فیلم سیزده یار اوشن | داستان و نقد Ocean’s Thirteen (2007)

یک سرقت بزرگ، یک رقابت شخصی و تیمی که هنوز هم می‌خواهد برنده بماند

استیون سودربرگ از آن فیلمسازهایی است که همیشه دوست دارد ساختارهای آشنا را با انرژی تازه بازسازی کند. فیلم سیزده یار اوشن / Ocean’s Thirteen (2007) ادامه‌ای بر جهان پرزرق‌وبرق و شوخ‌طبعانه‌ای است که او با مجموعه «اوشن» ساخته است. این فیلم نه فقط یک قسمت دیگر از یک فرنچایز محبوب است، بلکه نمونه‌ای روشن از علاقهٔ سودربرگ به روایت‌های گروهی، سرقت‌های پیچیده و بازی‌های ذهنی میان شخصیت‌هاست.

سودربرگ در سینمای آمریکا جایگاهی خاص دارد. او هم فیلم‌های سرگرم‌کننده‌ای مثل همین مجموعه ساخته، و هم آثار جدی‌تر و تجربی‌تری مانند «Traffic» و «Erin Brockovich». این توانایی رفت‌وآمد میان سینمای هنری و جریان اصلی باعث شده نامش همیشه برای تماشاگران جدی و مخاطبان عام آشنا و قابل اعتماد باشد. در سیزده یار اوشن، او بار دیگر نشان می‌دهد که چطور می‌شود داستانی پرشخصیت را منظم، سرزنده و روان پیش برد، بدون آن‌که فیلم از شوخ‌طبعی و جذابیت بصری خالی شود.

شناسنامه فیلم سیزده یار اوشن / Ocean’s Thirteen (2007)

نام کارگردان: استیون سودربرگ
نام بازیگران: جرج کلونی، براد پیت، مت دیمون، آل پاچینو، اندی گارسیا، دن چیدل
موسیقی: —

داستان فیلم سیزده یار اوشن / Ocean’s Thirteen

دنی اوشن (جرج کلونی) و دوستانش وقتی دوباره دور هم جمع می‌شوند که یکی از قدیمی‌ترین رفقایشان، روبن، در آستانه فروپاشی است. روبن با اعتماد به یک شریک تازه به نام ویلی بنکس (آل پاچینو) وارد پروژه ساخت بزرگ‌ترین کازینوی لاس‌وگاس شده، اما خیلی زود همه چیز علیه او می‌چرخد و دارایی‌اش از دست می‌رود. خیانتی که رخ می‌دهد، روبن را به تخت بیماری می‌کشاند و همین اتفاق کافی است تا گروه اوشن تصمیم بگیرد این بار نه فقط برای پول، بلکه برای انتقام و حفظ غرور دوستشان وارد عمل شود.

برنامه تازه، پیچیده‌تر و جسورانه‌تر از قبل است. آنها قصد ندارند پول کازینو را بدزدند، بلکه می‌خواهند آبرو و اعتبار بنکس را درست در شب بزرگ افتتاح نابود کنند. از خرابکاری‌های فنی گرفته تا ترفندهای نرم‌افزاری و بازی با سیستم‌های امنیتی، هر عضو گروه باید نقشی دقیق و هماهنگ ایفا کند. با این حال، هر قدمی که برمی‌دارند، خطر بیشتری ایجاد می‌کند و همه چیز به تصمیم‌های لحظه‌ای و اعتماد متقابل بین آنها وابسته می‌شود. مخاطب از مسیر نقشه باخبر می‌شود، اما هر بار چیزی تازه سر راه قرار می‌گیرد و بازی پیچیده‌تر می‌شود، بدون آن‌که پایان نهایی کاملاً لو برود.

حس و حال فیلم

فیلم سیزده یار اوشن در ژانر «سرقت» با حال‌وهوایی جنایی و نزدیک به تریلر پیش می‌رود، اما لحن‌اش جدی و خشن باقی نمی‌ماند. شوخی‌های ملایم، رفاقت میان شخصیت‌ها و فضای پر رنگ‌ولعاب لاس‌وگاس باعث می‌شود تماشاگر احساس کند با یک سرگرمی خوش‌ساخت طرف است. اینجا خشونت و تلخی کمتر دیده می‌شود و جذابیت فیلم بیشتر از بازی‌های ذهنی و هماهنگی گروه می‌آید تا از بزن‌بزن‌های اکشن.

حضور آل پاچینو چشمگیر است و نقش ویلی بنکس به فیلم وزن می‌دهد. او رقیبی است که هم لبخند می‌زند و هم بی‌رحمی‌اش را پنهان نمی‌کند. در مقابل، زوج جرج کلونی و براد پیت همچنان ستون اصلی جذابیت فیلم هستند. یکی از سکانس‌های خوب، جایی است که گروه برای خراب کردن روند طبیعی کازینو، طرحی غیرمنتظره را هم‌زمان در چند نقطه اجرا می‌کند و تماشاگر احساس می‌کند دارد یک پازل زنده را دنبال می‌کند.

ضرب‌آهنگ فیلم تند است، اما شلوغ و گیج‌کننده نمی‌شود. منطق داستانی بیشتر بر «ترفند» و «تصادف‌های طراحی‌شده» بنا شده و اگرچه بعضی جزئیات اغراق‌آمیز به نظر می‌رسند، اما در مجموع فیلم به شکلی طراحی شده که تماشاگر همراه بماند و بخندد، نه این‌که به دنبال ایرادگیری فنی باشد.

انتقام به جای پول در فیلم سیزده یار اوشن

در بسیاری از آثار ژانر سرقت، پول هدف اصلی است. اما در فیلم سیزده یار اوشن محور ماجرا چیزی شخصی‌تر است: وفاداری به دوست قدیمی. دنی اوشن و تیمش زمانی تصمیم به حرکت می‌گیرند که می‌بینند روبن به خاطر خیانت یک شریک بی‌وجدان از پا درآمده است. این تغییر جهت، فیلم را از یک سرقت صرفاً هیجان‌انگیز، به داستانی درباره حرمت رفاقت تبدیل می‌کند. نکته مهم این است که انتقام در اینجا قرار نیست نابودگر باشد. گروه تلاش می‌کند ضربه‌ای بزند که غرور ویلی بنکس را هدف بگیرد و او را در چشم شهر و رسانه‌ها کوچک کند. بنابراین مفهوم اصلی، درباره قدرت اخلاقی جمعی در برابر خودخواهی فردی است. فیلم نشان می‌دهد که شبکه اعتماد میان این شخصیت‌ها، حتی از زرادخانه ابزارهای الکترونیکی و ترفندهای شان مهم‌تر است. هر جا نقشه در آستانه فروپاشی قرار می‌گیرد، این اعتماد است که شکاف‌ها را پر می‌کند. چنین خوانشی به فیلم بُعدی می‌دهد که فراتر از سرگرمی ساده است و کمک می‌کند مخاطب میان لبخندها و شوخی‌ها، نبردی آرام بر سر آبرو و انصاف را هم حس کند.

نمایش قدرت سیستم‌ها و شکنندگی انسان

یکی از ایده‌های تکرارشونده در فیلم، عظمت سیستم‌های امنیتی و مالی است که همه چیز را کنترل می‌کنند. کازینو شبیه یک قلعه مدرن طراحی شده و هر حرکت، ثبت و تحلیل می‌شود. در مقابل، انسان‌ها قرار دارند با ضعف‌ها، اعتمادها و تصمیم‌های احساسی. فیلم سیزده یار اوشن عمداً شکاف میان این دو را برجسته می‌کند. تیم اوشن برای مقابله با چنین سازوکاری به جای قدرت فیزیکی، سراغ تقلید، جعل، دستکاری داده و بازی با روان افراد می‌رود. همین نکته به طنز موقعیت‌ها هم کمک می‌کند، چون گاهی کوچک‌ترین اشتباه انسانی، بزرگ‌ترین سازوکارها را به زانو در می‌آورد. تماشاگر شاهد این است که حتی شخصیت پرقدرتی مثل ویلی بنکس، وقتی اعتبارش تهدید می‌شود آرامشش را از دست می‌دهد و تصمیم‌هایش غیرمنطقی می‌شود. در پس این ماجرا، نقدی نرم از دنیای سرمایه‌داری پر زرق و برق هم دیده می‌شود. جایی که ظاهر مطمئن و باشکوه، در برابر یک سلسله اتفاق به ظاهر کوچک، ناگهان ترک برمی‌دارد و نشان می‌دهد که سیستم‌های بزرگ، بیش از آنچه تصور می‌کنیم به رفتارهای انسانی وابسته‌اند.

واکنش منتقدان و تماشاگران به فیلم سیزده یار اوشن / Ocean’s Thirteen

منتقدان در مجموع این فیلم را بازگشتی دوست‌داشتنی به حال‌وهوای قسمت نخست دانستند. بسیاری نوشتند که فیلم بیش از آنکه بخواهد پیچیده و سنگین شود، روی سبک، شوخ‌طبعی و هماهنگی گروه تمرکز کرده است. اشاره‌هایی هم شد به این که برخی جزئیات نقشه، بیش از حد اغراق‌آمیز به نظر می‌رسند، اما انرژی، بازی‌های بازیگران و کارگردانی سرزنده سودربرگ باعث می‌شود این اغراق‌ها آزاردهنده نشوند.

تماشاگران نیز بیشتر به جنبه سرگرم‌کننده اثر واکنش نشان دادند. حضور آل پاچینو به عنوان ضدقهرمان جذاب، برای بسیاری نقطه قوت بود. همچنین ترکیب چهره‌های محبوب مجموعه و ریتم تند روایت باعث شد فیلم به عنوان یک قسمت پایانی قابل قبول برای این سه‌گانه در ذهن بماند. در کنار تحسین‌ها، برخی هم عقیده داشتند که پرداخت شخصیت‌ها نسبت به قسمت‌های قبل کم‌عمق‌تر است، اما حتی این گروه نیز پذیرفته‌اند که فیلم در ایجاد حس بازیگوشی و جذابیت بصری موفق عمل می‌کند.

آیا هنوز فیلم سیزده یار اوشن تماشایی است؟

از زمان ساخت این فیلم بیش از یک دهه گذشته و با وجود تغییر سلیقه‌ها، هنوز هم دیدنش جذاب است. دلیلش هم ساده است. داستان روان، بازیگران هماهنگ، و فضای سرگرم‌کننده فیلم، باعث می‌شود تماشاگر برای دو ساعت در دنیایی پر از ترفند و شوخی قرار بگیرد. شاید منطق برخی بخش‌ها بیش از حد سینمایی باشد، اما فیلم به وعده‌اش وفادار می‌ماند. می‌خواهد سرگرم کند، لبخند بیاورد و نشان دهد که رفاقت، حتی در دل پر زرق و برق‌ترین کازینوها هم می‌تواند معنا داشته باشد.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]