واقعا خودآگاهی ما از کجا می‌آید؟ نظریه‌های پیش‌رو در این مورد کدام‌ها هستند؟

واقعا بودن و خودآگاهی چیست. حتی اگر فلسفه نخوانده باشید و در دنیای سریال‌ها و کتاب‌های علمی تخیلی و دانش هم سیر کنید مرتب این مفهوم سابقا صرفا فلسفی ذهنتان را قلقلک داده است. مثلا در سریال the west world در فصل نخستین خود به این مفهوم برمی‌خوریم.

چند وقت پیش من کتاب علمی تخیلی جنگ پیرمرد را می‌خواندم و باز هم دیدم نویسند با این مفهوم کلنجار رفته. در این کتاب با استفاده از اطلاعات ژنتیکی و داده‌های معز انسان ابرسربازها ایجاد می‌شود. ابرانسان‌ها در این کتاب دو نوع هستند. برای لو ندادن داستان کتاب زیاد دقیق در مورد آن حصبت نمی‌کنم. اما همینقدر می‌گویم که در بخشی از فرایند ساخت ابرسربازها ، دیتای و خاطرات انسانی به موجود ثانوی منتقل می‌شود و بعد خودآگاهی آنها.

یعنی نویسنده خودآگاهی را جزئی جدا از مجموع دیتا و خاطرات و نوع پردازش و ارتباط سیناپیسی ما تصور کرده.

این یکی دو سال با پیشرفت هوش مصنوعی باز این سوال پیش آمده که آیا هوش مصنوعی می‌تواند به خودآگاهی برسد و اصلا خودآگاهی جیست.

پس دیگر خودآگهی چیزی نیست که ذهن فلاسفه را درگیر کند و مفهومی انتزاعی و مجرد باشد.

دانش خودآگاهی با مشکلات فلسفی و کبود داده‌های تجربی دست به گریبان است.

در ژوئن،  باورمندان به دو نظریه رقیب در بیست و ششمین نشست سالانه انجمن مطالعات علمی خودآگاهی در شهر نیویورک اعلام شد،به مناظره با هم پرداختند.

نتیجه‌ای برای قبول یا رد یکی از این دو خاصل نشد، برخی از «نظریه اطلاعات یکپارچه» و برخی دیگر به «نظریه فضای کاری جهانی» اهمیت می‌دادند. نتیجه در هر دو مجله Science و Nature و همچنین رسانه‌های بزرگتر از جمله نیویورک تایمز و اکونومیست پوشش داده شد.

به علاوه گروهی متشکل از ۱۲۴ دانشمند و فیلسوف آگاهی – که بسیاری از آن‌ها از چهره‌های برجسته در این زمینه هستند – نامه سرگشاده‌ای منتشر کردند که به نظریه اطلاعات یکپارچه به عنوان «شبه‌علم» حمله می‌کرد.

نامه غوغایی به پا کرد. بر سر خودآگاهی همیشه مناقشه بر پا بوده. اما این دیگر اوج احتلاف بود.

تئوری اطلاعات یکپارچه چیست؟

عصب‌شناس ایتالیایی جولیو تونونی برای اولین بار در سال ۲۰۰۴ نظریه اطلاعات یکپارچه را پیشنهاد کرد و اکنون یک نسخه ۴.۰ دارد که نمی‌توان به راحتی آن را خلاصه کرد.

هسته این ایده می‌گوید که خودآگاهی با مقدار “اطلاعات یکپارچه” یک سیستم یکسان است. یعنی کل اطلاعات یک سیستم.

تئوری اطلاعات یکپارچه با «بدیهیات پدیدارشناختی» و بدهیاتی درباره ماهیت آگاهی شروع می‌شود.

این نظریه می‌گوید که خودآگاهی در طبیعت بسیار گسترده است و حتی سیستم‌های بسیار ساده، مانند شبکه‌ای غیرفعال از مدار‌های کامپیوتری، درجاتی از خود آگاهی دارند.

سه انتقاد

اما نامه سرگشاده سه انتقاد اصلی را علیه نظریه اطلاعات یکپارچه مطرح می‌کند.

اول، استدلال می‌کند که این یک “نظریه پیشروی خودآگاهی” نیست و بیش از آنچه که شایسته است مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است.

دوم، در مورد پیامد‌های آن ابراز نگرانی می‌کند:

اگر [نظریه اطلاعات یکپارچه] به کرسی بنشیند، نه تنها تأثیر مستقیمی بر عملکرد بالینی در مورد بیماران کمایی خواهد داشت، بلکه طیف گسترده‌ای از مسائل اخلاقی از بحث‌های جاری در مورد احساسات هوش مصنوعی و مقررات آن را نیز برمی‌انگیزد و تحقیقات سلول‌های بنیادی، آزمایش روی حیوانات و ارگانوئیدی و سقط جنین را دستخوش دگرگونی می‌کند

ادعای سوم بیشترین اعتراض را برانگیخته است: نظریه اطلاعات یکپارچه «شبه علم» است.

آیا نظریه اطلاعات یکپارچه یک نظریه پیشرو است؟

چه با نظریه اطلاعات یکپارچه موافق باشید یا نه. شکی نیست که این یک “نظریه پیشروی آگاهی” است.

یک نظرسنجی از دانشمندان هوشیاری که در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ انجام شد، نشان داد که تقریباً ۵۰ درصد از پاسخ‌دهندگان گفتند که این نظریه احتمالاً یا قطعاً “امیدبخش” است. این یکی از چهار نظریه‌ای بود که در یک مناظره اصلی در نشست سال ۲۰۲۲ انجمن مطالعه علمی خودآگاهی ارائه شد و یکی از چهار نظریه‌ای بود که در بررسی وضعیت علم خودآگاهی، ارائه شد.

با یک حساب، نظریه اطلاعات یکپارچه سومین نظریه خودآگاهی در متون علمی است که تنها توسط نظریه فضای کاری جهانی و نظریه پردازش مکرر به چالش کشیده می‌شود. چه بخواهیم چه نخواهیم، نظریه اطلاعات یکپارچه از حمایت قابل توجهی در جامعه علمی برخوردار است.

آیا نسبت به سایر نظریه‌ها مشکل سازتر است؟

در مورد پیامد‌های بالقوه نظریه اطلاعات یکپارچه – تأثیر آن بر عملکرد بالینی، تنظیم هوش مصنوعی و نگرش به تحقیقات سلول‌های بنیادی، آزمایش حیوانی و ارگانوئیدی و سقط جنین چطور؟

مطابق این نظریه جنین‌های انسان در مراحل اولیه رشد احتمالاً هوشیار هستند. در حالی که بقیه موافق ظهور خودآگاهی بعد هفته ۲۶ بارداری هستند.

در حالی که ما باید به مفاهیم حقوقی و اخلاقی نظریه اطلاعات یکپارچه توجه داشته باشیم، باید به پیامد‌های همه نظریه‌های آگاهی نیز توجه داشته باشیم.

آیا پیامد‌های نظریه اطلاعات یکپارچه نسبت به سایر نظریه‌های پیشرو مشکل سازتر می‌شود؟ این بدیهی نیست، و مطمئناً نسخه‌هایی از نظریه‌های دیگر وجود دارد که مفاهیم آن‌ها به اندازه نظریه اطلاعات یکپارچه رادیکال است.

آیا شبه علم است؟

در نهایت، شبه علم بودن آن مطرح می‌شود. این نامه هیچ تعریفی از «شبه‌علم» ارائه نمی‌کند، اما پیشنهاد می‌کند که این نظریه شبه‌علمی است، زیرا «نظریه به‌عنوان یک کل» از نظر تجربی قابل آزمایش نیست.

درست است که اصول اصلی نظریه آزمایش بسیار دشوار است، اما اصول اصلی هر نظریه خودآگاهی دیگری هم همین طور است.

چیزی که برای علمی بودن یک نظریه لازم است این است که پیش‌بینی‌های قابل آزمایشی داشته باشد و موضوع این است که قابل آزمایش بودن آن فعلا رد نشده.

تیم باین، استاد فلسفه دانشگاه موناش

منبع: The Conversation

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]