فیلم شب مال ماست – نقد، تحلیل و خلاصه داستان – We Own the Night 2007

0

کارگردان و فیلمنامه نویس: جیمز گری، بازیگران: خواکین فونیکس، مارک والبرگ، رابرت دووال، اوا مندز و تونی ماسانته، ۱۱۷ دقیقه.

«شب مال ماست» شعاری بود که پلیس شهر نیویورک در دهه هشتاد میلادی از آن به عنوان یک ابزار تبلیغاتی استفاده می‌کرد. این شعار تا مدت‌ها روی در و بدنه اتومبیل‌های پلیس نیویورک به چشم می‌خورد. این بخشی از کارزار پلیس نیویورک برای جلوگیری از وقوع جرم‌هایی بود که معمولاً در شب هنگام رخ می‌داد.

البته فیلم خوب شب مال ماست بیش از آن که فیلمی درباره جنگ پلیس و خلافکاران نیویورکی باشد, درام پر کششی است درباره اعضای یک خانواده: یک پدر و دو پسر.

برت گروشینسکی (رابرت دووال)، رئیس پلیس یکی از مناطق شهر نیویورک است. برت مرد همسر از دست داده‌ای است که دو پسر به نام‌های جوزف (مارک والبرگ) و بابی (خواکین فونیکس) دارد. جوزف حرفه پدر را انتخاب کرده و به نیروی پلیس نیویورک پیوسته است. این جوان وظیفه شناس حالا زیر دست پدرش در اداره پلیس کار می‌کند. اما بابی به خانواده خود پشت کرده و راه متفاوتی را در پیش گرفته است.

او با نام مستعار بابی گرین مدیریت یک رستوران معروف و رو به ترقی را بر عهده دارد. مالک رستوران یک مهاجر روسی به اسم مارات بوژایف (مونی موشونف) است. بوژایف به رغم رفتار صمیمانه ظاهری‌اش، قاچاق مواد مخدر در این منطقه از شهر را تحت کنترل دارد. بوژایف خواهرزاده‌ای دارد به اسم وادیم (الکس ویدوف) که یک قاچاقچی است. وادیم رستوران را تبدیل به پایگاهی برای فعالیت‌های غیر قانونی خود کرده است. بابی می‌داند که در رستوران تحت مدیریت‌اش چه می‌گذرد اما شیوه «نپرس و نگو» را انتخاب کرده. او فقط مدیر رستوران است و علاقه‌ای به شرکت در دیگر امور ندارد. بابی دوست دختری به اسم آمادا (اوا مندز) دارد. آمادا واقعا به بابی عشق می‌ورزد. اما اوضاع به همین منوال باقی نمی‌ماند. پلیس تصمیم گرفته که به رستوران حمله کند و بساط مافیای روسی را برچیند. کمی بعد از این حمله، جوزف هدف تیراندازی قرار می‌گیرد. این حادثه باعث می‌شود که تغییر عمده‌ای در رفتار بابی ایجاد شود …

بیشتر جذابیت فیلم رابطه برت، بابی و جوزف با یکدیگر است. دینامیسم و پویایی این روابط موتور محرکه فیلم است. از این حیث، عناصر اکشن و جنایی فیلم در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد. در واقع وجه جنایی و اکشن فیلم تکراری است و نمونه آن را در بسیاری از فیلم‌های ژانر جنایی / هیجانی دیده‌ایم.

آن چه که فیلم شب مال ماست را برجسته ساخته کاراکترهای منحصر به فردش و تعامل این کاراکترها با یکدیگر است.

فیلمنامه با وجودی که در مجموع راضی کننده است اما دارای پاره‌ای نقایص «منطقی» است. در برخی موارد نیز «تصادف» عامل پیش برنده قصه است. اما فارغ از این ایرادات، فیلمساز موفق شده تماشاگر را به سرنوشت کاراکترهای قصه علاقه‌مند کند و درام خود را با قدرت و انرژی فراوان بیان کند. فیلم بازیگران توانمند و مشهوری دارد و به همین دلیل انتظار می‌رفت که بازی‌ها قوی‌تر از این چیزی باشد که الان هست. خواکین فونیکس نتوانسته نقش محوری خود را با قدرت بازی کند. مارک والبرگ و رابرت دووال در قیاس با فونیکس بازی بهتری ارایه کرده‌اند؛ هر چند بازی این دو نیز چندان درخشان نیست.

شب مال ماست ضمن این که درام قوی‌ای دارد و کاراکترهایش خوب پرورانده شده، از ضرباهنگ خوبی نیز برخوردار است. فیلم در ایجاد تنش و هیجان موفق است؛ به خصوص در بیست دقیقه پایانی‌اش، فضا سازی‌های فیلم نیز قابل توجه و چشمگیر است. جیمز گری حاضر نشد فیلم‌اش را در تورنتوی کانادا – جایی که شبیه نیویورک است و فیلمبرداری در آن جا ارزان‌تر از نیویورک است – انجام دهد.

گری اصرار داشت که فیلم‌اش حتماً باید در نیویورک فیلمبرداری شود و همین عاملی بود برای این که تولید فیلم اندکی به درازا بکشد.

شب مال ماست مثل هر فیلم خوب دیگری از ژانر جنایی / درام درباره وفاداری، خیانت، خشونت و خانواده است. این فیلمی است که ارزش تماشا کردن را دارد.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.