بی‌نظیری به پادشاهی‌های ثروتمند خلیج فارس نظیر عربستان سعودی دارد. از سوی دیگر، تقابل مداوم نیروهای فرامنطقه‌ای مانند خاندان تارگرین که مجهز به اژدها هستند، یادآور مداخلات نظامی ایالات متحده آمریکا با بمب‌افکن‌های پیشرفته است. در نهایت، جغرافیای زخمی ریورلندز دقیقاً بازتاب‌دهنده وضعیت بحرانی عراق و مناطق جنگ‌زده همسایه در طول دهه‌های گذشته است.

خاندان لنیستر و قدرت‌های متکی بر ثروت نفتی

خاندان لنیستر (House Lannister) در قلمرو وستروس به عنوان ثروتمندترین و پرنفوذترین خاندان شناخته می‌شود که شعار غیررسمی آن‌ها، یعنی پرداخت همیشگی بدهی‌ها، نشان از قدرت مالی بی‌حدوحصرشان دارد. این خاندان با تکیه بر معادن طلای کسترلی راک توانسته‌اند ارتش‌های بزرگی را تجهیز کنند، وفاداری خاندان‌های کوچک‌تر را بخرند و ساختار سیاسی کینگز لندینگ را تحت کنترل خود درآورند. بی‌رحمی بی‌رحمانه تایوین لنیستر در سرکوب مخالفان و استفاده از پول به عنوان ابزار اصلی چانه‌زنی، کپی برابری از استراتژی‌های مدرن در عرصه بین‌المللی است.

در جغرافیای سیاسی خاورمیانه، این توصیف بیش از هر چیز ما را به یاد پادشاهی‌های ثروتمند حوزه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی می‌اندازد. این کشورها با تکیه بر درآمدهای افسانه‌ای حاصل از فروش نفت، نقشی کلیدی در هدایت سیاست‌های منطقه‌ای ایفا می‌کنند و با خرید تسلیحات مدرن و حمایت مالی از جریان‌های موافق، نفوذ خود را بسط می‌دهند. درست مانند لنیسترها که گاه به دلیل اتکای بیش از حد به طلا دچار بحران بدهی به بانک آهنین شدند، این کشورها نیز با نوسانات بازارهای جهانی انرژی و چالش‌های داخلی ناشی از ساختارهای سنتی قدرت روبرو هستند.

تحلیل خاندان لنیستر در گیم آو ترونز و شباهت با پادشاهی‌های ثروتمند خلیج فارس

تایوین لنیستر نماد قدرت مالی و سیاسی در بازی تاج و تخت

خاندان استارک و جریان‌های اصلاح‌طلب بخت‌برگشته

استارک‌های وینترفل (House Stark) نماد شرافت، پایبندی به اصول اخلاقی و ساده‌زیستی در دنیای خشن و پر از فریب وستروس هستند. ند استارک با ورود به بازی کثیف سیاست در پایتخت، قربانی صداقت و خوش‌باوری خود شد و سرش را در راه اصولی از دست داد که دیگران به راحتی آن‌ها را زیر پا می‌گذاشتند. این خاندان در طول داستان ضربات سنگینی را متحمل شد و تا مرز نابودی پیش رفت، زیرا قواعد بازی بی‌رحمانه بقا را به خوبی درک نکرده بود و گمان می‌کرد قانون و پیمان‌ها همچنان محترم شمرده می‌شوند.

این وضعیت، شباهت عجیبی به سرنوشت جریان‌های ملی‌گرا، دموکراسی‌خواه و اصلاح‌طلب در تاریخ معاصر خاورمیانه دارد که همواره در طوفان‌های سهمگین کودتاها و جنگ‌های داخلی له شده‌اند. این گروه‌ها که با شعار قانون‌گرایی و بهبود شرایط مدنی وارد عرصه شدند، به دلیل نداشتن ابزارهای خشن قدرت و عدم آمادگی برای مواجهه با بازیگران بی‌رحم نظامی و قبیله‌ای، به سرعت از صحنه حذف شدند. با این حال، همان‌طور که در انتهای داستان بارقه‌های امید برای بازگشت استارک‌ها شکل می‌گیرد، ایده‌های عدالت‌خواهانه نیز در بطن جوامع خاورمیانه همچنان زنده مانده‌اند.

خاندان استارک و شباهت آن‌ها به جریان‌های اصلاح‌طلب در خاورمیانه

خاندان باراتیون و حاکمان اقتدارگرای سنتی

خاندان باراتیون (House Baratheon) با غصب تاج و تخت توسط رابرت باراتیون به قدرت رسید؛ مردی جنگجو اما بی‌کفایت در امور جهانداری که دوران حکومتش با فساد مالی و زوال تدریجی همراه بود. پس از مرگ او، برادرانش استنیس و رنلی بر سر میراث او به جان هم افتادند و با اتکا به تفاسیر مذهبی تندرو یا ائتلاف‌های ناپایدار قبیله‌ای، قلمرو را به خاک و خون کشیدند. این خاندان نشان‌دهنده سقوط حاکمیت‌های متکی بر اقتدار نظامی فردی است که فاقد پایه‌های نهادین عمیق برای بقای طولانی‌مدت هستند.

در پهنه خاورمیانه، باراتیون‌ها یادآور رژیم‌های نظامی و حاکمان مستبد سنتی هستند که پس از سرنگونی پادشاهی‌های قدیمی به قدرت رسیدند اما نتوانستند ساختاری پایدار ایجاد کنند. فروپاشی درونی این نظام‌ها و تقسیم شدن حامیان سابق آن‌ها به گروه‌های رقیب، منجر به بروز جنگ‌های داخلی ویرانگر در کشورهایی نظیر لیبی یا سودان شده است. اصرار استنیس باراتیون بر حق الهی خود با کمک جادوگر سرخ، شباهت زیادی به تلاش برخی دیکتاتورها برای مشروعیت‌بخشی مذهبی به حکومت‌های فاقد پایگاه مردمی دارد.

خاندان باراتیون و مقایسه با حاکمان نظامی و مستبد خاورمیانه

خاندان تارگرین و هژمونی قدرت‌های مداخله‌گر فرامنطقه‌ای

تارگرین‌ها (House Targaryen) با تکیه بر اژدهایان ویرانگر خود، از قاره‌ای دیگر آمدند و هفت پادشاهی را با آتش و خون متحد ساختند. دنریس تارگرین در مسیر بازگشت به وستروس، شعار آزادی بردگان و درهم‌شکستن چرخ ستم را سر داد، اما مداخلات او در شهرهای خلیج برده‌داران عملاً به هرج‌ومرج، شورش‌های زیرزمینی و نابودی زیرساخت‌های اقتصادی آن مناطق انجامید. نیروی هوایی مهیب او (اژدهایان) اگرچه قدرت نظامی مطلق را تامین می‌کرد، اما در برقراری صلح پایدار و ملت‌سازی در سرزمین‌های فتح‌شده کاملاً ناتوان بود.

این رفتار استراتژیک، تصویر دقیقی از سیاست‌های مداخله‌جویانه ایالات متحده آمریکا و ناتو در خاورمیانه طی دهه‌های اخیر ارائه می‌دهد. حملات نظامی با جنگنده‌های فوق‌پیشرفته و پهپادها تحت لوای صدور دموکراسی و حقوق بشر، در بسیاری از موارد به فروپاشی شیرازه اجتماعی کشورها و ظهور گروه‌های تروریستی جدید منجر شد. تقابل بومیان با ارتش دنریس و نارضایتی شدید از قوانین تحمیلی او، یادآور شکست پروژه‌های ملت‌سازی غربی در افغانستان و بخش‌های دیگر منطقه است.

خاندان تارگرین و شباهت اژدهایان به نیروی هوایی قدرت‌های فرامنطقه‌ای

خاندان گریجوی و نوسان‌های استراتژیک شبه‌جزیره آناتولی

خاندان گریجوی (House Greyjoy) ساکن جزایر آهن، مردمی دریانورد و متکی بر سنت‌های قدیمی غارتگری هستند که همواره هویتی متمایز از بقیه وستروس برای خود قائل بوده‌اند. آن‌ها بارها علیه تخت آهنین شورش کردند و با وجود شکست‌های سنگین، هرگاه فرصتی یافتند، استراتژی خود را تغییر داده و به سواحل همسایگان یورش بردند. نوسان مداوم آن‌ها میان ائتلاف با خاندان‌های قدرتمند و تلاش برای احیای امپراتوری قدیمی خود، آن‌ها را به بازیگری غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کرده است.

این ویژگی‌های ژئوپلیتیک ما را به یاد مواضع نوسانی و جاه‌طلبی‌های تاریخی ترکیه در منطقه می‌اندازد. میراث امپراتوری عثمانی و موقعیت جغرافیایی خاص این کشور میان اروپا و آسیا، سیاستی را پدید آورده که مدام بین همکاری با غرب و ماجراجویی در شرق نوسان می‌کند. چرخش‌های ناگهانی در روابط با همسایگان و تلاش برای نفوذ در قلمروهای قدیمی، شباهت زیادی به رفتارهای هوان گریجوی و تلاش‌های نافرجام او برای تسلط بر سواحل شمالی دارد.

خاندان گریجوی و شباهت رفتارهای دریانوردان آهن با نوسان‌های استراتژیک ترکیه

پرچم خاندان گریجوی و نماد کراکن در بازی تاج و تخت

خاندان مارتل و انزوای تاریخی مناطق جنوبی

خاندان مارتل (House Martell) در سرزمین بیابانی و کوهستانی دورن حکومت می‌کنند و به دلیل تفاوت‌های فرهنگی عمیق و تاریخ مجزا، همواره تافته‌ای جدابافته در هفت پادشاهی بوده‌اند. دورنی‌ها هرگز تن به فتح نظامی توسط تارگرین‌ها ندادند و در نهایت از طریق ازدواج به قلمرو ملحق شدند؛ امری که به آن‌ها استقلال داخلی گسترده‌ای بخشید. کینه عمیق آن‌ها از خاندان لنیستر به خاطر جنایات جنگی گذشته، سیاست خارجی دورن را به سمت صبری استراتژیک و انتقام‌جویی پنهان هدایت کرده است.

این ویژگی‌ها شباهت شایانی به پادشاهی عمان و بخش‌هایی از مناطق حاشیه‌ای شبه‌جزیره عربستان دارد که به واسطه جغرافیا و رویکرد مذهبی خاص خود (مانند مذهب اباضیه)، همواره تلاش کرده‌اند از درگیری‌های مستقیم منطقه‌ای دوری گزینند. دیپلماسی بی‌سروصدا، حفظ کانال‌های ارتباطی با تمامی طرف‌های درگیر و پافشاری بر هویت متمایز تاریخی، از شاخصه‌های اصلی این بازیگران است که کاملاً با منش شاهزاده دوران مارتل در اتخاذ صبوری و پرهیز از شتاب‌زدگی همخوانی دارد.

خاندان مارتل در سرزمین بیابانی دورن و مقایسه با کشورهای حاشیه خلیج فارس

خاندان تایرل و کانون‌های متکی بر فناوری و کشاورزی مدیترانه‌ای

خاندان تایرل (House Tyrell) ساکن ریچ، سرزمینی حاصلخیز و پرجمعیت هستند که به عنوان سبد نان وستروس شناخته می‌شود. آن‌ها با تکیه بر دیپلماسی نرم، ازدواج‌های سیاسی هوشمندانه و تسلط بر منابع غذایی پایتخت، بدون نیاز به جنگ‌های خونین بزرگ به قدرت اول پشت پرده تبدیل شدند. اولنا تایرل با تیزهوشی بی‌نظیر خود توانست بزرگ‌ترین دشمنان خاندانش را از پای درآورد، در حالی که ارتش بزرگ ریچ همواره به عنوان یک نیروی بازدارنده عمل می‌کرد.

این الگو یادآور نقش کشورهای کوچک اما به شدت توسعه‌یافته و متکی بر اقتصاد آزاد و فناوری در شرق مدیترانه یا مناطقی نظیر امارات متحده عربی در سال‌های اخیر است. این بازیگران با تمرکز بر توسعه اقتصادی، جذب سرمایه‌های خارجی و استفاده از ابزارهای دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای، نفوذی بسیار فراتر از وسعت جغرافیایی خود به دست آورده‌اند و در معادلات کلان منطقه نقش‌آفرینی می‌کنند.

خاندان تایرل سبد نان وستروس و شباهت به اقتصادهای توسعه یافته مدیترانه

وایت واکرها و جریان‌های تکفیری ویرانگر

وایت واکرها (White Walkers) یا آکرهای فرای دیوار، موجوداتی فاقد عاطفه انسانی هستند که هدفشان نابودی کامل حیات و تاریخ بشریت است. آن‌ها از کشته‌های جنگ ارتش می‌سازند و هیچ علاقه‌ای به مذاکره، صلح یا به رسمیت شناختن مرزهای سیاسی ندارند. هجوم ناگهانی و بی‌رحمانه آن‌ها تمام اختلافات داخلی خاندان‌های وستروس را تحت‌الشعاع قرار داد و نیروهای متخاصم را مجبور کرد برای بقای خود با یکدیگر متحد شوند.

این نیروی اهریمنی تاریک، شباهت بی‌چون‌وچرایی به ظهور جریان‌های تکفیری و تروریستی فراملی مانند داعش در اواسط دهه گذشته دارد. این گروه‌ها بدون توجه به مرزهای ملی و قوانین بین‌المللی، دست به کشتار جمعی و نابودی آثار باستانی زدند و از انسان‌های بی‌گناه به عنوان ابزاری برای گسترش قلمرو وحشت خود استفاده کردند. خطر مشترک آن‌ها باعث شد تا کشورهای متخاصم منطقه و قدرت‌های جهانی به طور موقت اختلافات خود را کنار گذاشته و بر سر نابودی این تهدید وجودی به توافق برسند.

وایت واکرها نماد تهدیدات وجودی و جریان‌های تکفیری در منطقه ارتش مردگان در بازی تاج و تخت و شباهت به تروریسم فراملی

نگهبانان شب و پیش‌مرگان مرزنشین بی‌پناه

نگهبانان شب (Night’s Watch) گروهی از سربازان طردشده، مجرمان سابق و داوطلبان بی‌نام‌ونشان هستند که وظیفه حفاظت از دیوار بزرگ شمالی را در برابر خطرات فرای مرزها بر عهده دارند. آن‌ها از حمایت‌های پایتخت محرومند و در شرایط سخت آب‌وهوایی، با کمبود شدید منابع و نیرو مواجه هستند، اما باید در خط مقدم نبرد با وحشی‌ها و وایت واکرها بجنگند تا ساکنان قلمرو جنوبی در امنیت کامل به بازی‌های سیاسی خود ادامه دهند.

این ساختار دفاعی بی‌پناه، تصویرگر وضعیت اقلیت‌های مرزنشین و جنگجویان بومی مانند نیروهای پیشمرگه در شمال عراق است که همواره در خط مقدم نبرد با گروه‌های تروریستی و افراط‌گرایان مذهبی قرار داشته‌اند. این نیروها با وجود فداکاری‌های بی‌شمار در میدان نبرد، معمولاً پس از رفع خطر توسط حکومت‌های مرکزی فراموش می‌شوند و سهم ناچیزی از قدرت و ثروت ملی به آن‌ها اختصاص می‌یابد.

نگهبانان شب بر روی دیوار و شباهت آن‌ها به نیروهای پیشمرگه مرزنشین

ریورلندز و سرزمین‌های همیشه آشوب‌زده میان‌رودان

سرزمین‌های رودخانه یا ریورلندز (The Riverlands) به دلیل موقعیت جغرافیایی مرکزی خود در وستروس، فاقد مرزهای طبیعی دفاعی است و به همین دلیل در هر جنگ داخلی، نخستین قربانی تاخت‌وتاز ارتش‌های بیگانه می‌شود. مردم این منطقه همواره در فقر، آوارگی و زیر چرخ‌دنده‌های جنگ‌های خاندان‌های بزرگ‌تر مانند لنیسترها و استارک‌ها له شده‌اند و شهرهایشان بارها به آتش کشیده شده است.

این توصیف جغرافیایی و تاریخی کاملاً بر منطقه میان‌رودان (عراق معاصر) منطبق است که به دلیل نداشتن مرزهای طبیعی استوار در شرق و غرب، در طول تاریخ همواره به عنوان میدان جنگ نیابتی میان امپراتوری‌های بزرگ نظیر عثمانی، صفوی و در دوران مدرن، قدرت‌های غربی و منطقه‌ای مورد استفاده قرار گرفته است. حاصلخیز بودن این اراضی هرگز نتوانسته امنیت پایدار را برای ساکنان آن به ارمغان آورد.

شهرهای آزاد ایسوس و بنادر تجاری خلیج فارس

شهرهای آزاد (Free Cities) در قاره شرق یا ایسوس، مجموعه‌ای از دولت‌شهرهای ثروتمند و خودمختار هستند که اقتصاد آن‌ها بر پایه تجارت دریایی، بانکداری و مبادلات کالا استوار است. این شهرها مانند پنطوس و لیس، ترجیح می‌دهند به جای ورود به جنگ‌های سرزمینی طولانی، با پرداخت باج به قبایل مهاجم یا استخدام ارتش‌های مزدوران، امنیت بنادر خود را تامین کنند و ثروت کلانی را از راه توزیع کالاهای لوکس به دست آورند.

این بنادر تجاری شباهت غیرقابل‌انکاری به امیرنشین‌های مدرن خلیج فارس مانند دبی، ابوظبی و قطر دارند. این دولت‌شهرها با سرمایه‌گذاری بر روی ترانزیت کالا، بازارهای مالی، گردشگری و خطوط هوایی بزرگ، توانسته‌اند هویتی مستقل و به شدت ثروتمند برای خود تعریف کنند و امنیت خود را از طریق ائتلاف‌های نظامی بین‌المللی و استفاده از شرکت‌های امنیتی خصوصی تضمین نمایند.

دوتراکی‌ها و قبایل صحرانشین باستان

دوتراکی‌ها (Dothraki) سوارکارانی ماهر و جنگجو در دشت‌های وسیع ایسوس هستند که جامعه‌ای قبیله‌ای و متکی بر غارت، دامداری و جنگ دارند. آن‌ها به جای شهرنشینی، در چادرهای موقت زندگی می‌کنند و قدرت در میان آن‌ها بر اساس مهارت‌های رزمی رهبر قبیله (کال) تعریف می‌شود. یورش‌های ناگهانی آن‌ها به شهرها و کاروان‌های تجاری، همواره هراس بزرگی در دل تمدن‌های یکجانشین ایجاد می‌کرد.

این شیوه زندگی و نبرد، یادآور اقوام بدوی و قبایل صحرانشین شبه‌جزیره عربستان و آسیای مرکزی در دوران باستان و قرون وسطی است. این سوارکاران بیابان‌گرد با حملات سریع خود به مرزهای امپراتوری‌های بزرگی مانند روم و ساسانی، موازنه قدرت را تغییر می‌دادند و در نهایت با اتحاد تحت لوای یک رهبر قدرتمند، توانستند بزرگ‌ترین دگرگونی‌های تاریخی را در منطقه رقم بزنند.

بانک آهنین براووس و نهادهای مالی بین‌المللی

بانک آهنین براووس (Iron Bank of Braavos) قدرتمندترین نهاد مالی در سراسر جهان شناخته‌شده است که هیچ پادشاهی جرئت نادیده گرفتن بدهی‌های خود به آن را ندارد. شعار معروف آن‌ها این است که بانک آهنین همیشه سهم خود را پس می‌گیرد و در صورتی که پادشاهی از پرداخت امتناع کند، بانک با تامین مالی رقیب او، زمینه سرنگونی‌اش را فراهم می‌سازد.

این نهاد مالی، نمادی واضح از صندوق بین‌المللی پول (IMF)، بانک جهانی و کارتل‌های بزرگ مالی غربی است که با اعطای وام‌های کلان به کشورهای در حال توسعه خاورمیانه، سیاست‌های اقتصادی و حتی حاکمیتی آن‌ها را به کنترل خود درمی‌آورند. بازپرداخت این وام‌ها اغلب با تحمیل شرایط سخت‌گیرانه ساختاری همراه است که می‌تواند ثبات سیاسی دولت‌ها را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.

سیتادل و کانون‌های علمی کهن شرقی

سیتادل (The Citadel) واقع در شهر اولدتاون، مرکز آموزش استادان (ماسترها)، پزشکان و تاریخ‌نگاران هفت پادشاهی است. این نهاد سنتی وظیفه حفظ دانش بشری، فرستادن کلاغ‌ها برای پیام‌رسانی و اعلام تغییر فصول را بر عهده دارد. با این حال، سیتادل نهادی به شدت محافظه‌کار است که در برابر تغییرات علمی جدید و جادوی نوظهور مقاومت می‌کند و ترجیح می‌دهد دانش را در انحصار دیوارهای خود نگه دارد.

این مرکز علمی کهن، شباهت‌های بسیاری به نظامیه‌ها، بیت‌الحکمه بغداد و دانشگاه‌های سنتی بزرگ در تاریخ خاورمیانه دارد که در دوران طلایی اسلام وظیفه حفظ و ترجمه علوم باستان را بر عهده داشتند. این کانون‌ها در کنار خدمات علمی بزرگشان به بشریت، در دوره‌هایی از تاریخ دچار ایستایی علمی و دگماتیسم مذهبی شدند که مانع از ورود اندیشه‌های نوآورانه و تحول‌آفرین به بدنه جوامع شرقی شد.

جمع‌بندی نهایی

مطالعه تطبیقی جهان خیالی وستروس و خاورمیانه نشان می‌دهد که الگوهای رفتار بشری در مواجهه با قدرت، ثروت و جغرافیا، فراتر از زمان و مکان تکرار می‌شوند. چه در قلمروهای یخ‌زده شمال و چه در صحراهای تفتیده شرق، ائتلاف‌های ناپایدار، بازی‌های پشت پرده سیاسی و جنگ‌های نیابتی همواره قربانیان خود را از میان توده‌های بی‌دفاع می‌گیرند. درک این تمثیل‌ها به ما یادآوری می‌کند که فانتزی‌های بزرگ، در واقع بازتاب‌های اغراق‌شده‌ای از واقعیت‌های تلخ تاریخی ما هستند.

سوالات متداول

۱. چرا جرج مارتین در خلق جهان کتاب از تاریخ واقعی الهام گرفته است؟
نویسنده ترانه یخ و آتش همواره علاقه شدیدی به تاریخ قرون وسطی، به ویژه جنگ رزها در انگلستان داشته است. او معتقد است که تاریخ واقعی بشر پر از سناریوهای دراماتیک و بی‌رحمانه‌ای است که هیچ نویسنده‌ای نمی‌تواند به تنهایی آن‌ها را تخیل کند. استفاده از رویدادهای تاریخی واقعی باعث می‌شود دنیای فانتزی او باورپذیرتر و ملموس‌تر به نظر برسد. این رویکرد به داستان عمق سیاسی و جامعه‌شناختی منحصربه‌فردی بخشیده است.
۲. آیا جغرافیا در سریال گیم آو ترونز نقشی در تعیین رفتارهای سیاسی خاندان‌ها دارد؟
بله، جغرافیای سیاسی یا ژئوپلیتیک نقش تعیین‌کننده‌ای در رفتار خاندان‌ها ایفا می‌کند. به عنوان مثال، دورنی‌ها به دلیل حصار کوهستان‌های سخت و بیابان‌های سوزان توانستند هویت مستقل خود را حفظ کنند و تسلیم دشمنان نشوند. در مقابل، ریورلندز به دلیل موقعیت تخت و بدون مانع طبیعی خود، همواره مسیر عبور ارتش‌ها و محل وقوع جنگ‌ها بوده است. این دقیقاً مشابه نقش جغرافیا در سرنوشت کشورهای خاورمیانه است.
۳. نقش بانک آهنین براووس در معادلات قدرت چه شباهتی به نظام‌های مالی امروزی دارد؟
بانک آهنین نشان می‌دهد که چگونه قدرت اقتصادی در نهایت می‌تواند بر قدرت شمشیر و تاج غلبه کند. این نهاد با کنترل منابع مالی، تعیین می‌کرد کدام خاندان شایستگی بقا یا سرنگونی را دارد. در دنیای واقعی نیز نهادهای بزرگ مالی با ایجاد بدهی‌های سنگین برای کشورها، عملاً حاکمیت ملی آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهند. این ابزار مالی مدرن، بسیار کارآمدتر از لشکرکشی‌های نظامی سنتی عمل می‌کند.
۴. چرا وحشی‌های فرای دیوار با وجود تفاوت‌هایشان با وایت واکرها در یک طبقه قرار می‌گیرند؟
اگرچه وحشی‌ها انسان‌هایی آزادی‌خواه هستند و تفاوت ماهوی با مردگان متحرک دارند، اما از دید ساکنان داخل دیوار، هر دو گروه تهدیدی خارجی برای تمدن مستقر محسوب می‌شدند. این نگاه تک‌بعدی پایتخت‌نشینان به تهدیدات شمالی، مانع از درک تمایزها و ایجاد ائتلاف‌های به موقع شد. در خاورمیانه نیز قدرت‌های بزرگ گاهی جریان‌های محلی معترض را با گروه‌های تروریستی در یک ردیف قرار می‌دهند. این اشتباه محاسباتی همواره هزینه‌های سنگینی به همراه داشته است.
۵. اژدهایان در این شبیه‌سازی دقیقاً نماینده چه نوع فناوری در دنیای واقعی هستند؟
اژدهایان مظهر تسلیحات کشتار جمعی، بمب‌های اتمی و نیروی هوایی استراتژیک در نبردهای مدرن هستند. این ابزارها قدرت بازدارندگی مطلق ایجاد می‌کنند اما توانایی حل مسائل پیچیده اجتماعی و برقراری صلح پایدار را ندارند. دنریس با وجود داشتن اژدها نتوانست ثبات سیاسی را در شهرهای فتح‌شده خلیج برده‌داران برقرار سازد. این امر نشان می‌دهد که برتری تکنولوژیک نظامی لزوماً به معنای موفقیت در کشورداری نیست.
۶. مفهوم «زمستان در راه است» در تحلیل ژئوپلیتیک خاورمیانه چه معنایی دارد؟
این شعار نماد بحران‌های بزرگ زیست‌محیطی، کمبود منابع آب و تغییرات اقلیمی است که در آینده سراسر منطقه را تهدید می‌کند. در حالی که کشورهای منطقه درگیر جنگ‌های نیابتی و رقابت‌های سیاسی هستند، خطر بزرگ‌تر به آرامی در حال نزدیک شدن است. خشکسالی و بیابان‌زایی می‌توانند تمدن‌های منطقه را به کلی نابود کنند، درست همان‌طور که زمستان طولانی وایت واکرها بقای انسان‌ها را تهدید می‌کرد.
۷. چرا ائتلاف‌های سیاسی در هر دو جهان وستروس و خاورمیانه تا این حد شکننده هستند؟
نبود نهادهای دموکراتیک پایدار و تکیه بر منافع کوتاه‌مدت قبیله‌ای و فردی، عامل اصلی این شکنندگی است. در وستروس پیمان‌ها با یک خیانت یا ازدواج سیاسی جدید به راحتی نقض می‌شوند. در خاورمیانه نیز به دلیل تغییرات ناگهانی در موازنه قدرت، ائتلاف‌ها عمر کوتاهی دارند. این وضعیت نشان‌دهنده غلبه رویکرد واقع‌گرایی خام در عرصه سیاست‌ورزی این مناطق است.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

56 دیدگاه

  1. منم با بخشی از نوشته‌های شما مخالفم، لنیسترها رو به انگلیسی ها نسبت میدم، هم از نظر نمادشون(شیر) هم نفوذ و سیاست کثیف و خودخواهانه، درباره‌ی خاندان مارتل موافقم که مثل ایران خودمون هستش، همچنین استارک‌ها رو نه فقط به ترکیه بلکه در کل به ترک‌ها نسبت می‌دم ار اونجایی که تقریبا همگی در مناطق سردسیر زندگی می‌کنند و همچنین نمادشون (گرگ) کاملا هویداس. درباره‌ی نگهبانان شب هم موافقم؛ در کل تحلیل جالبی بود.

  2. استارک ها : ایران
    تارگرین ها : آمریکا
    لنیسترها : اسرائیل
    براتیون ها : عربستان
    تایرل ها : اعراب خلیج
    فری ها : ترکیه
    آرین ها : اردن
    گری جوی ها : یمن
    مارتل ها : عراق
    تالی ها : سوریه
    مورمونت ها : لبنان
    تارلی ها : فلسطین
    دوتراکی ها : افغانستان
    آنسالید ها : اروپایی ها
    مردمان آزاد : کردها
    میرین : مصر
    ارتش مردگان : داعش و القاعده

  3. لنیستر ها بیشتر به دولت های اروپای غربی می مونند که همیشه بدهکاراند و هیچ پایبندی به حرفها و قرارهاش دارند

  4. در واقع داستان سریال برگرفته از برخى رویداد هاى تاریخى هستن مثلا جنگ لنیستر ها و استارک ها برگرفته از جنگ رز ها بین خاندان هاى لنکستر و یورک است یا دوتراکى ها برگرفته از ایل مغول هستن و شباهت زیادى بین کال و خان هستش یا شخصیت سرسى برگرفته از ایزابلاى دوم فرانسه هست و همچنین آیرون بورن ها هم بسیار شبیه به وایکینگ ها هستن همچنین دیوار شمال برگرفته از دیوار هادریان هست که از ورود وحشى هاى بریتانیا به فتوحات روم در انگلستان جلوگیرى میکرد همچنین از بین رفتن خاندان تارگرین شباهت زیادى به فروپاشى امپراطورى روم غربى داره و وستروس هم شباهت زیادى به اروپا در اوایل قرون وسطى دارد

  5. میشه بیشتر راجع به استارک ها توضیح بدید. دقیقا چه کشورهایی رو شامل میشه؟ منظورتون از دموکرات ها و لیبرال های بخت برگشته خاورمیانه دقیقا چه کشورهایی رو شامل میشه؟
    و اینکه راجع به دوتراکی ها توضیح ندادید و تو کامنت ها هم ندیدم. این قوم نشانه ی چه کشور یا کشورهایی هست؟
    ممنون میشم اگه جواب بدید

  6. از نظر من دنریس از یهوده مثل ماجرای استر ولی وارد قبیله عرب های وحشی میشه و وایت واکر ها همون تفکر اسلامی و اسلام هراسی در غربه که یه بخشش داعشیکه تحت کنترل آمریکا باید باشه و یه بخشش ایرانه اون زنه که اسمش اگر اشتباه نکنم وایلا هست تفکر اصلاح طلبان در ایرانه و جان اسنو هم مانند پرنس کاسپین یا پرنس ایرانی میمونه یا همون شاهزاده نیمه اصیل در هری پاتر

  7. برداشتتون شخصیه و شبیه سازیه. ولی بنظر من در این سریال بیشتر بحث تاریخیه، تاریخ بریتانیا. تاریخ پیدایش دیوار در شمال انگلیس و اقوام مختلفی که آمدند و رفتند بیانگر این موضوع هست. در فیلم the eagle دقیقا این موضوع و موضوع دیوار و اقوام مشابه سریال اشاره شده قبلا. در دو قسمت فیلم الیزابت هم می توان رفتارهای خیلی مشابهی بین الیزابت با یرسی یا دنریس پیدا کرد.

  8. یه چیزی که هست تیتراژ فیلمه که چه چرخه نورانی رو نشون میده مث خورشید که چنتا نوار دورش میچرخن مث سیاره زحل ویکجا تو فیلم ما ماکت اونرو دست یه دختر بچه تپ اتاق مقام دست سرسی میبینیم.شکل دواری که وایت واکرها با جنازه ها میسازن وقبل موجودیت اونها فرزندان جنگل دور درخت باستانی میساختن.همچنین تقابل اتش ویخ طعنه ای به عقاید میتراییست داره .همه اینا تظر شخصی من هست البته . فک میکنم خوندن کتاباش قبل دیدنفیلم خیلی بیشنر کمک میکنه به استدلال شخصی دوستان

  9. البته نگهبانان شب از همه جای دنیا مردمی که مهاجرت میکنن به امریکا وکانادا دلایل مختلف نخبه سیاسی و….وایت واکرها هم تمام جنگ طلب ها مثل داعش و امثالهم چون مردگان تمام خانواده هان.فقط نایت کینگ و افراد مانندش که نوزادای تبدیل شده هان کمی جای تردید داره که به تظر میرسه اولینش یه استراک بوده .

  10. دسته بندی از نظر من.لنیسترها انگلیس.بارثیوس ها المان واروپای غربی.مارتل ایران باستان .استارک امریکا.تایگرین صهیونیست ها که الزاما یهودی نیستن وریشه شون هم تو یهود واعرابه هم تو باستان .والریا نژاد سامری‌ دسته های مختلف اعراب و برده داران یهود.فرزند جان و دنریس هم سرمایه داران پشت پرده ایالات متحده امریکا که درعمل اداره کننده هستند ولی درظاهر امریکایی ها و انگلیس ها واروپای غربی اینکاررو میکنن.وحشی ها ی پشت دیوار بیشتر به شوروی ها شبیه اند .وحشی های دروگون پیشینه تاتارها هستن که کم کم متمدن تر میشن .اون شهری هم که اریا تو معبدش تعلیم میبینه شرق دور وزرد پوستای چینو …سرزمین های اهن و…کشورای استقلال یافته اروپان.مخصوصا اروپای شرقی

  11. بنده یکی از طرفداران سریال تاج و تخت هستم و از هر نظر سریال عالی ساخته شده است و بیخودی نیست که بالاترین رتبه ی imdb را دارد که بالغ بر 1 میلیون و200 هزار نفر به آن رای داده اند.در هرصورت بنده با دیدن قسمت 7 قصل 7 به این نتیجه رسیدم که یکی از اهداف این سریال شکستن برخی از تابوهایی هست که ایدئولوژیها ایجاد کرده اند و سعی دارد این حساسیت و احساس را از بین ببرد وقتی که می بینیم دنریس با جان رابطه پیدا می کند و در فصلهای پیشین هم جیمی و سرسی با اینکه خواهر و برادر بودند رابطه داشتند برای ما که دارای عقیده و دین و مذهبی هستیم ناخوشایند می آید چون در فرهنگ ما چنین چیزی نبوده و از لحاظ ژنتیکی هم اصلا درست نیست،حالا با ازدواج خاله و برادرزاده این تابو را می شکند و سعی دارد از ازدواج این دو هم احتمالا بچه ای دیگر متولد شود.در هر حال نکات منفی زیادی دارد سریال ،هرچند سریال جذاب و جلوه های ویژه ی منحصر بفرد و موسیقی متن فوق العاد ه ای دارد که نمی توان آن را کتمان کرد.
    باید کمی بیشتر به قضایا فکر کنیم و ببینیم چرا سریال را اینگونه ساخته اند.

  12. اگه نابغه هامون شما باشین ما در بهترین حالت دوتراکی هستیم واقن خسته نباشین
    آمریکا و اسراییل ، تارگارین و تایرل :| :| :|

  13. وحشی های شمال مردمی هستند که در برابر هیچ قدرتی سر تعظیم فرو نمیارن و کاملا آزادانه زندگی می کنند کجای اونها شبیه داعشه؟؟؟
    می گفتید آنارشیست هستند خیلی قابل قبولتر بود
    بی انصافی بود این مقایسه

  14. یه چیزی که در مورد مارتل ها جالبه و با ایران هم مقایسه شده ٬ لباس های سرباز هاشونه. لباس های طرح دار سرباز های مارتل رو با سرباز های هخامنشی مقایسه کنید! بیشتر مارتل ها به آریایی ها نزدیک ترن چون نشانه ای از معماری و طبیعت هند رو هم تو مارتل میشه دید. نزدیکه. البته خود همه ی این ها تشبیه هست و نمیشه دقیق گفت منظورش دققد چه کشوری هست و… . ولی یادداشت جالبی بود.

  15. شیر مدت هاست که یکی از نماد های ایران است از دوره هخامنشی با اون حکاکیاش تا صفویان که تو درفش شون شیر دیده می شد. این سریال طرفدارای زیادی داره چون کلیشه ای نیست و سخته اگر تازه شروع به تماشاش کردین بفهمین کی شخصیت اصلیه

  16. فقط به این نکته دقت کردین که محبوب ترین شخصیت داستان (جان) محصول دو خاندان استارک و تارگرین هست؟ (منظورو گرفتید؟)

  17. راستش من هم همین حس به این سریال داشتم ولی یکی از این کرکترهای سریال یه شمشیری پیدا میکن وبه ایران میاد ومیشه اهورا مزدا خود نویسنده سریال گفت حتی شبکه من تو هم این خبر تکسیب کرد

  18. ب نظر من لنیسترها انگلیسیها هستن، چون همونطور که میدونیم انگلیسیها هم خیلی پول دارن و با این ثروت همیشه تو امور بقیه دخالت میکنن، ضمن اینکه قیافه هاشونم شبیه تره، ضمنأ بزرگترین سرمایه دارای جهان که یهودی ان، بیشتر سرمایه هاشونو تو انگلیس و امریکاست و اصلا نماد شیر که هم لوگوی لنیسترهاست و هم انگلیسیها (که لوگوی اکثر تیمهای لیگ برتری انگلیس هم، شیر هست)، این نماد شیر درواقع یکی از اصیلترین نمادهای باستانی بنی اسرائیله

  19. نمدونم چرا ما ایرانی ها از هر چیزی هزارتا عیب میسازیم آقا این سریال واسه ما طرفدارا جذابه واقعا باید بگم خاک تو سر شمایی که این مطالب با سریال یکی کرید آقا یکی میاد فیلم میسازه واسه خودش یه پولی به جیب بزنه شما سریع موضع و فکر خرابتو قاطی این سریال میکنید

  20. ببخشید ولی همه ی نسبت ها مزخرف بود :(
    داستانهای سریال بیشتر شبیه به تاریخ و موضوعات گوناگون تاریخیه تا شرایط حال و موضوعات جغرافیایی.

  21. ممنونم از پست کاربردی شما
    فقط خانواده بولتون ها رو ننوشته بودید؟
    و همچنین کاش به نقش پیتر بیلیش (لیتل فینگر)
    و لرد واریس و جاسوسان هم اشاره میشد.

  22. جالب اینجاست که خاندان گریجوی سعی دارند با وحشی‌های شمال متحد بشند!! و جالبتر از اینها حمایت غیرعلنی ترکیه از داعش
    در ضمن سرنوشت خاندان مارتل (ایران) رو توسط لنیسترها (عربستان) در فصل گذشته به خاطر دارید؟

  23. جالب بود
    مخصوصا راجع به ایران و مارتل ها
    واقعا ما به مارتل ها شبیهیم وقتی اوبرین رو میدیدم ناخودآگاه باهاش همزادپنداری میکردم
    غرور زیادیشون و افراطو تفریطشون عین ماس

    1. سلام
      یه نکته دیگه هم هست که نمی دونم دقت کردید بهش یا نه و اونم اون صحنه مبارزش با mountain است
      معمولا بیشتر سربازای خاندان ها توی این سریال بازور می جنگن مثه همون hound ولی مارتلا بیشتر تکنیک دارن تا زور ایرانیام تا جایی که من خوندم بیشتر توی شمشیرزنی بخاطر تکنیکشون معروف بودن.

          1. دنریس تارگریان در مصر برده ها رو آزاد میکنه اخه جای دیگه ای از دنیا هرم نداره
            تازه در آمریکا برده وجود نداشته که کسی آزادشون کنه بیشتر شبیه موسی است که برده ها رو از رود نیل رد می کنه و به اون سمت رود میبره و با گروهی می جنگه تا سرزمین شان را پس بگیرند

  24. سلام(نیازی به انتشار نظر نیست فقط می خوام بخونید بلکه یکم…)
    این سریال طرفدار های خیلی زیادی در کشور های اروپایی،استرالیا و آمریکا داره و خیلی بهش علاقه دارن به خاطر داستانش شخصیت هاش و یا هر چیزه دیگه ای.ولی چنان که می دانید اکثر سریال هایی که پخش می شه وقت تلف کردن هست و ممکنه با دیدن سریال یکم هیجان به آدم دست بده و احساس خوبی به آدم دست بده ولی به اصطلاح خودمانی چیزی از توش در نمی آد.این سریال هم سریالی هست که صحنه های مستهجن و خشن نسبتاً زیادی داره و افراد هم(نه لزوما شما)برای این که دیدن چنین سریالی رو برای خودشون و دیگران توجیه کنند میان چنین کارهایی انجام می دن مثل گفتن این که فلان سریال خیلی مبانی فلسفی خاصی داره یا فلان سریال آدمو به فکر فرو می بره یا فلان سریال خلاقیت رو در شما تقویت می کنه و یا مثلاً فلان سریال نشون دهنده ی وضع جامعه بشری هست در این دنیا و……. ولی آقای مجیدی واقعیت این هست که همه ی این سریال ها وقت آدمو می گیره و مهم تر از اون ذهن آدمو به چیز های بی ارزش مشغول می کنه.البته من خودم قبلاً سریال می دیدم و ممکن بود بعد از دیدن یه سریال چند روز به فکر فرو برم ولی دیگه نمی بینم.
    امیدوارم درک کنید منظورم چی هست

    1. باید بگم کاملا با نظرتون مخالفم شما سلیقه شخصیتونو میتونید بیان کنید ولی نمیشه که اونو عمومیت بدین این سریال از همه نظر شاهکاره..موسیقی متن لوکیشنای فیلم برداری و از همه مهم تر داستان …دیالوگا عالین یه سریال فوق العاده با تم حماسی فانتزی که البته ممکنه مورد علاقه همه نباشه…در مورد صحنه های به قول شما مستهجن شم که داره وحشیت همون زمانو نشون میده و شما بهتره یه مقدار رو ذهنتون کار کنید

  25. عالی بود واقعا و اینکه باعث میشه آدم به فکر فرو بره که در نتیجه عاقبت این عربستان چی میشه آیا آمریکا با اون ارتشش به پیروزی میرسه؟ عاقبت ایران و ترکیه چی میشه؟ داعش رو کدوم خاندان از بین میبره؟

  26. سپاس بی کران جناب دکتر مجیدی!از انتخاب مقاله های متفاوت.ممنون از تغییر سطح سلیقه ی من و امثال من،با خوندن مطالب این سایت رغبت چندانی برای گردش در سایت های دیگه تقریبا نزدیک به عدد صفر.

  27. ضمن رضایت خاطر از گوش دادن به توصیه چند سال پیشت مبنی بر دیدن این سریال
    اینجانب بعد ازین قصد دارم پس از دیدن پستت در فیدلی مطالعه کامل رو در خود وبلاگت انجام بدم
    وقتی این قدر مرام داری که پستات تو فید کامل میاد، لازمه که منم اینقدر درک بخرج بدم که فیلان و غیره…
    بعد 5و6 سال به این نتیجه رسیدم ;)
    دوستان دیگم امید وارم روی بیارن به این حرکت، حتی رو تبلیغات هم کلیک کنیم، حداقل کاریه که برای جلوگیری از زامبی شدن اینجا و خودمون میشه انجام داد

    1. برادر نظرتو محترمانه هم میتونی بیان کنیا. نیازی به توهین کردن نیست. اینجا هم جاش نیست. اگه مطالب این وبسایت همراستا با نظراتت نیست لطفا دیگه مراجعه نکن و اجازه بده این تنها مکان فرهنگی ای که تو اینترنت داریم عاری از توهین و بی احترامی باقی بمونه. ببین دکتر مجیدی چه سعه صدری داره با اینکه بهش توهین شخصی کردی کامنتتو تایید کرده نمایش داده بشه.
      دکتر مجیدی عزیز خسته نباشی.

    2. دوست عزیز اینکه نظر شما خلاف اون مطلبی هست که در این وبلاگ مشاهده می کنین، دلیل نیست که با همچین لفظی عنوان بشه، خیلی بهتر هم میشه نظر داد و صحبت کرد. نظر شما در کمال احترام قرار داره همچنان که مطالب دکتر مجیدی عزیز در طراز اول وبلاگ نویسی کشور…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]