نگاهی متفاوت به فاجعه باورنکردنی و عجیب بیمارستان اشرفی خمینی‌شهر

104

از دیروز برخی از خوانندگان عزیز «یک پزشک» در کامنت‌ها و ایمیل‌هایی از حقیر درخواست کرده‌اند که پستی را به بررسی حادثه بیمارستان اشرفی خمینی‌شهر اختصاص دهم.

بیشتر شماها احتمالا خبر را از خبرگزاری‌های مختلف یا از طریق بازتاب آن در شبکه‌های اجتماعی خوانده‌اید:

«اوایل هفته گذشته بود که پسر بچه‌ای به نام «صدرا … » به دلیل جراحت چانه به بیمارستان اشرفی اصفهانی واقع در خمینی‌شهر در حالی مراجعه می‌کند که به دلیل عدم توان مالی خانواده این کودک برای پرداخت هزینه بخیه، پزشک معالج پس از بخیه زدن بر روی زخم صورت این کودک دستور بازکردن بخیه را می‌دهد و این کودک را در همان حالت رها می‌کند.

این درحالی است که هم بیمارستان مذکور یک بیمارستان دولتی بوده است و هم هزینه درمان این بیمار آنچنان گزاف نبوده که به خاطر آن کادر درمانی به خود جسارت، بی احترامی به حقوق بیمار را بدهند. که البته هرچند هم هزینه درمان این بیمار بالا بود اما طبق قانون و منشور اخلاق پزشکی، هیچ یک از کادر درمانی حق چنین کاری را نداشته اند.»

تبلیغ: دوره آموزش الکترونیکی: پداگوژی، ابزارها و تولید محتوای آموزشی

از دیروز هر چه در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی جستجو کردم تحلیلی و یادداشتی ژرف پیدا نکردم که از جوانب مختلف به قضیه نگریسته باشد.

متأسفانه طبق معمول و سنت‌های تاریخی ما بسیار پرشور، برخورد می‌کنیم، حرکتی سیلاب‌گونه داریم، اما کمتر شاهد حرکت‌های هوشمندانه، مدنی و مستمر در راه احقاق حقوق همگانی، شکافتن چرایی قضایا و پرهیز از تکرار آن هستیم. درست به همین خاطر است که مشکلات ما در طول تاریخ، غالبا تکراری بوده‌اند و هر بار با رنگ و لعابی اندکی متفاوت، تکرار می‌شوند.

و حالا مختصری در مورد جوانب ناپیدای این قضیه.


۱- ماهر نبودن پزشکان ما از نظر کنترل بحران، غلبه بر خشم و آموزش اندک آنها از نظر ترفندهای حرفه‌ای و قوانین صنفی و قضایی:

اینکه دانشگاه‌های ما از نظر آموزش پزشکی -به معنی واقعی آن- با دشواری‌های اساسی مواجه هستند، یک واقعیت است. برخلاف گمان برخی، پزشکی اصلا به خاطر سپردن یک سری الگوریتم، اطلاعات و اعداد و ارقام نیست. در کنار اینها پزشکان باید از نظر مهارت‌های دیگر هم تقویت شوند و استعداد ذاتی آنها برای عهده‌دار شدن برخی از مسئولیت، با دقت سنجیده شود.

کنترل بحران و خشم و مدیریت، مهارتی است که بیشتر پزشکان به تدریج و با گذشت سال‌ها از عمر حرفه‌ای خود، با آزمون و خطل می‌آموزند. شما حتی اگر پزشک نباشید، لابد روزهای بدی داشته‌اید که از عهده مهار زدن بر نفس خود برنیامده‌اید و بی‌جهت خشمگین شده‌اید یا قضاوت نادرستی کرده‌اید و با همین یک روز بد، موفقیت حرفه‌ای و وجهه شخصیتی خود را به مخاطره انداخته‌اید.

خیلی وقت‌ها صحنه درمان در اورژانس‌ها، بیشتر شبیه یک میدان تمام‌عیار نبرد است. پزشک باید بداند که چطور و چگونه با پرسنل، بیمار و همراهان آنها صحبت کند،‌ او باید مانند یک مربی یا فرمانده جنگ، راهبرد خوبی برای استفاده از مهارت‌های پرسنل درمانی داشته باشد. او باید بداند که چطور می‌تواند، انرژی خود را تقسیم کند.

بدون اینها، پزشک، تنها جوان خامی خواهد بود که هر آن ممکن است تکانه‌ای و با توجه به متغیرهای محیط تصمیم بگیرد، شتاب‌آلوده تصمیم بگیرد و زودتر از چیزی که باید خسته شود.

۲- تُهی شدن دانشگاه‌های ما از نسل اساتید «مُرشد»

همچنانکه جامعه نیازمند، فلاسفه و متفکران هشداردهنده و آموزگاران اخلاق است، عرصه دانشگاه‌ها و بیمارستان‌های ما سخت نیازمند پزشک-مرشدانی حساس و دلسوز است. ما اصلا با بحران پزشکان حاذق و باهوش رو برو نیستیم، اما در مقابل شاید هر دانشجوی پزشکی، در دوران تحصیل خود فقط با یکی دو استاد متفاوت برخورد داشته باشد که هم یک کتاب مرجع گویا باشند و هم آینه‌های زنهار ده.

مشکل بعدی این است که ما پزشکان متأسفانه حتی در صورت وجود چنین اساید متفاوتی، کمتر به سوی آنها جلب می‌شویم و بیشتر تمایل پیدا می‌کنیم که از حرکات و سکنات پزشکان موفق از نظر اقتصادی، آنهایی که ده‌ها مقاله معتبر (یا شبه‌معتبر) در ژورنال‌های معتبر دارند، تقلید کنیم، تا مگر چرخ روزگار ما را هم روزی تبدیل به یکی از آنها کند. این شک در ما ایجاد می‌شود که اخلاق‌مداری شاید تناقضی با رموز موفقیت داشته باشد.

برخی از دانشجوها به فراست و به حکم خانواده‌ای که در آن پرورش یافته‌اند، به سرعت آموزه‌های لازم را از چنین پزشک-مرشدانی فرامی‌گیرند، اما برخی هم از این نمونه‌های استثنایی، غفلت می‌کنند.

بررسی علت کمیاب شدن چنین ژانری از پزشکان، مجالی دیگر می‌طلبد.

۳- جامعه ابتری که همه در آن رقیق و به کوتوله‌های محقری از آنچه باید، تبدیل شده‌ایم

در ضمیر ناخودآگاه ما، همواره چیزی به ما نیشتر می‌زند، اینکه فاصله‌های آرمان‌های ما، از چیزی که به آن تبدیل شده‌ایم، بسیار زیاد است.

جامعه پزشکی هم از این مسئله،‌ مستثنی نیست. جامعه ما زمانی پزشکان آرمان‌خواه تولید می‌کرد که ترجمان دردهای جامعه بودند و حتی در غالب نویسندگانی خبره، این دردها را را در رمان‌هایی بازتاب می‌دادند. اما حالا شمار قابل توجهی از پزشکان در پس، دردهای جسمانی، نمی‌توانند دردهای روحی بیماران را هم درک کنند و از یک روانشناسی ابتدایی هم درمی‌مانند، کنش‌گری و نویسندگی و شوریده‌حالی، پیشکش!

۴- پزشکان دایره المعارفی در مقابل پزشکان به شدت تخصصی‌شده

متأسفانه پزشکی دانشی است که به شدت در جهت تخصصی شدن پیش می‌رود. شاید تعجب کردید که از عبارت تخصصی شدن استفاده کرده‌ام، اما باید بگویم این تخصصی شدن شدید، در کنار مزایایی که دارد، معایبی هم در بر دارد:

نخست آنکه بهای این دوره طولانی و دشوار تحصیل این است که پزشک، به شدت از محیط پیرامون و جامعه خود منفک می‌شود. پزشک مزبور، در حوزه دانش خود به شدت زیردست و خبره است، اما در یک قدم آن‌سوتر، نه!

درست به همین خاطر است که گاه از اینکه پزشکی عالی‌مقام، هیچ آشنایی با اخبار مهم سیاسی، تازه‌های نشر و موسیقی ندارد و نمی‌داند که در زیر پوست شهری که در آن زندگی می‌کند، چه می‌گذرد، شگفت‌زده می‌شویم.

متأسفانه گاهی چنین اتمسفری در پزشکی، پزشکان برجسته را تبدیل به قول دوستی، تبدیل به تکنسین‌های پاراکلینیک می‌کند، طوری که آنها از ارزیابی همه‌جانبه بیماران خود حتی از منظر پزشکی هم درمی‌مانند.

۵- جامعه‌ای که در مقام «عمل» تنها توانگری است که ارزش دارد

بله! در همین روزهای انتشار خبر تأسف‌بار خمینی‌شهر، سیل انتقادات متوجه آن کادر درمانی خاص و پزشکان به صورت عام شده است. اما لختی درنگ کنید، آیا متوجه نیستید که در مقام عمل، همه ما متوجه شده‌ایم که صفرهای حساب بانکی و مدل خودرو و لباس‌های تنمان است که در مردم برای ما احترام ایجاد می‌کنند و خضوع مضاعفی در آنها ایجاد می‌کنند؟

هیچ متوجه هستید که الگوهایی که پدر و مادرهای امروزی به صورت نهانی به کودکان خود توصیه می‌کنند، چه کسانی هستند: پزشکان توانگر، فوتبالیست‌های موفق و حتی دلال‌های اقتصادی زبر و زرنگ! دیگر آن دوره گذشته که پدر و مادرها، از قریحه شاعری و نویسندگی یا احساسات اخلاقی پاک کودکان به هیجان بیایند و در صددد تقویت آنها برآیند.

در همین راستاست که از نوجوانی، توصیه این است که ما تبدیل به موجوداتی ماهر در زمین تست زدن شویم و نه انسان‌هایی با احساس و عواطف خاص و مهارت‌ها و هنرهایی متفاوت.

پزشکان هم به تناسب، خیلی زود متوجه این مسئله می‌شوند و متأسفانه برخی از آنها راه افراط را در پیش می‌گیرند، طوری که ابایی از زیر پا گذاشتن اخلاق هم پیدا نمی‌کنند.

۶- ناتوانی جامعه در شناسایی و تقدیر از نمونه‌های خوب

به ظاهر خوبی و بدی باید چیزی عیان باشد، مخصوصا در عالم پزشکی که ما تصور می‌کنیم، نتایج درمان درست یا نادرست را خیلی زود می‌توانیم در بدن خود و میزان بهبودی‌مان کشف کنیم و نوع برخورد یک پزشک هم که چیزی آشکار است.

اما، این همه داستان نیست!

به تاریخ بنگرید! ما تازه بعد از ده‌ها سال متوجه می‌شویم که قضاوت‌های تاریخی‌مان که متکی به نگاه سپید و سیاه بوده، اشتباه بوده است. در همین راستا ما گاه ما در شناسایی خادمان، پوپولیست‌های باهوش و تاجرمآبان در عرصه پزشکی هم اشتباه می‌کنیم.

چه بسیار پزشکان ساده‌ای که جامعه هیچ توجهی به نقش اساسی و بنیادی آنها در بهداشت و درمان جامعه نمی‌کند، چرا که نه مطبی لوکس و تجملی در نقاط خوب شهرهای بزرگ دارند و نه حساب‌های بانکی آنچنانی و چه بسیار پزشکان مرتب کراوات‌زده‌ای که با زیرکی، بیمار را تنها به صورت بسته‌های اسکناس بالقوه می‌بینند و با پنبه، سرم‌برند!

۷- ارتقای سطح اخلاقی در بخش پزشکی، با بخش‌نامه و دادگاه و تنبیه و نزول اجلال سوپرمن‌ میسر نمی‌شود!

 به زبان ساده و خودمانی می‌گویم که شاید به این گزاره که «همه چیزمان باید باه همه چیزمان بیاید»، بیشتر فکر کنیم.

آیا می‌شود به جای روشن کردن چراغی در اتاق تاریک جامعه، تنها باریکه نور را متوجه قشر پزشکی کرد و پرتو حقیقت را به دل‌های پزشکان تاباند؟

بعید می‌دانم! پزشکان یکی از چرخ‌دنده‌های جامعه هستند، آنها شاید بتوانند مدتی در مقابل جریان غالب اخلاقی جامعع مقاومت کنند، اما مقاومت طولانی تنها منجر به خرد شدن آنها خواهد شد.

با هراس‌افکنی و تنبیه شاید بتوان، اندکی از تخلفات یک صنف خاص کاست، اما مسلما در بلندمدت این مسئله پاسخگو نیست.

اما مگر می‌شود، سطح اخلاقی و حساسیت‌های جامعه را هم ارتقا داد؟!

نباید ناامید بود! کافی است اندکی روح به جامعه دمیده شود. مسیحان شفابخش جامعه، کسانی هستند که ما سال‌ها آنها را از یاد برده‌ایم: ژورنالیست‌های واقعی، نویسندگان، شاعران، فلاسفه. آنهایی که شیدایی ایجاد تغییر و توانایی حساس کردن ذهن‌های حساسیت‌زدایی‌شده ما را دارند.

۸- حرکت‌های پیوسته هوشمندانه، به جای تصمیمات تکانه‌ای خودسرانه در عرصه پزشکی

اما آیا این آخرین بار خواهد بود که شاهد نقض اصول اخلاقی در جامعه و دنیای پزشکی خواهیم بود؟

مسلما نه! باید انتظار داشته باشیم، دست‌کم این حادثه به اشکال خفیف‌تری مدام تکرار و بازتولید شود.

واقعیت این است که پزشکی به سبک ایرانی، بسیار عجیب و غریب است. پزشکی ما بیمارمحور شده است و مدیران کلان ما هم، در چند صباح مدیریت، تنها می‌توانند در پی رفع و رجوع حداکثر پوسته‌ای پیکره پزشکی برآیند.

پزشکان غالبا در محافل خصوصی، دردها را تذکر می‌دهند. کاش شرایطی فراهم بود که مردم هم از این دردها مطلع بودند، اینکه پزشکی ما بیمارمحور شده و به جای صلاح‌اندیشی تخصصی پزشکان، بیشتر ما بر اساس خواسته‌های خام خود بیماران و یا فشارهای مقامات، سمت و سوی درمانی و بهداشتی را تعیین می‌کنیم.

یا اینکه به سبک فرنگستان، عمل نمی‌کنیم و یک رابطه مستقیم مالی بین پزشکان و بیماران وجود دارد، در صورتی که عواید و دریافتی‌ها و کارانه‌های پزشکی، از طریق مکانیسم‌های مالی باثبات بیمه‌ای به پزشکان پرداخت شود.

صحبت از منشور اخلاقی بیماران می‌شود و مردم اغلب غافل از اینها هستند که پزشکان هم که به هر ترتیب فرزندان خود آنها هستند، در محیطهای درمانی، امنیت جانی چندانی احساس نمی‌کنند و هیچ کس آنها را در قابل بی‌احترامی‌ها و پرده‌دری‌های بعضی از مردم حق‌ناشناس محافظت نمی‌کند.

اینکه چرخه ارجاع واقعی وجود ندارد و مردم به میل خود تصمیم می‌گیرند به چه پزشکی مراجعه کنند و متأسفانه شمار قابل توجهی از این مراجعات، اشتباه است و منجر به تحمیل بار مالی شدید به پیکره ضعیف وزارتخانه بهداشت و بیمه‌های می‌شود.

کسی هم اصولا از دشواری‌های پزشکی کردن به سبک ایرانی که گاه به شکنجه یا یک توهین مستمر، مانندتر می‌شود، مطلع نیست!

در وانفسای چنین دردهای بنیادی، صحبت از طرح‌های معجزه‌آسایی که بتوانند به صورت ضربتی، مشکلات را برطرف کنند، با واقعیت فاصله زیادی دارد. اما چه می‌شود کرد، برای بیشتر مردم در شرایط اقتصادی دشوار، همین که، هزینه کمتری برای درمان خود بپردازند، کافی و رضایت‌بخش است!

۹- ناتوانی ما در تفکر و قضاوت واحد

ماجرای بیمارستان خمینی‌شهر در کنار تأسف‌بار بودن آن، جنبه‌های شگفتی‌آور و علامت‌های سؤالی دارد. اینکه هزینه بخیه ساده صورت، حتی بدون استفاده از بیمه‌ها، بسیار کمتر از ۱۵۰ هزار تومان ادعایی است، اینکه پزشکان و پرستاران، غالبا ترجیح می‌دهند اصلا خود را در بده بستان مالی، درگیر نکنند و کار خود را انجام بدهند و البته اینکه به فرض اشتباه تأسف‌آور یک پزشک، چرا باید یک پرستار، نتواند رأسا تصمیم بگیرد و تابع هر فرمانی نباشد. مسلما محیط بیمارستان با محیط یک پادگان تفاوت دارد و پرستاران هم برای خود نظام پرستاری حمایتی دارند که می‌تواند حامی حقوق آنها در این قبیل حوادث باشد.

در اینجا باید بگوییم که متأسفانه ما به متهمان حادثه، اجازه توضیح رسانه‌ای نداده‌ایم و باز متأسفانه رسانه‌های ما هنوز در صدد تحقیق مستقل در مورد چند و چون داستان برنیامده‌اند.

۱۰- ناتوانی جامعه پزشکی در حضور رسانه‌ای مستقل و ارتباط مستقیم با مردم

در فرنگ، وبلاگ‌نویسی تخصصی، چیزی است که بسیار جا افتاده است، اما در ایران گویا ما پزشکان نه، وقت این کارها را داریم و نه مهارت‌ها فنی و نوشتاری‌اش را و نه شوق و تمنایش را. این موضوع را بگذارید در کنار این مسئله که غالبا تعداد پزشکان حاضر در خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها و صدا و سیمای ما بسیار اندک است.

درست به همین خاطر است که جامعه پزشکی از بیان دردها و مشکلات عرصه بهداشت و درمان و انتقال آن به پیکره جامعه درمی‌ماند. در همین راستاست که، رسانه‌های ما غالبا به جای موشکافی مشکلات در حد کلان، تنها به «گزارش مورد» بسنده می‌کنند، نه اینکه این «گزارش موارد» لازم نباشد، اتفاقا این کار می‌تواند سودمند هم باشد. اما مشکل‌اش این است که گزارش موارد باید تفاوتی با خبرهای صفحه حوادث هم داشته باشد.

به عبارتی نقصان‌ها و کمبودهایی که به نوعی در گزارش موارد مشهود می‌شوند، باید منجر به ایجاد علامت سؤال‌هایی بزرگ بشوند، سپس باید بررسی شود که از نظر سیستماتیک برای حذف این مشکلات چه می‌توان کرد و آیا اصلا بضاعت و سیستم‌های کنترلی ما در حال حاضر می‌توانند با این مشکلات مبارزه کنند یا نه.

ممکن است شما دوست داشته باشید
104 نظرات
  1. محسن برجی می گوید

    یادداشت و تحلیل متفاوتی بود، در این روزها که همه عادت کرده‌ایم به مطالعه سرسری اخبار و پیوستن به موج‌های ایجاد شده در شبکه‌های اجتماعی.
    این حادثه مجالی است برای رسانه‌ها که عمیق‌تر لایه‌های مختلف زندگی اجتماعی را در ایران کنکاش کنند.

  2. حمید صوفی می گوید

    جناب مجیدی این رخداد خود علت کمی و کاستی چیز یا موضعی نبوده است بلکه معلول رخداد اصلی از کمرنگ شدن انسانیت در کشور مان است.همانطور که بررسی کردید اینها همه یک نشانه هستند . نشانه ایی از زوال عقلانی در برهه کنونی .

  3. میثم می گوید

    این حرکت جای دفاع نداره،اما چرا وقتی تو بیمارستان آبان (اگه اشتباه نکنم) چندین نفر به علت تزریق داروی تاریخ مصرف گذشته یا بی کیفیت از بین رفتن اینقدر سر و صدا به پا نشد؟ چرا همش اخبار این شهر اینقدر پررنگ میشه؟بقیه بیمارستانها همه رفتارشون درست و مشابه این ندارند؟
    دوست من نیاز به شیمی درمانی داشت،قبل واریز اصلا پذیرش نمی کردند

  4. javad می گوید

    فرصت رسانه ای نداده ایم؟!!!!!چه فرصتی؟برای دفاع از چی؟کاری که این انسان پست کرده هیچ جوره قابل دفاع نیست.شما هم لطفا از دید یک پزشک و به اون پست فطرت به دید یک.همکار نگاه نکنید.اینطور حرف زدن شما در دفاع از این اشخاص اصلا منطقی نیست

    1. xan می گوید

      آخه آدم عاقل و بالغ راجع به چیزی که خبر نداری اینطوری حرف نزن! همه اطلاع مردم ما شده چندتا پست حماسی تو تلگرام در حد پاراگرافم نبودن.
      من به کل این قضیه مشکوکم …
      حالا از این هم بگذریم تو همین سال چندین متخصص رو با ضرب چاقو و … کشتن کسی اصلا صداشم در نیاورد خب وقتی رفتار جامعه و دولت با جامعه پزشکی اینطوریه دیگه چه انتظاری داری تو تمام دنیا به کادر پزشکی به خاطر کارشون و به خاطر اینکه همیشه سعی کردن انسانها با هر وضعیت اقتصادی و مذهبی براشون یکسان باشه احترام میزارن. ولی تو این مملکت نه دولت و نه مردم نمیزارن پزشکامون کار خودشون رو بکنن. مردم ما همه جا میزنن تو سرشون میان یمارستان خالیش میکنن !
      به خاطر تصمیمات فاجعه بار جامعه پزشکی با چند سال قبل خیلی تغییر کرده و مقصر کسانی هستن که این تصمیمات رو گرفتن.

      1. javad می گوید

        مقایسه برخورد با پزشکای اونور آب با پزشکای کشورمون یه قیاس مع الفارقه چون رفتار پزشکها تو اون کشورا با مریضا زمین تا آسمون بابرخورد پزشکای ایرانی فرق میکنه. علت اصلی اینجور رفتارها عدم برخورد قانونی مناسب با پزشکان متخلف هستش.همین آقا هم دو روز دیگه برمیگرده سرکارش.متاسفانه نظام پزشکی تو کشور ما چنان قدرتی پیدا کرده که کسی با شکایت کار به جایی نمیبره و آخر سر هم اون پزشک قسر درمیره.

        1. یاسمن می گوید

          اینگونه صحبت کردن نشان از حسادت نسبت به جامعه پزشکیه جامعهای که اگر این سهمیه های مختلف را نمی گذاشتند هر کسی توان ورود به ان را نداشت(همچون گذشته که می دانیم چه طبیبان فرهیخته ای داشته ایم)اکنون هم این گونه مسایل فقط وفقط به دلیل ورود افراد نادرست از طرق نا صحیح وگرنه افرادی که از همه چیز زندگیشون می زنند تا پزشکان خوبی باشند تا سنین بالا در حال تحصیل وطرح هستندانقدر برای خودشون اسمشون واون روپوش سفید ارزش قایل هستند که هرگز هرگز فکر این کار هم از ذهنشون نمی گذره

      2. آرتین می گوید

        دوست عزیز این کار به هیچ وجه با هیچ دلیلی توجیه نمی شود
        حتی اگر همراه بیمار خود به دلیل ناتوانی مالی رضایت به عدم درمان دهد.
        ما قسم خورده ایم،
        ما انسانیم.

      3. زهرا می گوید

        سلام
        دوست عزیر بنظر می آید شما پزشک هستید چرا که با مشکلات جامعه پزشکی آشنایی زیادی دارید.
        تمام صحبت های شما کاملا درست است.
        اما آیا نه این است که کلیه بخش ها و ارگان های جامعه با چنین چالش هایی در سال های اخیر مواجه بوده اند؟
        از طرفی آ یا درست است که این حرفه مقدس را با میزان هایی که سایر حرفه ها را با آن محک می زنیم بسنجیم؟
        دوست گرامی، بیماران و نزدیکانشان مستاصل ترین انسان ها هستند و پزشکان عزیز با این دسته از افراد سر و کار دارند. این که در مدیریت بیمه بسیار ضعیف عمل کرده ایم در مدیریت بخش درمان بسیار مقطعی و سطحی نگر بوده ایم جای هیچ شبهه ای ندارد. اما آیا کشیدن بخیه ی یک بیمار که نیاز به کمک و رسیدگی داشته، در هیچ قاموسی انسانی است؟؟ چه رسد که این بیمار کودکی بیش نبوده است. این نشان دهنده آن است که افرادی که مسئول بوده اند و یا حتی مجری این عمل به جرات هیچ بویی از انسانیت نبرده اند و داشتن عنوان پزشک برای آنها بسی خطرناک است چرا که حاضرند برای رسیدن به پول هر جنایتی را بیشرمانه مرتکب شوند.

      4. متین می گوید

        سلام
        دوست عزیر بنظر می آید شما پزشک هستید چرا که با مشکلات جامعه پزشکی آشنایی زیادی دارید.
        تمام صحبت های شما کاملا درست است.
        اما آیا نه این است که کلیه بخش ها و ارگان های جامعه با چنین چالش هایی در سال های اخیر مواجه بوده اند؟
        از طرفی آ یا درست است که این حرفه مقدس را با میزان هایی که سایر حرفه ها را با آن محک می زنیم بسنجیم؟
        دوست گرامی، بیماران و نزدیکانشان مستاصل ترین انسان ها هستند و پزشکان عزیز با این دسته از افراد سر و کار دارند. این که در مدیریت بیمه بسیار ضعیف عمل کرده ایم در مدیریت بخش درمان بسیار مقطعی و سطحی نگر بوده ایم جای هیچ شبهه ای ندارد. اما آیا کشیدن بخیه ی یک بیمار که نیاز به کمک و رسیدگی داشته، در هیچ قاموسی انسانی است؟؟ چه رسد که این بیمار کودکی بیش نبوده است. این نشان دهنده آن است که افرادی که مسئول بوده اند و یا حتی مجری این عمل به جرات هیچ بویی از انسانیت نبرده اند و داشتن عنوان پزشک برای آنها بسی خطرناک است چرا که حاضرند برای رسیدن به پول هر جنایتی را بیشرمانه مرتکب شوند.

  5. حسین می گوید

    ممنون از مطلب زیبات دکتر جان
    متاسفانه قضاوت سریع مثل طاعون به پیکره ی جامعه امروزی ما پیچیده…
    نمیدونم در کشور های خارجی هم اینجور هست یا نه…
    مردم دید خوبی از پزشکان جامعه ندارن و خیلی راحت هر خبر منفی در مورد پزشکان رو بدون بررسی صحت اون قبول میکنن و بدتر از اون بازنشر میکنن..
    و بدتر از اینا این هست که اون کار منفی رو به تمام پزشکان دیگه تعمیم میدن!!
    دوست من یک پزشک هست و شاهد این بودم که به خاطر یک اشتباه تیم پرستاری درمانگاه که اصلا دوست من هم در جریانش نبود، چه بدبختی کشید و چقدر دادگاه رفت و اخر هم در کمال تاباوری محکوم به جریمه گزاف نقدی شد… ایشون هم مثل بعضی از پزشکان خاص نه حسابشون پر صفر بود نه ماشین اونچنانی و نه …

    در کل میخوام بگم بهتره قضاوت های سریع رو کنار بزاریم… بنده یکی از بزرگترین سعی هام تو زندگی همینه… و الحمدالله تو این زمینه تا حد زیادی موفق بودم.
    ممکنه به طور آنی و لحظه ای در ذهن خودم یک قضاوت عجولانه کنم ولی نمیزارم از این جلوتر بره

    در این زمینه یه پیشنهای دارم به دوستان. اینکه همیشه در مقام قضاوت یک کپی از خودتون رو بفرستید برای طرف مقابل تا ازش طرفداری کنه…

  6. jafar می گوید

    تازه به سریال که از تلویزیون پخش می شه اعتراض هم میکنن
    واقعیت تلخه خیلی تلخ

    در پی گیری این موارد هم اصلاحی وجود نداره
    مثل اون کودک بی خانمان عکس این کودک و عکاسشان جایزه میگیرن و لی خود بچه همچنان در همان حال

    این نفری هم این حرکت غیر انسانی و کرده یه جریمه میشه فقط سر امثال این آدمهای فقیر بی کلاه می مونه روز از نو روزی از نو

    برا ی کل جامعه پزشکی کشور متاسفم که طاقت یکم نقد نداشتید اما هرکاری دوست داریدانجام میدید
    بلا نسبت اونایی که هنوز انسان هستند

  7. hadi می گوید

    سلام
    از دیدگاهتون و نشر آن تشکر می کنم.
    به نظرم وقتی مادی گرایی در جامعه به نهایت خود رسیده است این جور اتفاقات به هیچ وجه نباید نامعقول و غیرطبیعی توجیه شود.
    از کوزه همان تراود که در اوست
    تا زمانیکه از نظر فرهنگی درست نشویم به جای خاصی نخواهیم رسید.
    جامعه از این خبر شوکه شده آیا خودکشی نوجوان … به خاطر نداشتن پول شهریه مدرسه و تحقیر پیش هم سنهای خود شوکه شدن نداشت؟
    بیندیشیم در این حرف سعدی
    ادب از که آموختی از بی ادبان

  8. حسین می گوید

    راسی دکترجان خیلی وقته خبری از پادکست نیستا….
    بدجور طرفدارش بودم

  9. جامی می گوید

    تحلیل خوبی بود. اما حال چه باید کرد؟
    من، یک شهروند معمولی که از این شنیدن چنین اخباری متأثر می شوم چه کاری می توانم انجام دهم؟
    شاید سهم من فقط ابراز انزجار است و گذشتن و واگذار کردن مشکلات به آنها که مسئولش هستند. من مسئول چه هستم؟ شاید من کارمند ساده یک اداره دولتی باشم. شاید یک معلم، مهندس یا پزشک هستم. شاید شغل آزاد دارم. شاید خانه دارم یا دانشجو یا حتی بیکار بیکار. بارها این عبارت را شنیده ام : از دست ما که کاری برنمیاد…
    و تا حدودی به جاست. یک زن خانه دار که توانایی اصلاح سیستم مدیریتی یا جامعه پزشکی را ندارد. یک فروشنده دوره گرد، یک معلم یا کارمند که قدرتی ندارد. اما حقیقت این است که همه ما مقصریم. اگر تاریکی را نمیتوان از بین برد دست کم شمعی روشن کنیم تا زمین نخوریم.
    من، یک شهروند معمولی، اگر از عمق ظلماتی که در آن دست و پا میزنم غافل باشم ، توانایی آن را دارم که در مقامی که هستم به اندازه همان پزشک خمینی شهر بی اخلاق باشم. و چه بسا هستم. شاید مادری هستم که به جای رسیدگی و تربیت فرزندم وقتم را به صورت دیگری میگذرانم. شاید معلمی هستم که در آموزشم خست میورزم، شاید …

  10. وحید می گوید

    من هفته پیش برای پیوند مغز استخوان از نوع dla(یک نوع درمان مخصوص سرطان) توی بیمارستان طالقانی بستری شدم. بعد از انجام کار چون این نوع پیوند برای بیمه گذاران محترم! ناشناخته است شامل بیمه نشد و بیمارستان از من درخواست ۵ میلیون تومان پول کرد و چون توانایی پرداخت نداشتم به من اجازه مرخصی ندادند و یک روز اضافه من را نگه داشتن تا پول را پرداخت کنم.

  11. همیشه وقتس مریض می شدم با اینکه آمپول همیشه برای من کابوس بود ولی دیدن یک پزشک (!) با لباس سفید ، خودش یه آرام بخش برای من بود. ولی حالا چی شده که اینطوری شده رو نمی دونم

  12. محمد می گوید

    توی بیمارستان بلایی سر ما آوردن که داستان این بچه حتی یک صدمش هم نمیشه.

  13. سعید افشار می گوید

    در تاریخ ۹۴/۹/۶ کودک چهار ساله صدرا زاهدپور به علت زخم چانه به بیمارستان شهید اشرفی خمینی شهر برده میشود.
    متخصص طب اورژانس پس از معاینه دستور بخیه کردن زخم را می دهد.
    پرستار کشیک شروع به بخیه زدن می کند، در همین حین همراه بیمار جهت تکمیل پرونده و تسویه حساب به قسمت اداری می رود و بر می گردد و می گوید هزینه ۵۰ هزار تومان زیاد است و قادر به پرداخت آن نیست.
    از آنجا که پرستار موظف به تکمیل پرونده و ضمیمه کردن فرم تسویه حساب به پرونده است (وگرنه قانونا کسورات می خورد و هزینه وصول نشده به صندوق بیمارستان از حقوق آخر ماهش کسر می شود!) از همراه بیمار کسب تکلیف میکند که چکار کند.
    مادر بیمار می گوید هزینه زیاد است، اگر بخیه نشود چه؟
    به او می گویند زخم بزرگ نیست ، زیر چانه است (در دید نیست) و بچه دختر نیست، بخیه نشود هم مشکلی به وجود نمی آید، خودش جوش میخورد ولی ممکن است کمی جای آن بماند.
    مادر تصمیم به بردن کودک می گیرد، زخم کودک با یک بخیه زده شده پانسمان شده و پرونده بدون طی مراحل قانونی نیمه کاره می ماند و مادر و بیمار بیمارستان را ترک میکنند.

    چند روز بعد مادر توسط پرسنل اخراجی بیمارستان تحریک به شکایت میشود، و در تاریخ ۹۴/۹/۱۵ اتفاق افتاده به صورت وارونه (کشیدن بخیه توسط پرسنل درمانی!) رسانه ای میشود.
    مسوولین وزارت بهداشت بجای کشف حقیقت ، بر موج احساسات پاک جامعه سوار شده و خبر از تعلیق و بازداشت! پرسنل درمانی؛ و درمان کودک توسط جراح پلاستیک! را می دهند.

    اگر هر کدام از ما کمی وجدان داشته باشیم و کمی عقلانی فکر کنیم متوجه خواهیم شد که این قضایا به جز دروغ و جو سازی علیه پرسنل درمانی، چیز دیگری نبوده و هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که بخیه زده شده کشیده شود!
    گذشته از این، وقتی دریافتی از بیمار به صندوق بیمارستان می رود، چه دخلی به پزشک و پرستار دارد که بیمار پول بدهد یا نه! ای کاش مسوولین وزارت بهداشت به جای انجام حرکات عوامفریبانه، اقدامی در جهت رفع مشکلات قانونی پزشکان و پرستاران خدوم مهین مان که شب و روز برای رفع آلام و نجات جان انسان ها تلاش میکنند، انجام میدادند، تا کمتر شاهد اتفاقاتی از این دست باشیم، کم نیستند بیمارانی که بخاطر مشکل مالی قید درمان را می زنند و این فقط نمونه ای از این دست بود.

    1. علیرضا مجیدی می گوید

      مساله جای بررسی داره و همون طور که در متن پست هم اشاره شد، هنوز به متهمین فرصت حضور رسانه‌ای داده نشده که این حق برای انها واقعا محفوظ است.

      1. حمید می گوید

        دفاع؟!
        دفاع از عمل غیر انسانی؟!
        فکر نمیکردم برای اعمال غیر اخلاقی و دور از انسانیت هم حق دفاع در نظر گرفته میشه!
        پس بد نیست به گروههای تروریستی هم حق دفاع داده بشه شاید قانع شدیم!!

        همیشه از جامعهٔ پزشکان به خاطر مشتری دیدنِ بیماران خوشم نمیومد ولی کم کم با شرایط اخیر و حرکات غیر اخلاقیِ متعددشون داره تبدیل میشه به نفرت! امیدوارم اینطور نشه….

        1. احسان می گوید

          حق حرف زدن و دفاع، حق طبیعی هر انسانی هست، چون بدون این حق شما حقیقت رو می خواهی از کجا تشخیص بدی؟
          در ضمن اگر در مورد مسائل گفتگو نکنیم و دلایل این اتفاق مشخص نشه و تنها با خشم با قضیه و مقصر ماجرا بر خورد کنیم . هیچ چیز تغییر نمیکنه .
          بهتر است که بدانیم ریشه های این اتفاق به کجا بر میگرده تا مشکل ها رو از ریشه حل کنیم تا اینکه بخاهیم چند نفر را تنبیه کنیم .

    2. رضا می گوید

      اتفاقا بازداشت اون دکتر و پرستار دقیقا کار ردرستی بوده . خودمون رو بجای والدین اون کودک بگذاریم اگه برای ما همچین اتفاقی بیافته هیچ چیزی نمی تونه اون خسارت روحی و روانی ما رو که ازجفایی که بر جگر گوشه مان رفته رو جبران کنه . این برخورد قضایی می تونه مرحمی باشه بر اون زخم رفته و روح و روان ما .
      درضمن مطابق منشور پزشکی اونها متخلف بوده اند و مطابق قانون برخورد شده . بنده خدا چرا از این جانیان دفاع می کنی . اونهم با پز روشنفکری .
      همینطوری که هر شهروندی جرمی انجام بده و جرمش محرز بشه با اون برخورد می کنند با این قضیه هم برخورد شده.
      تازه این قضیه که آبروی کشور ما رو هم در سطح دنیا به خطر انداخته و تصویری خشن از جامعه ایرانی همچون داعشی ها از کشور و جامعه ما برای اونها ایجاد کرده . . تصور کن ما درحال جنگ غیرمستقیم با جانیان داعش هستیم . اونوقت حرکات اشتباهی مثل این چقدر آب به آسیاب دشمن می ریزه. وقتی اینطوری برخورد قضایی بشه اونطرفی ها دستگیرشون می شه که حساب کتابی درکار هست و ما با تروریست ها فرقی می کنیم .

    3. پیمان می گوید

      با سلام. جناب آقای افشار ذاستش این عمل در هر حالتی احساسات انسان را جریحه دار می کند ولی من از ابتدا می دانستم بعید است که موضوعبه این شدتی باشد که در رسانه ها آمده است و الان احساس می کنم که روایت شما اختمالا به حقیقت نزدیکتر است ولی خدا نکند گذر هیچ گرگ بیایانی به بیمارستان ها و کلینینک ها ایران بیفتذد هر چند منکر زحمات و اقدامات انسان دوستانه تعداد قلیلی از پزشکان نیستم اما عبارت پزشکان و پرستاران خدوم از شدت عصبانیت بدنم را به لرزه درمی آورد بهتر است بگوییم جماعتی دلال پول پرست بی اخلاق و ناآگاه به درد جامعه و در یک کلام بی نهایت مال اندوز.

    4. پیمان می گوید

      راستی فراموش کردم بگویم نظرتان راجع به زایمان آن زن بیچاره در توالت های بیمارستان کوهدشت لرستان و یا رها کردن آن دو بیمار در بیابان هاااااااااااا و یا دهها مورد دیگر که توسط پزشکان و پرستاران خدوم که به وقیحانه ترین شکل ممکن با بیمارانی که حتی پول ها کلان هم واریز میکنند چیست؟؟؟؟؟

    5. سوران می گوید

      در پاسخ به این پاراگراف شما:
      “اگر هر کدام از ما کمی وجدان داشته باشیم و کمی عقلانی فکر کنیم متوجه خواهیم شد که این قضایا به جز دروغ و جو سازی علیه پرسنل درمانی، چیز دیگری نبوده و هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که بخیه زده شده کشیده شود!”
      باید عرض کنم که عقل سلیم در ایران این را خیلی راحت می پذیرد و هر کردوم از ما نمونه های زیادی از بی وجدانی پزشک ها و دکترها سراغ داریم که باعث شده پذیرش اینجور ادعاها برای مردم خیلی راحت باشه.

      پزشک ها همه چیزشون شده پول و رقابت با همدیگه بر سر پول جمع کردن. با وجداناشون بی نهایت نایاب شدن

      البته وقتی توی یک شهر مرزی مثل شهر ما که یک زن و شوهر پزشک حقوق ۶ ماهشون توی بیمارستان با کارانه و اضافه کار و اینا (جمع حقوق هر ۲ تا) بالای ۵۰۰ میلی.ن تومن میشه باید هم اینجور رقابت ها بر سر جمع کردن پول بین پزشکا در بگیره

    6. محمد می گوید

      سعید افشار آره فقط تو راست میگی و اکثریت جامعه دروغ میگن!!!!!! مرد حسابی برو یه سر به هر کدوم از بیمارستانا که دوس داری سر بزن ببین کدوم مریض از بیمارستانو و دکتر راضیه بعد بیا شرو ور تحویل مردم بده!!!! جامعه دکتری ما همشون پولکی ان و تا پولشونو نگیرن هیچ کاری انجام نمیدن حتی اگر طرف رو به موت باشه!! مگه دکتر ها قسم نامه ندارن؟؟؟ تو قسم نامشون نوشته اول پول بگیرید بعد به بیمار رسیدگی کنید؟؟؟؟؟؟ چند تا دکتر بودن که ابزار جراحی تو بدن بیمار جا گذاشتن؟؟؟ چند تا دکتر بودن که به خاطر اشتباهاشون جون مریضو گرفتن؟؟؟ چند تا دکتر بودن که به بیمار تجاوز کردن؟؟؟ و چند تا دکتر هستن که واقعا برای رفع بیماری مریض و از روی انسانیت اقدام به درمان میکنند؟؟؟ آقای افشار دنیا با این ١٠ میلیون ٢٠ میلیون تومن ها میگذره اما انسانیت کجا رفته؟؟؟؟ خاک بر سر اون مردمی بکنن که نمیدونن چه فرقی است بین دکتر و جانی……

    7. سعید می گوید

      متاسفم برات ففط همینو میگم متاسفم

  14. ایلا می گوید

    بسیار تحلیل بجایی بود جناب مجیدی متاسفم واقعا… کشور من با اون همه ادعا یه نیم جو انسانیت توش پیدا نمیشه هرروز باید شاهد یه حادثه دلخراش که گوشه ای اتفاق افتاده باشیم انقدر آدمها در قبال همدیگه بی محابا عمل میکنن که دیگه جایی نه برای وجدان میمونه نه عقل انگار که تمام کارها غریزی شده فقط بر اساس غریزشون تصمیم میگیرن.تو این حادثه هیشکیو نمیشه مقصر دونست این فقط یه مشتی از خروار بود که رسانه ای شد اولی نیست آخری هم نخواهد بود.خانه از پایبست ویران است

  15. وحید می گوید

    ممنون از وقت و انرژی که گذاشتید ، مطلب خیلی خوبی بود.

  16. محمد می گوید

    به نظر من این فاجعه ارتباطی با مردم شهید پرور و انقلابی خمینی شهر نداره و باید اولا رسیدگی کرد که ببینیم اصلا این حرف ها و روایات که به صورتهای مختلفی ارایه میشود درست هست یا نه . حال به فرض مثال که درستم باشد باید دکتر وعناصر متخلف رابه خاطر کار زشت و غیر اخلاقی که مر تکب شده ان محکوم و مجازات کرد. که البته تعلیق که حرفش به میان امد برای همچین انسانهای دل سنگی کمترین مجازات است و ما از مسولین محترم خواهش مندیم که انهارا به بدترین وجه محاکمه کنن

    1. عادل می گوید

      به بدترین وجه محاکمه کنن؟اونوقت منظور شما از محاکمه دیگه کاملا مشخصه!پس چرا اصلا محاکمه کنیم بهتر نیست طناب آماده ای برای اینجور مواقعی همیشه آماده داشته باشیم و بدون شنیدن دفاعیات متهم و یا اصلا شنیدن دفاعیات هم به شدیدترین وجهی اعدامش کنیم؟شما وقتی نمیخوای حرفهای طرف مقابل رو بشونی و بدون اون میخوای حکم بدی خودت یکجور نقص شخصیتی داری و البته این چنین افرادی نباید در کار قضاوت گماشته شوند.بدون شنیدن دفاعیات هیچکس رو نمیشه محکوم کرد

  17. امیر می گوید

    متأسفانه در جامعه کنونی ایران به دلایل بسیار متنوعی انسانیت در حال کمرنگ شدن است و این کمرنگی گریبان خورد و کلان را گرفته.
    زمانی صندلی اتوبوس ها بخاطر احترام به بزرگتر خالی میشد. روزگاری مردم در حمل بار به هم کمک میکردند. چراغی در معبری روشن نگه داشته میشد چون ثواب داشت…
    اما اموزه ها فراموشمان شده و همه زندگی ما خودمان شدیم و خودمان. غافل ازینکه از ماست که بر ماست.
    همیشه برایم سوال بوده چه کسی مسئول است؟ مردم فرهیخته و متمدن یا حکومت مقدر و نظام مند. چه کسی مسئول باز خواست و تحریک دیگری در جهت پیشرفت به سوی تعالیست؟
    متاسفانه تظاهر کردن بجای ایمان و رقت قلب کالای امروزی عده کثیری شده. و رفته رفته خواه نا خواه همگی همرنگ هم خواهیم شد! مگر انکه بقول شما روحی در جامعه دمیده شود.

  18. صدیق می گوید

    درود.
    با سپاس فراوان از همه انهایی که در کار خویش صادقانه خدمت میکنند.
    واما بعد
    این داستان چه صحت داشته باشد وچه نداشته باشد از کم کاری جامعه پزشکی در مقابل ملت مظلوم ایران کم نمیکند.
    مثال زنده پسر خود بنده بخاطر شکستگی فک در بیمارستان یوسف آباد بستری بود وباید عمل فک میشد که برای عمل احتیاج به پلاتین داشت.
    در زمان بستری شدن باتوجه به اینکه دفترچه بیمه هم داشت مبلغ ۵۰۰۰۰۰تومان بعنوان ودیعه گرفتن.
    بعد درست ور زمانی که بچه من در اتاق عمل بود وله قول خودشون فکش باز شده بود به ما گفتن که این پلاتین ها خوب نیست وباید پلاتین آلمانی بگیرید.بروید داروخانه بیمارستان وسفا رش دهید.داروخانه در مقابل پلاتین جدید از ما مبلغ ۲۰۰۰۰۰۰ تومان درخواست کرد وحاضر نبود که پول را از طریق کارت دریافت کنه وفقط می گفت که نقدی باید باشد.حالا بچه من تو اتاق عمل وبه گفته خودشان فک باز شده اینها هم اینجوری میگن. خلاصه مجبور شدم تو اون سرمای زمستان بخاطر اینکه کارم سریع بشود موتور کرایه کنم واز یوسف اباد به پیروزی بیام واز بانک مبدا مبلغ مورد نظر را دریافت کنم وبرگردم بیمارستان وتحویل دهم که این خودش نزدیک به ۳ ساعت طول کشید ولیمار من تو اتاق عمل با فک باز شده. که البته بعد فهمیدم که همش فیلم بوده برای سر کیسه کردن ما توسط دارو خانه .البته با دیدن رییس داروخانه وگفتن اینکه من همه چی رو فهمیدم وبا تهدید کردنش اضافه پولی را که گرفته بودن را پس گرفتم.وباید بگویم که بعد از این ماجرا بیمارستان چقد درحق ما کار شکنی کرد.به خاطر اینکه حقمو از شون گرفته بودم.
    بهر جهت در جامعه که اخلاق بمیرد شما توقع همه چیز داشته باش.
    با سپاس فراوان از ادمین عزیز.

  19. Armin می گوید

    Vaghean moteasefam baraye jammeee pezeshkii esfahan !!!!! Poool parastaaa

  20. چی بگم اخه؟؟ می گوید

    من یک انسان کاملا صلح طلب هستم ولی باور کنید که در بعضی از موارد فقط باید یک سلاح گرم خریداری کرده و با خواندن همچین خبری یا تیری به سر خود بزنی یا کارکنان بیمارستانی که بخیه ها رو باز کرده فقط همین دو راه به ذهنم رسید.

  21. زهره آهنگر می گوید

    نوشته ابلهانه دیگری از آقای مجیدی با مضمون یکی به نعل و یکی به میخ. البته چه انتظاری دیگری باید داشت از وبلاگ پزشک تاجر مابی که مطالب وبلاگش هر روز بیشتر به زردی میزنه و با ظاهرالصلاحی از ویزیتورهاش کلیک دزدی میکنه؟

    1. چه بی پروا حاال جرا ؟

  22. پاتوق من و تو می گوید

    موندم اگر توی زایشگاه یکی بزاد و پول نداشته باشه چیکار میکنن؟

    1. پیمان می گوید

      قبلا این اتفاق افتاد توی یک بیمارستانی در کوهدشت چون زن بیچاره ای پول نداشت ویزیت نشد و در توالت های بیمارستان زایمان کرد.

  23. ریخت و پاش می گوید

    حدود ۱۵سال پیش برادر زاده من که دختر ۴ساله ای بود هنگلام بازی افتاد وزانوی او حدود ۲سانت پاره شد سریع اور را به بیمارستان لاهیجان بردم وقتی به پزیرش رسیدم با وجود گریه زیاد بچه وسوالهای مکرر من که باید کجا برویم مسئول پزیرش درحال چانه زدن روی مبلغ پول از یک بیمار دیگر بود که با فریاد من مجبور شد آدرس را به من بگوید وقتی بچه را برای بخیه روی تخت گذاشتم بچه از ترس محیط گردن من را ول نمیکرد ومدام گریه میکرد آن دکتر هم کارش راشروع نمیکرد ومدام به من میگفت که باید اول فیش بگیرم تا اوکارش راشروع کند و وبا توجه به اینکه میدید آن بچه از ترس گردن من را محکم کرفته و ول نمیکند باز هم اصرار داشت که باید اول فیش بگیرم تا کارش راشروع کند بعد که من اورا قانع کردم توان پرداخت بخیه صد نفر را دارم وی شروع به بخیه کردن کرد بعد از گرفتن فیش از آن شخص سوال کردم اگر یک نفر پول نداشت تو این کار را حتی اگر بچه باشد انجام نمیدادی میگفت به ما دستور دادند . آیا واقعا میشود دستور داد که انسان نبود

  24. مجید می گوید

    شما خودتون بخوبی اشاره کردید: همه چیمون باید به هم بیاد.
    وقتی خانواده هامون بستر گفتگوهاشون و آموزشهاشون به نسل بعد پوله، وقتی سرانه مطالعه ۲ دقیقه باشه، وقتی فرهنگ به داشتن گوشی خوبه و ماشین خوبه و … ؛ آنوقت: مدیرامون آینده نگر و سازنده نیستند، مهندسامون خلاق نیستند، معلمهامون عاشق نیستند و هنرمندامون متعهد نیستند و … والبته پزشکان هم مانند بقیه جامعه باید باشن، نه؟
    وقتی باد میکاریم، خوب باید طوفان درو کنیم برادر…

  25. Farvahar Homayoun Ir می گوید

    ۱:اخلاق پزشکی به زیر صفر رسیده ۲:هیچگونه نظارتی نیست .۳:حقوق های بالای ۵۰ میلیون تومانی پزشکان ۴:وزارت بهداشت درمان باید از حالت دانشگاه علوم پزشکی بیرون آمده و آموزش به وزارت علوم منتقل شده و بخش بهداشت و درمان بتوسط متخصصان این دو رشته تواما کنترل شود .
    من بعنوان نمونه بگویم که با توجه کادر بهداشت و درمان هستم نتوانستم از پزشکی که اخلاق پزشکی را رعایت نکرده بود شکایت کنم و بجایی هم نرسید . حتی در درون سیستم خود از نانوای متخلف با اینکه سند مدرک هم ارائه کردم ره به جایی نبردم و اینکه مسئولین هم با من سر سنگین شدند.و بخوان حدیث مفصل از این مجمل ….باید انتظار داشته باشید که پزشک و پرستاری درون سیستم دولتی چنین تخلفی انجام دهند من مطمئنم که بار اولشان نبوده و حتمن پشتیبانی درونی هم داشته اند.

  26. ص می گوید

    سلام. متاسفانه بیشتز پزشکان و کادر درمانی کم لطف هستند. در زمان حضور بیمار در اتاق مطبشان انواع معامله تلفنی ماشین و آپارتمان صورت می گیرد, چند بیمار را بطور همزمان ویزیت می کنند و خودم شاهد بودم که خانمهای باردار در دسته های ۵ نفری باید پشت در اتاق خانم دکتری صف می بستند تا به محض اینکه یک بیمار از اتاق خارج شد نفر اول صف به داخل اتاق خانم دکتر برود تا در کنار چند نفر دیگر ویزیت شود.
    چندی پیش فرزندم با تجویز متخصص اطفال با دریافت دارو برای بررسی بیشتر ( در نامه فقط همین عبارت ” بررسی بیشتر” ذکر شده بود)به فوق تخصص اسم و آلرژی معرفی شد. فوق تخصص اسم و آلرژی حاضر نبود به حرف من در مورد روند بیماری و داروهایی که کودکم در نیم ساعت گذشته دریافت کرده و با عث بهبود وضعیت فرزندم شده توجه کند. و با بد اخلاقی با من برخورد کرد.
    بعد از بستری شدن کودکم در بیمارستان هم ما با انواع فریادهای سرپرستار بخش مواجه شدیم. (اینکه حقوق پرسنل در برابر کاری که انجام می دهند کم است. اگر راضی نیستسد بچه را به بیمارستان خصوصی ببرید و …) این برخورد علاوه بر توهین آمیز بودن باعث وحشت بچه های بستری می شد.
    در کدام بخش اداری کارمندان به دلیل کم بودن حقوق از زیر بار انجام وظایفشان شانه خالی می کنند؟ جالب اینجاست که انجام بسیاری از این وظایف بر عهده مادر کودکان بوده است.

  27. محمد می گوید

    عه؟ مشکلات فرهنگی؟!!
    حاجی دو تا ون گشت ارشاد بفرست خمینی شهر!
    تا شما برسید منم یه دو تا جمله به وعده های انتخاباتیم اضافه می کنم و میام که در محل باشم
    “حل مشکلات و ارتقای فرهنگی دانشگاه ها و پزشکان در ۹۹ روز و ۴ ساعت کاری منهای اعیاد و روزهای جمعه”

  28. امیر می گوید

    من در راز بقا دیدم که پلنــــگ به بچه اهو پناه داد . شما مگر سوگند نامه سقـــراط را بجا نیاوردید . کتاب طب و قانون زنده یاد بوعلی را نخواندید . علم پزشکی توسط بو علی ســـینای ایرانی کشف شد . این پزشک و پرستار را به جنــگل ببرید تا از حیوانات درس بیاموزند که لااقل به هم نوع خود وفادارند.

  29. eve می گوید

    لطفا این انگ قضاوت شتابزده رو استفاده نکنید که زیادی نخ نما شده. جامعه پزشکی اگر قبل تر از اینها به جای سرپوش گذاشتن رو اتفاقات این چنینی به خاطرشون جواب پس می داد امروز شاهد این حجم توهین نبود. این خانوما اقایون دکتر از اسمون افتاده، که از پول همین مردم دکتر شدن طلبی از ما ندارن. کسی تفنگ نگداشته بوده که این رشته رو بخونن. خارج از ایران یا باید یه پدر پولدار داشته باشن یا تا اخر عمر زیر قرض هستن. سرشون هم باید بندازن پایین عین همه کارمند هستن باید مالیات بدن و عین ادم با مریض برخورد کنن. یکی از کارای ایران رو اینجا بکنن پروانشون باطله ممگنه سر از زندان هم در بیارن.

  30. آرام باشیم می گوید

    دوستان عزیز اصلاً داستان از این قرار نبوده!!! بخیه ای هم کشیده نشده! فقط و فقط یه هیاهو و جنجال رسانه ای پشتش بوده که خبر ۲۰:۳۰ راه انداخت!!!

  31. رضا می گوید

    شاید خنده دار به نظر برسه و بی ربط ولی یک زمانی در کشورمان امثال فردین در دنیای سینما و تختی دردنیای ورزش بودند که قهرمانان جامعه ما بوند و اینها الگوی مردم بودند که آگاهانه و ناخودآگاه مردم از اینها پیروی می کردند .
    حتی امروز واژه داریم با عنوان “فردین بازی” که به کسانی اطلاق می شود که می خواهند مرام بازی و لوطی گردی کنند.
    حالا کجا رفته اند این قهرمانها در زمانه ای که دیگه نیستند به نظر من اتفاق افتادن این فجایع امری طبیعی است.
    باید مسئولین فکری بکنند ومثلا در سینما با مطرح کردن قهرمانهایی مثل فردین مرام لوطی گری و مردانگی رو باب کنند.
    خود من بچه پایین شهر مشهد هستم چند بار اتفاق اقتاده که ماشینم دچار مشکل شده باورکنید ازهمین مردم پایین شهر چیزهایی دیده ام شبیه فیلم های فردین که چه گونه اومده اند به کمک من .
    یکبار ماشینم بنزین تمام کرد یک موتوری که دوتا پسر جوان مرکب نشین اون بودند اومدند ویکی موتوررو هدایت کرد و دیگری پایش رو گذاشت روی سپر عبق ماشین و اینطوری فاصله زیادی ماشین مرا هدایت کردند تا دقیقا جلوی دستگاه پمپ بنزین. یکبار ماشینم در بزرگراه پنچل کرد متوفق شده بودم که پشت سر هم سه چهار نفر اومدند برای کمک. ازاین موارد برای من زیاد اتفاق افتاده .
    هنوز مرام لوطی گری و معرفت در مردم از بین نرفته باید این چیزها رو د ربین مردم تقویت کرد.
    اگه اون کادر پزشکی یک کدوم اونها یک کم مرام لوطی گری داشت از جیبش مایه می گذاشت برای اون کودک طفل معصوم این فاجعه اتفاق نمی افتاد.
    یکبار خود من بایک ایرانی مقیم سوئد بود در مشهد صحبت می کردم به من می گفت (البته تعریف از خود نباشه) این معرفتی که توی وجود تو هست رو هیچ جای دنیا نمی تونی پیدا کن
    قدر داشته هایمان را بدانیم .

  32. سولماز می گوید

    سلام
    اگر ممکنه اپلیکیشن های مربوط به sharing تصاویر پزشکی رو معرفی بفرمایید. مشابه اپ figure1 منظورم هستش.
    با سپاس

    1. علیرضا مجیدی می گوید
  33. الهام می گوید

    سلام به دوستانی که ترجیح میدهند یک طرفه به قاضی بروند.
    من خودم در بیمارستان شاغلم و بارها از برخورد مردم دل شکسته شدم.مردمی که وقتی خرید میکنند کلی از فروشنده تشکر میکنند ولی وقتی وارد بیمارستان میشوند فکر میکنند که حالا باید انتقام همه سختی های رو از این پرسنل بیمارستان گرفت.
    در اشتباه بودن کار پزشک و پرستار مربوطه شکی نیست البته اگر ماجرا واقعی باشه ولی خواهشا تا اون طرف ماجرا معلوم نشده،قضاوت نکنیم.

    1. رها می گوید

      در پاسخ به خانم الهام
      نه ما مردم “عوام ” از کسی شاکی و طلبکار نیستیم ، همراه بیمار مجبور به انجام تمام کارهاست و برای یک سوال و یک سرزدن پرستار باید ده بار التماس و خواهش کند که مبدا ناراحت شود و نیاید !!! و شما این را هرگز درک نخواهید کرد چون درد کشیدن عزیز و بی توجهی را ندیده اید ،
      اینجا جایی ست که وقتی عزیزت را بیمارستان می بری باید دنبال پارتی باشی!!!! که توجهی ببینی !!! چقدر عجیب ، پارتی برای بیمارستان!!!

  34. فاطمه می گوید

    واقعا جای تاسف داره وقتی تو.مستندهایی که در تلویزیون همیندایران پخش میشه که مثلا در امریکا بذای نجات یک گربه دو اکیپ اتش نشانی اعزام میشن تا کانالی حفر کنن که یه بچه گربه نجات بدن ایا اون گربه توان پرداخت هزینه حفر کانال داره ؟؟؟ انوقت تو کشور ما بخیه میزنن بعد که نداره بخیه میکشن اینه انسانیت این دکتر نیست یه حانی پول پرسته ما دکترهای بنام داریم که هزینه های خیلی بیشتر گذشتند مثل پرفسور سمیعی جای اینها تو حرفه پزشکی در زباله دانه اگرچه دولت هم مقصره

  35. بهرام می گوید

    تحلیل خوبی بود ولی خب به نظر میاد کار اونا هم خالی از اشکال نیست
    اگه تو شبکه های بزرگنمایی میشه پس این خبر چی میگه:
    http://www.tabnak.ir/fa/news/552713/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF

  36. محدثه می گوید

    سلام.متاسفانه دکترای جامعه ما بخودشون اجازه ی هرکاری و هرنوع رفتاریک رو به بیماران میدن فقط فکر پولکی هستن.

  37. حیدر پور می گوید

    در نگاهی تاریخی می‌توان گفت از ابتدای قرن بیستم در ایران، محصلانی برای تحصیل به اروپا اعزام شدند که اغلب به خانواده های سطح بالای جامعه چه به لحاظ سرمایه فرهنگی و چه سرمایه اقتصادی تعلق داشتند. پژوهشی که دکتر ناصر فکوهی – مردم شناس – انجام داده نشان می‌دهد نخستین پزشکان ایران از مشروطه تا دهه ۱۳۴۰ نیاز مادی چندانی به حرفه خود نداشتند و از این رو پزشکان در موارد زیادی به صورت رایگان و برای امور خیریه به مردم کمک می‌کردند و یا از افراد نیازمند دستمزدی دریافت نمی کردند یا وقتی به روستاها می رفتند مردم با هر چه داشــــتند به آنها هدیه می دادند یا به لحاظ شخصیتی مصداق واژه «حکیم» بودند و کار به صرف پول را دون شان خود می دانستند.

  38. سعید دواشی می گوید

    اینکه کار پزشک کثیف بوده شکی نیست .

    اما روزانه دهها نفر مراجعه میکنن و پول ندارن .
    ۱-پرسنل بیمارستان ایا اجازه دارن همه رو مجانی معالجه کنن ؟
    ۲- اگه مادر اون بچه توی اون لحظه به یکی از مسوولای کشور و یا یکی از ماها ، زنگ میزد ایا کسی حاضر بود هزینه درمان رو پرداخت بکنه ؟
    ۳-وقتی طرف پول نداره پرداخت کنه ، پرسنل باید چه کنند؟

    روزانه صدها نفر توی بیمارستانها معالجه میشن و پول ندارن که پرداخت کنن … باید راه حل همیشگی یافت

    1. ارسلان می گوید

      احسن برشما

  39. رها می گوید

    در بیمارستان های دولتی جان مریض در درجه آخر اهمیت هست ، پرستار و پزشک کلا سر جنگ دارند ، سوال من این ست که این شغل را خودشان انتخاب نکرده اند ؟ بابت اش حقوق نمی گیرند ؟ فقط کار انها سخت ست ؟ چرا ما از کارمان و درامدمان نمی نالیم و از همه طلب کار نیستیم ؟
    پزشک و کادر درمانی می دانند که گذر همه بهشان می افتد پس قدرت مطلق هستند ، برنامه تلویریونی را لغو می کنند ، اعتراض می کنند و همیشه شاکی هستند و در این ممکلت کسی پیگیر تخلفات و اشتباهات پزشکی و کادر درمان نیست ، یک برگه و امضا که خودم رضایت میدهم برای همه چیز حتی اشتباهات پزشک
    برای دو سالی که بیمار خاص و جراحی داشتیم ، انقدر مورد ونمونه در بی دقتی و تشخیص اشتباه و برخورد نامناسب دیده ایم که هیچ توضیحی قابل پذیریش نیست !
    بهترین و ماهرترین دکترش هم جور دیگر ، در عمل برداشت توده ، قسمت های دیگر را هم برداشت ،تا اینجا مشکلی نیست و بنا بر تشخیص بوده ، اما بعد از دو سال نه به بیمار و نه به همراه گفته شد !!!!تجارت خانه سهام دارن پرتو درمانی هم که به کنار
    و پزشکان محترم کماکان یکه تاز هستند چرا که از وکیل و وزیر و …. گذرشان به مطب هامی خورد ،
    کماکان شاکی باشید و با زندگی ادمها بازی کنید

  40. طیبه می گوید

    مرسی دکتر با تحلیل خوبت . و باز مرسی از اینکه کامنت های ملت همیشه در صحنه را درج کردی . از نظر اقای سعید افشار هم ممنون که روایتی متفاوت داشتند و تنها متنی بود که با خبرگزاریها و مطالب شبکه های مجازی متفاوت بود . واقعا هم کسی با خودش فکر کرده که چرا باید یک دکتر دربیمارستانی دولتی ،بله دولتی ،بخیه زده شده را بکشد . ما ایرانیها عادت داریم شلوغ کنیم . ولی واقعیت اینه . همه چیزمان عین همه چیزمان است . سیاست . دیانت . ریاست . طبابت .قضاوت و بگیر برو تا اخر .
    همه ما ایرانی هستیم و هیچکدام هم همنشین مریخی ها نبوده ایم که از انها تاثیر گرفته باشیم . کجای کار میلنگه که ما اینطور شدیم . قوانین رو چه کسانی تصویب و طراحی کردند . واضع و مصوب قانون هم مریخی نبوده و ایرانی بوده . و صد البته تعهدش به تخصصش میچربیده !
    پیروز باشید سرفرازان .

  41. پیمان می گوید

    نظرات و تحلیلهای بر پایه منطق و بدور از حیا و هو مثل کیمیا هستند در این آشفته بازار.
    مرسی از وقتی که گذاشتید.

  42. حمیدرضا می گوید

    اگر کمی دقیق‌تر بشیم می‌بینیم که انگار کسی نیست که جلوی یکسری به اصطلاح دکتر رو بگیره که فقط پول رو می‌بینند و انسانیت براشون مفهوم نداره. اینقدر این به اصطلاح مافیا (جامعه پزشکی) لوس شدن که هرکاری میخوان میکنن. اون از اعتراض به سریالهای طنز تلویزیونی و این هم از این. از پول خفه شدن چیزی شده که برای اونها شده افتخار و اون رو به حق میدونند!! برخی مواقع هم همچنین از چندین سال تحصیل و حق و حقوق خودشون صحبت میکنند که انگار بقیه افراد خواب بودند و بیکار. واقعا بین یک دکتر رشته مهندسی با یک دکتر پزشک چیه؟ آیا دکتر رشته مهندسی یه سال درس خونده و بقیه عمرش رو خوابیده!!!! اگر بخواهیم از این گروه حرف بزنیم خیلی چیزها برای گفتن هست. کاش به جای مادی‌گرایی کمی انسانیت یاد میگرفتند. ای کاش …

  43. فرشاد می گوید

    انگار دانشکده‌های پزشکی هم از آفت مدرک دادن به هر قیمتی در امان نموندند. همینجوری داریم آدم فارق‌التحصیل میدیم بیرون. عین یه قیف وارونه. ولی برای جایگاه این آدم ها در جامعه فکری نکردیم. خیلی خیلی بدیهیه که یه فارق‌التحصیل (در هر رشته‌ای و در هر مقطعی) ساده‌ترین اصول انسانی رو هم ندونه چون وقتی براش در «دانشدکه‌ها» نذاشتند!

  44. طیبی می گوید

    شخصا فکر میکنم بزرگنمایی مساله و تعمیم آن به همه جامعه پزشکی و توهین به همه پزشکان در دراز مدت موجب جبهگیری جامعه پزشکی شده و اثرات معکوس بر درمان بیما ران خطرساز برای پزشکان خواهد داشت.برای خودم متاسفم زیرا تاکنون فکر نمیکردم بیماران با چه طرز تفکری در پشت لبخندهایشان وارد مطب میشوند.

  45. سعید می گوید

    جالبه. همیشه رسانه ها و مردم شروع میکنم به محکوم کردن پزشکا بدون این که حتی بهشون فرصت حرف زدن داده بشه. حکم هم صادر میشه. مثل همین دوستان اینجا.
    شاید داستان به شکل دیگری بوده. شاید اصلا خلاف واقع رسانه ای شده. چرا یک درصد چنین احتمالی نمیدین؟
    هیچ وقت رفتارها و خواستهای غیر منطقی از پزشکان رسانه ای نمیشه. هیچ وقت برخورد های طلبکارانه بعضی مردم رسانه ای نمیشه. هیچ وقت اون پرونده هایی که بیمار خودزنی میکنه و در نهایت با متهم کردن پزشک معالجش دیه های سنگین میگیره رسانه ای نمیشه. کدوم پزشکیه که تو اورژانس کار کرده باشه و چندین بار توسط بعضی از همین افرادی که الان ادعای اخلاق دارن تهدید به مرگ نشده باشه؟
    هر دعوایی حداقل دو سمت داره.

  46. مهران منفردي می گوید

    به همه عزیزان و هموطنان گرامی پیشنهاد میکنم لطفا کتاب “چرا عقب مانده ایم” را مطالعه بفرمایند
    بعد کتاب بیشعوری را بخوانند
    از همه مطالبتان لذت میبرم
    ممنون

  47. mkaghazchi می گوید

    با سلام و درود خدمت جناب مجیدی عزیز و سپاس از نقد و نوشتار قابل تامل شما
    اینکه همه چیزمان به همه چیزمان میآید! و اینکه هر متهمی با هر اتهامی باید حق دفاع از خود را داشته باشد و اینکه در کشور ما گاه شخص یا اشخاصی تقاص گناه دیگران را میدهند و یا تقاصی بزرگتر از کناه خود را میدهند تا سپر بلای برخی دیگر شوند!!
    و بسیاری از حرفهای دیگر مانند اینکه جامعه پزشکی ما هم جدای از صایر جوامع صنفی نیست و …
    وقتی به عمق مسئله و زوایای پنهان و آشکار (گاها خیلی آشکار) آن می اندیشی بقول کامپیوتریها هنگ میکنی !!
    یاد فیتیله ایهای بیچاره افتادم و مجازات ناعادلانه ای که برایشان مقدر شد و فرصت دفاعی که به آنها داده نشد.
    اندیشه و خرد و سواد و دانش و فرهنگ و شعور اجتماعی و فرهیختگی و شفافیت و … چه عناصر ذیقیمت و دست نیافتنی هستند دراین جامعه

  48. كارون می گوید

    دکتر و پرستار شهر ما به یه کودک رحم نمی کنند ، نانوای شهر ما توی نوناش جوش شیرین میریزه ، قصاب شهر ما گوشت بز قاطی گوشت گوسفند میکنه و با قیمت بالا میفروشه ، خدمات کامپیوتری سر کوچه امون قطعهات دست دومو جای نو به قیمت چند برابر به مردم میفروشه ، مربی ورزش باشگاه با اینکه میدونه مکملهاش قلابین و ضرر دارن کیلو کیلو به جونای ورزشکار میفروشه ، تو میدونای تره بار به میوه ها روغن مضر سرطان زا میمالن تا دیرتر خراب بشن ، راننده تاکسی دنبال اینه که چطور مسافرشو بتیغه ، عطار محلمون عسل تقلبی رو به قیمت گزاف به پدر بیمارم فروخت ، همسایه مون پیمانکاره مناقصه ها رو با زیر میزی دادن و کارچاق کنی برنده میشه و ….
    جامعه زامبی ها …
    یه جایی از گونتر گراس خونده بودم که می گفت “وقتی تمامی واقعیات و بنیان های اخلاقی فرو می ریزند دیگر کاری نمی توان کرد ، تنها و تنها باید بر سر این ویرانه ایستاد و با صدایی ناهنجار طبل نواخت “

  49. payman می گوید

    مادرم درتاریخ ۱۳۹۴/۶/۲۴ دربیمارستان امام خمینی(ره) پارساباد تحت عمل جراحی ازناحیه کمرقرارگرفت. عمل باموفقیت انجام شد. جهت اعمال ریکاوری ودرزمان به هوش آمدن دکتر بی هوشی وپرستار به موقع کارهای لازم را انجام نداده اند. دکترجراح به صورت اتفاقی وارد اتاق میشود متوجه میشود که هیچ کاری برای بیمارانجام نداده اند مریض به علت نرسیدن اکسیژن سکته میکند که بعداز دادوفریاد دکترجراح دکتربیهوشی وپرستار وارد میشوند که بعداز چندین ساعت علائم حیاتی جزئی برمی گردد. اما تابه امروزهنوزدربیمارستان دربخش ویژه بستری وهیچ پیشرفتی نمی کند.ومسئولین بیمارستان میگویند ببرید خونتون رسیدگی کنید.خودشان کم کاری کرده اند مادرم به این روز افتاده وماهیچ امکانی هم نداریم به جای دیگری ببریم. خواستارآن شدیم که یک آمبولانس بدهند تا به تهران ببریم ولی از دادن آمبولانس هم خود داری میکنند از ۲۴ شهریور تابه حال خواب وخوراک نداریم کسی هم نیست به دادمابرسد امیدوارم موردتوجه مسئولین محترم قرارگرفته باشد

  50. امین می گوید

    هم خود مقاله رو خوندم و هم نظرات رو. واقعیت اینه که نمیتونم حتی یه قضاوت ساده تو این زمینه بکنم. از خوندن کامنت های مردمی که از این جریانات صدمه دیدن یا توجه کردن به وضع دردآور برخی از پزشکان این مملکت. بار ها شده که شنیدم شخصی رشته تجربی رفته و وقتی ازش پرسیدم دلیلش چی بوده جوابش به من این بوده که درآمد پزشکان خوبه. بار ها شده ک دیدم تمام دغدغه خانواده ها این بوده که بچشون تمام وقتشو بزاره برای درس تا آیندش خوب بشه. پس این کودک نیاز به هیچ مهارت دیگه ای تو این جامعه نداره؟ حقیقت تلخ اینه که جامعه ی ما داره به سمت تباهی میره.جامعه ای که توش سیگار کشیدن یه حرکت شاخ محسوب میشه. خیلی به این فکر میکنم که کی مقصره. ولی کم کم دارم به این نتیجه میرسم که ما مقصریم. و اگه حرکتی انجام ندیم بچه های آینده ما حتی از ما هم بدتر خواهند شد. سوال اساسی اینه که ما کجای راهو اشتباه رفتیم و سوال نهایی اینه که الان باید چیکار کنیم…

  51. م می گوید

    همش الکیه,جوزدگیه,….,لعنت به سیاست,من کارمنداون بیمارستان بودم۳ماه پیش,این دکتربهترین دکتراونجاست,فوق العاده بااخلاقومهربون,این دکترهمراه مریضای بدحالش میومدتوبخش سی تی اسکن تاموقع سی تی گرفتن ببینه مشکلی واسه بیمارپیش نیاد,این دکترمهربون ترین دکتریه که دیدم,همه ی ایناچرتوپرته,لعنت به وزیربهداشت,بخدااون دنیابایدجواب پس بده,زخم این پسربچه۳تابخیه نیازداشته,دفترچه بیمه نداشتمد,هزینه ی ویزیتوپانسمانوبخیه۱۴۰تومن میشده,پرستار۱بخیه رومیزنه مادرمریض میگه پولشوندارم بدم,میره پیش سوپروایزر,سوپذوایزر میگه یه مدرک شناسایی بذار بروبعداپولشوبیار,مادره میگه من نمیخام این مقدارپول بدم واسه چندتابخیه,به دکترمیگه ضروریه بخیه بزنید؟دکترمیگه چون زخمش کوچیکه,درحد۱سانت,بخیه نزنی هم اشکال نداره,مادره میگه نمیخام بخیه بزنید,دکترهم به پرستارمیگه پس ولش کن,پرستارپانسمانش میکنه وبچه میره.
    بعداین ستزیاصورت میگیره,اقای وزیر,اقای وزیربهداشت دروغگو,توبایدجواب اینهمه توهین وفحش به دکترروپس بدی اون دنیا.
    شماهایی که نشستینودارین۱طرفه قضاوت میکنیداین ماجرانه به ضررمنه نه به نفعم,من دیگه تواون بیمارستان کارنمیگنم,اون دکترحتی منونمیشناسه,اگه اسمموبشنوه نمیشناسدم,چون هیچ ارتباطی باهاش نداشتم,

    1. مسعود می گوید

      قضاوت درست در خصوص اتفاقی که ندیده ایم خیلی سخت بلکه ناممکن است. شنیده ها بسیار دستخوش تغییر و قربانی عقده ها، سلیقه ها و حتی عقیده ها می شوند. ولی…
      ولی اوضاع جامعه پزشکی و پرستاری ما خیلی بدتر از اینهاست. پزشکان متأسفانه به صورت ناخودآگاه خود را طبقه جدایی از جامعه می دانند. این موضوع برای همه دوستان پزشکم – با اطمینان کامل می گویم، همه آنها – صادق است. از قضا بسیار دوست دارمشان ولی آنها ما دیگران را به پشیزی محاسبه نمی کنند. خودم باالشخصه انسان نخبه ای بوده ام: رتبه سی و نه کنکور ریاضی منطقه دو، فارغ التحصیلی از بهترین دانشگاه های کشور و اشتغال در مشاغل فنی مناسب از همان دوره دانشجویی. ولی دلیل نمی شود اگر بخت با ما مهندسین یار نبوده و به لحاظ اقتصادی ضعیف هستیم، مورد بی مهری دوستان پزشک خود قرار بگیریم. نیک که بنگرید خواهید دید که نه فقط ما همکلاسی ها، که قاطبه مردم صرفاً به دلیل فاصله اقتصادی نامتعارف، از سوی پزشکان عزیز به دیده تحقیر نگریسته می شوند. این فاصله عجیب و غریب، شکاف عجیبی در سایر اعضای محترم خانواده درمان ایجاد کرده است.
      راست می گویید. نمی شود قضاوت صحیح کرد ولی جا برای انتقاد بسیار است.

    2. رکسانا می گوید

      سلام
      بنظر من مادر بچه حق داشته بگفته خودتان سه تا بخیه یعنی هر بخیه ۴۶۰۰۰ تومن چه خبره مقداری وجدان داشته باشین اگر داشتن انسانیت سخت است
      حقیقت این است که اکثر پزشکان به بیماران به چشم خودپرداز بانک نگاه می کنند نه انسان کاش کمی هم درس انسانیت می خواندید درست است شاید حقیقت آنچه گفته می شود نباشد ولی دملی است که سر باز کرده است من ان زمانیکه دانشجویان پزشکی عکس سلفی با جسد تشریح شده یا با کلیه و قلب یک جسد که در دستشان بود میگرفتند یا آن زمانی که از بیرون آوردن لامپ فیلم گرفتند و بین مردم پخش کردند متوجه شدم که اخلاق و انسانیت دیگر از این صنف رفته است
      به امید روزهای بهتر

  52. سعید می گوید

    درسته که برخورد مسئولین مراکز درمانی با مردم خوب نیست ولی به نظرم اصل مشکل رو باید در فساد دستگاه حاکم جستجو کرد.

  53. هادی می گوید

    ممنون از پست متفاوتتون. از یک جنبه به قضیه نگاه نکردید و اون هم اینکه با توجه به دولتی بودن بیمارستان، نهایت اتفاقی که ممکنه بیفته اینه که به بیمار اجازۀ مرخصی نمی‌دهند تا وقتی که تسویه حساب کنه. بنده پزشک نیستم، اما متوجه‌ام که با توجه به فرهنگ بومی اون منطقه و احتمالا این که کشمکش لفظی بین کادر درمانی و والدین بچه اتفاق افتاده، پدر بچه به هر دلیلی من جمله تمسخر و یا اعصاب خردی و یا هر چیز دیگه‌ای گفته حالا که گرونه کوتاه هم نمیایید پس بخیه رو باز کنید می‌خوام بچم رو ببرم، و کادر درمانی هم دقیقا به دلایل مشابه همین کار رو کردند. مطمئنا هیچ پزشکی چنین رفتاری نخواهد داشت، چون مخصوصا در مراکز دولتی پزشکان فقط کارشون رو انجام میدن و مسئول سر و کله زدن با بیماران از لحاظ مالی نیستند، این بحث‌ها همش در واحد حسابداری و صندوق و غیره محتمل هست نه در اتاق پزشک!!!!

  54. شهر دوست می گوید

    این اتفاقات همه جای این مملکت رخ میده و هیچ کس گوشش هم بدهکار نیست . چرا وقتی اسم خمینی شهر میاد اینقدر تو بوق و کنعان می کنید؟ الان سه چهار شبه که ۲۰:۳۰ ,ول کن ماجرا نیس و چند بار هم اخبار شبکه ۱ گفته بابا بسه دیگه ول کنید. انگار اولین باره این اتفاقها می افته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  55. شهاب می گوید

    سلام ..قلب میلیونها ایرانی آزرده شد ..حق و حیثیت هزاران پزشک و پرستار زحمتش و متعهد زیر سوال رفت ..فرهنگ و اخلاق ایرانی ضربه خورد..اما امیدواریم شری باشد منشا خیر و چشم وگوش مسولین به روی پیدا و پنهان معضلات ناگفته جامعه باز شود.

  56. امن می گوید

    جناب دکتر از نوشته شما سپاسگزارم.
    چند روز پیش به یاد روزهای اول طرحم افتادم.شاید به خاطر اینکه طرحم اذر ماه شروع شد.یادم اومد که پرسنل اورژانس روزهای اول نسبت به من گارد گرفته بودند و کم کم رابطه مناسبی شکل گرفت.در عین حال که معمولا سعی میکنم رفتارم مودبانه باشه،
    متعجب بودم که چرا رفتارشون اینجوریه.یادم میاد که وقتی چایی تعارف میکردن ومن قند برنمیداشتم میگفتن دستمون نخورده به قند ،تمییزه ومن بارها توضیح دادم قند نمیخورم.کم کم یاد گرفتم که برای تعامل بیشتر بهتره به اونا بگم که به تجربیات شما احترام میزارم .چون اغلب بهیارهای قدیمی بودند.و واقعا باسواد وباتجربه بودند
    این روزها فکر میکردم که هیچکدوم از اساتید بزرگوار و باسواد به من به عنوان دانشجوی پزشکی یاد نداده بودن که بچه ها وقتی میرید وارد محیط کار میشید در قدم اول یاد داشته باشید که چگونه با کادر درمان برخورد کنید که باعث سوتفاهم نشه.
    من خودم به تدریج یاد گرفتم .اگرچه خداروشکربه مشکل خاصی هم برنخوردم اما اون رفتار سرد پرسنل در ماه اول طرح از یادم نمیره.
    البته یه استادی هم داشتیم که بهمون میگفت یادتون باشه حق همیشه با بیمار است
    دکتر مجیدی شما به زیبایی در بند اول نوشته تون به عدم اموزش پزشکان از نظر ترفندها ی حرفه ای اشاره کردید.امیدوارم نوشته شما رو کمیته های اموزش وزارت بهداشت هم بخونن.
    من هم مثل همه کسانی که نمونه هایی از رفتار اشتباه و دور از ادب گروههای درمان ذکر کردن،چنین نمونه هایی دیدم.و میدونم که رفتار گروههای درمانگر تنها نمونه های نامناسب نیستند شما در ادارات در خیابان در مراکز خرید هم ممکن است رفتار نامناسب ببینید.هرچند میپذیرم که رفتار نادرست از طرف کادر درمان واقعا ناپسندتر و نازیباتر است.

  57. محمد می گوید

    شما میتوانید هر جور دل تان خواست کار این دو را وهمینطور کادر مدیریت بیمارستان را توجیه کنید همانطور که تروریستها کار خود را توجیه میکنن البته توجیه انها از توجیح کردن شما معقول تر میباشد

  58. ابوالفضل حاجي زاده می گوید

    همانطور که انتظار داشتم تحلیلی منصفانه و چند وجهی ارائه نمودید . بسیار خوب . چندی پیش بنده با بی احترامی دندانپزشکی مواجه شدم ( با اینکه از دندانم عکس گرفته بودند و بیش از نیم ساعت درنوبت بودم ) ؛ (به طرز توهین آمیزی بنده را پشت در نگاه داشته بودند ، در حالی که می توانستند وقت تقریبی انتظار را البته به نفع و ملاحظاتِ درمانگاه اعلام کنند تا بنده به کار دیگری برسم) وقتی اعتراض کردم ایشان امتناع از معالجه کرد و بنده با آن دندان درد به مرکز دیگری مراجعه کردم که بسیار دوستانه رفتار کردند . اما مشکل بنده این است که مدیریت درمانگاه قبلی با بی تفاوتی رفتار کرد که بیشتر بنده را آزار داد . البته مسأله دیگری که بنده تا حالا دیده ام این است که در ایران پزشکان معمولاً با بیماران خود دست نمی دهند (البته غیر از سرماخوردگی) ، شما که پزشک هستید واقعاً می دانید چرا ؟

  59. فرزانه می گوید

    کارشون اشتباه بوده اصلا قابل توجیه نیست ، تا وقتی امپراطوری خودساخته ی
    پزشکان در ایران وجود داشته باشه من از این اتفاق ها تعجب نمیکنم.

  60. KAROBY می گوید

    واقعا متاسفم دلم درد گرفت… چنین انتظاری دیگرنبود…….

  61. سپهر می گوید

    به نظر من قضیه بو میده
    پزشک و کادر درمانی اون هم در یک بیمارستان دولتی تا اونجا که من میدونم کاری ندارن که کی پول داده و کی نداده احتمالا بیمار موقع تشکیل پرونده گفته پول ندارم و بیمارستان هم از بستری کردن بیمار خود داری کرده فقط این می تونه باشه
    این روزا رادیو تلوزیون هم تحت تاثیر صفحات مجازی عجولانه تصمیم میگیرند چه برسه به غیره

  62. فرناز می گوید

    ورای این ماجرا و درست و غلط آن، متاسفانه، پزشکان بیزینسی به بهای جان انسان ها برپا کرده اند و آنقدر رفتارهای زشت و غیرانسانی از خود نشان داده اند که تصویر زشت و غیر انسانی از ایشان در اذهان عمومی شکل گرفته است. تصویری که تغییر آن بسیار دشوار به نظر می رسد مگر آنکه این عده در رفتار خود با افراد جامعه تجدید نظر کرده و به اصطلاح خودمانی از «تو شیشه کردن خون ملت» دست بردارند.

  63. داود می گوید

    خوبه که خیلی از مردم به فکر بیماران بی بضاعت هستن و از پزشکها میخوان که اونها رو رایگان ویزیت کنن اما بد نیست هر از چند گاهی دست تو جیب مبارکشون کنن و بروند یه مطب و هزینه ویزیت چند بیمار بی بضاعت رو حساب کنن. مثلا دویست هزار تومن بپردازند و از پزشک بخوان به اندازه اون دویست هزار تومن به حساب اونها بیمار بی بضاعت ویزیت کنه!

  64. علی می گوید

    قبول دارم،ما همیشه صورت مسئله را پاک میکنیم و این میشه که سوالات بدون جواب میمونن.
    در اینکه اقدام این پزشک با منطق هیچ حیوانی هم قابل بررسی وقبول نیست که شکی نیست.
    اما باید دید چرا یک انسان به خود اجازه میدهد ارزش انسانیت را تا این حد نزول دهد؟ وچه عواملی باعث شده یک عده انسان دیگر فقط نظاره گر این فاجعه باشند وهیچ اقدامی نکنند؟
    چه تضمینی وجود دارد که ارزش انسانها از این پس حفظ میشود؟
    آیا وقت آن نرسیده که همه دریابیم ارزش انسان را در بلادمان از ارزش چند سانتیمتر نخ بخیه چینی کمتر کرده اند؟
    آیا وقت آن نرسیده چشممان را باز کنیم و نتیجه دوئل خود با تفکر را ببینیم؟
    آیا وقت آن نرسیده ؟
    چرا؛رسیده ولی ما همچنان خود را به خواب زده ایم.
    در این قضیه قبل از اینکه پزشک مقصر باشد،سیستمی مقصر است که این پزشک را مجبور به دریافت هزینه کرده؟ از این مدل اتفاق بارها رخ داده،ولی این یکی به دلیل شرایط خاصش مطرح ترشده.
    اینجا انسانیت مرده است؛همین.

  65. رضا می گوید

    به هر جهت متاسفم …

  66. m می گوید

    سلام
    می دانید دلیل این که این داستان را همه زود باور کردیم چه بود، چون همگی مان شاهد رفتار بی انصافانه پزشکان و پرستاران بوده ایم
    البته نه پزشکان متاسفانه همه قشرایرانی به این سمت دارند می روند

  67. متین می گوید

    اما آیا نه این است که کلیه بخش ها و ارگان های جامعه با چنین چالش هایی در سال های اخیر مواجه بوده اند؟
    از طرفی آ یا درست است که این حرفه مقدس را با میزان هایی که سایر حرفه ها را با آن محک می زنیم بسنجیم؟
    دوست گرامی، بیماران و نزدیکانشان مستاصل ترین انسان ها هستند و پزشکان عزیز با این دسته از افراد سر و کار دارند. این که در مدیریت بیمه بسیار ضعیف عمل کرده ایم در مدیریت بخش درمان بسیار مقطعی و سطحی نگر بوده ایم جای هیچ شبهه ای ندارد. اما آیا کشیدن بخیه ی یک بیمار که نیاز به کمک و رسیدگی داشته، در هیچ قاموسی انسانی است؟؟ چه رسد که این بیمار کودکی بیش نبوده است. این نشان دهنده آن است که افرادی که مسئول بوده اند و یا حتی مجری این عمل به جرات هیچ بویی از انسانیت نبرده اند و داشتن عنوان پزشک برای آنها بسی خطرناک است چرا که حاضرند برای رسیدن به پول هر جنایتی را بیشرمانه مرتکب شوند.

  68. طه اصغری می گوید

    حاجی بیشتر همش نزن خفه شدیم.
    هر چند واقعا من از این پزشک نمونه عذرخواهی می کنم. ببخشید بخدا. این که چیزی نیست بابا بیخودی گنده ش می کنن، اینقدر معده روده شکافتن الکی… اینقدر جمجمه شکافتن الکی. حالا بیخودی چهار تا نخ بخیه که اینقدر بوق و کرنا نداره

  69. آرام باشید و عذرخواهی کنیم! می گوید

    ××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
    درباره حادثه تلخ بیمارستان خمینی شهر اصفهان؛ دو نکته دارم. یکی با مردم، و دیگری با همکارانم.

    به مردم مهربانمان می گویم که بعد از تحقیقات مفصل دو تیم بازرسی از وزارت بهداشت، روشن شده روایت هایی که برخی شبکه های اجتماعی و خبری، از رفتاری غیرانسانی در اورژانس بیمارستان ارائه کردند، صحیح و کامل نبوده است.

    جزئیات حادثه را همکارانم بیان کرده اند و اکنون روشن است. تکرار نمی کنم. اما نمی توانم شگفتی ام را از ترویج ناشایست بی اعتمادی میان اقشار مختلف جامعه ابراز نکنم؛ آنهم میان بیمار و کادر پزشکی.

    به مردم عزیز اطمینان می دهم که مهم تر از حقوق آنان، هیچ مصلحت و ملاحظه ای در کار ما نیست؛ و برخورد شدیدی که با دست اندرکاران و مقصرین این حادثه صورت گرفته، نه به دلیل بزرگی جرم، که حاکی از اهتمام همه خدمتگزاران شما در عرصه بهداشت و درمان است؛ بر اینکه تضییع عامدانه اندکی از حقوق بیماران نیز در نظام سلامت، قابل اغماض نیست.

    اما سخنی نیز با همکاران پزشک و پرستاران شریف و خدوم. حق می دهم دلشکسته و آزرده باشید از اینکه قصور یا اشتباه فردی، سبب شده خدمات فداکارانه شما در دور افتاده ترین نقاط و در سخت ترین شرایط، زیر سوال برود.

    مگر نه اینکه؛ در همین چند هفته گذشته، سه نفر از پزشکان نخبه و جوان، جانشان را در راه خدمت به مردم از دست دادند؛ آقای دکتر عزت الله صادقی جراح و فوق تخصص عروق در کرمانشاه، خانم دکتر شهپوری در مسیر خدمت رسانی به زایران کربلا و دکتر پویان، متخصص جوان جراحی مغز و اعصاب، آنهم در اولین روز خدمت خود در کاشمر.

    ایمان دارم، مردم ما قدرشناس خادمان خود هستند. همچنان که یقین دارم، جامعه خدوم پزشکان و پرستاران کشور هم در مسیر پرفراز و نشیب خدمت به مردم، همچنان استوار خواهند ماند.

    برای صدرای عزیز و پر جنب و جوش هم آرزوی سلامتی می کنم. امید که خود روزی در لباس مقدس پزشکی به مردم خدمت کند.

    (هفدهم آذر ۹۴)

    لینک کانال تلگرام:
    @drhasanhashemi
    آدرس اینستاگرام:
    Dr.hasan.hashemi

    ####################################

  70. محمد می گوید

    انسان ها دارند به کدام سو می روند,درخواست من از دکترا این است که آدم باشید,آدم,کارسختی نیست ولی چون آنقدر برای پول کارکرده اید انسانیت رافراموش کرده اید.

  71. ihnd می گوید

    تقصیر بر گردن هیچ قشر خاصی نیست.
    ما مردم، همگی بی فرهنگ شده ایم.

  72. sam می گوید

    بنده یک مهندس مکانیک هستم. ما برای این که یه هزارم یک پزشک درآمد داشته باشیم باید از هفت خوان رستم در شویم. برای مثال پروسه طراحی یک نقشه خیلی ساده چند هفته طول کشیده(جدا از این که چقدر زمان برای یادگیری آن سیستم یا نرم افزار طول کشیده است) و باید با چندین مهندس جدل کرد که آقا اینها خالی از اشکال است. پس از تأیید چندین نفر نوبت به حسابداری شرکت میرسد و سر آخر پس از کسر مالیات و … و هزار بار تماس گرفتن و خواهش و التماس شما می‌توانید بجای یک میلیون تومن قرار داد ۹۰۰۰۰۰ تومان بگیرید. بنده یک سوال از کسانس که اینو میخونن دارم تا به حال چند بار به پزشک مراجه کردین که نتوانسته شما رو درمان کنه؟بارها و بارها برای من این اتفاق افتاده. حالا چرا سیستمی برای پاسخگوئی پزشکا وجود نداره؟ نباید وجهی که این پزشکا دریافت کردن برمیگشته؟ چرا تا به حال هیچ پزشکی به من نگفته که درمان درد تو کار من نیست برو دنبال یه پزشک دیگه. درد ما اینه که هیچ وقت از جامعه پزشکی نخواستیم پاسخگو باشن. به محض ساخته شدن یک سریال طنز(فقط طنز) فرهیخته ترین و مرفه ترین قشر جامعه ما نتونست این رو تحمل کنه

    1. حمیدرضا می گوید

      امان از وقتی که خودشیفتگی در به اصطلاح قشر فرهیخته غوغا کنه و نسبت به این معضل که شما گفتید توجه نشه

  73. آتلان می گوید

    هر دم از این باغ بری می رسد…
    تازه تر از تازه تری می رسد…

    اتفاقا چند رو پیش برای گرفتن نتیجه آزمایش و نحوه ادامه روند تکمیل درمانی دختر خردسالم پیش دکتر متخصص کودکان رفته بودم که از اتفاقاتی که افتاد واقعا ناراحت شدم….وقتی که نتیجه آزمایشات رو به منشی دکتر نشون دادم .منشی همه مدارک و عکسها رو برد پیش دکتر و بعد از ۱۰ دقیقه از اتاق دکتر با توماری از لیست بایدها و نبایدهایی که دکتر نوشته بود اومد بیرون و شروع به توضیح دادن کرد.. وقتی من معترض شدم که میخوام خود دکتر رو ببینم و از خودشون بپرسم که مشکل چیه و چیکار باید بکنم خانم منشی در نهایت صلابت و اعتماد بنفس به بنده گفتن که وقتی داره ایشون توضیح میدن احتیاجی نیست که من برم پیش دکتر……..وقتی اعتراض من ادامه دار شد خانم منشی رفت اتاق دکتر و با این پیام از طرف دکتر برگشت که : بیماری که حرفها و توضیحات منشی منو نمیفهمه بهتره که از مطب من بره بیرون…

    جای بسی تعجب نیست؟

  74. sami می گوید

    این سوژه ها همش برا جذب مخاطبه،دلی نمی سوزونی که دردی دوا شه.همه به فکر تجارتشونن،چه اون دکتر چه شما.کار اشتباهیم نیست ولی دست گذاشتن رو اینجور سوژه ها خوب نیس.برادر ژورنالیسته نویسنده ی متفکر بورژوازی

  75. محمد می گوید

    سلام
    مبلغی که در مورد هزینه چهار بخیه بر صورت این کودک گفته شده ۱۵۰ هزار تومان است که در بیمارستان دولتی چنین قیمتی برای تعداد محدود بخیه دریافت نمی شود و همین مطلب است که صحت موضوع را با مشکوک می کند.
    پس از بررسی موضوع سوالاتی به ذهن می‌رسد مانند اینکه چرا از ابتدا مساله به روشنی برای مردم بیان نشد و چه دلیلی داشت با این هجمه رسانه ای به این موضوع پرداخته شود؟ آیا این احتمال وجود ندارد که افرادی به دنبال ایجاد انحراف در اذهان عمومی بودند؟ در روزهایی که اخبار مربوط به شیوع آنفولانزا در کشور با عبور از چندین فیلتر رسانه ای می شود و هنوز کسی آمار دقیقی از تعداد افراد مبتلا به این بیماری ندارد چگونه می توان باور کرد کشیده شدن بخیه از چانه یک کودک با این همه مانور در رسانه ها منتشر شود؟

  76. د می گوید

    امروز تو تاکسی راننده حرف خیلی قشـــنگی زد میگفت الان همه گیر دادن به اون دکتر که چرا بخیه اون بچه رو باز کرد ، این درست که کارش غیرانسانی بوده میگفت اصلا بیان اعدامش کنن سوالـــش این بود که چرا یکنفر نگفت و نمیگه که چرا پدر اون بچه ۱۰۰ هزار تومن پول نداشته ؟؟؟

  77. مهدی می گوید

    خواستم یاد آوری کنم داروخانه چی ها را فراموش نکنید! دست کمی از دکترها ندارند تنها صنفی هستند که دارو را به چند برابر قیمت روی جلد می فروشند کسی هم متوجه نیست.
    رسما از خون مردم تغذیه می کنند!

  78. مصطفی می گوید

    میدونید چیه آقای مجیدی؟ اگر امروز کسی بخواد شایعه کنه بنگلادش در صدد استثمار ایران برآمده همه به این حرف میخندند، ولی اگر شایعه کنند انگلیس در صدد استثمار ایرانه کسی نیست باور نکنه، اینها ریشه در تاریخ ذهن مردم داره، باید دنبال این باشید که چرا این فاجعه انقدر از نظر مردم حقیقی بود دریاره اطبای این مملکت!
    بعد اگر گریستید برای این مردم، خطتان جداس

  79. محمد می گوید

    این حرفهای شما شبیه توجیهات صنفی کمیته داوران بعد از اشتباهات فردی ابلهانه داوران است.
    این حرفهای شما توجیه کننده این عمل عمل خفت بار است. تلخ است ولی “یک پزشک” اینکار را انجام داده. وجود نقایصی که شما فرمودید توجیه کننده این عمل شرم آور نیست.

  80. pezesk1 می گوید

    باید به این مردم یادآور شد وقتی انگشت انتقاد رو به سوی کسی میگیری همزمان ۴ انگشت دیگرت به سمت خودت هست… متاسفانه بی اخلاقی در تمام لایه های جامعه عمیقا نفوذ کرده و از ماست که بر ماست… نکته مهم این هست که همین جامعه ی پزشکی و نظام سلامت که سیبلی قرار داده شده! برای عقده گشایی مردم زجر کشیده به گواه سازمان بهداشت جهانی از موفق ترین و کارآمد ترین نظام های مسئول در ایران هست که برخلاف اکثریت شاخص های جهانی یک جامعه در ایران از سطح قابل قبول و قابل دفاعی نسبت به کشور های پیشرفته برخورداره… یعنی برخلاف بسیاری از شاخص ها که ایران در ته جدول دست پا میزه شاخص سلامتش از جایگاه خوبی برخورداره… متاسفانه مدتی هست افکار عمومی بازیچه جریاناتی شده که مسیرش رو از سنجش مشکلات به مراتب بزرگتر، وخیم تر و به شدت تهدید کننده تر دور کنه و با به راه انداختن گهگاه چنین جریانات مسکنی موقتی برای روح مریض و تبدار و به کما رفته ی اخلاقیات جامعه که گاه هوشیار میشه فراهم کنه تا حواسشان از مسائل ریشه ای پرت باقی بمونه!
    و یک توصیه به ۱پزشک لطفا شما هم اسم سایتت رو تغییر بده چون کاری کردن که طبابت هیچ ارزشی در ایران به چشم مردم نداره… مردمی که قدر نشناسی از صفات بارزشون هست و بارها در طول تاریخ ثابت کرده اند… تو چنین مملکتی دزدهای واقعی راست راست راه میرن و با داشتن قدرت جامعه رو به فساد میکشن اما مردم نتنها هیچ گونه حساسیتی به آنها ندارن بلکه به راحتی هم بازیچه دست آنها هستن… قضیه وام بیست و پنج میلیونی نشان داد چه مردمی هستیم!… در انتها فقط یک ضرب المثل به ذهنم خطور میکنه که آیینه تمام نمای جامعه ماست… بله! خلایق هر چه لایق.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.