فیلم پستچی همیشه دوبار زنگ میزند – نقد، بررسی و خلاصه داستان – The Postman Always Rings Twice (1981)

کارگردان : رافلسن
فیلمنامهنویس : دیوید مامت، برمبنای رمانی نوشته جیمز م. کین.
فیلمبردار : سون نیکویست.
آهنگساز(موسیقی متن) : مایکل اسمال.
هنرپیشگان : جک نیکلسن، جسیکا لانگ، جان کالیکوس، مایکل لرنر، جان پ. رایان، آنجلیکا هیوستن، ویلیام تریلر و تام هیل.
نوع فیلم : رنگی، ۱۲۳ دقیقه.
کالیفرنیای جنوبی، دهه 1930. آوارهای بهنام «فرانک چمبرز» (نیکلسن) در یک کافه کنار جاده با سر هم کردن دروغی، وعدهای غذا میخودر و پیشنهاد صاحب کافه، «نیک پاپاداکیس» (کالیکوس) را به کار در آنجا، ابتدا با اکراه و سپس با دیدن همسر او، «کورا» (لانگ)، با علاقه قبول میکند. بهدنبال رابطهای که میان «کورا» و «فرانک» به وجود میآید، سرانجام فکر کشتن «پاپاداکیس» در ذهن هر دو شکل میگیرد. قطع برق و دستپاچگیشان نقشه قتل را نافرجام باقی میگذارد ولی بار دوم او را در اتوموبیل و با زدن ضربهای به سرش میکشند و خودشان نیز در جریان انداختن اتوموبیل به ددره جراحاتی برمیدارند.
دادستان (تریلر) با فاش کردن آخرین کلاهبرداری «فرانک» (به جیب زدن ده هزار دلار پول بیمه) او را تحت فشار قرار میدهد که تنها راه آزادیاش امضا کردن شکایتی علیه «کورا» به خاطر جراحاتش است پس از این ماجرا «کورا» اصرار میکند که میخواهد همه چیز را اعتراف کند ولی وکیل او، «کاتس» (لرنر)، بهواسطه مردی بهنام «کندی» (رایان)، او را گول میزند. وکیل او، «کاتس» (لرنر)، به واسطه مردی بهنام «کندی» (رایان)، او را گول میزند. «کاتس» پای یک شرکت بیمه دیگر را به میان میکشد که مدعی است در پی شکایت «فرانک» بیست هزار دلار ضرر میکند. شرکت بیمه دوم با شرکت بیمه اول کنار میآید اگر مرگ «نیک پاپاداکیس» تصادفی تشخیص داده شود، ده هزار دلار ضرر را پرداخت خواهد کرد.
به این ترتیب پرونده بسته میشود و «کورا» را که تنها «عامل» قتل تشخیص داده شده، از زندان آزاد میکنند «فرانک» و «کورا» دوباره به کافه رونقی بدهد. بعدتر «کورا»ی باردار و «فرانک» با «کندی» که آمده از آنان حقالسکوت بگیرد، درگیری شدیدی پیدا میکنند. «کورا» با وجود بیوفائیهای «فرانک» پیشنهاد ازدواج او را میپذیرد ولی خوشبختیشان با مرگ «کورا» در یک تصادف اتوموبیل، به سیهروزی میانجامد.
بازسازی دیر هنگام نسخه کلاسیک 1946 به کارگردانی تیگارنت و با همکاری لارا ترنر و جان گارفیلد ابتدا قرار بود در 1972 این طرح عملی شود، اما مشکل انتخاب بازیگران و کارگردان، آن را به تعویق انداخت. نسخه دوم در آغاز موج جدیدی از بازسازی فیلمهای «نوآرِ» سنتی، بیمورد بهنظر میرسد و برخلاف فیلم هم دورهاش، حرارت تنِ لارنس کسدان (1981)، در به روز کردن دست مایه جذابش موفق نیست. بهرغم حساسیتهای آشنای رافلسن نسبت به شخصیتهای تلخ کام و حاشیهنشین و فضای مکانهای واقعی و نه چندان آراسته و برخی صحنههای برانگیزنده رابطه میان نیکلسن و لانگ (که از نقطههای قوت فیلم هستند) این نسخه را در واقع باید شروع دوران افول رافلسن پس از فیلمهای چشمگیرش در دهه 1970 بهشمار آورد.





