چگونه عصبانیت و خشم خود را کاهش دهیم؟

عصبانیت یکی از هیجان‌های طبیعی بشر است که اگر کسی هرگز آن را احساس نکند، هیچ وقت آدم کاملی نیست، به هر ترتیب این هیجان عادی و رایج می‌تواند مخرب‌ترین هیجان نیز باشد.عصبانیت می‌تواند علیه فرد کار کند. عصبانیت اغلب موقعیتی را برای فرار کردن فرد از خودش فراهم می‌سازد که به نوبه خود فرد را از حل سریع مشکلش بازمی دارد. به هنگام عصبانیت، او دیگر قادر نیست به طور موثری عمل کند؛ چیزی که بر عصبانیت او می‌افزاید.وقتی او از انجام کاری می‌خواهد سرباز زند، شروع می‌کند به انتقاد کردن از خودش و دیگران. عصبانیت او لبریز می‌شود و در سایر روابط او که بسیار با منشاء اصلی عصبانیت او فاصله دارند، احساس خشم و عصبانیت از خود نشان می‌دهد. عصبانیت یک هیجان قوی است که می‌تواند از لحاظ فیزیکی به فرد صدمه بزند. عصبانی شدن، مثل این است که اجازه دهیم یک ولتاژ قوی برق از بدنمان عبور کند. افرادی که زود عصبانی می‌شوند و عصبانیت آن‌ها طولانی می‌شود، در واقع مجوز صدور فهرست بلندبالایی از بیماری‌ها را برای خود به ارمغان می‌آورند. از قبیل انواع سردرد‌ها، مشکلات پوستی، پشت درد، انواع زخم‌ها و حتی حملات قلبی. عصبانیت اغلب نه تنها موجب حرکاتی مثل لگد زدن به اسباب و اثاثیه، پرتاب کردن آن‌ها و کار‌های دیگری می‌شود، بلکه مشکلات جدی‌تر را مثل حوادث، کتک کاری و حتی قتل‌ها را به همراه دارد. دو شکل اساساً متفاوت بیان عصبانیت در زیر ترسیم می‌شود. اکثر افراد از میان دو حد افراطی عصبانیت، اختلافات جزیی با هم دارند، در حالی که برخی افراد فقط شدیدترین شکل عصبانیت را نشان می‌دهند. احساس و بیان فرد ممکن است بستگی به موقعیت یا شخصی داشته باشد که فرد با او رابطه دارد.

• آدم عجول

او به طغیان‌های ناگهانی مشهور است که اغلب به از کوره در رفتن او منجر می‌شود. او آزادانه احساس خشمش را بیرون میریزد و اغلب چیز‌هایی می‌گوید که واقعاً منظورش را نمی‌رساند. عصبانیت او به احساسات افراد آسیب می‌زند و متعاقباً موجب نابودی روابط می‌شود.از آنجایی که شدت پرخاشگری او زیاد است و شکایت‌هایش به وضوح شنیده نمی‌شود، با عدم تایید روبه رو می‌شود و موضوعات اصلی مورد بی توجهی قرار می‌گیرد. دلخوری‌ها و رنجش‌ها از او بیشتر می‌شود و مردم از او دوری می‌کنند یا به راحتی او را کنار می‌گذارند و هرگز او را جدی نمی‌گیرند. او بیشتر انرژی‌اش را صرف طغیان‌های عصبانیتش می‌کند، اما عملاً چیزی عایدش نمی‌شود.

• از هر جهت دوست داشتنی

او عصبانیتش را همیشه حتی وقتی تنهاست و با خودش

رو راست است، کنترل می‌کند تا از تعارض‌های آشکار جلوگیری کند. او از درون، از عصبانیت می‌سوزد، اما تلاش می‌کند تا قیافه ظاهرش را آرام نگه دارد، انگار نه انگار که هیچ آسیبی به او وارد می‌شود. با این کار، او بخشی از خشم و عصبانیت درونی‌اش را کم می‌کند. او به رفتار غیرمنصفانه‌ای که با او شده است اعتراضی نمی‌کند. بنابراین دیگران دلیلی برای این که چرا باید رفتارشان را تغییر دهند، نمی‌یابند. او یا تغییر عقیده می‌دهد و به خاطر اجتناب از صدمات آتی در انزوا زندگی می‌کند، یا به پنهان کردن احساساتش با دردی عذاب‌آور ادامه می‌دهد.عصبانیت در هر دو حالت به طور نامناسبی نشان داده می‌شود. به طور غیرموثری بیرون میریزد یا به خود شخص بازمی گردد. در هیچ یک از این حالت‌ها از عصبانیت چیزی عاید فرد نمی‌شود.ما نمی‌توانیم عصبانیت را نادیده بگیریم یا آن را کاملاً از زندگی خود محو کنیم. عصبانیت، نه «خوب» است و نه «بد» چیزی است که هست. عصبانیت همیشه بنا به دلیلی پیش می‌آید و به همین خاطر سزاوار توجه و دقت بیشتری است.

• رهنمود‌های عملی و سودمند

هر چند که شما نمی‌توانید عصبانیت بی حاصل را کاملاً از بین ببرید اما می‌توانید آن را کاهش دهید و به این ترتیب با افراد و موقعیت‌ها به طور موثر برخورد کنید. در اینجا پیشنهاداتی ارائه می‌شود که می‌تواند کمک‌کننده باشد. حداقل یک یا دو پیشنهاد را که برای شما ساده‌تر و عملی‌تر و بنابراین مفیدفایده است را انتخاب کنید.

• مسائل و انتظارات خود را با صراحت بیان کنید

عصبانیت گاهی اوقات ناشی از مسائل، خواسته‌ها و انتظارات ابراز نشده است. مادری که پرستار است و سردرد شدیدی دارد به راحتی ممکن است از دست کودکش که از او می‌خواهد غذای بخصوصی را برایش درست کند، عصبانی شود. وقتی او به کودکش درباره مشکل فیزیکی خود (سردرد) حرفی نزده است نمی‌توان از کودک انتظار داشت که درد او را بفهمد و نسبت به او اظهار نگرانی کند.طغیان عصبانیتش فقط او را بیش از پیش از خود دور می‌کند، و او رفتاری را که سزاوارش است، دریافت نمی‌کند. وقتی شما در شرایط بحران قرار می‌گیرید و نیازمند کمک هستید، تقاضای کمک کنید. اکثر مردم فقط در صورتی که به آن‌ها بگویید به آن‌ها نیاز دارید به راحتی می‌توانند شما را درک کنند. این نگرش که آن‌ها خودشان «باید بفهمند» خیلی سودمند و عملی نیست.

• با بیان کردن حقایق درباره مشکل خود صحبت کنید

با بیان کردن احساسات و اجتناب از سرزنش‌ها، با توصیف کردن و نه قضاوت کردن، فرد می‌تواند از «شکل‌گیری» عصبانیت پیشگیری کند. بحث آزاد درباره تعارض، موقعیت را مشخص‌تر کرده و به حل سریع مشکل کمک می‌کند.راجا همیشه وقتی می‌خواست سر کار برود، از دست همسرش عصبانی می‌شد. وقتی متوجه شد با فریاد زدن و عصبانی شدن کاری از پیش نمی‌برد، تصمیم گرفت با همسرش صحبت کند و دقیقاً آنچه را که از او انتظار دارد، به او بگوید: «وقتی ناهار دیر آماده می‌شود، من دچار تنش می‌شوم، چون ممکن است دیرتر به سر کار برسم. به همین دلیل است که سرت داد می‌زنم. من مضطرب می‌شوم و بدون احتیاط و تند رانندگی می‌کنم، آن وقت تمام روز احساس بدی دارم، چون می‌دانم که تو را رنجانده‌ام. من خوشحال‌تر خواهم بود اگر غذای ساده‌تری درست کنی که سر وقت آماده شود.» راجا فهمید که ابراز حقیقت موثرتر از عصبانیت دائم، مشکل او را حل کرده است.

• توضیح بخواهید

جملات و سئوالات طراحی شده که فرد را وادار می‌کند درباره افکارش صحبت کند، بسیار سودمند و موثر است. خشن و بداخلاق بودن، همان طور که همکار شما طی هفته گذشته بوده است، در حل مشکل کمکی نمی‌کند.«من احساس می‌کنم شما از دست من ناراحت هستید، این طور نیست؟ شاید به این وسیله بتوان فرد را به صحبت دعوت کرد. بسیار خوب ممکن است وقتی را برای صحبت کردن به شما اختصاص دهم.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]