الدورادو و هفت شهر سیبولا

0

هنگامی که کریستف کلمب ۵۰۰ سال قبل گفت: «کسی که طلا دارد می‌تواند هر چه در این دنیا می‌خواهد به دست آورد و حتی می‌تواند اجازهٔ ورود بهشت را هم به‌دست آورد.» احساس درونی ماجراجویان اسپانیایی را که حرص طلا داشتند بیان می‌کرد. البته جستجوی طلا و ثروت‌های بیکران خواسته‌های همگانی است و بنا بر مکان و زمان مقتضیات گوناگونی به خود می‌گیرد، اما جستجو برای سرزمین افسانه‌ای الدورادو و هفت شهر سیبولا بخشی است از تاریخ اکتشافات در دنیای جدید.

الدورادو (واژهٔ اسپانیایی به معنای مرد طلایی) شاه سرخپوستان آمریکای جنوبی بود و بر سرزمینی سرشار از طلا فرمان می‌راند و غبار طلا بر تن خویش می‌پاشید. اروپایی‌ها نام او را بر سرزمینی گذاشتند که بر آن فرمان می‌راند. افسانه‌هایی دربارهٔ سرزمین الدورادو در قرن شانزدهم پا گرفت و گفته می‌شد که مربوط است به شاه قوم اینکا در پرو. این افسانه‌ها به گوش اسپانیایی‌ها هم رسید و آن‌ها راهی آمریکای جنوبی شدند بلکه از این سرزمین طلا به‌دست آورند.

رویاها

اسپانیایی‌ها انتظار داشتند به سرزمینی پا نهند که قصرهایش یک‌سره از طلا بنا شده و حتی ظروف آشپزخانه‌اش از طلای ناب است و با آن‌که مقادیر زیادی از طلا از سرخپوستان به غنیمت گرفتند اما در راه با مشقات گوناگون روبرو شدند و تلفات زیادی دادند.

اگر چه اسپانیایی‌ها برای کسب طلا بیشتر از بقیه حریص بودند، اما اروپایی‌های دیگری از جمله انگلیسی‌ها هم در جستجوی این سرزمین افسانه‌ای بودند. سیاح انگلیسی سر والتر رالی دو سفر اکتشافی نا موفق برای پیدا کردن محل الدورادو انجام داد. مأموریت ناموفق دوم به هلاکت او منجر شد.

کشورهای دیگر اروپایی هم مبادرت به این سفرهای اکتشافی کردند که در نهایت به اسارت گرفتن بومیان و غارت منابع طبیعی آن‌ها می‌انجامید به جز انگلیسی‌ها، فرانسوی‌ها، هلندی‌ها، پرتغالی‌ها هم سهمی از این مستعمرات و منابع طبیعی‌شان می‌خواستند.

جستجو برای شهرهای گمشده

الدورادو به زودی به هر مکانی اطلاق شد که مقادیر فراوانی طلا در آن پنهان شده بود. همراه با آن، هفت شهر سیبولا نیز معنایی مشابه پیدا کرد. داستان این شهرها زمانی بر زبان‌ها افتاد که سیاح اسپانیایی آلوار نوتر کابزا دو واکا در ۱۵۲۷ سرزمین فلوریدا را تصرف کرد. آن‌ها تکزاس نیومکزیکو و آریزونا هم گذشتند و سرانجام به شمال مکزیک رسیدند و بعدها مدعی شدند که هفت شهر طلایی را دیده‌اند.

افسانه‌ای بی‌پایان

با آن‌که عده زیادی از ماجراجویان اسپانیایی و جویندگان طلا در جستجو برای پیدا کردن این شهرها ناکام ماندند با این حال چرا باز هم این افسانه در ذهن مردم زنده ماند و کاشفان و ماجراجویان جدیدی برای یافتن این شهرهای گمشده عازم سفرهای دور و دراز می‌شدند؟ آیا این ماجراجویی‌ها دلیل رمز و راز عظمت این افسانه بود؟ داستان هفت شهر گمشده سیبولا، دربارهٔ سرزمینی است انباشته از طلا، الدورادو تمام عناصر جذاب و پر هیجان یک رویای ناممکن را در خود جمع کرده.

دریاچه طلا

افسانه‌های پر زرق و برق

الدورادو شهرت خود را از مراسم آیینی پر رمز و رازی به دست آورده که سرخپوستان انجام می‌داده‌اند. فرمانروای سرخپوستان در این مراسم بدن خود را با گرد طلا می‌پوشاندند و رعایایش سنگ‌های قیمتی و طلا را به درون دریاچهٔ گواتاویتا می‌انداختند. سپس مرد طلا در آب غوطه می‌خورد و خود را پاک می‌کرد. گفته می‌شود هنوز طلا و جواهر زیادی در کف این دریاچه وجود دارد.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.