انواع سوءاستفاده از کودکان (Child Abuse) – مواظب کودکان باشیم

0

سوءاستفاده از کودک (Child Abuse) چهار نوع است: فیزیکی، عاطفی، جنسی و غفلت از کودک.

سوءاستفاده فیزیکیPhysicalAbuse) ): هر عملی که در نتیجه یک آسیب عمدی یا صدمه جسمی به وجود می آید سوءاستفاده فیزیکی است. این عمل شامل تنبیه شدید جسمی، نامعقول یا تنبیه بی مورد و غیر موجه است. سوءاستفاده فیزیکی وقتی اتفاق می افتد که یک بزرگسال ناکام یا عصبانی، در هنگام برخورد کردن، آشفته شدن یا پرتاب کردن کودک مرتکب این موارد شود: سوراخ کردن، زدن، گزیدن، لگدزدن، سوزاندن یا به طرق دیگر به یک کودک آسیب زدن.سوءاستفاده فیزیکی می تواند ناشی از سائیدن، سوختن، پاره کردن، خراشیدن قسمت های استخوانی سر یا آسیب های درونی باشد. آسیب ها می توانند زمانی که یک کودک در حال بازی است به طور تصادفی اتفاق افتد، اما اگر تفاسیر انجام شده منطبق با آسیب  یا آسیب های مشابه که بارها رخ داده است نباشد ممکن است کودک از سوءاستفاده رنج ببرد. متأسفانه در بعضی موارد این نوع از سوءاستفاده بدون آسیب های جسمی قابل توجه رخ داده که اغلب نیازمند مداخله سرویس حمایتی از کودک است.

سوءاستفاده عاطفی (Emotional Abuse):   تعریف سوءاستفاده مشکل است و حتی تشخیص آن مشکل تر است، زیرا اثر زخم و کبودی که در ذهن و روان کودک رخ می دهد جسمی نیست. سوءاستفاده عاطفی اصولاً موجب گسستن از افراد دیگر یا از یک الگوی رفتاری می شود که می تواند جداً مانع رشد مثبت یک کودک شود. شاید این سوءاستفاده شایع ترین نوع سوءاستفاده از کودک باشد و اغلب تأثیرات به تأخیر افتادن طولانی برای ورود به دنیای بزرگسالان را دارد. این قربانیان خودشان را به صورت افراد نالایق در دوست داشتن و عاطفه می بینند و اغلب ناامنی، کمبود عزت نفس، رفتارهای مخرب، اعمال پرخاشگرانه، کناره  گیری از دیگران، رشد ناچیز در مهارت های اساسی، سوءمصرف دارویی و الکلی، خودکشی و شکل دشواری از ارتباطات اجتماعی نشان می دهند. کودکانی که دائماً شرمنده اند و تحقیر می شوند، با تهدید و ارعاب، کاری انجام می دهند، از طرد شدن رنج می برند، بسیار زیاد مورد سوءاستفاده فیزیکی بوده اند.

متأسفانه هرگز دیده نشده کودکی از سوی سرویس های مداخله در بحران، در مورد سوءاستفاده عاطفی مورد حمایت قرار گیرد. هنوز سوءاستفاده عاطفی می تواند مهلک باشد. کودکی که از مراقبت های عاطفی شدیداً محروم شده است، حتی اگر از نظر جسمی هم خوب مراقبت شود می تواند خوب رشد نکند و شاید عاقبت بمیرد. شکل های خفیف سخت گیری در محرومیت عاطفی هم ممکن است بچه هایی را به وجود آورد که ناامنی و اضطراب در آنها رشد کرده است، بچه هایی که رشد کند دارند و یا ممکن است عزت نفس پایینی داشته باشند. همه این نوع از سوءاستفاده ها به وسیله والدین ستمکار، عمداً صورت نمی گیرد. بعضی از سوءاستفاده های عاطفی یا غفلت از کودک که صورت می گیرد. از طرف والدینی است که قادر به پیوند حقوق تربیت کودک با سوءاستفاده ای که انجام می دهند نیستند. پنج نوع عمومی از سوءاستفاده عاطفی وجود دارد:

الف) طرد کردنRejection)):طرد کردن وقتی رخ می دهد که با کودکان طوری صحبت یا رفتار می شود که کاش وجود نداشتند. با این کودکان ممکن است صحبت نشده و نگهداشته نشوند. به بعضی از این کودکان ممکن است گفته شود خانه را ترک کنند، به آنها ناسزا گفته شود یا یکی از والدین به فرزندش بگوید که ای کاش هیچ وقت متولد نشده بود. به صورت دیگر کودک سپر بلای خانواده می شود، سرزنش فرد برای همه مشکلات موجود در خانواده. طرد کورکورانه می تواند وقتی رخ دهد که والدین فاقد توانایی پیوند با یک کودک هستند.

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
خرید ساعت سونتو و لوازم جانبی ساعت Suunto

ب) نادیده گرفتن Ignoring)):نادیده گرفتن زمانی اتفاق می افتد که یکی از والدین حضور فیزیکی دارد اما از نظر عاطفی در دسترس نیست. والدینی که علاقه ای به کودک خود نشان نمی دهند، وجود کودکان خود را به رسمیت نمی شناسند یا محبتی به آنها اظهار نمی کنند. آنها ممکن است به کودک خود دلبسته نباشند و یا وسایل تغذیه یا پرورش و مسکن و غیره را فراهم نکنند. بزرگسالانی که مقداری از نیازهای عاطفی آنها وابسته به کودکان بوده است اغلب عاجز از پاسخ دادن به نیازهای کودکانشان هستند.

ج) ایجاد وحشت(Terrorizing):وقتی والدین فقط یکی از بچه هایشان را به باد انتقاد می گیرند، تنبیه یا مسخره می کنند، در آنها ایجاد وحشت می نمایند. در موارد افراطی ممکن است کودک به مرگ و یا قطع عضو و یا به ترک از طرف والدین تهدید شود.

د) جدایی Isolation)):وقتی که به یک کودک اجازه داده نمی شود که فعالیت های مقتضی برای جلب همسالانش را انجام دهد احساس انزوا می کند، این کودک در اتاق خود حبس می شود و در معرض تحریک قرار نمی گیرد. بعضی وقت ها کودکانی که منزوی هستند مقرر می شود از زمانی که مدرسه را ترک می کنند تا صبح روز بعد در اتاقشان بمانند یا به خوردن غذا در تنهایی و گوشه عزلت محدود می شوند.

هـ) در فساد افتادن Corruption)):در فساد افتادن زمانی رخ می دهد که والدین به کودکان خود اجازه می دهند دارو و یا الکل استفاده کنند، در انجام رفتار بی رحمانه با حیوانات شرکت کنند یا نظاره گر آن باشند، عکس های مستهجن یا اعمال جنسی ببینند (این مورد به صورت سوءاستفاده جنسی نیز تعریف شده است)، یا در فعالیت های بزهکارانه از قبیل سرقت، تهدید دیگران، روسپیگری، قماربازی و سایر اعمال شرکت کنند و یا شاهد آن باشند.

سوءاستفاده جنسی Sexual Abuse)):سوءاستفاده جنسی عبارت است از هر گونه بد رفتاری با یک کودک برای کامرواسازی یا لذت جنسی. این کار مانع از رشد طبیعی عاطفی یک کودک می شود. سوءاستفاده جنسی کودکان تجربه نابهنجاری های شدید عاطفی به صورت احساس گناه و شرمساری در آنها به وجود می آورد، به صورت احساساتی که در جامعه به آنها تحمیل شده است. سوءاستفاده جنسی معمولاً بدترین نوع سوءاستفاده است که درباره آن صحبت می شود. سوءاستفاده جنسی می تواند بین  بزرگسالان و کودکان و همچنین بین کودکان با یکدیگر وقتی که یک کودک قوی تر از دیگران است اتفاق افتاد. سوءاستفاده جنسی شامل لمس کردن و تجاوزات غیرلمسی است.

بهره کشی جنسی (Sexual Exploitation):بهره کشی جنسی وقتی اتفاق می افتد که یک بزرگسال یک کودک را برای مقاصدی از روسپیگری یا هرزه نگاری استخدام می کند. بعضی از علائمی که می تواند نشان دهد یک کودک مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته است شامل این موارد می تواند باشد: شب ادراری، شکایت از درد یا خارش در ناحیه تناسلی، کنجکاوی افراطی درباره مسایل جنسی در سن بچگی، مشکل در نشستن یا راه رفتن، بی خوابی، حمام کردن افراطی، پاره شدن یا کثیف بودن لباس زیر، کناره گیری، ترس ها، انجام اعمال جنسی با همسالان، شکایت های جسمی (اغلب دردهای معده یا سردرد) پرخاشگری، افسردگی، آشفتگی و گیجی.همچنین علائم در کودکان بزرگتر یا نوجوانان می تواند شامل این موارد شود: دزدی، خود تحریفی، تصمیمات یا اقدامات منجر به خودکشی، فرار کردن، ایجاد آتش سوزی، سوءمصرف مواد، آبستنی یا انتقال دادن بیماری های جنسی به دیگران.باید درنظر داشت که این علائم همچنین می تواند از سایر مشکلات کودکان و نوجوانان نیز ناشی شود. بنابراین مشاهده یکی از این رفتارها همیشه به این معنی نیست که سوءاستفاده جنسی اتفاق افتاده است.

غفلت از کودک :(Child Neglect)غفلت از کودک به صورت یک نوع بد رفتاری است که اشاره می کند به قصور در تأمین نیازهای مقتضی سن و توجه به کودک از قبیل مسکن، غذا، پوشاک، تعلیم و تربیت، سرپرستی، مراقبت پزشکی و سایر نیازهای مورد لزوم برای رشد جسمی، ذهنی و قابلیت های عاطفی. چهار نوع غفلت از کودک وجود دارد که در بیشتر اوقات قابل شناسایی است:

الف) غفلت جسمی Physical Neglect)) :این غفلت شامل امتناع کردن یا تأخیر در سعی برای مراقبت های ضروری سلامتی، ترک کودک، سرپرستی نامناسب، طرد کودک که منجر به اخراج از منزل شود و قصور در تأمین مناسب امنیت کودکان و نیازها جسمی و عاطفی.

ب) غفلت از تعلیم و تربیت NegEducational lect)):این نوع غفلت زمانی رخ می دهد که کودک جایز به مشغول شدن در مدرسه از طرف سرپرست است اما در مدرسه نام نویسی نمی شود، یا آموزش های تعلیمی لازم را دریافت نمی کند.

ج) غفلت عاطفی Emotional Neglect) ):این غفلت شامل اعمال مزمن یا افراطی همسر آزادی در حضور بچه ها، اجازه دادن به کودک برای استفاده از موادمخدر و الکل، امتناع یا قصور در تأمین نیازهای لازم روانشناختی، تحقیر دائمی و مضایقه در بروز عواطف است.

د) غفلت درمراقبت های پزشکی(Medical Neglect):  این غفلت،قصور در تأمین مراقبت های سلامتی مناسب در یک کودک است، هر چند از لحاظ مالی توانایی انجام آن وجود دارد. در بعضی از موارد یکی از والدین یا پرستار کودک طی تمرین باورهای مذهبی از مراقبت های پزشکی سنتی خودداری می کند.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.