فیلم اتاق وحشت – Panic Room – داستان، نقد و بررسی

0

کارگردان: دیوید فینچر.

فیلمنامه: کوپ

فیلمبردار: داریوش خنجی و کانراد و. هال.

بازیگران: جودی فاستر، کریستن استوارت، فارست ویتاکر، دوایت یوآکم، جارد لتو و ایان بیوکانان

«مگ آلتمن» (فاستر) زنی است که از همسرش جدا شده و دختر نوجوانی به نام «سارا» (استوارت) دارد که مبتلا به مرض قند است. ماجرا‌های تلخ جدایی و طلاق، او و «سارا» را مجبور می‌کند به خانه جدیدی نقل مکان کنند. آنان یک عمارت سنگی و شیک نیویورکی را انتخاب می‌کنند که دست بر قضا به یکی از ویژگی‌هایش می‌نازد: «اتاق وحشت»، فضایی مثل یک گاوصندوق بزرگ، که عملا به کسانی که در درونش هستند اجازه می‌دهد خود را از سایر قسمت‌های ساختمان جدا کنند.

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
خرید ساعت سونتو و لوازم جانبی ساعت Suunto

این اتاق، با آن دیواره‌های ضخیم پولادی، دستگاه تهویه جداگانه و سیستم ارتباطی و مانیتور‌های ویدئویی که به دوربین‌های موجود در سراسر خانه وصل شده، حالت یک دژ غیر قابل نفوذ را دارد.

وقتی سه سارق – «جونیر» (لتو)، «برنم» (ویتاکر) و «رائول» (یو اکم)- به اقامتگاه جدید «آلتمن‌ها» هجوم می‌برند، اتاق، کارآیی و مفید بودنش را ثابت می‌کند. پیش از آنکه دزدان صدمه‌ای به آنان بزنند، «مگ» و «سارا» موفق می‌شوند داخل اتاق پناه بگیرند.

اما بعد آشکار می‌شود که دارو‌های «سارا» بیرون از اتاق جا مانده، تلفن هنوز وصل نشده و غنیمتی که دزدان دنبالش هستند در «اتاق وحشت»، نزد آنان قرار دارد. یک بازی موش و گربه فکری بین طرفین ماجرا به راه می‌افتد که طی آن مگ، در شبی طولانی و در حالی که سلامت دخترش رو به وخامت گذاشته، سعی دارد به اسیرکننده‌هایش رو دست بزند.

پس از این که باشگاه مبارزه (۱۹۹۹) غیر متعارف و جسورانه قلمداد شد، فینچر به جای پیش رفتن، قراردادی‌ترین فیلم ممکن را ساخت. اتاق وحشت که فیلمی است درباره زنان گیر کرده در یک مخمصه و خانه‌های بزرگ و جادار وست ساید نیویورک، شاید فقط به خاطر القای چند حرکت دوربین باورنکردنی – مثلا از درون یک سوراخ کلید – بتواند جالب توجه باشد.

در واقع برای کارگردان نمایش معجزات تکنولوژی – که یکی از آن‌ها خود همین «اتاق وحشت» است – اولویت اصلی شده و سیستم حفاظتی چند تصویری ویدئویی ضمنا به عنوان دستیاری برای تدوین موازی انجام وظیفه می‌کند.

انتخاب فاستر برای نقش مادر یعنی غایت محافظه کاری و تصمیمی با معنا برای کارگردانی که اصلا در کار با زنان راحت نیست (در مقابل این یکی، انتخاب مایکل داگلاس برای بازی، ۱۹۹۷، جسارت بزرگی به شمار می‌رود). هم چنین، بلاهت و ناشیگری دزدان شبانه (ویتاکر، لتو و یوآکم) واقعا کلافه‌کننده و خنثی‌کننده هرگونه احساس خطری است. فینچر دست کم در این یک مورد، تکنیسینی با دست کاملا خالی است.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.