فیلم های شبیه دونده هزارتو The Maze Runner کدام فیلمها هستند؟

دونده هزار تو، فیلمی در ژانر اکشن علمی تخیلی محصول سال ۲۰۱۴ آمریکا، به کارگردانی وس بال است که اولین فیلم بلند سینمایی او محسوب میشود. فیلمنامه این فیلم توسط نوا اوپنهایم، گرنت پیرس مایرز و تی.اس. نولین بر اساس رمانی به همین نام نوشته جیمز دشنر به رشته تحریر درآمده است. در این فیلم بازیگرانی همچون دیلن اوبرایان، کایا اسکودلاریو، توماس سنگستر، ویل پولتر، کی هونگ لی و پاتریشا کلارکسون ایفای نقش میکنند. دونده هزارتو در تاریخ ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴، توسط استودیوی فاکس قرن بیستم اکران شدهاست. دنبالهای برای این فیلم با عنوان دونده هزارتو: مشقتهای اسکرچ در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۵ اکران شد.
تامِس (با بازی دیلن اوبرایان) همراه با گروهی از نوجوانان در محلهای عجیب و مارپیچ از خواب بیدار میشوند، آنها هیچ چیز از جهان خارج به یاد نمیآورند، به غیر از رویاهای عجیب و غریبی دربارهٔ سازمانی مرموز که با نام ویکِد (W.C.K.D) شناخته میشود. تامس امیدوار بود با چیدن قطعات خاطرات گذشته و پیدا کردن نشانههای که در این مارپیچ یافت میشد، بتواند دلیل اصلی آمدن به این مکان و راهی برای فرار از آن را پیدا کند. آنها سرانجام مجبور میشوند راهی برای خلاص شدن از این مکان پیدا کنند، اما با راهی مارپیچ و تودرتو روبرو میشوند که اطراف آن را دیوارهای عظیمی در برگرفته است و در ورودی آن هر از چند وقت یکبار باز میشود…
1- فیلم بازیهای گرسنگی – The Hunger Games (2012)
بازیهای گرسنگی فیلمی آمریکایی در ژانر اکشن ویرانشهری به کارگردانی گری راس است که در ۲۰۱۲ اکران شد. این فیلم بر اساس رمان به همین نام از سوزان کالینز ساخته شده که در ۲۰۰۸ به چاپ رسید. این فیلم اولین قسمت از مجموعهٔ فیلمهای بازیهای گرسنگی است و نوشتن فیلمنامهٔ آن برعهدهٔ سوزان کالینز، گری راس و بیلی ری بودهاست. داستان فیلم در آیندهای پساآخرالزمانی و ویرانشهری در کشور پانم جریان دارد که در آنجا سالانه یک پسر و یک دختر از هر یک از ۱۲ ناحیهٔ این کشور بهعنوان «بزرگداشت» انتخاب میشوند و مجبورند در یک مبارزهٔ تلویزیونی پیچیده بهنام بازیهای گرسنگی شرکت کنند. کتنیس اوردین (جنیفر لارنس) داوطلب میشود تا بهجای خواهر کوچکترش که در ابتدا بهعنوان «بزرگداشت» انتخاب شد، در بازیها شرکت کند. کتنیس همراه پسر ناحیهٔ خود، پیتا ملارک (جاش هاچرسون)، به ساختمان کنگره میرود تا در بازیهای گرسنگی تمرین و شرکت کند. دیگر بازیگران آن لیام همسورث، وودی هرلسون، الیزابت بنکس، لنی کراویتز، استنلی توچی، و دونالد ساترلند هستند.
داستان این فیلم در آیندهای نامعلوم و در کشوری به نام پانم (که به نوعی میتوان گفت آمریکای شمالی است) رخ میدهد. این کشور دارای یک پایتخت (کاپیتول) بسیار ثروتمند و ۱۲ ایالت بسیار فقیر است. سالها پیش، ایالتهای پانم در یک اقدام هماهنگ ضد حکومت مرکزی شورش کردند که علیرغم درگیری سنگینی که به وجود آمد، همگی ایالتها شکست خوردند و مجبور به تن دادن به یک معاهده صلح با شرایط وحشتناک شدند. یکی از بندهای این قرارداد به این شکل بود که هر کدام از ایالتهای ۱۲ گانه باید در هر سال، یک پسر و دختر بین ۱۲ تا ۱۸ سال را برای برگزاری مسابقاتی تحت عنوان «بازیهای گرسنگی» به پایتخت بفرستند. شرایط این مسابقه به این شکل است که تمام ۲۴ شرکتکننده باید یکدیگر را قتلعام کنند و هرکس که در نهایت باقی بماند، برنده اصلی خواهد بود و جوایز زیادی که در انتظار او خواهد بود. علاوهبر آن ایالتی که شخص برنده از آن آمده بود نیز برای مدتی از قحطی در میآید.
حال فصل مسابقات فرا رسیده و ایالتها میبایستی «پیشکشهای» خود را برای قتلعام کردن یا شدن، به مسابقات بفرستند. نوبت به ایالت ۱۲ میرسد و در مراسمی که به منظور معارفه مبارز جدید برگزار میشود، دختربچهای به نام پریمروز اوردین (با بازی ویلو شیلدز) به عنوان نماینده دخترها انتخاب میشود اما خواهر بزرگترش به نام کَتنیس (با بازی جنیفر لارنس) مانع از اعزام او به مسابقات میشود و اعلام میکند که شخصاً به جای خواهرش در مسابقات حاضر خواهد شد. پیتا ملارک (با بازی جاش هاچرسون) پسر یک نان فروش که یکبار به کتنیس گرسنه نان داده بود نیز دیگر پیشکش ایالت ۱۲ است.
کتنیس و پیتا به محل برگزاری مسابقات در پایتخت اعزام میشوند. پیتا در یک مصاحبهٔ تلویزیونی میگوید که مدت هاست عاشق کتنیس است. کتنیس در ابتدا نسبت به پیتا عصبانی میشود و احساس میکند با بیان این مطلب پیتا باعث شده که او ضعیف بنظر برسد تا اینکه هیمیچ وودی هرلسون، پیشکسوت و در واقع تنها برنده از منطقه ۱۲ در مسابقات عطش، که حالا در واقع نقش مربی را برای پیتا و کتنیس دارد وی را آرام میکند و توضیح میدهد که این کار نه تنها وی را ضعیف جلوه نمیدهد بلکه برای آنها خوب است چون باعث میشود نظر سرمایه گزاران را جلب کنند تا اگر در مسابقه برای آنها مشکلی پیش آمد یا نیازمند کمکی بودند بتوانند به آنها کمک کنند پس بهتر است هردوی آنها به داستان عاشقانه خود ادامه دهند
2- فیلم Divergent (2014)
سنتشکن ( یک فیلم اکشن علمی تخیلی محصول سال ۲۰۱۴ آمریکا، به کارگردانی نیل برگر است که بر اساس رمانی به همین نام نوشتهٔ ورونیکا راث ساخته شدهاست. این فیلم اولین قسمت از مجموعه سنتشکن است که تهیهکنندگان آن لوسی فیشر، پویا شهبازیان و داگلاس ویک بوده و فیلمنامهٔ آن به قلم اوان دوکرتی و ونسا تیلور نوشته شدهاست. ستارگان این فیلم شامل شایلن وودلی، تئو جیمز، مایلز تلر، اشلی جاد، جای کورتنی، ری استیونسون، زو کراویتز، میلس تلر، تونی گلدوین، مگی کیو و کیت وینسلت میشوند. داستان در شهر شیکاگو و در قالب یک پادآرمانشهر پسارستاخیزی اتفاق میافتد. جایی که مردم بر اساس خصوصیات انسانی به بخشهای متفاوتی تقسیم شدهاند. به بئاتریس پرایر هشدار داده شدهاست که او یک سنتشکن است و خصوصیات او با هیچیک از بخشها مطابقت ندارد. او خیلی زود میفهمد که یک طرح شوم در جامعهٔ به ظاهر کامل او در حال شکلگیری است.
در یک نمای پادآرمانشهری و آیندهنگرانه از شهر شیکاگو، مردم به پنج گروه تقسیم شدهاند: بخش فداکاری شامل افراد فارغ از هرگونه توجه به خود، گروه رفاقت شامل افراد صلحطلب، گروه صداقت شامل افراد صادق، گروه شجاعت شامل افراد شجاع، و گروه دانش شامل افراد باهوش. بخشی از جمعیت هم بدون فرقه یا گروه هستند و هیچکدام از دستهها تعلق ندارند. زندگی آنها مانند افراد بیخانمان است. اعضای هر بخش براساس انتخاب خودشان به آن گروه میپیوندند، ولی به وسیله یک آزمون استعداد سنجی، یک گروه به آنها پیشنهاد میشود. بیاتریس پرایر (شی لین وودلی) در گروه فداکاری که رهبری شهر را در دست دارد بزرگ شدهاست، ولی همیشه مجذوب گروه شجاعت بودهاست. پدرش اندرو (تونی گلدوین)، به همراه رهبر فرقه فداکاری، مارکوس ایتن (ری استیونسون) در مجلس کار میکند.
هر سال، ۱۶ سالهها تحت یک آزمایش استعداد سنجی که با تزریق یک سرم خاص انجام میشود قرار میگیرند. این آزمون به آنها بگروهی که بیشتر از همه مناسب آنها است را نشان میدهد و آنها را به سمت بهترین انتخاب در مراسم انتخاب راهنمایی میکند. بیاتریس آزمونش را تحت نظارت زنی از بخش شجاعت با نام توری (مگی کیو) میگذراند. آزمایش او صفاتی از چندین بخش را نشان میدهد (فداکاری، دانش و شجاعت)، که نمایانگر ناهمتا بودن او است. توری بخش فداکاری را به عنوان نتیجهٔ آزمون ثبت میکند و به بیاتریس میگوید که نتیجهٔ واقعی را مثل یک راز پیش خود نگه دارد. توری به او میگوید ناهمتاها، از آنجا که میتوانند بهطور مستقل از هرگونه دستگاری فیزیکی که توسط دولت اعمال میشود فکر کرده و از این رو حکومت نمیتواند کنترلشان کند. به همین دلیل تهدیدی برای نظم اجتماعی به حساب میآیند.
روز بعد و در مراسم انتخاب، برادر بیاتریس، کیلب (انسل الگورت) گروه دانش را انتخاب میکند، در حالی که بیاتریس با دودلی شجاعت را انتخاب میکند. پس از مراسم، بیاتریس با کریستینا (زو کراویتز) و اَل (کریستین مدسن)، دو نفر از بخش صداقت، و همچنین ویل (بن للوید-هیوز)، از گروه دانش که همگی شجاعت را انتخاب کردهاند آشنا میشود. از تازه واردان شجاعت، آزمونهایی از قبیل بیرون پریدن از قطاری که در حال حرکت با حداکثر سرعت است و همچنین پرش از یک ساختمان بلند به داخل یک حفرهٔ بزرگ گرفته میشود. در طی این آزمونها، تازهواردها، اریک (جای کورتنی)، یکی از رهبران جوان و بیرحم گروه شجاعت و همچنین فور (تئو جیمز)، تعلیمدهندهٔ انتقالیها (انتقال یافتگان از یک گروه دیگر) افراد تازهوارد را ملاقات میکنند. بیاتریس اول از همه داوطلب پرش از ساختمان به داخل حفره میشود، که برای او لقب «اولین کسی که پرید» را به ارمغان میآورد. بعد از پرش، وقتی فور اسم او را میپرسد، بیاتریس تصمیم میگیرد خود را با اسمی کوتاهتر، یعنی به عنوان «تریس» معرفی کند…
3- فیلم The 5th Wave (2016)
موج پنجمفیلمی آمریکایی در ژانر علمی–تخیلی به کارگردانی جی بلیکسون و نویسندگی سوزانا گرانت، آکیوا گلدزمن و جف پینکنر است که اقتباسی از رمانی به همین نام نوشتهٔ نویسنده آمریکایی ریک یانسی است. در این فیلم بازیگرانی همچون کلویی گریس مورتس، نیک رابینسون، مایکا مونرو، الکس رو، ران لیوینگستون، مگی سیف، ماریا بلو و لیو شرایبر ایفای نقش میکنند. موج پنجم بهوسیلهٔ کلمبیا پیکچرز در ۲۲ ژانویه ۲۰۱۶ اکران شد.
در حالی که چهار حمله سنگین بیگانگان، زمین را به عصر حجر تبدیل کرده و جمعیت زیادی را از بین برده کیسی ۱۶ ساله در تلاش است تا برادرش را از حملات مرگبار بیگانگان در امان بدارد.
4- فیلم The Giver (2014)
بخشنده یا انتقالدهنده یک فیلم علمی–تخیلی اجتماعی آمریکایی محصول سال ۲۰۱۴، به کارگردانی فیلیپ نویس و نویسندگی مایکل میتنیک و رابرت بی. وید، که براساس رمانی به همین نام در سال ۱۹۹۳، به قلم لوییس لوری ساخته شدهاست. در این فیلم بازیگرانی همچون جف بریجز، مریل استریپ، برنتون توایتز، اودیا راش، کامرون مانهن، الکساندر اسکارشگرد، کیتی هلمز و تیلور سوئیفت ایفای نقش میکنند.
داستان فیلم حول به تصویر کشیدن سه دوست نوجوان به نامهای جوناس، فیونا و آشر که در مرحله شروع بزرگسالی و کسب مسئولیت هستند شروع میشود. در جامعه ای که به نظر میرسد عاری از هرگونه جنگ و غم و نزاع و پلیدی و رنگ باشد، تمام اتفاقات گذشته بر روی ذهن یک شخص ثبت میگردد که به این افراد بخشنده میگویند. پس از مراسم، فیونا به عنوان یک پرستار کودک و آر به عنوان خلبان معرفی میشود و جوناس که به عنوان یک اهدا کننده جدید شناخته شده باید خاطرات گذشتگان را به ذهن بسپارد. ظاهر زندگی مردم این جامعه نشان از آن میدهد که همه پاک و بیآلایش اند و هیچ بدی و دروغی در آنها وجود ندارد اما هنگامی که جوناس با خاطرات گذشته انسانها آشنا میشود و میفهمد که سرپرستها چه چیزهایی از آنان مخفی کردهاند سعی میکند واقعیت را به خانواده و دوستان خود بفهماند.
5- فیلم The Host (2013)
میزبان یک فیلم رمانتیک و علمی–تخیلی آمریکایی که بر اساس رمانی به همین نام نوشته استفانی مایر و نویسندگی و کارگردانی اندرو نیکول میباشد، که در ۲۹ مارس ۲۰۱۳ اکران شد. بازیگرانی همچون سورشا رونان، مکس آیرونز، جیک ایبل، دیانه کروگر و ویلیام هرت در آن ایفای نقش کردهاند.
داستان میزبان در برههای از تاریخ کره زمین میگذرد که در آن بیگانگان علاوه بر اینکه بر زمین قدم گذاشتهاند، دخل و تصرفی هم بر آن داشتهاند. این بیگانگان، با به تسخیر درآوردن بدن انسانها و کنترل ذهن آنها (هنگامی که بدن تسخیر میشود، چشمها روشن میشود و خاطرات هم پاک یا دستخوش تغییر میشود)، به نوعی میتوان گفت که کنترل زمین را بر دست گرفتهاند و تنها عدهای از انسانهای واقعی باقی ماندهاند که در حال مبارزه برای بازپسگیری هویتشان هستند.
6- فیلم In Time (2011)
سر وقت فیلمی در ژانر علمی–تخیلی و اکشن ساختهٔ اندرو نیکول محصول سال ۲۰۱۱ آمریکا است با بازی جاستین تیمبرلیک، آماندا سایفرد، کیلین مورفی، اولیویا وایلد، جانی گالکی که به دنیایی پادآرمانشهری میپردازد که در آن زمان واحد پول محسوب میشود و هر فرد مقداری زمان دارد و اگر این زمان به صفر برسد وی خواهد مرد.
در آینده نه چندان دور، میزان کامل عمر طبیعی یک انسان به ۲۵ سال رسیدهاست و امکان زندگی بیشتر از این مدت زمان وجود ندارد. اما در شرایطی است که اگر فرد بسیار ثروتمند باشد میتواند با مهندسی ژنتیک، میزان طول عمر خود را تا بینهایت افزایش دهد. اما برای افراد فقیر دو گزینه بیشتر وجود ندارد، یا هرطور شده پول لازم جهت خرید طول عمر را تهیه کند یا اینکه صبر کند تا در ۲۵ سالگی از بین برود. اما در یک شب جوانی فقیر به نام «ویل سالاس» به شکل اتفاقی با مردی روبرو میشود که عمری بسیار طولانی دارد و بعد از دریافت این عمر از او، قصد دارد تا شرایط زندگی اش را تغییر دهد. اما پلیس فکر میکند که این میزان طول عمر با دزدی بدست آمده و …
7- فیلم I Am Number Four (2011)
من شماره چهار هستم فیلمی تخیلی است ساخته کشور آمریکا که در ۱۸ فوریه سال ۲۰۱۱ اکران شد. این فیلم در ایالت پنسیلوانیا فیلمبرداری شدهاست. کارگردان فیلم دی جی کاروسو است.
داستان این فیلم درباره ظاهر نوجوانی معمولی هست که مانند دیگر هم سن و سالانش به مدرسه می رود. اما او نه تنها یک نوجوان معمولی، بلکه یک بیگانه فضایی است که از سیاره ای به نام “ماگادور” گریخته و به زمین پناهنده شده است. او در واقع چهارمین نفر از 9 نفری (که اصطلاحا به آنها ماگادوریان می گویند) است که از این سیاره خارج شده و به زمین آمده است؛ 3 ماگادوریان قبلی کشته شده اند و حالا جان تنها کسی است که باید از میان برداشته شود و ماگادوریان ها هم قصد دارند برای نابودی او به زمین بیایند…
8- فیلم Abduction (2011)
آدمربایی عنوان فیلمی آمریکایی است با ژانر هیجانی و دلهرهآور که در تاریخ ۲۳ سپتامبر سال ۲۰۱۱ اکران شد. کارگردان این فیلم جان سینگلتون است. بازیگران این فیلم تیلور لاتنر، لیلی کالینز، آلفرد مولینا، جیسون ایساکس، ماریا بلو و سیگورنی ویور میباشند. بودجهٔ این فیلم ۳۵ میلیون دلار آمریکاست.
خلاصه داستان : فیلم آدم ربایی 2019 ، کوین برای پیدا کردن سرچشمه رازهای کشف نشده زندگی خود بدون رعایت احتیاط وارد ویتنام میشود، همانطور که او در آنجا سرگردان است سرانجام پی به رازهایی میبرد که او را در معرض خطرات زیادی قرار میدهد و…
9- سریال The 100 (2014)
۱۰۰ نفر (یک مجموعهٔ تلویزیونی درام، علمی–تخیلی، پساآخرالزمانی است که در ۱۹ مارس ۲۰۱۴ در شبکهٔ سیدابلیو به نمایش درآمد. این مجموعه توسط جیسون روتنبرگ و بر اساس سری جدید رمانی به همین نام که توسط کاس مورگان نوشته شده، ساخته شدهاست.
این سریال داستان گروهی از بازماندگان پساآخرالزمانی را دنبال میکند که بیشتر آنها گروهی از نوجوانان جنایتکار هستند که از جملهٔ آنها میتوان به کلارک گریفین (الیزا تیلور)، فین کالینز (توماس مک دونل)، بلمی بلیک (باب مورلی)، اُکتاویا بلیک (ماری اوجروپولوس)، جاسپر جردن (دوون بوستیک)، مانتی گرین (کریستوفر لارکین)، ریون ریز (لیندزی مورگان)، جان مورفی (ریچارد هارمون) و ولز جاها (الی گوری) اشاره کرد.
آنها جزو اولین افرادی هستند که از یک ایستگاه فضایی پساآخرالزمانی، به زمین بازگشتند. شخصیتهای دیگر این مجموعه شامل دکتر ابی گریفین (پیج تورکو)، مادر کلارک؛ مارکوس کین (هنری ایان کوسیک)، عضو شورا در ایستگاه فضایی و تلانیوس جاها (آیزیا واشینگتن) صدراعظم ایستگاه فضایی و پدر ولز هستند.
در آوریل ۲۰۱۹، این مجموعه برای فصل هفتم، بهعنوان آخرین فصل از این مجموعه تمدید شد و در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۰ در ایالات متحده به نمایش درآمد.
نود و هفت سال پس از یک جنگ آخرالزمانی ویرانگر هستهای تقریباً تمام زندگی روی کرهٔ زمین را از بین میبرد، هزاران نفر اکنون در یک ایستگاه فضایی در مدار زمین زندگی میکنند، که آن را آرک مینامند. سه نسل در فضا زاده شدهاند و جمعیت ایستگاه فضایی را از ظرفیت حمل خود فراتر میبرد. صد نوجوان بازداشت شده، در آخرین تلاش برای تعیین اینکه آیا زمین قابل سکونت است؟ به زمین اعزام میشوند. آنها کشف میکنند که برخی از آخرالزمان زنده ماندهاند. افراد باقی مانده در زمین که آنان را زمینیها مینامند به صورت قبیلهای زندگی میکنند و افرادی که در مُنتوِدر زندگی میکنند مردان کوهستان نامیده میشوند. مردان کوهستان تعدادی اندک از زمینیها را تبدیل به آدمخوار (رِیپرها) کردهاند تا با استفاده از ریپرها اهداف خود را به پیش ببرند. تحت رهبری بِلامی و کلارک، نوجوانان تلاش میکنند تا از شرایط سخت جان سالم به در ببرند.
10- فیلم After Earth (2013)
پس از زمین یک فیلم ماجراجویی و علمی تخیلی آمریکایی محصول سال ۲۰۱۳، به کارگردانی ام. نایت شیامالان و نویسندگی ویل اسمیت است. داستان فیلم دربارهٔ پدری ارتشی با بازی (ویل اسمیت) و پسر نوجوانش (جیدن اسمیت) است که در حین مأموریت سفینه آنها دچار سانحهای میشود و مجبور به نشستن بر روی سیاره زمین که ۱۰۰۰ سال پیش طی وقایعی مانند تغییرات آب و هوایی تبدیل به مکانی غیرقابل سکونت برای انسانها شده بود، سقوط کردند. در اینجا بود که پسر باید برای نجات پدرش از مرگ به تنهایی برای یافتن دستگاهی برای فرستادن پیام نجات با خطرات گوناگونی مواجه میشد. این دومین فیلمی است (بعد از فیلم در جستجوی خوشبختی) که پدر و پسر واقعی ویل و جیدن اسمیت، با هم در یک فیلم ایفای نقش میکنند.
در زمان آینده تغییرات آب و هوایی و سوانح طبیعی انسانها را مجبور به ترک زمین و زندگی در یک سیاره جدید به نام نوا پرایم نمود. هزار سال پس از این واقعه انسانها درگیر جنگی با موجودات بیگانهای که قصد در تسخیر نوا پرایم داشتند، شدند. سلاح اصلی آنها شکارچیانی بزرگ و چابک اما کور که در واقع شکار خود را با حس و استشمام ترس شناسایی میکردند. داستان حول یک ژنرال در سپاه رنجرهای متحده به نام سایفر ریج به همراه پسر نوجوانش کیتای ریج که بسیار علاقه داشت همانند پدرش تبدیل به یک رنجر شود. او بسیار در تمرینات نظامی موفق بود اما به علت عدم آمادگی در امتحان پایانی رد شد. پس از بازگشت پدرش از مأموریت سایفر تصمیم گرفت کیتای را همراه خود ببرد اما سفینهٔ آنها درگیر طوفانی فضایی شده و در سیاره زمین سقوط میکند. تمام مسافرین سفینه به غیر از سایفر و کیتای جان خود را از دست داده بودند و سایفر نیز به شدت دچار جراحات و شکستگی شده بود. این چنین شد که کیتای جوان باید حدوداً ۱۰۰ کیلومتر راه را برای یافتن دم سفینه و دستگاه ارسال پیام نجات طی میکرد.
11- فیلم من حماسه هستم- I Am Legend
▪ کارگردان: فرانسیس لارنس.
▪ فیلمنامه: مارک پروتوسویچ، آکیوا گولدزمان بر اساس داستان ریچارد ماتیسون و فیلمنامه ۱۹۷۱ جان ویلیام و جویس هارپر کورینگتون.
▪ موسیقی: جیمز نیوتن هاوارد.
▪ مدیر فیلمبرداری: اندرو لسنی.
▪ تدوین: وین وارمن.
▪ طراح صحنه: دیوید لیزن، نائومی شوهان.
▪ بازیگران: ویل اسمیت[رابرت نویل]، آلیس براگا[آنا]، چارلی تاهن[ایتن]، سالی ریچاردسون[زوئی]، ویلو اسمیت[مارلی]، اما تامسون[دکتر].
رابرت نویل تنها انسان بازمانده شیوع ویروسی مرگبار است. او در نیویورک به همراه سگش سامانتا زندگی تنها و یکنواختی را می گذارند. نویل ایمان دارد که خودش تنها بازمانده این واقعه وحشتناک نیست و هستند انسان هایی که شاید نجات یافته باشند.
از این رو هر روز پیامی ثابت مبنی بر حضور خود و اینکه به دنبال مصاحبی از میان بازماندگان است، مخابره می کند. نویل که قبلاً دانشمند بوده، زیر زمین خانه قلعه مانند خود را تبدیل به آزمایشگاهی مجهز و زندگیش را در وقف یافتن واکسنی برای مبارزه با این ویروس مرگبار کرده است. یک روز پس از حادثه ای هنگام جست و جوی غذا، انسانی آلوده[جهش یافته] را به دام می اندازد.
نویل که پس از آزمایش بر روی حیوانات آزمایشگاهی فرصت کار روی یک بدن انسانی را یافته، امیدوار است تا بتواند از تحقیقات خود نتیجه مطلوب بگیرد. این کار به معنی مداوای میلیون ها موجودی است که فقط شب ها از پناهگاه های خود بیرون می آیند و سابقاً انسان بوده اند. این موجودات که یکی از همنوعان خود را در دست نویل اسیر می بینند، برای وی دامی پهن می کنند.
اما در آخرین لحظه زنی آنا به همراه پسرش از راه رسیده و او را نجات می دهد. سپس معلوم می شود که آنا پیام او را دریافت کرده و می داند که یک کولونی کوچک از بازماندگان نیز در مکانی دور دست ورمونت وجود دارد. آنا از نویل می خواهد تا همراه وی به آن کولونی برود. اما پیش از این کار، موجودات جهش یافته به خانه نویل حمله می کنند. نویل که سرانجام موفق شده واکسن مورد نظرش را تهیه کند، قبل از مرگ آن را به دست آنا می سپارد…
12- فیلم جزیره – THE ISLAND
سال تولید : ۲۰۰۵
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : دریم ورکز/ مک دانلد/ پارکس/ برادران وارنر
کارگردان : مایکل بی
فیلمنامهنویس : الکس کرتسمن، روبرتو اورسی و کاسپیین تردول ـ اوئن، برمبنای داستانی نوشتهٔ تردول ـ اوئن
فیلمبردار : مائورو فیوره
آهنگساز(موسیقی متن) : استیو جابلونسکی
هنرپیشگان : ایوان مگرهگور، اسکارلت جوهانسن، شان بین، استیو بوشمی، دجیمون هاونسوئو، مایکل کلارک دانکن و کاتلین پرکینز
نوع فیلم : رنگی، ۱۳۶ دقیقه
̎لینکلن سیکس اکو̎ (مگرهگور) جوانی است که در جامعهای بسته زندگی میکند. ویژگی اصلی ساکنان این جامعه، اطاعت محض و پرهیز از هرگونه کنجکاوی و پرسشگری است. به ̎لینکلن̎ و دیگر اعضاء این جامعهٔ بسته گفته شده که آنان آخرین بازماندگان فاجعهای زیست محیطی در کرهٔ زمین هستند. به آنان گفتهاند که چندی پیش تمامی ساکنان کرهٔ زمین بر اثر آلودگی ویروسی از بین رفتهاند و اکنون فقط همین چند هزار نفر که ̎لینکلن̎ نیز جزو آنان است، جان سالم بهدر بردهاند. افراد این جامعه به دو دسته تقسیم شدهاند؛ شهروندانِ با یونیفورمهای سفید و ناظرانشان که یونیفورمهای سیاه به تن دارند. پردههای بزرگ تلویزیونی، بهطور بیوقفه، شعارها و دستورالعملهای لازم را به اطلاع شهروندان میرسانند. سطح فکری و آموزشی اعضاء این جامعه، عامدانه در سطح بسیار پائین نگه داشته شده و هرگونه پرسش و کنجکاوی ممنوع است. دلخوشی اعضاء این جامعه، شرکت در نوعی لاتاری است که بهطور روزانه برگزار میشود. به ساکنان شهر گفته شده که برندگان این لاتاری اجازه خواهند داشت به جزیرهای بسیار زیبا و عاری از هرگونه آلودگی سفر کنند. اما زمانی میرسد که ̎لینکلن̎ شروع به کنجکاوی و پرسشگری دربارهٔ جامعهٔ خود میکند و در نهایت همراه یکی دیگر از اعضاء جامعه، ̎جوردن تو دلتا̎ (جوهانسن) فرار میکنند و در پایان به حقیقتی تکاندهنده پی میبرند: این دو و دیگر همنوعانشان موجودات شبیهسازی شدهای هستند که به منزلهٔ هستیِ دومِ آدمهای واقعی، بهعنوان منبعی برای تأمین اعضاء پیوندی، ساخته شدهاند.
13- فیلم من، روبات – I, ROBOT
سال تولید : ۲۰۰۴
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : جان دیویس، تافر داو، ویک گادفری و لارنس مارک
کارگردان : الکس پرویاس
فیلمنامهنویس : جف وینتار و آکیوا گلدزمن، برمبنای داستان وینتار از کتابی نوشتهٔ آیزاک آسیموف
فیلمبردار : سایمن داگن
آهنگساز(موسیقی متن) : مارکو بلترامی
هنرپیشگان : ویل اسمیت، بریجت مویناهان، آلن تادیک، جیمز کرامول، بروس گرینوود، ایدریین ریکارد، شای مکبراید و تریچن
نوع فیلم : رنگی، ۱۱۵ دقیقه
شیکاگو، سال ۲۰۳۵. روباتهای NS4 که توسط شرکت بزرگِ USR ساخته میشوند، بهعنوان کارگر یا پیشخدمت خانگی به کار گرفته شدهاند. آنها به سه قانون روباتی پایبند هستند که ظاهراً باعث میشود به آدمها لطمهای نزنند. ̎دل اسپونر̎ (اسمیت)، کارآگاه ویژهٔ جنائی، پس از حادثهای که طی آن یک NS4 بهجای یک دختر دوازده ساله، او را از غرق شدن نجات داده، به شدت به روباتها شک کرده است. ̎اسپونر̎ را مأمور تحقیق دربارهٔ مرگ ̎آلفرد لنینگ̎ یکی از طراحان اصلی USR میکنند که ظاهراً خودکشی کرده است. ̎اسپونر̎ پی میبرد که ̎سانی̎، یکی از نمونهروباتهای تولیدیِ شرکت، در آزمایشگاه لنینگ مخفی شده است. ̎اسپونر̎ به کمک ̎دکتر سوزان کالوین̎ (مویناهان)، یکی از طراحان روباتها، ̎سانی̎ را دستگیر و از او بازجوئی میکند. ̎سانی̎ منکر کشتن ̎لنینگ̎ میشود. ̎لارنس رابرتسن̎ (گرینوود)، مدیر شرکت دخالت میکند تا جلوی تحقیقات را بگیرد. ̎اسپونر̎ که اطمینان پیدا کرده ̎رابرتسن̎ در پیِ لاپوشانی است، به خانهٔ ̎لنینگ̎ میرود و در آنجا باخبر میشود که این دانشمند به تکاملِ ناگزیر روباتها اعتقاد داشته است. مدل جدید روباتها، NS5 عرضه میشود و مورد استقبال قرار میگیرد. ̎اسپونر̎ سعی میکند خود را به کامپیوتر بزرگ USR برساند و بلافاصله تعداد زیادی NS5 در بزرگراه به او حمله میکنند. ̎کالوین̎ متوجه میشود که ̎لنینگ̎ کاری کرده که ̎سانی̎ به ضوابطِ ̎سه قانون روباتی̎ پایبند نباشد. ̎رابرتسن̎ به ̎کالوین̎ دستور میدهد ̎سانی̎ را نابود کند ولی او بهجای ̎سانی̎، یک NS5 جایگزین را میکشد. NS5ها شورش میکنند و در شهر حکومت نظامی اعلام میکنند و NS4ها را نابود میکنند. مردم در خیابانها با NS5ها مبارزه میکنند. ̎اسپونر̎ و ̎کالوین̎ که در مقر USR نفوذ کردهاند، با جسد ̎رابرتسن̎ روبهرو میشوند. آنان پی میبرند که کامپیوتر مرکزی شرکت، شورش را کنترل میکرده و با تعبیر خاص خودشان از ̎سه قانون روباتی̎ تصور میکردهاند که از آدمها باید در برابر خودشان محافظت کرد. ̎اسپونر̎ پی میبرد که ̎لنینگ̎ خودکشی خود را بهعنوان سرنخی برای رسیدن به ̎سانی̎ صحنهسازی کرده؛ چون ̎سانی̎ همان عنصری است که میتواند نقش حیاتی در نابودی کامپیوتر مرکزی شرکت ایفا کند. ̎اسپونر̎ با کمک ̎سانی̎، کامپیوتر را نابود میکند و به شورش پایان میدهد.
14- فیلم Super 8 (2011)
سوپر ۸ فیلمی علمی-تخیلی و مهیج به نویسندگی و کارگردانی جی. جی. آبرامز و تهیهکنندگی مشترک برایان بورک، استیون اسپیلبرگ و جی.جی. آبرامز است. در این فیلم جوئل کورتنی، ال فانینگ، آجی میچالکا و کایل چندلر بازی کردهاند. این فیلم از تاریخ ۱۰ ژوئن ۲۰۱۱ روی پرده سینماهای معمولی و آی مکس رفت. سوپر هشت سومین فیلمی است که جی. جی. آبرامز آن را کارگردانی کردهاست. سوپر هشت درست مثل ساختههای قبلی آبرامز در ژانر علمی/خیالی است و حال و هوایی فانتزی و معمایی دارد. سوپر ۸ با استقبال بسیار خوب منتقدان همراه بود. فیلم همچنین در گیشه هم خوب عمل کرد و توجه تماشاگران را نیز جلب کرد. سوپر هشت ادای دینی به فیلمهای ترسناک و فانتزی دهه هشتاد است و شباهت زیادی به فیلمای آن دوره خصوصاً آثار استیون اسپیلبرگ دارد.
وقایع فیلم در سال ۱۹۷۹ و در منطقه اوهایو رخ میدهد. جو لمب پسری کم حرف است که به تازگی مادرش را در یک حادثه دلخراش در کارخانه آهن از دست داده و به همراه پدرش که معاون کلانتر شهر است زندگی میکند. جو توانایی زیادی در گریم و درست کردن ماکت برای فیلمها دارد و همین توانایی اش باعث میشود تا از طرف دوستش چارلز به یک تیم فیلمسازی بپیوندد که قصد دارند با دوربین سوپر ۸ فیلمی ترسناک دربارهٔ زامبیها بسازند اما چیزی که باعث میشود جو میل پیدا کند تا در این کار همراه شود حضور یکی از زیباترین دختران دبیرستان بنام آلیس است که قرار است به عنوان بازیگر در فیلم همکاری کند. یک شب که گروه فیلمبرداری برای گرفتن یکی از سکانسها به ایستگاه راهآهن میروند قطاری بر اثر برخورد با یک ماشین به طرز عجیبی از ریل خارج شده و منفجر میشود. بچهها از ترس جان خود سریع از صحنه فرار میکنند اما وقوع اتفاقات عجیب از جمله ناپدید شدن افراد و از بین رفتن نیروی برق شهر جو را به این نتیجه میرساند که بین اتفاقات عجیب شهر و حادثه تصادف قطار رابطهای وجود دارد…
15- سریال Revolution (2012)
انقلابنام یک سریالی آمریکایی علمی تخیلی، ساخته شده توسط اریک کریپک (سازنده سریال سوپرنچرال) و به تهیهکنندگی جی. جی. آبرامز است که در روزهای دوشنبه ساعت ۲۲ شب از شبکه NBC پخش میشود. در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ شبکه NBC پخش سریال را بعد از دو فصل متوقف کرد. بعد از توقف سریال، کمپین بزرگی برای تغییر و انتقال این سریال به شبکهای دیگر جهت ادامه پخش آن به وجود آمد.
برق ۱۵ سال پیش از زمان حال، در کل جهان به وسیلهٔ اختراعی که پدر و مادر چارلی کردهاند قطع شدهاست. شبه نظامیان پدر چارلی را کشته و برادر او دنی را نزد سردستهٔ شبه نظامیان میبرند. پدر چارلی در آخرین دقایق زندگی اش به چارلی آدرس مکانی را که عمویش مایلز زندگی میکند میدهد. چارلی به همراه عمو دوست عمو و دوست پدرش به دنبال دنی میروند و پس از پیدا کردن دنی میخواهد راز قطع شدن برق را بفهمند و به دنبال راهی برای روشن شدن دوباره جهان بگردند.
16- فیلم Cube Zero (2004)
مکعب صفر یک فیلم در ژانر وحشت روانشناختی و محصول کشور کانادا است که توسط Ernie Barbarash نوشته و کارگردانی شدهاست. این فیلم سومین قسمت از مجموعه فیلمهای مکعب است و داستانی مستقل میگوید.
اگر چه دو فیلم اول تقریباً در داخل مکعب قرار دارند، اما مکعب صفر در داخل و خارج از مکعب روایت میشود. این فیلم همچنین به اتاقهای صنعتی طراحی شده و رنگی فیلم اول بازگشته است اما با مجموعه ای تازه و جدید طراحی شدهاست.
این فیلم با یک مرد، Ryjkin شروع به تلاش برای فرار از مکعب. او وارد اتاق میشود و با مایع اسپری میشود که فکر میکند فقط آب است. با این حال، هنگامی که او بهدلیل خارش پشت دستش را میپوشاند، گوشتش را از بین میبرد و از بین میرود. این به زودی در سراسر بدن او اتفاق میافتد، همانطور که بعداً در کف ذوب میشود و در نتیجه میمیرد.
یک مرد به نام اریک تماشا یک خوراک ویدئویی از این را در یک اتاق مشاهدات با یک همکار به نام Dodd. پس از آن، اریک نشان میدهد که یک پرتره از داود را در قالب یک ابرقهرمان به نام Chessman، در حالی که در همان زمان با شطرنج بازی میکند، طراحی میکند. Dodd هیئت مدیره شطرنج در مقابل او است، اما اریک در جدول دیگری است، به سادگی کشیدن و نامگذاری حرکت او. اریک به نظر میرسد بسیار هوشمند است، محاسبه تمام حرکتهای Dodd است. پس از اینکه اریک برنده شد، او سوالاتی راجع به داود در مورد همکاران گمشده اش میپرسد. Dodd میگوید که او سوالات زیادی را مطرح نکرده و با اشخاص مکعب مشغول به کار نیست، زیرا «کسانی که در طبقه بالا» راضی نیستند.
هر دو Eric و Dodd دریافت سفارش از «طبقه بالا» است که از آنها میخواهد برای رکورد رؤیای یک موضوع، Cassandra Rains. در رؤیای او، اریک میبیند که در هنگام راه رفتن در جنگل دلپذیر با دخترش به نام آنا دستگیر شد. پس از بیدار شدن، کاساندرا با اشغالگران دیگر مکعب ملاقات میکند. یکی از مردان، رابرت هاسکل، خلع سلاح در پیشانی خود را مانند سربازی که کاساندرا را دستگیر کردهاست. با این حال، هاسلل، مانند هر کس دیگری، هیچ خاطره ای از زندگی قبلی خود ندارد یا اینکه او آنجا را پیدا کرد – تنها نام او را میداند. با توجه به آنچه اریک و داند میدانیم، هر کس در مکعب با یک حکم اعدام مواجه شد و با یک انتخاب ارائه شد: به مکعب بروید و حافظه خود را کاملاً پاک کنید یا حکم اعدام را بگیرید. برای این فرایند، باید یک فرم رضایت منحصر به فرد برای کسی که در مکعب قرار داده شده امضا کند. اریک متوجه شد که در پرونده کاساندرا هیچ فرم رضایت وجود ندارد و با داود ادعا میکند که آنها باید «در طبقه بالا» در مورد این موضوع به مردم اطلاع دهند. در همین حال، اریک و داود، از طریق «آسانسور» از طبقه بالا، «ناهار» را در قالب یک قرص طعم دار میکنند.
17- فیلم Mad Max: Fury Road (2015)
مکس دیوانه: جادهٔ خشم (به انگلیسی: Mad Max: Fury Road) یک فیلم اکشن پسا-آخرالزمانی استرالیایی محصول سال ۲۰۱۵ به نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی مشترک جرج میلر است. میلر در فیلمنامه با برندان مککارتی و نیکو لاتوریس همکاری کرد. این فیلم که چهارمین اثر و یک بازراهاندازی از فرنچایز مکس دیوانه است، توسط ویلیج رودشو پیکچرز، کندی میلر میچل و رتپک انترتینمنت تولید شد و توسط رودشو انترتینمنت در استرالیا و برادران وارنر پیکچرز به صورت جهانی توزیع شد. در این فیلم تام هاردی و شارلیز ترون به همراه نیکلاس هولت، هیو کیز-برن، رزی هانتینگتون وایتلی، رایلی کیئو، زوئی کراویتز، ابی لی کرشا و کورتنی ایتون در نقشهای فرعی بازی میکنند. فیلم جاده خشم در یک زمین بیابانی پسا آخرالزمانی که در آن بنزین و آب کالاهای کمیاب هستند، اتفاق میافتد و مکس راکاتانسکی را دنبال میکند که به نیروهای امپراتور فیوریوسا میپیوندد تا با یک کامیون تانکر زرهی از دست رهبر فرقه ایمورتان جو و ارتشش فرار کند و به یک نبرد جادهای طولانی منجر شود.
میلر در سال ۱۹۸۷ ایده فیلم را مطرح کرد. با این حال، این فیلم سالها در جهنم توسعه بود و پیشتولید آن از سال ۱۹۹۸ آغاز شده بود. تلاش برای فیلمبرداری این فیلم در دهه ۲۰۰۰ به دلیل حملات ۱۱ سپتامبر، جنگ عراق و جنجالهایی که پیرامون ستاره مل گیبسون وجود داشت، بارها به تعویق افتاد و باعث شد میلر با احترام نقش گیبسون را لغو کند. میلر در سال ۲۰۰۷ پس از اکران پویانمایی کمدی خوشقدم تصمیم گرفت دوباره این فیلم را دنبال کند. او در سال ۲۰۰۹ اعلام کرد که فیلمبرداری از اوایل سال ۲۰۱۱ آغاز خواهد شد. هاردی در ژوئن ۲۰۱۰ برای بازی در نقش مکس انتخاب شد و قرار بود تولید آن در نوامبر همان سال آغاز شود. تصویربرداری اصلی پیش از شروع در ژوئیه ۲۰۱۲ چندین بار دیگر به تعویق افتاد. این فیلم در دسامبر ۲۰۱۲ به پایان رسید، اگرچه فیلمهای اضافی در نوامبر ۲۰۱۳ فیلمبرداری شد.
با تبدیلشدن زمین به یک بیابان بی آب و علف (مشهور به Wasteland) و در پی فروپاشی اجتماعی ناشی از جنگ بر سر منابع، بازماندهای به نام مکس راکاتانسکی (Max Rockatansky؛ ملقب به مکس دیوانه) دستگیر شده و توسط ارتش پسران جنگی به ارگ ایمورتان جو (Immortan Joe؛ جو جاودانه) برده میشود. مکس زندانی میشود و به عنوان «کیسه خون» برای پسر جنگی بیمار به نام ناکس (Nux) استفاده میشود. در همین حال، امپراتور فیوریوسا، یکی از ستوانهای جو، با «ماشین جنگی زرهی» (War Rig؛ وار ریگ) خود برای استخراج بنزین و مهمات فرستاده میشود. هنگامی که جو متوجه میشود که پنج همسرش همراه با فیوریوسا فرار کردهاند، ارتش خود را در تعقیب او رهبری میکند و از شهر گاز (Gas Town) و مزرعه گلوله (Bullet Farm) در نزدیکی آن کمک میطلبد.
ناکس با زنجیرهکردن مکس به جلوی ماشینش به تعقیب و گریز ملحق میشود و نبردی بین وار ریگ و نیروهای جو درمیگیرد. فیوریوسا وارد یک طوفان شن میشود و از تعقیب کنندگان خود فرار میکند، به جز ناکس که سعی دارد خود را برای نابودی ماشین جنگی قربانی کند. مکس متعاقباً فرار کرده و ناکس را مهار میکند، اما ماشین نابود میشود؛ او پس از طوفان فیوریوسا را در حال تعمیر وار ریگ مییابد، همراه با همسران: کِیپِبِل (Capable؛ توانا)، چیدو (Cheedo)، تُست (Toast)، دَگ (Dag) و اِسپلندید آنهاراد (Splendid Angharad؛ آنهارادِ باشکوه)، که آخرین آنها به شدت فرزند جو را باردار است. مکس ریگ را میدزدد، اما با اکراه موافقت میکند که اجازه دهد فیوریوسا و همسران او را همراهی کنند. ناکس سوار ماشین جنگی میشود که آن را ترک میکند و تلاش میکند تا فیوریوسا را بکشد، اما بر او چیره شده و به بیرون پرتاب میشود و توسط ارتش جو انتخاب میشود.
18- فیلم Paycheck (2003)
دستمزد یک فیلم اکشن و علمی تخیلی آمریکایی محصول سال ۲۰۰۳ که بر اساس داستان کوتاهی به همین نام توسط نویسنده علمی تخیلی فیلیپ کی. دیک در سال ۱۹۵۳ ساخته شدهاست. این فیلم توسط جان وو کارگردانی شد و با بازی بن افلک، اوما تورمن، آرون اکهارت، پل جیاماتی، مایکل سی هال، جو مورتون و کلم فیور همراه میباشد. این فیلم در ۲۵ دسامبر ۲۰۰۳ توسط پارامونت پیکچرز در آمریکای شمالی و دریمورکس در سطح بینالمللی اکران شد، با نقدهای منفی مواجه شد، اما موفقیتی تجاری داشت و ۱۱۷ میلیون دلار در گیشه فروخت.
یک مهندس ماجراجو به نام مایکل، که پروژههای فوق محرمانه برای رئیس میلیادرش ریتریک انجام میدهد، با وی قرارداد میبندد که در ازای دریافت حقوق بالا اجازه دهد تا حافظهاش پاک شود. پاک شدن حافظه او تنها منحصر به مدت زمانی است که بر روی هر پروژه کار میکند. اما یک روز، ریتریک به مایکل پیشنهاد میدهد که در ازای دریافت یک چک با حقوق بسیار بالا، اجازه دهد اطلاعات ۳ سال حافظه او پاک شود. مایکل این پیشنهاد را میپذیرد، اما در پایان کار پِی میبرد که دستمزد او را بالا کشیدهاند و این در حالیست که حافظهٔ ۳ سال اخیر خود را نیز از دست دادهاست و زندگیاش نیز در خطر است و…
19- فیلم Rise of the Planet of the Apes (2011)
ظهور سیاره میمونها فیلمی آمریکایی در ژانر علمی–تخیلی اکشن محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی روپرت وایت است. در این فیلم جیمز فرانکو، فریدا پینتو، جان لیسگو، برایان کاکس، تام فلتون، کارین کانووال، و اندی سرکیس بازی کردند. این فیلم بر اساس رمان سیاره میمونها ساخته شدهاست و اولین فیلم سیاره میمونها از سری بازراهاندازی آن میباشد.
ظهور سیاره میمونها در تاریخ در ۵ اوت ۲۰۱۱، توسط فاکس قرن بیستم اکران شد. فیلم با واکنشهای مطلوبی از سوی منتقدان همراه بود، که کارگردانی، جلوههای ویژه، و بازی سرکیس مورد تحسین قرار گرفت و نامزد جایزه اسکار برای بهترین جلوههای تصویری شد. دو دنباله برای این فیلم تحت نامهای طلوع سیاره میمونها (۲۰۱۴) و جنگ برای سیاره میمونها (۲۰۱۷) ساخته شدهاند.
ویل رادمن (جیمز فرانکو) یک محقق است و در یک شرکت داروسازی به نام جنسیس کار میکند. پدر او آلزایمر دارد و او به دنبال دارویی است تا بتواند قدرت ادراک را بال ببرد و بیماری پدرش را درمان کند. از همین رو داروی خود به نام ALZ-112 را روی میمونها آزمایش میکند و در آنها قدرت هوشی به سرعت افزایش مییابد. یکی از میمونها به نام چشم روشن دارای هوش بسیار زیادی میشود. در جلسهای با حضور هیئت مدیره شرکت جنسیس او از آنها میخواهد در طرحش سرمایهگذاری کنند.
اما چشم روشن که قرار است به جلسه آورده شود به ناگهان دچار حمله میشود و همه جا را بهم میریزد. مأموران برای مهار او مجبور به شلیک میشوند و رئیس شرکت دستور میدهد تا همه میمونها را بکشند. مسئول نگهداری میمونها رابرت فرانکلین (تایلر لابین) یک نوزاد میمون را به نزد ویل میآورد و میگوید او بچه چشم روشن است و نمیتواند او را بکشد. همچنین متوجه میشود دلیل حمله میمون دفاع از فرزندش بودهاست؛ پس ویل او را به خانه میبرد و اسمش را سزار میگذارد. او متوجه میشود سزار بهطور وراثتی این هوش را از مادرش به ارث بردهاست. از طرفی با تزریق داروی ALZ-112 به پدرش درمیابد حال او بهتر شدهاست؛ پس بر روی نسل جدیدی از این دارو کار میکند.
چند سال بعد پدر ویل با همسایه که یک خلبان است دچار مشاجره میشود و سزار در حمایت از پدر ویل به او حمله میکند. دادگاه حکم میدهد تا سزار به مرکز نگهداری میمونها منتقل شود. از طرفی ویل رادمن موفق میشود تا رئیسش استیون جاکوبز (دیوید اویلوو) را متقاعد کند که آزمایش ALZ-113 که نمونه پیشرفته تر است آزمایش کند. اما در حین آزمایش ماسک یکی از نفرات به نام رابرت فرانکلین از صورتش در میآید و در معرض این گاز قرار میگیرد. این دارو هوش میمونها را به سرعت افزایش میدهد اما پس از مدتی پدر ویل از دنیا میرود و او از استیون جاکوبز میخواهد تا آزمایش را متوقف کند. او به استیون میگوید ممکن است این دارو از آنجا که یک ویروس است روی انسان اثرات بدی بگذارد و منجر به مرگ او شود اما جاکوبز ویل را اخراج میکند و به کارش ادامه میدهد.
20- فیلم Repo Men (2010)
مردان شرزخر یک فیلم اکشن علمی تخیلی محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی میگل ساپوچنیک با بازی جود لا، فارست ویتاکر، لیو شرایبر، آلیس براگا و کاریس ون هوتن است. این فیلم یک محصول آمریکایی-کانادایی است که بر اساس رمان «بازپسگیری مامبو» نوشته اریک گارسیا ساخته شده است و مردی را دنبال میکند که پس از تبدیل شدن به دریافتکننده قلب مصنوعی فرار میکند و خود را به سرنوشت قربانیانش میبیند. این فیلم در 19 مارس 2010 در سینما اکران شد.
در سال 2025، پیشرفت های فناوری پزشکی اندام های بیومکانیکی را به کمال رساند. شرکتی به نام The Union این “آرتیفورگ” های گران قیمت را به صورت اعتباری می فروشد، و زمانی که مشتریان قادر به پرداخت هزینه های مصنوعی خود نیستند یا تمایلی به پرداخت آن ندارند، اتحادیه “مردان ریپو” را می فرستد تا اندام را پیدا کنند و به زور آنها را بازپس بگیرند – که همیشه منجر به مرگ صاحب آن می شود. .
رمی (جود لاو) و شریک زندگی او، جیک فریوالد (فارست ویتاکر)، بهترین مردان یونیون به حساب می آیند. با این حال، کارول، همسر رمی، کار او را تایید نمیکند و معتقد است که این کار تأثیر بدی برای پسرشان پیتر دارد. در یک باربیکیو خانوادگی، رمی به جیک اجازه میدهد تا با احتیاط یک بازپسگیری را در همان نزدیکی انجام دهد، اما کارول گرفتار میشود که با خشم پیتر را ترک میکند. در حین گشت زنی با جیک، این دو نفر یک “لانه” را پیدا می کنند، پناهگاهی برای مشتریان اتحادیه که در پرداخت پول های مصنوعی خود کوتاهی کرده اند و سعی در فرار از کشور دارند. رمی و جیک به تنهایی به لانه حمله می کنند و رئیس خود فرانک را تحت تأثیر قرار می دهند. او به آنها این فرصت را می دهد که کاپیتان حمله تمام وقت شوند. رمی رد میکند و تلاش میکند از فرانک بخواهد به بخش فروش منتقل شود، اما جیک او را قطع میکند. جیک به رمی می گوید که کاری که آنها انجام می دهند مهم است، اما ذهن رمی آماده است. جیک پیشنهاد می کند که آخرین شغل رمی یک موسیقیدان باشد که رمی از طرفداران آن است. پس از کمک به نوازنده در پایان آخرین آهنگ، او از یک دفیبریلاتور استفاده می کند تا قلب مصنوعی را متوقف کند، اما دستگاه خراب می شود و رمی به شدت آسیب می بیند و نیاز به جایگزینی قلبش با آرتیفورگ دارد.





