مردها عاشق چه نوع زن‌هایی می‌شوند؟

جذابیت ظاهری تنها ۵۰ درصد چیزی است که شما دارید، ۵۰ درصد بقیه، چیزی است که دیگران گمان می کنند شما دارید.»

سوفیا لورن

با دختر ساده دل آشنا شوید همه آدم ها یک دختر ساده دل” را در اطرافشان می شناسند. او همان زنی است که خوبی ها را چند برابر تلافی می کند، به مردی که تازه با او آشنا شده همه چیز می بخشد بی آنکه مرد تلاشی برای رابطه شان کرده باشد. او کورکورانه می بخشد زیرا می خواهد تمام این توجهات را دقیقا به همین اندازه از طرف مقابل بگیرد. او با هر آن چیزی که گمان کند مرد آن را می خواهد یا از آن خوشش می آید کنار می آید زیرا بنا دارد این رابطه را به هر قیمتی حفظ کند. هر زنی دست کم یک بار در جایی از زندگی اش، در چنین موقعیتی قرار داشته است.

مطمئنا خواندن پیشنهادهای احمقانه مجلات پیش پا افتاده مد، فهم این موضوع را برایمان آسان تر می کند که چرا زنها برای این لطف بیش از حد، چنین مشتاقند “برای جلب توجه اش باید خیلی تلاش کنید. برایش یک شام مفصل بپزید. بیسکویت های مخصوص ولنتاین درست کنید و رویش از آن پودرهای عجیب وغریب رنگی که تازه از مالزی رسیده اند بپاشید (دقیقا مثل مارتا استوارت آشپز معروف تلویزیون). تزیینات اطرافش و آن توت فرنگی های تازه و ارگانیکی که برای خریدشان باید دو ساعت رانندگی می کردید را هم

فراموش نکنید. همین طور دستمال سفره های ابریشمی لوکس را، و سپس در حالی که یک لباس شب مشکی توری پوشیده اید، از او پذیرایی کنید. ”

و این دستورالعمل به کجا ختم می شود؟ فاجعه. قانون جاذبه شماره ۱ هر چیزی که آدم در زندگی به دنبالش بدود، از او فرار می کند به ویژه هنگامی که پای یک مرد در میان است. با یک اخطار: اگر با آن لباس شب مشکی به دنبالش بدوید، اول از شما سوء استفاده می کند… و سپس فرار خواهد کرد.

چرا یک مرد از چنین موقعیتی فرار می کند؟ او فرار می کند زیرا رفتار زن نشان می دهد که ارزش زیادی برای خودش قائل نیست. رابطه تازه به وجود آمده و ارتباط میان آن دو نیز نسبتا سطحی است، با این حال، زن، بازی را با بهترین کارت خود آغاز کرده است.

این حقیقت که زن مشتاق لطف بی اندازه به کسی است که در واقع غریبه ای بیش نیست، به سرعت دو فرضیه را پیش پای مرد می گذارد. او یا فرض می کند که زن بسیار ناامید و محتاج توجه است و یا اینکه او با هر مردی که از گرد راه می رسد رابطه برقرار می کند. یا هر دو. آنچه وجود ندارد تحسین زن برای این تلاش مضاعف است. هنگامی که یک مرد احترام خود را به زنی که دانسته ارزش خود را کم می کند از دست می دهد، علاقه به نزدیک شدن به او را نیز از دست می دهد. خواه او زن جذابی باشد و خواه نباشد. از طرف دیگر، یک دختر رؤیایی برای تحت تأثیر قرار دادن هیچکس خودکشی نمی کند. به همین خاطر هیچ کدام از زن هایی که مردها عاشق شان می شوند، برای مردی که تازه شناخته اند یک غذای شاهانه درست نمی کند. اما غذای آماده نیز نمی گیرد. او با یک غذای ساده شروع می کند (مثلا ذرت بو داده)، و بدون آن دستمال سفره های ابریشمی. برای ذرت بو داده یک ظرف پلاستیکی هم کفایت می کند. او فقط از مهمانش می پرسد که ظرف پلاستیکی را می خواهد یا ترجیح می دهد از توی جعبه بخورد. شش ماه بعد همین زن برای او

یک غدای گرم می پزد و برایش در بشقاب می کشد. مرد با خودش چه می گوید؟ ” من چقدر خاصم مرد”!

اهمیتی هم ندارد که این غذا پاستا یا راگویی باشد که شما آن را آماده از دکه اغذیه فروشی کنار خیابان خریده و بعد خودتان رویش گوشت قلقلی اضافه کرده باشید. او می گوید: این بهترین پاستایی است که در تمام زندگی ام خورده ام”! حالا او حس می کند یک پادشاه است. تنها تفاوت این است که او برای به دست آوردن این احترام تلاش کرده و زمان گذاشته است. او همه چیز را همان اول به دست نیاورده پس بیشتر قدرش را می داند. قانون جاذبه شماره ۲ زنانی که مردها را وادار می کنند تا به خاطر آنها از سختی ها و موانع گذر کنند، همیشه هم موجوداتی استثنایی نیستند، بلکه معمولا از آن دسته زن هایی هستند که توجه بیش از اندازه نشان نمی دهند. موضوع این نیست که چطور نقش بازی کنید یا کسی را بازیچه قرار دهید. بلکه باید روشن کنید که آیا شما واقعا شخصیتی وابسته و نیازمند به دیگران هستید یا این توانایی را دارید که به او نشان دهید برایش شریکی برابرید. موضوع این است که آیا شما توانایی اداره خود را دارید یا خیر؟

اگر از همان روز اول به او نشان دهید که آمادگی کوتاه آمدن در برابر وی را دارید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ او گمان خواهد کرد که شما محتاج به داشتن این رابطه هستید و دلش می خواهد ببیند تا کجا کوتاه می آیید. این طبیعت انسان است. او فورأ شروع به سنجش اوضاع می کند. هر چقدر بیشتر نرمش به خرج دهید، او انتظار نرمش بیشتری دارد. او بی درنگ شما را مانند یک باتری دوراسل خواهد دید: ” تا کجا می تواند ادامه دهد؟ چقدر بیشتر می توانم فشار بیاورم”؟

دخترهای ساده دل نیازمند فهمیدن چیزی هستند که یک زیرک آن را به خوبی درک کرده است. بیش از حد لطف کردن، یا اشتیاق زیاد برای جلب رضایت مردها، احترام مرد نسبت به زن را کاهش می دهد، جذابیت شما را از بین می برد و باعث می شود که نقطه پایانی بر این رابطه گذاشته شود.

بیشتر مردها زنی را که برای جلب رضایت شان بیش از حد تلاش می کند به عنوان یک چالش فکری نمی بینند و ذهن خود را درگیر او نمی کنند. زنهای باهوش مرتکب این اشتباه می شوند که فرض کنند حالا که مدرک تحصیلی بالایی دارند و از پس بحث های سیاسی بر می آیند، پس مردان عادی را نیز به خوبی می شناسند و درک می کنند، از این رو در طول شام

خوردن سعی می کنند ذهن مرد را با حرف هایشان تحریک کنند، غافل از اینکه یک چالش فکری، هیچ ربطی به نوع گفت و گو ندارد. (بله قبول است، اگر زن آن قدر خنگ است که فکر می کند آلن گرین (گزارشگر ورزشی رک گو و شوخ تلویزیون) و آلن گرینسپان (مشاور اقتصادی اخم آلود دولت) هر دو یک نفر هستند آن وقت دیگر قضیه جدی است و مرکز؟ ما به کمک نیاز داریم)

یک چالش فکری معمولا در این مورد است که شما تا چه اندازه توقع احترام دیدن دارید؟ همچنین به “نوع” رابطه تان با او مرتبط است. اینکه او بداند شما از «بدون او بودن» نمی هراسید. دخترهای ساده دل معمولا این اشتباه را مرتکب می شوند که خود را همیشه در دسترس قرار دهند. با این استدلال که ” من نمی خواهم نقش بازی کنم”، پس به مرد اجازه میدهد تا ببیند که او ترس از دست دادنش را دارد. مرد کم کم به این نتیجه می رسد که زن را به تمامی در اختیار دارد و این معمولا همان نقطه ایست که زن ها در آن لب به شکایت باز می کنند: ” او به اندازه کافی برایم وقت نمی گذارد، او به اندازه گذشته احساساتی نیست.”

یک زیرک حواسش را در مورد در دسترس بودن جمع می کند. او گاهی اوقات در دسترس است و گاهی اوقات نه. اما آنقدر مهربان و مودب هست که اگر مرد واقعا دلش می خواهد او را ببیند موقعیت مرد را درک کند و گهگاه ” خود را با شرایط او هماهنگ کند.

ترجمه؟ معنی این رفتار این است که او %۱۰۰ در اختیار مرد نیست. قانون جاذبه شماره ۳ در ابتدای آشنایی یک زن، تا جایی برای مرد به عنوان یک درگیری ذهنی باقی می ماند که مرد بداند او را %۱۰۰ در اختیار ندارد. اینکه زمان با هم بودنتان را چگونه می گذرانید خیلی چیزها را به شما نشان می دهد:

دختر ساده دل بعد از یک هفته آشنایی با مرد، با حوصلهای سر رفته روی صندلی می نشیند، در حالی که مرد به کارهای مورد علاقه اش می پردازد. از تلویزیون مسابقه تماشا می کند، یا قلاب ماهی گیری اش را تمیز می کند، گیتارش را می نوازد یا سرش به ماشین اش گرم است. دختر ساده دل جیکاش هم در نمی آید. در عوض مؤدبانه با انگشتانش بازی می کند و سعی

می کند خود را خوشحال نشان بدهد، فقط به خاطر اینکه بتواند در کنار مرد بماند.

اما یک زیرک خیلی هم جیغ می زند، در واقع صدای اعتراض اش را بلند می کند و این اصلا چیز بدی نیست. زیرا اینگونه مرد می فهمد که نمی تواند او را نادیده بگیرد. اما به یاد داشته باشید که یک چالش ذهنی به معنای این نیست که شما زبانی و علنی با او دعوا کنید، بلکه این کارهای شماست که اهمیت دارد، اینکه چقدر از وجودتان را حاضرید به خاطر او ” از دست بدهید. برای مثال او می گوید از زنهای بور خوشش می آید و شما پوست تیره چشمان تیره و مویی مشکی دارید. اما دفعه بعد که شما را می بیند، شما موهای خود را بور کرده اید و ابروهایتان را هم روشن کرده اید تا به رنگ موهایتان بیاید. ترجمه این کارها:

او احساس می کند که شما را به طور ۱۰۰ درصد در اختیار دارد.

یک زیرک کسی نیست که در خانه بنشیند و روی مهارت های “تور کردن مردها” تمرین و تمرکز کند. آنچه او احساس می کند در اول رابطه باید باشد، این است که یک «همراه» خوب باشد. این کار تا وقتی که مرد یک “نشستن عاشقانه زیر نور مهتاب” را با تلاش خودش به دست بیاورد، از سرش هم زیاد است. در ابتدای رابطه حواستان را خیلی جمع کنید و از مطالب بعدی حتما یادداشت بردارید تا فراموش نکنید: اگر او برای ابراز عشق سر سوزنی تلاش نمی کند، همان موقع دارد به شما نشان می دهد که در آینده نیز چیزی برای ارائه دادن به شما ندارد. این رفتار او، ربطی به ارزش شخص شما ندارد، بلکه به آنچه او برای ارائه دادن به شما دارد بر می گردد، و البته به اینکه شما خودتان را چگونه به او نشان داده باشید. آیا سرتان زیاده از حد شلوغ است؟ اگر او خیلی چیزها برای ارائه به شما داشته باشد اما شما به او اجازه ابراز آن ها را ندهید، در این صورت او چاره ای جز عقب نشینی ندارد. وقتی یک دختر ساده دل زیادی به مرد لطف می کند، رفتار او می گوید “آنچه من برای ارائه به تو دارم کافی نیست”. یک زیرک اما پیام دیگری می دهد”: آنچه هستم کافی است می خواهی بخواه و نمی خواهی نخواه”. و حالا تفاوتها: سنگ بنای یک رابطه از همان روز اول گذاشته می شود. از همان ابتدای کار، مرد آگاهانه (بله، آگاهانه) سعی می کند فضا را بسنجد و ببیند تا کجا می تواند پیش برود.

رفتار تلفنی شما هم برای او بسیار گویاست. آیا شما همیشه قبل از برنامه ریزی برای خودتان، اول منتظر میشوید تا او بگوید برنامه اش چیست؟ آیا اگر او زنگ نزند یا همراه برنامه شما نشود یا مطابق وعده، سر قرار حاضر نشود، شما برنامه خود را به هم می زنید؟

اگر این کار را می کنید به او درس وقت شناسی نمی دهید. کاری که می کنید این است که به او نشان می دهید اختیار کامل شما را دارد و این پیغام خوبی برای کسی که تازه با او آشنا شده اید نیست. این یک واقعیت است که بیشتر مردها از روی عمد به شما زنگ نمی زنند. فقط برای اینکه ببینند شما چطور واکنش نشان می دهید. وقتی زنی ناراحت است آن وقت فهمیدن اینکه به چه فکر می کند آسان می شود و مرد به آسانی میتواند با کمی کنار کشیدن خود، میزان نیاز و خواسته های او از یک رابطه را بفهمد. پس تمام آن نظریه هایی که راجع به دلیل زنگ نزدن مردها در مجلات خوانده اید را فراموش کنید.

قانون جاذبه شماره ۴ گاهی اوقات یک مرد از روی عمد به شما زنگ نمی زند تا ببیند چگونه واکنش نشان می دهید. این طبیعت هر انسانی است که ابتدا عمق آب را بسنجد و ببیند تا کجا می تواند پیشروی کند. این را می توانید در رفتار کودکان و حتی حیوانات خانگی نیز ببینید. این، یک بخش همیشگی از درس زندگی است. همچنین مردها گاهی خود را عقب می کشند تا از طرف شما اطمینان خاطر کسب کنند. هیچ مردی نمی آید به شما بگوید: “عزیزم، من لازم دارم در مورد جایگاهم نزد تو اطمینان خاطر داشته باشم. به جایش، او خود را عقب می کشد تا واکنش شما را ببیند. وقتی شما احساسی واکنش نشان می دهید، به او این حس را می دهید که شما را کنترل می کند و اگر به دفعات زیاد واکنش های احساسی از خود بروز دهید، پس از مدتی شما را کمتر و کمتر به چشم یک چالش فکری خواهد دید. در صورتی برایش یک چالش فکری می مانید که هیچگاه نداند در برابر کارهایش چه واکنشی از خود بروز خواهید داد.

همچنین این عقب کشیدن چیزی را به او می دهد که بسیار به آن نیازمند است: آزادی برای نفس کشیدن. اگر از زمانی که او باید به طور معمول با شما تماس می گرفت کمی گذشته است، به او نشان دهید که مطلقا هیچ “جبهه گیری” در مقابل کار او ندارید. این رفتار او را کمی نسبت به این موضوع که اگر نباشد آیا شما اصلا دلتنگش (بخوانید نیازمندش) می شوید یا

نه، مردد می کند و این موضوع برایش دلیلی می شود تا با دل شما راه بیاید، چون شما را به چشم یک آدم محتاج و نیازمند نمی بیند.

سعی کنید حرف هایی مانند اینها را به او نزنید ” چرا به من زنگ نزدی؟” یا ” چرا من در طول هفته هیچ خبری از تو نداشتم؟” اگر طوری برخورد کنید که انگار اصلا متوجه غیبت او نشدید (چون وقتی به آدم خوش میگذرد متوجه گذر زمان نمی شود)، او با دل شما راه خواهد آمد. چرا؟ چون حس نمی کند شما را ۱۰۰ درصد در اختیار دارد. قانون جاذبه شماره ۵ | اگر از همان ابتدا خود را وابسته نشان دهید، ذوق و شوق او نسبت به خود را از بین می برید، ولی اگر چیزی باشید که او نمی تواند به دست بیاورد، در ذهنش به عنوان یک چالش باقی می مانید.

باز هم می گویم، موضوع این نیست که چگونه دیگران را بازی دهید”. بلکه باید یاد بگیرید چگونه طبیعت انسان را درک کنید و با توجه به این اصل رفتار کنید که یک مرد همیشه چیزی را می خواهد که نمی تواند به دست بیاورد. وقتی یک مرد با زنی برخورد می کند که به او علاقه ای نشان نمی دهد، جلب توجه و علاقه آن زن برایش تبدیل به یک چالش و مبارزه می شود.

یا اینکه وقتی مردی تلاش می کند زن در رابطه احساس ناامنی کند و بر این اساس واکنش نشان دهد ولی زن با غرور و متانت بالایی آرامش خود را حفظ می کند، ناگهان فضا برای مرد عوض می شود. همان مردی که از برقراری رابطه می ترسید و از آن فراری بود، ناگهان تبدیل به مردی می شود که به این رابطه ایمان دارد. حالا او در رؤیاهایش این دختر را در حال غذا پختن برای او یا تا کردن جوراب هایش می بیند و دوست دارد همه جا کنار او باشد. ولی اگر از ابتدا با او مانند یک دختر درمانده و وابسته رفتار می کردید، آن قدر برایش ارزش نداشت و توجهی نمی کرد.

اشتباه دیگری که خانم ها ممکن است مرتکب شوند این است که خود را دست کم بگیرند و کوچک کنند. وقتی در یک قرار آشنایی هستید، هیچگاه نباید در مورد عمل جراحی زیبایی که دوست دارید انجام دهید، یا مقدار وزنی که دوست دارید از دست بدهید، حرف بزنید. او را از دنیای تحسین کردن خود بیرون نیاورید. الان زمانی است که باید به خود اطمینان کامل داشته باشید.

پس رفتار درست چیست؟ ” این منم با تمام شکوهی که می توانم داشته باشم و از این بهتر نمی شود”. لازم نیست آن همه پول خرج یک روان شناس کنید، فقط همین جملات را آن قدر برای خود تکرار کنید تا به آنها اعتقاد پیدا کنید. سرانجام هم شما باورشان می کنید هم او. خود را کوچک شمردن؟ نگران نباشید، یک حس قابل درمان است. یک ایراد کوچک در روان شما. اگر دیدید دارید زیاده از حد فروتنی می کنید یا زیادی خاکی هستید یا هر کدام از دیگر حرفهای پوچ از این دست، سریع مشکل را حل کنید. به خود یادآوری کنید که شما خیلی ممتاز”هستید. نقطه، پایان. والسلام نامه تمام. اگر کسی این اعتماد به نفس شما را نمی پسندد مشکل خود اوست. “چرا؟ چون در زندگی شخصی تان، شما از او مهم تر هستید. به این دلیل”! برای مثال آیا تا به حال مردی را دیده اید که بگوید همه مردها عاشق نامزد قبلی اش بوده اند؟ او آنقدر آن دختر را در نظر شما بالا می برد که وقتی سرانجام عکسش را می بینید، احساس می کنید شما را احمق گیر آورده است. چیزی که واقعا می خواهید بگویید این است: “عزیزم، به نظر می آید که او ستاره دلقکها بوده است. اما به خودتان زحمت ندهید، چون او فورا به دفاع از آن دختر بر می خیزد: “خودش خیلی زیباتر از عکسش بود” کوتاه نمی آید و دوباره تلاش می کند: “آن موقع خیلی خوشگل تر بود (کمی تأمل می کند) در این عکس واقعأ بد افتاده، نه، واقعا “. (هنوز هم کوتاه نمی آید)

چیزی که خانم ها باید بفهمند این است که وقتی یک مرد، زنی را خیلی عالی می بیند، قیافه آن زن در این طرز فکر تأثیر چندانی ندارد. در مثال بالا این یک حقه ذهن است که اینگونه عمل می کند: آن دختر خود را خیلی دست بالا گرفته و رفتارش به گونه ای بوده که مرد فکر کرده او واقعا خیلی ممتاز و استثنایی است و بعد یک اتفاق جالب افتاده است: آن مرد فراموش کرده است که واقعا دارد به چه کسی نگاه می کند. قانون جاذبه شماره ۶ یک مرد با شما همانگونه رفتار می کند که شما با خودتان رفتار می کنید عکس این موضوع نیز صادق است. اگر یک زن زیبا نسبت به خود خیلی نامطمئن باشد، ممکن است در نظر مردها زشت جلوه کند. مردی مصرانه در پی شماست، بنابراین حتما به نظرش جذاب هستید. اگر با یک رفتار زیر پوستی و بدون اینکه خیلی توی چشم بخورد، با اعتماد بنفس با او برخورد کنید، او را قانع کرده اید که زیبا و جذاب هستید. هرگز فرض را بر این نگذارید که جذاب نیستید و به همین دلیل این شما هستید که باید به دنبال طرف مقابلتان بدوید یا مدام به او امتیاز بدهید. سلیقه امری است کاملا وابسته به خصوصیات فردی و طرز فکر یک شخص. دختری که از نظر یک مرد زشت” است، به نظر مرد دیگری “زیبا” می آید. بله، در اولین دیدار باید زیبا به نظر برسید، ولی این طرز برخورد و رفتار شماست که مرد را عاشق می کند. اینکه شما بتوانید خودتان را در این رابطه سرپا نگه دارید و به اصطلاح “وا ندهید”.

قانون جاذبه شماره ۷

خود را خیلی دست بالا بگیرید و او هم شما را باور خواهد کرد. اجازه ندهید آگهی های تبلیغاتی راهنمای شما شوند. زنی که علاقه و توجه مرد را نسبت به خود نگه می دارد، آن زنی نیست که به خاطر یک دامن کوتاه خاص یا آویز ناف و یا یک پیراهن سیاه با یقه مواج از فلان برند لباس، احساس خوبی نسبت به خود پیدا کند. یک زیرک برای داشتن احساس خوب به این چیزها تکیه نمی کند. او به چیزی که به عنوان یک زن هست تکیه می کند.

“او باید مرا همانطور که هستم بپذیرد” این سخن یک دختر زیادی ساده دل است. تو را بپذیرد؟ نه خواهر من، زبانت را گاز بگیر! او باید دیوانه وار تو را بخواهد و پذیرفتن هیچ ربطی به این موضوع ندارد.

او یک پادری را می پذیرد” اما “آرزویش” یک دختر رؤیایی است. اگر شما دوست دارید مورد پذیرش کسی واقع شوید به یکی از این گروه های خوددرمانی بپیوندید. ما داریم راجع به چیزی حرف می زنیم که او مشتاقانه آرزو می کند. این موضوع از وقتی که او یک پسربچه بود آغاز شده است. وقتی او در روز کریسمس هدیه ای دریافت کرد که آن را درخواست نکرده بود

او پنج دقیقه با آن بازی کرد و بعد تمام. اسباب بازی ای که برایش خیلی عزیز بود، آن اسباب بازی بود که او دو ماه تمام برایش پول جمع کرده و در بالاترین قفسه ویترین اسباب بازی فروشی گذاشته شده بود. او دستش به آن نمی رسیده اما هر روز قبل از طلوع خورشید از خواب بیدار می شده تا روزنامه پخش کند و بتواند آن اسباب بازی را بخرد. این تنها اسباب بازی است که همیشه در خاطرش می ماند چون با زحمت آن را به دست آورده است.

اما اگر با یک زیرک بود چه؟ آنگاه هیچ کمبود “کششی” وجود نداشت.

چیزی در وجود اوست که نمی دانم چیست این عبارت به آن حس خاص” اشاره می کند که با هیچ کلمه ای نمی توانید توصیف اش کنید. آن جذابیت خاص و رمنده که دقیقا نمی توانید انگشت روی آن بگذارید، ولی می دانید در وجود کسی که راجع به او صحبت می کنید هست. و این خصوصیت در یک زن از کجا سرچشمه می گیرد؟ از اینکه او در درون خودش از کسی که هست کاملا راضی باشد و با خود احساس راحتی کند و کسی هم نتواند او را وادار کند که حس بدی راجع به خودش پیدا کند.

ظاهر نقش چندانی در این موضوع بازی نمی کند. زنان زیبا همه روزه از طرف همسران خود کنار گذاشته می شوند. هوشمندی نیز نقش چندانی ندارد. همه جور زنی، از باهوش ترین شان تا آنهایی که از نظر بهره هوشی در رده سبزیجات قرار می گیرند، هر روز با این مسئله دست به گریبان اند. موضوع آن حس مرموز است و اینکه یاد بگیرید چگونه فریبندگی و جذابیتی پویا داشته باشید.

هنگامی که شما خود را فراموش کنید، آتش رابطه تان نیز فرو می نشیند. اگر مرد را به کبریت تشبیه کنیم، شما آن نوار آتش زنه کنار جعبه کبریت هستید. وقتی آن نوار ماهیت خود را از دست بدهد و کند شود، به آتش کشیدن کبریت نیز سخت می شود. برای مثال وقتی مرد می گوید: شاید من به کمی وقت نیاز داشته باشم تا روی بعضی مسائل فکر کنم”. دختری که زیادی ساده دل است می گوید: خواهش می کنم مرا ترک نکن” ولی یک زیرک این کار را نمی کند. او حتی به مرد پیشنهاد می کند که اگر برای رفتن کمکی لازم داشت بگوید. چرا؟ یک گزینه را انتخاب کنید: الف- او خیلی اهل کمک کردن است.

ب- مرد خودش نمی تواند چمدانش را ببندد. ج- او خودش را دوست دارد. راهنمایی: گزینه درست، گزینه آخر است. چون او خودش را دوست دارد. یک زیرک کسی که او را نخواهد را نمی خواهد. او به پاهای مرد نمی افتد و به او التماس نمی کند که به او رحم کند. او شخصیت خود را نگه می دارد و با این کار باعث می شود که مرد از رفتن منصرف شود.

رفتارش به مرد می گوید که با بیچارگی خواهان مرد نیست. با نا امیدی به او نیاز ندارد و آنگونه که مرد می خواسته، نتوانسته در وجود و روحش خانه کند. این قطار را او می راند اما بدون تلاش بیش از حد و این آسودگی خیال است که به جذابیت تعبیر می شود.

کسی که ” آن چیزی که نمیدانم چیست ” را دارد، رفتار با نشاط و جذابی دارد و به گونه ای رفتار می کند که انگار به وقایع اطرافش اهمیت چندانی نمی دهد. او یک زیرک است که نه تنها “محتاج” مرد نیست، بلکه خیلی وقت ها نیز او مرکز توجهش نیست. هرگز دقت کرده اید که وقتی شما پای تلفن هستید و به همسرتان که کنار شماست توجهی نمی کنید، او ناگهان گردن شما را می بوسد و سعی می کند توجه شما را به سمت خودش جلب کند؟ اگر همیشه او را مرکز توجه خود قرار دهید، از شما فرار می کند. قانون جاذبه شماره ۸ بزرگترین وجه تمایز میان یک زیرک و یک زن زیادی ساده دل، ترس است. یک زیرک به مرد نشان می دهد که از بدون او بودن نمی هراسد. مارگارت آتوود می گوید: ترس هم مانند عشق، بوی خاص خود را دارد. این موضوع بیانگر این نکته است که اشتیاق و ترس هر دو از یک نقطه در مغز منشأ می گیرند. وقتی یک مرد کمی بترسد که شما را از دست بدهد، اشتیاقش نیز تحریک می شود. روحیه یک مرد را می توان به یک گیاه تشبیه کرد. یک گیاه هم به آب احتیاج دارد و هم به هوا برای نفس کشیدن. اگر به مردی که تازه با او آشنا شده اید بیش از حد، از طرف خود اطمینان خاطر دهید، مانند این است که به یک گیاه زیادی آب بدهید. آن را می کشید. یکی از چیزهایی که یک زن باید از ذهن خود بیرون کند، تصویری است که از یک زیرک دارد. یک زیرک “مهربان و مودب ” است. او به شیرینی یک هلوی رسیده است. او لبخند میزند و رفتاری کاملا زنانه دارد. فقط اینکه او تصمیمات اش را بر مبنای ترس از دست دادن یک مرد نمی گیرد. در واقع تفاوت زیادی میان شخصیت و منش یک زن زیرک و یک دختر ساده دل وجود ندارد. ربطی هم به رک و صریح بودن و یا نبودن شان ندارد. یک زیرک شخصیت خود را با کارهایی که «انجام میدهد» نشان میدهد چون اصلا دوست ندارد خود را مقابل یک مرد ” وا بدهد”. قانون جاذبه شماره ۹ اگر قرار باشد میان شخصیت و رابطه یکی انتخاب شود، یک زیرک شخصیت خود را بالای هر چیز دیگری قرار می دهد. او شخصیت خود را حفظ می کند و احترام زیادی برای خود قائل است. او اعتقاد راسخی دارد که آنچه که باید بر تصمیمات او حکمرانی کند ارزشی است که برای خود قائل است.

از آنجایی که او هیچ ترسی ندارد، به طرز مسخره ای جاها عوض می شود. حالا این مرد است که کم کم می ترسد او را از دست بدهد. چون او محتاج نیست، مرد کم کم به او احتیاج پیدا می کند. چون او وابسته نیست، مرد شروع به وابسته شدن به او می کند. مسیر جاذبه عوض می شود، کسی که کمتر به نتیجه رابطه وابسته است، به طور خودکار دیگری را جذب می کند.

با نوع جدید و اصلاح شده یک زیرک آشنا شوید بگذارید این فصل را با بازتوصیف واژه “زیرک” ببندیم. بیایید دیگر با بدبینی به این واژه نگاه نکنیم. یک زیرک زنی نیست که با لحنی خشک و خشن صحبت کند. او گستاخ و مبارزه جو نیست. مؤدب اما صریح است. او تقریبا به همان شیوه ای که مردها میان خود با هم رفتار می کنند با مردها رفتار می کند. مرد نیز با چنین زنی راحت تر ارتباط می گیرد تا زنی که زیاده از حد شیرین است، یا از همان ابتدای رابطه بسیار احساساتی برخورد می کند. یک زن حساس و احساساتی مرد را گیج می کند. یک زیرک می داند چه می خواهد و آن را راحت و مستقیم بیان می کند و در نتیجه معمولا آنچه را می خواهد به آسانی به دست می آورد.

اینجا ۱۰ تا از صفات مشخصه یک زیرک را بیان می کنیم

(۱) او استقلال شخصیتی خود را حفظ می کند هیچ فرقی نمی کند که او رییس یک شرکت بزرگ باشد یا پیشخدمت یک رستوران. او روی پای خودش ایستاده و شخصیت و احترام دارد. او آنجا با دست هایی که به سمت مرد دراز شده نایستاده است.

(۲) او به دنبال مرد نمیدود ماه و خورشید و ستارگان به دور مرد مورد علاقه او نمی چرخند. او با مرد بیرون نمی رود چون طالع بینی روزانه اش می گوید که این سیاره کیوان بزرگ ممکن است از کنار ونوس کوچک او دور شود. او دنبال مرد نمی دود تا بداند در چه حال است. یک مرد مرکز دنیای او نیست.

(۳) او مرموز است تفاوت زیادی میان صداقت و زیادی بی پرده بودن و همه چیز را گفتن وجود دارد. او صادق است اما همه چیز را نمی گوید. او همه کارت های خود را صاف روی میز نمی گذارد. انس و الفت زیاد از حد خفت می آورد و پیش بینی پذیر بودن نیز کسالت به بار می آورد.

(۴) او مرد را خواهان خود نگه می دارد او هر شب مرد را نمی بیند، یا روی پیغام گیر تلفنش پیام های طولانی نمی گذارد. او در عرض یک هفته با منشی نامزدش آن قدر صمیمی نمی شود که او را با نام کوچک صدا کند. مردها عشق و اشتیاق را با هم برابر می دانند پس در ابتدای رابطه به همان اشتیاق بسنده کنید.

(۵) او اجازه نمی دهد مرد گمان کند او زیادی شیرین است او رابطه را از شلوغی و آشفتگی دور نگه می دارد و وقتی ناراحت است به سمت مرد نمی رود یا جوابش را نمی دهد. وقتی ناراحتی و آشفتگی ذهنش برطرف شد به او زنگ می زند و خلاصه جریان را خیلی کوتاه و مختصر بیان می کند.

(۶) او اجازه نمیدهد شخص دیگری زمان را برایش مدیریت کند او خیلی آرام جلو می رود. به ویژه هنگامی که مرد شتاب زیادی دارد. او با ضرب آهنگ خاص خود حرکت می کند نه مرد، و با این کار به مرد اجازه نمی دهد کنترل او را در دست بگیرد.

(۷) او کمی شوخ است

کمی شوخ بودن باعث می شود مرد بداند او خیلی وابسته نیست. با این حال بی احترامی را موضوع خنده داری نمی بیند.

(۸) او برای خود ارزش زیادی قائل است

وقتی مرد از او تعریف می کند او می گوید متشکرم، نه اینکه سعی کند او را منصرف کند یا حرف را عوض کند. او هرگز نمی پرسد نامزد قبلیات چه قیافه ای داشته و یا با زن های دیگر رقابت نمی کند.

(۹) او راجع به چیزهای دیگری به غیر از مردش نیز شور و اشتیاق نشان می دهد

وقتی مرد حس می کند که همه چیز و همه کس او نیست بیشتر مشتاق او می شود. وقتی او سر خود را گرم نگه می دارد، دیگر به هنگام در دسترس نبودن مرد احساس رنجش نمی کند. مرد دیگر مالک بی رقیب و بی چون و چرای ذهن او نیست, جایگاه چندان محکمی ندارد و ممکن است به سادگی فراموش شود.

(۱۰) او از بدن خود مانند یک ماشین روغن کاری شده مراقبت می کند او ظاهر و سلامت خود را حفظ می کند. احترامی که یک شخص به خود می گذارد، در چگونه ظاهر شدنش پیش دیگران نمود پیدا می کند. اگر مرد به او بگوید از رژلب قرمز خوشش نمی آید ولی او این رنگ رژ را دوست دارد، هر وقت دلش خواست از آن استفاده می کند.


کتاب زنان زیرک؛ چرا مردان عاشق زنان زیرک می‌شوند؟

نویسنده: شری آرگو    

مترجم: سمیرا ساجدی    

نشر دانژه    

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.