به نظرتان کدام شغل‌ها بیش از آنچه که لایقشان است، درآمد دارند؟!

1

بسته به فرهنگ هر کشور و شرایط سیاسی و اقتصادی هر ناحیه پاسخ به این سوال هم متغییر است.

اما چرا ما برخی‌ها را از این نظر همیشه در رادار خود داریم و بعضی‌ها را نه.

واقعیت این است که برخی اصلا چراغ خاموش حرکت می‌کنند و در رادار ما نیستند و ما نمی‌دانیم چه میزان درآمد دارند.

از سوی دیگر برخی که تصور می‌کنیم پول به اصطلاح مفت می‌گیرند، مهارت‌های پنهانی دارند یا برای رسیدن به جایگاه فعلی تلاش‌هایی کرده‌اند که نمی‌دانیم.

اما عامل اصلی که ما در ذهنمان همیشه این دسته افراد را در نظر داریم این است که مشاعلی هستند که علیرغم حداکثر تلاش روزانه از داشتن حداقل زندگی شرافتمندانه هم محروم هستند و باید به آنها حق بدهیم که بیشتر مردم با درآمد راحت را در نظر بگیرند.

مسئله آخر هم این است که هر کار کنیم برخی مشاغل راحت پردرآمد در هر کشوری سر بیرون می‌آورند. بسته به شرایط اقتصادی و معیارهای اخلاقی و حتی سطح فناورانه هر کشور و قوانین، این شغل‌ها متغییر هستند. برخی‌ها فلسفه عملی‌تری در زندگی خود دارند و از سال‌ها پیش به دنبال این کارها می‌روند و برخی هوش هیجانی‌شان در این مورد خوب نیست و شغل ظاهرا با کلاس بهتر ، اما پر از رنج را انتخاب می‌کنند.

اما ببینیم به طور خلاصه فرنگی‌ها چه نمونه‌هایی در مورد افراد و حرفه‌های با درآمد نجومی و کار آسان دارند:

۱- اینفلوئنسرها و نمونه برجسته آنها کارداشیان‌ها:

اینکه ببینید که شما مثلا باید کار دستی کنید و یا ساعت‌ها پشت مانتیتورها خم باشید و نجنبید و در عوض کسی با کمی آرایش و ادا اطوار خاص، میلیون‌ها درآمد دارد و گاهی مثل کارداشیان‌ها دیگر کارشان یک صنعت و برند شده، حرص برخی را درمی‌آورد.

آنها تعجب می‌کنند که چطور بدون داشتن ذهنی پر، اما بدنی پر می‌شود اینقدر جلب توجه کرد و پول پارو کرد.

آیا باید از اینفلوئنسرها انتقاد کرد؟ حقیقت این است که خود جامعه آنها را رو می‌آورد و به هر مطلب و عکس بی‌اهمیت آنها واکنش نشان می‌دهد.

جامعه در مقام حرف البته خود را عاشق کتاب و فرهنگ نشان می‌دهد، اما در مقام عمل این روزها کسی حوصله خواندن و فکر کردن ندارد. در عوض اینفلوئنسرها دوزهای دوپامین را وارد مغز آدم‌های آسان‌گیر می‌کنند و مهم‌تر از آن رویای داشتن زندگی راحت و پول بی‌زحمت را در ذهن آنها هم بیدار می‌کنند.

۲- سهامداران بیمارستان‌ها و مدیران آنها

این حرفه مسلما در خارج هم بسیار پردرآمد است. کار را یک سری پزشک محوری با حقوق متوسط می‌کنند و سود اصلی آنها را می‌برند. اما باید توجه داشته باشیم که سرمایه‌های کلان اولیه هم در مواردی تصادفی از آسمان نازل نشده‌اند و این اشخاص روزها سختی داشته‌اند. اما اینکه باید این همه تفاوت درآمدی بین دارندگان و تلاشگران باشد، موضوع دیگری است.

۳- اقتصاددان‌ها و مشاوران اقتصادی

بسیاری از آنها بابت یک مشاوره پول کلانی درمی‌آورند. هر چقدر هم اقتصاد یک کشور شسته رفته‌تر باشد و از قواعد دانش اقتصاد تبعیت کند، نقش آنها پررنگ‌تر می‌شود. تا جایی که گفته می‌شود پول اصلی اینجاست و خودشان می‌گویند که چرا آدم‌ها باهوش دیگر باید سراغ پزشکی و مهندسی و سیاست بروند و به تعبیری عمرشان را تلف کنند. (از نظر اقتصادی)

۴- سیاستمداران سابقی که بابت کتاب و سخنرانی‌ها خود کلی پول درمی‌آورند

کتاب‌های روسای جمهور آمریکا در ایران هم پرفروش هستند چه برسد به خود آمریکا. به علاوه آنها جلسات سخنرانی میلیون‌دلاری منظم دارند.

سوال این است که آیا کتاب‌های آنها ارزش این همه توجه را دارد. در مواردی بله، اما در مواردی هم نه. گاهی کتاب‌های آنها پر از لفاظی‌های بی‌اهمیت است و در مورد مهم‌ترین مسائل دورانشان فقط جملاتی محو دیپلماتیک می‌توانید پیدا کنید.

۵- روسای برخی از شرکت‌ها وقتی درآمد شرکت اصلی‌شان از حدی بالاتر می‌رود و شرکت‌ها و استارت‌آپ‌های آینده‌دار را می‌خرند

خرید توییتر و اینستاگرام را چه کسی دوست داشت؟ اینستاگرام الان کلی درآمد برای متا دارد و مبلغ خرید اولیه آن مسخره به نظر می‌رسد.

به نظر می‌رسد که صاحبان استارت‌آپ‌های بزرگ در بازه‌ای وارد یک شیب نزولی فکری و خلاقیت می‌شوند و فقط می‌توانند با پول خود و خلاقیت‌های زیردست‌های خود زنده بمانند. مانند همان کاری که ایلان ماسک الان می‌کند.

۶- کسانی که به خاظر اینکه مقدار زیادی پول دستشان است، پول درمی‌آورند

معادل خاورمیانه‌ای این امر می‌شود وزارتخانه‌های پردرآمدی مانند نفت که وضع برخی از کارکنشان بد نیست یا شاید به عبارت دقیق‌تر کمتر از بقیه کارمندان بد است!

معادل مورد توافق‌تر شرکت‌های بیمه و بانکداری هستند. اینها چون پول زیادی زیر دستشان است خود را محق می‌دانند که دست‌کم در بخش‌های بالای مدیریتی پاداش و کارانه‌های باورنکردنی بدهند.

۷- شرکت‌های دارویی یا واردکننده دارو و محصولات پزشکی

در حالی که بسیاری یک درصد خاص از پزشکان را ثروتمند می‌دانند، پول اصلی جای دیگری است: شرکت‌هایی که دارو و لوازم پزشکی می‌سازند یا وارد می‌کنند.

البته پول خلاقیت همیشه شگفت‌اتگیز است و شرکت‌های دارویی مبالغ هنگفتی برای توسعه و تحقیق مصرف می‌کنند، اما در بسیاری موارد حاشیه سود بالایی دارند و وقتی یک دارو به نام خود ثبت می‌کنند تا مدت زیادی از عواید هنگفت برخوردار می‌شوند.

در مورد لوازم پزشکی و بازار برخی از آنها خود بهتر می‌دانید.

۸- سخنران‌های انگیزشی و نویسندگان کتاب‌ها

واقعا چند درصد از شرکت‌کنندگان در سخنرانی‌های انگیزشی، مسیر زندگی‌شان تغییر کرده است. ممکن است چند صباحی ترشح هورمون‌های هیجانی کاتکل‌آمین و لحن سخنران و امیدی که می‌دهد، آنها را آدم‌های کوشاتری کند. البته بگذریم از شبه‌دانش‌هایی که گاه در این سخنرانی‌ها ترویج می‌شود، فقط باید بخواهید و سپاسگزار باشید تا هر چه می‌خواهید را به چنگ بیاورید.

۹- هر رئیس شرکتی با درآمد بسیار افزون‌تر از کارمندان و رانت اطلاعاتی که باعث می‌شود به موقع سهام خود را بفروشد

۱۰- اعضای کمیته بین المللی المپیک و برخی نهادها و سازمان‌های ورزشی که همیشه عملکردی غیرشفاف دارند.

۱۱- دلال‌های خودرو و معاملات ملکی در برخی کشورها


سخن نهایی

آیا ما در نهان کار آسان پردرآمد را دوست داریم؟ هم‌اینک بسیاری از تحصیل‌کردگان ابراز ندامت می‌کنند که چرا درس خوانده‌اند. مشخص است که درس خواندن مترادف با تحصیل مال زیاد نیست. اما درآمد انتظاری متوسطی در حد زندگی شرافتمندانه هم باید ایجاد کند.

از سوی دیگر بسیاری از ما در هنگام انتخاب رشته تحصیلی شاید حدس می‌زدیم که رشته‌مان درآمد حداکثر متوسطی آن هم در شرایط خوب دارد. اما کلاس یا علاقه شخصی یا اصرار والدین باعث شد به مسیری دیگری برویم.

آیا می‌توانیم دیگران را ملامت کنیم که چرا مثلا کاسب‌کار شده‌اند و حالا درآمدشان بسیار بیشتر از ماست.

شاید مشکل از سیستم اقتصادی باشد که این همه تفاوت درآمد ایجاد می‌کند و درآمد صدک‌ها بالا را قیچی نمی‌کند و به سختی کار برخی از حرفه‌ها نگاه نمی‌کند.

شاید هم چاره‌ای وجود نداشته باشد و فقط باید گفت در نهایت این شما هستید که باید گلیم خود را از آب بیرون بیاورید!


دیگر پست‌های تازه یک پزشک

پست‌های آرشیوی خواندنی

یک پزشک پلاس

زندگی من: آنا آخماتووا

ترجمهٔ احمدپوریدر 1889 سال تولد من، چارلی چاپلین به دنیا آمد، «سونات کرتروز» تولستوی منتشر شد، برج ایفل ساخته شد و هیتلر و ظاهرا الیوت هم دیده به جهان گشودند. در تابستان…
آگهی متنی در همه صفحات
دکتر فارمو / داروخانه آنلاین / آموزش رانندگی با ماشین دنده اتومات / فروشگاه لوازم بهداشتی / آموزش زبان فرانسه / هایلند بیوتی / شیشه اتومبیل / کاهش وزن قطعی با اسلیو معده / دانلود ریمیکس های جدید /بهترین جراح اسلیو معده در تهران / درمان سرد مزاجی بانوان / قیمت گوسفند زنده / موتور فن کویل /کپسول پرگابالین / لیزر زگیل تناسلی /بهترین کلینیک کاشت مو مشهد /بهترین سریال های ۲۰۲۴ / خرید دستگاه تصفیه آب / تجهیزات و وسایل دندانپزشکی /ثبت برند /خدمات پرداخت ارزی نوین پرداخت /جراح تیروئید / پزشکا /سریال ایرانی کول دانلود / مجتمع فنی تهران / دانلود فیلم دوبله فارسی /موتور فن کویل / نرم افزار حسابداری / مقاله بازار / شیشه اتومبیل /بهترین دکتر لیپوماتیک در تهران /کاشت مو / درمان طب / تجهیزات پزشکی /داروخانه اینترنتی آرتان /اشتراك دايت /فروشگاه لوازم بهداشتی /داروخانه تینا /سایت نوید /کلاه کاسکت /ساعت تبلیغاتی /تجهیزات پزشکی /بهترین سریال های ایرانی /کاشت مو /قیمت ساک پارچه ای /دانلود نرم افزار /
1 نظر
  1. علی می گوید

    چه مطلب قشنگی – پر محتوا و همخیلی خوب چیده شده و سخن آخر نویسنده هم خیلی منصفانه ست. آفرین!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.