فیلم اسکنرها – نقد، بررسی و خلاصه داستان – Scanners (1981)

0

کارگردان : دیوید کراننبرگ.
فیلمنامه‌نویس : دیوید کراننبرگ.
فیلمبردار : مارک اروین.
آهنگساز(موسیقی متن) : هوارد شور.
هنرپیشگان : جنیفر اونیل، استیون لک، پاتریک مک‌گوهان، لارنس دین، مایکل آیرون ساید، آدام لودویگ، رابرت سیلورمن، لی براکر و لی مورای.
نوع فیلم : رنگی، ۱۰۳ دقیقه.

«کامرون ویل» (لک)، پس از اینکه به‌طور ناخواسته قدرت «ارتباط ذهنی» مهارناپذیرش را به نمایش می‌گذارد، به‌دست افراد «دکتر پل روت» (مک گوهان) ربوده می‌شود. «روت» به او می‌گوید که «اسکنر» است، یعنی توانائی نفوذ به سیستم عصبی شخص دیگری را داراست. در این حال، در نمایش روش‌های ارتباط ذهنی در ساختمان مرکزی مؤسسه تحقیقاتی و مخفی «کام‌سک»، سر نمایش دهنده با نیروی ذهنی حریفش، «داریل ریووک» (آیرون ساید) متلاشی می‌شود و جلسه به هم می‌ریزد. در جلسه هیأت مدیره «کام‌سک»، «روت» از ادامه پروژه اسکنر در برابر مدیر امنیتی، «کلر» (دین) دفاع می‌کند و از نقشه‌اش مبنی بر تعلیم دادن به یک اسکنر برای نفوذ به درون تشکیلاتی پنهانی که «ریووک» آن را اداره می‌کند، می‌گوید.

سپس، بدون اطلاع از همدستی «کلر» و «ریووک»، «ویل» را تعلیم می‌دهد. «ویل» زمانی به ملاقات «بنجامین پی‌یرس» (سیلورمن)، مجسمه‌ساز و اسکنر مشهور می‌رود که هدف گلوله آدم‌کش‌های «ریووک» قرار گرفته است. با این حال با خواندن افکار مرد محتضر، به خانه «کیم آبریست» (اونیل) می‌رود که محل تجمع اسکنرهای صلح‌دوستِ مخالف «ریوک» است. اما پس از دو بار حمله مردان مسلح، از جمع آنان فقط «ویل» و «کیم» زنده می‌مانند. سپس با خواندن فکر قاتلی که برای کشتن‌شان فرستاده شده، به یک کارخانه تولیدات داروئی می‌روند. «ویل» که به رابطه این کارخانه و «کام‌سک» مشکوک شده، به «روت» هشدار می‌دهد، اما او به دست «کلر» به قتل می‌رسد. «ویل» در می‌یابد که تولید اصلی کارخانه، داروئی به‌نام «افه‌مورال» است که روی زنان باردار آزمایش می‌شود تا بدین ترتیب لشکری از اسکنرها ایجاد شود.

«ریوروک» پس از به دام انداختن آن دو، به «ویل» توضیح می‌دهد که قدرت «ارتباط ذهنی» آنان ناشی از مصرف «افه‌موورال» است که پدر مشترک‌شان، «روت»، در دهه ۱۹۴۰ به‌عنوان داروی آرام‌بخش «ریووک» از جلب همکاری «ویل» در اجرای نقشه‌های غیرانسانی‌اش، جدل ذهنی مرگباری بین آن دو در می‌گیرد…

اسکنرها که به‌هنگام نمایش، صرفاً به‌عنوان فیلمی در حیطه خشم (برایان دِ پالما، ۱۹۷۸)، مورد بی‌مهری واقع شد، بعدها به‌عنوان اثری کلاسیک در ژانر فرعی «هراس جسمانی» شناخته شد. کراننبرگ، که به‌عنوان مؤلفی در زمینه هراس بیولوژیک، معتقد است: «در صورت پذیرش نظریه داروین، هیچ دلیلی مبنی بر این که شکل فعلی انسان، انتهای مسیر تکامل باشد، در اختیار نداریم». در اینجا این مضمون را در قالب تلاش‌های (هرچند منحرف) «ریووک» برای نابودی بشر فعلی و جایگزینی نسل جدید (و بهتر)ی از انسان‌ها، به تصویر می‌کشد.

ایده استفاده از «دوقلوها» به‌عنوان وسیله تجسم «شخصیت‌دوگانه»، چند سال بعد در شباهت کامل (ساخته خود کراننبرگ، ۱۹۸۸) نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. کراننبرگ در اینجا هم در جدال نهائی «ویل» و «ریووک»، که به مسخ آن دو و پیدایش موجود جدیدی با صدای یکی و چهره دیگری می‌انجامد، بر «جدائی‌ناپذیری» این دو تأکید می‌کند. تصویر «سر متلاشی شده» به‌عنوان آخرین نشانه تغییرات فیزیکیِ منجر به «مسخ»، کاربرد نوعی نقش‌مایه بصری را یافه و بعدها در دیگر آثارش، عرصه تلویزیون (۱۹۸۲) و مگس (۱۹۸۶) نیز به کار می‌آید. دنباله‌ها: اسسسسسکنرها ۲: دستور تازه (کریستیان دوگوای، ۱۹۹۱) و اسکنرها ۳: انتقال (دوگوای، ۱۹۹۲).

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.