معرفی فیلم ۱۴۰۸ – نقد، تحلیل و خلاصه داستان

0

کارگردان: میکائل هافستروم، بازیگران: جان کیوزاک، ساموئل ال. جکسون، مری مک کورماک، الکساندر سیلبر و تونی شالهوب. ۹۴ دقیقه.

فیلم ۱۴۰۸ از روی کتابی تحت همین عنوان، به قلم استیون کینگ ساخته شده است. تاکنون بسیاری از نوشته‌های کینگ تبدیل به فیلم‌های ترسناک هالیوودی شده. ۱۴۰۸ از معدود فیلم‌های موفقی است که نوشته‌ای از استیون کینگ را زیربنای خود قرار داده است. این فیلم دارای حس طنز بازیگوشانه و نگاه هجوآمیز استیون کینگ به طبیعت بشری است و از این حیث باید آن را یک «فیلم کینگی تمام عیار» لقب داد. طرح داستانی در ۱۴۰۸ به قدری قوی، جذاب و محکم است که صرف وجودش به تنهایی برای شکل گیری یک فیلم موفق در ژانر ترسناک کفایت می‌کند: اتاق شیطان صفتی – به شماره ۱۴۰۸ – در هتلی در شهر نیویورک وجود دارد که ساکن خود را در عرض حداکثر یک ساعت نابود می‌کند.

تاکنون پنجاه و شش مسافر قربانی این اتاق شده‌اند؛ برخی از آنها خودکشی کرده‌اند و برخی هم بر اثر حوادث به ظاهر طبیعی کشته شده‌اند. یکی از قربانیان زنی بود که بعد از ده دقیقه اقامت در اتاق ۱۴۰۸ دیوانه شد و خود را نابینا کرد … و به رغم همهٔ این‌ها مردی به اسم مایک انسلین تصمیم گرفته شبی را در این اتاق اقامت کند. مایک به پدیده‌های ماوراء الطبیعه اعتقاد ندارد و خود را عقل کل می‌پندارد. او تصور می‌کند ماجرای اتاق ۱۴۰۸ یک جوک بزرگ است. مایک تصمیم گرفته پرده از این معما بردارد.

بله، همین طرح داستانی کفایت می‌کند که تماشاگران سالن‌های نمایش دهندهٔ فیلم را پر کنند. اما سازندگان فیلم بلند پروازی‌های بیشتری در سر داشته‌اند. بخش عمده‌ای از جذابیت فیلم ۱۴۰۸ شاخ و برگ‌های حاشیه‌ای آن است. میکائل هافستروم، کارگردان فیلم، خیلی خوب آگاه است که چطور باید با توقعات و انتظارات تماشاگر فیلم‌های ترسناک بازی کرد. هافستروم دو بازیگر بسیار خوب را برای نقش‌های اصلی فیلم‌اش انتخاب کرده. جان کیوزاک جان می‌دهد برای ایفای نقش مرد تنها، جدی و عبوس ۱۴۰۸ و ساموئل ال. جکسون هم بهترین و مناسب‌ترین بازیگر برای ایفای نقش مدیر هتل است. وقتی که آدم «نترسی» مثل ساموئل ال. جکسون از هراس‌های موجود در اتاق ۱۴۰۸ حرف می‌زند و هشدار می‌دهد که اقامت در این اتاق یعنی مرگ، پس طبیعی است که ترس و وحشت با شدتی فزون‌تر از پیش در وجود تماشاگر رخنه کند. ۱۴۰۸ با ایجاد ترس‌های سطحی و بی ریشه بیگانه است. ترسی که این فیلم ایجاد می‌کند، ترس روانی است، ترس زیرپوستی است. فیلم برخلاف غالب همتایان‌اش به شعور تماشاگر توهین نمی‌کند. اتفاقاً همهٔ حسن فیلم این است که شعور و اندیشهٔ تماشاگر را درگیر قصهٔ خود می‌کند.

جان کیوزاک در فیلم ۱۴۰۸ در قالب مایک انسلین ظاهر می‌شود. مایک نویسندهٔ قصه‌های ترسناک واقعی است. او سال‌ها پیش موقعیت و امکان‌اش را داشت که به نویسنده‌ای سطح بالا و مشهور مبدل شود. اما کلبی مسلکی بودن مایک باعث شد که این وسوسه را از سر خارج کند. زندگی زناشویی مایک و همسرش (مری کورمک) در پی مرگ تنها دخترشان نابود شد. مایک حالا در آپارتمانی در کالیفرنیای جنوبی، در حاشیهٔ اقیانوس، زندگی می‌کند و بیشتر اوقات خود را صرف نوشیدن می‌کند. مایک در پی بازگشت از یک سفر معمولی، کارت پستالی دریافت می‌کند. در این کارت پستال – که نویسنده‌اش معلوم نیست – به مایک پیشنهاد شده که شبی را در اتاق ۱۴۰۸ هتل دولفین نیویورک سپری کند. در ادامهٔ ماجرا، مایک به هتل دولفین نیویورک می‌رود. مدیر هتل مرد سیاهپوستی است به اسم جرالد اولین (ساموئل ال. جکسون) که تاریخچهٔ هتل و فاصلهٔ ۱۹۱۴ تا اوایل دههٔ هشتاد میلادی باعث مرگ ۵۶ نفر شد و به همین دلیل در اوایل دههٔ هشتاد در آن را برای همیشه قفل کردند. اما مایک از خود مطمئن اصرار می‌کند که در این اتاق اقامت کند. مدیر هتل نهایتاً کلید اتاق ۱۴۰۸ را به مایک می‌دهد …

۱۴۰۸ داستان یک رابطه است؛ رابطهٔ یک مرد با یک اتاق. فضا و موقعیتی که میکائل هافستروم آفریده، به شدت وهمناک، تهدیدگر و ترسناک است. فیلمساز از نمایش صحنه‌های خونین و اشمئزاز برانگیز خودداری کرده است. فیلم با ترس‌های بنیادین نوع بشر کار دارد: ترس از تنهایی، ترس از خودبیگانگی، ترس از محیط‌های ناآشنا و …

شاید تنها عیب فیلم پایان بندی نه چندان قانع کنندهٔ آن باشد. این پایان بندی به همهٔ پرسش‌های مطرح شده در ذهن تماشاگر پاسخ مناسب نمی‌دهد. با این همه ۱۴۰۸ آنقدر ویژگی‌های مثبت دارد که بتوان ایراد پایانی‌اش را تا حدی نادیده گرفت. اتاق ۱۴۰۸ مکانی است برای آزاد شدن ضمیر ناخودآگاه ما، مکانی برای آزاد شدن همهٔ ترس‌های پنهان و بنیادین ما …

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.