آیا چهارشنبه سوری ربطی به آتش از گذاشتن سیاوش اسطوره‌ای دارد؟

سجاد آیدنلو:

حدّاقل از دورهٔ صفویه به این سو شواهد صریحی داریم که ایرانیان در شبِ آخرین چهارشنبهٔ هر سال مراسم/ جشنی به نام چهارشنبه سوری برگزار می کردند/ می کنند که از کهن ترین و معروف ترین آیینهای آن افروختن آتش و پریدن از روی شعله هاست. از حدودِ چند سال پیش در نوشته های بعضی پایگاههای اینترنتی و در یکی دو سال اخیر در مطالب شبکه های تلگرامی جشن چهارشنبه سوری و سنّتِ پریدن از آتش در این شب با داستان سیاوش در شاهنامه پیوند یافته و این نظر طرح، تکرار و ترویج شده است/ می شود که سیاوش برای ردِّ تهمت نامادریش سودابه و اثبات پاک دامنی خویش در روزی که مقارن با سه شنبهٔ پایانِ سال بود به سلامت از آتش گذشت و به مناسبتِ این سرافرازی تا شب جمعه به مدّت سه روز برای او جشن گرفتند. از آن پس ایرانیان برای حفظِ این خاطره در آخرین سه شنبهٔ هر سال (چهارشنبه سوری) آتش می افروزند و مانند سیاوش از آن می گذرند/ می پرند.

نظریّهٔ ارتباطِ چهارشنبه سوری با سیاوش ویژهٔ یادداشتها و نوشته های پراکندهٔ اینترنتی یا تلگرامی در چند سالِ گذشته نیست و تا جایی که نگارنده بررسی کرده است ظاهراً نخستین بار آقای کاوه علی محمّدی از پیروان دیدگاههای مرحوم استاد ذبیح بهروز در سال ۱۳۷۳‌ این موضوع را در کتابی مطرح کرده اند. ایشان معتقدند که سیاوش در پایان سال ۱۰۱۳ پیش از میلاد در روزی که مطابق چهارشنبه بوده کشته شده است و بعدها زرتشتیان به دلیل روا نبودن سوگواری برای مردگان در آیینهای آنها، برای نگه داشتِ یاد سیاوش و پاکی و قداست او در شبِ واپسین چهارشنبهٔ هر سال آتش روشن کرده و از آن پریده اند و این رسم تا امروز باقی مانده است. (۲)

چند سال پس از آقای علی محمّدی، محقّقی دیگر در کتابی پنداشتی را پیش کشیده اند که امروز به سبب تأثیرگذاریِ رسانه های مجازی در میان عموم دوستداران شاهنامه و آیینهای ایرانی تداول یافته است یعنی همان موضوعِ عبور سیاوش در چهارشنبهٔ آخر سال از آتش و به وجود آمدن سنّت آتش افروزی و پریدن از آن برای یادآوری و تکرار نمادینِ این کارِ او. (۳) جالب و عجیب اینکه رابطهٔ چهارشنبه سوری با گذشتن سیاوش از آتش یا کشته شدن او هنوز در بعضی مقالات علمی و دانشگاهیِ جدید بازنوشته می شود (۴) و با اینکه اواخر سالِ پیش (۱۳۹۶) دکتر ابوالفضل خطیبی در یادداشت کوتاهی در فضای مجازی (از جمله کانال باشگاه شاهنامه پژوهان) به نقد و ردِّ این انگاره پرداختند لازم است بار دیگر در گفتاری مستقل نادرستیِ این دیدگاه و دلایل آن را بررسی کنیم تا گستره و نفوذ شبکه های مجازی بیش از این موجبِ تثبیتِ تصوّری غلط و غیرعلمی دربارهٔ پیوندِ یکی از سنن نوروزیِ ایرانیان با شاهنامه و شخصیّتهای آن نشود.

پیش از آغاز بحث حتماً باید یادآوری کرد که در شاهنامه و دیگر مآخذ کهنِ فارسی و عربی برخی جشنها و آیینهای ایرانی با شخصیّتهای حماسی- اساطیری ارتباط دارد مانند جشن سده و هوشنگ، نوروز و جمشید و مهرگان و فریدون ولی دربارهٔ چهارشنبه سوری و سیاوش هیچ اشاره ای در منابع قدیمی نیست و چنان که گفتیم این موضوع از مفروضاتِ سه دههٔ اخیر است. تا آنجا که نگارنده جستجو کرده است و اطلاع دارد تنها متنی که در آن روز و ماهِ گذشتن سیاوش از آتش تعیین و میان این ماجرا با یکی از جشنهای ایرانی پیوند ایجاد شده، روایتِ نقّالیِ این داستان در طومار مرحوم مرشد زریری اصفهانی است که نوشته سیاوش شبِ دوشنبه غُرّهٔ آذر ماه غسل کرد و جامهٔ سپید پوشید و آمادهٔ آزمونِ کاووس شد و فردای آن روز (سه شنبه)  از آتش گذشت و «پارسیان همه ساله آن روز را که روز دوشنبه غرّهٔ آذرماه بود جشن می گرفتند». (۵) ظاهراً در اینجا منظور از جشنِ آذر ماه همان آذرگان یا آذرجشن است که در روز نهم – و نه اوّل- آذرماه برپا می شده است (۶) و به نوشتهٔ بیرونی ایرانیان در این روز آتش می افروختند و به آتشکده ها می رفتند. (۷) در هر حال گزارش طومارِ نقّالی، هم مربوط به چهارشنبه سوری نیست و هم به احتمال فراوان روایتی متأخّر و شفاهی- مردمی است که در هیچ منبع معتبری نیامده.

اساسی ترین ایرادِ فرضیّهٔ ارتباطِ چهارشنبه سوری با کشته شدن سیاوش (دیدگاه آقای علی محمّدی) این است که ایشان سیاوش را شخصیّتی تاریخی و واقعی پنداشته و برای کشته شدن او به فرمان افراسیاب، سال و روزِ دقیق تعیین کرده اند. اعتقاد به تاریخی و واقعی بودنِ شاهان و پهلوانانِ دوره های پیشدادی و کیانی در شاهنامه، هم در گذشتهٔ تاریخی و فرهنگیِ ایران نمونه هایی دارد و هم در دورهٔ معاصر برخی ایران شناسان و سپس پژوهندگان ایرانی شماری از شخصیّتهایِ داستانیِ شاهنامه را تاریخی انگاشته اند (۸) اما باید توجّه داشت که داستانها و اشخاصِ بخش پیشدادی و کیانی در شاهنامه و سایر مآخذِ فارسی و عربی، مربوط به تاریخ ملّی/ رواییِ ایران هستند که عموم مردم در سده های پیشین آنها را واقعی می دانستند ولیکن به لحاظ اسناد و قراین تاریخی این گونه نبوده است. تاریخ ملّی/ روایی غالباً جنبهٔ داستانی و خیال پردازانه دارد و اگر هم از نامها و وقایع تاریخی در آن ذکری شده باشد از باب مشابهت یا در ساختارِ همان ویژگیِ روایی است. (۹)

سیاوش فرزند کاووس نیز از جمله شخصیّتهای حماسی- اساطیری و متعلّق به تاریخ ملّی/ روایی است و نمی توان او را مانند کسانِ تاریخ واقعی (مثلاً: کوروش، داریوش، اردشیر و…) به شمار آورد و در پی تعیینِ زمان و مکانِ از آتش گذشتن یا کشته شدن او برآمد. دوباره تکرار و تأکید می کنیم که در قرون قبلی که هنوز به یاری تحقیقات باستان شناختی و حماسی- اساطیری مفهومِ دو تاریخِ واقعی و ملّی/ روایی روشن نشده بود و تفاوت آنها دانسته نمی شد نیاکان ما سیاوش را هم مانند انوشیروان و خسروپرویز شخصیّتی واقعی و تاریخی تلقّی می کردند و حتّی در شهر ابرقوه خاکستر آتشی را که او از میان آن گذشته بود نشان می دادند (۱۰) یا چنان که دیدیم در داستانهای نقّالی برای این کار او روز و ماه معیّن می کردند امّا امروز دیگر فرق این دو حوزه و کسان و روایات و عناصرِ مربوط به آنها اثبات شده است. بنابر این در تاریخ واقعی ایران سیاوشی وجود نداشته که ۱۰۱۳ سال پیش از میلاد در روزی که چهارشنبه بوده کشته شده باشد و چنین باورها و محاسباتی هرگز پایهٔ علمی ندارد. طبعاً این استدلال و ابطال دربارهٔ نظر پژوهنده ای نیز که نوشته اند سیاوش در آخرین چهارشنبهٔ سال از آتش گذشت، صادق است.

ماجرای سیاوش و آتش در شاهنامه این‌گونه است که چون سودابه بر سیاوش تهمتِ تعرّض می زند و دروغش آشکار می شود ادّعا می کند که ستاره شناسان از بیم رستم که پرورندهٔ سیاوش است نتوانسته اند حقیقت را بر زبان بیاورند. کاووس که میان همسر و فرزند خود بر سر دو راهی مانده است از موبدان چاره جویی می کند و آنها می گویند که یکی از این دو باید از آتش بگذرد تا درستی یا نادرستیِ گفته شان آشکار شود:

ز هر در سخن چُن بر این گونه گشت بر آتش یکی را بباید گذشت

چنین است سوگند چرخ بلند که بر بی گناهان نیارد گزند

سودابه پیش دستی می کند و می گوید ‌ من برای اثبات سخن خویش دو کودک مرده نشان دادم که از پشت شاه بودند و بر اثر فشار و ضرباتِ درازدستیِ سیاوش سقط شده بودند پس اکنون باید سیاوش بی گناهی خود را بنمایاند لذا به فرمان کاووس:

نهادند بر دشت هیزم دو کوه جهانی نظاره شده هم گروه

بیامد دو سد مرد آتش فروز دمیدند گفتی شب آمد به روز

سیاوش بر آن کوه آتش بتاخت نشد تنگ دل جنگ آتش بساخت

ز هر سو زبانه همی برکشید کسی اسپ و خودِ سیاوش ندید

یکی دشت با دیدگان پر ز خون که تا او از آتش کی آید برون

چُن او را بدیدند برخاست عو که آمد از آتش برون شاه نو

چن از کوه آتش به هامون گذشت خروشیدن آمد ز شهر و ز دشت

یکی شادمانی بُد اندر جهان میان کِهان و میان مهان

در آیینهای بعضی جوامعِ باستان برای تشخیصِ گناهکار و بی گناه به هنگام داوری، آزمایشهایی برگزار می شد و هر یک از طرفینِ دعوا/ دعوی که می توانست این آزمونها را انجام دهد و آسیبی نبیند بی گناه دانسته می شد. این نوع آزمایشها را در ایرانِ کهن «ور» و در اروپا «اردال» (ordeal) می نامیدند و به دو صورتِ گرم و سرد انجام می گرفت. (۱۲) گذشتن سیاوش از آتش از انواع ورِ گرم است و غیر از ایران در روایات ملل دیگر هم نمونه هایی دارد. از جمله در رامایانای هندی سیتا مانند سیاوش برای تأیید پاک دامنی خود وارد آتش می شود و به سلامت بیرون می آید. (۱۳) در روایتی دیگر از هند مردی برای ردِّ اتّهام فرومایه زادگی- که نابرادریش بر او وارد می کند- از آتش می گذرد و ریچاردیس همسر چارلز نیز برای رفع بدگمانی شوهر در آتش داخل می شود. (۱۴) این شواهد به خوبی نشان می دهد که عبور از آتش از آزمونها/ ورهای گرم و سوزان برای اثبات حقّانیّت و پاکی بوده است و نمی توان پریدن از آتش را در شب چهارشنبه سوری که معنا و منظور متفاوتی داشته (ر.ک: ادامهٔ مقاله) دنبالهٔ این آیین دانست.

اینکه در بعضی نوشته های اینترنتی دربارهٔ چهارشنبه سوری آمده است سیاوش در آخرین سه شنبهٔ سال از آتش گذشت و بعد از آن سه روز تا جمعه به این مناسبت جشن گرفتند، هیچ سندی در منابع ندارد و معلوم نیست نویسنده/ نویسندگان و بازنشرکنندگانِ آن از کجا به روزهای سه شنبه و جمعه رسیده اند؟ در شاهنامه فقط به شادمانی و بزمِ سه روزه پس از موفقیّت سیاوش در آزمونِ آتش اشاره شده و از روزِ این رویداد سخنی نرفته است:

سه روز اندر آن سور می درکشید نبد بر در گنج بند و کلید

مرگِ شهادت گونهٔ سیاوش در روایات ملّی ایران فاجعه ای بسیار دردناک و اندوه بار است و شماری از ایرانیان در سوگ او مراثی و نوحه ها ساخته بودند و می خواندند. در تاریخ بخارا می خوانیم «و مردمان بخارا را در کشتن سیاوش نوحه هاست چنان که در همه ولایتها معروف است و موبدان آن را سرود ساخته اند و می گویند و قوّالان آن را گریستن مغان خوانند و این سخن زیادت از سه هزار سال است». (۱۵‌) بنابر قراینی حتّی احتمال داده اند که آیینهای سوگ سیاوش تا دورهٔ معاصر در برخی مناطق ایران باقی مانده یا بر شیوه و سنّتهای عزاداری آنها تأثیر گذاشته است. (۱۶‌) در مقابلِ این، چهارشنبه سوری از آیینهای جشن و شادی است و هیچ نشانه ای از اندوه و ماتم در آن دیده نمی شود پس چگونه می توان آن را با خاطرهٔ کشته شدنِ سیاوش پیوند داد و گفت ایرانیان- که سوگ سیاوش در بین آنها پیشینهٔ چند هزار ساله داشته- به مناسبت روزِ کشته شدن بیدادگرانهٔ او مراسم سور و پای کوبی برپا می کرده اند؟ این تناقض خود گواه دیگری برای نادرستیِ رابطهٔ چهارشنبه سوری با کشته شدن سیاوش است.

چهارشنبه سوری از مراسمی است که حدّاقل در صد سال اخیر به گستردگی و با آیینهای متنوّع در همهٔ شهرهای ایران و حتّی سرزمینهای زیرِ نفوذِ فرهنگ ایرانی برگزار شده است/ می شود (۱۷) امّا سابقه و سببِ برگزاری آن دقیقاً معلوم نیست و از مآخذِ مکتوبِ قدیمی هم مطلب درخوری در این باره به دست نمی آید. ظاهراً کهن ترین سندی که دربارهٔ چهارشنبه سوری و آتش افروزی در آن داریم گزارش تاریخ بخارا دربارهٔ اجرای این رسم در سال (۳۵۰ ه.ق) است که نوشته «… هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنان‌که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند پاره آتش بجست و سقف سرای درگرفت». (۱۸‌) حدس زده شده که در اینجا مراد از «شب سوری» همان آیین چهارشنبه سوری است و اینکه آتش افروختن در آن را «عادت قدیم» خوانده نشان دهندهٔ قدمتِ این سنّت است و شاید بتوان به استنادِ این اشارهٔ قرنِ چهارمی پیشینهٔ این کار را به ایرانِ پیش از اسلام رساند. به رغمِ اشارهٔ بسیار کوتاه و احتمالیِ تاریخ بخارا، تا جایی که نگارنده بررسی کرده است در منابعِ ادبی و تاریخی تا دورهٔ صفویه هیچ قرینه، گواهی و اشاره ای دربارهٔ چهارشنبه سوری دیده نمی شود و از این نظر این مراسمِ نوروزی نیز مشابهِ سیزده بدر است. کهن ترین گزارشها و نوشته های مربوط به چهارشنبه سوری که در ادامه به آنها استناد خواهیم کرد از سالهای ۱۰۲۷‌ و ۱۰۷۴ ه.ق (روزگار صفویان) و بعد، دورهٔ قاجاری است.

به دلیلِ نبودِ اسناد و اشاراتِ روشنِ قدیمی دربارهٔ چهارشنبه سوری نظریّاتی که دربارهٔ علّت برگزاری این آیین داده شده حدسهای معاصران است. پژوهشگران کلمهٔ «سوری» را در ترکیبِ این نام هم از «سور» به معنای «سرخ» گرفته اند و هم از «سور» در معنیِ «جشن» و دو فرضیّه دربارهٔ مبنا و سبب به وجود آمدن این آیین طرح کرده اند. یکی دیدگاه مرحوم ذبیح بهروز است که این سنّت را با مسائلِ گاه شماری پیوند داده اند و معتقدند در سال (۱۷۲۵ م) زرتشت در این شب تاریخ را اصلاح کرد و از آن پس به شادمانیِ این واقعه هر سال در این شب آتش افروزی و «سور» برپا می شد. (۱۹) این انگاره مبتنی بر قراین و شواهد استواری نیست. طبق احتمالِ دوم این مراسم در اصل جشنِ بازگشتِ سالانهٔ فروهرهای (۲۰) نیاکانِ درگذشته به خانه هایشان بوده است. بدین صورت که ایرانیانِ زرتشتی اعتقاد داشتند فروهرهای اجدادِ آنها در پنج یا شش روزِ پایانیِ سال از جهان دیگر به زمین فرود می آیند و برای خانواده های خود نیک بختی می آورند به همین دلیل در این ایّام شب هنگام بر بام خانه هایشان آتش می افروختند تا هر یک از فروهرها راهِ خانه و خانوادهٔ خود را بیابد. (۲۱)

در تقویمِ ایرانیانِ زرتشتی گویا تا اواخر عصر ساسانی اصطلاحات شنبه، یکشنبه، دوشنبه… به کار نمی رفت و هر روزِ ماه نامِ خاصِّ خود را داشت و فقط ایرانیانِ غیرزرتشتی به ویژه مانویان نامهای هفت روز هفته را استفاده می کردند. (۲۲) از این روی احتمال داده اند برگزاری جشن چهارشنبه سوری در شبِ سه شنبه که فردای آن چهارشنبه است مربوط به دورهٔ پس از اسلام و احتمالاً به جهتِ شومیِ روز چهارشنبه نزد اعراب بوده است و ایرانیان خواسته اند با این تطابق (آوردنِ مراسمِ سوری به چهارشنبه) از نحوستِ این روز در آستانهٔ سال نو مصون بمانند. (۲۳) برای شوم انگاریِ چهارشنبهٔ آخر سال دو سند از روزگار صفویه داریم. نخست در احیاءالملوک (تألیفِ ۱۰۲۷ ه.ق) که ضمن اشاره به برپاییِ جشن مفصّل چهارشنبه سوری از نحوستِ این شب هم یاد کرده و دیگری از سال (۱۰۷۴ ه.ق) که تصریح شده ایرانیان آخرین چهارشنبهٔ هر سال را بسیار بد و نامبارک می دانند. (۲۴)

اگر گزارش تاریخ ‌ بخارا دربارهٔ «شب سوریِ» سال (۳۵۰ ه.ق) دربارهٔ جشن چهارشنبه سوری باشد بر اساس آن می توانیم بگوییم افروختنِ آتش از آیینهای دیرپای این شب است که امروز هم اجرا می شود امّا اشاره به «عظیم» بودنِ این آتش این حدس را پیش می آورد که شاید در ادوار گذشته از روی آتشِ افروختهٔ این مراسم- به دلیل و قرینهٔ «عظیم» بودنش- نمی پریده اند و احتمال دارد پریدن از روی آتشهای کوچک و کم شعله از رسومِ متأخّرِ این جشن باشد. در حدود بررسی های نگارنده یک بار در مجمل رشوند از پریدن از آتشِ چهارشنبه سوریِ سالِ ۱۲۷۴ ه.ق (عصر ناصرالدین شاه) یاد شده و یک بار نیز در خاطرات عین السلطنه در یکی از چهارشنبه سوری هایِ عهدِ احمد شاه قاجار. (۲۵) اگر احتمالِ تأخّرِ پریدن از آتش نسبت به سابقهٔ چهارشنبه سوری و آتش افروزی در آن درست باشد شاهد دیگری برای عدم ارتباط این رسم با روایت سیاوش و آتش خواهد بود زیرا داستانِ از آتش گذشتنِ سیاوش بسیار قدیمی و مشهور است و اگر در آیینهای چهارشنبه سوری تأثیر می گذاشت حدّاقل باید از همان هزار سال پیش می بود.

دربارهٔ اینکه چرا در شب چهارشنبه سوری آتش می افروزند و از روی آن می پرند نظرِ قطعی و واحدی نیست و چندین فرضیّه و اعتقاد در این باره وجود دارد. در نخبه الدهرِ انصاری دمشقی (۶۵۴- ۷۲۷ ه.ق) می خوانیم «همهٔ ایرانیان در عیدهای خویش شب هنگام آتش می افروزند و سپیده دمان آب می پاشند. می پندارند آتش افروزی عفونتهایی را که زمستان در هوا به جا گذاشته است از بین می برد و همچنین مردم را از فرارسیدن نوروز یادآوری می کند و از آمدن این عید آگاهی می دهد». (۲۶) گرچه این توضیح دربارهٔ چهارشنبه سوری نیست چون این مراسم هم از جشنها و عیدهای ایرانی است می توانیم با احتمال گمان کنیم که شاید در این شب نیز برای زدودن ناپاکیِ هوا و اعلانِ آمدنِ نوروز آتش روشن می کردند یا دستِ کم این هم یکی از عللِ آتش افروزیِ چهارشنبه سوری بوده است.

در معتقدات بعضی شیعیان، آتش افروزیِ چهارشنبه سوری با واقعهٔ عاشورا و قیام مختار ثقفی ارتباط یافته و رنگ مذهبی گرفته است. به این شکل که گفته اند مختار و یارانش که در سال (۶۶‌ ه.ق) علیه قاتلانِ امام حسین (ع) به پا خاستند برای اعلام قیام خویش که در روز چهارشنبه بود، بر بامها آتش افروختند یا به روایت/ باوری دیگر مختار برای شناسایی شیعیان فرمان داد آنها شبهای چهارشنبه بر پشت بام خانه های خود آتش روشن کنند و رسم آتش افروختن در چهارشنبه سوری از اینجا به وجود آمده است. (۲۷) این دو روایت مأخذِ تاریخی ندارد و مربوط به حوزهٔ باورهای عامیانه است. یکی دیگر از این گمانهای فاقدِ سند و منبع این است که در دورهٔ خلافت عبّاسیان، سالی نوروز به چهارشنبه می افتد و چون ایرانیان در آخرین شبِ هر سال برای اعلامِ رسیدن نوروز بر بامهایشان آتش روشن می کردند در آن سال هم سه شنبه شب این کار را می کنند و از آن پس آیین آتش افروختن در شبِ واپسین سه شنبهٔ سال متداول می شود. (۲۸)

به دیگر احتمالات و عقایدِ مربوط به سنّتِ آتشِ چهارشنبه سوری به کوتاهی اشاره می کنیم: ۱. فروهرهای آبا و اجداد بتوانند به راهنماییِ آن آتش راه خانهٔ خود را پیدا کنند. (۲۹) ۲. با قداست خورشید مرتبط است و شاید نوعی جادو برای گرم شدن هوا و زودتر آمدن خورشید بود. (۳۰‌) ۳. اهریمنِ تاریکی شب و شومیِ روز چهارشنبه را با پرتوهای آتش می رانده اند. (۳۱) ۴. در بعضی نواحی ایران اعتقاد داشتند پریدن از آتشِ چهارشنبه سوری گناهان را می زداید. (۳۲)

با توجّه به اهمیّت «آتش» در بین تمدّنها و اقوام گوناگون (۳۳) می توانیم حدس بزنیم که پریدن از روی آتشِ شبِ چهارشنبه سوری از هر زمان که در ایران رسم شده باشد به نیّت و نمادِ تطهیر و تقدیس و دور ماندن از آفات، شومی ها و بیماری ها انجام می شده است (۳۴) و این از عبارتِ معروفِ «زردی من از تو سرخی تو از من» هم که هنگام جهیدن از آتش خطاب به آن بر زبان آورده می شود برمی آید. از همین روی پریدن از شعله های آتش در این مراسم برخلاف نظر بعضی محقّقان نه تنها بی حرمتی به آتش نیست بلکه اهمیّتِ آیینی و باورشناختی آن را نیز نشان می دهد. نشانه هایی در بعضی متون یافته می شود که احتمال مذکور دربارهٔ علّت «پریدن از روی آتش» را تأیید می کند. برای نمونه در یکی از طومارهای نقّالی گرشاسپ، جهان پهلوان نامدار ایران و نیای رستم، پیش از ازدواج با دختری «امر کرد دختر را از آب و آتش رد کردند»(۳۵) که ظاهراً در اینجا نیز گذراندن دختر از «آتش» و همچنین «آب» برای پالودن او و دفع نحوست است.

افزون بر این در جشنهای نیمهٔ تابستان که در قرون پیشین در اروپا برگزار می شد مانند چهارشنبه سوریِ ایرانی برافروختن آتش و پریدن از آن وجود داشت. در این آیینها دلدادگان دست در دست هم از روی آتش می پریدند و معتقد بودند هرکس از روی شعله ها بجهد در زمان برداشت محصولات کشاورزی کمردرد نخواهد گرفت و اگر از روی بلندترین شعله ها بپرد بر نیروهای اهریمنی چیره می شود. آنها حتّی رمه های گاو و گوسفند را از آتش عبور می دادند تا در طول سال از هر بیماری و آسیبی محفوظ بمانند و اگر مرضی دارند شفا بیابند. این کار در میان مسلمانان شمال آفریقا نیز رایج بود و به عقیدهٔ ایشان با پریدن از آتش بیماران درمان می شدند، زوجهای نازا بچّه دار می شدند و هرگونه شومی و بیماری از وجود آنها دفع می شد. (۳۶) این نمونه ها نیز مویّدِ حدسی است که دربارهٔ سببِ پریدن از روی آتشِ جشن چهارشنبه سوری مطرح کردیم.

نتیجهٔ بحث و پاسخِ موضوع/ عنوانِ مقاله این است که آیین چهارشنبه سوری از هر زمان و به هر دلیل که در ایران رواج یافته باشد قطعاً هیچ رابطه ای با سیاوش و داستانِ از آتش گذشتن یا کشته شدن او ندارد و آنچه در این باره تبلیغ و تکرار می شود درست نیست. دیگر و مهمتر اینکه جویندگان و علاقه مندانِ موضوعاتِ فرهنگ و ادب ایران باید مطالب موثّق را از منابع اصلی و علمی کسب کنند و از اعتماد و استناد به نوشته های اینترتنی و تلگرامی سخت بپرهیزند. آسیب شناسیِ آگاهی هایِ منتشرشده دربارهٔ مسائل فرهنگ، تاریخ و ادبیّات ایران در فضای مجازی موضوع بسیار مهمّی است که در آینده به مصادیقِ دیگر آن در حوزهٔ فردوسی شناسی باز خواهیم پرداخت.

منبع: شماره ۱۲۹ نشریه بخارا

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.