عصرهای جمعه در دهه شصت برای دیدن این فیلم‌ها لحظه‌شماری می‌کردیم – قسمت سوم

6

در ادامه فهرست نوستالژیک‌ترین و خاطره‌انگیزترین فیلم‌های دهه شصت، به قسمت سوم و آخر این سری پست‌ها توجه کنید.

در مورد شیوه انتخاب فیلم‌های قبلا در پست اول توضیح داده‌ام. برایتان نوشته بودم که شاخص انتخاب من عمدتا فیلم‌هایی بوده‌اند که در نیمه دوم دهه پنجاه و دهه شصت از تلویزیون پخش شده‌اند. همچنین فیلم‌هایی که خیلی مشهور هستند و مرتب در فهرست‌های فیلم در سایت‌ها ذکر شده‌اند، کنار گذاشته‌ام و فیلم‌های باقی مانده‌اند که معمولا تحت الشعاع فیلم‌های بزرگ‌تر قرار می‌گرفته‌اند و ما فرصتی برای تمرکز بر روی آنها نداشته‌ایم.

البته برخی از این فیلم‌ها ممکن است هیچگاه از تلویزیون ایران پخش نشده باشند و ما فقط از طریق ویدئو آنها را می‌دیدیم. یا احیانا تکه‌های بسیار کوتاهی از آنها در قالب برنامه‌های سینمایی و یا در قالب نقدهای سینمایی در مجلات سینمایی می‌دیدیم.

قسمت اول این نوشته:

نوستالژیک‌ترین فیلم‌های سینمایی که کودکان و نوجوانان دهه ۵۰ و ۶۰ خاطرات شیرین و گاهی محوی از آنها دارند

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
خرید ساعت سونتو و لوازم جانبی ساعت Suunto

قسمت دوم این نوشته:

اگر نام فیلم خاطره‌انگیز و نوستالژیک دهه شصتی را فراموش کرده‌اید، این پست را بخوانید


۵۱- فیلم چه کسی از ویرجینیا ولف می‌ترسد – Who’s Afraid of Virginia Woolf

سال تولید : ۱۹۶۶
کارگردان : مایک نیکولز
هنرپیشگان : الیزابت تیلر، ریچارد برتن، جرج سگال و سندی دنیس.

فیلم  «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟» فیلمی سیاه و سفید به کارگردانی مایک نیکولز است که در سال ۱۹۶۶ در شرکت آمریکایی برادران وارنر تهیه شد. این فیلم اقتباس نمایشنامه‌ای به همین نام از ادوارد آلبی و دارنده ۵ اسکار: بهترین طراحی لباس، بهترین طراحی هنری، بهترین فیلمبرداری، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین بازیگر نقش اول زن است.

فیلم با معرفی یک زن و شوهر، جرج و مارتا (الیزابت تیلور و ریچارد برتون) در حالی که از یک میهمانی باز می گردند شروع می شود و خیلی سریع درمی یابیم جرج، شوهری خسته و بهانه گیر از مارتا ی الکلی است. درآن میهمانی مارتا زن و شوهر جوانی (جورج سگال و سندی دنیس) را دیر هنگام به خانه دعوت می کند تا ورود آنها (بخصوص شوهر جوان و جذاب زن جوان) را به دانشگاه خوش آمد بگوید، بر خلاف روال معمول که میزبان چهره ای گشاده در برابر میزبان دارد جرح و مارتا رفتار پرتنشی در برابر میهمانان خود به نمایش می گذارندوبر خلاف آنان، زن و شوهر میهمان رفتاری عامه پسند و ظاهراً نقش زن و شوهر خوشبخت را بازی می کنند و حال سوال این است آیا رفتار این زن و شوهر جوان، رفتاری متناقض به علت دیدن رفتار میزبانان خود است یا نه جزئی از ساختار معمول زندگی آنهاست؟ این سوالی است که فیلم در سه پرده با جستجوی عمیق این ۴ شخصیت و بررسی علایق و رفتارشناسی این دو زوج در صدد پاسخ به آن است…


۵۲- فیلم تنهایی دونده دو استقامت- The Loneliness of the Long Distance Runner

سال تولید : ۱۹۶۲
کارگردان : تونی ریچاردسن
هنرپیشگان : تام کورتنی، مایکل ردگریو، ایویس بانیج، پیتر مادن، جیمز بولام، جولیا فاستر، تاپسی جین و درویس وارد.

“کالین اسمیت” (کورتنی)، پسر هجده ساله‌ای از محله‌های فقیرنشین لنکاشیر، یاغی بی‌هدفی است. او پس از سرقت از یک نانوائی، دستگیر به دارالتأدیب فرستاده می‌شود. اما در این‌جا تنها نفرت جوان، به‌خصوص به رئیس دارالتأدیب (ردگریو)، پرورش پیدا می‌کند. تا این‌که “کالین”، برحسب تصادف، نشان می‌دهد که استعدادی در دوی استقاامت دارد. رئیس دارالتأدیب تصمیم می‌گیرد او را برای مسابقه‌ای با دانش‌آموزان یک دبیرستان خصوصی سرشناس آماده کند. “کالین”، طی تمرین‌های تک‌نفره خود، زندگی کوتاهش را مرور می‌کند: پدرش، کارگری فقیر که بر اثر سرطان درمی‌گذرد؛ مادرش، زن بداخلاقی که پول بیمه پدرش را صرف خریدن تلویزیون و محبوبش می‌کند؛ محبوبه‌اش، “آدری” (جین) را که تنها لحظه‌های خوش عمرش را با او گذرانده است و ماجرای دزدی ناتوانی را. روز مسابقه، “کالین” ابتدا می‌درخشد و به سرعت تمام رقبا را پشت سر می‌گذارد. اما پس از چندی، خودخواسته، از حرکت باز می‌ایستد…


۵۳- فیلم وداع با اسلحه- A Farewell to Arms

فیلم  «وداع با اسلحه» یک فیلم در سبک جنگی و رمانتیک به کارگردانی چارلز ویدور در سال ۱۹۵۷ است. وداع با اسلحه رمانی نوشته ارنست همینگوی (۱۸۹۹-۱۹۶۱)، نویسنده آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات است که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد. داستان آن درباره جوانی آمریکایی با نام فردریک هنری است که با درجه ستوان در جنگ جهانی اول در بخش آمبولانس‌ها در ارتش ایتالیا خدمت می‌کند. عنوان آن از شعری گرفته شده که جرج پیل در سده ۱۶ میلادی سروده‌است.

بازیگران: راک هادسن, جنیفر جونز, ویتوریو دسیکا, اسکار هومولکا, مرسدس مک‌کمبریج


۵۴- فیلم ارتش سایه ها- Army of Shadows

فیلم ارتش سایه فیلم داستانی جنگی، به کارگردانی ژان پیر ملویل و محصول سال ۱۹۶۹ کمپانی فرانسوی فیلم کرونا است.

داستان: جنگ جهانی دوم، فرانسه در سال‌های اشغال است، فیلیپ گاربیه، مهندس عمران و از روئسای جنبش مقاومت فرانسه، در حال فرار از دست گشتاپو هستند.

بازیگران: لینو ونتورا, پل موریس, ژان پیر کاسل ,سیمون سینیوره, پل کروشه


۵۵- فیلم حفره- Le Trou

سال تولید : ۱۹۶۰
کارگردان : ژاک بکر
هنرپیشگان : فیلیپ لروی، مارک میشل، ژان کرودی، میشل کنستانتین و ریمون مونیه.

در زندان لاسانته در فرانسه “کلود گاسپار” (میشل) منتظر است تا به جرم اقدام به قتل همسرش محاکمه شود. “گاسپار” را به سلولی منتقل می‌کنند که “رولان داربان” (کرودی)، “ژئو کاسید” (کنستانتین)، “مانو بورلی” (لروی) و “عالیجناب” (مونیه) در آن هستند. آنان تصمیم می‌گیرند، که به ناچار، او را هم وارد نقشه فرارشان کنند. دو عروسک بزرگ درست می‌شود تا باعث گمراهی نگهبانان شبانه شوند، حفره‌ای در کف سلول حفر می‌شود و روزها آن را با مقوا می‌پوشانند. با یک تکه آینه و مسواک یک پریسکوپ درست می‌کنند تا با آن نگهبان‌ها را تحت نظر داشته باشند. با بطری‌های دارو و شن، ساعت شنی درست می‌کنند تا حساب زمان کار را داشته باشند و برای کندن زمین از یک پایه تخت خواب استفاده می‌کنند. نقبی که آنان می‌زنند به کانال فاضلاب زندان و از آن جا به سیستم فاضلاب شهری می‌رسد. روزی که تونل کامل می‌شود و مردان آماده فرارند، “گاسپار” به دفتر رئیس زندان احضار می‌شود. وقتی برمی‌گردد اعلام می‌کند که همسرش شکایت خود را پس گرفته است، با این حال چون هنوز با یک دوره حبس ۵ ساله مواجه است می‌خواهد آنان را همراهی کند. پس از قبول این موضوع از سوی همگان، شب هنگام “ژیو” به خاطر سلامتی مادرش از شرکت درفرار سرباز می‌زند. در همین هنگام زنگ‌های خطر به صدا در می‌آیند، نگهبانان به داخل سلول می‌ریزند و زندانی‌ها می‌فهمند که “کاسپار” به آنان خیانت کرده است…


۵۶- فیلم واکسی- Shoeshine

واکسی فیلمی ایتالیایی است که در سال ۱۹۴۶ توسط ویتوریو دسیکا ساخته شد و اولین کار بزرگ این کارگردان مشهور ایتالیایی است. این فیلم تقریباً اولین فیلم جدی دسیکا و آغازگر ساخت شاهکار های او از جمله دزد دوچرخه و اومبرتو دی میباشد. از سوی دیگر این فیلم را میتوان به عنوان آغازگر سینمای نئورئالیسم ایتالیا نامید.

خلاصه داستان: دو پسر واکسی با مشکلات و دردسرهایی با یک پلیس بعد از تلاش برای به دست آوردن پول برای خریدن یک اسب مواجه می‌شوند….

بازیگران: فرانکو اینتر لنگی, رینالدو سموردونی, آنیّلو مله, برونو اورتنزی, امیلیو چیگولی


۵۷- فیلم کارآگاه – Sleuth

«کارآگاه» یک فیلم در سبک نئو نوآر و مرموز به کارگردانی جوزف ال. منکیه‌ویچ است که در سال ۱۹۷۲ منتشر شد. کارآگاه درواقع قطعه ای تیاتری است که با دقت و سنجیدگی برای سینما تنظیم شده، بهره مند از طراحی صحنه ی کن آدام و بازی فوق العاده ی اولیویر در نقش پیرمردی که میل بیمارگونه اش به بازی، کارش را به جاهای باریک می کشاند.

خلاصه داستان: «اندرو وایک» (اولیویر)، نویسنده ی موفق داستان های تریلر، با صحنه سازی جریان یک سرقت از جواهرات همسرش «مارگریت» (چانینگ) را طوری ترتیب می دهد تا محبوب او، «میلو تیندل» (کین) را به قتل برساند. اما پس از این که «بازرس داپلر» (کاتورن) از راه می رسد، «اندرو» اصرار می ورزد که این یک بازی برای تحقیر «میلو» بوده و گلوله ها قلابی بوده اند….

بازیگران: لارنس الیویه, مایکل کین


۵۸- فیلم توهم بزرگ- La grande illusion

فیلم توهم بزرگ فیلم داستانی جنگی، به کارگردانی ژان رنوار و محصول سال ۱۹۳۷ کمپانی فرانسوی R.A.C می‌باشد. کاندیدای اسکار بهترین فیلم سال ۱۹۳۷.

خلاصه داستان: در سال‏هاى اوج جنگ جهانى اول ، زندانیانى از کشورهاى مختلف متفق در بازداشتگاهى آلمانى به اسارت در آمده‏اند. بعد از اینکه چندین مورد فرار اتفاق می افتد،‌ زندانی ها را به یک قلعه خوفناک منتقل می کنند که به نظر می رسد فرار از آن غیر ممکن باشد…

بازیگران: ژان گابن (ستوان مارشال)، پیر فرسنی (کاپیتان دو بولدیه)، اریک فن اشتروهم (کاپیتان فن رافن‌اشتاین)، ژولین کارت (کارتیه)، مارسل دالیو (ستوان روزنتال)، گاستون مودت (مهندس)
گویندگان: منوچهر اسماعیلی، خسرو خسروشاهی، حسین عرفانی، زنده یاد اصغر افضلی، محمد عبادی، زنده یاد فهیمه راستکار


۵۹- فیلم آرزوهای بزرگ- Great Expectations

آرزوهای بزرگ، رمانی است از چارلز دیکنز، نویسنده شهیر انگلیسی، که ابتدا به صورت داستان دنباله‌دار از دسامبر ۱۸۶۰ تا اوت ۱۸۶۱ میلادی در هفته‌نامه «سراسر سال» به چاپ رسید. وقایع این کتاب که به صورت خودزندگی‌نامه از قول شخصیت اصلی داستان، کودکی یتیم موسوم به «پیپ» نگاشته شده‌است، از سال ۱۸۱۲، هنگامی که او هفت سال دارد، تا زمستان ۱۸۴۰ اتفاق می‌افتد. آرزوهای بزرگ را می‌توان به نوعی زندگی‌نامهٔ خودنوشت شخص دیکنز نیز دانست که همچون آثار دیگرش تجربیات تلخ و شیرین او از زندگی و مردم را نمایان می‌سازد. فیلم آرزوهای بزرگ ساخته دیوید لین ۱۹۴۶ است که صاحب دو جایزه ی اسکار شد. از زیباترین ساخته های تاریخ سینما.

خلاصه داستان: پیپ هفت ساله، زندگی محقر و فروتنانه‌ای را در کلبه‌ای روستایی، با خواهری بدخلق و سختگیر و شوهر خواهرش «جو گارجری» آهنگری پرتوان اما مهربان و نرم‌خو، می‌گذراند. او که روزی برای سر زدن به قبر مادر و پدرش به گورستان می‌رود، به طور اتفاقی با یک زندانی فراری محکوم به اعمال شاقه به نام «آبل مگویچ» روبرو میشود. آن زندانی، داستانی ترسناک برای کودک سر و هم میکند تا او نانی برای رفع گرسنگی و سوهانی برای رهایی خویش از غل و زنجیری که به دست و پایش بسته‌است، بیاورد. پیپ هم از روی ناچاری و هم از دل‌رحمی او را یاری می‌کند.

مدت زمانی از آن ماجرا میگذرد و پیپ کوچک، توسط زنی میانسال و ثروتمند موسوم به «میس هاویشام» (یکی از استادانه‌ترین شخصیتهای خلق‌شده توسط دیکنز) اجیر می‌شود تا گهگاه برای همنشینی و سرگرم‌نمودنش پیش او بیاید. هاویشام که در گذشته‌ای دور و به هنگام عروسی، معشوقش او را بیرحمانه ترک گفته، از آن زمان، به زنی دلسرد و انتقام‌جو بدل گشته‌است. او «اِستِلا»، دخترکی زیبا، اما گستاخ و مغرور را به فرزندی پذیرفته است تا به او بیاموزد…

بازیگران: جان میلز, والر هابسون, تونی واجر


۶۰- فیلم و دیگر هیچ نبود- And Then There Were None 1945 

فیلم  «و دیگر هیچ نبود» تولید ۱۹۴۵ آمریکا به کارگردانی رنه کلر است. از فیلم‌های پرتماشاگری که کلر در آمریکا جلوی دوربین برد. اما موفقیت عمده اثر مدیون فیلم‌نامه درخشان نیکولز از داستان کلاسیک کریستی است. بازیگر نیز، به‌خصوص هیوستن و فیتس جرالد، مناسب نقش‌های‌شان انتخاب شده‌اند و بازی قابل قبول دارند. در سال‌های ۱۹۶۵ (جرج پولاک) و ۱۹۷۵ (پیتر کالینسن)، با نام ده سرخ‌پوست کوچولو بازسازی شد ـ لازم به توضیح است که نام دیگر (و ظاهراً نژادپرستانه کتاب کریستی)، ده سیاه‌پوست کوچولو در برگردان سینمائی به‌نام (کم‌تر نژادپرستانه) ده‌ سرخ‌پوست کوچولو تغییر پیدا کرد!

خلاصه داستان: جزیره‌ای دورافتاده. ده غریبه که هیچ‌یک با دیگری آشنائی ندارد به دعوت میزبانی غایب در خانه‌ای مجلل گرد می‌آیند. به‌زودی مهمانان با جسد میزبان (فیتس جرالد) روبه‌رو می‌شوند و آرام‌آرام در می‌یابند که هر یک در گذشته مرتکب گناهی شده است. حالا، با به قتل رسیدن تک‌تک مهمانان، مشخص می‌شود که آنان جزیره آورده شده‌اند تا مکافات جنایت‌های خود را ببینند…

بازیگران: فیتزجرالد, لویئس هیوارد, والتر هوستن, جودیت اندرسن, ریچارد هیدن, رولند یانگ


۶۱- فیلم پرنده باز آلکاتراز- Birdman of Alcatraz

پرنده باز آلکاتراز فیلم درام امریکایی محصول ۱۹۶۲ و به کارگردانی جان فرانکن هایمر است. فیلم درباره زندگی واقعی رابرت استراد (۱۸۹۰-۱۹۶۳) که در زندان آلکاتراز به پرنده باز آلکاتراز مشهور شده بود و بر پایه رمانی به همین نام از توماس ای. گادیس ساخته شده است. بیشتر سکانسهای فیلم در فضای بسته فیلمبرداری شده اند. سکانس بیرون آمدن جوجه از تخم و از دیدگاه برت لنکستر یکی از مشهورترین سکانسهای سینماست.

خلاصه داستان: رابرت فرانکلین استراد (برت لنکستر) به جرم قتل، متهم به هفت سال حبس در زندان مخوف آلکاتراز می شود. او به مادرش الیزابت (تلما ریتر) بسیار تعصب دارد و وقتی هم سلولی اش عکس مادرش را نگاه می کند به شدت عصبانی می شود. یکی از زندانیان او را تحقیر می کند و استراد او را کتک می زند و به انفرادی منتقل می شود. هاروی شومکر (کارل مالدن) رئیس زندان با او به مخالفت بر می خیزد و سعی دارد که کاری کند تا استراد بیشتر در انفرادی بماند. کریمر ، یکی از همکاران وی، می خواهد که مراقب استراد باشد ولی شومکر حرف او را جدی نمی‌گیرد. چند وقت….

بازیگران: برت لنکستر – کارل مالدن – تلما ریتر -بتی فیلد


۶۲- فیلم سفر معجزه آسا- Fantastic Voyage

فیلم سفر معجزه آسا فیلمی تخیلی علمی محصول ۱۹۶۶ آمریکا به کارگردانی ریچارد فلیشر است.

دکتر «یان بنز» (ژان دل وال)، دانشمندی که راز کوچک کردن سربازان برای مدتی نامعین را می‌داند، توسط «چارلز گرَنت» (بوید)، مأمور سی‌آی‌ای، از زندان فراری داده می‌شود و به ایالت متحده می‌رود. در آمریکا، در بین راه، مهاجمان به خودروِ آن‌ها هجوم می‌برند و به سرِ «بنز» ضربه وارد می‌شود و یک لخته خون در مغزش به‌وجود می‌آید. «گرَنت» مأموریت می‌یابد تا با کاپیتان خلبان بیل اوونز (ویلیام ردفیلد)، دکتر مایکلز (پلزنس)، دکتر پیتر دووال جراح (کندی)، و دستیارش کورا پیترسن (وِلچ)، برای نجات جان بنز، در داخل یک زیردریایی نیروی دریایی قرار گیرند تا پس از کوچک شدن در ابعادِ میکروسکوپی، از طریق تزریق وارد بدنِ بنز شوند و لخته را از بین ببرند (این زیردریایی، که پروتئوس نامیده شده، در اصل برای تحقیق دربارهٔ چگونگی تخم‌ریزی ماهیان عمق دریاها ساخته شده بود). افرادِ گروه تنها ۶۰ دقیقه فرصت دارند تا عملیات خود را انجام دهند، زیرا پس از این زمان به اندازهٔ طبیعی بازخواهند گشت….

بازیگران: استیفان بوید, راکول ولش


۶۳- فیلم بازداشتگاه هفده – Stalag 17

سال تولید : ۱۹۵۳
کارگردان : بیلی وایلدر
فیلمنامه‌نویس : ادوین و وایلدر، برمبنای نمایش‌نامه‌ای نوشته دانلد بوان و ادموند ترچینسکی.
هنرپیشگان : ویلیام هولدن، دان تیلر، اوتو پرمینجر، رابرت استراس، هاروی لمبک، ریچارد اردمن، پیتر گریوز، نویل براند و سیگ رومان.

جنگ جهانی دوم. “سفتن” (هولدن) در بازداشتگاه شماره ۱۷ اسیران جنگی زندانی است. سهل‌انگاری‌ها و دوز و کلک‌های “سفتن” زندگی در اردوگاه را برای خودش قابل تحمل کرده، اما مایه رنجش و خشم زندانیان دیگر شده است. وقتی دو تن از زندانیان در حین فرار کشته می‌شوند، آمریکائی‌ها به “سفتن” مظنون می‌شوند و می‌پندارند او خبر چین نازی‌هاست.اما با ورود یک زندانی جدید (تیلر)، زندانیان به واقعیت‌های تازه‌ای پی می‌برند…

این‌جا برخلاف دیگر فیلم‌های ژانر اسیران جنگی، زندانیان نه به‌عنوان مظاهر و الگوهای میهن‌پرستانه معتقد، بلکه به‌عنوان سربازانی واقعی و خسته از جنگ تصویر می‌شوند که فقط می‌کوشند زنده بمانند. وایلدر در این اثر سیاه کلاسیک، استادانه و به‌طرزی چشم‌گیر، درام را با کمدی در هم می‌آمیزد تا زندگی یک‌نواخت و پر از نگرانی زندانیان جنگی را تصویر کند. بازی فوق‌العاده هولدن تک‌خال برنده این فیلم بسیار موفق است. کارگردان نامدار، پرمینجر نیز نقش فرمانده سادیست بازداشتگاه را (یادآور نقش اریک فون استروهایم در توهم بزرگ ژان‌رنوار، ۱۹۳۷) با قدرت بازی می‌کند.


۶۴- فیلم تابستان گرم طولانی – The Long Summer

سال تولید : ۱۹۵۸
کارگردان : مارتین ریت
فیلمنامه‌نویس : اروین راوچ و هاریت فرانک جونیر، برمبنای داستان‌های سوزاندن اصطبل و اسب خالدار و رمان هملت نوشته ویلیام فاکنر.
هنرپیشگان : پل نیومن، جوآن وودوارد، آنتونی فرانسیوزا، اورسن ولز، لی رمیک، آنجلا لنربری، ریچارد آندرسن، سارا مارشال، میبل آلبرتسن و ج. پت اومالی.

“بن کوئیک” (نیومن) مردی تندخو است که پدرش برای گرفتن حق بیمه، اصطبل‌ها را آتش می‌زده است. او به شهر کوچکی وارد می‌شود که “ویل وارنر” (ولز) زمیندار بسیار ثروتمندی آن را اداره می‌کند. پسر “ویل”، “جادی” (فرانسیوزا) مردی ضعیف و بی‌دست و پاست که با همسرش، “یولا” (رمیک) زندگی می‌کند، اما خودش، “کلارا” (وودوارد)، دختری خودساخته و مستقل است. “بن” در املاک “وارنر” کاری پیدا می‌کند و خیلی زود شایستگی‌اش را نشان می‌دهد. “وارنر” تصمیم می‌گیرد که “بن” با “کلارا” ازدواج کند و پس از خودش، امپراتوری او را در دست بگیرد. “کلارا” که دوست ندارد کسی برایش تکلیف معین کند، از ازدواج سرباز می‌زند تا گناهش به گردن “بن” بیفتد، اما با شعله‌ور شدن آتش پشیمان می‌شود و پیرمرد را نجات می‌دهد. “کلارا” نیز “بن” را می‌پذیرد و “مینی” (لنزبری) که سال‌ها محبوبه “وارنر” بوده، سرانجام او را راضی به ازدواج می‌کند.

اقتباسی آزاد و موفق از کار فاکنر که نمایانگر علاقه ریت به منتهی‌الیه جنوب آمریکاست (او پس از این در چند فیلم دیگرش نیز به جنوب باز می‌گردد). فیلم‌نامه، قوی‌تر از بسیاری آثار مشابه می‌نماید و گفت‌وگوها در حد بهترین آثار تنسی ویلیامز نوشته شده‌اند. تنش فراوان، قدری شوخ‌طبعی و شخصیت‌پردازی فوق‌العاده فیلم را متمایز می‌کند. توفیق اثر موجب شد تا بازیگرانش از نیومن گرفته تا وودوارد و فرانسیوزا به سرعت پلکان ترقی را طی کنند. در سال ۱۹۸۵ به کارگردانی استورات کوپر و با همکاری اواگاردنر، دان جانسن، جودیت ایوی، جیسن روباردز و سیبیل شپرد بازسازی می‌شود.


۶۵- فیلم نسخه سحرآمیز- The Peanut Butter Solution

فیلم نسخه سحرآمیز به کارگردانی میشل روبو و به تهیه کنندگی راک دیمرزاست . این فیلم محصول سال ۱۹۸۵ کشور کانادا است. این فیلم در دهه ی شصت از تلویزیون ایران پخش و طرفداران بسیاری دارد. فیلم از یک سو بیانگر نقش مهم خانواده و تاثیر چگونگی برخورد آن با مشکلات بوجود آمده برای فرزندان و از سویی دیگر لزوم داشتن اعتماد بنفس، کسب شهامت و خودساختگی در میان نوجوانان و نسل آینده است.

خلاصه داستان: مایکل پسر یازده ساله ایست که روزی از سر کنجکاوی بهمراه دوستش به خانه متروک و خالی از سکنه ای میرود، جایی که گفته میشود محل زندگی ارواح است. با ورود به آن محل بخاطر ترس و وحشتی که از دیدن ارواح به او چیره گشته از هوش رفته و با کمک دوستش که بیرون از خانه به انتظار او ایستاده بوده، از آن محل دور میگردد اما فشار روحی حاصل از ترس سبب ریزش تمام موهایش میشود. مایکل برای بار دوم تصمیم میگرد به آن خانه رود و اینبار روح پیرزن ساکن آنجا شیوه نامه ی شگفت آسایی برای ترمیم موهایش به او میدهد که آخرین ماده تشکیل دهنده آن یک قاشق پر روغن بادام است برای چسبندگی سایر مواد به یکدیگر. پیرزن همچنین سفارش میکند که مقدار روغن بادام نباید بیش از اندازه ی گفته شده شود. مایکل به خانه می آید و تمام مواد لازم را فراهم نموده، با یکدیگر مخلوط مینماید و بر سر خود همانند رنگینه ای غلیظ و پر ملات می مالد، غافل از اینکه بر خلاف سفارش و تاکید شبح پیرزن، مقدار روغن بادام را بیشتر از اندازه در ساخت ترکیب استفاده کرده است. نتیجه کار چاره ساز میگردد و موهای مایکل رشد خود را از سر می‌گیرند.اما…


۶۶- فیلم کمیسر متهم می کند – A Police Superintendent Accuses

“کمیسر متهم می کند” نام فیلم جنایی است که توسط سرژیو نیکلائسکو کارگردان رومانیایی در سال ۱۹۷۳ ساخته شده است. فیلم بر اساس رویدادی واقعی تحت عنوان “قتل عام جیلاوا” که در سال ۱۹۴۰ و در جریان جنگ جهانی دوم رخ داده ساخته شده است. این فیلم اولین فیلم از چهار فیلمی است که سرژیو نیکلائسکو بر اساس شخصیت کمیسر مولدوان ساخت و خود در نقش کمیسر مولدوان در آنها به ایغای نقش پرداخت. سه فیلم دیگر عبارتند از: انتقام (۱۹۸۰)، دوئل (۱۹۸۳) و بازمانده(۲۰۰۸).

خلاصه داستان: کمیسر پلیس بانام مولدوان ماموریت می یابد تا در باره قتل عام زندانیان سیاسی در زندانی در نزدیکی بخارست پایتخت رومانی بوسیله نیروهای موسوم به گارد آهنین تحقیق بعمل آورد. در جریان این فتل عام مخالفان سیاسی رژیم فاشیستی حاکم از جمله تعدادی از فعالان کمونیست به قتل می رسند…

فیلم براساس یک اتفاق تاریخی ناراحت کننده در تاریخ این کشور ساخته شده اما شخصیتی که با نام کمیسر مولدوان در فیلم می شناسیم تخیلی است.

سوم ژانویه سال ۲۰۱۳ روزی است که سرجیو نیکولایسکو (بازیگر و کارگردان این فیلم) درگذشت. او شاید هیچگاه خبردار نشد که چقدر بین ایرانیان هوادار دارد.

بازیگران: سرژیو نیکلائسکو, ژان کنستانتین, ژورژ دینیچا


۶۷- فیلم شور زندگی – Lust For Life

سال تولید : ۱۹۵۶
کارگردان : وینسنت مینه‌لی
فیلمنامه‌نویس : نورمن کوروین، برمبنای رمانی نوشته اروینگ استون
هنرپیشگان : کرک داگلاس، آنتونی کوئین، جیمز دانلد، پاملا براون و اورت اسلوان

“ونسان ون‌گوگ” (داگلاس) در سال ۱۸۷۸ هلند را ترک می‌کند تا به منطقه‌ای در بلژیک برود و برای معدنچیان زغال‌سنگ موعظه مذهبی کند. آن‌جا تحت تأثیر فلاکت مردم منطقه قرار می‌گیرد و از ریاکاری زعمای کلیسا برمی‌آشوبد. برادرش “تئو” (دانلد) او را به هلند باز می‌گرداند، اما “ونسان” چندان در هماهنگ کردن خود با زندگی خانوادگی موفق نیست و با کمک مالی “نئو” به نقاشی، مشغله اصلی‌اش، ادامه می‌دهد. تحت تأثیر کارهای امپرسیونیست‌ها در پی کشف افق‌های جدیدی در هنرش برمی‌آید و به‌ویژه به شدت متکی به دوستی با “پل گوگن” (کوئین)، نقاش نامدار می‌شود، اما ناکامی در برقراری ارتباط با دیگران و ناموفق بودن تابلوهایش نزد عموم، به بحران روحی او دامن می‌زنند…

شور زندگی پروژه دل‌خواه مینه‌لی بود که سال‌ها روی تدارک و اجرای آن فکر کرده بود: این رنگ آمیزی دراماتیک واقعیت زندگی هنرمند، از تلخ‌ترین آثار استاد است و این نشأت گرفته از همدلی عمیق با نقاش دستپاچه و عصبی هلندی است که جز شوق به کار، هیچ چیز نمی‌تواند به اوامید و دل گرمی ببخشد و هنر تنها پناهگاه او در دنیای پرهیاهو است. فکر اقتباس سینمائی از سرگذشت‌نامه داستانی استون سال‌ها مقامات مختلف مترو ـ گلدوین ـ مایر را به خود مشغول ساخته بود تا این‌که مینه‌لی و جان هاوسمن تهیه‌کننده ـ پس از همکاری‌های پربارشان در بد و زیبا (۱۹۵۳) و تار عنکبوت (۱۹۵۵) ـ از راه رسیدند و در یکی از محافظه کارترین کمپانی‌ها، یک فیلم به معنای واقعی کلمه “روشن‌فکرانه” ساختند که محور پیوند دهنده روایت در آن، مفاد نامه‌های میان “ونسان” و برادرش “نئو” بود و در محل پیوند دهنده روایت در آن، مفاد نامه‌های میان “ونسان” و برادرش “تئو” بود و در محل‌های واقعی فیلم‌برداری می‌شد. فیلم چالشی بصری برای مینه‌لی بود که می‌خواست تا حد امکان فضای فیلم را از تابلوهای استاد اخذ کند و برای این‌ منظور حتی به استفاده از یک فرآیند رنگی منسوخ شده موسوم به آنسکو کالر به جای قالب مرسوم ایستمن کالر برای نگاتیو فیلم دست زد. داگلاس از دشوارترین آزمون عمرش سربلند به در می‌آید و موسیقی عالی است.


۶۸- فیلم بیست هزار فرسنگ زیر دریا

فیلم سینمایی بیست هزار فرسنگ زیر دریا ساخته ی ۱۹۵۴ آمریکا از زیباترین فیلم های دیزنی بود که با استقبال بسیاری روبه‌رو شد. فیلم‌نامه جذاب آن براساس رمان افسانه ـ علمی پرآوازه ورن (چاپ ۱۸۷۰) نوشته شد و فیلم‌برداری آن به‌خصوص در صحنه‌های زیر آب هنوز مبتکرانه به‌نظر می‌رسد. طراحی صحنه جان میهان یکی دیگر از عوامل موفقیت اثر به‌شمار می‌آید. دیزنی نخستین بار در کارش از بازیگران معروف استفاده کرد و انتخاب آن بسیار مناسب می‌نماید؛ از جمله میسن که با قدرت بازی می‌کند و به‌خوبی مرز نبوغ و جنون نیمو را تجسم می‌بخشد.

بیست هزار فرسنگ زیر دریا داستانیست نوشته ژول ورن نویسنده علمی-تخیلی فرانسوی که برخی او را به حق پدر ادبیات علمی-تخیلی خوانده‌اند.

خلاصه داستان: اقیانوس آرام، سال ۱۸۶۸. یک ناو جنگی مأمور نابودی هیولائی می‌شود که کشتی‌های فراوانی را غرق کرده است. زوبین‌اندازی به‌نام ند لند (داگلاس)، پروفسور آروناکس (لوکاس)، متخصص مخلوقات دریائی و دستیارش، کانسیل (لوره) جزو سرنشینان ناو هستند. به‌زودی ناو مورد حمله هیولا قرار می‌گیرد و غرق می‌شود و تنها این سه نفر نجات پیدا می‌کنند. آنان در می‌یابند که هیولا در واقع یک زیردریائی بسیار پیش‌رفته به‌نام نوتیلوس است و ناخدای نابغه زیردریائی ، نیمو (میسن)، که مجموعه‌ای از ابداعات بسیار پیچیده فنی را گرد آورده، از جامعه بشری بیزار و گریزان است. او ابتدا استقبال گرمی از سه مهمان خود می‌کند، اما نوتیلوس ماجراهای فراوانی در پیش دارد….

بازیگران: کرک داگلاس, جیمز میسن, پل لوکاس, پتر لوره, تد کوپر


۶۹- فیلم داستان توکیو – Tokyo Story

سال تولید : ۱۹۵۳
کارگردان : یاسوجیرو اوزو
هنرپیشگان : چیشو ریو، ستسوکو هارا، چی‌یکو هیگاشیاما، هاروکو سوگیمورا، شیزو اوزاکا، سو یامامورا و کیوکوکاگاوا.

زوجی پیر (ریو و هیگاشیاما) به توکیو می‌آیند تا از پسر پزشک‌شان (یامامورا) و دختری (سوگیمورا) که صاحب آرایشگاه است دیدن کنند. آنان قدری گرفتارند که نمی‌توانند به پدر و مادر خود رسیدگی کنند و آن دو را به استراحت‌گاهی ساحلی می‌فرستند. تنها کسی که در توکیو وقت خود را صرف رسیدگی به زوج پیر می‌کند، بیوه پسر در جنگ کشته شده‌شان (هارا) است که مادر شبی را هم با او می‌گذراند، در حالی که پدر با دوستان قدیمی مشغول نوش‌خواری است. در بازگشت به خانه، مادر می‌میرد و اعضای خانواده در مراسم تدفین او حضور می‌یابند. کوچک‌ترین دختر خانواده از عروس بیو درباره تلخی زندگی می‌آموزد و پدر که حالا تنها شده، ساعت مادر را به یادگار به عروسش می‌دهد و از او می‌خواهد تا دوباره ازدواج کند.

حدیث مکرر اوزو، جدائی نسل‌ها و الگوهای در حال تحول زندگی، پیرهائی که ناگزیرند به مصاف تنهائی بروند و جوانانی که بیم آینده را دارند، لحظه آگاهی بخش و برآشوبده در دل روزمرگی یکنواخت؛ و یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌های تمام تارخ سینما. سندی قاطع بر شکوه و کمال “سادگی” و پیچیدگی‌هائی که در پس آن نهفته‌اند. تمامی دنیا و زندگی در یک خانواده خلاصه می‌شود و مشاهده این خانواده، با تمام تلخ‌کامی‌ها و نارضایتی‌های اعضایش، فرصتی است برای ارائه یک جهان‌بینی شخصی و مقاومت‌ناپذیر. اوزو خود داستان توکیو را “ملودرام‌” ترین فیلمش می‌خواند، ولی کمتر ملودرامی چنین مطمئن فاتر از محدوده قالب و زمان و مکان رفته است. سبک فیلم‌سازی استاد پالوده و خود کفاست. ریو در نقش پدر فلسفه تسلیم اوزو را تجسم می‌بخشد. و هارا، در نقش عروس‌بیوه، مثل همیشه درخشان می‌نماید.


۷۰- فیلم ساعت نا امیدی – The Desperate Hours

سال تولید : ۱۹۵۵
کارگردان : ویلیام وایلر
هنرپیشگان : هامفری بوگارت، فردریک مارچ، آرتور کندی، مارتا اسکات، دیوئی مارتین، رابرت میدلتن، گیگ یانگ، مری مورفی، ریچارد آیر و آلن رید.

یک زندان به‌نام “گلن” (بوگارت)، به همراه برادرش، “هال” (مارتین) و یک زندانی دیگر، “کابیش” (میدلتن) می‌گریزد و هدفش انتقام گرفتن از پلیسی (کندی) است که او را به زندان انداخته است. آن سه نفر در راه و تا رسیدن پول، به خانه‌ای آرام و بی‌سروصدا می‌روند و افراد خانواده را به گروگان می‌گیرند. افراد پلیس با کنترل مکالمه‌های تلفنی و با کمک نامه‌ای که پدر خانواده (مارچ) می‌نویسد، به محل اختفای زندانی‌ها پی می‌برند و خانه را محاصره می‌کنند. در رویاروئی پایانی، “گلن” که تنها مانده، به دست افراد پلیس کشته می‌شود.

فیلم، که از یک نمایش برودوی (با بازی پل نیومن در نقش اول) اقتباس شده، ترلزل و شکنندگی حریم امن خانواده‌ای نمونه‌ای را در جامعه‌ای به‌ظاهر آرام و خوشبخت ـ و در باطن، پر از کینه و عقده‌هایفروخورده ـ به تصویر می‌کشد و به خوبی وحشت و خفقان فضائی بسته را ـ که گریبان تک‌تک آدم‌ها را گرفته ـ به تماشاگر منتقل می‌کند. بوگارت تا پایان فیلم ـ و مرگ خود خواسته‌اش ـ تعادل نقش را روی مرز باریک میان “نفرت‌انگیز شدن” و “جلب همدلی تماشاگر” حفظ می‌کند، اما شاید مهمترین عنصر فیلم، پوست انداختن تک‌تک افراد خانواده پس از تجربه کابوسی وحشتناک باشد، به‌خصوص پسر کوچک خانواده که پیش از این ماجرا پدرش را ترسو و دست و پا جلفتی می‌دانسته و حالا به او تکیه می‌کند. در سال ۱۹۹۰ به کارگردانی مایکل چیمینو بازسازی می‌شود.


۷۱- فیلم رودخانه نقره‌ای- Silver River

سال تولید : ۱۹۴۸
کارگردان : رائول والش
هنرپیشگان : ارول فلین، آن شریدان، توماس میچل، بروس بنت، تام داندری، بارتن مک‌لین و آرت بیکر.

جنگ‌های داخلی آمریکا. “مایک مکوم” (فلین) را، به‌رغم شجاعت‌هایش ، از ارتش شمالی‌ها بیرون می‌آندازند و او هم آرام‌آرام به کارهای خلاف روی می‌آورد. تا این‌که به نوادا می‌رود و پس از راه انداختن قمارخانه‌ای بزرگ با مردی به‌نام “استنلی مور” (بنت) در معدن نقره او شریک می‌شود. اما “مور” را به دام مرگ می‌فرستد تا با همسر بیوه‌اش، “جرجیا” (شریدان) ازدواج کند. به‌زودی نیز به یکی از حاکمان بلامنازع منطقه تبدیل می‌شود.اما با ثروت و قدرت خوشبخت نمی‌شود و سرانجام “جرجیا” از او روی برمی‌گرداند…


۷۲- هر بامداد می‌میرم – Each Dawn I Die

سال تولید : ۱۹۳۹
کارگردان : ویلیام کیتلی
فیلمنامه‌نویس : نورمن رایلی رین، وارن داف و چارلز پری، برمبنای رمانی نوشته جروم اودلوم.
هنرپیشگان : جیمز کاگنی، جرج رافت، جین برایان، جرج بنکرافت، ماکسی رزنبلوم، استنلی ریجز، آلن باکستر، ویکتور جوری و ویلارد رابرتسن.

خبرنگار کار کشته، “فراک راس” (کاگنی)، به اسنادی دست پیدا می‌کند که گروهی از سیاستمداران فاسد را رسوا خواهد کرد، اما پیش از این‌که موفق به چاپ و نشر این اسناد بشود، عمال سیاستمداران او را می‌ربایند و با صحنه‌سازی به اتهام قتل به زندان می‌اندازند. “فرانک” در زندان با خلافکار باسابقه،”هود استیسی” (رافت) آشنا می‌شود. “هود” برای فرار از زندان از “فرانک” یاری می‌خواهد تا در عوض به اثبات بی‌گناهی او کمک کند. “فرانک” پیشنهاد “هود” را می‌پذیرد، غافل از این‌که به او نمی‌توان اعتماد کرد…

بازی زوج کاگنی ـ رافت به این فیلم از نوع زندان، طراوت و جذابیت ویژه‌ای می‌بخشد. دوستی قدیمی و سابقه بازی این دو، در کنار هم در نمایش‌های وودویل، بر یک‌دستی و روانی کارشان تأثیر به‌سزائی می‌گذارد. به جز این، رافت به‌دلیل حشر و نشری که در زندگی واقعی با گنگسترها داشت مایه‌ای از واقعیت نیز به فیلم می‌افزاید.


۷۳- فیلم داج سیتی – Dodge City

سال تولید : ۱۹۳۹
کارگردان : مایکل کورتیز.
هنرپیشگان : ارول فلین، آلیویا د هاویلند، آن شریدان، بروس کابوت، فرانک مک‌هیو، آلن هیل، گین ویلیامز، جان لیتل و ویکتور جوری.

ماجراجوئی به‌نام “وید هاتن” (فلین) وارد شهر بی‌در و پیکر داج‌سیتی می‌شود که در آن بی‌قانونی و فساد رواج کامل دارد. “وید” به دختری به‌نام “ابی اروینگ” (د هاویلند) دل می‌بازد که او را در ماجرای کشته شدن باردش مقصر می‌داند. سرانجام نیز به خود می‌آید و با نشان کلانتری تصمیم به پاک‌سازی شهر می‌گیرد…
وسترنی با شکوه و نخستین فیلم (از هشت فیلم) فلین در این نوع که بهترین آن‌ها به شمار می‌آید. کارگردانی کورتیز (مثل همیشه) “حرفه‌ای” است و این‌جا بار موفقیت فیلم را بیشتر فیلم‌برداری، موسیقی و بازیگران بر دوش دارند. صحنه قطار افسارگسیخته‌ای که در آتش می‌سوزد هنوز خیره کننده است. مل بروکس طرح داستانی زین‌های شعله‌ور (۱۹۷۴) را از این فیلم وام گرفت.


۷۴- فیلم روز بد در بلک راک – Bad Day At Black Rock

سال تولید : ۱۹۵۴
کارگردان : جان استرجس
هنرپیشگان : اسپنسر تریسی، رابرت رایان، دین جاگر، والتر برنان، ارنست بورگناین، لی ماروین ، آن فرانسیس، جان اریکسن و راسل کالینز.

“جان ج. مک‌ریدی” (تریسی) مأمور نظامی یک دست به منطقه بلک‌راک می‌آید تا از جنایتی که در حق یک کشاورز ژاپنی ـ آمریکائی صورت گرفته پرده بردارد. “رنو اسمیت” (رایان) مرد متنفذ منطقه که دارای تعصبات نژادی خشکی است، همراه با دارودسته‌اش تلاش می‌کند تا این مهمان ناخوانده را فراری دهد…

با مجموعه‌ای ستارگان مشهور یا بعد از این مشهور هالیوود، استرجس تلاش می‌کند تا یکی از درون‌مایه‌های کلیدی فیلم‌های وسترن را در فضائی جدید با تمرکز بر شخصیت‌پردازی خلق کند ـ تقابل قانون جدید با آنانی که همچنان به سنت‌های قدیمی وفادارند. پایان فیلم نیز مثل دیگر محصولات این چنینی بر پیروزی حاکمیت قانون می‌انجامد. تریسی در خلق غریبه‌ای یک دنده که قرار است گروهی آدم کله‌شق را سر به راه کند. موفق است و رایان نیز تصویری تمام عیار از جهالت و خشونت را به نمایش می‌گذارد.


۷۵- فیلم گذرگاه تاریک – Dark Passage

سال تولید : ۱۹۴۷
کارگردان : دلمر دیوز
فیلمنامه‌نویس : دلمر دیوز، برمبنای رمانی نوشته دیوید گودیس
هنرپیشگان : هامفری بوگارت، لورن باکال، آگنس مورهد، کلیفتن یانگ، داگلاس کندی و روری مالینسن.
“وینسنت پری” (بوگارت)، متهم به قتل همسرش، از زندان سن کوئنتین می‌گریزد و تحت حمایت “آیرین جانسن” (باکال) قرار می‌گیرد. سپس با جراحی پلاستیک چهره‌اش را عوض می‌کند تا بتواند فارغ از تعقیب پلیس، قاتل وقعی همسرش را پیدا کند…

گذرگاه تاریک سومین فیلم از چهار فیلمی بود که بوگارت و باکال که در زندگی واقعی نیز زن و شوهر بودند با هم بازی کردند. این فیلم به خاطر استفاده از تکنیک نمای نقطه نظر که در آن در یک‌سوم اول فیلم چهره شخصیتی که بوگارت بازی می‌کند نشان داده نمی‌شود بلکه محیط اطراف از دید او نشان داده می‌شود معروف است. استفاده خلاقانه فیلم از ویژگی‌های مکانی سان فرانسیسکو نیز قابل اشاره است.


۷۶- فیلم کوهستان – The Mountain

سال تولید : ۱۹۵۶
کارگردان : ادوارد دمیتریک
هنرپیشگان : اسپنسر تریسی، رابرت واگنر، کلر ترور، ویلیام دمارست ا. ج. مارشال و آنا کشفی.

“زاکاری تلر” (تریسی)، یک راهنما است؛ مردی ساده، مهربان و باوجدان که سال‌ها پیش خودش را بازنشسته کرده تا برادر کوچک‌ترش، “کریس” (واگنر) را بزرگ کند؛ که حالا مردی بی‌بندوبار شده است. هواپیمائی در کوهستان نزدیک آنان سقوط می‌کند و “کریس” می‌خواهد صعود کند تا غنیمتی ببرد، اما “زاکاری” نیز همراهش می‌رود. “کریس” و “زاکاری” پس از صعودی مشکل و خطرناک، به هواپیما می‌رسند و دختری هندی (کشفی) را پیدا می‌کنند که هنوز زنده است. “کریس” می‌خواهد دختر را بکشد، اما “زاکاری” مانعش می‌شود. “کریس” پول و جواهرات مردگان را جمع می‌کند و به هنگام پائین آمدن، سقوط می‌کند و کشته می‌شود، و “زاکاری” همراه دختر هندی نجات می‌یابد.


۷۷- فیلم سفر دریایی به مارسی- Passage to Marseille

سفر دریایی به مارسی نام فیلمی به کارگردانی میشل کورتیز محصول سال ۱۹۴۴ است.

خلاصه داستان: بوگارت در نقش خبرنگار فرانسوی و میهن‌پرستی ظاهر می‌شود که در بخش اشغالی فرانسه، نازی ها او و چهار نفر دیگر را با فریبکاری دستگیر و روانۀ جزیرۀ شیطان می‌کنند. اما بوگارت و یارانش می‌گریزند و کنترل یک کشتی را در بندر‌ مارسی بدست‌ می‌گیرند و همگام با ارتش فرانسۀ آزاد با گروهی از فاشیست‌ها به فرماندهی گرین‌استرین ستیز می کنند….

بازیگران: همفری بوگارت، کلود رین


۷۸- فیلم حکومت نظامی- State of Siege

حکومت نظامی فیلمی ساخته کوستا گاوراس (فیلمساز یونانی الاصل سینمای فرانسه) در سال ۱۹۷۲ است. از فیلم های خاطره انگیز و نوستالژیک دهه شصت است که با دوبله ی زیبای فارسی از تلویزیون ایران پخش شده است.

خلاصه داستان : چریک‌های چپ گرای توپامارو (جنبش آزادیبخش ملی اروگوئه) کنسول کشور برزیل و یک آمریکایی را گروگان می‌گیرند و مورد بازجویی قرار می‌دهند. آنها معتقدند که این آمریکایی (مایکل سانتوره) در پوشش کارشناس سازمان همکاری‌های عمرانی، پلیس سیاسی اروگوئه را برای سرکوب جنبش‌های دانشجویی و مردمی تعلیم می‌دهد و کنسول برزیل نیز عامل دیکتاتور وقت این کشور در اروگوئه است. توپاماروها با ارائه اسنادی اثبات می‌کنند که دولت اروگوئه از شکنجه و ترور شخصیت‌های آزادیخواه این کشور توسط نیروهای تحت تعلیم مایکل سانتوره مطلع است و صلاحیت ادامه حکومت را ندارد ازین رو احزاب چپ مجلس خواستار استعفای رئیس جمهور و کابینه او می‌شوند.با گروگان گرفتن …

بازیگران: ژاک وبر, ایو مونتان, رناتو سالواتوره, ئی. هاس


۷۴- فیلم شاه لیر – King Lear

شاه لیر نام فیلمی است ساخته شوروی به کارگردانی گریگوری کوزینتسف که در ۱۹۷۱ ساخته شده. این فیلم بر اساس رمان لیرشاه یا شاه لیر تولید شده. شاه لیر نمایشنامه ای تراژیک اثر ویلیام شکسپیر است که آن را یکی از بزرگ‌ترین و ارزنده‌ترین تراژدی‌های وی می‌دانند. این اثر به احتمال زیاد در سال ۱۶۰۵ میلادی نوشته شده‌است.

خلاصه داستان : «شاه لیر» پیر و مقتدر (یاروت)، تصمیم می گیرد قلمروی حکومتی اش را به نسبت علاقه ی سه دخترش به او، میان آنان تقسیم کند. «گانریل» (رادزینیا) و «ریگان» (وولچک) با تملق و دورویی، علاقه شان را به پدر ابراز می کنند اما دختر کوچک تر، «کوردلیا» (شندریکووا) گرچه بیش از دیگران به پدر مهر می ورزد، اما حاضر به چاپلوسی نیست. پس، از ارث محروم و از دربار اخراج می شود…

بازیگران: یوری یاروت, الزه رادزینیا, گالینا وولچک, والنتینا شندریکووا, الکسی پترنکو, یوئوزاس گریتسیوس


۷۵- فیلم برادران شیردل – The Brothers Lionheart

برادران شیردل یک فیلم سوئدی ماندگار است که در سال ۱۹۷۷ به کارگردانی اوله هیلبوم ساخته شده. این فیلم خاطره انگیز در دهه شصت از برنامه کودک شبکه دوم البته به صورت سریالی پخش شد!
این فیلم اقتباسی است از رمانی به همین نام از آسترید لیندگرن نویسنده سوئدی که در پاییز ۱۹۷۳ منتشر شد.

خلاصه داستان : برادران شیردل دو پسر نوجوان هستند که به دنیایی جادویی وارد می‌شوند و همراه اهالی آن با اهریمن آن دنیا مبارزه می‌کنند. داستان نبرد این برادر (اسکورپان و یوناتان) برای زندگی علیه مرگ، برای عشق علیه نفرت، برای خیر علیه شر، برای راستی علیه دروغ و بالاتر از همه این ها؛ برای آزادی علیه استبداد …

بازیگران: لارس سودردال در نقش اسکورپان شیردل, استفان گوتستام در نقش یوناتان شیردل, آلن ادوال در نقش ماتیاس, گان والگرن در نقش سوفیا


۷۶- فیلم سینمایی الیورتویست – Oliver Twist

فیلم سینمایی الیور تویست به کارگردانی دیوید لین محصول ۱۹۴۸ است.
این فیلم ماندگار برگرفته از رمانی به همین نام اثر نویسنده ی شهیر انگلستان چارلز دیکنز است. الیور توئیست نام دومین رمان مشهور چارلز دیکنز است که ابتدا در سال‌های ۱۸۳۷ تا ۱۸۳۹ میلادی به صورت پاورقی در یک ماه‌نامه انگلیسی منتشر می‌شد. رمان اجتماعی الیور توئیست برای اولین بار در سال ۱۸۳۸ میلادی به صورت کتاب در پادشاهی متحده منتشر شد.

خلاصه داستان : « الیور » پسر بچه ‏ى یتیم پس از تحمل سختى زندگى در نوانخانه‏‌اى به لندن می ‏گریزد. او ابتدا به چنگ عده ‏اى نوجوان جیب‏بر می ‏افتد که در خدمت مردى به نام « فاگین » هستند. تا این که مرد پولدارى (استیونس) از مخمصه نجاتش می‏دهد …

بازیگران: الک گینس, رابرت نیوتن, جان هوارد دیویس, کى والش


۷۷- فیلم یک پلیس – A Cop – Un flic

سال تولید : ۱۹۷۲
کارگردان : ژان پی‌یر ملویل
هنرپیشگان : آلن دلون، کاترین دونوو، ریچارد کرنا، آندره پوسه، میشل کنراد و ریکاردو کوچولا.

طی سرقت موفقیت‌آمیز بانکی در یک شهر ساحلی فرانسوی «مارک آلبوآ» (پوسه)، یکی از سارقان، کارمندی را می‌کشد و خود به‌شدت مجروح می‌شود. رئیس گروه، «سیمون» (کرنا) که صاحب کاباره‌ای است، «آلبوآ» را در یک کلینیک در پاریس مخفی می‌کند. از بقیه اعضا، «لوئی کوستا» (کنراد) شغلش را در کاباره «سیمون» از سر می‌گیرد و «پل وبر» (کوچولا) سراغ همسر از همه جا بی‌خبرش برمی‌گردد. بازرس پلیس، «ادوار کولمان» (دلون) به پی‌گیری این سرقت علاقه‌مند می‌شود ولی مشغله اصلی‌اش مبارزه با عملیات قاچاق هروئین در فرانسه است. در واقع قرار است گروه «سیمون» در سرقت دوم‌شان محموله‌ای از هروئین را بدزدند. «کولمان» با دوست «سیمون»، «کتی» (دونوو)، رابطه برقرار می‌کند. به‌دستور «سیمون»، «کتی» با لباس پرستاری سراغ «آلبوآ» می‌رود تا او را خلاص کند. «کولمان» خبردار می‌شود که محموله‌ای از هروئین با قطار به ایتالیا فرستاده می‌شود و خیالش راحت است که پلیس در مرز تبهکاران را خواهد گرفت. اما «سیمون»، «کوستا» و «وبر» طی یک سرقت ماهرانه با هلی‌کوپتر محموله هروئین را سر راه می‌دزدند. جسد «آلبوآ» یافته می‌شود. «کولمان»، «کوستا» را دستگیر می‌کند و با نیرنگ «سیمون» را به دام می‌اندازد، «کوستا» نیز خودکوشی می‌کند.


۷۸- فیلم فرار مرگبار- The Getaway

سال تولید : ۱۹۷۲
کارگردان : سام پکین‌پا
هنرپیشگان : استیو مکوئین، الی مک‌گرا، بن جانسن، سالی استرودرز، آل لتی‌یری، اسلیم پیکنز، ریچارد برایت، جک دادسن، داب تیلر و بو هاپکینز.

«داک مکوی» (مکوئین) با کمک همسرش، «کارول» (مک‌گرا) و «جک بنیون» (جانسن)، سوداگری فاسد و قدرتمند از زندان آزاد می‌شود تا نقشه «بنیون» را برای سرقت از بانکی در یکی از شهرهای کوچک تکزاس عملی کند. او برخلاف میلش، با دو تن از افراد «بنیون»، «رودی باتلر» (لتی‌یری) و «فرانک جکسن» (هاپکینز) همراه می‌شود. در جریان سرقت، وقتی «داک» با پول‌ها از بانک خارج می‌شود، «جکسن» که وحشت کرده، به نگهبان شلیک می‌کند. «باتر» پس از خلاصی از دست «جکسن» در محل قرار با «داک» سعی می‌کند به او نارو بزند. «داک» به او شلیک می‌کند اما جلیقه نجات مانع مرگش می‌شود. «داک» به سراغ «بنیون» می‌رود که حالا هم پول‌ها و هم «کارول» را می‌خواهد، اما به دست «کارول» کشته می‌شود. آن دو با پول‌ها فرار می‌کنند در حالی که هم افراد «بنیون» و هم «باتلر» در تعقیب‌شان هستند. تا اینکه سرانجام در متلی محاصره می‌شوند. اما «داک» موفق به کشتن «باتلر» و بیشتر افراد «بنیون» می‌شود و همراه «کارول» و پول‌ها از مرز مکزیک می‌گذرد.


۷۹- فیلم صلیب آهنین – Cross Of Iron

سال تولید : ۱۹۷۷
کارگردان : سام پکین‌پا
فیلمنامه‌نویس : جولیوس اپستاین و هربرت آسمودی، برمبنای رمانی نوشته ویلی هاینریش
هنرپیشگان : جیمز کابرن، ماکسیمیلیان شل، دیوید وارنر، جیمز میسن و سنتا برگر.

سال ۱۹۴۳، جنگ جهانی دوم، جبهه شوروی. ارتش آلمان مقابل حمله روس‌ها عقب‌نشینی می‌کند. «اشتاینر» (کابرن)، سرجوخه آلمانی که از یونیفورم خود نفرت دارد و نه به نازیسم بلکه به گروهی از همرزمانش وفادار است، صرفاً برای بقاء می‌جنگد. «سروان اشترانسکی» (شل) که اشراف‌زاده‌ای متفرعن و خود شیفته است، فرمانده جدید گروه می‌شود و تنها هدفش، کسب نشان صلیب آهنی، بزرگ‌ترین نشان افتخار ارتش آلمان است. او به هیچ وجه نمی‌تواند با «اشتاینر» کنار بیاید…

صلیب آهنی عمیقاً به پوچی جنگ، نابودی ارزش‌های اخلاقی و لگدمال شدن معصومیت‌ها می‌پردازد. فیلم با تدوینی درخشان (کارتونی لاوسن و مایک الیس) از فیلم‌های خبری دوران جنگ شروع می‌شود و نقطه اوجی غریب و حتی سوررآل دارد. کابرن در کمتر فیلمی چنین با قدرت بازی کرده است.


۸۰- فیلم پناهگاه – The Bunker

فیلم سینمایی پناهگاه به کارگردانی جورج شیفر محصول مشترک فرانسه-آمریکا در سال ۱۹۸۱ است.

خلاصه داستان : در سال ۱۹۴۵ آلمان نازی در تمام جبهه ها شکست خورده است و نیروهای متفقین به برلین رسیده اند. هیتلر در پناهگاهی مخفی در برلین پنهان شده است ..او با تمام نا امیدی سعی دارد تا منابع موجود را در پایگهای مخفی خود پنهان کند ..آنها سعی می کنند روحیه خود را حفظ کنند و مانند قبل مانند یک پیروز زندگی کنند اما وقتی…

بازیگران: آنتونی هاپکینز, ریچارد جردن


۸۱- فیلم جنجال بزرگ – La Grande Vadrouille

جنجال بزرگ به کارگردانی ژرارد اوری و محصول ۱۹۶۶ کشور فرانسه است.این فیلم سینمایی بی شک یکی از بهترین آثار سینمایی جهان به شمار میآید.

خلاصه داستان : سه خلبان در جنگ جهانی دوم در جنگ با آلمان ها در خاک فرانسه سقوط می کنند. حالا یک نقاش ساختمان یعنی بورویل و یک استاد دانشگاه و آهنگ ساز یعنی لویی دو فونس به این خلبان ها پناه میدهند و تلاش می کنند با یک نقشه جنون آمیز این خلبان ها را از دست آلمان ها فراری دهند و …

بازیگران: لوئی دوفونس, بورویل, تری توماس


قسمت اول این نوشته:

نوستالژیک‌ترین فیلم‌های سینمایی که کودکان و نوجوانان دهه ۵۰ و ۶۰ خاطرات شیرین و گاهی محوی از آنها دارند

قسمت دوم این نوشته:

اگر نام فیلم خاطره‌انگیز و نوستالژیک دهه شصتی را فراموش کرده‌اید، این پست را بخوانید


این نوشته‌ها را هم دوست خواهید داشت:

بهترین فیلم‌ های آلفرد هیچکاک – فهرست ۲۳ فیلم برتر او همراه با خلاصه داستان و بررسی

۱- فیلم سوءظن - Suspicion سال تولید : ۱۹۴۱ کشور تولیدکننده : آمریکا محصول : ر.ک.ا. کارگردان : آلفرد هیچکاک فیلمنامه‌نویس : سامسن رافائلسن، جون هریسن و آلما رویل، برمبنای رمانی نوشته فرانسس آیلز. فیلمبردار : هاری استرادلینگ.…

بهترین فیلم های کره ای تاریخ سینما | ۳۸ عنوان برتر و تماشایی

کره جنوبی صاحب یکی از هیجان انگیزترین صنعت های فیلمسازی امروز جهان است. کره ای ها از میانه دهه نود میلادی یک تحول جدی را در سینمای خود به وجود آوردند. تحولی که بیش از دو دهه بعد، به موفقیت همه جانبه فیلم انگل رسید. فیلمی که توانست هم نخل…

بهترین فیلم های علمی تخیلی تاریخ سینما – فهرست ۶۷ عنوان برتر

در ابتدای این پست باید بنویسم که تعریف ژانر علمی تخیلی بسیار پیچیده و مورد اختلاف است. در واقع ژانر علمی تخیلی یک طیف است و نمی‌شود مرز قاطعی برای آن متصور شد. برخی‌ها حتی هر فانتزی بی‌بنیانی را که در آینده رخ دهد، هر داستانی که در آن…

بهترین فیلم‌های تاریخ سینما – فهرست ۴۰ فیلم برتر به همراه خلاصه داستان – قسمت دوم

چند روز پیش قسمت اول منتخب بهترین فیلم‌های تاریخ سینما را با هم خواندیم. در اینجا به قسمت دوم این فهرست توجه کنید. در آینده نزدیک ۳ قسمت دیگر این سری از پست‌ها را هم می‌توانید بخوانید. پس باز تاکید می‌کنم که اگر نام فیلم مورد نظر خودتان را…

بهترین فیلم‌های سال ۲۰۲۰ با رای و نظر ۲۳۱ منقد و روزنامه‌نگار سینمایی انتخاب شدند

سال ۲۰۲۰، از هر نظر سال بدی بود و در بخش سینما هم این مطلب کاملا صدق می‌کند. با اینکه از دیدن فیلم‌های شاهکار که کلا صرف‌نظر کردیم، در بخش فیلم‌های سرگرم‌کننده هم حتی یک فیلم تریلر یا علمی تخیلی خوب ندیدیم! البته این نظر شخصی من است و شاید…
   
6 نظرات
  1. بنده خدا می گوید

    فیلم “آدلا هنوز شام نخورده” که در مورد یه گل گوشتخوار بود از قلم انداختید

  2. امير ملکي می گوید

    نسخه روسی شاه لیر یک یادآوری فوق العاده بود. بعضی صحنه هاش خیلی درخشان توی ذهنم مونده. اگر اشتباه نکنم با فاصله کمی تلویزیون یک نسخه امریکایی هم ازش نشون داد و امکان مقایسه فراهم شد. اون موقع خیلی کوچک تر از این بودم که مقایسه درستی و عاقلی داشته باشم ولی از عظمت نسخه روسی نسبت به امریکایی حیرت کرده بودم. ممنونم
    چقدر تصویرهای درستی برای اولیور توئیست انتخاب کردید. فاگین و صحنه “من یکی دیگه میخوام” تمام چیزی که توی ذهنم از اولیور توئیست حک شده و فراموشم نمیشه

  3. کافه کلاسیک می گوید

    آفرین بر شما …
    پست زیبا و نوستالژیکی بود.

    قسمت اول و دوم مقاله را کجا می توان یافت ؟

    به سریال ها هم بپردازید …. ارتش سری … جنگجویان کوهستان – شرلوک هلمز – هرکول پوآرو

    از طرف کافه کلاسیک

  4. آرمان.ق می گوید

    جناب دکتر مجیدی . با سپاس از لیست جذابتون . بیش از ۱۴-۱۵ سال است که هر روز یک پزشک رو دنبال می کنم.
    فیلم کلاسیکی بود که اسمش را به یاد ندارم شاید شما اسمش رو بدونید. سکانس ماقبل آخرش تو ذهنم حک شده ، قهرمان داستان پیش از عمل که مقابله با گروه زورگویی بود ، زمان طولانی نزدیک به یک روز در کافه ای می نشست و و تماشاگر را منتظر عمل و تصمیمش می گذاشت که بسیار جذاب بود.

    1. علیرضا مجیدی می گوید

      ممنون. شاید اگر جزئیات بیشتری بدهید بتونم کمکی کنم.

      1. آرمان.ق می گوید

        راستش فکر کنم تو برنامه سینما ۱ شبکه ۱ دیدمش. شاید ۱۵ سال قبل . فیلم سیاه و سفید بود . داستان فکر کنم تو دهه ۳۰ و اینا می گذشت . سکانس تیتراژ ابتداییش رو هم صحنه ای از قبرستان ماشین ها رو نشون میداد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.