چرا هر کتاب پرفروشی لزوماً کتاب خوبی نیست و برعکس برخی از کتابهای پرفروش را باید خواند؟

کتابهای پرفروش: یک پدیده پیچیده
عواملی که باعث پرفروشی یک کتاب میشوند
1. بازاریابی
کمپینهای بازاریابی نقش مهمی در فروش کتاب دارند. اختصاص بودجه قابل توجهی برای بازاریابی میتواند نام کتاب را به گوش بسیار برساند و وقتی کسی نقد مثبت کتاب را در مجلات و روزنامهها و پیشنهادهای پادکستسازها و یوتوبرها ببینید، به احتمال زیاد در اولین فرصت آن را تهیه خواهد کرد.
در این میان افراد مشهوری که خودشان نویسنده نیستند و درک درستی از معیارهای نقد کتاب ندارند، بازار را آشفته میکنند.
رسانههای دارای محدودیت هم که فقط به فکر معرفی نکردن ممنوعهها یا معرفی کتابهای بیخظر همسو هستند باز هم بر میزان آشفتگی میافزایند!
2. روندها و مدها
بعضی رخدادهای اجتماعی و شبهفرهنگها و کلیشههای بیش بها داده شده در یک مقطع زمانی میتوانند یک کتاب را پرفروش کنند. این گرایشها میتوانند بهطور قابلتوجهی بر انتخابها تأثیر بگذارند، اما لزوماً منعکسکننده شایستگی ادبی کتاب نیستند.
مثلا یک زمان داستانهای دیستوپیایی و زمان دیگر رمانهای عاشقانه یا ترسناک میتوانند محبوب شوند.
3. آسانخوانی
کتابهایی که خواندن و درک آنها آسان است، اغلب به پرفروشترین کتابها تبدیل میشوند، زیرا مخاطبان بیشتری را جذب میکنند.
کتابهایی که به زبانی ساده و در دسترس نوشته شدهاند میتوانند خوانندگانی را جذب کنند که ممکن است ادبیات پیچیدهتری را دلهرهآور بدانند.
داستانهایی با مضامین جهانی یا شخصیتهای مرتبط جذابیت بیشتری دارند.
4. اقتباس از کتاب
کتابی که به صورت اقتباس سینمایی یا تلویزیونی درآمده باشد، هر کسی را کنجکاو میکند که خود کتاب را بخواند و جزئیات و اختلافهای داستان را با اقتباس دریابد.
چرا هر کتاب پرفروش لزوما کتاب خوبی نیست؟
1. کیفیت ادبی در مقابل درخواست تجاری
جذابیت تجاری و کیفیت ادبی همیشه همسو نیستند. کتابهایی که با نثر پیچیده، مضامین عمیق و شخصیتهای پیچیده نوشته میشوند، ممکن است همیشه مخاطبان اصلی را جذب نکنند. آنها ذهن را به چالش میکشند و سختخوان لقب میگیرند.
برعکس، کتابهایی که از فرمول تجاری ثابت شده پیروی میکنند (مثلاً طرحهای قابل پیشبینی، شخصیتهای ملموس) ممکن است با وجود نداشتن عمق ادبی، پرفروشترین شوند.
2. مخاطبان هدف و محبوبیت
محبوبیت یک کتاب گاهی اوقات می تواند به دلیل جذابیت آن برای یک مخاطب خاص باشد تا کیفیت کلی آن.
کتابهایی که به علایق یا خرده فرهنگهای خاصی توجه میکنند، میتوانند در آن گروهها به جایگاه پرفروشتری دست یابند. مثلا آنهایی که با فناوری سر و کار دارند، کتاب بیوگرافی استیو جابز یا بیل گیتس یا داستان موفقیت شرکتها و استارت آپها را میخوانند و کسانی که اهل سیاست هستند، کتابهای یک شخصیت سیاسی را هم میخوانند و هم تبلیغ میکنند.
3. طبیعت زودگذر مدهای کتابی
روندهای مد اغلب کوتاه مدت هستند. یک کتاب ممکن است به یک کتاب پرفروش تبدیل شود زیرا کاملاً با روند فعلی مطابقت دارد، اما این ارتباط میتواند قطع شود.
کتابهای واقعاً عالی اغلب دارای ارزش ماندگاری هستند و خارج از ظرف زمان و مکان، محبوب میشوند. آنها ممکن یک افسانه باستانی یا رویدادی را در چند دهه قبل توصیف کنند، اما همچنان کشش دارند.
چرا برخی از کتاب های پرفروش را باید خواند؟
1. اهمیت فرهنگی و تاریخی
برخی از کتابهای پرفروش به دلیل تأثیر عمیقی که بر فرهنگ و تاریخ دارند، به جایگاه خود دست یافتهاند. این کتابها به دلیل تأثیر ماندگارشان اغلب به خواندنی ضروری تبدیل میشوند.
- ادبیات کلاسیک : بسیاری از آثار ادبی کلاسیک در زمان انتشار اولیه خود هم جوز پرفروشترین آثار بودهاند و تصور کنید که در آن زمان کسی به خاطر پرفروش بودن و احتمال نازل بودن محتوای کتاب، آن را نخوانده باشد.
- تأثیر اجتماعی : کتابهایی که به موضوعات مهم اجتماعی میپردازند یا تغییرات اجتماعی را تسریع میکنند، میتوانند به پرفروشترین کتابها تبدیل شوند.
2. شایستگی هنری و نوآوری
برخی از کتابهای پرفروش به خاطر بدیع بودن هنری و نوآوری به جایگاه خود میرسند و مرزهای فرم و محتوای ادبی را جابجا میکنند.
کتابهایی که تکنیکهای روایی جدیدی را معرفی میکنند یا دیدگاههای منحصربهفردی را بررسی میکنند، میتوانند به جایگاه پرفروشتر دست یابند و به عنوان آثاری پیشگام در نظر گرفته شوند.
3. جذاب و آسانخوان بودن در عین ژرفای مفاهیم
برخی از کتابهای پرفروش موفقیتشان به خاطر تعادل مفاهیم دشوار و زبان ساده یا مطرح کردن مسائل جهانگستر در قالبی ساده است. نویسنده آنها با زیرکی از سد سانسور میگذرد و با مثالهای تاریخی گزنده و نیاوردن مثالهای معاصرِ مقصود را میرساند. این کتابها به زودی کشف و توصیه میشوند و پرفروش هم میشوند.
مثالها
مجموعه “هری پاتر” اثر جی کی رولینگ
مجموعه «هری پاتر» نمونه بارز کتابهای پرفروشی است که به پدیدهای فرهنگی تبدیل شدهاند. این کتاب ها به دلیل داستان سرایی تخیلی، شخصیت های پیچیده و جهان سازی دقیق مورد ستایش قرار می گیرند. بیش از 500 میلیون نسخه از این کتاب در جهان به فروش رسیده است و علیرغم اینکه برای مخاطبان جوانتر نوشته شده ، به موضوعات عشق، دوستی و نبرد بین خیر و شر می پردازد و محبوب هر رده سنی میشود.
“پنجاه طیف خاکستری” اثر ال جیمز
سری کتابهای “پنجاه طیف خاکستری” به موفقیت تجاری عظیمی دست یافت و بیش از 150 میلیون نسخه در سراسر جهان فروخت. با این حال، به دلیل کیفیت ادبیاش به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. بارها در فیلمها و رسانهها به شهوانی بودن این کتاب اشاره شده، اما حتی آنهایی که به همین منظور هم کتاب را خریدهاند و اندک آشنایی با دنیای رمانها داشتهاند، سبک نگارش، شخصیتپروی و نوع ایجاد روابط بین شخصیتها را نپسندیدهاند.
«کشتن مرغ مقلد» اثر هارپر لی
« کشتن مرغ مقلد » نمونهای از یک اثر پرفروش است که یک شاهکار ادبی نیز شناخته میشود. این کتاب به موضوعات عمیق نژادپرستی، عدالت و رشد اخلاقی میپردازد.
این کتاب در سال 1960 منتشر شد، و بعدا حتی مطالعه آن، برنامههای درسی آموزشی هم قرار گرفت. این رمان برنده جایزه پولیتزر شد و به دلیل سبک روایی، شخصیتپروری و عمق موضوعی تحسین شد.
نتیجه
رابطه بین پرفروش بودن یک کتاب و کیفیت ادبی آن پیچیده است. هر چقدر بیشتر کتاب خوانده باشید، احتمال اینکه به دام یک اثر بیارزش نیفتید بیشتر میشود. با این همه گاهی هم باید دل به دریا زد و از ژانرهای ناآشنا و نویسندههایی که هنوز قلمشان پخته نشده، خواند و زیاد به نقایص اولیه آنها فکر نکرد.
موضوع دیگر این است که برخی بر این باورند که خوانده شدن کتابهای پرفروش به هر حال باعث آشتی جامعه با کتاب میشود و بهتر از این است که کلا بسیار از اقشار با کتاب قهر باشند.
و مسئله آخر اینکه نباید به دیده تحقیر و نگاه بالا از پایین به علایق کتابی عامه مردم نگریست و به خصوص به هنگامی که از سر خیرخواهی و اشتراک، با هیجان از کتابی تعریف میکنند یا نقل قول میآورند نباید مستقیم محکومشان کرد، طوری که دیگر جرات نکنند از کتاب و کتابخوانی بگویند.





