الکسی تایمیا (Alexithymia): وقتی احساسات برایت مبهم می‌شوند!

تا حالا شده احساس کنید که نمی‌دانید دقیقاً چه احساسی دارید؟ یا شاید دیگران از شما بپرسند حالت چطوره؟ و شما واقعاً ندانید چه جوابی بدهید. من خودم همیشه فکر می‌کردم که آدم خونسردی هستم، تا این‌که یک‌بار متوجه شدم اصلاً نمی‌توانم احساساتم را نام‌گذاری کنم. هرچند که در ظاهر هیچ مشکلی نداشتم، اما وقتی عمیق‌تر فکر کردم، دیدم که گاهی حتی نمی‌دانم دقیقاً ناراحتم یا عصبانی!

اگر این حس برایتان آشناست، ممکن است شما هم درجاتی از الکسی تایمیا (Alexithymia) را تجربه کرده باشید. این اصطلاح که اولین بار در دهه‌ی ۱۹۷۰ معرفی شد، به ناتوانی در شناسایی، تفکیک و بیان احساسات گفته می‌شود. یعنی ممکن است فردی از نظر منطقی بفهمد که موقعیتی استرس‌زا است، اما نتواند دقیقاً حس خود را توضیح دهد. نکته‌ی جالب اینجاست که این مسئله خیلی هم نادر نیست! تخمین زده می‌شود که حدود ۱۰ درصد از مردم دنیا درجاتی از الکسی تایمیا دارند، اما چون این یک تشخیص رسمی روان‌پزشکی نیست، بسیاری از افراد حتی از وجودش در خود بی‌خبرند.

چرا الکسی تایمیا برای ما مهم است؟

الکسی تایمیا فقط به این معنی نیست که نمی‌توانیم احساسات خود را بیان کنیم، بلکه می‌تواند بر روابط ما، نحوه‌ی درک محیط اطراف و حتی تصمیم‌گیری‌های روزمره تأثیر بگذارد. مثلاً فردی که الکسی تایمیا دارد، ممکن است بعد از یک اتفاق مهم، تازه روزها یا هفته‌ها بعد متوجه شود که چه احساسی داشته است! این موضوع می‌تواند روی روابط شخصی هم تأثیر بگذارد، چون احساسات یک بخش مهم از ارتباط بین افراد هستند.

نکته‌ی دیگر این است که الکسی تایمیا در برخی افراد بیشتر دیده می‌شود. به‌عنوان مثال، تحقیقات نشان داده‌اند که بین ۳۳ تا ۶۶ درصد از افراد مبتلا به اوتیسم درجاتی از الکسی تایمیا دارند. همچنین این ویژگی در اختلال اضطراب، افسردگی، اختلال وسواس فکری عملی (OCD)، و حتی برخی آسیب‌های روانی پس از حادثه (PTSD) بیشتر دیده شده است. البته این موضوع به این معنی نیست که همه‌ی افراد دارای این شرایط حتماً الکسی تایمیا دارند، بلکه نشان‌دهنده‌ی رابطه‌ی جالب بین احساسات و عملکرد مغز است.

۱۰ فکت جالب درباره‌ی الکسی تایمیا (Alexithymia)

۱. الکسی تایمیا یعنی «بی‌کلامی احساسی»

کلمه‌ی الکسی تایمیا از ریشه‌های یونانی گرفته شده و معنی آن «عدم توانایی در بیان احساسات» است. در واقع این کلمه از ترکیب سه واژه تشکیل شده است: «a» به معنای نبود یا عدم، «lexis» به معنای واژه‌ها، و «thymia» به معنای احساسات یا روحیه. به همین دلیل، می‌توان آن را به‌نوعی «بی‌کلامی احساسی» نامید. کسانی که این ویژگی را دارند، در تشخیص و نام‌گذاری احساسات خود دچار مشکل می‌شوند و اغلب نمی‌توانند بگویند که دقیقاً خوشحال‌اند، ناراحت‌اند یا عصبانی.

۲. الکسی تایمیا روی حس‌های فیزیکی هم تأثیر می‌گذارد

جالب است بدانید که این مشکل فقط در مورد احساسات روانی نیست، بلکه می‌تواند روی درک نیازهای فیزیکی هم اثر بگذارد. برخی افراد دارای الکسی تایمیا حتی نمی‌توانند به‌درستی تشخیص دهند که گرسنه، تشنه یا خسته هستند! این ویژگی که «الکسیسومیا» (Alexisomia) یا نارسایی درک احساسات بدنی نامیده می‌شود، باعث می‌شود افراد نتوانند بین حالت‌های بدنی مختلف تمایز قائل شوند. در نتیجه، ممکن است این افراد در مراقبت از خود و حفظ تعادل انرژی بدنشان با مشکلاتی مواجه شوند.

۳. برخی افراد با الکسی تایمیا به دنیا می‌آیند، برخی دیگر آن را کسب می‌کنند

الکسی تایمیا در برخی افراد از کودکی همراهشان است، اما در برخی دیگر به دلیل آسیب‌های روانی یا تجربیات سخت زندگی ایجاد می‌شود. مثلاً افرادی که در کودکی در محیط‌هایی رشد کرده‌اند که احساسات سرکوب می‌شده است، ممکن است در بزرگسالی نیز توانایی شناسایی و ابراز احساسات خود را از دست بدهند. همچنین، تحقیقات نشان داده‌اند که برخی آسیب‌های مغزی، به‌ویژه در ناحیه‌ی قشر اینسولار (Insular Cortex) و آمیگدال (Amygdala)، می‌توانند باعث ایجاد الکسی تایمیا شوند.

۴. الکسی تایمیا باعث می‌شود افراد بیشتر بر دنیای بیرون تمرکز کنند تا احساسات درونی‌شان

یکی از ویژگی‌های جالب افرادی که الکسی تایمیا دارند، این است که به‌جای توجه به احساسات خود، بیشتر به اتفاقات بیرونی و محیط اطرافشان توجه می‌کنند. این ویژگی «سبک تفکر برون‌گرا» (Externally Oriented Thinking) نامیده می‌شود و باعث می‌شود که افراد دارای الکسی تایمیا به‌جای تحلیل احساسات درونی خود، بیشتر بر حقایق و جزئیات بیرونی متمرکز شوند. به همین دلیل، ممکن است این افراد در موقعیت‌های احساسی واکنش‌های غیرمنتظره‌ای نشان دهند یا نیاز داشته باشند که بعداً با بررسی نشانه‌ها، احساسات گذشته‌ی خود را متوجه شوند.

۵. الکسی تایمیا باعث تفاوت در واکنش‌های احساسی به رویدادهای اجتماعی می‌شود

افرادی که الکسی تایمیا دارند، ممکن است در مواجهه با اتفاقات احساسی، واکنش‌های متفاوتی از خود نشان دهند. مثلاً ممکن است در مراسم عروسی یا هنگام شنیدن یک خبر خوب، خیلی هیجان‌زده به نظر نرسند، یا در مواجهه با یک رویداد ناراحت‌کننده، به شکلی غیرمنتظره آرام بمانند. این تفاوت در واکنش‌ها گاهی باعث سوءتفاهم‌های اجتماعی می‌شود و اطرافیان ممکن است فکر کنند که آن‌ها بی‌احساس یا بی‌تفاوت هستند، درحالی‌که مشکل اصلی در توانایی پردازش و ابراز احساسات است.

۶. الکسی تایمیا با اضطراب و افسردگی رابطه‌ی پیچیده‌ای دارد

تحقیقات نشان داده‌اند که افراد مبتلا به الکسی تایمیا بیشتر از دیگران مستعد اضطراب و افسردگی هستند. دلیل این موضوع این است که وقتی فرد نتواند احساسات خود را بشناسد یا بیان کند، این سرکوب احساسی می‌تواند به احساس ناامیدی و استرس مزمن منجر شود. از آن‌جا که این افراد نمی‌توانند به‌درستی احساسات خود را پردازش کنند، معمولاً در موقعیت‌های استرس‌زا به‌جای ابراز احساسات، دچار تنش فیزیکی یا خستگی روانی می‌شوند. عدم توانایی در توصیف احساسات باعث می‌شود که درمان‌های سنتی روان‌شناسی، مانند گفتاردرمانی، برای آن‌ها چندان مؤثر نباشد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد از افرادی که افسردگی دارند، درجاتی از الکسی تایمیا را تجربه می‌کنند. این رابطه به این دلیل است که عدم توانایی در شناسایی و بیان احساسات می‌تواند فرد را در چرخه‌ی سرکوب و ناامیدی گرفتار کند. افرادی که الکسی تایمیا دارند، معمولاً نسبت به افسردگی خود آگاهی کمتری دارند و نمی‌توانند دلایل ناراحتی خود را توضیح دهند. این موضوع می‌تواند باعث شود که آن‌ها دیرتر از دیگران به دنبال کمک روان‌شناسی بروند. در برخی موارد، این وضعیت می‌تواند باعث شود که درمان افسردگی و اضطراب در افراد دارای الکسی تایمیا سخت‌تر باشد. به همین دلیل، درمانگران برای این افراد معمولاً از تکنیک‌های متفاوتی، مانند درمان مبتنی بر ذهن‌آگاهی (Mindfulness-Based Therapy)، استفاده می‌کنند.

۷. الکسی تایمیا می‌تواند روابط عاطفی را به چالش بکشد

افرادی که الکسی تایمیا دارند، معمولاً در برقراری ارتباط عاطفی با شریک زندگی خود با چالش‌هایی مواجه می‌شوند. از آن‌جا که آن‌ها احساسات خود را به‌درستی درک نمی‌کنند، ممکن است در ابراز عشق، محبت یا همدلی مشکل داشته باشند. این موضوع می‌تواند باعث شود که شریک زندگی آن‌ها احساس کند که رابطه‌ی احساسی عمیقی بین آن‌ها وجود ندارد. یکی دیگر از مشکلات در روابط عاطفی این افراد، عدم درک احساسات طرف مقابل است. چون این افراد نمی‌توانند احساسات خود را بشناسند، درک احساسات دیگران نیز برایشان دشوار است. در نتیجه، ممکن است به موقع متوجه ناراحتی، شادی یا نیازهای احساسی شریک زندگی خود نشوند. این مسئله می‌تواند باعث سوءتفاهم‌های زیادی در رابطه شود و حتی به مشکلات جدی در ازدواج یا روابط بلندمدت منجر شود. افراد دارای الکسی تایمیا معمولاً روابط خود را بر اساس منطق و عمل‌گرایی پیش می‌برند و نه احساسات. با این حال، برخی از این افراد با یادگیری مهارت‌های شناخت احساسات و تمرین همدلی، می‌توانند کیفیت روابط خود را بهبود ببخشند. در برخی موارد، مشاوره‌ی زوج‌درمانی می‌تواند به آن‌ها کمک کند که رابطه‌ی بهتری با شریک زندگی خود برقرار کنند.

۸. الکسی تایمیا می‌تواند بر واکنش‌های اجتماعی فرد تأثیر بگذارد

کسانی که الکسی تایمیا دارند، گاهی در موقعیت‌های اجتماعی به شیوه‌ای غیرمنتظره واکنش نشان می‌دهند. مثلاً ممکن است در یک موقعیت شاد، مانند جشن تولد یا ازدواج یکی از دوستان، احساسی خنثی یا بی‌تفاوت از خود نشان دهند. از طرف دیگر، در موقعیت‌های ناراحت‌کننده، مانند مراسم ختم، ممکن است رفتاری متفاوت از دیگران داشته باشند. این موضوع می‌تواند باعث شود که دیگران برداشت اشتباهی از آن‌ها داشته باشند و فکر کنند که سرد، بی‌احساس یا بی‌تفاوت هستند. این افراد معمولاً برای درک احساسات جمعی نیاز دارند که نشانه‌های بیرونی را تجزیه‌وتحلیل کنند. برای مثال، ممکن است بیشتر از دیگران به زبان بدن، کلمات یا رفتار دیگران دقت کنند تا بفهمند که چه احساسی باید داشته باشند. این فرآیند پردازشی می‌تواند زمان‌بر باشد و باعث شود که واکنش احساسی آن‌ها تأخیری باشد. در بسیاری از موارد، این تأخیر در احساسات، آن‌ها را از گروه‌های اجتماعی دور می‌کند. افراد دارای الکسی تایمیا ممکن است در موقعیت‌های احساسی، بیش از حد به منطق و تحلیل وابسته باشند، که این مسئله گاهی باعث می‌شود رفتارشان غیرطبیعی به نظر برسد. به همین دلیل، آن‌ها معمولاً در موقعیت‌های اجتماعی ترجیح می‌دهند بیشتر شنونده باشند تا مشارکت‌کننده.

۹. الکسی تایمیا در افراد مبتلا به اوتیسم و PTSD بیشتر دیده می‌شود

تحقیقات نشان داده‌اند که شیوع الکسی تایمیا در افراد مبتلا به اوتیسم (Autism Spectrum Disorder) و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بالاتر از حد متوسط است. در افراد مبتلا به اوتیسم، مشکلات در پردازش احساسات یکی از ویژگی‌های رایج است، به همین دلیل، بین ۳۳ تا ۶۶ درصد از این افراد درجاتی از الکسی تایمیا را تجربه می‌کنند. در مورد PTSD، افرادی که تجربیات آسیب‌زا را پشت سر گذاشته‌اند، ممکن است احساسات خود را سرکوب کنند تا از درد عاطفی بیشتر جلوگیری کنند. این سرکوب احساسی می‌تواند به مرور زمان منجر به کاهش توانایی درک و بیان احساسات شود. افراد دارای PTSD معمولاً برای محافظت از خود، احساساتشان را مسدود می‌کنند، اما این کار باعث می‌شود که در شناخت احساسات خود نیز دچار مشکل شوند. تحقیقات نشان داده است که کسانی که هم PTSD و هم الکسی تایمیا دارند، معمولاً در درمان با چالش‌های بیشتری روبه‌رو می‌شوند. با این حال، تکنیک‌هایی مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) و درمان مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌توانند به آن‌ها کمک کنند که احساسات خود را بهتر شناسایی کنند.

۱۰. افراد دارای الکسی تایمیا اغلب ترجیح می‌دهند احساسات خود را از طریق عمل نشان دهند، نه کلمات

افراد مبتلا به الکسی تایمیا ممکن است در بیان احساسات با مشکل مواجه باشند، اما این به این معنا نیست که احساس ندارند. بسیاری از آن‌ها ترجیح می‌دهند محبت و توجه خود را از طریق اقدامات عملی نشان دهند، نه با گفتن جملات احساسی. مثلاً ممکن است به جای گفتن «دوستت دارم»، با انجام کارهای کوچک مثل درست کردن یک فنجان قهوه یا کمک در کارهای روزمره محبت خود را نشان دهند. این رفتار باعث می‌شود که برخی افراد فکر کنند که آن‌ها بی‌احساس هستند، درحالی‌که در واقع، شیوه‌ی بیان احساساتشان متفاوت است. تحقیقات نشان داده است که افراد دارای الکسی تایمیا معمولاً در کارهای عملی و منطقی عملکرد خوبی دارند، اما وقتی صحبت از احساسات می‌شود، دچار سردرگمی می‌شوند. در برخی موارد، آموزش تکنیک‌های ارتباطی و یادگیری زبان احساسات می‌تواند به آن‌ها کمک کند که احساسات خود را بهتر بیان کنند. نکته‌ی مهم این است که اگر کسی در زندگی شما الکسی تایمیا دارد، ممکن است روش‌های غیرکلامی او را برای نشان دادن احساساتش بهتر درک کنید. درک این موضوع می‌تواند به بهبود روابط و کاهش سوءتفاهم‌های احساسی کمک کند.

منبع

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]