حسگر ضربان قلب اپل واچ سری ۱۰ یک فاجعه تمامعیار است
فناوریای که قرار بود نجاتبخش باشد، حالا باعث تردید شده است

نویسنده این مقاله – کریس اسمیت- یک دونده حرفهای ماراتن است که سالها مسیر پیشرفت ورزشی خود را با تکیه بر ابزارهای تکنولوژیک طی کرده. او از هوش مصنوعی برای برنامهریزی تمرینها بهره برده و بهکمک اپل واچ و آیفون، همهچیز را از گامهای اولیه تا مسابقات رسمی پیگیری کرده است. برای چنین فردی، اعتماد به دادهها نه یک ویژگی لوکس، بلکه ضرورتی حیاتی است. اما حالا، با عرضهی اپل واچ سری ۱۰، همین اعتماد در آستانهی فروپاشی قرار گرفته است.
تجربهای متفاوت با اپل واچ سری ۱۰؛ پیشرفتهایی که زیر سایهی نقصها محو میشوند
کاربر از همان روزهای نخست استفاده از اپل واچ سری ۱۰، به دو نکته مثبت در این ساعت اشاره دارد: عمر باتری بسیار بهتر و سرعت شارژ چشمگیر. اینها نقاط قوتی بودند که ساعت جدید را در مقایسه با اپل واچ SE قبلیاش، به انتخابی جذاب تبدیل کردند. اما در کنار این نکات مثبت، یک نقص مهم و آزاردهنده وجود دارد که نمیتوان نادیدهاش گرفت: عملکرد ضعیف و ناپایدار حسگر ضربان قلب.
برخلاف اپل واچ SE که هرگز در ثبت ضربان قلب اختلال نداشت، مدل جدید در حین تمرینهای ورزشی، بارها و بارها از ثبت صحیح دادهها بازمانده است. در آغاز هر تمرین، بهویژه در دقایق نخست، ساعت یا هیچ عددی از ضربان قلب نشان نمیدهد یا اعداد نادرستی را ثبت میکند که هیچگونه انطباقی با حس بدنی کاربر ندارند.
اتفاقی عجیب در یک دویدن عادی؛ دادههایی که جای هشدار، اضطراب میآفرینند
در یکی از تمرینهای اخیر، نویسنده قصد داشت بین ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر بدود. او که به دلیل بیاعتمادی به دادههای ساعت، از همان ابتدا نگاهی دقیق به نمایشگر داشت، متوجه شد که در دقایق ابتدایی هیچ ضربان قلبی ثبت نمیشود. اما چند دقیقه بعد، ناگهان عدد ۱۵۰ تپش در دقیقه روی صفحه ظاهر شد. این در حالی بود که شدت تمرین در آن لحظه بسیار سبک بود. کمی بعد، ساعت عدد ۱۷۱ را ثبت کرد؛ عددی که در شرایط عادی باید نشانه خطر باشد، نه بخشی از تمرین روزانه.
اما جالب اینجاست که تنها دقایقی بعد، ضربان قلب بهطور ناگهانی به عدد ۱۲۷ افت کرد. این افت غیرمنتظره، نهتنها در نمودار مربوط به تمرین ثبت شده، بلکه بهوضوح حس میشود که ساعت در حال «حدسزدن» دادهها پیش از شروع اندازهگیری واقعی بوده است.

ثبت ناقص دادهها، خطاهای زنجیروار
در نمودار ثبتشده از دویدن مذکور، علاوه بر آن افزایش عجیب در ضربان قلب، خلأهایی نیز مشاهده میشود که نشاندهنده عدم ثبت پیوسته اطلاعات است. این شکافها، نهتنها تمرین را از نظر ورزشی بیاعتبار میکنند، بلکه در بلندمدت میتوانند بر الگوریتمهای سلامت، تحلیل روندها و حتی تخمین کالری مصرفی تأثیر منفی بگذارند.
نویسنده با اشاره به اهداف تمرینیاش در منطقه ۳ و ۴ ضربان قلب (یعنی بین ۱۴۰ تا ۱۶۵ تپش در دقیقه)، بیان میکند که دادههای اشتباه اولیه باعث شدند میانگینها نادرست محاسبه شوند. از نظر او، اگر حتی یک بخش از این زنجیره خطا داشته باشد، کل سیستم دچار اختلال خواهد شد.
تردیدی جدی درباره دقت در حالت استراحت
اما موضوع تنها به زمان تمرین محدود نمیشود. نویسنده سؤال کلیدی دیگری را مطرح میکند: اگر ساعت در شرایط فعالیت بدنی شدید نمیتواند دادههای قابلاعتماد ارائه دهد، آیا میتوان مطمئن بود که در حالت استراحت، خواب یا فعالیتهای معمولی هم اطلاعاتش درست است؟ وقتی یک ابزار بهظاهر هوشمند بهجای تشخیص صحیح، آمارهای تصادفی یا اشتباه ارائه میدهد، چطور میتوان به آن برای هشدارهای حیاتی، از جمله ناهنجاریهای قلبی یا افت فشار خون، اطمینان داشت؟
راه حل موقت یا انتظار برای بهروزرسانی؟
نویسنده در پایان اشاره میکند که احتمالاً مجبور شود یک حسگر ضربان قلب حرفهای مجزا خریداری کند و آن را با دادههای اپل واچ سری ۱۰ مقایسه کند. او همچنین یادآوری میکند که از نسخه بتای سیستمعامل watchOS 11 استفاده میکند و این مشکلات از همان آغاز استفاده از نسخه جدید پابرجا بودهاند. تاکنون نیز هیچ بهروزرسانیای نتوانسته این ناهماهنگیها را برطرف کند.
در مجموع، تجربهای که باید نشانه قدرت فناوری در خدمت تندرستی باشد، به نمونهای از اعتماد ازدسترفته و شک تبدیل شده است. و این برای محصولی که قرار است «نجاتبخش» باشد، یک شکست بزرگ است.





