فیلم آستین پاورز: جاسوسی که مرا تکان داد – خلاصه داستان، نقد و بررسی – Austin Powers: The Spy Who Shagged Me (1999)

0

سال تولید : ۱۹۹۹
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : جان لاینز، مایک مایرز، سوزان تاد و جنیفر تاد.
کارگردان : جی روچ
صدا :
فیلمنامه‌نویس : مایکل مکالرز و مایرز
فیلمبردار : اولی استایگر
آهنگساز(موسیقی متن) : جرج کلینتن
هنرپیشگان : مایرز، هیتر گراهام، رابرت واگنر، ست‌گرین، میندی استرلینگ، راب لو، جاکاریدس، الیزابت هرلی و تیم رابینز.
نوع فیلم : رنگی، ۹۶ دقیقه.

̎آستین پوئرز̎ (مایرز)، عکاس مد، مقیم لندن پرتحرک و امروزی و مأمور آژانس جاسوسی معتبر بین‌المللی در دههٔ ۱۹۶۰ که اکنون در دههٔ ۱۹۹۰ اعتبارش را از دست داده، مطلع می‌شود نابغهٔ جنایت و هم‌زاد او، ̎دکتر شیطان̎ (مایرز) راز جذابیت او را دزدیده و به‌عنوان آخرین نقشهٔ شیطانی‌اش به سال‌های دهه ۱۹۶۰ برگشته؛ بنابراین ̎پوئرز̎ هم برای به دست آوردن دوبارهٔ جذابیتش، باید در زمان بهعقب برگردد.

او که با زندگی در سال ۱۹۹۸ هم‌آهنگ نیست با زندگی در ۱۹۶۸ نیز دیگر نمی‌تواند خود را وفق دهد زیرا سال‌های زیادی را در دورهٔ معاصر زندگی کرده است. ̎پوئرز̎ متوجه می‌شود ̎دکتر شیطان̎ این‌بار متحدانی دارد به‌نام‌های ̎مینی ـ می̎ (مایرز)، موجود شبیه‌سازی ̎دکتر شیطان̎ این بار متحدانی دارد به‌نام‌های ̎مینی ـ می̎ (مایرز)، موجود شبیه‌سازی ̎دکتر شیطان̎ که قدش یک هشتم قد او و موجود پستی است؛ ̎حرام‌زاده چاق̎ (مایرز) و بالاخره جانی بداخلاق و غرغرو، ̎رابین̎ (کاریدس). وقتی ̎پوئرز̎ با هم‌کار جدید بی‌ادبش از سازمان سیا، ̎فلیسیتی شگ‌ول̎ (گراهام) همراه می‌شود، نداشتن جذابیت دردسرهائی برایش می‌آفریند…

در اعتماد به نفس لازمهٔ خلق عمدی پرت و پلا، بالقوه سحری هست که اگر کارگر بیفتد، شما دیگر از پرت و پلا بودن گلایه نمی‌کنید. آستین پوئرز شمارهٔ ۲ نمونهٔ خوبی است. به قول شان‌بروکس در سایت‌اند ساند، خلع سلاح منتقد است و تنها شکلات بنجلی است که می‌پذیرد شکلات بنجل است؛ بلکه برای خود به‌عنوان شکلات بنجل تبلیغ می‌کند. آستین پوئرز… سرانجام ما را به دنیای خودش می‌کشاند و به آن خو می‌دهد. ̎آستین̎ خطاب به ̎فلیسیتی شگ‌ول̎ می‌گوید که ̎می‌تواند راحت از روی دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بپرد، چون چیز مهمی را از دست نمی‌دهد̎ و در فیلمی تا این اندازه بی‌اعتقاد و باری به هر جهت، این حرف خاص گوئی از صمیم قلب گفته می‌شود. پاره‌ای از شوخی‌های قسمت اول با لذت تمام و تغییرات مؤثر، احیا می‌شوند (مثلاً نگاه کنید به‌عنوان‌بندی). ساختار به اصطلاح داستانی، حداکثر پوچی و بی‌قاعدگی را نشان می‌دهد. هجو در هجو فیلم، دعوتی است وسوسه‌انگیز به این که هیچ آموزهٔ سینمائی‌ای را بی‌مقدار نپنداریم (برعکس مثلاً فیلم‌های لسلی نیلسن که با تحقیر به این آموزه‌ها می‌نگرند).

حضور رنگ و صحنه‌ژردازی و لباس، لحظه‌ای فراموش نمی‌شود و آستین پوئرز… در کمال تعجب و به‌رغم تأکید بر مضحکهٔ کلامی، یکی از غنی‌ترین جنبه‌های بصری در کمدی معاصر را دارد. سرانجام مایرز، در سه نقش، کولاک می‌کند. ̎آستین پوئرز̎ در جست‌وجوی لیبیدویش که یک مخلوق تمام عیار سینمائی است، ̎دکتر شیطان̎ که لوس‌ترین خبیث‌هاست و واقعاً در زمینهٔ راه و رسم خباثت، از ناشی‌ترین‌ها و ̎حرام‌زادهٔ چاق̎ که بعدی جدید ـ کراهت مطلق ـ را به قلمروی آستین پوئرز… می‌افزاید، هم شوخی‌ەای معنادار در خود متن داریم. که یکی از ممتدترین اوج‌هایش فصل چادر و انطباق سایه‌هاست ـ و هم انبوهی از شوخی‌های ارجاعی و فرامتنی، از جمله حضور دردسرآفرین ̎دکتر شیطان̎ در نمایش معروف و زندهٔ جری اسپرینگر که قسمت‌های رکیکش با صدای پوشانندهٔ بوق، یک ریتم درهم صوتی درست می‌کنند و مؤخرهٔ فیلم که بازی فوق‌العاده‌ای با دامنهٔ اصطلاحات عامیانه برای یک واژه است و طی آن از وودی هارلسن فقط به خاطر اسم کوچکش استفاده شده است، فرصتی برای قهقههٔ واقعی.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.