آیا واقعا باید این چیزهای قدیمی رو کنار بگذاریم؟ آنها از مد افتاده هستند یا کاربردی و زیبا؟

نسبت به دو سه دهه قبل وسایل خانه یا دم دستی و گجتها بسیار تغییر کردهاند. برخی دیگر کاربرد خود را از دست دادهاند و جای آنها را اپلیکیشنها گرفتهاند. مثلا الان چه کسی نیاز به ساعت شماطهای دارد، وقتی یک اپلیکیشن همان کار را میکند.
در اینجا با هم با ذکر مثالهایی فکر میکنیم که واقعا وسایل قدیمی را باید به گوشهای افکند یا به سبب اینکه هنوز کار میکنند یا خاطرهبرانگیز هستند یا اصلا بهتر از نمونههای امروزی هستند باید مثل گنجی نگه داشت!
استفاده از هدفونهای سیمی را متوقف کردهایم. من که همیشه به عنوان جسارتا یک آدم کمالگرا با گره خوردن و نامرتب بودن سیمهایشان مشکل داشتهام. اما هدفونهای سیمی باکیفیت قبلی را نگه داشتهام. یک جا به درد میخورند. مثلا ممکن است شارژ هدفون بیسیمم تمام شده باشد و در یک موقعیت نیاز داشته باشم با وسیلهای که با هدفونهای سیمی سازگار است به چیزی گوش کنم. به علاوه کسی چه میداند یک دهه بعد حتما عتیقه میشوند!

استفاده از دکمههای مکانیکی هنوز متوقف نشده اما روز به روز دکمههای لمسی بیشتر جای آنها را میگیرند. حس فرو رفتن آنها شاید قابل اعتمادتر از دکمههای لمسی بود.

با این همه اپلیکیشن یادداشتبرداری، من هنوز وقتی برین استورم شخصی میکنم، دفترچه یادداشت کاغذی را ترجیح میدهم. اصلا در دست گرفتن خودکار و مداد و کشیدن خطوط و نوشتن روی آنها مغز را باز میکند. حسی ایجاد میشود که حتما قلمهای الکترونیک هم نمیتوانند ایجاد کنند.

خب من واقعا میانهای با کلیدهای برق قدیمی ندارم و دوست دارم در خانهای باشم که کلید و پریز مدرن و حتی هوشمند داشته باشند. به زودی کلیدهای قدیمی هم به خاطره خواهند پیوست. تصور میکنم تا حالا هم به سبب اقتصاد متزلزل مردم، دوام آورده باشند.

ماهیتابههای آهنی یا مسی: اینها را حفظ میکنید یا انواع خوش رنگ و لعاب جدید دلتان را میبرد؟ یاد ماهیتابههای مادربزرگ افتادم.

کدام آدم هنرشناسی گرامافون یا صفحهپخشکن قدیمیاش را رها میکند؟ اینها مایه افتخارند!
ساعت کلاسیک مچی قدیمی: ساعت مچی کلاسیک قدیمی باز چیزی است که هیچ وقت کهنه نمیشود. من الان از ساعت هوشمند استفاده میکنم. اما واقعا ساعتهای کلاسیک زیبا و دلفریب هستند.

هایلایت کردن متنها با ماژیکهای فسفری: برخی از دانشجوهای درسخوان که کل کتاب را رنگآمیزی میکنند و همه کتاب به نظرشان مهم است. اما واقعا با وجود برنامههای کتابخوان که امکان هایلایت دیجیتال میدهند من مردد هستم در این مورد خاص به شیوه قدیمی اجازه حیات بدهم یا نه. یک مشکل یا شایعه در مورد این ماژیکها هم این است که مشکل سلامتی شاید ایجاد کنند. (البته گوگل نکردهام و تحقیقی در این مورد ندیدهام)

پرینترهای قدیمی در ایران که به خوبی حفظ میشوند. برخی از برندها هم که مرگ ندارند و با این قیمتها اصلا لزومی به خرید انواع جدید آنها نیست.

سی دی های قدیمی هم داستانی هستند. من آنهایی که اوریجینال هستند را نگه داشتهام اما خب صرفا جا اشغال میکنند. در مورد سی دی های کپی فیلم و سریال ما این سالها آنها را با کیفیت بسیار بهتر دانلود کردهایم.

تقویم دیواری؟ من هنوز دوست دارم پای تقویم دیواری بروم و بر اساس آن برنامه بریزم.

ماشین حساب به عنوان یک چیز کلکسیونی این روزها فقط معنی دارد. زمانی وسایل شگفتانگیزی بودند.

مداد و خودکار: نه! آنها هنوز زینتبخش میزهای کار هستند. استفاده از آنها کمتر شده. اما وقتی من روی میز کارم چند مداد و خودکار باشد حس آرامش پیدا میکنم. مخصوصا به مداد عشق میورزم!

خودروهای قدیمی بیآپشن اروپایی یا خودروهای پرآپشن چینی: خب! هر کس سلیقهای دارد.

پخشکنندههای mp3 قدیمی: با این وضعیت نامطئن استریم در ایران و اینکه استفاده از یوتیوب یا اسپاتیفای آسان نیست هنوز هم Mp3 پلیری که سرراست به پیسی بزنی و موسیقیهایت را واردش کنی، جایگاه خاص خودش را دارد.

دی وی دی ها: آخرین باری که دی وی دی فیلم رایت کردهاید یا با آن چیزی تماشا کردهاید کی بوده؟ در مورد برخی از دی وی دی های معدود من لازم دارم که به سرعت به فرمتهایی مانند mkv تبدیلشان کنم. اما حوصله 10- 12 دقیقه انتظار برای تبدیل را ندارم. تازه آن هم با برنامه مناسب.

دانلود یا استریم: در ایران که استریم چیزی تقریبا فانی است. حتی اگر امکان استریم فیلم یا سریالی باشد من دانلود را ترجیح میدهم (در مورد محصولات خارجی) – بگذریم از به اصطلاح تعدیلات سرویسهای استریم داخلی.

زمانی تصور میشد که شرکتهای تولید فیلم عکاسی کلا منحل شوند اما اینگونه نشد و آنها مشتریان خاص خود را دارند.

ضبط ریلی: من توفیق نداشتهام از نزدیک یک ضبط ریلی ببینم و اگر چنین چیزی داشتم، حتما نگهاش می داشتم.

یک پخش کننده و آمپلی فایر با این صورت زیبا باید در ویترینی زیبا در خانه برای همیشه نگه داشته شود:






