کتاب مکتب حافظ مقدمه بر حافظ‌شناسی منوچهر مرتضوی – معرفی و بررسی و تحلیل

[مکتب حافظ مقدمه بر حافظ‌شناسی منوچهر مرتضوی، چاپ چهارم، تبریز، ستوده،، ۱۳۸۳ هشتادو پنج + ۸۳۲]

استاد بهاءالدین خرمشاهی در باب این کتاب نوشته است: «مکتب حافظ یکی از بهترین رهیافت‌ها به شعر حافظ و رمزگشایی از مفاهیم کلیدی و نماد‌های اساسی هنر او است. استاد مرتضوی صاحب تقدم فضل و فضل تقدم در طرح اساسی‌ترین مباحث حافظ پژوهی- از جمله عشق و رندی و ملامتی‌گری _ است. مکتب حافظ طبق عنوان فرعی و فروتنانه‌اش «مقدمه بر حافظ‌شناسی» نام دارد ولی در واقع مفتاح حافظ‌شناسی و از مراجع عمده و «کلاسیک نوین»، در حافظ پژوهی است. در عالم حافظ پژوهی سه اثر قدیمی است که ارزش ماندگار و خدشه ناپذیری دارد. تاریخ عصر حافظ اثر شادروان غنی، حافظ شیرین سخن اثر شادروان معین و مکتب حافظ و هرگز هیچ حافظ پژوهی از آن‌ها بی نیاز نیست.

[حافظ، طرح نو، چاپ اول، ۱۳۷۳ صص ۳۳۱ ۳۳۰،]

از آنجا که نگارنده بر کارنامه علمی دکتر مرتضوی [ادیب، نقاد ادب، شاهنامه‌شناس، مولوی‌شناس، حافظ‌شناس، تاریخ‌نگار نامدار، استاد و رئیس پیشین و بازنشسته دانشگاه تبریز/ همان] مروری گذرا کرده است در اینجا تنها به طرح نکاتی در باب فواید و اعتبار و اهمیت کتاب «مکتب حافظ» بسنده می‌شود.

۱- عنوان فرعی «مکتب حافظ»، «مقدمه بر حافظ‌شناسی» است [که این عنوان اخیر به نظر مولف رساتر و وافی به مقصود‌تر است]؛ مروری بر مندرجات این کتاب نشان می‌دهد که در نگاه دکتر مرتضوی چه مطالبی مقدمه شناخت از مکتب حافظ محسوب می‌شود.

الف- آشنایی با کلیاتی از تصوف و شناختی اجمالی از چهره‌های شاخص آن [و همچنین کسب آگاهی از امهات نقاط افتراق میان تصوف عابدانه و عاشقانه]

ب- آشنایی با رموز و مصطلحات خاص دیوان حافظ

ج- آشنایی با پیر مغان و وصایای او

د- آشنایی با تاثرات حافظ از مشرب ملامت و شیوه قلندر

ه- آشنایی با انواع ایهام در شعر حافظ [به عنوان مهم‌ترین خصیصه لفظی در سبک او]

و- آشنایی با اصول مکتب رندی که به نظر مولف آمیزه‌ای است از عرفان عاشقانه و ملامتی‌گری [خاص] حافظ و ریاستیزی و رشحاتی از اندیشه‌های خیامی و…

ز- آشنایی با مشخصات و خصائل اصلی «شعر» حافظ [= ایهام، طنز، گوشنوازی کلمات، دقت در انتخاب و ترکیب کلمات و…] متاسفانه [جز در ضمیمه «ایهام، خصیصه اصلی سبک حافظ»] مولف «مکتب حافظ» به خصیصه‌های صوری و لفظی شعر حافظ آنچنان که بایسته است نپرداخته است و عمده تلاش ایشان در بازنمایی «مشرب» و جهان بینی حافظ خلاصه گشته است.

۲- «مکتب حافظ» در هیئت کنونی تشکیل شده است از سه پیشگفتار [بر چاپ چهارم، سوم و اول] و متن کتاب [به همان شکلی که در چاپ اول، ۱۳۴۴ منتشر شده بود] به علاوه مقالات و رسالاتی که در چاپ‌های بعدی [سوم و چهارم] تحت عنوان «ضمائم» بر کتاب افزوده شده است. از این رو خوانندگان با مطالعه این کتاب علاوه بر کسب فواید فراوان به نحوی مشهود سیر تطور و تحول آرا و عقاید مولف دانشمند را [در باب ذهن و زبان حافظ] پیش چشم خواهند داشت. به عنوان مثال اگر استاد مرتضوی اکنون [در مقام برآورد کلی از «مجموع تار و پود قالب و محتوای شعر حافظ»] در کنار «حیرت»، «زیبایی» و «زیبا‌شناسی»، «رندی و قلندری و آزادگی»، «آشتی ناپذیری با ریا…» و «اعجاز شاعرانه»، می‌خواهد اشارتی نیز به عرفان خواجه بنماید، به تعبیر رقیق [و البته صحیح] «چاشنی مشرب عرفانی» اکتفا می‌کند (سی و یک) [زیرا معتقد است که «نمی‌توان گفت حافظ شعر عرفانی ندارد یا عارف در مفهوم وسیع و عام آن نیست ولی می‌توان گفت با تجاوز از شکل متعارف و اصول مشخص آن و جولان در عرصه‌های شک و یقین در فضای باز اندیشه از «عرفان سنتی» فراتر رفته و نمی‌تواند عارف به حصرالمعنی شناخته شود و باید برای مشرب او نامی شایسته‌تر گزید که همان «رندی» است.» (سی و چهار)] لابد عملاً و با تلویحی رساتر از تصریح اذعان می‌کند که در کتابی که تحت عنوان «مقدمه‌ای بر حافظ‌شناسی» منتشر می‌شود، نیازی نیست که با این اشباع [که در چاپ اول کتاب دیده می‌شود] از کلیات تصوف و نحله‌های مختلف و شخصیت‌های برجسته آن سخن به میان آید زیرا حافظ در چارچوب «عرفان سنتی» و سلسله مشایخ صوفیه نمی‌گنجد که برای فهم رمز و راز ذهن و زبان او فرضاً نیازی به شناخت «قیافه‌های جالب طریقت که نمایندگی مشرب‌های مختلف تصوف را دارند» (ص ۴۶) وجود داشته باشد. اما البته حفظ ساختار نخستین کتاب این فایده را دارد که نشان می‌دهد غلظت «عارف» انگاری حافظ در آن روزگار [حتی در محافل دانشگاهی و نزد صاحبان سنجیده‌ترین رهیافت‌ها] بسیار فراتر از زمانه ما است. [ناگفته نماند که دکتر قاسم غنی که در زمره پیشگامان پژوهشگرانی که به جست وجوی گسترده در باب حافظ پرداخته‌اند، قرار می‌گیرد هم لازم دانسته است که بخش بزرگی از تالیف خود را به نوعی تاریخ تصوف گونه اختصاص دهد.]

۳- در پیشگفتار چاپ چهارم و سوم مروری رفته است بر امهات آثار عرضه شده در پهنه حافظ‌شناسی و خلأ‌ها و ضرورت‌های حافظ پژوهی. در این باره چند نکته گفتنی است:

الف- استاد مرتضوی کار دکتر خانلری و [تصحیح جدید دوجلدی] دکتر عیوضی را ارزشمندترین و علمی‌ترین آثار عرضه شده در زمینه تصحیح علمی- انتقادی دیوان حافظ می‌داند.

ب- به نظر ایشان چاپ نفیس دیوان حافظ به تصحیح هوشنگ ابتهاج نمونه‌ای خوب از تصحیح انتقادی / ذوقی و هنری است و البته از دایره تصحیح علمی _ انتقادی خارج است. [این نظر استاد بزرگ به نظر این شاگرد کوچک، چندان با صحت منطبق نیست. استاد سایه در تصحیح شامخ خود، در کنار ضوابط نسخه پژوهانه به عامل «بلاغت» و «سبک» سخن خواجه توجه خاص و گسترده کرده است و با درکی درست [و قابل اثبات با آمار] اصالت را در سبک حافظ به موسیقی داده است. بنابراین مدخلیت دادن سبک و بلاغت شاعری در تصحیح دیوان او البته کاری خارج از معیار‌ها و ضابطه‌های «علمی» تصحیح متن به شمار نمی‌رود بلکه به گمان ما عدم التفات به بلاغت مولف در تصحیح متن موجب کاستی است.]

ج- فایده اصلی تصحیح دکتر نیساری [که از پشتوانه ۴۳ نسخه خطی برخوردار است] در باز نمودن دایره ترجیح و انتخاب است.

د- استاد مرتضوی به کارنامه حافظ پژوهشی استاد خرمشاهی با نظر اعتبار و تحسین بسیار می‌نگرد [چهل و یک _ چهل و سه]

ه – نکته مهمی که دکتر مرتضوی بسیار بر آن تاکید کرده است، اجتناب از «فاسق انگاری» و «عارف انگاری» افراطی خواجه شیراز است. به خصوص ایشان نقد تندی بر نظرات مشهور و پرغوغای شاملو وارد آورده است. در ضمن نگاه مثبت ایشان به کتاب «تماشاگه راز» مرحوم مطهری شایان توجه است [چهل و نه و سی دو _ سه]

و- ایشان بر اهمیت تهیه «ترجمه»‌های بسامان و زیبا از دیوان حافظ تاکید تام دارد.

ز- انذار و تحذیر دردمندانه ایشان به مولفان و صاحبان مجلات و انتشارات بر پرهیز از تالیف و انتشار آثار بی ارزش غیرعلمی درباره حافظ باید نصب العین مولفان و ارباب جراید باشد. به نظر دکتر مرتضوی کثرت آثار حافظ پژوهی نشانه آن نیست که همه گفتنی‌ها گفته شده که بالعکس…

۴- یکی از مهمترین فوایدی که از مطالعه دقیق «مکتب حافظ» عاید خواننده نکته سنج می‌شود، آشنایی او با برخی از جریانات و مفاهیم مهم و کلیدی فرهنگ ایران است. مثلاً چکیده ژرفی که دکتر مرتضوی از تصوف و مقولات و مقالات عمده آن ارائه کرده است فی نفسه روشنگر و آموزنده است. یا تحقیق شگرف مولف در باب «جام جم» و متعلقات آن به نظر می‌رسد یگانه باشد. در این باره دو نکته گفتنی است:

الف- آن‌ها که با شیوه تحقیق و تالیف مولف آشنا هستند می‌دانند که روش مولف علی العموم مبتنی است بر ایجاز. به همین دلیل خواننده عدم تقید استاد به ذکر انواع و اقسام مآخذ [در بسیاری موارد تزئینی] را نباید حمل بر ضعف بنیان‌های علمی مباحث و نظریات مطروحه نماید.

ب- ایجاز مولف سبب شده که بسیاری از استنباط‌های ایشان در حکم سرفصل‌هایی باشد برای تحقیقات مبسوط پژوهشگران.

5- استاد مرتضوی نخستین حافظ پژوهی است که به شکلی مبسوط و مستوفا به تاثر خواجه شیراز از داستان «شیخ صنعان» پرداخته است. تحلیل دلکش ایشان از داستان شیخ صنعان و باز نمودن موارد تاثر حافظ از این داستان و ابراز این نتیجه مهم و بنیادی که «شیخ صنعان هسته مرکزی پیر مغان است» بسیار مهم و روشنگر است. به راستی که تا داستان شیخ صنعان به درستی فهم نشود شخصیت پیر مغان و به تبع آن رند کما هو حقه درک نخواهد شد!

۶- یکی از مباحث بسیار مهم که در این کتاب به کرات مطرح شده است [و به گمان ما ستون فقرات فهم درست شعر و شخصیت حافظ است] اذعان مولف به این نکته است که «عظمت حافظ بیش از آنکه به شک و یقین و عرفان و حقیقت و مجاز و مشرب فکری و فلسفی مربوط باشد (زیرا این قبیل مشرب‌ها شاید خیلی کامل‌تر در آثار دیگران نیز آمده باشد) به سبک تقلیدناپذیر بیان و نبوغ شاعرانه و مختصات آن بستگی دارد.» (سی و پنج) به عبارت دیگر آنچه در شعر حافظ در وهله اول اعتبار و اهمیت است «ساخت و فرم» است و تعالی و اعتلا در تلالو آن. «اراده معطوف به آزادی» [به تعبیر استاد شفیعی] به حافظ این توانایی را بخشیده که از هر خرمنی خوشه‌ای برچیند. به نظر می‌رسد که خواجه طریقه رندی را به این دلیل برگزیده که «شعر رندانه» گفتنش هوس بوده و شعر رندانه سرودن اقتضائش آن است که «خرقه زهد» و «جام می‌» [و هر مقوله متضاد و متناقض دیگر] ارج و اعتبار ذاتی نداشته باشند بلکه اعتبارشان تابعی باشد از نقشی که می‌توانند در اعتلای «فرم» شعر ایفا کنند.

۷- مرتضوی گویا نخستین کسی باشد که جوهره شخصیت حافظ را در «رندی» منتشر کرده است. [این مهم بعد‌ها در آثار خرمشاهی بسط پیدا کرده است] در نظر او پایه‌های رندی بر «حیرت»، «زیبایی» و «زیباشناسی»، «ژرف نگری»، «ملامتی‌گری»، «عشق»، «اخلاص» و «مبارزه با همه دکانداری‌ها و تظاهرات» بنا شده است. نکته تازه‌ای که استاد در کار کرده‌اند، مدخلیت دادن نوعی دیدگاه «لاادری» (آگنوستیسیسم) در جهان بینی رند است. (سی و یک)

۸- دکتر مرتضوی، ظاهراً اولین حافظ پژوهی است که ضرورت توجه به اهمیت «طنز» در شکل‌گیری منظومه ذهنی و زبانی حافظ را خاطرنشان کرده است. به نظر ایشان در ساحت معنا، طنز به عنوان یکی از مظاهر مهم تجلی مشرب ملامتی حافظ و از امتیازات مهم مکتب و مشرب اوست. (صص، ۱۰۷ ۴۳۴) و در چشم انداز لفظ و صورت نیز در کنار «ایهام»، «تناسبات لفظی و معنوی» و «رمزپردازی یا سمبلیسم» «طنز» را باید از مهمترین عوامل و عناصر شیوه خاص شعر حافظ محسوب کرد. (ص ۴۴۳) [سال‌ها بعد بهاءالدین خرمشاهی در مقالاتی به شکلی مبسوط به طنز حافظ پرداخت. شفیعی کدکنی نیز با تعریفی که از طنز عرضه کرده (= طنز یعنی اجتماع هنری نقیضین وقتی معطوف به تجاوز به حریم «تابو»‌ها باشد) دریچه‌ای تازه گشوده است. ایشان طنز را از مهمترین تجلیات بیان نقیضی در شعر حافظ می‌داند که خود پیامد ناگزیر تطور جمال بینی و جهان بینی متعارف حافظ به جمال بینی و جهان بینی پیچیده و غیرمتعارف صوفیانه است رش: خرمشاهی، حافظ حافظه ماست ص ۲۴۸-۱۹۰ و مقاله‌ای در کتاب چهارده روایت و مطاوی حافظنامه و نیز شفیعی کدکنی، موسیقی شعر، ص ۴۳۳ و «طنز حافظ»، تک درخت، انتشارات آثار- یزدان، ص ۱۲-۳۰۱]

۹- در این کتاب خواننده با «عشق» حافظ فی الجمله آشنا می‌شود. در چاپ اول کتاب نحوه تدوین مطالب چنان بوده که خواننده را با تلقی صوفیه از عشق آشنا سازد.

به همین دلیل عملاً در آن به «عشق زمینی» خواجه به «زلف و رخ و خال و خط و عارض خوبان شیرازی کمتر پرداخته شده و «جمال پرستی» حافظ عموماً بر مبنای تئوری‌های صوفیانه توجیه گشته است. هر چند مولف به خصوص در پیشگفتار چاپ چهارم به «نظر بازی‌های» زمینی حافظ اذعان کرده است اما «مکتب حافظ» بیشتر بر ساحت عشق عرفانی حافظ پرتو می‌افکند. این را هم باید گفت که خوانندگان محترم کمتر مطلبی را با این درجه از لطف، اتقان و سودمندی [و به لفظ اندک و جامعیت بسیار] راجع به تلقی صوفیه از کاروبار عشق می‌توانند بیابند. تقریباً دقیقه‌ای از امهات لطایف و مضایق راه پرخطر عشق از خامه استاد فروگذار نشده است.

۱۰- در مطاوی کتاب «مکتب حافظ» جابه جا، مقایسه‌هایی میان مشرب مولانا جلال الدین و حافظ انجام شده است. این فواید بسیار بدیع و اصیل است. صلاحیت علمی کم مانند مولف و دقت نظر ایشان موجب گشته هر رایی که در این باره ابراز کرده‌اند در حکم رئوس و موضوعاتی باشد برای بررسی‌های مبسوط و دامنه دار بعدی.

۱۱- یکی دیگر از مباحث راهگشای کتاب، طبقه‌بندی ای است که از «انواع مشکلات شعر حافظ» عرضه گشته است. مولف در چشم‌اندازی کلی مشکلات دیوان خواجه را در سه دسته طبقه‌بندی کرده است: الف- مشکلات ماهوی و اساسی که مرکز ثقل آن در ژرفای نظر حکیمانه یا عارفانه یا جهان بینی حافظ نهفته است. این مشکلات آسان نما است ولی به نظر مولف رمز و راز اصلی بیان جادویی حافظ در آن نهفته است. [این نوع ابیات همیشه مشکل خواهد ماند و نظر‌های محققان همیشه درباره آن‌ها درحد نظریه خواهد بود.]

ب- مشکلات ناشی از اختلاف نسخه‌ها یا عدم درک بعضی نکات. [این مشکلات با احراز انواع آگاهی‌های حافظ‌شناسی قطعاً قابل حل است.]

ج- مشکلات ناشی از ضعف تالیف یا عدم امکان آگاهی از نظر حافظ درباره بعضی نکات [که این مشکلات لاینحل است]. در این مبحث خواننده با گشاده دستی که مولف در ارائه شواهد متعدد از دیوان خواجه شیراز به خرج داده، عملاً با انواع گوناگون مشکلات آشنا می‌شود. فی الجمله «روش» حل مشکلات را نیز فرا می‌گیرد. [صص ۶۰۷-، ۵۴۳ مطالعه دقیق این مبحث به دانشجویان توصیه می‌شود.] ضمن اینکه برای بسیاری از مشکلات شعر حافظ نیز راه حل‌های پذیرفتنی و تأمل برانگیز پیشنهاد می‌شود.

۱۲- اگر نگارنده این سطور مکلف باشد از میان فصول و ابواب سودمند این کتاب تنها یکی را برگزیند بی هیچ تردیدی مبحث تابناک «ایهام، خصیصه اصلی سبک حافظ» (صص ۵۱۳- ۴۱۵) را انتخاب می‌کند. به نظر دکتر مرتضوی ایهام «بزرگترین هنر حافظ و مهمترین خصیصه شعر او است» و عاملی است که دامنه مفاهیم شعر او را ناپیداکرانه کرده و دایره انتخاب و التذاذ هنری خواننده را وسعت بخشیده است. ایهام در شعر دیگران از صنایع شعری است در حالی که در شعر حافظ روح شعر و کیفیتی جوهری به شمار می‌رود. مولف در این مبحث دقیق و دل‌انگیز ایهامات شعر خواجه را درسه قسم «لفظی» و «معنوی» و «لفظی و معنوی» طبقه‌بندی کرده و درباره هر یک از این اقسام توضیحات مهمی داده است. کثرت شواهدی که در این بخش عرضه شده، روش دقیق و ضابطه‌مند و جامع الاطراف مولف در کشف و تحلیل ایهامات ابیات و همچنین اشباعی است که در توضیح و تحلیل انواع ایهام در شعر حافظ به کار رفته است. به خواننده دقیق این فرصت و امکان را ارزانی داشته که بتواند بال و پر گشودن در شبکه درهم تنیده و پیچاپیچ ظرایف و لطایف شعر خواجه را بیاموزد. به عبارت دیگر فایده این بخش از کتاب، تنها به تحلیل و پرده گشایی از زیبایی‌های شعر حافظ منحصر نیست، بلکه سود بزرگ آن این است که «کلاسی» است برای آموزش کیفیت و روش علمی درک و شرح مشکلات و زیبایی‌های شعر حافظ. [مکرر خواندن این باب اکیداً به دانشجویان توصیه می‌شود.]

۱۳- ضمیمه پنجم کتاب، رساله‌ای است با عنوان «وصایای پیرمغان». (صص ۷۷۴- ۶۰۹) این رساله یکی از سنجیده‌ترین رویکرد‌ها به شخصیت پیرمغان [به عنوان اسوه و الهام بخش شیوه رندی] و مروری است بر جهان بینی و مرام نامه فکری و اخلاقی مطلوب و آرمانی شخص حافظ به عنوان رندی که مرید پیرمغان است و معتقد به اینکه پیر ما هر چه کند و گوید عین عنایت باشد. به نوشته استاد مرتضوی «مذهب پیرمغان» [که کمال او تداعی‌گر «کمال مطلق» است] مبتنی است بر «عشق»، «میو ساقی و سرمستی»، «محبت و خیرخواهی»، «شهود و وسعت بینش و جهان بینی ژرف»، سازش ناپذیری با «ریا و نفاق و تحجر و فسق و فساد و خامی»، «جمال پرستی مجازی و حقیقی»، «فقر توام با همت بلند» و «دلیری و پرهیز از مصلحت گرایی.»(ص ۶۱۲)

۱۴- یکی دیگر از فواید جنبی و استطرادی مکتب حافظ اشتمال آن بر افادات و استنباطات استاد بدیع الزمان فروزانفر است. چنین به نظر می‌رسد که [به خصوص با توجه به «امالی» شاگردان بدیع الزمان از مجالس شرح دیوان حافظ که در کتاب «از خط و خاطر استاد» (به کوشش عنایت الله مجیدی، تهران، ۱۳۸۴) گردآمده است] استاد فروزانفر شعر حافظ را عموماً در فضای شعر عارفانه و صوفیانه تحلیل و توجیه می‌کرده است و بر این مبنا شاید بتوان احتمال داد تاکید و توجه فراوان دکتر مرتضوی [به خصوص در چاپ اول کتاب] بر ساخت عارفانه شعر و شخصیت حافظ تا حدود زیادی تحت تاثیر استاد فروزانفر باشد.

۱۵- دکتر مرتضوی اولین حافظ پژوهی است که به شکل جدی مسئله «رموز و مصطلحات دیوان حافظ» را مورد توجه خاص قرار داده و در باب آن اظهارنظر عالمانه و سودمند کرده است. ایشان فهرستی از «کلمات و مصطلحات» دیوان حافظ تهیه کرده و آن‌ها را در پنج گروه کلی دسته‌بندی کرده است:

الف- کلمات و مصطلحات مورد مخالفت و انتقاد در مشرب حافظ

ب- مصطلحات مقبول و محبوب که خود به دو دسته رموز مکتب عرفان عاشقانه و کلمات مستعمل با لحن موافق تقسیم شده است.

ج- کلمات و اصطلاحاتی که گاهی به طور عادی و گاه با لحن عناد و استهزا استعمال شده‌اند.

د- کلمات و مصطلحاتی که با لحن عناد و استهزا استعمال می‌شوند.

ه- کلمات و مصطلحاتی که مفهوم لغوی و عادی دارند.

این فهرست موجز و مفید در فهم درست ابیات حافظ و هم در شناخت اندیشه و جهان بینی او راهگشا و کارآمد است. خواننده به یک نگاه می‌فهمد که مثلاً خواجه نسبت به «قرآن» همواره لحن موافق دارد اما «صوفی و زاهد» همیشه مورد مخالفت و انتقاد او قرار می‌گیرند و… دقت در این سیاهه نشان می‌دهد که حافظ به طور کلی [آن طور که برخی ادعا کرده‌اند] با مذهب و تصوف و آداب و مفاهیم آن مخالف نیست بلکه با مدعیان و صورت مبتذل و قلب ماهیت شده آن مفاهیم ارجمند ستیز و آویز دارد. یک نکته دیگر هم بگوییم و بگذریم؛ به نظر می‌رسد کلماتی چون «می‌خواره، نظرباز، شراب، باده فروش، دردی کش و…» در دیوان حافظ تنها در چارچوب رموز و مکتب عرفان عاشقانه معنا ندارد بلکه حق با خرمشاهی است که برای کلماتی چون عشق، شراب و… سه طیف معنایی متفاوت قائل است: ۱- زمینی ۲- عرفانی ۳- ادبی

چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۴ – شرق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]