سری فیلمهای Star Wars (جنگ ستارگان) – معرفی، بررسی و نقد

سری فیلمهای جنگ ستارگان (Star Wars) نه تنها از بزرگترین و تأثیرگذارترین مجموعههای سینمایی تاریخ بهشمار میرود، بلکه یکی از مهمترین نمادهای فرهنگ عامه در جهان معاصر است. این فیلمها به کارگردانی جورج لوکاس (George Lucas) آغاز شدند و در نهایت به یکی از بزرگترین فرنچایزهای تاریخ سینما و سرگرمی تبدیل شدند. جنگ ستارگان داستانهای کهکشانی پر از ماجراجویی، نبردهای حماسی و تقابل خیر و شر را روایت میکند. با جلوههای ویژه نوآورانه و داستانپردازی عمیق، این سری فیلمها توانستهاند جایگاه خود را در قلب میلیونها طرفدار در سراسر جهان تثبیت کنند.
این سری شامل سهگانه اصلی، سهگانه پیشدرآمد و سهگانه دنباله است که هر یک از آنها داستانهایی مستقل و در عین حال مرتبط به یکدیگر را در دنیایی تخیلی و آیندهنگر روایت میکنند. از ماجرای جمهوری کهکشانی و جنگهای کلون گرفته تا ظهور امپراتوری کهکشانی و نبرد جدایها علیه نیروهای تاریکی، جنگ ستارگان به عنوان یک داستان گسترده درباره سرنوشت، فداکاری، قدرت، و تقابل میان روشنایی و تاریکی شناخته میشود.
فیلمهای تشکیلدهنده سری جنگ ستارگان
مجموعه فیلمهای جنگ ستارگان در سه سهگانه اصلی و چندین فیلم فرعی تشکیل شده است:
سهگانه اصلی:
- جنگ ستارگان: امیدی نو (Star Wars: A New Hope) – سال ۱۹۷۷
- جنگ ستارگان: امپراتوری ضربه میزند (Star Wars: The Empire Strikes Back) – سال ۱۹۸۰
- جنگ ستارگان: بازگشت جدای (Star Wars: Return of the Jedi) – سال ۱۹۸۳
سهگانه پیشدرآمد:
- جنگ ستارگان: تهدید شبح (Star Wars: The Phantom Menace) – سال ۱۹۹۹
- جنگ ستارگان: حمله کلونها (Star Wars: Attack of the Clones) – سال ۲۰۰۲
- جنگ ستارگان: انتقام سیت (Star Wars: Revenge of the Sith) – سال ۲۰۰۵
سهگانه دنباله:
- جنگ ستارگان: نیرو برمیخیزد (Star Wars: The Force Awakens) – سال ۲۰۱۵
- جنگ ستارگان: آخرین جدای (Star Wars: The Last Jedi) – سال ۲۰۱۷
- جنگ ستارگان: خیزش اسکایواکر (Star Wars: The Rise of Skywalker) – سال ۲۰۱۹
علاوه بر این سهگانهها، فیلمهای فرعی مانند روگ وان (Rogue One: A Star Wars Story) و سولو (Solo: A Star Wars Story) نیز به دنیای جنگ ستارگان افزوده شدهاند که هر یک به بررسی داستانهای فرعی این کهکشان پهناور میپردازند.
سهگانه اصلی: آغاز افسانهای
جنگ ستارگان: امیدی نو (Star Wars: A New Hope)
کارگردان و اقتباس
جنگ ستارگان: امیدی نو در سال ۱۹۷۷ به کارگردانی جورج لوکاس منتشر شد و با موفقیت بیسابقهای در گیشه و نقدها روبهرو شد. این فیلم، نهتنها از نظر تجاری موفق بود بلکه استانداردهای جدیدی در صنعت سینما ایجاد کرد. فیلم اقتباسی از هیچ رمانی نیست و کاملاً بر اساس داستانی اصلی است که توسط جورج لوکاس خلق شده بود.
بازیگران و نقشها
- مارک همیل (Mark Hamill) در نقش لوک اسکایواکر (Luke Skywalker)، یک جوان کشاورز که سرنوشتش با نبرد علیه امپراتوری کهکشانی گره میخورد.
- هریسون فورد (Harrison Ford) در نقش هان سولو (Han Solo)، یک قاچاقچی بیباک که به شورشیان میپیوندد.
- کری فیشر (Carrie Fisher) در نقش پرنسس لیا (Princess Leia)، یکی از رهبران شورشیان که علیه امپراتوری مبارزه میکند.
- آلیک گینس (Alec Guinness) در نقش اوبیوان کنوبی (Obi-Wan Kenobi)، یک جدای بازنشسته که راهنمایی لوک را برعهده دارد.
- دیوید پراوز (David Prowse) و جیمز ارل جونز (James Earl Jones) در نقش دارت ویدر (Darth Vader)، فرمانده تاریک امپراتوری که دنبال نابودی شورشیان است.
خلاصه داستان
امپراتوری کهکشانی با رهبری دارت ویدر بر کهکشان سلطه دارد. نیروهای شورشی تلاش میکنند با استفاده از نقشههای ستاره مرگ (Death Star)، که توسط پرنسس لیا دزدیده شده، پایگاه مخوف امپراتوری را نابود کنند. پرنسس لیا نقشهها را درون یک دروید به نام R2-D2 پنهان میکند و همراه با دروید دیگر C-3PO به سیارهای دورافتاده فرستاده میشود.
در این سیاره، لوک اسکایواکر، جوانی بیخبر از سرنوشتش، این درویدها را پیدا میکند و با کمک اوبیوان کنوبی، به شورشیان میپیوندد. او با کمک قاچاقچیای به نام هان سولو و خلبانش چوباکا (Chewbacca) به نبرد میرود تا پرنسس لیا را نجات دهد و ستاره مرگ را نابود کند.
نقد و ارزیابی
امیدی نو به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ سینما شناخته میشود. این فیلم نهتنها دنیایی جدید و پیچیده را به مخاطبان معرفی کرد، بلکه استانداردهای نوینی در جلوههای ویژه و داستانپردازی ایجاد کرد. فیلم به خاطر جلوههای بصری نوآورانه، موسیقی متن بهیادماندنی جان ویلیامز (John Williams) و شخصیتهای نمادین، مورد تحسین قرار گرفت. لوکاس با خلق یک دنیای جدید و خلق شخصیتهایی مانند دارت ویدر و هان سولو، توانست توجه مخاطبان را جلب کند.
جنگ ستارگان: امپراتوری ضربه میزند (Star Wars: The Empire Strikes Back)
کارگردان و اقتباس
امپراتوری ضربه میزند دومین فیلم از سری جنگ ستارگان است که در سال ۱۹۸۰ به کارگردانی اروین کرشنر (Irvin Kershner) منتشر شد. این فیلم به عنوان دنباله امیدی نو شناخته میشود و داستان شخصیتهای اصلی را با چالشهای جدید روبهرو میکند. فیلمنامه این فیلم نیز بر اساس ایدهها و طرح اولیه جورج لوکاس بود که توسط لری کازدان (Lawrence Kasdan) و لی براکت (Leigh Brackett) توسعه یافت.
بازیگران و نقشها
- مارک همیل در نقش لوک اسکایواکر، که به دنبال کشف سرنوشت خود به عنوان یک جدای است.
- هریسون فورد در نقش هان سولو، که حالا به عنوان یکی از اعضای اصلی شورشیان شناخته میشود.
- کری فیشر در نقش پرنسس لیا که همچنان در مقابل امپراتوری مبارزه میکند.
- بیلی دی ویلیامز (Billy Dee Williams) در نقش لاندو کالریسیان (Lando Calrissian)، یکی از دوستان قدیمی هان سولو که نقشی مهم در داستان دارد.
خلاصه داستان
امپراتوری ضربه میزند با حمله امپراتوری به پایگاه شورشیان در سیاره یخی هوث (Hoth) آغاز میشود. پس از نبردی سنگین، شورشیان مجبور به فرار میشوند. لوک تصمیم میگیرد برای فراگیری مهارتهای جدای به جستجوی یودا (Yoda)، استاد جدای، بپردازد. در حالی که هان سولو و لیا تلاش میکنند از تعقیب نیروهای امپراتوری بگریزند، به پایگاه لاندو کالریسیان در شهر کلاد سیتی (Cloud City) پناه میبرند.
در بخش پایانی فیلم، لوک با دارت ویدر در نبردی نفسگیر مواجه میشود و در این مبارزه هولناک، ویدر فاش میکند که او پدر واقعی لوک است. این آشکارسازی یکی از شوکهای بزرگ سینمایی بود که باعث شد فیلم به یکی از به یادماندنیترین دنبالههای تاریخ تبدیل شود. فیلم با به دام افتادن هان سولو در دست جابا هات و دست نخورده ماندن امپراتوری به پایان میرسد.
نقد و ارزیابی
امپراتوری ضربه میزند به عنوان یکی از بهترین دنبالههای سینمایی شناخته میشود. این فیلم با پرداختن به جنبههای تاریکتر داستان، عمق بیشتری به شخصیتها بخشید و احساسات آنها را به خوبی به نمایش گذاشت. داستان این فیلم به شکلی هوشمندانه جلو رفت و مخاطبان را با پیچشهای غیرمنتظرهای روبهرو کرد. نبرد میان لوک و دارت ویدر یکی از برجستهترین و دراماتیکترین صحنههای سینمایی است. اروین کرشنر با کارگردانی هوشمندانه و توجه به جزییات، این فیلم را به یکی از برجستهترین آثار سری تبدیل کرد.
جنگ ستارگان: بازگشت جدای (Star Wars: Return of the Jedi)
کارگردان و اقتباس
بازگشت جدای سومین و آخرین فیلم از سهگانه اصلی است که در سال ۱۹۸۳ به کارگردانی ریچارد مارکوند (Richard Marquand) به نمایش درآمد. این فیلم بهطور مستقیم ادامه داستان امپراتوری ضربه میزند است و پایانبندی سهگانه اصلی را ارائه میدهد.
بازیگران و نقشها
- مارک همیل در نقش لوک اسکایواکر که اکنون به یک جدای کامل تبدیل شده است.
- هریسون فورد در نقش هان سولو که پس از اتفاقات قسمت قبل از دست امپراتوری نجات داده میشود.
- کری فیشر در نقش پرنسس لیا که نقش مهمی در نابودی امپراتوری ایفا میکند.
- بیلی دی ویلیامز در نقش لاندو کالریسیان که به شورشیان کمک میکند تا در نبرد نهایی با امپراتوری پیروز شوند.
خلاصه داستان
بازگشت جدای با نجات هان سولو از دست جابا هات آغاز میشود. پس از این ماجرا، نیروهای شورشی نقشه میریزند تا ستاره مرگ دوم را نابود کنند. در همین حال، لوک برای رویارویی با دارت ویدر و امپراتور پالپاتین (Palpatine) آماده میشود. او امیدوار است که بتواند پدرش، دارت ویدر، را به سمت روشنایی بازگرداند.
در نبرد نهایی، لوک با دارت ویدر مواجه میشود. پس از مبارزهای سخت، لوک تقریباً از قدرت تاریکی تسلیم میشود، اما در نهایت موفق میشود خود را از این وسوسه نجات دهد. در لحظهای احساسی، دارت ویدر علیه امپراتور پالپاتین شورش میکند و او را میکشد تا پسرش را نجات دهد. پس از مرگ امپراتور، امپراتوری فرو میپاشد و شورشیان پیروز میشوند.
نقد و ارزیابی
بازگشت جدای به عنوان یک پایانبندی حماسی برای سهگانه اصلی شناخته میشود. این فیلم با ارائه نبردهای بزرگ، لحظات احساسی و دراماتیک و پیوند دادن داستانهای قبلی، توانست پایانی قانعکننده برای شخصیتهای اصلی ارائه دهد. اگرچه برخی منتقدان از بخشهایی مانند ایواکها (Ewoks) انتقاد کردند که به نظر میرسید بیشتر برای جلب نظر کودکان طراحی شده باشد، اما فیلم بهطور کلی با استقبال گستردهای روبهرو شد. پایانبندی احساسی و صحنههای اکشن بینظیر، این فیلم را به یکی از مهمترین فیلمهای سری تبدیل کرد.
سهگانه پیشدرآمد: داستان سقوط یک قهرمان
جنگ ستارگان: تهدید شبح (Star Wars: The Phantom Menace)
کارگردان و اقتباس
تهدید شبح در سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جورج لوکاس منتشر شد و اولین فیلم از سهگانه پیشدرآمد بود که به بررسی داستان آناکین اسکایواکر جوان میپردازد. تهدید شبح پس از بیش از ۱۵ سال وقفه در تولید فیلمهای جنگ ستارگان، انتظارات زیادی را برانگیخت و به موفقیتی تجاری تبدیل شد، اگرچه نقدهای متفاوتی دریافت کرد.
بازیگران و نقشها
- لیام نیسون (Liam Neeson) در نقش کوای-گان جین (Qui-Gon Jinn)، یک استاد جدای که آناکین را کشف میکند.
- ایوان مکگرگور (Ewan McGregor) در نقش اوبیوان کنوبی جوان که شاگرد کوای-گان جین است.
- ناتالی پورتمن (Natalie Portman) در نقش پدمه آمیدالا (Padmé Amidala)، ملکه جوان نابو (Naboo).
- جیک لوید (Jake Lloyd) در نقش آناکین اسکایواکر جوان.
خلاصه داستان
تهدید شبح داستان کشف آناکین اسکایواکر، پسر بچهای با استعدادهای نادر در قدرت نیرو (The Force)، توسط کوای-گان جین و اوبیوان کنوبی است. آنها باور دارند که آناکین ممکن است «منتخب» پیشبینی شدهای باشد که تعادل را به نیرو بازمیگرداند. در عین حال، جدایها در حال مبارزه با تهدیدی جدید هستند: دارث ماول (Darth Maul)، یک سیت قدرتمند که از طرف دارث سیدیوس (Darth Sidious) فرستاده شده است.
آناکین که در سیاره تاتویین (Tatooine) به عنوان برده زندگی میکند، پس از نجات توسط جدایها، وارد ماجراجویی بزرگتری میشود. نبرد نهایی فیلم میان جدایها و دارث ماول رخ میدهد که به کشته شدن کوایگان جین منجر میشود، اما او در لحظات آخر از اوبیوان میخواهد که آموزش آناکین را ادامه دهد.
نقد و ارزیابی
تهدید شبح به دلیل جلوههای ویژه خیرهکننده و بازگشت به دنیای جنگ ستارگان، مورد تحسین قرار گرفت، اما شخصیت جار جار بینکس (Jar Jar Binks) و برخی از دیالوگها به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند. با این حال، این فیلم موفق به گسترش جهان جنگ ستارگان شد و بهطور کلی داستانی جذاب را به مخاطبان ارائه داد.
جنگ ستارگان: حمله کلونها (Star Wars: Attack of the Clones)
کارگردان و اقتباس
حمله کلونها دومین فیلم از سهگانه پیشدرآمد است که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد. این فیلم نیز به کارگردانی جورج لوکاس ساخته شد و به بررسی جنگهای کلونها و روابط پیچیده بین جدایها، جمهوری کهکشانی و سیتها میپردازد.
بازیگران و نقشها
- ایوان مکگرگور در نقش اوبیوان کنوبی که اکنون استاد آناکین است.
- ناتالی پورتمن در نقش پدمه آمیدالا که همچنان نقش سیاسی و شخصی مهمی در زندگی آناکین دارد.
- هایدن کریستنسن (Hayden Christensen) در نقش آناکین اسکایواکر، که در این فیلم با وسوسههای تاریکی دستوپنجه نرم میکند.
خلاصه داستان
حمله کلونها ده سال پس از تهدید شبح رخ میدهد. آناکین اسکایواکر اکنون به یک جدای جوان و قدرتمند تبدیل شده است و همراه با اوبیوان کنوبی در پی حفاظت از پدمه آمیدالا است. در این فیلم، روابط احساسی آناکین با پدمه شکوفا میشود و او با تضادهای درونی خود و وسوسههای تاریکی مواجه میشود.
این فیلم همچنین نشاندهنده آغاز جنگهای کلون است، جایی که جمهوری به رهبری جدایها با ارتشی از کلونها به نبرد علیه اتحاد تجاری و نیروهای سیت میرود. در نهایت، فیلم با جنگی بزرگ در سیاره جئونوسیس (Geonosis) به اوج میرسد که جدایها و کلونها علیه ارتش عظیم درویدها (Droids) مبارزه میکنند.
نقد و ارزیابی
حمله کلونها از نظر جلوههای ویژه و صحنههای اکشن مورد تحسین قرار گرفت، اما دیالوگها و برخی از روابط میان شخصیتها، بهویژه رابطه احساسی آناکین و پدمه، مورد انتقاد قرار گرفت. بسیاری از منتقدان باور داشتند که فیلم نتوانسته به اندازه کافی شخصیتپردازی عمیقی ارائه دهد، اما همچنان توانست مخاطبان زیادی را به خود جلب کند و داستان کلی را به جلو ببرد.
جنگ ستارگان: انتقام سیت (Star Wars: Revenge of the Sith)
کارگردان و اقتباس
انتقام سیت در سال ۲۰۰۵ منتشر شد و سومین فیلم از سهگانه پیشدرآمد به کارگردانی جورج لوکاس است. این فیلم بهعنوان یکی از بهترین قسمتهای سهگانه پیشدرآمد شناخته میشود و به بررسی سقوط نهایی آناکین اسکایواکر و تبدیل او به دارت ویدر میپردازد.
بازیگران و نقشها
- ایوان مکگرگور در نقش اوبیوان کنوبی که در تلاش است تا آناکین را از وسوسههای تاریکی نجات دهد.
- ناتالی پورتمن در نقش پدمه آمیدالا که در انتظار فرزندانش است و تلاش میکند آناکین را از مسیر اشتباهش بازگرداند.
- هایدن کریستنسن در نقش آناکین اسکایواکر که به تدریج به سمت تاریکی کشیده میشود.
خلاصه داستان
انتقام سیت داستان سقوط نهایی آناکین اسکایواکر را به سمت تاریکی و تبدیل او به دارت ویدر روایت میکند. در آغاز فیلم، جنگهای کلونها همچنان ادامه دارد و آناکین به یک قهرمان جدای تبدیل شده است. اما با وسوسههای دارث سیدیوس (Darth Sidious)، آناکین به تدریج به سمت نیروهای تاریک کشیده میشود. او به دلیل نگرانی از مرگ پدمه و وعدههای دارث سیدیوس درباره نجات او از مرگ، به تاریکی میپیوندد و به یکی از بزرگترین تهدیدات برای جمهوری تبدیل میشود.
در نهایت، فیلم با نبردی حماسی میان اوبیوان و آناکین در سیاره موستافار (Mustafar) به اوج خود میرسد. پس از شکست آناکین، او در آتش میسوزد و به دارت ویدر تبدیل میشود. در همین زمان، امپراتوری کهکشانی بهطور رسمی تشکیل میشود و جدایها نابود میشوند. اما لوک و لیا، فرزندان آناکین و پدمه، به دنیا میآیند و برای آیندهای بهتر پنهان میشوند.
نقد و ارزیابی
انتقام سیت بهعنوان یکی از بهترین فیلمهای سهگانه پیشدرآمد شناخته میشود. این فیلم به دلیل صحنههای حماسی، داستانپردازی پیچیده و شخصیتپردازی عمیق آناکین اسکایواکر مورد تحسین قرار گرفت. سقوط آناکین به سمت تاریکی و تبدیل او به دارت ویدر، یکی از داستانهای تراژیک سینماست که با مهارت و دقت توسط جورج لوکاس به تصویر کشیده شد.
سهگانه دنباله: بازگشت حماسه کهکشانی
جنگ ستارگان: نیرو برمیخیزد (Star Wars: The Force Awakens)
کارگردان و اقتباس
نیرو برمیخیزد در سال ۲۰۱۵ به کارگردانی جی. جی. آبرامز (J.J. Abrams) منتشر شد و آغازگر سهگانه جدیدی از سری جنگ ستارگان بود. این فیلم در ادامه سهگانه اصلی روایت میشود و شخصیتهای قدیمی را با نسل جدیدی از قهرمانان و ضدقهرمانان آشنا میکند.
بازیگران و نقشها
- دیزی ریدلی (Daisy Ridley) در نقش ری (Rey)، یک دختر جوان که قدرتهای جادویی نیرو را کشف میکند.
- آدام درایور (Adam Driver) در نقش کایلو رن (Kylo Ren)، یک جنگجوی تاریک که در پی قدرتهای بیشتر است.
- جان بویگا (John Boyega) در نقش فین (Finn)، یک سرباز فراری از نیروهای تاریکی.
- هریسون فورد در نقش هان سولو، که به مبارزه علیه محفل اول (First Order) بازمیگردد.
خلاصه داستان
نیرو برمیخیزد سی سال پس از وقایع بازگشت جدای رخ میدهد. امپراتوری سقوط کرده، اما یک سازمان جدید به نام محفل اول به رهبری کایلو رن و رهبر اعظم اسنوک (Supreme Leader Snoke) در حال به دست آوردن قدرت است. ری، یک دختر جوان که در سیارهای دورافتاده زندگی میکند، به طور اتفاقی درگیر ماجرای بزرگی میشود و متوجه میشود که قدرتهای جدای در او بیدار شدهاند.
در همین حال، فین، یک سرباز فراری از محفل اول، به هان سولو و پرنسس لیا میپیوندد تا علیه محفل اول مبارزه کنند. فیلم با نبردی میان ری و کایلو رن به پایان میرسد که نشاندهنده تقابل نیروهای روشنایی و تاریکی است.
نقد و ارزیابی
نیرو برمیخیزد با استقبال گستردهای روبهرو شد و به عنوان بازگشت قدرتمند جنگ ستارگان به سینما شناخته شد. جی. جی. آبرامز توانست با ترکیب عناصر قدیمی و جدید، فیلمی جذاب و پرهیجان ارائه دهد. اگرچه برخی منتقدان معتقد بودند که فیلم بیش از حد به امیدی نو شباهت دارد، اما این اثر توانست مخاطبان جدید و قدیمی را به خود جذب کند و جانی تازه به سری جنگ ستارگان ببخشد.
جنگ ستارگان: آخرین جدای (Star Wars: The Last Jedi)
کارگردان و اقتباس
آخرین جدای در سال ۲۰۱۷ به کارگردانی ریان جانسون (Rian Johnson) منتشر شد و به عنوان دومین قسمت از سهگانه دنباله، به بررسی عمیقتر شخصیتها و نبرد میان روشنایی و تاریکی پرداخت.
بازیگران و نقشها
- دیزی ریدلی در نقش ری که اکنون در جستجوی لوک اسکایواکر است تا آموزش ببیند.
- آدام درایور در نقش کایلو رن که همچنان در تلاش برای قدرت بیشتر است.
- مارک همیل در نقش لوک اسکایواکر که در انزوا زندگی میکند و از گذشتهاش به عنوان یک جدای پشیمان است.
خلاصه داستان
آخرین جدای داستان ری را دنبال میکند که به دنبال لوک اسکایواکر میگردد تا از او آموزش ببیند. لوک که از گذشتهاش به عنوان یک جدای پشیمان است، از آموزش ری خودداری میکند، اما در نهایت تسلیم میشود و برخی از رازهای تاریک گذشتهاش را به او فاش میکند.
در همین حال، کایلو رن با وسوسههای رهبر اعظم اسنوک روبهرو است و در نهایت تصمیم میگیرد علیه او شورش کند و او را بکشد. در نبرد نهایی، لوک با استفاده از یک ترفند جادویی، به کایلو رن مقابله میکند و به عنوان یک قهرمان جدای قربانی میشود.
نقد و ارزیابی
آخرین جدای نظرات متفاوتی از سوی منتقدان و طرفداران دریافت کرد. ریان جانسون تلاش کرد تا با ایجاد تغییرات عمده در داستان و شخصیتپردازی، جهت جدیدی به سری بدهد. برخی از طرفداران این تغییرات را شجاعانه و تازه دانستند، در حالی که دیگران از انحرافات داستانی انتقاد کردند. فیلم بهطور کلی بهعنوان یکی از آثار سینمایی بحثبرانگیز سری شناخته میشود.
جنگ ستارگان: خیزش اسکایواکر (Star Wars: The Rise of Skywalker)
کارگردان و اقتباس
خیزش اسکایواکر در سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جی. جی. آبرامز منتشر شد و به عنوان قسمت پایانی سهگانه دنباله، به دنبال پیوند دادن داستانهای قبلی و ارائه پایانی حماسی برای سری جنگ ستارگان بود.
بازیگران و نقشها
- دیزی ریدلی در نقش ری که اکنون باید با حقیقت ترسناک هویت خود روبهرو شود.
- آدام درایور در نقش کایلو رن که همچنان در پی قدرت مطلق است.
- جان بویگا در نقش فین که در نبرد نهایی علیه محفل اول شرکت میکند.
خلاصه داستان
خیزش اسکایواکر با بازگشت امپراتور پالپاتین، که سالها پس از مرگش زنده مانده است، آغاز میشود. ری متوجه میشود که او نوه پالپاتین است و با این حقیقت ترسناک دستوپنجه نرم میکند. او باید تصمیم بگیرد که آیا به سوی تاریکی خواهد رفت یا به نیروهای روشنایی وفادار خواهد ماند.
در نبرد نهایی، ری با کمک نیروهای روشنایی و جدایهای گذشته، علیه پالپاتین مبارزه میکند و او را شکست میدهد. کایلو رن نیز در یک لحظه احساسی به روشنایی بازمیگردد و خود را قربانی میکند تا ری زنده بماند.
نقد و ارزیابی
خیزش اسکایواکر بهطور کلی نقدهای متفاوتی دریافت کرد. برخی از منتقدان از سرعت بالای فیلم و تلاش برای پیوند دادن داستانهای پیشین قدردانی کردند، در حالی که دیگران معتقد بودند که فیلم بهطور کامل نتوانست به انتظارات طرفداران پاسخ دهد. بازگشت امپراتور پالپاتین و تغییرات در داستان شخصیت ری نیز بهشدت مورد بحث قرار گرفت.





