داستان بلیتس، کمپین بمباران جنگ جهانی دوم نازیها که در سودای شکستن روحیه بریتانیا بود اما موفق نشد

به مدت هشت ماه متوالی از سپتامبر 1940، هواپیماهای آلمانی شهرهای بریتانیا را در یک کارزار بی امان موسوم به بلیتس بمباران کردند – اما مردم بریتانیا آرامش خود را حفظ کردند و به زندگی ادامه دادند.
به مدت هشت ماه طولانی بین سپتامبر 1940 تا مه 1941، مردم بریتانیا زیر تگرگ بمبارانها زندگی کردند. بمباران مداوم و بی وقفه توسط هواپیماهای نازی، به دنبال کاهش روحیه، نابودی زیرساختهای بریتانیا و خروج بریتانیا از جنگ بود.
این کلمه از کلمه آلمانی Blitzkrieg – جنگ برقآسا گرفته شده بود. Blitz مرگ و ویرانی را به شهرها سراسر بریتانیا تحمیل کرد. طوری که در لندن در ظرف مدت ۵۷ روز متوالی، ۵۶ روز بمباران را تحمل کرد و بمبافکنهای نازی شهرهای صنعتی مانند لیورپول و بیرمنگام را نیز هدف قرار دادند.
خانهها و مشاغل ویران شد، کودکان یتیم ماندند و بیش از 40000 نفر جان خود را از دست دادند. با این حال، بریتانیاییها به جای از دست دادن امید خود همانطور که آدولف هیتلر و نازیها برنامهریزی کرده بودند، با این چالش مبارزه کردند.
شنبه سیاه، روزی که حمله رعد اسا آغاز شد
در تابستان 1940، ارتش آلمان پیروزمندانه در بسیاری از نقاط اروپا لشکر کشیده بود. در ژوئن فرانسه تسلیم شد. در ژوئیه آن سال، آلمانیها توجه خود را به بریتانیا معطوف کردند و حمله تهاجمی را آغاز کردند که به نبرد بریتانیا معروف شد. اما انگلیسیها به مبارزه پرداختند و هنگامی که برلین را بمباران کردند، آدولف هیتلر دستور حمله به لندن و سایر شهرهای بریتانیا را صادر کرد.
در 7 سپتامبر 1940، روزی که ویلیام سانسوم، رماننویس، بهعنوان «یکی از زیباترین روزهای قرن، روز هوای گرم و صاف و آسمانهای آبی بلند» یاد میکند، بلیتس آغاز شد. حدود ساعت 4 بعد از ظهر، 348 بمب افکن آلمانی و بیش از 600 جنگنده مسرشمیت به سمت لندن غرش کردند.
این حمله که به “شنبه سیاه” معروف است، ویرانگر بود. به دنبال موج اول هواپیماها، موج دوم حمله هم ساعت 6 بعد از ظهر شروع به بمباران کردند. و تا ساعت 4:30 صبح روز بعد، حمله متوقف نشد. در زمان طلوع خورشید در 8 سپتامبر، 450 نفر کشته و 1500 نفر دیگر زخمی شدهاند. و بمبارانها ادامه مییافتند.
لندن تنها هدف حمله رعد اسا نبود. در ماههای آینده شهرهای صنعتی مانند لیورپول، بیرمنگام و منچستر نیز آسیب دیدند. شهر کاونتری به قدری بمباران شد که آلمانیها کلمه جدیدی به نام «کوونتریرن» را برای توصیف این ویرانی اختراع کردند.
برای مردم بریتانیا دیگر زندگی هرگز مثل سابق نمیتوانست ادامه یابد.

اما چگونه بلیتس زندگی را در سراسر بریتانیا تغییر داد؟
با حمله رعد آسا، هیتلر و نازیها امیدوار بودند که روحیه بریتانیا را تضعیف کنند. اما سیاستمداران بریتانیایی مانند نخست وزیر -وینستون چرچیل- به مقابله پرداختند.
چرچیل در یک برنامه رادیویی در 11 سپتامبر 1940 اعلام کرد: “این بمبارانهای بی رحمانه، ناخواسته و بیرویه لندن، البته، بخشی از برنامههای تهاجم هیتلر است.” او امیدوار است با کشتن تعداد زیادی از غیرنظامیان و زنان و کودکان، مردم این شهر قدرتمند امپراتوری را به وحشت انداخته و آنها را به اضافهبار و نگرانی برای دولت تبدیل کند و توجه ما را بیجا از این وحشی و حملهای که در پی آن است، منحرف کند.»
چرچیل افزود: او روح ملت بریتانیا را نمیشناسد.
زندگی شهروندان بریتانیا واقعا دستخوش دگرگونی شده بود. آژیرهای حمله هوایی در شب متوقف نمیشدند، مردم در پناهگاهها جمع شدند و دهها هزار بمب از آسمان سقوط کرد و بخشهای عظیمی از شهرهای بریتانیا را سوزاند.
مولی پانتر داونز، ستوننویس برای نیویورکر نوشت: “برای لندنیها، دیگر چیزهایی به نام شبهای خوب وجود ندارد، فقط شبهای بد، شبهای بدتر و شبهای بهتر وجود دارد.” “در هفته گذشته تقریباً کسی نخوابیده است. آژیرها تقریباً در همان زمان هر عصر به صدا در میآیند، و در مناطق فقیرنشین، صفهایی از افرادی که پتو، قمقمه و بچهها حمل میکنند، خیلی زود در فضای آزاد تشکیل شده. »
لندنیها به سمت تونلهای زیرزمینی هجوم آوردند. این پناهگاهها شبیه شهری در یک شهر شده بودند. مردم ورق بازی میکردند، به حلقههای بافندگی میپیوستند، با همسایهها ملاقات میکردند، و وعدههای غذاییشان را در حین پخش موسیقی میخوردند تا تأثیر بمبهای آلمانی بالای سرشان را خفه کنند.
در بالای زمین، شهروندان بریتانیایی از قوانین خاموشی اطاعت کردند و پردههای سیاه را در پنجرههای خود آویزان کردند. دایرهالمعارف بریتانیکا گزارش میدهد، چراغهای خیابان، چراغهای جلوی ماشینها و تابلوهای نورانی همگی تاریک شدند، زیرا هواپیماهای آلمانی به امید منحرف کردن توجه آنها در بالای سرشان غرش میکردند. با وجود این تلاشها، بمبها همچنان فرو ریختند. میلیونها خانه و آپارتمان آسیب دیده یا ویران شدند و از هر شش لندنی یک نفر بی خانمان شد.
با این حال مردم بریتانیا عملگرا باقی ماندند. در بسیاری از ویترینهای مغازهها – که برخی از آنها با بمب منفجر شده بودند – تابلوهایی نصب شده بود که روی آنها نوشته شده بود: “کسب و کار مثل همیشه”.
زمانی که حمله برقآسا در می 1941 به پایان رسید – هیتلر تصمیم گرفت دوباره توجه خود را به ایالات متحده آمریکا متمرکز کند – بیش از 40000 نفر کشته شده بودند. موزه جنگ امپراتوری گزارش میدهد که بیش از 12000 تن بمب تنها در لندن ریخته شد و به مکانهای دیدنی مانند باغ وحش لندن و کاخ باکینگهام آسیب رساند.
با این حال مردم بریتانیا همه اینها تحمل کردند. با این حملهها به صورت متناقض بریتانیاییها قویتر و در وضعیت مناسبیتر متحد شدند.

عکسهای بالا که در ماههای ویرانگر بلیتس گرفته شدهاند، این مقاومت را تایید میکنند. عکسهایی از این دست نشاندهنده استقامت مردم بریتانیا در جریان حمله رعد اسا، و عزم آنها برای “آرامش و ادامه دادن” بود. در واقع، انعطافپذیری آنها مسیر جنگ جهانی دوم را تغییر داد. هیتلر و نازیها هرگز نتوانستند به بریتانیا حمله کنند یا اراده مردم آن را بشکنند.





