موسیقی فیلم «لالالند» (La La Land) | جادوی جاستین هورویتز در احیای موزیکال کلاسیک

موسیقی متن «لالالند» (La La Land) فراتر از یک چاشنی شنیداری، ستون فقرات روایتی است که سینمای موزیکال را در قرن بیست و یکم دوباره تعریف کرد. جاستین هورویتز با همکاری صمیمانه دیمین شزل، توانست جادوی فراموش‌شده دوران طلایی هالیوود را با واقع‌گرایی مدرن ترکیب کرده و اثری خلق کند که همزمان نوستالژیک و معاصر به نظر می‌رسد. این آلبوم که برنده جایزه اسکار شد، با استفاده از ملودی‌های پیانو، سازهای بادی برنجی و اشعار پراحساس، داستان تقابل رویاها و واقعیت‌ها را در دل شهر لس‌آنجلس بازگو می‌کند. در این مقاله، به بررسی عمیق لایه‌های فنی، روان‌شناختی و هنری موسیقی متن لالالند می‌پردازیم و تحلیل می‌کنیم که چگونه این ملودی‌ها به جزیی جدایی‌ناپذیر از حافظه جمعی سینمادوستان تبدیل شدند.

۰۱

شناسنامه فیلم «لالالند»

فیلم «لالالند» (La La Land) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی و نویسندگی دیمین شزل (Damien Chazelle) است. این اثر موزیکال و درام، با درخشش رایان گاسلینگ (Ryan Gosling) در نقش سباستین وایلد (Sebastian Wilder) و اما استون (Emma Stone) در نقش میا دولان (Mia Dolan) به یکی از تحسین‌شده‌ترین فیلم‌های دهه اخیر تبدیل شد. موسیقی متن این فیلم توسط جاستین هورویتز (Justin Hurwitz) ساخته شده و اشعار آن محصول ذهن خلاق بنج پازک (Benj Pasek) و جاستین پل (Justin Paul) است. فیلم با بودجه‌ای حدود ۳۰ میلیون دلار ساخته شد و توانست در مراسم اسکار ۲۰۱۷، شش جایزه از جمله بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین موسیقی متن را از آن خود کند. این اثر ادای دینی به موزیکال‌های کلاسیک مترو گلدوین مایر (MGM) و آثار ژاک دمی فرانسوی است.

۰۲

خلاصه داستان: رقص میان رویا و تلخی واقعیت

داستان در شهر لس‌آنجلس روایت می‌شود؛ جایی که میا، یک بازیگر مشتاق و جوان، در کافه‌ای در استودیوهای برادران وارنر کار می‌کند و میان تست‌های بازیگری متعدد، به دنبال فرصتی برای دیده شدن است. از سوی دیگر، سباستین یک نوازنده پیانو جاز متعصب است که آرزو دارد باشگاه جاز شخصی خود را افتتاح کند تا این سبک موسیقی در حال مرگ را نجات دهد. برخورد این دو در ترافیک بزرگراه شروعی بر یک رابطه پرفراز و نشیب است. آن‌ها در مسیر تعقیب رویاهایشان به هم دل می‌بندند، اما به تدریج متوجه می‌شوند که دستیابی به موفقیت در هالیوود هزینه‌های گزافی دارد. فیلم با ساختاری فصل‌بندی شده (بهار، تابستان، پاییز و زمستان) به بررسی تاثیر موفقیت‌های حرفه‌ای بر روابط عاطفی می‌پردازد و در نهایت تماشاگر را با این پرسش مواجه می‌کند که آیا رسیدن به رویا، ارزش از دست دادن عشق را داشت؟

۰۳

چگونه موسیقی داستان شکست و موفقیت را روایت می‌کند؟

در «لالالند»، موسیقی تنها یک لایه تزیینی نیست، بلکه راوی اصلی تغییرات روحی شخصیت‌هاست. جاستین هورویتز با استفاده از «لایتموتیف» (Leitmotif) یا بن‌مایه‌های تکرار شونده، تغییر وضعیت میا و سباستین را نشان می‌دهد. برای مثال، تم پیانوی «میا و سباستین» در ابتدای فیلم با لحنی آرام و تردیدآمیز نواخته می‌شود که نمادی از تنهایی و شکست‌های اولیه آن‌هاست. اما همین ملودی در انتهای فیلم (سکانس اپیلوگ) به یک اجرای ارکسترال عظیم و پرشکوه تبدیل می‌شود که نشان‌دهنده تحقق رویاها، هرچند به قیمت جدایی است. موسیقی به جای کلمات، تضاد میان اشتیاق هنری و سرخوردگی اقتصادی را بیان می‌کند. هورویتز با هوشمندی، از سازهای زهی (Strings) برای لحظات رمانتیک و از سازهای بادی برنجی (Brass) برای لحظات پرشور و جاه‌طلبانه استفاده کرده است تا مسیر صعودی و نزولی شخصیت‌ها در هالیوود را به شکلی شنیداری ترسیم کند.

زنگ تفریح: نوازندگی واقعی یا جادوی تدوین؟

شاید باورکردنی نباشد اما رایان گاسلینگ برای بازی در نقش سباستین، به مدت سه ماه روزی دو ساعت تحت آموزش شدید پیانو قرار گرفت. دیمین شزل قصد داشت تمام صحنه‌های نوازندگی را بدون استفاده از بدل یا جلوه‌های ویژه بصری فیلم‌برداری کند. در نتیجه، تمام آن نماهای بسته که انگشتان سباستین را در حال اجرای قطعات پیچیده جاز نشان می‌دهد، متعلق به خود رایان گاسلینگ است! جان لجند (John Legend) که خود یک نوازنده حرفه‌ای پیانو است، اعتراف کرد که از سرعت یادگیری و تسلط گاسلینگ بر کلاویه‌ها به شدت شگفت‌زده شده و حتی کمی به او حسادت کرده است.

۰۴

تحلیل قطعه City of Stars؛ ملودی که جهان را فتح کرد

قطعه «شهر ستاره‌ها» (City of Stars) قلب تپنده موسیقی متن لالالند است. موفقیت این آهنگ در سادگی و در عین حال عمق احساسی آن نهفته است. این ملودی از نظر فنی در گام مینور (Minor Key) آغاز می‌شود که حسی از ابهام و غم پنهان را القا می‌کند، اما در بخش‌هایی به گام ماژور (Major Key) متمایل می‌شود که نشان‌دهنده امید است. اشعار آهنگ به پرسش‌های وجودی هنرمندان در لس‌آنجلس می‌پردازد؛ شهری که می‌تواند رویاها را بسازد یا آن‌ها را نابود کند. زمزمه‌شدنی بودن این ملودی به دلیل فواصل موسیقایی کوتاه و ریتم آرام آن است که اجازه می‌دهد صدای خسته و صادقانه بازیگران (که خواننده حرفه‌ای نیستند) به خوبی شنیده شود. این قطعه به نوعی سرود غیررسمی تمام کسانی شد که برای رسیدن به آرزوهای بزرگ، غربت و تنهایی را به جان خریده‌اند.

۰۵

تلفیق جاز مدرن با موسیقی ارکسترال طلایی

یکی از بزرگترین چالش‌های جاستین هورویتز، ایجاد تعادل میان تعصب سباستین به جاز سنتی (Traditional Jazz) و ساختار موزیکال‌های بزرگ هالیوودی بود. او برای حل این مسئله، از یک ارکستر ۹۵ نفره استفاده کرد اما بخش‌های تک‌نوازی پیانو و بداهه‌نوازی‌های جاز را به شکلی خام و مستقیم ضبط نمود. این تلفیق باعث شد موسیقی فیلم نه مثل آثار قدیمی بیش از حد صیقل‌خورده باشد و نه مثل جاز مدرن، بیش از حد انتزاعی. استفاده از «کنترپوان» (Counterpoint) در تنظیم‌های ارکسترال، یادآور آثار بزرگانی چون میشل لگراند است. این رویکرد فنی باعث شد که شنونده همزمان حس کند در سال ۱۹۵۰ است و هم در سال ۲۰۱۶؛ گویی زمان در موسیقی لالالند متوقف شده تا روایتی فراجناحی از عشق و هنر ارائه دهد.

۰۶

داستان دوستی شزل و هورویتز؛ هم‌اتاقی‌هایی که تاریخ ساختند

ریشه جادوی موسیقی لالالند به سال‌ها قبل برمی‌گردد؛ زمانی که دیمین شزل و جاستین هورویتز در دانشگاه هاروارد هم‌اتاقی بودند. آن‌ها با هم در یک گروه موسیقی فعالیت می‌کردند و رویای ساختن فیلم‌های موزیکال را در سر داشتند. این رفاقت دیرینه باعث شد که هورویتز دقیقاً بداند شزل چه فضایی را در ذهن دارد. هورویتز بیش از ۱۹۰۰ دمو برای پیانو ساخت تا در نهایت شزل با یکی از آن‌ها موافقت کرد. این سطح از درک متقابل در سینمای امروز بسیار نادر است. آن‌ها با هم فیلم‌های موزیکال قدیمی را تحلیل می‌کردند و به دنبال راهی بودند تا شور و حال آن آثار را با دوربین‌های مدرن و دغدغه‌های انسان معاصر پیوند بزنند. همکاری آن‌ها در «ویپلش» (Whiplash) شروع این مسیر بود و در «لالالند» به اوج پختگی رسید.

۰۷

روان‌شناسی نوستالژی در لایه‌های صوتی فیلم

موسیقی متن لالالند به شدت بر مفهوم «سوداد» (Saudade) یا نوعی دلتنگی عمیق برای چیزی که از دست رفته یا شاید هرگز وجود نداشته، تکیه دارد. از منظر روان‌شناسی، موسیقی هورویتز با استفاده از ساختارهای هارمونیک کلاسیک، حس امنیت و آشنایی را در شنونده بیدار می‌کند، اما با تغییرات ناگهانی ریتم، ناپایداری رویاها را یادآور می‌شود. این موسیقی به تماشاگر کمک می‌کند تا با حسرت‌های زندگی خود ارتباط برقرار کند. جامعه‌شناسان معتقدند موفقیت این آلبوم به دلیل خستگی انسان مدرن از موسیقی‌های دیجیتال و بی‌روح است؛ لالالند با بازگشت به سازهای زنده و خطاهای انسانی در آواز، نوعی صمیمیت گم‌شده را به جامعه بازگرداند. این اثر نشان داد که نوستالژی اگر به درستی مدیریت شود، نه یک عقب‌گرد، بلکه ابزاری قدرتمند برای درک حال حاضر است.

زنگ تفریح: اشتباهی که اسکار گرفت!

در قطعه معروف «City of Stars» که توسط رایان گاسلینگ و اما استون به صورت دو صدایی اجرا می‌شود، در میانه آهنگ صدای خنده کوتاه اما استون شنیده می‌شود. این خنده اصلاً در فیلم‌نامه نبود و ناشی از یک سوتی کوچک در حین اجرا بود. اما دیمین شزل و جاستین هورویتز آنقدر از این لحظه انسانی و صمیمی خوششان آمد که تصمیم گرفتند همان نسخه را در آلبوم اصلی و نسخه نهایی فیلم حفظ کنند. همین «نقص کوچک» باعث شد آهنگ بسیار واقعی‌تر و دلنشین‌تر به نظر برسد و بعداً جایزه اسکار بهترین ترانه را هم از آن خود کند!

۰۸

تأثیر لالالند بر احیای موسیقی جاز در فرهنگ عامه

یکی از اهداف اصلی شخصیت سباستین در فیلم، نجات موسیقی جاز بود؛ و جالب اینجاست که موسیقی متن فیلم واقعاً این کار را در دنیای واقعی انجام داد. پس از اکران فیلم، آمار جستجوی کلمه «Jazz» در گوگل و پلتفرم‌های پخش موسیقی به شدت افزایش یافت. جاستین هورویتز موفق شد جاز را از یک موسیقی «موزه‌ای» و سخت‌فهم، به چیزی تبدیل کند که جوانان دهه نودی و هزاره‌ای (Millennials) با آن ارتباط برقرار کنند. قطعاتی مثل «Herman’s Habit» یا «Summer Montage» به خوبی نشان‌دهنده پویایی و انرژی جاز هستند. این آلبوم باعث شد بسیاری از هنرمندان ایندی (Indie) و پاپ به استفاده از تنظیم‌های بادی و پیانو به سبک جاز علاقمند شوند. لالالند ثابت کرد که هنر اصیل اگر با روایت درست همراه باشد، هرگز تاریخ مصرف نخواهد داشت.

۰۹

تحلیل فنی سکانس اپیلوگ؛ غمنامه‌ای برای آنچه می‌توانست باشد

سکانس پایانی فیلم یا همان «اپیلوگ» (Epilogue)، یک شاهکار مهندسی صدا و تدوین است. در این بخش ۷ دقیقه‌ای، تمام تم‌های اصلی فیلم به صورت یک «مدلی» (Medley) یا مجموعه‌ای هم‌پیوسته اجرا می‌شوند. موسیقی در اینجا نقش یک ماشین زمان را ایفا می‌کند که واقعیتی موازی را به تصویر می‌کشد؛ جایی که میا و سباستین با هم می‌مانند. از نظر فنی، تغییرات گام و تمپو در این قطعه به قدری سریع و دقیق است که بیننده را دچار نوعی گیجی عاطفی می‌کند. هورویتز با بازگرداندن تم پیانوی ابتدایی در انتهای این سکانس، تماشاگر را به واقعیت تلخ بازمی‌گرداند. این قطعه به تنهایی شامل تمام عناصر فنی موسیقی کلاسیک، جاز و موزیکال‌های تئاتری است و اوج هنر آهنگسازی هورویتز را نشان می‌دهد.

۱۰

میراث جاستین هورویتز و آینده موزیکال در سینما

موفقیت موسیقی متن لالالند راه را برای ساخته شدن موزیکال‌های جسورانه دیگری در هالیوود هموار کرد. جاستین هورویتز با این اثر نشان داد که آهنگساز فیلم باید عضوی از بدنه اصلی خلاقیت فیلم باشد، نه کسی که در انتهای پروژه اضافه می‌شود. میراث او در این فیلم، بازگرداندن «ملودی‌محوری» به موسیقی فیلم است؛ در دورانی که اکثر موسیقی‌های متن به صداهای محیطی و «امبینت» (Ambient) محدود شده بودند. هورویتز ثابت کرد که تماشاگر هنوز هم تشنه شنیدن تم‌هایی است که بتواند آن‌ها را پس از خروج از سالن سینما زمزمه کند. لالالند استانداردی را تعیین کرد که بر اساس آن، موسیقی باید به اندازه تصویر، دارای شخصیت، تاریخچه و لایه‌های روان‌شناختی باشد.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا آهنگ‌های فیلم لالالند به صورت زنده در صحنه ضبط شده‌اند؟
بسیاری از قطعات، به ویژه آوازهای تک‌نفره و نواختن پیانو، به جای ضبط در استودیو به صورت زنده در صحنه فیلم‌برداری ضبط شدند. دیمین شزل معتقد بود که لب‌خوانی بر روی آهنگ‌های استودیویی، حس طبیعی و صمیمانه فیلم را از بین می‌برد. این تصمیم باعث شد که لرزش‌های صدا و نفس زدن‌های بازیگران به خوبی شنیده شود و تماشاگر احساس نزدیکی بیشتری با آن‌ها داشته باشد. البته بخش‌های ارکسترال بزرگ بعداً در استودیوهای مجهز ضبط و با تصاویر هماهنگ شدند.
۲. چرا موسیقی متن این فیلم تا این حد با موزیکال‌های مدرن متفاوت است؟
لالالند برخلاف موزیکال‌های مدرن که بیشتر تحت تاثیر موسیقی پاپ و راک برادوی هستند، به ریشه‌های جاز و ارکسترال بازگشته است. جاستین هورویتز آگاهانه از استفاده از سازهای الکترونیک و سینتی‌سایزرها پرهیز کرد تا حسی کلاسیک و جاودانه ایجاد کند. این رویکرد باعث شد که موسیقی فیلم هویتی مستقل پیدا کند و به جای تقلید از ترندهای روز، استانداردهای جدیدی بنا کند. استفاده از سازهای آکوستیک زنده، عمق صوتی خیره‌کننده‌ای به آلبوم بخشیده که در آثار دیجیتال کمتر دیده می‌شود.
۳. معنای نمادین تم پیانوی «میا و سباستین» در طول فیلم چیست؟
این تم کوتاه پیانو در واقع روح رابطه این دو شخصیت است که در طول فیلم تکامل می‌یابد. در ابتدا نشان‌دهنده تنهایی و جستجوی هر دو برای معنای زندگی و هنر در یک شهر بی‌رحم است. هر بار که این قطعه نواخته می‌شود، یادآور لحظه اولین برخورد و جرقه‌ای است که میان آن‌ها شکل گرفت. در نهایت، این موسیقی به نمادی از «حسرت» تبدیل می‌شود که تماشاگر را میان واقعیت موجود و رویاهای تحقق‌نیافته معلق نگه می‌دارد.
۴. جاستین هورویتز برای ساخت این موسیقی از چه کسانی الهام گرفته است؟
الهام‌بخش اصلی او میشل لگراند، آهنگساز افسانه‌ای فیلم‌های فرانسوی مثل «چترهای شربورگ»، بود که در آثارش جاز را با موسیقی ارکسترال ترکیب می‌کرد. همچنین او نیم‌نگاهی به موزیکال‌های کلاسیک آمریکایی از آهنگسازانی چون جورج گرشوین و اروینگ برلین داشت. هورویتز تلاش کرد سادگی ملودی‌های قدیمی را با پیچیدگی‌های هارمونیک مدرن ترکیب کند تا اثری منحصربه‌فرد خلق کند. این تاثیرات در تنظیم‌های بادی و زهی فیلم به وضوح قابل تشخیص و لمس است.
۵. چرا برخی منتقدان به کیفیت آواز بازیگران فیلم انتقاد کردند؟
منتقدان معتقد بودند که رایان گاسلینگ و اما استون خواننده‌های حرفه‌ای نیستند و صدای آن‌ها قدرت خوانندگان برادوی را ندارد. اما دیمین شزل دقیقاً به دنبال همین ویژگی بود؛ او نمی‌خواست شخصیت‌ها بیش از حد کامل به نظر برسند. نقص‌های کوچک در صدای آن‌ها به واقعی‌تر شدن شخصیت‌های میا و سباستین کمک کرد و آن‌ها را برای تماشاگر ملموس‌تر ساخت. این آسیب‌پذیری در صدا، بخشی از استراتژی هنری فیلم برای پیوند زدن رویا با واقعیت بود.
۶. آیا موسیقی متن لالالند توانست در چارت‌های موسیقی جهانی موفق عمل کند؟
بله، این آلبوم به یکی از پرفروش‌ترین موسیقی متن‌های تاریخ مدرن تبدیل شد و در صدر جدول‌های بیلبورد و آی‌تونز قرار گرفت. قطعه «City of Stars» میلیون‌ها بار در پلتفرم‌های استریم شنیده شد و نسخه‌های کاور بی‌شماری از آن توسط هنرمندان مختلف ساخته شد. موفقیت تجاری این آلبوم نشان داد که موسیقی ارکسترال و جاز هنوز هم پتانسیل بالایی برای جذب مخاطبان انبوه دارد. این آلبوم حتی در کشورهایی که فرهنگ موزیکال قوی نداشتند هم با استقبال بسیار گسترده‌ای مواجه شد.
۷. نقش اشعار در موفقیت موسیقی متن لالالند چقدر جدی بود؟
اشعار بنج پازک و جاستین پل نقشی حیاتی در عمق بخشیدن به موسیقی جاستین هورویتز ایفا کردند. آن‌ها توانستند مفاهیم پیچیده‌ای مثل جاه‌طلبی، ترس از شکست و ایثار در عشق را در قالب کلمات ساده و تاثیرگذار بگنجانند. هماهنگی دقیق میان ضرب‌آهنگ کلمات و ملودی پیانو، باعث شد که آهنگ‌ها به جای قطع کردن روایت، داستان را به جلو برانند. اشعار لالالند به خوبی توانستند تنهایی انسان معاصر در کلان‌شهری مثل لس‌آنجلس را به تصویر بکشند.

جمع‌بندی نهایی

موسیقی متن «لالالند» گواهی بر قدرت بی‌پایان ملودی در روایت درونی‌ترین احساسات انسانی است. جاستین هورویتز با تکیه بر دانش فنی و درک عمیق از تاریخ سینما، توانست پلی میان رویاهای پرزرق و برق گذشته و واقعیت‌های ملموس امروز بسازد. این آلبوم نه تنها جاز و موزیکال را در کانون توجه قرار داد، بلکه به ما یادآوری کرد که موسیقی می‌تواند تسکین‌دهنده حسرت‌ها و الهام‌بخش رویاهای ما باشد. لالالند به ما آموخت که حتی اگر به تمام آرزوهایمان نرسیم، ملودی‌هایی که در مسیر خلق کرده‌ایم، تا ابد در گوش شهر زمزمه خواهند شد. این اثر ماندگار، بدون شک یکی از درخشان‌ترین نقاط تلاقی موسیقی و سینما در قرن حاضر است.

ملودی مورد علاقه شما در لالالند کدام است؟

موسیقی این فیلم برای هر کسی یادآور یک خاطره یا یک رویای شخصی است. آیا شما هم با شنیدن «City of Stars» احساس دلتنگی می‌کنید یا ریتم‌های جاز سباستین به شما انرژی می‌دهد؟ نظرات و تجربیات شنیداری خود را درباره این آلبوم جادویی در بخش دیدگاه‌ها برای ما بنویسید.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]