با هم کمی «میم»، نکات جالب و شوخی مهندسی ظریف و رندانه مرور کنیم!

هر حرفه و دانشی یک سری اصطلاح و شوخیهای بامزه یا دم دستی دارد که بیشتر کسانی که خبره آن کار هستند یا دستکم مدتی نزدیک به آدمهای آن حرفه بودهاند، درکش میکنند.
در اینجا میخواهیم چیزهایی را با هم مرور کنیم که معمولا مهندسها یا آدمهایی که خیلی وقت است در کارهای نزدیک به آن مشغول بودهاند و آمادگی ذهنیاش را متوجهاش میشوند!
ارور 404 تا همین یک دهه پیش چیزی بود که دسته قابل توجهی از کاربران عادی هم متوجهاش میشدند. اما از وقتی که شمار قابل توجهی از مردم اینترنت را مترادف با ابراپلیکیشنهای مانند اینستاگرام تصور میکنند، این ارور هم چیزی فنی تلقی میشود. در مورد داستان ارور 404 سالها پیش برایتان نوشته بودم.
در برابر استیلای اچ پی و پرینترسازها:

دنیای کوچک (و زیبای) مهندسی – گاهی یک اتاق کوچک پر از خلاقیت و طرح و ایده میشود و از روی ظاهر و کوچکیاش نمیشود قضاوت کرد:

بعضیها نمیتوانند عظمت کهکشانها را درک کنند. ما در اینجا برای مقایسه بزرگی یک کهکشان را با اندازه یک موز مقایسه کردهایم. (شوخی کمی بیمزه!)

ظاهرا یکی از شرکا از کارش استعفا داده. البته دیدن حرف 4 رومی در این تابلو برای پزشکها تفسیر دیگری هم میتواند داشت. پزشکها میتوانند به جای 4 رومی IV را مخفف فرد وابسته به تزریق داخل وریدی یا معتاد هم بگیرند!

واقعا چرا هنوز آیکون سیو در بسیاری برنامهها و اپلیکیشنها، آیکون دیسکت یا فلپی است. منقرض نشده؟!

در نگاه اول احمقانه است. اما اینجا ما سیستم قفلی داریم که در آن هر کدام از 6 نفر میتوانند مجموعه را قفل کنند و در عین حال هر کدام قفل را علیرغم عدم دسترسی به دیگر کلیدها باز کند!

چه کسی میداند، در لایههای زیرین جادهای که میرانید، ممکن است تاریخی به درازای عمر زمین هم نهفته باشد!

تابلوی مشهور خلقت میکل آنژ، اگر مشابه مکانیکی داشت!

فیلم Speed در زمان خودش یعنی سال 1994 ، یک فیلم خیلی خوب محسوب میشد و ما نسخه VHS این فیلم را که در آن کیانو ریوز، دنیس هاپر، ساندرا بولاک، جف دانیلز بازی کرده بودند، دست به دست میکردیم. اما اگر فرد مجرم در داستان واقعا مفهوم فیزیکی مطلق تهدید مورد نظرش بود، اتوبوس بارها باید منفجر میشود. در این فیلم بمبگذار تهدید کرده بود که اگر سرعت از اندازهای کمتر شود، بمب منفجر میشود. اما از دید فیزیکی هر وقت که اتوبوس با تغییر جهت میداد، واقعا بردار سرعتش تغییر میکرد و به عبارتی سرعتش در سمت بردار قبلی از حد معین کمتر میشد. بمبگذار معنای برداری سرعت یا شتاب را درک نکرده بود. لااقل قدر مطلق سرعت مورد نظرش نبود. به هر حال همین الان فیزیک دبیرستاتی در ذهنم دارم زنده میشود!

خب! این هم یک مشکل مهندسی و هم پزشکی است. هوش مصنوعی خوب است. اما تا وقتی که شما نتوانید علایم مهم بیماری را تفکیک کنید به سیستم اعلام کنید یا تا زمانی که نتوانید خواسته خود را به صورت دقیق توصیف کنید، هوش مصنوعی (فعلا) مثل یک احمق به شما پاسخ میدهد.
شاید بیشتر هنر پزشکان و مهندسها این باشد که از لابلای شرححالهای مبهم یا درخواستهای عجیب مهندسی، متوجه نیت اصلی بیمار یا مشتری میشوند.

این روزها که حتی گاهی پلتفرمهای داخلی پخش جاری سرعتشان مطلوب نیست، آدم فکر میکند که همان سیستم قدیمی دانلود و پخش که من هنوز رهایش نکردهام یا معادل تلویزیونهای کابلی کشورهای فرنگی، چیز بهتری برای ماست.

خب، باور نمیکنید که من هم ذهنم به جای 3 قلب رفت سراغ همان کمتر از 3 عدد!

بیچاره پشتیبانها! اما خب پاسخ برخیشان همیشه کلیشهای است. یاد روزهای اینترنت دیال آپ میافتم که اگر به آی اس پی زنگ میزدی، اولین جمله این بود که ویندوزت مشکل دارد، دوباره نصب کن.

مردم هندسه نخواندهاند یا یادشان رفته، اما خب …

این را باید نشان همکاری بدهید که روزش میآید برای پوشههای اسم بگذارد.

به این اصلا فکر نکرده بودم! ولی درسته!

به نظر میرسد سازنده این ساختمان نرمافزار ورد مایکروسافت باشد. (وقتی به جای اسپیس ، مرتب دکمه تب را میزنید)

بیشتر سیستم اقتصاد جهانی را اکسل مایکروسافت (آن هم نسخه 2013!) مدیریت میکند.

این روزها الگوریتمهای شبکههای اجتماعی یا موتور جستجوی گوگل بدجوری جاسوسی ما را میکنند، به خصوص اگر چیزهای دال بر علاقهتان برای خرید چیزی بنویسید یا جستجو کنید، از در و دیوار پیشنهاد برایتان میریزند تا کلیک کنید و درآمد آنها بیشتر شود.

سر به سر چپدستها نگذارید:

اگر استادان دانشگاه دموکرات باشند و به دانشجوها اجازه بدهند که به کارهای هم نمره بدهند، دانشجوها یک الیگارشی کامل میسازند!
یک اصل مهندسی: تا وقتی کار میکند، اصلا بهش دست نزن و تغییرش نده.

خب اعتراف میکنم برای درس هنر این تقلب را اختراع کرده بودم. در هراس بودم که سایر دوستان هم به سادگی متوجه داستان شوند.
کار هنر خانهمان باید این میبود که حالت دست را در وضعیتهای مختلف بکشیم. دوستان همان اشکال کتاب را تقلید کرده بودند. اما من با یک چراغ مطالعه و دست خودم ….!
خب دبیر ما کمهوش نبود. اما فقط چک کرد که دستم را روی کاغذ نگذاشته باشم و دور تا دورش را خط نکشیده باشم و حواسش نبود که با کمی فاصله دادن چراغ مطالعه از کاغذ بزرگنمایی خوبی ایجاد میشود!
به این طور چیزها نمیشود گفت تقلب! موافق نیستید؟!

ابزار شکنجه برای ایدهآلگراها« نشان دادن قطاع 89 درجهای!

برخی آی اس پیها وقتی زمانی سرویس نامحدود از نظر پهنای باند میفروختند ودر عین حال گزاره مصرف منصفانه را هم ذکر میکردند!

شوخی کمی «شلدونی» است (کاراکتر سریال بیگ بنگ): وقتی کسی شما را مسخره میکند و میگوید ضریب هوشی شما به اندازه دمای اتاق است به مقیاس کلوین فکر کنید.






