خود نرمالپنداری چیست؟ 21 مثال شگفتانگیز از کسانی که از نظر بدنی خود را نرمال میدانستند تا اینکه …

انسانها معمولاً تمایل دارند وضعیت جسمی، ذهنی و رفتاری خود را به عنوان نرمال و استاندارد در نظر بگیرند. از جهتی این نوعی از مکانیزم دفاعی روانشناختی است که به حفظ تعادل روانی و جلوگیری از اضطراب کمک میکند. وقتی ما خود را نرمال میپنداریم، احساس امنیت بیشتری داریم و کمتر دچار اضطراب میشویم.
چرا گاهی به مدت طولانی تصور میکنیم نرمال هستیم؟
- تکرار و عادت: یکی از دلایل اصلی این است که بدن، ذهن و رفتار ما به مرور زمان برای خودمان عادی میشود. اگر چیزی را برای مدت طولانی تجربه کنیم، چه یک احساس جسمی باشد و چه یک رفتار خاص، آن را به عنوان “حالت طبیعی” خودمان میپذیریم. این عادتها به مرور زمان به قدری تثبیت میشوند که دیگر به آنها توجه نمیکنیم.
- مقایسه محدود: ما تمایل داریم وضعیت خود را با افرادی مقایسه کنیم که شرایط مشابهی دارند یا به نوعی به دایره اجتماعی ما نزدیک هستند. این مقایسه محدود باعث میشود تفاوتهای خود با دیگران را نبینیم، یا آن را بهعنوان جزئی از تفاوتهای طبیعی میان افراد بپذیریم.
- عدم آگاهی: بسیاری از مردم نسبت به برخی از مسائل جسمی یا روانی که ممکن است غیرنرمال باشند، آگاهی ندارند. این عدم آگاهی ممکن است از عدم دسترسی به اطلاعات درست، یا حتی از عدم تمایل به جستجوی چنین اطلاعاتی ناشی شود.
چطور میتوانیم زودتر متوجه شویم؟
- خودآگاهی و توجه: اولین قدم این است که بیشتر به وضعیت جسمی، ذهنی و رفتاری خود توجه کنیم. اقدامها میتوانند شامل مراقبه، یادداشتبرداری از حالات روزانه، یا حتی مقایسههای منظم با استانداردهای علمی و پزشکی باشند.
- پرسیدن سوالات: پرسیدن سوالات از خودمان و دیگران میتواند کمک کند تا وضعیت خود را بهتر درک کنیم. بهعنوان مثال، پرسیدن از دیگران درباره تجربیاتشان در زمینههای مختلف (مثل خواب، تغذیه، واکنشهای احساسی) میتواند به ما کمک کند تا بفهمیم آیا وضعیت ما عادی است یا خیر.
- مراجعه به متخصص: مشورت با متخصصان میتواند به شناسایی سریعتر مسائل غیرنرمال کمک کند. متخصصان به دلیل دانش و تجربهای که دارند، میتوانند نشانههای غیرعادی را سریعتر تشخیص دهند و ما را به مسیر درستی هدایت کنند.
وقتی متوجه شدیم متفاوت هستیم، چه کنیم؟
- پذیرش تفاوتها: اولین گام، پذیرش تفاوتهاست. این تفاوتها ممکن است به دلیل یک بیماری یا ناهنجاری باشند، یا صرفاً بخشی از ویژگیهای منحصربهفرد ما باشند. پذیرش تفاوتها به ما کمک میکند که با آنها بهتر کنار بیاییم.
- پیگیری وضعیت: اگر تفاوتها نشاندهنده یک مشکل جسمی یا روانی باشند، باید به دنبال راهکارهای درمانی و حمایتی باشیم. این ممکن است شامل مراجعه به پزشک، روانشناس یا مشاور، تغییر در سبک زندگی، یا حتی پذیرش کمک از خانواده و دوستان باشد.
- استفاده از تفاوتها بهعنوان فرصت: در برخی موارد، تفاوتهای ما میتوانند به عنوان یک فرصت برای رشد و پیشرفت در زندگی باشند. به عنوان مثال، داشتن یک توانایی منحصربهفرد یا یک تجربه خاص میتواند به ما کمک کند تا در زمینههای خاصی موفقتر باشیم.
یک تفاوت محض یا تفاوت نیاز به اصلاح؟
باید به یاد داشته باشیم که همه تفاوتها به معنای مشکل یا ناهنجاری نیستند. بسیاری از تفاوتها صرفاً نشانهای از تنوع طبیعی میان انسانها هستند. در این موارد، باید به این تفاوتها بهعنوان جنبهای از شخصیت و هویت خودمان نگاه کنیم و بهجای نگرانی، آنها را بپذیریم و در زندگی روزمره از آنها بهره ببریم.
این فرآیند میتواند به ما کمک کند تا نه تنها تفاوتها و تغییرات خود را بهتر درک کنیم، بلکه از آنها به عنوان نقطه قوتی برای رشد و توسعه شخصی استفاده کنیم.
در بخش دوم خاطرات واقعی کسانی را با هم مرور میکنیم که خیلی دیر متوجه شدند از نظر بدنی با بقیه متفاوت هستند:
1- من میتوانم کلمات را مزه کنم. مثلاً وقتی کسی میگوید ‘3’، تصویری از یک کاپکیک فوراً در ذهنم ظاهر میشود و گاهی حتی شروع به ترشح بزاق میکنم. این همان کلمه همیشه به همان غذای خاص ارتباط دارد!

توضیح پزشکی: سینستزیا (Synesthesia) یک وضعیت نادر و جذاب است که در آن تحریک یک مسیر حسی یا شناختی، تجربه حسی یا شناختی دیگری را به همراه دارد. افراد مبتلا به حسآمیزی یا سینستزیا واژگانی-چشایی ممکن است با شنیدن کلمات خاص، مزههای خاصی را در دهان خود تجربه کنند. این وضعیت بیخطر است و معمولاً نیازی به درمان ندارد، اما میتواند در زندگی روزمره افراد تأثیرات خاصی داشته باشد که ممکن است گاهی اوقات ناراحتکننده باشد.
2- من یک زبانک دوتایی دارم. آن قطعه کوچک که در انتهای گلو آویزان است… مال من شبیه یک کیسه بیضه است. من فکر میکردم همه اینطور هستند چون چند بار در گلوی دیگران نگاه کردهاید؟ من وقتی بچه بودم، کارتونهایی میدیدم که در آنها وقتی کاراکتری جیغ میکشید، دوربین زوم میکرد و من فکر میکردم هنرمندان برای سادگی یک خط کج میکشند. اما نه، در واقع زبانک بیشتر افراد اینطور نیست!

توضیح پزشکی: زبانک دوتایی یا bifid uvula یک ناهنجاری مادرزادی است که در آن زبانک (قطعهای کوچک در پشت گلو) به دو بخش تقسیم شده است. این وضعیت معمولاً بیخطر است و بسیاری از افراد بدون هیچ مشکلی با آن زندگی میکنند. اما در برخی موارد، این وضعیت ممکن است با مشکلاتی مانند اختلالات گفتاری یا مسائل بلع همراه باشد. اگر چنین مشکلاتی وجود داشته باشد، جراحی ممکن است به بهبود این شرایط کمک کند.
3- من کتاپلکسی دارم — وقتی میخندم، توانایی گرفتن/نگهداشتن اشیا، جویدن و حتی ایستادن را از دست میدهم. به عبارت دیگر، وقتی زیاد میخندم، عضلاتم از کار میافتند. من، خواهرم و پدرم همگی این مشکل را داریم. خواهرم حتی فرزندانش را به دلیل این وضعیت رها کرده است (نگران نباشید، بیشتر یک رها شدن تدریجی است و هیچکس آسیبی ندیده است). من با این تصور بزرگ شدم که این وضعیت کاملاً نرمال است و وقتی فهمیدم که اینطور نیست، شوکه شدم. از 10 نفر از دوستانم هم این را پرسیدم که آیا هنگام خنده دچار ضعف میشوند یا نه، و همه به من نگاه میکردند انگار که سه سر دارم!

توضیح پزشکی: کتاپلکسی (Cataplexy) یک بیماری نادر و جدی است که باعث کاهش ناگهانی تون عضلانی میشود در پاسخ به احساسات شدید مانند خنده میشود. این بیماری معمولاً با نارکولپسی (Narcolepsy) مرتبط است و میتواند به شدت زندگی روزمره فرد را مختل کند. درمان شامل داروهای مخصوصی است که به کنترل علائم کمک میکند، اما در حال حاضر درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد. افراد مبتلا باید از موقعیتهایی که ممکن است حمله را تحریک کنند، دوری کنند و با پزشک خود در مورد مدیریت بهتر این وضعیت مشورت کنند.
4- من بیش از 20 سال فکر میکردم که موزها ترش و انگورها گازدار هستند. ظاهراً من به آنها تحمل ندارم.
توضیح پزشکی: عدم تحمل غذایی یا Food Intolerance وضعیتی است که در آن بدن نمیتواند برخی از مواد غذایی را بهخوبی هضم کند. این میتواند منجر به احساسات ناخوشایندی مانند سوزش سر دل یا نفخ شود. اگرچه این وضعیت خطرناک نیست، اما میتواند ناخوشایند باشد. اجتناب از مصرف مواد غذایی خاصی که به آنها حساسیت دارید، بهترین راه برای جلوگیری از این علائم است. در صورت شدید بودن علائم، مشاوره با یک متخصص تغذیه یا آلرژی میتواند مفید باشد.
5- من درماتوگرافیا دارم. پوستم بسیار حساس است و واکنش هیستامینی بالایی دارد. وقتی با یک جسم کند به آرامی خراشیده میشوم، در شکل خراش دچار کهیر میشوم. من میتوانم نامم را روی ساعدم با کهیر بنویسم.

توضیح پزشکی: درماتوگرافیا (Dermatographia) یا “پوستنویسی” یک نوع از کهیر است که در آن پوست به تحریکات خفیف واکنش نشان داده و دچار التهاب و قرمزی میشود. این وضعیت بیخطر است و معمولاً نیازی به درمان ندارد، اما ممکن است با مصرف آنتیهیستامینها یا استفاده از کرمهای تسکیندهنده علائم کاهش یابد. در برخی موارد، افراد ممکن است با احتیاط از تحریکات اضافی پوست خودداری کنند.
6- من فکر میکردم که در دویدن ضعیف هستم چون گلویم هر بار که بیش از یک دقیقه میدویدم، قفل میشد و درد میگرفت. وقتی 30 سالم بود، این موضوع را به دکتر گفتم. معلوم شد که من آسم دارم!
توضیح پزشکی: آسم (Asthma) یک بیماری مزمن است که در آن راههای هوایی در ریهها متورم و تنگ میشوند و باعث دشواری در تنفس میشوند. آسم میتواند در هنگام فعالیت بدنی مانند دویدن تشدید شود و علائمی مانند تنگی نفس، سرفه، و فشار در قفسه سینه ایجاد کند. با این حال، با استفاده از اسپریهای استنشاقی و برنامههای مدیریتی، افراد مبتلا به آسم میتوانند زندگی فعالی داشته باشند. تشخیص زودهنگام و مدیریت مناسب میتواند به کاهش علائم و جلوگیری از حملات آسم کمک کند.
7- من یک بار به عنوان شرکتکننده با دریافت مقداری پول، در یک برنامه پزشکی شرکت کردم. پزشکان از پروبهای اولتراسوند برای بررسی عروق خونی در صورتم استفاده کردند. آنها درباره عجیب بودن عروق خونی صورتم صحبت کردند. هر چه بیشتر بررسی میکردند، بیشتر شگفتزده میشدند. سپس پول بیشتری به من پیشنهاد دادند و پرسیدند که آیا مایلم پس از مرگ بدنم را به یک مطالعه پزشکی اهدا کنم!
توضیح پزشکی: عروق خونی غیرمعمول یا ناهنجاریهای عروقی در صورت ممکن است نتیجه یک ناهنجاری مادرزادی یا شرایط خاصی باشد که عروق را تحت تأثیر قرار میدهد. این ناهنجاریها ممکن است روی جریان خون تأثیر بگذارند، اما اغلب بدون علائم قابل توجهی هستند. اگرچه ممکن است این وضعیت برای مطالعه علمی جالب باشد، اما در بیشتر موارد نیازی به درمان نیست، مگر اینکه ناهنجاریها باعث مشکلات سلامتی خاصی شوند.
8- اگر صدایی از پشت یا یک طرف بشنوم، میتوانم احساس کنم که گوشهایم سعی میکنند به سمت صدا حرکت کنند (مثل بسیاری از حیوانات، مانند گربهها). گوشهایم واقعاً حرکت نمیکنند، اما یک واکنش خودکار وجود دارد که سعی میکند این کار را انجام دهد. من این موضوع را به همسرم گفتم (با این جمله معصومانه شروع شد: ‘میدانی که چطور میتوانی احساس کنی گوشهایت تلاش میکنند به سمت صدایی ناگهانی حرکت کنند؟’) و او به من نگاه کرد انگار شش چشم دارم. از آن زمان تا کنون کسی را پیدا نکردهام که بداند من در مورد چه چیزی صحبت میکنم.”

توضیح پزشکی: این پدیده میتواند ناشی از یک واکنش انعکاسی عصبی باشد که در آن عضلات اطراف گوش بهطور غیرارادی در پاسخ به صداها منقبض میشوند. این واکنش در بسیاری از حیوانات مشاهده میشود که گوشهایشان را به سمت منبع صدا حرکت میدهند. در انسانها، این واکنش معمولاً در سطح ناخودآگاه رخ میدهد و به ندرت باعث حرکت واقعی گوشها میشود. این واکنش کاملاً طبیعی است و هیچ نگرانی خاصی ندارد.
9- من فکر میکردم که دندانهای عقل معمولاً بعد از 20 سالگی رشد میکنند. در آخرین ویزت دندانپزشکی متوجه شدم که هشت دندان عقل دیگر به طور افقی در حال رشد هستند. تعداد طبیعی دندانهای عقل چهار تا است، نه 16 تا.”
توضیح پزشکی: داشتن بیش از چهار دندان عقل، یا پلیدنتیا (Polydentia)، یک وضعیت نادر است که در آن فرد تعداد بیشتری از دندانهای عقل رشد میکند. این وضعیت میتواند منجر به ازدحام دندانها، مشکلات مربوط به تراز شدن دندانها و احتمالاً درد و ناراحتی شود. در چنین مواردی، معمولاً دندانپزشک جراحی برای استخراج دندانهای اضافی را توصیه میکند تا از مشکلات بیشتر جلوگیری شود.
10- فکر میکردم که دیدم عالی است تا زمانی که عینک زدم و متوجه شدم که همه چیز بسیار واضحتر و روشنتر است! ظاهراً چشم چپم یک نقص بینایی دارد، اما چشم راستم یاد گرفته که آن را جبران کند و من هرگز متوجه نشدم!
توضیح پزشکی: این وضعیت که به عنوان آمبلیوپیا یا تنبلی چشم شناخته میشود، زمانی رخ میدهد که یکی از چشمها دید بهتری نسبت به دیگری دارد و مغز به طور خودکار به چشم قویتر تکیه میکند. در نتیجه، فرد ممکن است متوجه ضعف در دید یکی از چشمها نشود. این وضعیت اغلب در کودکی تشخیص داده میشود، اما اگر تشخیص داده نشود، مغز ممکن است به جبران ادامه دهد و فرد بدون توجه به ضعف بینایی به زندگی خود ادامه دهد. استفاده از عینک (در زمان مناسب( و درمانهای دیگر میتواند به بهبود این وضعیت کمک کند.
11- در سال اول عادت ماهیانه، دورههای بسیار دردناکی داشتم و به یبوست شدید مبتلا بودم. عادتهای ماهیانهام دو هفته طول میکشید و دو هفته بین هر دوره فاصله بود. همه به من میگفتند که این وضعیت با گذشت زمان بهتر میشود. اما یک شب در یک مهمانی دخترانه، به حدی درد داشتم که روی کف حمام به گریه افتادم. والدینم من را به بیمارستان بردند. همه چیزهایی که درباره درد توصیف میکردم، به گونهای بود که انگار در حال زایمان هستم. اما من 14 ساله و همچنان باکره بودم.
“عد از یک هفته آزمایش و مصرف مسکنها، سرانجام مشکل را فهمیدند. سپس من جراحی شدم تا رحم و دهانه رحم دومم که توسط یک غشا بسته شده بود، باز شود. من برای یک سال عادت ماهیانه داشتم و تقریباً دو لیتر خون در رحم دومم جمع شده بود. پس از تخلیه آن و مصرف آنتیبیوتیکهای قوی، به خانه بازگشتم و به دوستانم گفتم که دو رحم دارم.
من همچنین با یک کلیه متولد شدم. نمیدانم آیا این دو به هم مرتبط هستند، اما بیماریمن در این قسمت واقعاً پیچیده است؟

توضیح پزشکی: این فرد دچار یک ناهنجاری نادر به نام رحم دوگانه یا دیدلپیک رحم (Uterus Didelphys) است که در آن فرد دارای دو رحم است که ممکن است هر کدام دارای یک دهانه رحم مجزا باشند. این وضعیت میتواند منجر به مشکلاتی در باروری، عادتهای ماهیانه و درد شدید شود. جراحی اغلب برای اصلاح این مشکل ضروری است. همچنین این فرد تنها با یک کلیه متولد شده است که به عنوان آژنزی یک طرفه کلیوی شناخته میشود. این دو وضعیت ممکن است به دلیل ناهنجاریهای مادرزادی در توسعه سیستم تولید مثلی و ادراری به وجود آمده باشد.
12- اینکه مغز شما هرگز متوقف نمیشود، طبیعی نیست. در واقع، این نشانهای از بیشفعالی است. اولین باری که دارو مصرف کردم و توانستم فقط به یک چیز در یک زمان فکر کنم؟ این تجربه بسیار گیجکننده بود.

توضیح پزشکی: عدم توقف فعالیت مغز که در اینجا توصیف شده است، معمولاً با اختلال کمتوجهی/بیشفعالی (ADHD) مرتبط است. این وضعیت میتواند منجر به تمرکز ضعیف، بیقراری و مشکل در مدیریت افکار شود. داروهای مورد استفاده برای ADHD میتوانند به کاهش این علائم کمک کنند و به فرد امکان میدهند تا بهتر بر وظایف و فعالیتهای خود تمرکز کند. این درمان معمولاً تحت نظر پزشک و با تنظیم دوز انجام میشود تا بهبودی مؤثری حاصل شود.
13- میدانستم که همیشه بینیام گرفته است، اما توجهی به آن نمیکردم. با مصرف دارویی که در نهایت کمک کرد، بینیام کمی باز شد و توانستم در دبیرستان کمی بهتر بویایی داشته باشم. اما تا زمانی که در دانشگاه در یک آزمایش شیمی بودم و باید بوی مایعات مختلف را تشخیص میدادم، متوجه نشدم که چقدر بویاییام تحت تأثیر قرار گرفته بود. نمیتوانستم چیزی را بو کنم تا وقتی که از طریق دهان نفس میکشیدم و توانستم هر بو تشخیص دهم. هنوز هم به این شکل ‘بو’ میکشم.
“پزشکان من از این موضوع آگاه هستند و تیغه بینیام بررسی شده است. انحراف آن به قدری نیست که این مشکل را ایجاد کند. من فقط فهرستی بلند از آلرژیهای بسیار مزاحم دارم که باعث این مشکل میشوند. به عنوان مثال، من تقریباً به هر گیاه سبزی حساسیت دارم.
توضیح پزشکی: این وضعیت ممکن است به دلیل آلرژیهای مزمن و شدید ایجاد شده باشد که منجر به التهاب مزمن مخاط بینی و کاهش حس بویایی شده است. اگرچه این وضعیت بهطور مستقیم خطرناک نیست، اما میتواند کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. درمان آلرژیها، از جمله استفاده از آنتیهیستامینها، اسپریهای بینی و اجتناب از آلرژنها، میتواند به بهبود بویایی و کاهش علائم کمک کند.
14- یک بار با کسی در حال باد کردن بادکنک بودم و پنهانی او را قضاوت میکردم که نمیتواند این کار را با یک نفس انجام دهد. معلوم شد من کسی هستم که ظرفیت ریوی غیرعادی زیادی دارد!
توضیح پزشکی: ظرفیت ریوی بالاتر از حد معمول ممکن است به دلیل عوامل ژنتیکی، تمرینات تنفسی منظم یا ورزشهایی باشد که ظرفیت ریوی را افزایش میدهند. این وضعیت معمولاً نشانهای از سلامت و استقامت بدنی خوب است و هیچ نگرانی خاصی ندارد. اما در صورتی که فرد بدون دلیل مشخصی احساس کند ظرفیت ریوی بسیار بالایی دارد، مشورت با پزشک برای اطمینان از عدم وجود مشکلات تنفسی مانند آسم یا سایر شرایط ریوی توصیه میشود.
15- گاهی اوقات میتوانم حرکت مایع نخاعی را در گردن و پایه سرم احساس کنم و بشنوم!
توضیح پزشکی: صدایی که توصیف شده است میتواند ناشی از حرکت مایع مغزی-نخاعی (CSF) در کانال نخاعی باشد. در شرایط عادی، مایع مغزی-نخاعی بیصدا حرکت میکند، اما برخی افراد ممکن است بهطور نادر این حرکت را احساس کنند یا بشنوند. این وضعیت نگرانکننده نیست مگر اینکه با علائم دیگری مانند سردرد شدید یا تغییر در بینایی همراه باشد، که در این صورت نیاز به بررسی پزشکی دارد.
16- برخی از زنان در خانواده من در دهه سوم زندگیشان یک مجموعه دندان سوم در میآوردند. خاله من تقریباً یک دست کامل داشت، فقط یکی کج درآمده بود، اما دندانهای اضافه خواهر مادرم کنار دندانهای اصلی او درآمده بود، بنابراین در بعضی جاها دو ردیف دندان دارد، مثل یک کوسه. مادرم چند دندان اضافه داشت که آنها را کشیدند و من هنوز دندانی درنیاوردهام، اگرچه همه دندانهای عقل من درآمده و مشکلی نداشتند.

توضیح پزشکی: رشد دندانهای اضافی در بزرگسالی یک پدیده نادر به نام هایپردونتیا (Hyperdontia) است. این وضعیت ممکن است ژنتیکی باشد و میتواند باعث مشکلاتی در تراز دندانها، ازدحام دندانی و حتی مشکلات فکی شود. در مواردی که دندانهای اضافی باعث مشکلاتی مانند درد یا ناهنجاری در تراز دندانها میشوند، کشیدن دندانها توصیه میشود. مشورت با یک متخصص ارتودنسی یا دندانپزشک برای ارزیابی و مدیریت مناسب این وضعیت ضروری است.
17- من دارای گوش موسیقیایی توانمند عجیب هستم. بهطور عجیبی، این موضوع هرگز به بحث گذاشته نشده بود، بنابراین من وقتی دو سال و نیم کلاس موسیقی رفتم تا نُتها را به روشی که فکر میکردم همه میشناسند، بشناسم. من فکر میکردم همه این توانایی را دارند تا اینکه پدرم متوجه شد. ماهها سپری شد تا اینکه به یک مقاله در نشنال جئوگرافیک برخورد میکردم که کاملاً به من فهماند که من قدرت موسیقی خارخ العادهای دارم.

توضیح پزشکی: داشتن گوش یا قدرت ذهنی تمیز موسیقی مطلق (Perfect pitch) توانایی نادر و خارقالعادهای است که به فرد اجازه میدهد بدون نیاز به نوتهای مرجع، دقیقاً فرکانس یا نُت یک صدا را تشخیص دهد. این توانایی ممکن است به دلایل ژنتیکی یا محیطی ایجاد شود و بهطور کلی نشانهای از استعداد موسیقی بالاست. اگرچه این وضعیت نادر است، اما به طور کلی هیچ پیامد منفی برای سلامتی ندارد و بیشتر به عنوان یک استعداد یا مهارت نگریسته میشود.
18- کسی این را به من نگفته بود… من خودم این را در اوایل دهه 20 زندگیام فهمیدم. من یک نوک سینه سوم دارم. من همیشه فکر میکردم این یک خال روی قفسه سینهام است و در واقع آن را دوست داشتم و فکر میکردم بامزه است. اما بعدا متوجه داستان شدم.
توضیح پزشکی: نوک سینه سوم (Supernumerary nipple) یک وضعیت نسبتاً شایع است که در آن یک یا چند نوک سینه اضافی در طول خط شیری (از زیر بغل تا ناحیه تناسلی) ایجاد میشود. این وضعیت معمولاً هیچ مشکلی برای سلامتی ایجاد نمیکند و بیشتر از نظر زیبایی اهمیت دارد. در صورتی که فردی از نظر ظاهری ناراضی باشد، گزینههای جراحی برای حذف نوک سینه اضافی وجود دارد.
19- من روی آب شناوری زیادی دارم. به سختی میتوانم به ته استخر بروم، مهم نیست چقدر تلاش کنم، و میتوانم بدون هیچ تلاشی به مدت طولانی روی سطح آب شناور بمانم.”
توضیح پزشکی: این ویژگی میتواند به دلیل تراکم بدنی پایینتر از متوسط یا میزان چربی بالاتر باشد، که باعث افزایش شناوری میشود. این وضعیت به خودی خود هیچ مشکلی برای سلامتی ایجاد نمیکند و بیشتر به عنوان یک ویژگی فیزیکی طبیعی تلقی میشود. شناوری بالا میتواند در فعالیتهایی مانند شنا مفید باشد، اما برای افرادی که ممکن است بخواهند غواصی کنند، ممکن است چالشبرانگیز باشد.
20- من میتوانم انتخاب کنم که از کدام چشم ببینم و میتوانم بین آنها جابجا شوم. هر کدام از چشمانم که ‘انتخاب نشده’ باشد، ‘خاموش’ میشود و من از آن نمیبینم چون چشم دیگر را انتخاب کردهام. چون من توانستهام این کار را از کودکی انجام دهم، هر دو چشم من میتوانند به تنهایی عمل کنند، بنابراین اگر یکی از آنها را از دست بدهم، تطابق با این وضعیت خیلی سخت نخواهد بود. در واقع این خیلی خوب است، اما این وضعیت باعث شده که از عکس سلفی گرفتن متنفر باشم، چون هر چشمی که انتخاب نشده باشد، به سمت خارج متمایل شود.
توضیح پزشکی: این وضعیت به عنوان استرابیسم متناوب (Alternating exotropia) شناخته میشود، که نوعی اختلال چشمی است که در آن یکی از چشمها در یک لحظه خاص به سمت خارج منحرف میشود. این وضعیت ممکن است در دوران کودکی تشخیص داده شود و میتواند باعث دوگانگی در بینایی یا خستگی چشم شود. درمانهای مختلفی مانند تمرینات چشمی، عینکهای خاص یا جراحی میتواند به بهبود هماهنگی چشمی کمک کند.
21- وقتی فهمیدم که افراد میتوانند چیزها را در ذهنشان تصویر کنند، شگفتزده شدم. من در آن زمان 45 ساله بودم!

توضیح پزشکی: آفانتازیا (Aphantasia) یک وضعیت نادر است که در آن فرد قادر به تصویرسازی ذهنی نیست. این وضعیت ممکن است تأثیرات مختلفی بر تواناییهای شناختی و خلاقیت فرد داشته باشد. با این حال، افراد مبتلا به آفانتازیا میتوانند به روشهای دیگر برای انجام وظایف خود تکیه کنند و این وضعیت معمولاً به عنوان تغییر عملکرد شناختی و نه یک اختلال در نظر گرفته میشود.





